![]() |
|
خدای ما و خدای آنها! - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html) +--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html) +---- بخش: فرقه های انحرافی (/forum-60.html) +---- موضوع: خدای ما و خدای آنها! (/thread-6269.html) |
خدای ما و خدای آنها! - Ahmad-A.R.M - ۲۴/مرداد/۹۰ ۵:۵۸ بسم الله الرحمن الرحیم همانطور که قبلا به کرات گفته شده است باید وهابیت را ادامه دهنده راه یهودیت کعب الاحباری و ابوهریره ای در اسلام دانست. یهودیتی که قائل به جسمانیت خداست از این رو مواردی که در ذیل می آیند سندی روشن از میزان انحراف این نحله ضاله است. مشرکانی بی شرم که خود را مروجان توحید ناب اسلامی معرفی می نمایند واز سویی دیگر رهروان حقیقی سنت رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعم از شیعه و سنی را مشرک پنداشته و هیچ مخالفتی را برنمی تابند و آن را پاسخ نمی دهند جز با قتل و مدحور الدم دانستن مسلمانان! 1. خدا به جز ریش و عورت همه چیز دارد: ابو بكر ابن عربى مى گويد: فردى كه مورد وثوق من بود نقل كرد كه ابو يعلى، امام و پيشواى ابن تيميه(پدر فکری و معنوی وهابیت که محمد ابن عبدالوهاب متاثر از او بود) مى گويد: در باره خدا هر عضوى را جز ريش و عورت اثبات خواهم كرد: «إذا ذكر اللّه تعالى وما ورد من هذه الظواهر في صفاته، يقول: ألزموني ماشئتم فإنّي ألتزمه، إلاّ اللحية والعورة» (( العواصم من القواصم: 210، الطبعة الحديثة: 2/283، دفع شبه التشبيه بأكف التنزيه لابن الجوزي: 95، 130 ـ الهامش. )). 2. خدا صورتی بدون مو و موهایی فر دارد: ابو يعلى از ابن عباس نقل كرده كه پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «رأيت ربي عز وجل، شاب أمرد جعد قطط، عليه حلية حمراء». خداوند را به صورت نو جوانى ديدم كه هنوز موى صورتش در نيامده، سرش پرمو، پيچ پيچ (فرفرى) و داراى زيور و آلات سرخ بود. ابو يعلى در كتاب ديگرش گفته: ابوزرعه دمشقى اين روايت را صحيح شمرده ... و أحمد بن حنبل گفته: «هذا حديث رواه الكبّر عن الكبّر، عن الصحابة عن النبي(صلى الله عليه وآله وسلم) ، فمن شك في ذلك أو في شيء منه فهو جهميّ لا تقبل شهادته ولا يسلّم عليه، ولا يُعاد في مرضه». اين حديث را بزرگان از بزرگان از صحابه روايت كرده اند و هر كس در صحت اين روايت شك نمايد او جهمى و شهادت او پذيرفته نيست، سلام نبايد به او داد و به هنگام مريضى از وى نبايد عيادت كرد (( طبقات الحنابلة: ج3 ص81 ج 82، ط ج مكتبة العبيكان، مكة المكرمة ج جامعة أم القرى.إبطال التأويلات لأبي يعلى: ج1 ص141، ط1 ج مكتبة دار الإمام الذهبي الكويت، 1410 هـ.، إبطال التأويلات: ج1 ص145. )). 3. خدایی که بر پشت پشه سوار می شود: «ولو قد شاء لاستقرّ على ظهر بعوضة فاستقلّت به بقدرته ولطف ربوبيّته فكيف على عرش عظيم» اگر خداوند بخواهد با قدرت خويش مى تواند بر پشت يك پشه اى هم قرار گيرد، پس چگونه نتواند بر روى عرش استقرار بيابد.(( التأسيس في ردّ أساس التقديس: ج 1 ص568)). 4. خدایی که نمی تواند هرجا باشد! از هيأت عالى افتاى سعودى پرسيده شده: از نظر شرعى حكم كسى كه معتقد است كه خداوند همه جا وجود دارد چيست؟ و چگونه مى شود به او پاسخ داد؟ هيأت جواب داد: عقيده اهل سنّت اين است كه خداوند بالاى عرش قرار گرفته، و در درون جهان نيست بلكه خارج از اين عالم مى باشد. ودليل بر علوّ خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست، ومسلّم است كه نزول همواره از بالا به پايين صورت مى گيرد، همانطورى كه در قرآن نيز آمده است: (وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتَـبَ بِالْحَقِّ ...): ما قرآن را به سوى تو به حق نازل نموديم. تا آنجا كه مى نويسند: رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) از كنيزى كه مى خواستند آزاد نمايند پرسيد: خداوند كجاست؟ پاسخ داد: در آسمان ها است. حضرت پرسيد: من، چه كسى هستم؟ پاسخ داد: پيامبر خدا. آنگاه حضرت به صاحب آن كنيز فرمود: او شخص با ايمانى است، و مى توانى وى را در راه خدا آزاد نمايى.( مسند أحمد (3/4، 68، 73) والبخاري (فتح الباري) برقم 3344، 4351، ومسلم برقم 1064.) و همچنين رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: من امين كسى هستم كه در آسمان هاست، و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطلاع من مى رسد. آن گاه هيأت عالى افتاى سعودى مى نويسد: «من اعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّة على أنّ اللّه في جهة العلوّ، وأنّه مستو على عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الكتاب والسنّة والإجماع، وإلاّ فهو كافر مرتدّ عن الإسلام». هر كس معتقد باشد كه خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردى با دليل ثابت كرد كه خداوند بر بالاى عرش قرار دارد، و خارج از جهان مى باشد، و اگر نپذيرفت او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است.( فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 3/216 ـ 218.) واضح و مبرهن است که این ویژگی ماده است که اگر در جایی باشد نمی تواند در آن واحد در جای دیگر باشد واین در حالی است که خداوند متعال صریحا در قران می فرماید: وَ هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْعَليمُ (زخرف 84) ترجمه:اوست كه هم در آسمان خداست و هم در زمين خداست و حكيم و داناست. براستی اگر خدا بر روی زمین نیست و فقط در آسمان است چگونه خدایی می کند ؟! 5. خدا را در آن دنیا می توان با چشم دید: در كتاب «منهاج السنّة» كه در ردّ كتاب «منهاج الكرامة» علاّمه حلّى نوشته است مى گويد: عموم منسوبين به اهل سنّت براى اثبات رؤيت خدا اتّفاق دارند واجماع سلف براين است كه ذات احديّت را در آخرت با چشم مى توان ديد ولى در دنيا نمى توان ديد (( مختصر منهاج السنّة: 2/240. )). 6. خدایی که از عرش به زیر می آید: ابن تيميه مى گويد: هر شب هر طور كه بخواهد به آسمان دنيا فرود مى آيد، و مى گويد: آيا كسى هست كه مرا بخواند و من اجابتش كنم، و طالب مغفرتى هست كه او را ببخشم ... خدا اين كار را تا طلوع فجر انجام مى دهد.و پس از نقل مطلب فوق مى نويسد: «فمن أنكر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ» (هر كس فرود آمدن خدا را به آسمان دنيا انكار يا توجيه كند بدعتگذار و گمراه است (( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله يازدهم: 451. )). «ابن بطوطه» در سفرنامه خود مى نويسد: «ابن تيميّه» درمسجد جامع دمشق كه من حضور داشتم، بر بالاى منبر گفت: «إنّ اللّه ينزل إلى السماء الدنيا كنزولي هذا» (خداوند به آسمان دنيا فرود مى آيد، همچنان كه من از پلّه اين منبر فرود مى آيم)، سپس يك پلّه پايين آمد، «ابن الزهراء» از فقهاء مالكى اعتراض كرد، و اظهارات وى را به اطلاع ملك ناصر رساند، وى دستور داد تا او را زندانى كردند، و در زندان از دنيا رفت. (( رحلة ابن بطوطة: 113. )). 7. خدایی که می خندد: ابن تيميه در رساله «عقيدة الحمويّة» مى نويسد: خداوند مى خندد، و روز قيامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّى مى كند (( مجموعة الرسائل الكبرى، رساله يازدهم: 451. )). بخارى از ابو هريرة از قول يكى از صحابه نقل مى كند كه از مهمانى پذيرائى كرده بود، به محضر پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)رسيد و حضرت فرمود: «ضحك اللّه الليلة». خداوند شب گذشته به خاطر پذيرائى تو از مهمان، خنديد (صحيح بخاري، ج 4، ص 226، كتاب المناقب، باب مناقب الأنصار)). بخارى در صحيح خود از ابو هرير نقل كرده كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «يضحك اللّه إلى رجلين يقتل أحدهما الآخر فكلاهما يدخل الجنّة» خداوند مى خندد بر دو نفرى كه همديگر را مى كشند و هر دو وارد بهشت مى شوند (( صحيح بخاري، ج 3، ص 210، كتاب الجهاد مناقب، باب وجوب النفير، صحيح مسلم، ج 6، ص 40، كتاب الإمارة، باب بيان الرجلين يقتل أحدهما الآخر. )). اکنون قضاوت با شما پژوهشگران عزیز! براستی چه تفاوتی میان این خدا و یهودیت تحریف شده وجود دارد؟ و صد افسوس که امروز صاحبان این تفکرات شرک آمیز و مزخرف کلید داران کعبه توحید هستند. ادامه دارد . . . به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است. عقاید وهابیت (خدا) - وحید110 - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۳:۱۶ به نام خدا اپتدا اعلام میکنم اهل تشیع و تسنن وهابیت را داخل در اسلام نمیدانند و فرقه ضاله وهابیت نیز بجر خودشان همه را مشرک و کافر میدانند . پس روی سخن ما فقط با وهابیون است و لا غیر در سیر اعتقادی وهابیت به نکاتی بر میخوریم که کاملا مشخص میکند ایشان از توحید و اسلام خارج هستند . به حدی که حتی نیاز به استدلال نیز وجود ندارد خودتان قضاوت کنید . و ببینید کسانی که غیر خود را مشرک میدانند در مورد خداوند چه اعتقادی دارند! محمد ابن عبد الوهاب در کتاب توحید و غیر ان با اظهار عقاید خشک و خرافی اعمال و رفتار همه طوایف مسلمین را محکوم میکند . و هر یک از انان را به بهانه زیارت . شفاعت . نذر . تبرک . توسل . که استمداد از نیروهای غیبی خداوند هست . به شرک محکوم نموده و کافر میداند . و در قبال ان در کتاب - توحید - از عقیده یهود پشتیبانی میکند . یا للعجب . روایتی را که او در کتاب توحید اورده و صفاتی را که برای خدا شمرده است موافق با عقیده یهود است . که خدای خود (یهوه ) را دارای صفات انسانی میدانند . و او را به مخلو قاتش تشبیه میکنند . و میگویند : از نظر شکل و حرکت و حتی حالات و انفعالات روحی همچون انسان است . این عقیده مخالف با دیدگاه همه مسلمانان است 1 بنابر این وهابیت به بهانه توحید و خدا پرستی به مقدسات مذهبی مسلمانان نام شرک و بت پرستی میگذارد . ولی مجسم بودن خداوند و دارا بودن صفات انسانی او را - چون موافق با عقیده یهود و اربابان اوست - یکتا پرستی میداند . و در کتاب توحید خود ان را عنوان نموده و میپذیرد . محمد ابن عبد الوهاب در کتاب توحید - همانند قوم یهود - خداوند را دارای جسمی بسیار بزرگ میداند که دارای انگشتانی بسیار طویل است . او میگوید یکی از دانشمندان یهود به پیامبر گفت : یا محمد . ما در کتابهای خود یافته ایم که خداوند اسمانها را روی یک انگشت و زمینها را روی انگشت دیگر و درختان را بر یک انگشت . و ابها را بر انگشت دیگر قرار میدهد . و میگوید : من ملک هستم / پیامبراکرم سخنان ان به اصطلاح دانشمند یهودی را شنیدند و از جهت تصدیق قول او چنان تبسم نمودند که دندانهای ان حضرت اشکار شد2 او در همان کتاب تکرار میکند : دانشمند یهودی هنگامی که این علم عظیم . را اظهار داشت ان حضرت به خاطر تصدیق ان . تبسم فرمودند .3 این است نمونه هایی از مسایل اعتقادی و علمی . که محمد ابن عبد الوهاب ان را برای روشنفکران به ارمغان اورده است . و درود بر افراد به اصطلاح تحصیل کرده ای که -مثلا بدون وابستگی - این گونه حقایق علمی عظیم را میپذیرند . یاللعجب . 1-رجوع کنید به کتاب صفحات من تاریخ الجزیره العربیه الحدیث ص72 2-کتاب توحید :ص269چاپ عربستان . 3-همان کتاب ص301. RE: عقاید وهابیت (خدا) - خادم الرضا - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۳:۲۴ و لعنت الله القوم ظالمین برای شناخت ابن حروم زاده ها به این فایل مراجعه کنید : بزرگترین عقیده وهابیت : http://s2.picofile.com/file/7116289458/Police_shia.wmv.html RE: عقاید وهابیت (خدا) - وحید110 - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۳:۳۴ دوستانی که تحمل کمی دارند با بیماری قلبی لطفا این کلیپ را نبینند بنده که تحمل دیدنش را نداشتم لعنت خدا بر این پسترین ها یا حق RE: عقاید وهابیت (خدا) - meshkat - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۳:۳۴ وهابىها هر نوع توسل و تبرك را براى دیگران حرام مىدانند و به خاطر آن شیعیان و دیگر سنىها را به شدت تكفیر كرده و حتى خون آنها را به خاطر این اعتقاد حلال مىشمارند؛ اما جالب است كه وقتى بحث از فضائل و مناقب ابن تیمیه به میان مىآید، كتابها را از فضائل او و تأثیرات خاك قبر، آب غسل، ریسمان شپش و ... او پر مىكنند.یكى از مسائلى كه شاگردان ابن تیمیه با آب و تاب فراوان نقل كردهاند، قضیه استشفاء به خاك قبر ابن تیمیه و شفا یافتن درد چشم از خاك او است. ابن ناصر الدین دمشقى در كتاب الرد الوافر على من زعم بان من سمى ابن تیمة شیخ الاسلام كافر در این باره مىنویسد: على بن عبد الكریم، پسر شیخ سراج الدین بغدادی، براى من داستان شگفتانگیزى را نقل كرد و گفت: زمانى كه جوان بودم، دخترى داشتم كه از درد چشم رنج مىبرد، ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم، او رفیق پدرم بود و گاهى براى دیدن پدرم پیش ما مىآمد، با خودم گفتم: مقدارى از خاك قبر ابن تیمیه را بردارم و آن را همانند سرمه به چشم دختر بكشم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و سرمه براى او فایدهاى نداشت؛ پس بر سر قبر او رفتم، دیدم كه شخصى بغدادى چند كیسه (صرر= كیسههاى پول) از خاك قبر را جمع كرده است، به او گفتم: با آنها چه مىكنی؟ گفت: آنها را براى معالجه درد چشم برداشتهام و مىخواهم آن را همانند سرمه در چشم فرزندانم بكشم. گفتم: آیا فایده دارد؟ گفت: بلی. سپس گفت كه من تجربه كردهام. پس بر آن چه قصد كرده بودم، یقینم بیشتر شد، مقدارى از خاك را برداشتم و آن را به چشم دخترم كشیدم، در حالى كه خواب بود، شفا پیدا كرد . این داستان را براى پسر قاضى جبل ؛ یعنى امام شرف الدین ابوالعباس احمد بن بن الحسن بن شیخ الإسلام ابوعمر مقدسى نقل كردم، او پیش ما آمد و از این قضیه تعجب كرد و از من در حضور مردم از آن سؤال كرد، من قصه را دو باره نقل كردم و او شگفت زده شده بود. نقل از وبلاگ حقیقت وهابیت ابن تیمیه کیست؟ اگر چه انشقاق شیعه و سنی به تاریخ صدر اسلام و مسئله جانشینی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باز می گردد، ولی ابن تیمیه نیز در این جریان نقش مهمی ایفا كرد (1328 و 1263. ت). وی پیشگام جدلیون سنی بود و اعتقادات شیعی را به شیوه ای نظام مند و با شدت تمام مورد انتقاد قرار داد. علمای وهابی با الهام از آثار ابن تیمیه شیوه وی را در اهانت و توهین به شیعیان در پیش گرفتند. بواسطه تبعیت وهابیون از شیوه جدلی ابن تیمیه، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور كلی مسلمین جهان عمیق تر شد. (۲۴/مرداد/۹۰ ۱۳:۳۴)وحید110 نوشته است: دوستانی که تحمل کمی دارند با بیماری قلبی لطفا این کلیپ را نبینندکاش زودتر میگفتید.تا مدت ها عذاب خواهم کشید به خاطر دیدنش.توصیه میکنم خانم ها نبینند. وهابيت و صفات خدا: آنان خدا را جسم مي دانند . برايش جهت فوقانيت قائل اند. خدا را در عرش، كه مافوق همه آسمان ها و زمين است، مي دانند. براي خداوند حركت و جهت قرب معتقدند و مي گويند خداوند شب هاي جمعه از آسمان پايين مي آيد و در قيامت كنار مردم مي ايستد و معتقد به صورت و دست (دست راست و دست چپ)، انگشتان و دو چشم به معناي حقيقي براي خدا هستند. الفاظ صفات خدا را بدون توجيه و تأويل، حمل بر معاني حقيقي مي كنند و براي خدا همان محبت و رحمت و همان رضا و خشمي را معتقدند كه براي انسان ها باور دارند. مي گويند خداوند با حروف و اصوات سخن مي گويد. با اين وصف خدا را مانند انسان در معرض حوادث قرار مي دهند كه مستلزم حدوث باري تعالي و عين كفر مي باشد. لذا وقتي ابن تيميه عقايد وهابيت را نوشت، تمام علماي زمانش، كه سنگرداران حريم اسلام بودند، حكم به گمراهي، ضلالت و كفر اين گروه دادند و از حكومت وقت خواستند يا او را اعدام كند يا به زندان افكند كه موجب فساد و گمراهي مردم نشود. نقل از کتاب وهابیت کیست و چه می گوید؟ RE: عقاید وهابیت (خدا) - mostafa1367 - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۴:۱۴ سلام نقل قول:حید110 نوشته است:آقا ما اول کلیپ دیدیم بعدمتن شما رو خوندیم حالم اساسی گرفته شد خدا لعنتشون کنه RE: عقاید وهابیت (خدا) - libera - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۲ خدایا پس کی پس کی منجی ما کی میاید....؟؟ بمیرم برای دلی که اینچنین خون شده از غصه و خشم... ولی کنارش ضمیمه کنید برای کسانی که تحمل ندارند..... (اما حقیقته دیگه....مرگ مرگ بر آنها که خون پاک عزیزان ما را مریزند...لعنت لعنت..) دختران تالار هم باید همچون خانومشون زینب کبری باشند مگر نه اینکه هم قسم شدیم... آدم به سر بریدن یک گوسفند یک مرغ نمیتونه نگاه کنه...خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااا این کفار رو فقط منجی میتونه از بین ببره الله اکبر RE: عقاید وهابیت (خدا) - محمود - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۶:۰۳ آیا شما را آگاه ننمایم که بعد از من مرتد و کافر گشته و برخی از شما گردن بعضی دیگر را خواهید زد؟! رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کنز الفواد ج1 ص145
عقاید کلّی وهابیت که هر کدام جای بحث دارد - أین المنتظر - ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۸:۱۰ دوستان اینها اصول عقاید وها بیت است!!!: 1.هر چيزي که بجز خداي تعالي مورد عبادت قرار گيرد خطاست و هر کس اين چيزها را عبادت کند سزاوار مرگ است. 2- جماعت زيادي از مسلمانان موحد نيستند زيرا مي کوشند تا عنايت خدا را با زيارت قبور اوليا بدست آورند بنابراين مشرکند. 3- ذکر نام پيامبر، ولي، يا فرشته در نماز شرک است. 4- اگر غير از خدا از کسي شفاعت جويند کفر است. 5- هرکسي براي روا شدن حاجات خود از غير خدا ياري بخواهد کافر است. 6- علمي که مبتني بر قرآن مجيد سنت پيامبر و استنباط هاي ضروري عقل نباشد. کفر است 7- انکار قدر (قدرت داشتن انسان بر انجام کارها) در همه افعال به معني الحاد و بدعت است. 8- تفسير قرآن بر پايه تأويل کفر است. حافظ وهبه از نويسندگان معروف وهابى، آراء و عقايد وهابيت را در امور کلى زير خلاصه نموده است: 1- بازگشت به کتاب خدا و سنت پيغمبرى و پيروى راه سلف صالح (صحابه پيامبر و تابعين) در فهميدن آيات و احاديث و نرفتن به راه فلاسفه و متکلمان و صوفيه که همه آنها مخالف طريق سلف صالح است. (از قبيل آيات و روايات مربوط به اعتقاد به رويت و اثبات جهت و جسم براى خدا و يا معصوم نبودن پيامبران قبل از بعثت و...). 2- مبارزه و جنگ با بدعتها و منکرات، مخصوصاً چيزهايى که موجب شرک مى باشد از قبيل زيارت ،توسل، تبرک به آثار اولياء، نمازگزاردن نزديک قبر و افروختن چراغ براى قبور و نوشتن برروى آنها، حال براى زيارت بناى قبور و تعمير ساختمانهابراى قبور نذر و ذجه و گريه بر آنها، قسم به غير خدا، استمداد و استشفاء از غيرخدا و شفاعت طلبيدن از آنان و... 3- مبالغه نکردن و غلو ننمودن درباره پيغمبر و اولياء بويژه پس از مرگ و در نظر نگرفتن نيروهاى و امداهاى غيبى و فوِق العاده براى آنان و موثر نبودن و يا فقدان ارتباط ارواح آنان با اين دنيا. |