![]() |
|
تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html) +--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html) +--- موضوع: تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن (/thread-6823.html) |
تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن - janali - ۵/شهریور/۹۰ ۲:۳۸ بسم الله الرحمن الرحیم ![]()
دکتر غلامرضا نورزاد
حاشیه ای بر مطلب "داروین ماده گرا نیست " در روزنامۀ جام جم در صفحۀ اندیشۀ روزنامۀ جام جم چهار شنبه هشتم تیر ماه 1390، گزارشی از دهمین نشست انجمن فلسفۀ دین در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به چاپ رسید ه بود که موضوع آن اختصاصا به دین و نظریۀ تکامل در میان فلاسفۀ ایرانی تعلق ذاشت، و در آن به بسیاری از مشاهیر ایرانی –اسلامی اشاره نشده و در حق آنها کم لطفی شده بود. آنچه در این مختصر میآید، گویای دقیق نظریات مطرح شده در نشست نیست. اما آنچه کاملا در چشم می نشیند و ذهن را پر می کند، اثر روانی تیتر درشت مقاله تحت عنوان : " داروین ماده گرا نیست" و بعد در تیتر دوم که: " بسیاری از متفکران ما در فهم نظریۀ تکامل دچار خطا شدند" از قول جناب دکتر داوری اردکانی بود. بعنوان فردی که در طول ترم گذشته در سه جلسۀ استانی در استان هرمزگان نظریۀ تکامل، خاستگاه،و نقش داروین در نظریۀ تکامل و ایرادات آن و سهم دانشمندان ایرانی -اسلامی را برای علاقمندان مورد بحث قرار داده ام، اولین برداشت بنده و بی تردید اکثریت جامعۀ تحصیل کردۀ ایرانی، دانشجویان و دانش آموزان این خواهد بود که پایه گزار نظریۀ تکامل موجودات زنده داروین است، و او فردی معتقد به خالق حیات و خدا وند است. اگر معنای تیترهای فوق این باشد، در اینصورت سوء تفاهمی صورت گرفته است . در اینجا نه از دید کاملا فلسفی، بلکه از منظر علم زیست شناسی و اشتغال داروین نیاز به اصلاح و توضیح دارد، که بطور خیلی مختصر برای علاقمندان بحث، ارائه میشود. قبلا از فرصتی که مدیریت محترم ماهنامۀ وزین حکمت و معرفت بوجود آورده است تشکر میکنم . مقدمه 200 سال پیش داروین انگلیسی درکتابی تحت عنوان " اصل انواع " نظریه ای قدیمی و قدیمی تر از تاریخ مسیحیت را با فکر و زبانی جدید علمی قرن 19 به بحث کشید که بدلایل سیاسی واجتماعی روز سرو صدای زیادی به پا کرد و از طرف جامعۀ علمی آن زمان به سرعت جذب شد ونام اورا بر سر زبانها انداخت. بعد از انقلاب علمی و رنسانس در اروپا هیچ نظریۀ علمی تا این درجه جامعۀ علمی مغرب زمین را تحت تاثیر قرار نداد. زیست شناسان بدلیل ضدیت با کلیسا و سیاستمداران غربی برای تایید نظراتشان و دولت قدرتمند بریتانیا ازیک سو بدلیل اینکه این تفکر علمی را متعلق به ملت انگلیس میدانست وبه جهت اینکه این کشوررا مهد تمدن و زادگاه نوابغ علمی و برتر از سایر ملتهای اروپا بشناساند و از سوی دیگربرای توجیه یکه تازی استعماری خویش پشتیبان ومبلغ این نظریه شد. بعدها جنگ سالاران آنرا برای پیشبرد سیاستهای ویرانگر خویش ابزاری موثر تشخیص دادند . مارکس نسخه ای از اولین چاپ کتاب خود کاپیتال را با خط خود به داروین تقدیم می کند و به این ترتیب داروینیسم ابزار کمونیسم شد . جالب اینکه نا سیونال سوسیالیسم هیتلری در آلمان نیز از یک سو با کمونیزم میجنگید واز سوی دیگر تحت تاثیر داروینیسم با هدف پاکسازی نژادی وخالص سازی نژاد ژرمن بر ضد نژادهای پست به نظر خودش،و معلولها وکولی ها آلمانی دست به کشتارآنها زد . چند سالیست که این نظریه به دلیل پیشرفتهای علمی جدید در زمینه های مختلف علمی مخصوصا ژنتیک وبیولوژی مولکولی هدف انتقادات گوناگون قرار گرفته است . نه فقط از این نظر که داروین بنیان گذار این نظریه نبوده است ، بلکه از این جهت که نظم وپیچیدگی فوق العادۀ سیستم های پیچیدۀ حیاتی تا کنون شناخته شده ، به دلایل منطقی و علمی نمی تواند حاصل تصادف کور باشد . امروز در کشور ما نظرات داروین هنوز در دانشگاهها همانند 100 قبل تدریس می شود . حتی در مرکز علمی و پژوهشکده های فلسفه و علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ما نیز داروین را بعنوان فردی غیر ماتریالیست معرفی میکنند . در این جا سعی خواهد شد بطور مختصر به سهم داروین در این نظریه و ایرادات وارد بر نظریۀ داروینیسم و نقش دانشمندان ایرانی – اسلامی درارائۀ نظریۀ تکامل اشاره شود . باشد که محققین و مدرّسین ما معرف این حقایق شوند . تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن تعریف تکامل: مجموعۀ تغييرات و تحولات دروني و بيروني از مادۀ بيجان تا ايجاد اولين موجود زنده و تغييراتي كه پس از آن موجب گوناگوني موجودات زنده تا وضعيت فعلي شده است تحت عنوان تكامل موجودات زنده مورد بحث است. يا: رويش و گسترش موجودات زنده كه با تحول و دگرگوني همراه است تكامل نام دارد. تكامل لغتي عربي است به معناي ترقي و كامل شدن، كه توسط دانشمندان زمان قاجار براي لغت «Evolution » انتخاب شد. در سال 1374 لغت زيباي فارسي « فرگشت » توسط «داريوش آشوري» مؤلف ، مترجم ومحقق ايراني مترادف تكامل به كار رفت. ما در ابتدا باید ميان دو اصطلاح تفاوت قائليم: - اصل تكامل: تغيير و تطور موجودات زنده بر اساس برنامۀ ژنتيكي طراحي شدۀ هوشمند و هدايت شده از ابتداي خلقت. - داروينيسم: ايجاد موجودات زنده براساس دو فاكتور تغييرات تصادفي و بي هدف در طول زمان و انتخاب طبيعي بعدي در نتيجۀ تنازع و بقا. دکتر غلامر ضا نورزاد اردیبهشت ماه 1390 اگر خدا بخواهد ادامه دارد ... RE: خاستگاه تکامل - janali - ۹/شهریور/۹۰ ۴:۰۱ بسم الله الرحمن الرحیم ![]()
دکتر غلامرضا نورزاد
دیدگاههای مختلف در بارۀ تکامل:
- نظرات تکاملی قبل از میلاد - نظرات دنياي مسيحيت در بارۀ تكامل - ديدگاههاي تكاملي اسلام و دانشمندان اسلامي درگذشته و حال - نظرات دانشمندان قرون17و 18 اروپا - نظرات لامارك و داروين و نئوداروينيسم و نئولاماركيسم و مقايسه آنها - ايرادات علمي نظريهْ داروين و عواقب سياسي-اجتماعي آن در طول تاريخ 150 سال گذشته نظرات تکاملی قبل از میلاد: - اولين بارفيلسوف يوناني آناكسي ماندر 600 (Anaximander) سال قبل از ميلاد مسيح تكامل حيات را از ماده بيجان و تكامل حيات را از جد جانوري مطرح كرد. - بعد از او فيلسوف ديگر يوناني امپدوكلس(Empedocles) ، ونيز شاعر و فيلسوف رومي لوكرتيوس (Lucretius) از قابليت تغيير موجودات زنده سخن گفتند. - ارسطو نيز مثل استادش افلاطون از تغييرات طبيعت، گياهان و جانوران صحبت كرده است. ولي نظر آنها در مورد تبديل جانوران يك فكر ساده در باره تغيير و حركت بود. هيچكدام نظري صريح و روشن و يا حتي مبهم درباره تكامل ارائه نداده اند. براي افلاطون و ارسطو دنياي طبيعت يك چيز خود به حركت درآمده و جريانيست از تغييرات پشت سرهم و مداوم و خود بخودي كه رشد را به جريان انداخته و هر مرحله امكانات و توانائی های نسل قبلي خود را دارد. نظرات مسيحيت در بارۀ تكامل: در انجیل آمده است: «...سپس خداوند گفت : بگذار انسان را بيافرينم و آنجا خداوند انسان را از غبار زمين طبق صورت خود ساخت و بعد نيروي حيات در او دميد. سپس خداوند گفت: زمين سبزه ها را بروياند، گياهان دانه دار و درختان ميوه دار.» در مورد آبزيان و جانوران خشكي ميگويد: « ...به اين ترتيب خداوند جانوران بزرگ درياها و همۀ موجودات زنده را خلق كرد كه آب از آنها پر است بر حسب گونه هايشان. كه خود را زياد ميكنند. سپس خداوند وحوش دشت را آفريد طبق روش خودش، گاو طبق روش خودش و همه كرمها را كه در خاك مي خزند.» اين فقط بريده هائي از داستان آفرينش در انجيل بود. در طول تاريخ پس از آن براي قرنها همين تئوري معتبر و دليل تغييرناپذيري گونه ها بود. حتي كشف فسيلها بعداً بعنوان نمونه هاي نابود شده در اثر فجايع عظيم توصيف شدند و ايجاد تئوري كاتاستروفيسم شد. گزارش طوفان نوح هم بعنوان يكي از اين فجايع تلقي شد، كه بعد از هريك از اين وقايع موجودات كاملاً جديدي بوجود آمده اند. جورج كوويه پيش آهنگ اين فرضيه و كارل لينه معروف نيز ازطرفداران اين نظريه بود. ديدگاههاي تكاملي اسلام و دانشمندان اسلامي درگذشته و حال: آیات زیر در قرآن کریم در تایید تکامل تفسیر شده اند: - «... و به راستي شما را آفريديم و صورت و سامان بخشيديم ، آنگاه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده بريد. همه سجده بردند مگر ابليس كه از سجده كنندگان نبود .» سورۀ اعراف آيۀ 7. - « آيا كافران نيانديشيده اند كه آسمانها و زمين فرو بسته بودند، آنگاه آنها را بر گشاديم، و هر موجود زنده اي را از آب آفريديم، آيا ايمان نمي آوريد.» سورۀ انبياء آيۀ 30. - « آري مدتي از روزگار بر انسان گذشت كه هنوز چيز قابل ذكري نبود(1) ما انسان را از نطفه اي آميخته آفريده ايم و به آزمونش كشاندیم ، و او را شنوا و بينا ساختیم(2) ما او را به راه آورده ايم، چه سپاسگزار باشد چه ناسپاس(3)». سورۀ انسان آيۀ 1-3 . - « واز جمله آيات او اين است كه شمارا از خاك آفريد، سپس كه انسان شديد در زمين پراكنده شديد».سورۀ روم .آيۀ 20 . خطاب به كافران كه ميانديشند: - «..يا از هيچ خلق شده اند، يا اينكه خودشان خالق خویشند؟(35) يا آسمانها و زمين را آفريده اند، حق اين است كه يقين نمي ورزند(36) ». سورۀ طور.آيات 35-36 . قرآن مجيد ترجمۀ بهاالدين خرمشاهي
نظرات برخی از اسلام شناسان در بارۀ تکامل: 1. علامه طباطبایی: ظاهر آیات قرآن آفرینش اولین انسان را مستقل می داند0 دلایل و شواهد فرضیه تکامل ناکافی است و در صورت اثبات قطعی فرضیه تکامل، آیات قرآن بر طبق آن تأویل پذیر است. 2. آيت ا... مصباح یزدی: به فرض اینکه نظریه تکامل به قطعیت برسد ، خلقت حضرت آدم (علیه السلام) یک معجزه و استثنا ست و بقیه انسانهای کنونی از نسل اویند. 3. آیت ا... مشکینی و دکتر سحابی: فرضیه تکامل کاملاً مورد تأیید قرآن است و بر تكامل تدريجي و پيوستگي نسلي تصريح دارد. مولوی میگوید: آمده اول به اقليم جماد و ز جمادي در نباتي او فتاد نسلها اندر نباتی عمر کرد نامد ش حال نباتي هيچ ياد باز از حيوان سوي انسانيش مي كشيد آن خالقي كه دانيش عقلهاي اولينش ياد نيست هم ازاين عقلش، تحول كردنيست و ادامه مید هد: جملۀ ديگر، بميرم از بشر تا بر آرم از ملائك بال و پر بار ديگر از ملك پران شوم آنچه اندر وهم نايد آن شوم تفکرات تکاملی دانشمندان اسلامی در گذشته: اولين كسي كه متوجه جلوه هاي تكاملي در انديشه هاي انديشمندان اسلامي شد، جان ويليام دراپر John wiliam Draper)) هم عصر داروين بود. او كتابي تحت عنوان – پيروان محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و تكامل- (Mohammedan Theory of Evolution) تاليف كرد و در آن مي نويسد: «.....آنها خيلي زودتر از ما متوجه تكامل شدند، در مورد آن تحقيق كرده و آنرا گسترش دادند. ايدۀ تكامل هماهنگ با الخزيني حتي در ميان مردم عادي جهان اسلام در قرن 12 ميلادي حقيقتي پذيرفته شده بود». اولين فيلسوفي كه تكامل را به شكل امروزين آن مطرح كرده است «نظام» معلم ومشاور ما مون بود. او گفت: جمادات، نباتات، جانوران و انسان در مادۀ اصلي خلقت يكسان بوده اند. ابن مسكويه اين نظريه را بسط داد. ابن الحيطام كتابي نوشته و در آن براي تكامل دلايلي آورده است (ولي از انتخاب طبيعي حرفي به ميان نمي آورد). علاوه بر اين دو، مي توان از دانشمندان ديگر اسلامي مانند: الجاحظ(كتاب الحيوان )، ابن مسكويه( كتاب الفوض الاصغر)، ابوريحان بيروني، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن خلدون(پدر جامعه شناسي)، ذكريا قزويني(كتاب عجايب المخلوقات) و الد ميري(كتاب الحيات الحيوان) نام برد كه ايدةْ تكامل را مورد بحث قرار داده و آنرا گسترش دادند. ترجمه به لاتين كتب اين دانشمندان در مغرب زمين بعد از رنسانس صورت گرفت و تا ثيري عميق بر علم مغرب زمين داشت. از ميان دانشمندان ذكر شده براساس زمان تولد به دو نفر اشارهْ مختصري مي شود: الجاحظ و ابن مسکویه دکتر غلامر ضا نورزاد اردیبهشت ماه 1390 اگر خدا بخواهد ادامه دارد ... ادامه دارد بنابراین برای عدم ایجاد ناپیوستگی نظرات خود را پس اتمام ارسال مقاله مطرح کنید RE: خاستگاه تکامل - janali - ۹/شهریور/۹۰ ۶:۳۵ بسم الله الرحمن الرحیم ![]()
دکتر غلامرضا نورزاد
الجاحظ: نام اصلي الجاحظ « ابوعثمان عمربن البحر الفو كيمي » بود. الجاحظ در منابع لاتين بصورتAljahiz ،Algaehiz ، Aldjaehiz ثبت شده است. او در سال 776 ميلادي يعني حدود 1200سال قبل ( 106 هجري) از يك مادر سياهپوست حبشي در بصره بدنيا آمد. در كودكي پدرش را از دست داد، و براي كمك به تامين زندگي خانوادگي در بازار بصره ماهي فروشي ميكرد. از كودكي علاقۀ شديدي به ياد گيري داشت، و از هر فرصتي براي حضور در كلاسهاي درس ميرباد بعنوان تماشاچي استفاده مي كرد. بزودي توانست به زبان عربي تسلط پيدا كند و با شروع به رفت وآمد به محافل معتزله اطلاعات با ارزشي در بارۀ علوم زمان خودش بدست آورد. ديد دقيق و قرار گرفتن در محيط از نظر قومي مختلط بصره، روي افكار او تاثيري عميق گذاشتند. در بغداد او توانست فلسفۀ شخصي و تئوري خود را در مورد موجودات زنده طراحي كند. او مدتي معلم فرزندان متوكل خليفۀ عباسي بود. از او 200تا 350 اثر علمي در منابع مختلف نام برده شده است، كه 50 عدد از آنها باقي مانده اند . مهمترين كتاب او «كتاب الحيوانات» مي باشد كه در حقيقت يك دائرة المعارف در 7 جلد است. يكي از منابع اصلي كتاب او كتاب هم عصرش عبدالمالك ابن قريب آسمائي(739-831 ميلادي) بود، كه اولين كتاب جانورشناسي دنياي اسلام مي باشد . الجاحظ نابغه اي در علوم مختلف زمان خود بود و تاثيري عميق روي تفكر انديشمندان اسلامي عصر خودش داشت. بهمين دليل فرقه اي نیز بنام الجاحظيه بوجود آمد، كه ناشر افكار او بود. در اواخر عمر خود نيمه فلج به بصره باز گشت و در سال 869 ميلادي وفات يافت. نظرات الجاحظ نفوذ زيادي روي دانشمندان اسلامي و بعداً اروپائي داشت. ما جملات الجاحظ از كتاب حيوانات او را در آثار مسكويه، اخوان الصفا، ذكريا قزويني و الدميري مي بينيم. 1) الجاحظ اولين دانشمندي بود كه از زنجيرۀ غذائي بحث مي نمايد. او اولين نظريه پرداز جبر محيط (Enviromental determination) يا وابستگي به محيط است. او گفته است: محيط مي تواند ويژگيهاي فيزيكي ساكنين يك جامعه را تغيير داده و اينكه منشاء رنگهاي مختلف پوست انسانها نتيجۀ تاثير محيط است. 2) او به عنوان اولين نفر دنياي جانورن را در يك خط تكاملي منظم كرد كه از جانوران ساده شروع و به انواع با سازمان پيچيده تر ختم مي شدند ، چيزي كه بعد ها لامارك بنام خودش جا زد! علاوه بر اين او گروههاي با شباهتهاي معين را به زير گروههائي تقسيم نمود. 3) او تاثير فاكتورهاي محيطي را روي حيات جانوري كشف كرد، و تاثير اين فاكتورها را در تبديل و تغييرجانوران مورد بحث قرار داد. 4) الجاحظ در فصول مختلف كتاب خود مبارزه براي بقا را براي ما توصيف مي كند. و بعد به شكلي علمي در بارۀ مكانيسمهاي تطور(تكامل) جانوران گفتگو كرده و 3 مكانيسم را براي تغيير و تبديل موجودات زنده معرفي ميكند:– فاكتورهاي اكولوژيكي - تنازع بقا - تبديل جانوران به يكديگر! 5) الجاحظ اهميت زيادي به تكامل در نتيجه ي تنازع بقا و انتخاب اصلح داده است. مبارزه براي بقا ميان كلاسهاي مختلف و نيز دو گونه مختلف و همچنين افراد يك گونه روي مي دهد. از نظر الجاحظ: مبارزه براي بقا يك قانون الهي است. 6) به نظر او طبيعت خلق شده توسط خداوند رفتاري زاينده- كاهنده دارد. و خداوند يك قانون نسبيت خلق كرده است كه طي آن نبرد به خاطر بقا به نظم در آورده شده است. 7) الجاحظ معتقد بود كه تبديل گونه ها امكان پذير است. مي نويسد: "اشكال اوليه تحت تاثير عوامل طبيعي قدم به قدم صفات جديدي بدست آورده تغيير مي نمايند. به اين ترتيب محيط براي ادامه ي زندگي عملاً به گونه براي سازش با محیط کمک می کند". ![]() 8) الجاحظ از انگيزه و ارادۀ دروني و قدرت خداوند براي تغيير و تبديل گونه، و پس از آن عوامل محيط مانند نوع تغذيه، آب و هوا، محيط زيست و ساير فاكتورها در تغييرات بيولوژيكي و روحي گونه ها صحبت مي كند. مي نويسد: «خداوند در هر زماني مي تواند يك گونه را به گونۀ ديگر تبديل نمايد.» توجه كنيد كه اگر داروين همين جمله را از تئوري الجاحظ جدا نمي كرد، چقدر نتايج كارش مقبول تر بود و شاید مانع سوء استفادۀ تاریخی از نظراتش نیز میشد. در كنگرۀ «ميراث زندۀ داروين» كه 16- 14 نوامبر (2009) در اسكندريۀ مصر و با هزينه و هدايت مشاور فرهنگي وزارت خارجۀ بريتانيا (British council) با اهداف سياسي- علمي راه اندازي شده بود گفته شد كه: دست داروين براي بيان همه چيز بسته بوده است؟! الجاحظ اولين نفري بود كه در كتاب حيواناتش در بارۀ تكامل بيولوژيكي بطور مبسوط اظهار نظر كرده است، كه منبع مهم بسياري از تئوريهاي تكاملي بعدي در زمينه هاي: جنين شناسي جانوري، رشد و سازش و فيزيولوژي جانوري شد. بد شانسی الجاحظ این بود که در اروپا بدنیا نیامد و دولت و ملتی مانند انگلیس پشتیبانش نبود ! 1- او 1000 سال قبل از لامارك و داروين دنياي جانوران را در يك خط تكاملي منظم كرد كه از جانوران ساده شروع و به انواع با سازمان پيچيده ختم مي شد. 2- او تأثير فاكتورهاي محيطي را روي حيات جانوري كشف و تأثير فاكتورهاي مختلف را در تبديل و تغيير جانوران مورد بحث قرار داد. 3- او در فصول مختلف كتابش مبارزه براي بقا را در شرايط تغيير محيط و كاهش منابع غذائي براي ما توصيف كرده و به شكلي علمي درباره مكانيسمهاي تطور(تكامل) بحث مي كند. الجاحظ سه عامل را در تکامل موجودات زنده موثر می داند: اثر فاكتورهاي محيطي – جنگ براي بقا – تبديل جانوران به يكديگر 4- تغييرات محيطي: مي گويد: تغذيه، آب و هوا، منطقۀ زيست وساير فاكتورهاي محيطي روي گونه ها تغييرات بيولوژيكي و روحي بوجود مي آورد. از نظر او اين فاكتورها، گونه هارا به يك جنگ سخت براي ادامۀ حيات هدايت مي كنند. در يك محيط تغيير يافته، تغييراتي نيز در نياز هاي حياتي موجود بوجود مي ايد بنظراو: اشكال اوليه تحت تاثير فاكتورهاي محيطي ، قدم به قدم صفات جديدي را بدست مي آورند. 5- مبارزه براي بقا: الجاحظ اهميت زيادي به تكامل در نتيجۀ تنازع بقا و در مفهوم دقيقتر انتخاب اصلح داده است.اودرارتباط با نياز فطري موجود زنده براي حفظ و بقاي ـ«من» كار ميكند.او در تئوري مبارزۀ خود از اختلاف ميان دو كلاس بحث مي كند. طبق ان هرچه يك كلاس قويتر وسازش يافته تر باشد به همان اندازه مرگ ومير آن كلاس كمتر خواهد بود(انتخاب اصلح). براي الجاحظ جنگ به خاطر بقا يك قانون الهي است.جنگ ميان افراد از گونه هاي مختلف و نيز ميان افراد يك گونه روي مي دهد. 6- تبديل جانوران به يكديگر: به اين ترتيب محيط عملاً به گونه براي سازش با آن و ادامۀ حيات كمك مي نمايد. و اضافه مي نمايد كه: قدرت خداوند و نيروي تطور (ترانسفورماسيون به زبان داروين) مهمترين فاكتورها درانگيزگي وسبب اصلي تحريكات است. انواع قويتر زنده مي مانند و پرورش يافته و صفات خود را به فرزندان خود انتقال مي دهند (کاملاً مطابق یافته های علم جدید اپی ژنتیک). به اين ترتيب در نسلهاي بعدي صفات جديد، موجود را براي سازش بيشتر با محيط آماده تر مي سازد. بنابراين الجاحظ تئوري خود را بر پايۀ اصطلاح استعمال و عدم استعمال اندامها در سازش جانوران با محيط مي گذارد(لامارك آنرا بنام خود ثبت كرد !). الجاحظ از انگيزه و ارادۀ دروني و قدرت خداوند براي تغيير و تبديل گونه پس از عوامل محيطي مانند نوع تغذيه، آب و هوا، ارتفاع محيط زيست و ساير فاكتورها در تغييرات بيولوژيكي و روحي گونه ها صحبت مي كند. و تاكيد دارد: «خداوند در هر زماني مي تواند يك گونه را به گونه ي ديگر تبديل نمايد.» باستناد همين مدارك داروين عملاً در كتابش تئوري الجاحظ را بعنوان پايۀ تئوري تكاملي خود انتخاب كرد. داروين فقط بيان نوي با توجه به پيشرفتهاي علمي قرن 18 و 19 بكار برده است. استناد من به دو سند زير از منابع خود غربيها ست: 1. داروينيسم از قرن دهم تا قرن نوزدهم اثر: Fr.Dietric ( لايپزيك 1878). 2. داروينيستيك الجاحظ اثر:E.Wiedemann 47. ميز گرد انجمن فيزيك و پزشكي درارلانگن آلمان 1915. هر دومنبع آلماني در آثارشان شباهتهاي فراوان تئوري الجاحظ و داروين راباوجود فاصله ي زماني 1200 ساله وصف مي كنند. تنها تفاوت ميان نظريه ي الجاحظ و داروين در ايدئولوژيست، زيرا الجاحظ يك مسلمان مؤمن بود. او تغييرات گونه ها را تحت تأثير مستقيم اردۀ الهي ميديد. اما داروين تحت تأثيرمحيط خانوادگي و نيز شرايط اجتماعي و سياسي زمان خيلي زود حتي ضمن برگشت از سفر 5 ساله اش يك خالق و اراده ي او را در آفرينش كنار گذاشت. دکتر غلامر ضا نورزاد اردیبهشت ماه 1390 اگر خدا بخواهد ادامه دارد ... RE: خاستگاه تکامل - janali - ۹/شهریور/۹۰ ۷:۴۰ بسم الله الرحمن الرحیم ![]()
دکتر غلامرضا نورزاد
ابن مسکویه: نام اصلي او ابو علي احمدبن محمدبن مسكويه فيلسوف، شاعر و مورخ ايراني متولد ري در قرن 4 هجري (932-1030 ميلاد) بود. او شخصيتي فعال از نظر سياسي در زمان آل بويه بود. نويسندۀ بزرگترين كار علمي در زمينۀ فلسفۀ اخلاق بنام « تهذيب الاخلاق » در بارۀ اخلاق عمومي، مديريت، پيراستگي و تصفيۀ شخصيت است. او در كتاب « الفوض الاصغر» خود ، دربارۀ تكامل ماده مي نويسد: «خداوند ابتدا ماده را خلق كرد (mater). سپس آنرا با انرژي براي رشد بارور ساخت. انواع مختلف معدنيها در طول زمان شكل گرفتند. عاليترين شكل آن مرجان بود. مرجان سنگي است كه در بخشهائي شبيه درخت است. بعد از زندگي معدني، گياهان شكل گرفتند. اوج تكامل گياهي درختي است كه كيفيت يك جانور را دارد. اين درخت نخل است.» اين درخت جنس نر و ماده دارد. اگر شاخه هاي اين درخت بريده شود اين درخت نمي ميرد. ولي اگر سر آن زده شود درخت مي ميرد. از اين نظر درخت نخل كاملترين درختان و همانند يك جانور پست است. سپس ساده ترين جانوران متولد شدند. و سپس ميمون متحول گشت. اينها جملات داروين نيستند، بلكه جملات ابن مسكويه در 1000 سال پيش است. ابن مسكويه مي نويسد: «...سپس ميمون به شكل يك كودك وحشي(بربر) تحول يافت. سپس هويت برتر انساني بدست آورد. سپس يك قديس، يك پيامبر شد. او بعداً به مرحلۀ عاليتروارد و يك فرشته شد. ولي نه خدا كه همه چيز از او شروع شده و به او ختم مي گردد .» . طبق این سند اشتقاق انسان از میمون اصولاً ربطی به داروین ندارد ! نسخۀ عربي كتاب الفوض الاصغر در دانشگاههاي اروپائي در قرن 19 تدريس مي شد. اين كتاب توسط داروين خوانده و باور شده بود. او يكي از دانشجويان زبان عربي در دورۀ تحصيلات الهيات در كامبريج بود، و به عقيدۀ بسياري از نويسندگان غربي ابن مسكويه در شكل گيري داروينيسم نقش داشته است. [b]چگونه نظریات الجاحظ به اروپا رفت: [/b] 1) قسمتهائي ازكتاب« الحيات الحيوان» دميري توسط يك يهودي بنام آبراهام اشلنزيزAbraham) (Eschellenesis ، به لاتين ترجمه شد، كه در سال 1617 در پاريس منتشر گرديد. در اين كتاب بخشهاي متعددي از كتاب الحيوان الجاحظ آمده است. 2) ترجمه ي كتاب النويري در همين زمينه توسط D, Herbelot (1625- 1695) در كتابش تحت عنوان بيبليوتيكا اورينتاليس آمده است، که بعداً توسطHeyman ( ؟ - 1737 ) نیز گزارش گرديد. 3) داستان حي ابن يقظان (زندۀ بيدار) از ابن طفيل، كه اولين بار در سال 1349 ميلادي توسط يك يهودي بنام موسي ابن يوشع به عبري و در 1671 ميلادي توسط سرادوارد پوكوكس ( Ser Edward Poccocks ) به همراه ترجمۀ لاتين در آكسفورد انتشار يافت. در سال 1700 چاپ دوم آن هم در آكسفورد انجام شد. در طول قرون 15، 16 تا اوائل قرن بيستم اين كتاب بارها به همۀ زبانهاي اروپائي، روسي و انگليسي ترجمه شد. پيام داستان اصالت عقل است. داستان رشد نوزادي در جزيره اي دور افتاده و تنها را به توصیف می کشد كه با تكيه بر عقل و خرد شخصي به همۀ كمالات و شهود دست مي يابد. مسائلي كه داستان مطرح ميكند هر يك در ايجاد فرهنگ بشري نقش داشته مثل: 1- توليد اصوات و وضع لغت 2- اختراع لباس ومسكن 3- تهيۀ ابزار و وسائل دفاع 4- اهلي كردن جانوران 5- كشف آتش و استعمال آن 6- آگاهي از اهميت اعضاء و جوارح 7- آشنائي با قلب ونقش آن در بدن. این داستان به همین نام توسط ابن سینا نیز نوشته شده است. 4) در سال 1789 كتاب التلخيص باكوئي همراه با خلاصه اي از كتاب عجايب المخلوقات قزويني توسط De.Guigne در پاريس منتشر گرديد. اين كتاب هم عملاً ايده هاي متعدد الجاحظ را دارا بود. 5) و بالاخره در سال 1806 كتاب عجا يب المخلوقات قزويني بوسيله d e. Chezy ترجمه و منتشر شد. 6) در سال 49-1848 كتاب عجايب المخلوقات ذكريا قزويني توسط F. Wuestenfeld در 3 جلد انتشار يافت. 7) جالب اينكه مولوي بعنوان يك تكامليست گوته شاعر و فيلسوف آلماني را تحت تأثير قرار داده بود. كه داروين او را يك داروينيست ناميده بود. نتيجه اينكه كتب جانورشناسي و فلسفي دانشمندان ایرانی - اسلامي در قرن هفدهم ميلادي خيلي قبل از تولد لامارك و داروين در كتابخانه هاي اروپائي موجود بودند. داروين خود در كامبريج به فرهنگ اسلامي علاقمند شد، و اطلاعات لازم را از يك اوريانتاليست يهودي بنام Samoel Lee بدست مي آورد. نظرات دانشمندان قرون17و 18 اروپا: شرایط علمی – اجتماعی عهد داروین: 1) در اواسط قرن 17 شروع به محاسبۀ زمان خلقت كردند. در ميان اين عده لوئيس لدر بوفون (Ledere Buffon Louis ) طبيعي دان فرانسوي (1707-1788) رفتار متفاوتي داشت. او در خلقت خداوندي ترديد كرد وعمر زمين را 30000 سال اعلام نمود. اولين تفكرات تكاملي در اروپا به او نسبت داده ميشود. ![]() بوفون
2) تا قرن هيجدهم اساس تفكرات در بارۀ ايجاد جهان در غرب بر اساس تاريخ خلقت نوشته شده در انجيل بود كه تأكيد آن بر ثبات گونه ها از بدو خلقت بود. در اين زمان سفرهاي اكتشافي غربيان آغاز شد، كه انگيزۀ آن يافتن پاسخ براي سوالاتي بود كه كليسا قادر به پاسخ دادن به آنها نبود. ضمن اين سفرها علاقه به آشنائي با دنياي گياهان وجانوران و نياز روز افزون به نظم و قابل بررسي كردن اطلاعات فزاينده از گياهان وجانوران بوجود آمد. بدين ترتيب موزه ها ، هرباريومها، و دايره المعارفها بوجود آمدند. رنسانس بعنوان یکی از مهمترین دستاوردهایش رشد علوم طبیعی را به همراه آورد. مطالعه و تجزیه و تحلیل محققین کلاسیک به مرور زمان دیگر فشار فزایندۀ نیاز به شناخت طبیعت را ارضاء نمی کرد. انسان غربی شروع به گسستن پیوند هایش با قوانین غیر قابل تغییر و بعضا ظالمانۀ کلیسا نمود. و بدین ترتیب توجه خود را هرچه بیشترمتوجه خود طبیعت کرد. مشكل ديگر در قرن 18 از آنجا شروع شد كه فقط بخش كوچكي از مردم سواد داشتند. مثلاً در فرانسۀ آن دوران با سوادان فقط 2 درصد جمعیت را تشکیل می دادند. در اين مجموعۀ تضادها و مشكلات اجتماعي، لامارك و داروين سعي كردند تئوريهاي تكاملي خود را سامان داده و مقبول سازند. 3) كارل فون لينه (1707-1778) بعنوان اولين نفر طبقه بندي خود را براي گونه هاي گياهي وجانوري بوجود آورد. چارلز ليل (1797-1875) نوعي زمين شناسي تاريخي را بوجود آورد، كه طبق آن زمين به شكل تدريجي شكل گرفته بود. اين فكر براي شكل گيري افكار تكاملي از نظر عده اي اهميت داشت. 4) ابتدا تئوري كاتاستروفيسم توسط جورج كوويه پذيرفته شد، زيرا با داستان خلقت انجيل تعارضي نداشت. در اینجا ما به دو شخصیت معروف آن زمان یعنی لامارک وداروین ونظراتشان به اختصار می پردازیم: 1. لامارك وتئوري تكاملي لامارك: جان باپتيست دو لامارك (1744-1829) اولين بار در سال 1763 شروع به مطالعۀ جانوران و گياهان كرد. در سال 1793 پرفسور جانور شناسي شد. او خود را با گونه هاي فراواني از حشرات مشغول كرد و مشتركات فراواني در ساختمان واندامهای آنها توجه او را جلب كردند. با مطالعۀ بيشتر او يك طبقه بندي خطي يا نردباني را براي تكامل مشخص كرد. ضمن آن او اعتقاد پيدا كرد كه: ![]() لامارک
همۀ موجودات زنده با يكديگر خويشاوند هستند. وموجودات پيچيده تر از موجودات ساده تر بوجود مي آيند. در اينجا او در رابطه با تأثير محيط دقيقاً مطالب الجاحظ را تكرار ميكند ومي نويسد: - تغيير در شرايط محيطي باعث نياز هاي جديدي در جانور مي شود. - اين حالت باعث تغيير رفتار در فعاليت هاي جانور مي گردد. - استفادۀ بيشتر از اندامهاي خاصي باعث رشد بيشتر آنها ميگردد( مثال تاريخي لامارك در اينجا ذرافه و موش كور است). عدم استفاده از اندامها برعكس موجب تضعيف آنها گرديده و حتي مي تواند موجب نابودي اندامها شود. حتي هنگام يك نياز دروني مي تواند اندامهاي كاملاً جديدي بوجود آيند !! داروين گفت: «آسمان مرا از سخن نا مربوط لامارك در مورد «ميل دروني به پيشرفت» يا «سازش در نتيجۀ تاثير آهستۀ ارادۀ جانوران و غيره » حفظ كـند !! اما در اواخر عمر قبول كرد كه: «..نتايجي كه من به آنها رسيده ام با نتايج او خيلي هم متفاوت نيستند. انگار كه عوامل تغيير دهنده يكي هستند.» ! جالب اينكه هر دو با مختصري دستكاري، تئوري الجاحظ را بنام خود ثبت كردند وبراي اينكه كسي متوجه نشود از بردن نام اوهم خودداري كردند! 2. داروين: چارلز روبرت داروين(1809-1882) نوۀ اراسموس داروين لائيك معروف بود كه همزمان با داروين يك تئوري تكاملي مشابه مطرح ساخت. او به خلقت اعتقادي نداشت. پس داروين در خانواده اي متولد شده بود مرفه كه با بحث هاي تكاملي و بي اعتقادي به خالق در خانواده از كودكي آشنا بود. بنابراين از كودكي تحت تأثير بحث هاي خانوادگي شروع به مطالعۀ علوم طبيعي كرد. او به تشويق پدرش كه يك پزشك معروف بود تحصيلات پزشكي خود را شروع ولي پس از 2 سال نا تمام گذاشت تا به تشویق پدرش به تحصيل الهيات بپردازد، زمانی كه او بعداً در خاطراتش بعنوان وقت تلف كردن توصيف كرد. ضمن آن او با دو استاد يعني آدام زدويك و جان استيووارت ميل آشنا شد كه او را به مطالعۀ علوم طبيعي تشويق كردند. در اولين فرصت او در 27.12.1821 با يك كشتي تحقيقاتي سفر 5 ساله اش را شروع كرد. بيوگرافي نويسان ومورخان کنجكاوانه و بيهوده تلاش كردند در زندگي داروين نشانه هائي از نبوغ بيابند. در كودكي و جواني او هيچ چيز خاصي وجود ندارد. او خود در زندگي نامه اش كه در سن 67 سالگي نوشته است، خودش را كودكي مثل هزاران كودك ديگر معرفي كرد. تنها چيزي كه در زندگي او اندكي جلب توجه مي كند، علاقه اش به علوم طبيعي يعني زمين شناسي و زيست شناسي، وبي اعتقادي به وجود يك خالق در خانواده اي مرفه وتحصيلكرده بود. وقتي داروين از سفر 5 ساله اش به انگلستان برگشت شروع به ارزيابي اطلاعات و يادداشتها ونمونه هاي جمع آوري شدۀ خود كرد. ![]() داروین
او از تنوع دنياي جانوران و گياهان سرزمين هاي بيگانه و شباهت و خويشاوندي كه ميان موجودات منقرض شده و زنده ميديد شگفت زده بود. علاقۀ مخصوص او متوجه سهره هائي بود كه در گالاپاگوس زندگي مي كردند و برحسب نوع غذا شكل منقار متفاوتي داشتند . در سال 1858 طبيعي دان ديگر انگليسي آلفرد راسل والاسAlfered Rassel Wallace)) از طريقي كاملاً مشابه به نتايجي مشابه داروين رسيد و دستنويس تحقيقات خود را براي داروين فرستاد. داروين با عجله براي حفظ حق اولويت خود خلاصۀ مطالب خود را درمقاله اي تحت عنوان: «در بارۀ ايجاد گونه ها» در 1858 منتشر ساخت. يك سال بعد او كتاب مفصل خود را در بارۀ ايجاد گونه ها تحت عنوان: منشاء گونه ها (On the origin of Species) انتشار داد. ![]() روی جلد چاپ اول منشاء انواع
خلاصۀ تئوري داروين: حتي درون يك گونه، اعضاء تفاوتهاي مختصري با يكديگر دارند (تفاوتها يا جهشهاي تصادفي در افراد يك گونه). منابع محدود محيط رقابتي را ميان افراد بوجود مي آورد (تنازع براي بقا) در اين رقابت يا مبارزه آنهائي امتياز داشته و شانس بقاي بيشتري دارند، كه ويژگيهاي متفاوت مناسب تري دارا هستند (انتخاب اصلح). آنها كه انتخاب مي شوند، با محيط سازش كرده و صفات خود را به نسلهاي بعدي انتقال ميدهند و تدريجاً به حدي تغيير ميكنند كه ديگر با اجدادشان قادر به توليد مثل نيستند. اينها گونه هاي جديدي را بوجود مي آورند (توليد گونه هاي جديد). توجه كنيد كه اصول تئوري داروين همان اصول ارائه شده توسط الجاحظ در 1200 سال قبل مي باشد! مقايسۀ دو تئوري لامارك و داروين: 1) محيط در هر دو تئوري براي توليد يك گونۀ جديد نقش مهمي را بازي مي كند. 2) در تئوري لامارك جانوران بر حسب نياز فعالانه با تغييرات محيط سازش مي كنند. براي لامارك محيط و تغييرات آن در درجۀ اول اهميت است. 3) به عقيدۀ داروين موجودات زنده غير فعال با شرايط محيط سازش مي كنند. در تئوري داروين تعيين كننده تصادفي بودن و بي هدف بودن تغييرات در ژنهاست. او اين تغييرات را ترانسفورماسيون ناميد كه سرنوشت مبارزه براي بقا را تعيين مي كنند. 4) تئوري لامارك امروزه به ناحق منسوخ تلقي ميشود. از زمان آشنائي محققين با مبحث جديد ژنتيك يعني اپي ژنتيك (Epigenetic) كه صرفاً مربوط به تأثيرات محيطي مانند: تغذيه (كميت وكيفيت آن)، استرس، نور، حرارت، ارتفاع از سطح دريا وغيره در كنترل وتغيير رفتار ژنها و انتقال اين تغييرات به نسلهاي بعدي است، اين تئوري مورد توجه بيشتري قرار گرفته است. البته معلوم نيست كه در آينده از اين تغييرات جزئي گونۀ جديدي بوجود آيد. 5) بسياري از اديان نظريۀ داروينيسم ، يعني فرگشت تصادفي و بدون هدف موجودات زنده و ايجاد خود بخودي جهان را مخالف تعليمات ديني خود تلقي كرده آن را رد مي كنند. اين موضوع در كشور هائي مثل آمريكا اخيراً از مسائل جنجالي آموزشي- اجتماعي روز شده است. ضمن آنكه بسياري از محققين امروزه نظريه تصادفی بودن حیات و تغییرات بعدی را رد و آن را به دلايل محكم با نظريۀ « طراحي هوشمند » جايگزين ساخته اند. جمع كثيري از دانشمندان صاحب نظر معتقدند، كه حتي در صورت اثبات نظريۀ فرگشت، شکل گیری تصادفی حیات در قالب یک سلول اولیه یا میکوپلاست یا یک باکتری با پیچیدگیها و نظم فوق العاده اش به دلایل علمی، منطقی و قوانین احتمالات در ریاضی بطور کلی غیر ممکن است. نتیجۀ این تفکرات و تحقیقات به نظریۀ " طراحی هوشمند " یاInteligence Design یعنی وجود یک هوش برتر برای طراحی حیات و ثبت امکان و سازش با محیط و تغییرات لازم در ژنوم طراحی شده در طول زمان منجر شده است. بطور خلاصه: آفریدگار حیات، خود نیز طراح تغییرات حیات در گذر زمان بوده است. این تئوری هنوز در کتب تکامل ترجمه شده در ایران و مطالب ارائه شده در کلاسهای درس تکامل مطرح نمی شود. در اینجا باید اشاره شود که باوجود مکاتبات با معاونت آموزش وزارت علوم، تا کنون هیچ واکنشی در تغییر سر فصلهای درس تکامل صورت نگرفته است. سرفصلهای درس تکامل هنوز با تکیه بر نظرات داروینیستها ونئوداروینیستها تدریس می شوند. در حالیکه داوکینز رهبر نئو داروینیستها نیز تئوری هوشمند را خود می پذیرد، که در مصاحبۀ خود در فیلم معروف " اخراج شده ها " به آن معترف است. حق این است که فرضیات تکاملی مختلف با توجه به منابع موجود علمی همراه با نظریه پردازان آنها منصفانه معرفی شوند چرا نباید حتی نام نام آوران علمی ما آنهم در مراکز مهم علمی و پژوهشگاههای علم و فلسفۀ ما ناشناحته باشد و نابا ورانه حتی زحمات آنها همصدا با مبلغین انگلیسی بنام دیگران ثبت شود. در این میان باید به نقش مطبوعات و قدرت رسانه ای آنها در معرفی حقایق و آشنائی مردم و بالاخص دانش پژوهان و دانشجویان ما در معرفت هر چه بیشتر با منابع علمی خود و نیز ارتقاء خود باوری عمومی اشاره شود. نكته آخر: پيشنهاد به وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و آموزش عالي: 1) تغيير در محتوا و سر فصلهاي دروس تكامل در همۀ سطوح از دبيرستان، كارشناسي تا كارشناسي ارشد و بالاتر. 2) تدوين برنامه اي علمي براي ارائۀ تمام تئوريهاي موجود از قبيل نظرات الجاحظ، ابن مسكويه و ساير دانشمندان اسلامي، كاتاستروفيسم، لاماركيسم، داروينيسم و نظرات كاملاً جديد و كاملاً علمي مانند نظريۀ « Inteligence Design» دانشمندان طراز اول دنيا و ساير نظرات در كنار داروينيسم با تكيه بر سئولات و مجهولات مطرح در هر صورت. 3) تدوين برنامۀ علمي در مورد «نظريۀ خلقت» با تكيه بر دلايل علمي از بيولوژي، زمين شناسي، شيمي ، رياضي و غيره، مبني بر غير ممكن بودن ايجاد تصادفي حيات و بي هدف بودن آن. ![]() در اين برگ از دفتر ياد داشتهاي خود داروین در سال 1837 برای اولین بار فکر خود را تحت عنوان “I think“ در بارۀ درخت حيات به تصوير كشيد. دکتر غلامر ضا نورزاد اردیبهشت ماه 1390 پايان قسمت اول RE: تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن - Zegile - ۲۹/آبان/۹۰ ۱۶:۰۸ سلام 1-من در مورد مصاحبه با آن فراماسون(فکر کنم اسمش راجر باشه)شک دارم چون نمیشه حرف یه آدم از خودشونو باور کرد 2-معلم زیستمان بد جور نظریه داروین را قبول داره ایشون میگه با این نظریه بهتر میشه حرفهای قرآن و دین را فهمید؟ بعد میگه:مگه قبل از آدم (علیه السلام) نسناس ها در زمین زندگی نمی کردند؟ بعد اونجاست که من ساکت میشم لطفا کمکم کنید یاعلی
RE: تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن - آوای انتظار - ۲۹/آبان/۹۰ ۱۷:۳۸ (۲۹/آبان/۹۰ ۱۶:۰۸)Zegile نوشته است: سلاماحتمالا معلم شما نظریه داروین رو خوب نفهمیده! این نظریه اصرار بر این داره که خلقت جهان به طور تصادفی بوده و اول مولکول های ساده و بعد پیچیده و بعد از اون به طور تصادفی اولین موجود زنده به وجود میاد!!! و همینطور عقیده داره تموم موجودات و انسان ها از جهش های ژنی به وجود آومدن. خب از معلمتون بپرسید کجای این حرف با آیات قرآن همخونی داره؟ « واز جمله آيات او اين است كه شمارا از خاك آفريد، سپس كه انسان شديد در زمين پراكنده شديد».سورۀ روم -آيۀ 20 - دو حالت داره معلم شما یا چیزی از قرآن و دین نمیدونه یا از نظریه داروین! RE: تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن - Zegile - ۲/آذر/۹۰ ۸:۴۹ بسم الله سلام مگه قبل از انسانها نسناس ها زندگی نمی کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه جوری بعد از رفتن کریستف کلمب تازه آمریکا کشف شد در حالیکه سرخپوستان در آنجازندگی می کردند؟یا به عبارت دیگر چه جوری سرخپوستان رفتند آمریکا؟
RE: تکامل یا فرگشت، و خاستگاه آن - janali - ۲/آذر/۹۰ ۲۱:۱۷ دوستان لطفاً در این تاپیک از بحث های حاشیه ای و غیرمربوط خودداری کنید. بحث های این چنینی را در تاپیک زیر دنبال کنید. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1710-lastpost.html اما اگر چنانچه بحثی پیرامون خاستگاه تکامل دارید بنده در خدمتم |