![]() |
|
"بر مدار عشق"مرحوم محمد رضا اقاسی(کوشا) - نسخه مناسب چاپ +- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir) +-- بخش: سبک زندگی اسلامی-ایرانی (/forum-32.html) +--- بخش: معرفی کتاب (/forum-36.html) +--- موضوع: "بر مدار عشق"مرحوم محمد رضا اقاسی(کوشا) (/thread-7290.html) |
"بر مدار عشق"مرحوم محمد رضا اقاسی(کوشا) - hamed313 - ۱۳/شهریور/۹۰ ۱۸:۱۸ بسم الله الرحمن الرحیم پیام دوست با تاسف و تاثر خبر درگذشت شاعر ازاده وبسیجی مرحوم محد رضا اقاسی را دریافت کردم.این حادثه ی غم انگیز ضایعه ای برای هنر و ادبیات متعهد کشور به ویزه شعر مذهبی و انقلاب به شمار می رود.شعر روان و با مضمون و خوش ساخت اقا سی که نمایشگر دل پاک و احساسات صادق و هنر خود جوش او بود بی شک دارای جایگاه ویزه در ادبیات معاصر است.در گذشت این شاعر عزیز را به جامعه ادبی کشور و شعرای کشور وبه علاقه مندان اثار او و بطور خاص به خانواده گرامی و دوستان و یاران این بسیجی دلباخته تسلیت عرض می کنم و شادی روح و علو درجات او را از خدا مسالت می نمایم. سید علی خامنه ای 7/خرداد/384 اینو از مقدمه کتاب "بر مدار عشق"مرحوم محمد رضا اقاسی نوشتم .کمتر کسی هست که ایشون نشناسه شعر شاید این جمعه بیاید که دیگه خیلی معروفه.در کتاب در مورد بیو گرافی ایشون حرفی گفته نشده ایشون اهل تهران بوده و در یه خانواده مذهبی به دنیا امده همین.بحث بیشتر در مورد شعر ایشونه بساری از سرودهای ایشون در این کتاب گرداوری شده امید وارم دوستان تهیه کنن و لذت ببرن. عنوان:برمدار عشق شاعر:استاد حاج محمد رضا اقاسی (کوشا) گرد اورنده:غلامرضا اقاسی ناشر:گرداورنده مرکز پخش:09126907002 وعده دیدار با همه ی لحن خوش اوایی ام .............در بدر کوچه تنهایی ام ای دو سه تا کوچه زما دور تر ..............نغمه ی تو از همه پرشور تر کاش که این فاصله را کم کنی.............محنت این قافله را کم کنی کاش که همسایه ی ما می شودی............مایه اسایه ی ما میشودی هر که به دیدار تو نایل شود....................یک شبه حللال مسائل شود شهر پر از زمزمه ی نام توست................کوچه ی دل منتظر گام توست دوش مرا حال خوشی دست داد...........سینه ما را عطشی دست داد نام تو بردم لبم اتش گرفت................شعله به دامان سیاوش گرفت نام تو ارامه جان من است...............نامه تو خط امان من است ای نگهت خاستگه افتاب...............بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز زه چشم ترم..............تابتوانم به رخت بنگرم ای نفست یار و مددکار ما.............کی و کجا؟ وعده دیدار ما رباعی امتحان ما منتظریم تا محرم گردد.............هنگامه امتحان گردد ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما..........یک مو زه سر علی کم گردد رباعی مهمانی ای دوست بهار بی خزان را دریاب...........هنگام سحر حال اذن را دریاب یک ماه تحمل کن و یک سال صفا...........مهمانی ماه رمضان را دریاب یا حق |