تالار گفتگوی بیداری اندیشه
مسیح چگونه خدائیست!؟ - نسخه مناسب چاپ

+- تالار گفتگوی بیداری اندیشه (http://forum.bidari-andishe.ir)
+-- بخش: دشمن شناسی (/forum-14.html)
+--- بخش: دشمن شناسی در اسلام (/forum-24.html)
+--- موضوع: مسیح چگونه خدائیست!؟ (/thread-9622.html)



مسیح چگونه خدائیست!؟ - میثاق - ۱۸/آبان/۹۰ ۱۷:۴۳

لیلا (ژاکلین، مسیحی تازه مسلمان شده) می‌گه:

در اینجا چند سوال برای من درباره اینکه چگونه امکان دارد که مسیح خداوند باشد مدت هاست که در ذهنم پیش آمده که آنها را از پدر روحانی پرسیدم زمانی که مسیحی بودم و در چندین وبلاگ مسیحی گذاشتم و سوال کردم ولی کسی به آنها جوابی قانع کننده نداد در اینجا اینها را می گذارم شاید کسی جوابی برای آنها داشت :

۱) اگر ۳ تا یکی است وقتی حضرت مسیح مُرد پس پدر و روح القدس هم چون با او یکی بودند پس باید مرده باشند و اگر نمردند ((پس یکی نیستند و جدا از همند)) !!؟؟؟

۲) وقتی خدا مرد دنیا را چه کسی اداره می کرد و خدای مرده را چه کسی زنده کرد !!؟؟(( پدر که با خدای مرده یکی بود !!))

۳) حضرت مسیح که خدا بود در انجیل وقتی که عبادت می کرد خودش را می پرستید !!؟؟ (لوقا ۶: ۱۲یا عبرانیان ۸: ۲) اگر پدر را می پرستید و خودش را نمی پرستید ((پس باید از هم جدا باشند !!؟))

۴) وقتی که مولودی متولد می شود از والد خود جدا می شود وگرنه مولود نشده ! چطور مسیح از پدر مولود شده و جدا نشده و واحد هستند و گفته می شود مولود است !!؟

۵) مسیح پسر خدا چطور می توانست ازلی باشد در حالیکه به یقین والد از مولود قدیم تر است !! پس پسر خدا هرگز موجودی ازلی نمی تواند باشد!؟؟

۶) روح القدس چگونه می توانست ازلی باشد در حالیکه توسط پدر و پسر فرستاده شده است !! پس باید پدر و پسری باشند تا روح القدس فرستاده شود !؟؟ پس دیگر نمی توانند هر سه ازلی باشند !!!

۷) اصلا چرا پدر پسر را متولد کرد و همچنین روح القدس بوجود آمد برای همکاری در تمام مراحل آفرینش مگر عاجز از اداره جهان بود !!؟؟

۸) اگر سه تا یکی هستند پس چرا سلسله مقام متفاوت دارند !!؟

” چون خدای پدر اقتدار و حکمرانی بر همه‌چیز را به مسیح سپرده است، البته روشن است که خود خدای پدر زیر این اقتدار و سلطه نمی‌باشد . سرانجام، وقتی مسیح بر تمام دشمنان خود پیروزی یافت، آنگاه خود او نیز که فرزند خداست، خود را تحت فرمان پدرش خدا قرار خواهد داد تا خدا که او را بر همه‌چیز مسلط ساخته بود، بر کُلّ عالم هستی حاکم شود (اول قرنطیان ۱۵ : ۲۷ – ۲۸) ”

۹) ” … و روح او را به بیابان برد و مدت چهل روز ابلیس او را تجربه می نمود…(لوقا ۴ : ۱ – ۲)
سوال من در این مورد است که مسیح خداوند برای چه و در چه مورد باید مورد آزمایش مخلوقش ابلیس قرار بگیرد !؟ آیا برای اینکه ایمانش به خداوند مشخص شود !؟؟


۱۰) ” پس ابلیس او رابه کوهی بلند برده، تمامی ممالک جهان را درلحظه‌ای بدو نشان داد. (لوقا ۴ : ۵) ”
سوال من این است که چگونه شیطان که مخلوق خداوند قادر بزرگ است او را بلند کرد و به بیابان برد تا او را آزمایش کند !؟

۱۱) ” پس ابلیس او را به کوهی بسیار بلند برد و همه‏ی ممالک جهان را بدو نشان داده به وی گفت: اگر مرا سجده کنی، همانا این همه را به تو خواهم بخشید” مگر نه اینکه شیطان خودش مخلوقی از مخلوقات خداوند و جزیی از کل عالم خلقت است چطور این جزء می خواهد در ازاء سجده خداوند به خودش ! کل ممالک زمین را که ذره ای از کل هستی هم نیست را به عنوان پاداش اگر قبول می کرد به او بدهد !!؟

۱۲) شیطان که از هر انسانی بهتر خدا را میشناخت [ حتی از پیش از خلقت انسان] چطور در خدا بودن عیسی شک داشت!؟؟ او که تفاوت روح خداوند و یک انسان ساده را تشخیص می داد و نیازی به ” اگر پسر خدا هستی، خود را به زیر انداز” تا او را بشناسد نداشت ، چونکه اگر یک نبی ساده هم بود با معجزه ای می توانست این کار را بکند!؟

۱۳) بنابر مسیحیت مسیح در هنگام بزرگسالی تازه شروع به دعوت خود کرد . سوال من این است مسیح پسر خدا تا پیش از آن چکار میکرد چون قاعدتاً خدا (مسیح) احتیاجی به رشد سنی برای عاقل و بالغ شدن ندارد پس چرا تا قبل از آن کسی متوجه حضور آن نبود حتی یحیی فامیل او و نبی خدا هم متوجه نشد تا آنجا که می گوید : “« آیا تو همان شخصی هستی که قرار است بیاید و یا ما در انتظار شخص دیگری باشیم ؟ » ( متی باب ۱۱)” حداقل در اسلام او از کودکی سخن میگفت و نبوت میکرد!؟

۱۴) اگر هر انسانی از همان هنگام تولد گناهکار به دنیا می آید مگر هنگامی که مسیحی شود که آن وقت گناه اولیه او با مسیحی شدن بخشیده شود در ازاء قربانی شدن مسیح سرنوشت نوزادانی که در همان هنگام نوزادی از دنیا می روند چه می شود !؟ ((یعنی مسیحی نشده اند و گناهکارند پس قاعدتاً باید مستقیماً عازم جهنم شوند !!؟))

اگر قرار باشد گناهی را که کسی دیگری مرتکب شده برگردن ما بگذارند ((این نشان دهنده عادل نبودن و ظالم بودن خدا نیست؟؟)) که آنگاه نیاز به این داشته باشد تا کس دیگری به خاطر آن قربانی شود تا باز هم خدا بخاطر مردن او گناه مرا ببخشد !!!!!؟؟

خدا به حضرت ابراهیم که پس از سالها صاحب پسری شد رحم کرد و نگذاشت قربانیش کند و بدون قربانی کردن پسرش عمل قربانی او را کریمانه پذیرفت پس چطور نمی توانست گناه اولیه انسانهای بیچاره را که ((کس دیگری انجام داده بود)) را و ظالمانه بر گردن دیگران گذاشته شده بود را ببخشد !!!

که نیاز به این بود که پسر خودش را بفرستند تا ((انسانها او را قربانی کنند)) تا گناهانشان را خداوند با کشتن پسر خودش پاک کند!!؟؟

۱۵) هنگامی که مسیح روی صلیب بود فریاد زد : ” ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟ یعنی : خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی؟ (متی ۲۷: ۴۶) ” در اینجا مسیح که خودش خداست از که یاری می جوید !؟؟؟

۱۶) اگر مسیح خودش با پدر یکی بود و خدا بود ، چگونه وسیله ای برای حمد کردن خداست !!؟ پیوسه خدا را به وسیله عیسی حمد گوییم و با صداهای خود نام او را تمجید نماییم ، این است قربانی ما به درگاه خدا (عبرانیان ۱۳:۱۵)

۱۷) چرا در عهد عتیق، تورات و کتاب های مختلف انبیاء پیشین از این یگانه پسر خداوند ]مسیح[ هیچ اثری و صحبتی نیست!؟ چرا درباره خدا بودن روح القدس در آن اثری و صحبتی نیست!؟ در عهد عتیقی که حتی درباره چگونه سوار شتر شدن افراد هم مفصل صحبت کرده و توضیح داده چگونه به مهمترین مطلب عالم، یعنی تثلیث خداوند و اینکه خداوند یگانه پسری دارد که مسیح است، اشاره ای هم نشده!!؟؟؟

۱۸) چرا یهودیان از قدیم تا به امروز همچنان منتظر پیامبری به نام مسیح هستند، نه خداوندی که مسیح باشد!؟؟

متن اعتقاد نامه نیقه :
اعتقاد نامه نیقیه، اعتقاد نامه‌ای است که باید همه کلیساها آن را قبول کنند و هر کلیسایی که آن را رد کند ، کلیسا نبوده و جزو بدعت کاران محسوب می‌شود ، و همچنین هر کس که این اعتقاد نامه را رد کند مسیحی نیست

ما به خدای واحد ، پدر قادر مطلق ، خالق همه چیزهای پیدا و ناپیدا اعتقاد داریم ، و به خداوند واحد ، عیسی مسیح ، پسر خدا که از پدر بیرون آمده ، فرزند یگانه و مولود از او که از ذات پدر است . خدا از خدا ، نور از نور ، خدای حقیقی از خدای حقیقی ، که مولود است نه مخلوق ، از ذات با پدر که به وسیله او همه چیز وجود یافت آنچه در آسمان و زمین است و برای خاطر ما آدمیان و برای نجات ما نزول کرد و مجسّم شد و انسانی گردید و رنج برد و دفن گردید و روز سوم برخاست و به آسمان صعود کرد و خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند ؛ و ( نیز ایمان داریم ) به روح القدس ، خدای ربّ و حیات بخش که از پدر ، سرچشمه گرفت و با پدر و پسر یکجا مدح و پرستش می شود . لعنت باد بر کسانی که می گویند زمانی بود که او [ عیسی ] وجود نداشت و یا اینکه پیش از آن که وجود یابد نبود ، یا آنکه از نیستی به هستی آمد و بر کسانی که اقرار می کنند پسر خدا از ذات یا جنس دیگری است و یا آنکه پسر خدا مخلوق و یا قابل تغییر و تبدیل است .

یا

قسمتی از اعتقادنامه اتاناسیوس Athanasian Creed یا تثلیثی که از سال ۴۵۱ میلادی تا امروز باقی مانده‌است :

….. پدر بوسیله هیچ کسی ساخته یا آفریده یا تولید نشده‌است. پسر صرف بوسیله پدر، نه ساخته یا آفریده شده، بلکه متولد (آورده) شده‌است. روح القدس بوسیله پدر و پسر، نه ساخته یا آفریده شده، بلکه فرستاده شده ‌است. یک پدر است نه سه پدران، یک پسر نه سه پسران و یک روح القدس نه سه روح القدس.

در این تثلیث هیج یک قبل یا بعد از دیگری نیست، یا بزرگتر یا کوچکتر بلکه این سه اشخاص با هم مساوی اند و همه ابدی اند ….

او خدا است زیرا که او از طبیعت خدا تولید (بیرون آورده) شده و انسان است زیرا از طبیعت مادرش (انسان) تولد شده‌است. کاملا خدا و کاملا انسان، با روح و جسم انسانی. مساوی با پدر چون الوهیت دارد و کمتر از خدای پدر چون انسان است. !!!!

باوجودیکه هم خدا است و هم انسان، ولی دو (شخص) نیست بلکه یک مسیح. او یک (شخص) است نه برای اینکه خدا به انسان تبدیل شده باشد، بلکه او چون خدا، انسانیت را بخود گرفته‌است

. او یک است نه برای اینکه این دو طبیعت (الهی و انسانی) با هم مخلوط شده باشند، بلکه برای اتحاد در شخص (اتحاد الوهیت و انسان در یک شخص یعنی مسیح). زیرا همچنانکه روح و جسم یک انسان است، خدا و انسان یک مسیح است: که رنج کشید تا ما را برهاند، به جهنم نزول کرد، در روز سوم از مردگان زنده گردید، به آسمان صعود کرد و بر دست راست خدا نشسته‌است، از آن جاییکه خواهد آمد تا داوری کند بالای زندگان و مردگان…..

هرکه با صداقت به این (اعتقادنامه) ایمان ندارد نمی‌تواند نجات یابد. جلال بر پدر، پسر و روح القدس باد. چنانکه در ابتدا بوده، حالا است و برای همیشه خواهد بود؛ بی پایان. آمین.”

در واقع بزرگترین مشکل نظریه پردازان اولیه مسیحی این بود که در تورات آمده بود که تنها یک خدا ، خدایی واحد وجود دارد و این موضوع آنها را مجبور کرده بود تا برای حل مشکل چیزی به نام تثلیث را ابداع کنند !!

و شاید که آرزوی آنها این بود که کاش در تورات چیزی به نام خدای واحد نیامده بود !!