<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگوی بیداری اندیشه - سینمای ایران]]></title>
		<link>http://forum.bidari-andishe.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگوی بیداری اندیشه - http://forum.bidari-andishe.ir]]></description>
		<pubDate>Tue, 05 May 2026 01:12:48 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[اندر مصایب ایرانی بودن، نقد لاتاری]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44205.html</link>
			<pubDate>Thu, 08 Feb 2018 12:23:42 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44205.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">لاتاری؛ اندر مصائب ایرانی بودن</span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">اجازه دهید در همین ابتدا خیالتان را راحت کنم. ما در ایران موجودی به نام «فیلم» نداریم. در نهایت با جنین مرده­ای سروکار داریم که آنقدر «بند ناف سانسور» دور گردن نحیفش پیچیده شده که دگر نفسی برایش باقی نمانده است. جنینی که می­توانست حیات یابد و حیات بخشد در همان مرحله به خاطره­ها می­پیوندد. زمانی که از یک فیلم حدود 50 دقیقه سانسور می­شود و 27 باز مجبور به بازنویسی فیلمنامه می­شوند، چگونه می­خواهی آن را به تماشا بنشینی و حتی نقدش کنی!!! بی مروت­ها 50 دقیقه خود، یک فیلم است. (رجوع کنید به مصاحبه خزاعی، تهیه کننده امپراطور جهنم) </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">پس اجازه دهید به همین جنین مرده نظری بیاندازیم. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">مهدویان عاشق تاریخ معاصر کشور است و امروز هم دست بر یکی از فجایع ملی گذاشته و آنقدر این فاجعه دردآور است که مسئولین بی­مسئولیت ما تا آنجا که شد خواستند که نشود. و بهرحال توانستند پایانی دیگر به فیلم فرو کنند. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">فیلم با نماهای مستند گونه همچون ماجرای نیمروزِ شریف آغاز می­شود. دوربین، همان است. به نظرم بهترین بازیگر فیلم­های مهدویان، دوربین  اوست. دوربینی که دگر شخصیت پیدا کرده است. فردی است به شدت با هوش، ظریف، احساساتی و البته خجالتی. ولی ای کاش این خصوصیات دوربین می­ماند برای فیلم­های قبلی­اش که شخصیت­هایی به مراتب خاص­تر و بزرگ­تر داشت. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">لاتاری دو نقطه قوت بسیار مهم دارد: موضوع فیلم­نامه و بازی­ها، بازی­های درخشان. در موقعیت­هایی شاهد آنیم که فیلم دچار سکته می­شود، فاصله­هایی می­افتد بین یک و دوها و تا شمای مخاطب می­خواهی از فیلم فاصله بگیری و حتی در مقابل فیلم موضع اختیار کنی، فیلم با بازی­های دلنشین بازیگرانش، دوپینگ می­کند. اجازه دهید کمی از بازی کم نظیر جواد عزتی بگویم. کلاً حضورش در فیلم 7 دقیقه نشد، ولی آنقدر درخشان بود که گویی در سراسر فیلم حضور جدی و روشنی دارد و حتی با آن نگاه ملتمسانه­اش و در خواستش از امیر علی، به دبی نیز رفته است. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بعد از مدت­ها عاشقانه­ای آتشین و البته پاک می­بینیم. البته بماند که برخی گفته­اند یاد فیلم فارسی­های قبل از انقلاب و قیصریسم افتاده­ و نپسندیده­اند، شاید اگر در لایه زیرین فیلم، خیانتی دیگر به وجود می­آمد و مثلاً امیر علی با خواهر نوشین رابطه جدیدی ایجاد می­کرد و فیلم وارد فاز عشق مثلثی و مربعی و ذوزنقه­ای می­گشت، برای دوستان به ظاهر روشنفکر جذاب­تر می شد و البته برای جشنواره­های آن سوی آب نیز. اتفاقاً سهیلی توانست کارکتر عاشقی ایرانی را به خوبی در­آورد. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بعد از مدت­ها شاهد آنیم که دوگانه «رفتارهای انقلابی و تشخیص­های فردی» و «تدبیر عاقلانه و رفتار قانونی» همچون فیلم­های حاتمی کیا، تا پایان داستان به موازات هم پیش می­رود و هیچ کدام بر دیگری ترجیح پیدا نمی­کند. </span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">گسست فرهنگی جوانان با نسل گذشته، رویای مهاجرت، روابط سرد و خشک والدین و فرزندان، باندهای فساد و فعالیت­شان و حتی رکود اقتصادی و گسترش فقر در روایت فیلم به خوبی دیده شده است. </span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بعد از مدت­ها شاهد قهرمان­های کوچکی هستیم که در قالب داستان هستند (البته به جز پایان بندی که تمام ساختارها می شکند) که حتی نگاه­هایشان برای مخاطب  قابل باور است. لذاست که بعد از مدت­ها شاهد شنیده شدن دست زدن­ها و دیده شدن­ها اشکها در سینما هستیم. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">من نیز لاتاری را با احساسم دیدم. لذاست که وقتی در کل نگاه می­کنم می­بینم لاتاری ضعفهایی داشته و چون کارهای بزرگ مهدویان را در ذهن داریم، پس این ضعفها هم باید هم بزرگ باشند و هم خطرناک. ولی باز هم می­گویم <span style="text-decoration: underline;">فیلم را نمی شود نقد کرد... چون این فیلمی نیست که مهدویان ساخته باشد. نهایتاً این فیلمی است که مسئولان محترم! به آن راضی شده ­اند.</span> </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">در پایان می­خواهم اشاره­ای بسیار کوتاه در نقدِ نقد داشته باشم. در نقدِ درست دیدن. در سیاسی ندیدن همه پدیده­های جهان هستی. چرا براستی ما ایرانی­ها اینگونه شده­ایم؟ در کجای تاریخ چه اتفاقی برای ما رخ داده است؟  چه حادثه­ای پیشامد کرده که بیشتر از آنکه عناصر داستان، نوع فیلم­برداری، موسیقی، بازی­ها و نورپردازی و... برای منتقد کشور مهم باشد، سوابق سیاسی تهیه کننده فیلم، مبنای نقدش می­شود. براستی اگر دقت کنیم، این سانسور نه تنها در فضای نظارتی حاکمیتی کشور وجود دارد، بلکه شکل افراطی و بزرگتر و خطرناکتر آن در ذهن من و شماست. قیچی بسیار برنده تری در ذهن ما وجود دارد، که باعث حکمرانی قضاوت­های به دور از انصاف ما می­شود. ما فیلم نمی­بینیم، بلکه بیشتر جریان­های سیاسی حامی یا ضد فیلم برایمان مهم است. آن موارد است که یک فیلم را برای ما هنری و  ارزشی میکند؛ نه هنر به کار رفته شده در یک اثر هنری. این مصائب تا اینجا نفس می­کشیم ادامه دارد!!! </span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بسم الله الرحمن الرحیم</span></span></div><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">لاتاری؛ اندر مصائب ایرانی بودن</span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">اجازه دهید در همین ابتدا خیالتان را راحت کنم. ما در ایران موجودی به نام «فیلم» نداریم. در نهایت با جنین مرده­ای سروکار داریم که آنقدر «بند ناف سانسور» دور گردن نحیفش پیچیده شده که دگر نفسی برایش باقی نمانده است. جنینی که می­توانست حیات یابد و حیات بخشد در همان مرحله به خاطره­ها می­پیوندد. زمانی که از یک فیلم حدود 50 دقیقه سانسور می­شود و 27 باز مجبور به بازنویسی فیلمنامه می­شوند، چگونه می­خواهی آن را به تماشا بنشینی و حتی نقدش کنی!!! بی مروت­ها 50 دقیقه خود، یک فیلم است. (رجوع کنید به مصاحبه خزاعی، تهیه کننده امپراطور جهنم) </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">پس اجازه دهید به همین جنین مرده نظری بیاندازیم. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">مهدویان عاشق تاریخ معاصر کشور است و امروز هم دست بر یکی از فجایع ملی گذاشته و آنقدر این فاجعه دردآور است که مسئولین بی­مسئولیت ما تا آنجا که شد خواستند که نشود. و بهرحال توانستند پایانی دیگر به فیلم فرو کنند. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">فیلم با نماهای مستند گونه همچون ماجرای نیمروزِ شریف آغاز می­شود. دوربین، همان است. به نظرم بهترین بازیگر فیلم­های مهدویان، دوربین  اوست. دوربینی که دگر شخصیت پیدا کرده است. فردی است به شدت با هوش، ظریف، احساساتی و البته خجالتی. ولی ای کاش این خصوصیات دوربین می­ماند برای فیلم­های قبلی­اش که شخصیت­هایی به مراتب خاص­تر و بزرگ­تر داشت. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">لاتاری دو نقطه قوت بسیار مهم دارد: موضوع فیلم­نامه و بازی­ها، بازی­های درخشان. در موقعیت­هایی شاهد آنیم که فیلم دچار سکته می­شود، فاصله­هایی می­افتد بین یک و دوها و تا شمای مخاطب می­خواهی از فیلم فاصله بگیری و حتی در مقابل فیلم موضع اختیار کنی، فیلم با بازی­های دلنشین بازیگرانش، دوپینگ می­کند. اجازه دهید کمی از بازی کم نظیر جواد عزتی بگویم. کلاً حضورش در فیلم 7 دقیقه نشد، ولی آنقدر درخشان بود که گویی در سراسر فیلم حضور جدی و روشنی دارد و حتی با آن نگاه ملتمسانه­اش و در خواستش از امیر علی، به دبی نیز رفته است. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بعد از مدت­ها عاشقانه­ای آتشین و البته پاک می­بینیم. البته بماند که برخی گفته­اند یاد فیلم فارسی­های قبل از انقلاب و قیصریسم افتاده­ و نپسندیده­اند، شاید اگر در لایه زیرین فیلم، خیانتی دیگر به وجود می­آمد و مثلاً امیر علی با خواهر نوشین رابطه جدیدی ایجاد می­کرد و فیلم وارد فاز عشق مثلثی و مربعی و ذوزنقه­ای می­گشت، برای دوستان به ظاهر روشنفکر جذاب­تر می شد و البته برای جشنواره­های آن سوی آب نیز. اتفاقاً سهیلی توانست کارکتر عاشقی ایرانی را به خوبی در­آورد. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بعد از مدت­ها شاهد آنیم که دوگانه «رفتارهای انقلابی و تشخیص­های فردی» و «تدبیر عاقلانه و رفتار قانونی» همچون فیلم­های حاتمی کیا، تا پایان داستان به موازات هم پیش می­رود و هیچ کدام بر دیگری ترجیح پیدا نمی­کند. </span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">گسست فرهنگی جوانان با نسل گذشته، رویای مهاجرت، روابط سرد و خشک والدین و فرزندان، باندهای فساد و فعالیت­شان و حتی رکود اقتصادی و گسترش فقر در روایت فیلم به خوبی دیده شده است. </span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">بعد از مدت­ها شاهد قهرمان­های کوچکی هستیم که در قالب داستان هستند (البته به جز پایان بندی که تمام ساختارها می شکند) که حتی نگاه­هایشان برای مخاطب  قابل باور است. لذاست که بعد از مدت­ها شاهد شنیده شدن دست زدن­ها و دیده شدن­ها اشکها در سینما هستیم. </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">من نیز لاتاری را با احساسم دیدم. لذاست که وقتی در کل نگاه می­کنم می­بینم لاتاری ضعفهایی داشته و چون کارهای بزرگ مهدویان را در ذهن داریم، پس این ضعفها هم باید هم بزرگ باشند و هم خطرناک. ولی باز هم می­گویم <span style="text-decoration: underline;">فیلم را نمی شود نقد کرد... چون این فیلمی نیست که مهدویان ساخته باشد. نهایتاً این فیلمی است که مسئولان محترم! به آن راضی شده ­اند.</span> </span></span></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">در پایان می­خواهم اشاره­ای بسیار کوتاه در نقدِ نقد داشته باشم. در نقدِ درست دیدن. در سیاسی ندیدن همه پدیده­های جهان هستی. چرا براستی ما ایرانی­ها اینگونه شده­ایم؟ در کجای تاریخ چه اتفاقی برای ما رخ داده است؟  چه حادثه­ای پیشامد کرده که بیشتر از آنکه عناصر داستان، نوع فیلم­برداری، موسیقی، بازی­ها و نورپردازی و... برای منتقد کشور مهم باشد، سوابق سیاسی تهیه کننده فیلم، مبنای نقدش می­شود. براستی اگر دقت کنیم، این سانسور نه تنها در فضای نظارتی حاکمیتی کشور وجود دارد، بلکه شکل افراطی و بزرگتر و خطرناکتر آن در ذهن من و شماست. قیچی بسیار برنده تری در ذهن ما وجود دارد، که باعث حکمرانی قضاوت­های به دور از انصاف ما می­شود. ما فیلم نمی­بینیم، بلکه بیشتر جریان­های سیاسی حامی یا ضد فیلم برایمان مهم است. آن موارد است که یک فیلم را برای ما هنری و  ارزشی میکند؛ نه هنر به کار رفته شده در یک اثر هنری. این مصائب تا اینجا نفس می­کشیم ادامه دارد!!! </span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کمک فکری برای سریال حضرت موسی]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44152.html</link>
			<pubDate>Sun, 21 Jan 2018 08:41:44 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44152.html</guid>
			<description><![CDATA[با عرض سلام و ادب خدمت بزرگواران <br />
<br />
<br />
بی مقدمه عرض کنم. تا چند روز دیگر احتمالاً جلسه ای با اقا جمال شورجه کارگردان سریال حضرت موسی خواهم داشت. <br />
<br />
ایشان گفتند هرچی نکته قرانی و تاریخی جدید به ذهنتان می رسد بگید...<br />
<br />
خب خودتون بهتر میدونید که یه اشتباه تو این سریال ها چقدر نتایج ناامید کننده به بار می آره مثل اشتباهات فاحش حضرت یوسف.<br />
 <br />
نکته ها خیلی زیاده. مثلاً با توجه به اینکه احتمالاً میخواد سریال را از رحلت حضرت یوسف آغاز کنه، بحث انتظار و زود تر افتادن موعد ظهور حضرت موسی را باید حتماً نشان دهد و الی آخر. <br />
خلاصه، ای ذهن های خلاق و خوش فکر گروه. منتظرم تا پیشنهاد دهید ممنون.<img src="images/smilies/heart.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با عرض سلام و ادب خدمت بزرگواران <br />
<br />
<br />
بی مقدمه عرض کنم. تا چند روز دیگر احتمالاً جلسه ای با اقا جمال شورجه کارگردان سریال حضرت موسی خواهم داشت. <br />
<br />
ایشان گفتند هرچی نکته قرانی و تاریخی جدید به ذهنتان می رسد بگید...<br />
<br />
خب خودتون بهتر میدونید که یه اشتباه تو این سریال ها چقدر نتایج ناامید کننده به بار می آره مثل اشتباهات فاحش حضرت یوسف.<br />
 <br />
نکته ها خیلی زیاده. مثلاً با توجه به اینکه احتمالاً میخواد سریال را از رحلت حضرت یوسف آغاز کنه، بحث انتظار و زود تر افتادن موعد ظهور حضرت موسی را باید حتماً نشان دهد و الی آخر. <br />
خلاصه، ای ذهن های خلاق و خوش فکر گروه. منتظرم تا پیشنهاد دهید ممنون.<img src="images/smilies/heart.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Heart" title="Heart" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اعتراف بازیگران به ابتذال در سینمای ایران]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44094.html</link>
			<pubDate>Tue, 02 Jan 2018 11:50:21 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44094.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ابتذال در سینمای ایران بیش از دو دهه است که به موضوع روز تبدیل شده و امروز علاوه بر مشکل فیلم های مسئله دار و دیالوگ های نا به هنجار و خارج از عرف که نقد بسیاری از افراد و حتی بازیگران را به دنبال دارد، پشت پرده مفسده پیشنهادات بی شرمانه به بازیگران نیز وجه جدید این ابتذال شده است.</div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">به گزارش اتاق خبر، موضوع فساد در سینمای ایران اولین بار توسط پرستو صالحی یکی از بازیگران زن در سال 91 مطرح شد و این مهم در حالی بود که سال 89 فریدون جیرانی در اظهاراتی تلخ و تکان دهنده ای به وضعیت سینمای مبتذل در ایران اشاره کرد و گفته بود: یک صحنه رقص در سینمای ما جواب می دهد و به فروش کمک می کند.</div></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;"><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #800080;">پرستو صالحی</span></div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">وی در سال 91 در صفحه فیسبوک خود نوشت:</div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">«به یک تهیه کننده سر‌شناسی از سره درد دل گفتم: دلم یه کار طولانی می‌خواد گفت: اونی‌ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی می‌خواد...</div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسان‌هایی که بی‌درخواست و نیاز و... فقط و فقط به کارشون فکر می‌کنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰ قدیم تهران اشتباه گرفتن...».</div>
<div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="color: #800080;">ماهایا پطروسیان</span></div></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #000000;">پس از این «ماهایا پطروسیان» پیرامون صحبت‌های پرستو صالحی مبنی بر وجود فساد در سینمای ایران به واسطه افراد سود‌جو، گفت: من کم و بیش ‌این حرف‌ها را شنیده‌ام، البته این حرف‌ها، حرف‌های جدیدی نیست و این اتفاقات، اتفاقاتی است که سال‌هاست رخ می‌دهد. بیش از ۱۵ سال است که بسیاری از سینماگران درباره وضعیت نابسامان سینمای ایران هشدار می‌دهند و صحبت می‌کنند.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">امین تارخ</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">امین تارخ نیز گفت: دختری را سراغ دارم، بعد از اینکه به برخی خواسته‌ها جواب مثبت نداد، او را با قرار‌داد بسته شده کنار گذاشتند و او بعد از این ماجرا موهایش را از ته تراشید و چند دفعه زمزمه خودکشی سر داد.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">آری؛ بی توجهی و بی اهمیتی به ابتذال پشت پرده سینمای ایران همچنان روندی صعودی در پیش گرفت تا جایی که چندی پیش کشف حجاب قراردادن عکس های دیده نشده یکی دیگر از بازیگران زن در صفحه شخصی اینستاگرامش موج جدیدی را روانه رسانه ها کرد چراکه وی در توجیح رفتار خویش، درخواست های شرم آور برخی موسسات و شرکت‌های سینمایی و حتی برخی کارگردانان و تهیه کنندگان برای بازی دادن وی در فیلم‌های مختلف را مطرح ساخته بود.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">واکنش جالب سخنگوی وزارت ارشاد</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">بعد از به راه افتادن موج رسانه ای و تایید برخی بازیگران در راستای ابتذال پشت پرده سینمای ایران بود که سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واکنش نشان داد . گفت: این گونه رفتارها که نشانه خلا شخصیت و کمبود عاطفی است در واقع انتشار عکس های بدون حجاب خودشان را در فضای مجازی برای مردم کار ضد فرهنگیو اخلاقی است و غیرقابل توجیه است. ما انتظار نداریم هنرمندانی که از کنار از همین مردم معروف شدند و جایگاهی پیدا می کنند حالا بخواهند به باورها و اعتقادات همین مردم بی توجه باشند.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: صدف طاهریان بازیگر سینما برای توجیه رفتارغیراخلاقی خود وانمود می کند که همه مشکل دارند.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">فقیهه سلطانی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">پس ازاین بود که فقیهه سلطانی بازیگر سینما و تلویزیون با تایید بخشی از سخنان صدف طاهریان- که به تازگی کشف حجاب کرده بود نوشت:</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">خانم صدف طاهریان ... حرفهای شما در مورد عده ی زیادی از دست اندرکاران سینمای ما متاسفانه، متاسفانه و متاسفانه، کاملا درست و مورد تایید هست.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">سریال دنباله دار کشف حجاب برخی بازیگران زن ایرانی از جمله صدف طاهریان و چکامه چمن ماه باعث شد سایر بازیگران نسبت به این اتفاق واکنش نشان دهند  و از ابتذال سینمای ایران و کناره گیری از عرصه هنر به دلیل پیشنهادهای بی شرمانه پرده بردارند.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">پروانه معصومی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">این بازیگر پیشکسوت با اشاره به اینکه فضای فعلی سینما در دست عده‌ای سودجو و غیرسینمایی است گفت: به جرئت می‌توانم بگویم پشت‌صحنه فیلم‌هایی که قبل از انقلاب ساخته می‌شد به مراتب از پشت‌صحنه‌های فیلم‌های امروز پاک‌تر و سالم‌تر بود.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">السا فیروزآذر</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">فیروزآذر در گفتگویی اظهار داشت: با عده بسیاری از  کارگردانانی روبه رو هستیم  که به جای آنکه بازیگران شایسته را در تئاتر یا فیلم های شایسته و کلاس های آموزشی جستجو کنند و یا حداقل با تست گرفتن و آگاهی به استعداد افراد آنها را شناسایی کنند،  در محافل و مهمانی ها به دنبال کشف بازیگر است، که مسلما به این بی اخلاقی دامن می زند. برای این قبیل کارگردانان فرق نمی کند که طراح صحنه یا فیلمبردار و سایر عوامل چه میزان خلاق و حرفه ای هستند بلکه بیشتر حواشی کار برایشان مطرح بوده و بر این اندیشه اند که تا چه میزان این افراد زیر دست می توانند کمبود های روحی روانی جنسی و مالی آنها را تامین کنند.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">شاهرخ استخری</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی نیز در راستای ابتذال سینما گفت: همین الان یک بازیگر جوانی که اول راه است و حاضر است هرکاری بکند، به من نشان بدهید تا به او بگویم چه کار کند تا بتوانید ستاره سینما بشود، خیلی هم نیاز به استعداد ندارد، شاید یک خانه مجردی به کارش بیاید</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">حمیدرضا پگاه</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">حمیدرضا پگاه اظهار داشت: متاسفانه اکنون بسیاری از افراد برای رسیدن به پول و شهرت سعی می کنند وارد عرصه سینما شوند در حالی که هم کسی که برای این کار پول می پردازد و همچنین کسی که آن را دریافت می کند در نهایت ضرر خواهند کرد.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی افزود : پیشنهاد غیر اخلاقی و بی شرمانه خطاب به بانوان و همچنین پیشنهاد برای دریافت پول های کلان در ازای دادن نقش به آقایان همواره وجود داشته اما به دلیل اینکه این موارد به صورت شفاهی مطرح می شود نمی توان آنها را پیگیری قانونی کرد.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">ساناز سماواتی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی نیز گفت: اگر می توانی مهمانی های شبانه ای برگزار کنی یا بروی در مهمانی ها؛ می توانی کار کنی؛ بقیه اگر کار حرفه ای می کنند و در این مسائل نیستند کنار گذاشته و به مرور به وادی فراموشی سپرده می شوند.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">مرجان محتشم</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">محتشم نیز از دیگر بازیگرانی است که خود را از این حرفه کنار کشیده است و می گوید از طریق طراحی داخلی امرار معاش می کند.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">محتشم در همین زمینه اظهار داشته است: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی تاکید کرد: جايي براي كساني كه بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ي سينما فعاليت سالم داشته باشند نيست و متاسفانه برعكس كساني كه تن به ارتباطات نامشروع مي دهند در اين عرصه بالا مي روند.</span><br />
<span style="color: #9400d3;"><br />
صبا کمالی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">صبا کمالی نیز چندی پیش در اعتراض به وضعیت حال حاضر سینمای ایران از فعالیت های هنری انصراف داد.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">این هنرپیشه سینما گفت: من وقتی وارد این عرصه شدم شرایط خیلی محترمانه تر بود. اوضاع هنر نسبت به چند سال اخیر چه از نظر مالی و چه از نظر اخلاقی خیلی بهتر بود ولی چند سالی است که شرایط به گونه ای دیگری است.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی ادامه داد: امیدوارم شرایط درست شود اما باید بگویم که من بابت هر جواب ردی که به پیشنهاد وقیحانه تهیه کنندگان دادم آنها مرا ۵ سال به عقب پرت کردند، یک مشت موجودات حقیر که اسم دیگری را روی آنها نمی توان گذاشت.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">داستان ابتذال در سینمای ایران بیش از دو دهه است که به موضوع روز تبدیل شده و امروز علاوه بر مشکل فیلم های مسئله دار و دیالوگ های نا به هنجار و خارج از عرف که نقد بسیاری از افراد و حتی بازیگران را به دنبال دارد، پشت پرده مفسده پیشنهادات بی شرمانه به بازیگران نیز وجه جدید این ابتذال شده است. از همین رو شاید لازم باشد وزارت ارشاد به عنوان متولی و مسئول اصلی از بین بردن و یا به حداقل راندن مفسده موجود در این بخش فرهنگی تغییر جدی و اساسی در روند فعالیت و نظارت خود اعمال کند.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">[b]<span style="color: #9400d3;"><span style="color: #000000;">منبع :<a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/552944/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%B0%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" target="_blank"> تابناک </a></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #9400d3;"><span style="color: #000000;">------------------------------------------------------------------------------------------------------------</span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #c71585;"><span style="font-weight: bold;">ولی فارغ از همه مسائل سینمای ایران وقاحت سلبریتی ها الحق و والانصاف ستودنیست </span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #c71585;">چرا که با این همه مفاسد اخلاقی و مالی به اصطلاح درون خانوادگیشان بازهم برای جامعه نسخه می پیچند[/b]</span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ابتذال در سینمای ایران بیش از دو دهه است که به موضوع روز تبدیل شده و امروز علاوه بر مشکل فیلم های مسئله دار و دیالوگ های نا به هنجار و خارج از عرف که نقد بسیاری از افراد و حتی بازیگران را به دنبال دارد، پشت پرده مفسده پیشنهادات بی شرمانه به بازیگران نیز وجه جدید این ابتذال شده است.</div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">به گزارش اتاق خبر، موضوع فساد در سینمای ایران اولین بار توسط پرستو صالحی یکی از بازیگران زن در سال 91 مطرح شد و این مهم در حالی بود که سال 89 فریدون جیرانی در اظهاراتی تلخ و تکان دهنده ای به وضعیت سینمای مبتذل در ایران اشاره کرد و گفته بود: یک صحنه رقص در سینمای ما جواب می دهد و به فروش کمک می کند.</div></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;"><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #800080;">پرستو صالحی</span></div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">وی در سال 91 در صفحه فیسبوک خود نوشت:</div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">«به یک تهیه کننده سر‌شناسی از سره درد دل گفتم: دلم یه کار طولانی می‌خواد گفت: اونی‌ام که بهت کار طولانی بده حال طولانی می‌خواد...</div>
<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">من هنوز ایمان دارم که تو هنر مقدس هفتم، هستند انسان‌هایی که بی‌درخواست و نیاز و... فقط و فقط به کارشون فکر می‌کنن و بس و متاسفم از وجود کسانی که هنر پاک آریایی را رو با ناحیه ۱۰ قدیم تهران اشتباه گرفتن...».</div>
<div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="color: #800080;">ماهایا پطروسیان</span></div></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #000000;">پس از این «ماهایا پطروسیان» پیرامون صحبت‌های پرستو صالحی مبنی بر وجود فساد در سینمای ایران به واسطه افراد سود‌جو، گفت: من کم و بیش ‌این حرف‌ها را شنیده‌ام، البته این حرف‌ها، حرف‌های جدیدی نیست و این اتفاقات، اتفاقاتی است که سال‌هاست رخ می‌دهد. بیش از ۱۵ سال است که بسیاری از سینماگران درباره وضعیت نابسامان سینمای ایران هشدار می‌دهند و صحبت می‌کنند.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">امین تارخ</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">امین تارخ نیز گفت: دختری را سراغ دارم، بعد از اینکه به برخی خواسته‌ها جواب مثبت نداد، او را با قرار‌داد بسته شده کنار گذاشتند و او بعد از این ماجرا موهایش را از ته تراشید و چند دفعه زمزمه خودکشی سر داد.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">آری؛ بی توجهی و بی اهمیتی به ابتذال پشت پرده سینمای ایران همچنان روندی صعودی در پیش گرفت تا جایی که چندی پیش کشف حجاب قراردادن عکس های دیده نشده یکی دیگر از بازیگران زن در صفحه شخصی اینستاگرامش موج جدیدی را روانه رسانه ها کرد چراکه وی در توجیح رفتار خویش، درخواست های شرم آور برخی موسسات و شرکت‌های سینمایی و حتی برخی کارگردانان و تهیه کنندگان برای بازی دادن وی در فیلم‌های مختلف را مطرح ساخته بود.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">واکنش جالب سخنگوی وزارت ارشاد</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">بعد از به راه افتادن موج رسانه ای و تایید برخی بازیگران در راستای ابتذال پشت پرده سینمای ایران بود که سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واکنش نشان داد . گفت: این گونه رفتارها که نشانه خلا شخصیت و کمبود عاطفی است در واقع انتشار عکس های بدون حجاب خودشان را در فضای مجازی برای مردم کار ضد فرهنگیو اخلاقی است و غیرقابل توجیه است. ما انتظار نداریم هنرمندانی که از کنار از همین مردم معروف شدند و جایگاهی پیدا می کنند حالا بخواهند به باورها و اعتقادات همین مردم بی توجه باشند.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: صدف طاهریان بازیگر سینما برای توجیه رفتارغیراخلاقی خود وانمود می کند که همه مشکل دارند.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">فقیهه سلطانی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">پس ازاین بود که فقیهه سلطانی بازیگر سینما و تلویزیون با تایید بخشی از سخنان صدف طاهریان- که به تازگی کشف حجاب کرده بود نوشت:</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">خانم صدف طاهریان ... حرفهای شما در مورد عده ی زیادی از دست اندرکاران سینمای ما متاسفانه، متاسفانه و متاسفانه، کاملا درست و مورد تایید هست.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">سریال دنباله دار کشف حجاب برخی بازیگران زن ایرانی از جمله صدف طاهریان و چکامه چمن ماه باعث شد سایر بازیگران نسبت به این اتفاق واکنش نشان دهند  و از ابتذال سینمای ایران و کناره گیری از عرصه هنر به دلیل پیشنهادهای بی شرمانه پرده بردارند.</span><br />
<br />
<span style="color: #c71585;">پروانه معصومی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">این بازیگر پیشکسوت با اشاره به اینکه فضای فعلی سینما در دست عده‌ای سودجو و غیرسینمایی است گفت: به جرئت می‌توانم بگویم پشت‌صحنه فیلم‌هایی که قبل از انقلاب ساخته می‌شد به مراتب از پشت‌صحنه‌های فیلم‌های امروز پاک‌تر و سالم‌تر بود.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">السا فیروزآذر</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">فیروزآذر در گفتگویی اظهار داشت: با عده بسیاری از  کارگردانانی روبه رو هستیم  که به جای آنکه بازیگران شایسته را در تئاتر یا فیلم های شایسته و کلاس های آموزشی جستجو کنند و یا حداقل با تست گرفتن و آگاهی به استعداد افراد آنها را شناسایی کنند،  در محافل و مهمانی ها به دنبال کشف بازیگر است، که مسلما به این بی اخلاقی دامن می زند. برای این قبیل کارگردانان فرق نمی کند که طراح صحنه یا فیلمبردار و سایر عوامل چه میزان خلاق و حرفه ای هستند بلکه بیشتر حواشی کار برایشان مطرح بوده و بر این اندیشه اند که تا چه میزان این افراد زیر دست می توانند کمبود های روحی روانی جنسی و مالی آنها را تامین کنند.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">شاهرخ استخری</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی نیز در راستای ابتذال سینما گفت: همین الان یک بازیگر جوانی که اول راه است و حاضر است هرکاری بکند، به من نشان بدهید تا به او بگویم چه کار کند تا بتوانید ستاره سینما بشود، خیلی هم نیاز به استعداد ندارد، شاید یک خانه مجردی به کارش بیاید</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">حمیدرضا پگاه</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">حمیدرضا پگاه اظهار داشت: متاسفانه اکنون بسیاری از افراد برای رسیدن به پول و شهرت سعی می کنند وارد عرصه سینما شوند در حالی که هم کسی که برای این کار پول می پردازد و همچنین کسی که آن را دریافت می کند در نهایت ضرر خواهند کرد.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی افزود : پیشنهاد غیر اخلاقی و بی شرمانه خطاب به بانوان و همچنین پیشنهاد برای دریافت پول های کلان در ازای دادن نقش به آقایان همواره وجود داشته اما به دلیل اینکه این موارد به صورت شفاهی مطرح می شود نمی توان آنها را پیگیری قانونی کرد.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">ساناز سماواتی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی نیز گفت: اگر می توانی مهمانی های شبانه ای برگزار کنی یا بروی در مهمانی ها؛ می توانی کار کنی؛ بقیه اگر کار حرفه ای می کنند و در این مسائل نیستند کنار گذاشته و به مرور به وادی فراموشی سپرده می شوند.</span><br />
<br />
<span style="color: #9400d3;">مرجان محتشم</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">محتشم نیز از دیگر بازیگرانی است که خود را از این حرفه کنار کشیده است و می گوید از طریق طراحی داخلی امرار معاش می کند.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">محتشم در همین زمینه اظهار داشته است: محبوبیت بین مردم چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را بدست آورد ولی متاسفانه برخی ستارگان به دلیل ابزار شدن و ارتباطات غیراخلاقی که باعث شرمندگی و تاسف است محبوب شدند که به اعتقاد من این محبوبیت نیست.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی تاکید کرد: جايي براي كساني كه بخواهند با اعتقاد به خدا در عرصه ي سينما فعاليت سالم داشته باشند نيست و متاسفانه برعكس كساني كه تن به ارتباطات نامشروع مي دهند در اين عرصه بالا مي روند.</span><br />
<span style="color: #9400d3;"><br />
صبا کمالی</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">صبا کمالی نیز چندی پیش در اعتراض به وضعیت حال حاضر سینمای ایران از فعالیت های هنری انصراف داد.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">این هنرپیشه سینما گفت: من وقتی وارد این عرصه شدم شرایط خیلی محترمانه تر بود. اوضاع هنر نسبت به چند سال اخیر چه از نظر مالی و چه از نظر اخلاقی خیلی بهتر بود ولی چند سالی است که شرایط به گونه ای دیگری است.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">وی ادامه داد: امیدوارم شرایط درست شود اما باید بگویم که من بابت هر جواب ردی که به پیشنهاد وقیحانه تهیه کنندگان دادم آنها مرا ۵ سال به عقب پرت کردند، یک مشت موجودات حقیر که اسم دیگری را روی آنها نمی توان گذاشت.</span><br />
<br />
<span style="color: #000000;">داستان ابتذال در سینمای ایران بیش از دو دهه است که به موضوع روز تبدیل شده و امروز علاوه بر مشکل فیلم های مسئله دار و دیالوگ های نا به هنجار و خارج از عرف که نقد بسیاری از افراد و حتی بازیگران را به دنبال دارد، پشت پرده مفسده پیشنهادات بی شرمانه به بازیگران نیز وجه جدید این ابتذال شده است. از همین رو شاید لازم باشد وزارت ارشاد به عنوان متولی و مسئول اصلی از بین بردن و یا به حداقل راندن مفسده موجود در این بخش فرهنگی تغییر جدی و اساسی در روند فعالیت و نظارت خود اعمال کند.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">[b]<span style="color: #9400d3;"><span style="color: #000000;">منبع :<a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/552944/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%B0%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" target="_blank"> تابناک </a></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #9400d3;"><span style="color: #000000;">------------------------------------------------------------------------------------------------------------</span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #c71585;"><span style="font-weight: bold;">ولی فارغ از همه مسائل سینمای ایران وقاحت سلبریتی ها الحق و والانصاف ستودنیست </span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #c71585;">چرا که با این همه مفاسد اخلاقی و مالی به اصطلاح درون خانوادگیشان بازهم برای جامعه نسخه می پیچند[/b]</span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نفس بیمار]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43245.html</link>
			<pubDate>Fri, 09 Jun 2017 17:10:40 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43245.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://www.ariapix.net/wp-content/uploads/nafas-series_04.jpg" border="0" alt="[تصویر: nafas-series_04.jpg]" /></div>
<br />
نظرتون رو در مورد این سریال بگید<br />
<br />
<br />
چند تا نظر دم دستی<br />
<br />
1-اصلا چرا انقلاب کردیم؟ قبل انقلاب که مشکلی نداشته!<br />
<br />
2-ماموران رژیم که خوب بودن!<br />
<br />
3-انقلابیون اصلی کجان؟<br />
<br />
4-گروهک منافقین واقعا ضد رژیم بودن یا ظاهرسازی بوده؟<br />
<br />
5-بی حجابی سازمان یافته در این فیلم چراغ سبزی بوده به جماعت لیبرال<br />
<br />
6-استفاده از بازیگر 98 درصد عمل صورت و ... و ذائقه سازی برای زن و مرد (بازیگر نقش اول)<br />
<br />
7-...<br />
<br />
8-...<br />
<br />
<br />
و...<br />
<br />
حالا شما منو از این برداشت های غلط در بیارید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://www.ariapix.net/wp-content/uploads/nafas-series_04.jpg" border="0" alt="[تصویر: nafas-series_04.jpg]" /></div>
<br />
نظرتون رو در مورد این سریال بگید<br />
<br />
<br />
چند تا نظر دم دستی<br />
<br />
1-اصلا چرا انقلاب کردیم؟ قبل انقلاب که مشکلی نداشته!<br />
<br />
2-ماموران رژیم که خوب بودن!<br />
<br />
3-انقلابیون اصلی کجان؟<br />
<br />
4-گروهک منافقین واقعا ضد رژیم بودن یا ظاهرسازی بوده؟<br />
<br />
5-بی حجابی سازمان یافته در این فیلم چراغ سبزی بوده به جماعت لیبرال<br />
<br />
6-استفاده از بازیگر 98 درصد عمل صورت و ... و ذائقه سازی برای زن و مرد (بازیگر نقش اول)<br />
<br />
7-...<br />
<br />
8-...<br />
<br />
<br />
و...<br />
<br />
حالا شما منو از این برداشت های غلط در بیارید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ماجرای نیمروز]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42867.html</link>
			<pubDate>Sat, 25 Mar 2017 09:50:49 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42867.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
ماجرای نیمروز<br />
<br />
دومین فیلم بلند ساخته محمدحسین مهدویان<br />
<br />
در این فیلم سعی شده بصورت اجمالی و فشرده به ماجراهای سال 1360 شمسی پرداخته شود.<br />
<br />
همانند سی سال گذشته از حامیان پشت پرده منافقین در داخل کشور حرفی به میان نیامده و این از نقاط ضعف فیلم است<br />
<br />
شاید از لحاظ علمی اطلاعی نداشتند شاید هم دستشون باز نبوده و شاید...<br />
<br />
البته شاید یک میلیونم کشور هم مطلع نباشن در هر صورت ریشه اینها در کشور وجود داره و باید اصل کاری رو زد<br />
<br />
خیلی برای فیلم زحمت کشیده شده و فیلم بسیار واقع گرایی از آب دراومده<br />
<br />
یه مقدار کمیته در مقابل منافقین ضعیف نشون داده شده<br />
<br />
<a href="http://www.enghelab-news.ir/shownews.php?idnews=30223" target="_blank"><span style="font-weight: bold;">شهید لاجوردی کمرنگ نشون داده شدن (و کم اثر و بداخلاق)</span></a> در حالی که از افراد اصلی بودن در شکستن کمر اینها<br />
<br />
شهید لاجوردی لانه زعفرانیه رو فتح کردن در حالی که اصلاً آخر فیلم نبود<br />
<br />
امیدوارم مقاطع مهم تاریخی رو با جرأت نشون بدن در آینده<br />
<br />
مثلاً فتنه 78 و قتل های زنجیره ای یا ماجرای منتظری ملعون و باند خانواده ش یا ماجرای پایان دفاع مقدس و ...<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000cd;">دیدن حداقل یکبار این فیلم رو به همه توصیه میکنم(یکمی هم خشنه)</span></span></div><img src="http://uupload.ir/files/75yq_majeraye-nimrooz3-1024x683.jpg" border="0" alt="[تصویر: 75yq_majeraye-nimrooz3-1024x683.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<div class="am_embed"><object id="flowplayer" width="480" height="360" data="/media/flowplayer-3.2.18.swf" type="application/x-shockwave-flash"><param name="movie" value="/media/flowplayer-3.2.18.swf" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><param name="flashvars" value='config={"clip":{"url":"http://www.filmnetnews.ir/wp-content/uploads/2017/01/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2.mp4","autoPlay":false}}' /></object></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
ماجرای نیمروز<br />
<br />
دومین فیلم بلند ساخته محمدحسین مهدویان<br />
<br />
در این فیلم سعی شده بصورت اجمالی و فشرده به ماجراهای سال 1360 شمسی پرداخته شود.<br />
<br />
همانند سی سال گذشته از حامیان پشت پرده منافقین در داخل کشور حرفی به میان نیامده و این از نقاط ضعف فیلم است<br />
<br />
شاید از لحاظ علمی اطلاعی نداشتند شاید هم دستشون باز نبوده و شاید...<br />
<br />
البته شاید یک میلیونم کشور هم مطلع نباشن در هر صورت ریشه اینها در کشور وجود داره و باید اصل کاری رو زد<br />
<br />
خیلی برای فیلم زحمت کشیده شده و فیلم بسیار واقع گرایی از آب دراومده<br />
<br />
یه مقدار کمیته در مقابل منافقین ضعیف نشون داده شده<br />
<br />
<a href="http://www.enghelab-news.ir/shownews.php?idnews=30223" target="_blank"><span style="font-weight: bold;">شهید لاجوردی کمرنگ نشون داده شدن (و کم اثر و بداخلاق)</span></a> در حالی که از افراد اصلی بودن در شکستن کمر اینها<br />
<br />
شهید لاجوردی لانه زعفرانیه رو فتح کردن در حالی که اصلاً آخر فیلم نبود<br />
<br />
امیدوارم مقاطع مهم تاریخی رو با جرأت نشون بدن در آینده<br />
<br />
مثلاً فتنه 78 و قتل های زنجیره ای یا ماجرای منتظری ملعون و باند خانواده ش یا ماجرای پایان دفاع مقدس و ...<br />
<br />
<br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #0000cd;">دیدن حداقل یکبار این فیلم رو به همه توصیه میکنم(یکمی هم خشنه)</span></span></div><img src="http://uupload.ir/files/75yq_majeraye-nimrooz3-1024x683.jpg" border="0" alt="[تصویر: 75yq_majeraye-nimrooz3-1024x683.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<div class="am_embed"><object id="flowplayer" width="480" height="360" data="/media/flowplayer-3.2.18.swf" type="application/x-shockwave-flash"><param name="movie" value="/media/flowplayer-3.2.18.swf" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><param name="flashvars" value='config={"clip":{"url":"http://www.filmnetnews.ir/wp-content/uploads/2017/01/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2.mp4","autoPlay":false}}' /></object></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فیلم ایرانی بدون حجاب!]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42755.html</link>
			<pubDate>Mon, 20 Feb 2017 07:44:16 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42755.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">کیانوش عیاری: در «کاناپه» شق القمر نشده؛ فقط راهکاری برای امری که پایه اش غلط است ارائه شده است</span><br />
پرویز جاهد: نمی‌شود از او انتظار داشت که یک اصل بدیهی زندگی اجتماعی  یا خانوادگی در جامعه را در سینما تحریف کند. او می‌گوید: «این مشکلی است  که ما در سینمای ایران با آن مواجهیم و اگر سینمای ایران به مسیری رود که  همه وجوه زندگی را به رئالیستی‌ترین شکلش نشان دهد، دیگر کسی از این اتفاق  تعجب نمی‌کند<br />
  <br />
<br />
 محسن امیریوسفی: سکانس اول «کاناپه» را که با کلاه گیس خانم ها دیدم شبیه  دراکولایی بودم که نور می‌بیند اما این حس فقط در یک سکانس بود. بعد از آن  فراموش کردم که زنان فیلم بدون حجاب هستند و کلاه گیس به سر دارند<br />
  <br />
<br />
 کیانوش عیاری: من با تعدادی از کسانی که فیلم را دیدند صحبت کردم، بدون  استثنا حرفشان همین بود که دقایق اول یک هیجان ایجاد می‌شود و بعد از آن  عادی است. اگر فیلم بعدی را من یا فرد دیگری بسازد، دیگر آن هیجان دقایق  اول هم وجود ندارد. اطمینان داشته باشید بعد از 3 یا 4 فیلم خود مسئولان  شگفت زده خواهند شد که چرا این مدت سینما از چنین راهکار بدیهی محروم بوده  است<br />
 <br />
 <br />
 6 سال پس از «خانه پدری» بالاخره خودش را راضی کرد تا «کاناپه» را بسازد.  بزرگترین امید جشنواره امسال این بود که کیانوش عیاری در آن حضور داشته  باشد اما انتشار فهرست فیلم‌های کنار گذاشته شده از بخش رقابتی جشنواره همه  را غافلگیر کرد. در حالی که بسیاری پس از 6 سال دوری از سینما منتظر  کیانوش عیاری در این دوره از جشنواره بودند «کاناپه» فیلم تازه او مهم‌ترین  نام در بین حذف‌شدگان بود. به گفته محمد علی حسین‌نژاد عضو هیأت انتخاب  این دوره جشنواره، برای «کاناپه» طبق تصمیم دبیر جشنواره اجازه رأی‌گیری  صادر نشد و هیأت انتخاب این فیلم را با وجود شایستگی‌ها کنار گذاشت. محمد  حیدری دبیر جشنواره، مشکل «کاناپه» را برآمده از موضوع و محتوایش عنوان کرد  و تصمیم‌گیری درباره آن را نیازمند ورود مراتب بالاتر عنوان کرد. به این  ترتیب جشنواره فیلم فجر یکی از کاربلدترین فیلمسازانش را به دلیل استفاده  از کلاه گیس از دست داد. کیانوش عیاری در ادامه رویکرد واقع‌گرایانه‌اش در  فیلمسازی تصمیم گرفته بود به جای اینکه زن را با روسری در خانه نشان دهد از  پوستیژ استفاده کند. او که در نشست بررسی رویدادهای مهم سینمای ایران در  سال‌های اخیر در روزنامه ایران حضور یافته است در این باره می‌گوید: «همیشه  خجالت می‌کشیدم که در فیلم‌هایم زن باید با روسری در کنار محارمش ظاهر  شود. این خجالت و شرم همراه من بود تا زمانی که بعد از یک وقفه شش ساله  تصمیم به ساخت «کاناپه» گرفتم. با خودم عهد کردم که یا فیلم نخواهم ساخت یا  اگر هم بسازم زن نباید داشته باشد و اگر زن داشته باشد باید در ملأعام  باشد و نه مکان‌های خصوصی.»<br />
  <br />
<br />
 راه‌حلی را که عیاری برای رفع این اشکال ارائه کرده است محسن امیر یوسفی  نشانه تعهد این فیلمساز و اهمال فیلمسازان دهه 60 عنوان می‌کند و با اشاره  به «جنگ اطهر» محمدعلی نجفی که برای نخستین بار زنان در سینما را با حجاب  تصویر کرد می‌گوید: «به نظرم ایشان با وجود ساخت کارهای خوبی مثل  «سربداران» باید یک روز به تاریخ سینمای ایران پاسخ‌گو باشند. بحث در مورد  حجاب اسلامی نیست و کسی با آن مخالف نیست ولی اگر در همان دوران یک راه حل  مثل راه حل «کاناپه» پیدا می‌شد مطمئناً این مسأله در سینمای ایران حل شده  بود. مسأله‌ای که نه از نظر شرعی مشکل دارد و نه از نظر عرف جامعه و بیشتر  از اینکه بگوییم اجبار مدیریت سینما یا نظام بود، بیشتر محصول انفعال  سینمای ایران بود.»<br />
  <br />
<br />
 او که به همراه سازنده «کاناپه» در نشست بررسی سینمای ایران در سال 95 در  روزنامه ایران حاضر شده بود در بخش دیگری از صحبت‌های خود می‌افزاید: «در  دهه 60 تصویر این حجاب صحنه‌هایی را به وجود آورده است که الان جوک و  شرم‌آور است. نیمه شب به مردی در تختخواب زنگ می‌زنند که عملیات شده است و  بعد خانمش با چادر از کنارش بلند می‌شود که رضا چه شده؟ من نه چریک هستم و  نه قصدم این است که قهرمانانه صحبت کنم. بحث سر این است که دهه 60 یک  اتفاقی افتاد و هول هولکی فکر کردیم که هر تصویری را مردم هم می‌پذیرند اما  آیا واقعاً مردم پذیرفتند.»<br />
  <br />
<br />
 پرویز جاهد منتقد شناخته شده سینما نیز از عیاری به‌عنوان یکی از بهترین  فیلم‌سازان رئال یاد می‌کند و می‌گوید که نمی‌شود از او انتظار داشت که یک  اصل بدیهی زندگی اجتماعی یا خانوادگی در جامعه را در سینما تحریف کند. او  می‌گوید: «این مشکلی است که ما در سینمای ایران با آن مواجهیم و اگر سینمای  ایران به مسیری رود که همه وجوه زندگی را به رئالیستی‌ترین شکلش نشان دهد،  دیگر کسی از این اتفاق تعجب نمی‌کند.»<br />
  <br />
<br />
 در حالی که محمد حیدری دبیر جشنواره فیلم فجر صراحتاً اعلام کرده است که  برای کاناپه باید مراجع بالاتر تصمیم بگیرند و بار عدم نمایش «کاناپه» را  از دوش خود برداشت اما امیر یوسفی تمهیدی را که عیاری برای واقع‌گرایی  اندیشیده است حتی فارغ از حاشیه‌سازی تحت لوای حجاب عنوان می‌کند و آن را  ارائه دهنده پیشنهادی تازه برای گریم خانم‌ها می‌داند. او می‌گوید: «فیلم  آقای عیاری بدون اینکه حد و مرز اخلاقی یا دینی را بشکند یک راه حل خیلی  هوشمندانه است که به ما یادآوری می‌کند که در این سال‌ها چقدر در حق سینما  اجحاف کرده‌ایم.»<br />
  <br />
<br />
  به گفته عیاری هر 6 بازیگر فیلم برای واقع‌نمایی موهای سر خود را توسط  گریمور زن با نمره 4 تراشیده‌اند و حتی برای رفع هر گونه حاشیه و شبهه از  صحنه تراشیدن موی بازیگران توسط یک فیلمبردار زن تصویربرداری شده است. او  می‌گوید: «معتقدم که در فیلم «کاناپه» کوچک‌ترین عمل غیرشرعی رخ نداده است.  در حالی که در فیلم‌های جدید شخصیت‌های زن فقط یک روسری روی سرشان است که  در بهترین شکل فقط دو سوم موهای‌شان را می پوشاند.»<br />
  <br />
<br />
 غیبت عیاری در جشنواره فیلم فجر بارها توسط عوامل فیلم‌های مختلف در  نشست‌های خبری یادآوری شد؛ اما «کاناپه» با وجود خبرهای ضد و نقیض در این  دوره از جشنواره حتی برای اهالی رسانه هم نمایش داده نشد. حجت‌الله ایوبی  اهالی رسانه و سینماگران را به حوصله دعوت کرد و تصمیم‌گیری درباره این  فیلم را به زمانی آرام و بدون حاشیه موکول کرد. اما آنهایی که در اکران‌های  خصوصی «کاناپه» را دیده‌اند متفق‌القول از این نکته سخن می‌گویند که  تماشای بازیگران زن فیلم با کلاه گیس صرفاً در نخستین سکانس به چشم می‌آید و  بعد از آن مخاطب آنقدر درگیر داستان می‌شود که فراموش می‌کند آنها روسری  ندارند. حسین‌نژاد چندی پیش در این باره به «ایران» گفته بود: «با دیدن  فیلم عیاری به تنها چیزی که نمی‌اندیشید قیافه و مو و زیبایی چهره است. این  فیلم به قدری هنرمندانه و به شکل کاملاً سینمایی شما را درگیر موضوع  می‌کند که مخاطب یادش می‌رود که شخصیت‌های فیلم در خانه حجاب ندارند. ضمن  اینکه شخصیت‌های فیلم فقط در کنار محارم بدون حجاب هستند و آقای عیاری  هوشمندی دیگر هم به کار برده است و زمانی که به‌عنوان مثال همسایه‌ای درِ  خانه را می‌زند همه آنها روسری به سر می‌کنند.» محسن امیریوسفی در تعبیری  جالب از مواجهه‌اش با سکانش مربوطه می‌گوید: «سکانس اول «کاناپه» را که با  کلاه گیس خانم ها دیدم شبیه دراکولایی بودم که نور می‌بیند اما این حس فقط  در یک سکانس بود. بعد از آن فراموش کردم که زنان فیلم بدون حجاب هستند و  کلاه گیس به سر دارند.»<br />
  <br />
<br />
 عیاری نیز با عباراتی مشابه از واکنش دیگر سینماگران و برخی اهالی رسانه  یاد می‌کند و می‌گوید: «من با تعدادی از کسانی که فیلم را دیدند صحبت کردم،  بدون استثنا حرفشان همین بود که دقایق اول یک هیجان ایجاد می‌شود و بعد از  آن عادی است. اگر فیلم بعدی را من یا فرد دیگری بسازد، دیگر آن هیجان  دقایق اول هم وجود ندارد. اطمینان داشته باشید بعد از 3 یا 4 فیلم خود  مسئولان شگفت زده خواهند شد که چرا این مدت سینما از چنین راهکار بدیهی  محروم بوده است. شق القمری رخ نداده است فقط یک راهکار برای امری است که  پایه‌اش غلط گذاشته شده است. مثل کراوات که یک کینه درباره آن به وجود آمد و  اگر از گردن کسی کراوات آویزان بود به او بد نگاه می‌کردند درحالی که  امروزه خیلی عادی است.»<br />
  <br />
<br />
 عیاری در پاسخ به سؤال پرویز جاهد مبنی بر اینکه هنگام ساخت «کاناپه» بیشتر  به درام فکر می‌کردید یا تابو شکنی؟ می‌گوید: «من هیچ وقت به چنین چیزی  فکر نمی‌کنم که وقتی می‌خواهم فیلم بسازم بدعتی در آن باشد. بارها گفته‌ام  در «روزگار قریب» از همه گروه خجالت می کشیدم که فرح پهلوی را با روسری  گریم می‌کنم.»<br />
  <br />
<br />
 برخی تحلیلگران سینمایی بر این باورند که شاید اگر فرصت یک سانس نمایش برای  اهالی رسانه به وجود می‌آمد «کاناپه» حتی برای دلواپسان هم بهانه‌ای برای  جریان‌سازی ایجاد نمی‌کرد. عیاری در پاسخ به این سؤال که آیا ترس و واهمه  این را نداشته است که نمایش «کاناپه» در جشنواره آن را دچار سرنوشتی مشابه  «خانه پدری» کند می‎گوید: «دلم می‌خواست یک بار در سالن 100 نفری فیلم برای  اهالی رسانه نمایش داده شود، ولی آمادگی این را هم داشتم که مطلقاً هیچ جا  نمایش داده نشود. البته کاملاً مشخص بود که تکذیبیه آقای حیدری بر خبر  نمایش فیلم در جشنواره برای اهالی رسانه بر اثر فشارهایی بوده که از بیرون  به ایشان وارد می‌شود.» امیریوسفی از «کاناپه» به‌عنوان قربانی طرح بی‌خطر  برگزار کردن جشنواره یاد می‌کند و می‌گوید: «اما نفرین کاناپه جشنواره  امسال را گرفت. خیالتان راحت! یکی از خنثی‌ترین و بی‌رمق‌ترین جشنواره‌های  تاریخ سینمای ایران را داشتیم.»<br />
  <br />
  منبع: روزنامه ایران<br />
---------<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #800000;">سؤال: قرار دادن کلاه گیس مصنوعی و یا موهای مصنوعی بر سر زن نامحرم و نگاه کردن به آن چه حکمی دارد؟</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">رهبر فرزانه انقلاب اسلامی</span>  حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی):به هر حال استفاده از  کلاه‌گیس و موی مصنوعی برای حجاب مجزی نیست و موی مصنوعی نیز باید پوشیده  شود.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">حضرت آیت الله مکارم شیرازی:</span>استفاده از کلاه گیس جایز است، ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست و نگاه به موی مصنوعی اشکال دارد.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">حضرت آیت الله سیستانی: </span>کلاه گیس خود زینت است و باید آن را بپوشاند.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"> </div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">حضرت آیت الله وحید خراسانی:</span>  چنانچه کلاه گیس مصنوعی یا موی مصنوعی بر سر زن باشد، واجب است آن را از  نامحرم بپوشاند و نگاه کردن به آن هنگامی که بر سر زن است، جایز نیست.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"> </div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">آیت الله علوی گرگانی: </span>اگر موجب نگاه مرد نامحرم به صورت یا گردن زن و امثال آن شود و یا اگر موجب لذت مرد شود، جایز نیست.</div>
<hr />
برای من شخصا اهمیتی نداره و ترجیح میدم از فیلم لذت ببرم چه با حجاب چه بدون حجاب ولی اینکه میگن مشکل شرعی نداره رو نمی دونم از کجا در آوردن!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">کیانوش عیاری: در «کاناپه» شق القمر نشده؛ فقط راهکاری برای امری که پایه اش غلط است ارائه شده است</span><br />
پرویز جاهد: نمی‌شود از او انتظار داشت که یک اصل بدیهی زندگی اجتماعی  یا خانوادگی در جامعه را در سینما تحریف کند. او می‌گوید: «این مشکلی است  که ما در سینمای ایران با آن مواجهیم و اگر سینمای ایران به مسیری رود که  همه وجوه زندگی را به رئالیستی‌ترین شکلش نشان دهد، دیگر کسی از این اتفاق  تعجب نمی‌کند<br />
  <br />
<br />
 محسن امیریوسفی: سکانس اول «کاناپه» را که با کلاه گیس خانم ها دیدم شبیه  دراکولایی بودم که نور می‌بیند اما این حس فقط در یک سکانس بود. بعد از آن  فراموش کردم که زنان فیلم بدون حجاب هستند و کلاه گیس به سر دارند<br />
  <br />
<br />
 کیانوش عیاری: من با تعدادی از کسانی که فیلم را دیدند صحبت کردم، بدون  استثنا حرفشان همین بود که دقایق اول یک هیجان ایجاد می‌شود و بعد از آن  عادی است. اگر فیلم بعدی را من یا فرد دیگری بسازد، دیگر آن هیجان دقایق  اول هم وجود ندارد. اطمینان داشته باشید بعد از 3 یا 4 فیلم خود مسئولان  شگفت زده خواهند شد که چرا این مدت سینما از چنین راهکار بدیهی محروم بوده  است<br />
 <br />
 <br />
 6 سال پس از «خانه پدری» بالاخره خودش را راضی کرد تا «کاناپه» را بسازد.  بزرگترین امید جشنواره امسال این بود که کیانوش عیاری در آن حضور داشته  باشد اما انتشار فهرست فیلم‌های کنار گذاشته شده از بخش رقابتی جشنواره همه  را غافلگیر کرد. در حالی که بسیاری پس از 6 سال دوری از سینما منتظر  کیانوش عیاری در این دوره از جشنواره بودند «کاناپه» فیلم تازه او مهم‌ترین  نام در بین حذف‌شدگان بود. به گفته محمد علی حسین‌نژاد عضو هیأت انتخاب  این دوره جشنواره، برای «کاناپه» طبق تصمیم دبیر جشنواره اجازه رأی‌گیری  صادر نشد و هیأت انتخاب این فیلم را با وجود شایستگی‌ها کنار گذاشت. محمد  حیدری دبیر جشنواره، مشکل «کاناپه» را برآمده از موضوع و محتوایش عنوان کرد  و تصمیم‌گیری درباره آن را نیازمند ورود مراتب بالاتر عنوان کرد. به این  ترتیب جشنواره فیلم فجر یکی از کاربلدترین فیلمسازانش را به دلیل استفاده  از کلاه گیس از دست داد. کیانوش عیاری در ادامه رویکرد واقع‌گرایانه‌اش در  فیلمسازی تصمیم گرفته بود به جای اینکه زن را با روسری در خانه نشان دهد از  پوستیژ استفاده کند. او که در نشست بررسی رویدادهای مهم سینمای ایران در  سال‌های اخیر در روزنامه ایران حضور یافته است در این باره می‌گوید: «همیشه  خجالت می‌کشیدم که در فیلم‌هایم زن باید با روسری در کنار محارمش ظاهر  شود. این خجالت و شرم همراه من بود تا زمانی که بعد از یک وقفه شش ساله  تصمیم به ساخت «کاناپه» گرفتم. با خودم عهد کردم که یا فیلم نخواهم ساخت یا  اگر هم بسازم زن نباید داشته باشد و اگر زن داشته باشد باید در ملأعام  باشد و نه مکان‌های خصوصی.»<br />
  <br />
<br />
 راه‌حلی را که عیاری برای رفع این اشکال ارائه کرده است محسن امیر یوسفی  نشانه تعهد این فیلمساز و اهمال فیلمسازان دهه 60 عنوان می‌کند و با اشاره  به «جنگ اطهر» محمدعلی نجفی که برای نخستین بار زنان در سینما را با حجاب  تصویر کرد می‌گوید: «به نظرم ایشان با وجود ساخت کارهای خوبی مثل  «سربداران» باید یک روز به تاریخ سینمای ایران پاسخ‌گو باشند. بحث در مورد  حجاب اسلامی نیست و کسی با آن مخالف نیست ولی اگر در همان دوران یک راه حل  مثل راه حل «کاناپه» پیدا می‌شد مطمئناً این مسأله در سینمای ایران حل شده  بود. مسأله‌ای که نه از نظر شرعی مشکل دارد و نه از نظر عرف جامعه و بیشتر  از اینکه بگوییم اجبار مدیریت سینما یا نظام بود، بیشتر محصول انفعال  سینمای ایران بود.»<br />
  <br />
<br />
 او که به همراه سازنده «کاناپه» در نشست بررسی سینمای ایران در سال 95 در  روزنامه ایران حاضر شده بود در بخش دیگری از صحبت‌های خود می‌افزاید: «در  دهه 60 تصویر این حجاب صحنه‌هایی را به وجود آورده است که الان جوک و  شرم‌آور است. نیمه شب به مردی در تختخواب زنگ می‌زنند که عملیات شده است و  بعد خانمش با چادر از کنارش بلند می‌شود که رضا چه شده؟ من نه چریک هستم و  نه قصدم این است که قهرمانانه صحبت کنم. بحث سر این است که دهه 60 یک  اتفاقی افتاد و هول هولکی فکر کردیم که هر تصویری را مردم هم می‌پذیرند اما  آیا واقعاً مردم پذیرفتند.»<br />
  <br />
<br />
 پرویز جاهد منتقد شناخته شده سینما نیز از عیاری به‌عنوان یکی از بهترین  فیلم‌سازان رئال یاد می‌کند و می‌گوید که نمی‌شود از او انتظار داشت که یک  اصل بدیهی زندگی اجتماعی یا خانوادگی در جامعه را در سینما تحریف کند. او  می‌گوید: «این مشکلی است که ما در سینمای ایران با آن مواجهیم و اگر سینمای  ایران به مسیری رود که همه وجوه زندگی را به رئالیستی‌ترین شکلش نشان دهد،  دیگر کسی از این اتفاق تعجب نمی‌کند.»<br />
  <br />
<br />
 در حالی که محمد حیدری دبیر جشنواره فیلم فجر صراحتاً اعلام کرده است که  برای کاناپه باید مراجع بالاتر تصمیم بگیرند و بار عدم نمایش «کاناپه» را  از دوش خود برداشت اما امیر یوسفی تمهیدی را که عیاری برای واقع‌گرایی  اندیشیده است حتی فارغ از حاشیه‌سازی تحت لوای حجاب عنوان می‌کند و آن را  ارائه دهنده پیشنهادی تازه برای گریم خانم‌ها می‌داند. او می‌گوید: «فیلم  آقای عیاری بدون اینکه حد و مرز اخلاقی یا دینی را بشکند یک راه حل خیلی  هوشمندانه است که به ما یادآوری می‌کند که در این سال‌ها چقدر در حق سینما  اجحاف کرده‌ایم.»<br />
  <br />
<br />
  به گفته عیاری هر 6 بازیگر فیلم برای واقع‌نمایی موهای سر خود را توسط  گریمور زن با نمره 4 تراشیده‌اند و حتی برای رفع هر گونه حاشیه و شبهه از  صحنه تراشیدن موی بازیگران توسط یک فیلمبردار زن تصویربرداری شده است. او  می‌گوید: «معتقدم که در فیلم «کاناپه» کوچک‌ترین عمل غیرشرعی رخ نداده است.  در حالی که در فیلم‌های جدید شخصیت‌های زن فقط یک روسری روی سرشان است که  در بهترین شکل فقط دو سوم موهای‌شان را می پوشاند.»<br />
  <br />
<br />
 غیبت عیاری در جشنواره فیلم فجر بارها توسط عوامل فیلم‌های مختلف در  نشست‌های خبری یادآوری شد؛ اما «کاناپه» با وجود خبرهای ضد و نقیض در این  دوره از جشنواره حتی برای اهالی رسانه هم نمایش داده نشد. حجت‌الله ایوبی  اهالی رسانه و سینماگران را به حوصله دعوت کرد و تصمیم‌گیری درباره این  فیلم را به زمانی آرام و بدون حاشیه موکول کرد. اما آنهایی که در اکران‌های  خصوصی «کاناپه» را دیده‌اند متفق‌القول از این نکته سخن می‌گویند که  تماشای بازیگران زن فیلم با کلاه گیس صرفاً در نخستین سکانس به چشم می‌آید و  بعد از آن مخاطب آنقدر درگیر داستان می‌شود که فراموش می‌کند آنها روسری  ندارند. حسین‌نژاد چندی پیش در این باره به «ایران» گفته بود: «با دیدن  فیلم عیاری به تنها چیزی که نمی‌اندیشید قیافه و مو و زیبایی چهره است. این  فیلم به قدری هنرمندانه و به شکل کاملاً سینمایی شما را درگیر موضوع  می‌کند که مخاطب یادش می‌رود که شخصیت‌های فیلم در خانه حجاب ندارند. ضمن  اینکه شخصیت‌های فیلم فقط در کنار محارم بدون حجاب هستند و آقای عیاری  هوشمندی دیگر هم به کار برده است و زمانی که به‌عنوان مثال همسایه‌ای درِ  خانه را می‌زند همه آنها روسری به سر می‌کنند.» محسن امیریوسفی در تعبیری  جالب از مواجهه‌اش با سکانش مربوطه می‌گوید: «سکانس اول «کاناپه» را که با  کلاه گیس خانم ها دیدم شبیه دراکولایی بودم که نور می‌بیند اما این حس فقط  در یک سکانس بود. بعد از آن فراموش کردم که زنان فیلم بدون حجاب هستند و  کلاه گیس به سر دارند.»<br />
  <br />
<br />
 عیاری نیز با عباراتی مشابه از واکنش دیگر سینماگران و برخی اهالی رسانه  یاد می‌کند و می‌گوید: «من با تعدادی از کسانی که فیلم را دیدند صحبت کردم،  بدون استثنا حرفشان همین بود که دقایق اول یک هیجان ایجاد می‌شود و بعد از  آن عادی است. اگر فیلم بعدی را من یا فرد دیگری بسازد، دیگر آن هیجان  دقایق اول هم وجود ندارد. اطمینان داشته باشید بعد از 3 یا 4 فیلم خود  مسئولان شگفت زده خواهند شد که چرا این مدت سینما از چنین راهکار بدیهی  محروم بوده است. شق القمری رخ نداده است فقط یک راهکار برای امری است که  پایه‌اش غلط گذاشته شده است. مثل کراوات که یک کینه درباره آن به وجود آمد و  اگر از گردن کسی کراوات آویزان بود به او بد نگاه می‌کردند درحالی که  امروزه خیلی عادی است.»<br />
  <br />
<br />
 عیاری در پاسخ به سؤال پرویز جاهد مبنی بر اینکه هنگام ساخت «کاناپه» بیشتر  به درام فکر می‌کردید یا تابو شکنی؟ می‌گوید: «من هیچ وقت به چنین چیزی  فکر نمی‌کنم که وقتی می‌خواهم فیلم بسازم بدعتی در آن باشد. بارها گفته‌ام  در «روزگار قریب» از همه گروه خجالت می کشیدم که فرح پهلوی را با روسری  گریم می‌کنم.»<br />
  <br />
<br />
 برخی تحلیلگران سینمایی بر این باورند که شاید اگر فرصت یک سانس نمایش برای  اهالی رسانه به وجود می‌آمد «کاناپه» حتی برای دلواپسان هم بهانه‌ای برای  جریان‌سازی ایجاد نمی‌کرد. عیاری در پاسخ به این سؤال که آیا ترس و واهمه  این را نداشته است که نمایش «کاناپه» در جشنواره آن را دچار سرنوشتی مشابه  «خانه پدری» کند می‎گوید: «دلم می‌خواست یک بار در سالن 100 نفری فیلم برای  اهالی رسانه نمایش داده شود، ولی آمادگی این را هم داشتم که مطلقاً هیچ جا  نمایش داده نشود. البته کاملاً مشخص بود که تکذیبیه آقای حیدری بر خبر  نمایش فیلم در جشنواره برای اهالی رسانه بر اثر فشارهایی بوده که از بیرون  به ایشان وارد می‌شود.» امیریوسفی از «کاناپه» به‌عنوان قربانی طرح بی‌خطر  برگزار کردن جشنواره یاد می‌کند و می‌گوید: «اما نفرین کاناپه جشنواره  امسال را گرفت. خیالتان راحت! یکی از خنثی‌ترین و بی‌رمق‌ترین جشنواره‌های  تاریخ سینمای ایران را داشتیم.»<br />
  <br />
  منبع: روزنامه ایران<br />
---------<br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #800000;">سؤال: قرار دادن کلاه گیس مصنوعی و یا موهای مصنوعی بر سر زن نامحرم و نگاه کردن به آن چه حکمی دارد؟</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">رهبر فرزانه انقلاب اسلامی</span>  حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی):به هر حال استفاده از  کلاه‌گیس و موی مصنوعی برای حجاب مجزی نیست و موی مصنوعی نیز باید پوشیده  شود.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">حضرت آیت الله مکارم شیرازی:</span>استفاده از کلاه گیس جایز است، ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست و نگاه به موی مصنوعی اشکال دارد.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">حضرت آیت الله سیستانی: </span>کلاه گیس خود زینت است و باید آن را بپوشاند.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"> </div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">حضرت آیت الله وحید خراسانی:</span>  چنانچه کلاه گیس مصنوعی یا موی مصنوعی بر سر زن باشد، واجب است آن را از  نامحرم بپوشاند و نگاه کردن به آن هنگامی که بر سر زن است، جایز نیست.</div> <div style="text-align: JUSTIFY;"> </div> <div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #0000ff;">آیت الله علوی گرگانی: </span>اگر موجب نگاه مرد نامحرم به صورت یا گردن زن و امثال آن شود و یا اگر موجب لذت مرد شود، جایز نیست.</div>
<hr />
برای من شخصا اهمیتی نداره و ترجیح میدم از فیلم لذت ببرم چه با حجاب چه بدون حجاب ولی اینکه میگن مشکل شرعی نداره رو نمی دونم از کجا در آوردن!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پاشو دریا اومده!!! (نقد فیلم ویلایی ها)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42719.html</link>
			<pubDate>Sun, 12 Feb 2017 12:50:21 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42719.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> پاشو دریا آمده!!!! </div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">سالن تاریک میشه، لم میدم رو صندلی. جلوییم بهم میگه فیلم خیلی خوبیه. همه وسطش گریه می­کنن. تا می­خوام بهش جواب بدم: «مگه خوب بودن فیلم یعنی اینکه توش گریه کنی.» که فیلم شروع می­شه. تو دلم میگم سید ابراهیم اصلاً خودتو نباید ببازی. درگیر احساسات نشی­ ها... فیلم رو با دقت و حرفه­ای ببین... بدون بازی خوردن... بدون اسیر احساسات شدن. </div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">نمای ابتدایی فیلم با حرکت عالی دوربین، جغرافیای کاملی از فضا ارائه می­دهد. قصه شروع می­شود. استخوان ­بندی دقیق فیلم­نامه اولین چیزی است که یقه ­ات را می­ گیرد. هیچ پلانی بی­ هویت نیست. سلسله علت و معلول پیاپی جلوه­ نمایی می­ کنند. هیچ دیالوگی رو هوا رها نمی ­شود. اگر در جایی خاطره ثریا قاسمی از فرزندش با تأکید بر جمله «حلالت نمی­ کنم» را می ­شنوی، حتماً در چند دقیقه بعد نما و دیالوگ دیگری در جوابش خواهی دید. اگر می ­شنوی صابر ابر و ایزدیار در مورد گلی دیالوگی دارند، یک بحث الکی برای «آب بستن به فیلم» نیست، این کاشتی است که در آینده برداشت خواهد شد. دیالوگی ساده از کودک قصه نیز رها نمی­ شود. آرزویی برای رفتن به دریا. حال که پدرت نیست برای بردن تو به دریا... ایرادی ندارد. باران مأمور به باریدن خواهد شد و دریا به سراغت خواهد آمد. قصه­ پردازی فیلم سکولاری نبوده و اساساً ربطی به سینمای به ظاهر اجتماعی فعلی ما ندارد. زن این فیلم دغدغه درستی دارد، نگرانی­های برخواسته از هویت دینی خاص و قابل قبولی دارد. طنازی هم اگر داشته باشد، کاملاً در چارچوب اصالتش است. نگاه هیزی در این فیلم نخواهیم دید. فیلم­نامهِ شریف، فیلم شریف خواهد ساخت. لذاست که شاهد فیلم پابرجا و محکمی هستیم. حتی شنیدن صدای اذان­ها نیز رو هوا و رها نیست. با تو کار دارد. سه اذان در سه نوبت. گویی تو نیز در نماز هستی. رکوع و سجده بر خاک بدون هیچ شعارزدگی بعینه برایت خودنمایی می­ کند.  نکته جالب این است که من به عنوان یک مرد تا جایی که شده توانسته­ ام خود را نزدیک قهرمانان زن فیلم حس کنم. مادری و زنانگی فیلم را لمس می­کنم. دلزده نمی­ شوم، فیلم لوس­ و احساساتی نیست. می ­تواند در جاهایی مخاطب را گول بزند، مثل آنجا که خبر می­آورند فرزند عزیز شهید شده است. می­تواند با کمک گرفتن از جادوی موسیقی مخاطب را تا دره فروپاشی و دلهره فرو ببرد و سپس او را غافلگیر کند؛ ولی شرافتمندانه سکوت می­کند.   شخصیت اصلی فیلم (طباطبایی) در یک سفر معنوی که در ابتدا می­خواهد ترک وطن کند ولی پله پله اوج گرفته و شخصیتش تکامل پیدا می­کند. در این سیر مرحله به مرحله بالاتر می­رود. در تقابل و در نهایت تعامل با همسران شهید راه و رسم عشق متعالی را می­ آموزد و در نهایت می­ ماند ... آری این­بار زن قصه ما می­ماند. </div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">البته فیلم بی ­نقص و کامل نیست. نمی ­توان ایرادها را ندید. سکانس خوب حمله جنگنده­های عراقی با آن همه شدت بدون هیچ تلفاتی تمام می ­شود!!!! لذا اگر هم رخ نمی­داد اتفاقی نمی­افتاد. در نمایی که از آسمان گرفته شد و همه آرام­آرام از زمین برمی­خواستند، یک نفر بر زمین باقی می­ماند مقبول­تر بود.  خانم قیدی از سویی بدون پز روشنفکری انتهای فیلم را باز نمی­گذارد و مخاطب خود را در توهمات رها نمی­کند و از سوی دیگر بدون پایان‌بندی احساساتی و مضحک که در لحظه‌ای تمام گره‌ها با یک رخداد باز می‌شود و بی‌آنکه درگیر شعار و منبر شود، معنای عمیقی را در پایان‌بندی فیلم به مخاطب پند می‌دهد که خود نمونه‌ای خلاقانه در میان دوقطبی پایان باز و بسته است. مهم نیست داوود بیاید یا خیر. همه مردان داوود هستند.</div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> فیلم با موسیقی شریفش به پایان می­رسد، سالن روشن می ­شود... جلوییم برمی­ گردد، به خیسی صورتم نگاه می­کند و لبخند می ­زند. بهت زده­ ام از این همه شرافت و نجابت... آن هم در سینمای ایران. شاید باخته ­ام. شاید نتوانسته­ ام حرفه ­ای ­تر ببینم و درگیر احساساتم شده ­ام. شاید هنوز درگیر آرزوی آمدن دریا مانده­ ام.   </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> پاشو دریا آمده!!!! </div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">سالن تاریک میشه، لم میدم رو صندلی. جلوییم بهم میگه فیلم خیلی خوبیه. همه وسطش گریه می­کنن. تا می­خوام بهش جواب بدم: «مگه خوب بودن فیلم یعنی اینکه توش گریه کنی.» که فیلم شروع می­شه. تو دلم میگم سید ابراهیم اصلاً خودتو نباید ببازی. درگیر احساسات نشی­ ها... فیلم رو با دقت و حرفه­ای ببین... بدون بازی خوردن... بدون اسیر احساسات شدن. </div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">نمای ابتدایی فیلم با حرکت عالی دوربین، جغرافیای کاملی از فضا ارائه می­دهد. قصه شروع می­شود. استخوان ­بندی دقیق فیلم­نامه اولین چیزی است که یقه ­ات را می­ گیرد. هیچ پلانی بی­ هویت نیست. سلسله علت و معلول پیاپی جلوه­ نمایی می­ کنند. هیچ دیالوگی رو هوا رها نمی ­شود. اگر در جایی خاطره ثریا قاسمی از فرزندش با تأکید بر جمله «حلالت نمی­ کنم» را می ­شنوی، حتماً در چند دقیقه بعد نما و دیالوگ دیگری در جوابش خواهی دید. اگر می ­شنوی صابر ابر و ایزدیار در مورد گلی دیالوگی دارند، یک بحث الکی برای «آب بستن به فیلم» نیست، این کاشتی است که در آینده برداشت خواهد شد. دیالوگی ساده از کودک قصه نیز رها نمی­ شود. آرزویی برای رفتن به دریا. حال که پدرت نیست برای بردن تو به دریا... ایرادی ندارد. باران مأمور به باریدن خواهد شد و دریا به سراغت خواهد آمد. قصه­ پردازی فیلم سکولاری نبوده و اساساً ربطی به سینمای به ظاهر اجتماعی فعلی ما ندارد. زن این فیلم دغدغه درستی دارد، نگرانی­های برخواسته از هویت دینی خاص و قابل قبولی دارد. طنازی هم اگر داشته باشد، کاملاً در چارچوب اصالتش است. نگاه هیزی در این فیلم نخواهیم دید. فیلم­نامهِ شریف، فیلم شریف خواهد ساخت. لذاست که شاهد فیلم پابرجا و محکمی هستیم. حتی شنیدن صدای اذان­ها نیز رو هوا و رها نیست. با تو کار دارد. سه اذان در سه نوبت. گویی تو نیز در نماز هستی. رکوع و سجده بر خاک بدون هیچ شعارزدگی بعینه برایت خودنمایی می­ کند.  نکته جالب این است که من به عنوان یک مرد تا جایی که شده توانسته­ ام خود را نزدیک قهرمانان زن فیلم حس کنم. مادری و زنانگی فیلم را لمس می­کنم. دلزده نمی­ شوم، فیلم لوس­ و احساساتی نیست. می ­تواند در جاهایی مخاطب را گول بزند، مثل آنجا که خبر می­آورند فرزند عزیز شهید شده است. می­تواند با کمک گرفتن از جادوی موسیقی مخاطب را تا دره فروپاشی و دلهره فرو ببرد و سپس او را غافلگیر کند؛ ولی شرافتمندانه سکوت می­کند.   شخصیت اصلی فیلم (طباطبایی) در یک سفر معنوی که در ابتدا می­خواهد ترک وطن کند ولی پله پله اوج گرفته و شخصیتش تکامل پیدا می­کند. در این سیر مرحله به مرحله بالاتر می­رود. در تقابل و در نهایت تعامل با همسران شهید راه و رسم عشق متعالی را می­ آموزد و در نهایت می­ ماند ... آری این­بار زن قصه ما می­ماند. </div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;">البته فیلم بی ­نقص و کامل نیست. نمی ­توان ایرادها را ندید. سکانس خوب حمله جنگنده­های عراقی با آن همه شدت بدون هیچ تلفاتی تمام می ­شود!!!! لذا اگر هم رخ نمی­داد اتفاقی نمی­افتاد. در نمایی که از آسمان گرفته شد و همه آرام­آرام از زمین برمی­خواستند، یک نفر بر زمین باقی می­ماند مقبول­تر بود.  خانم قیدی از سویی بدون پز روشنفکری انتهای فیلم را باز نمی­گذارد و مخاطب خود را در توهمات رها نمی­کند و از سوی دیگر بدون پایان‌بندی احساساتی و مضحک که در لحظه‌ای تمام گره‌ها با یک رخداد باز می‌شود و بی‌آنکه درگیر شعار و منبر شود، معنای عمیقی را در پایان‌بندی فیلم به مخاطب پند می‌دهد که خود نمونه‌ای خلاقانه در میان دوقطبی پایان باز و بسته است. مهم نیست داوود بیاید یا خیر. همه مردان داوود هستند.</div></span></span><span style="font-size: large;"><span style="color: #333333;"><div style="text-align: JUSTIFY;"> فیلم با موسیقی شریفش به پایان می­رسد، سالن روشن می ­شود... جلوییم برمی­ گردد، به خیسی صورتم نگاه می­کند و لبخند می ­زند. بهت زده­ ام از این همه شرافت و نجابت... آن هم در سینمای ایران. شاید باخته ­ام. شاید نتوانسته­ ام حرفه ­ای ­تر ببینم و درگیر احساساتم شده ­ام. شاید هنوز درگیر آرزوی آمدن دریا مانده­ ام.   </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سهم مدرسه ملی سینما در جشنوراه فجر امسال!]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42717.html</link>
			<pubDate>Sun, 12 Feb 2017 08:06:07 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42717.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;">به نام خدا<br />
<br />
<div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-weight: bold;">یک فهرست جالب: سهم مدرسه ملی سینما  وابسته به سازمان سینمایی، در میان برگزیدگان فجر امسال+ پوراحمد و  صدرعاملی و بخش دیگری از اعضای این مدرسه که از برنده ها حمایت کردند</span></div><div style="text-align: RIGHT;"><div style="text-align: RIGHT;">به نقل از کافه سینما:</div>
مطلع ناشناس: «چقدر شما ها ساده هستید؟؟<br />
 یه نگاه بندازید به سیمرغ ها و جوابیه ها<br />
 بذار تئوری شون بگم<br />
 مدرسه ملی سینما شکل میگیره اما برای داشتن اعتبار در سطح بین الملل نیاز هست که اساتید آپدیت بشن<br />
 یعنی اگر امور بین الملل مدرسه ملی نامه فرستاد برای آلمان و ایتالیا و ...  گفتن اساتید هنوز در حال... بگن بله بله ... آخرین دوره جز بهترین های  جشنواره ملی سینمای ایران بودن<br />
 به این ترتیب اعتبار بین المللی شکل میگیره برای مدرسه و حتی اعتبار بخشی برای انجام کارها در داخل کشور<br />
  حال نگاه کنید:<br />
  <br />
دپارتمان فیلمنامه: کامپوزیا پرتوی = سیمرغ فیلمنامه<br />
 دپارتمان کارگردانی : داوود نژاد = جایزه ویژه کارگردانی<br />
 دپارتمان صدا = علویان و آبنار سیمرغ های صدا و صداگذاری<br />
 دپارتمان فیلمبرداری = هومن بهمنش سیمرغ بهترین فیلمبرداری<br />
 و البته فیلم بد خانوم درخشنده که میره دو سیمرغ میگیره که ایشون هم جز دپارتمان کارگردانی هستن<br />
  <br />
حال کیا مدافع این داوری شدن؟؟ به کانال رسمی جشنواره فیلم فجر نگاه کنید ..بیانیه ها صادر میشه<br />
 نفر اول : رسول صدر عاملی<br />
 نفر دوم: ابوالحسن داوودی<br />
 نفر سوم : فرزاد موتمن<br />
  تنها کیومرث پوراحمد باقی مونده از دپارتمان کارگردانی شروع به بیانیه بده<br />
  <br />
حال هیات داوران :<br />
 تخت کشیان و رامین فر از اعضای مدرسه ملی و دپارتمان تهیه کنندگی<br />
 اکبر نبوی منتقد همیشه حاضر در پژوهش های امسال مدرسه<br />
 زیر نطر ایوبی<br />
 دوستان عزیز ... این جشنواره از قبل نفرات برگزیده انتخاب شده بود .<br />
  <br />
اگر جیرانی ، کیمیایی و دیگر عزیران فیلمساز هم به این مدرسه بپیوندد در  جشنواره موفق ترین خواهند بود حتی اگر فیلم ضعیف مثل زیر سقف دودی بسازند<br />
  این فرضیه رفاقت های شکل گرفته در مدرسه فضای سینمای ایران را دچار آسیب بیشتری خواهد کرد<br />
 لطفا این دیدگاه قرار بدید یا به عنوان پست از یک مطلع ناشناس قرار دهید.»<br />
<br />
همچنین موارد زیر درباره تخلفات گسترده جشنواره امسال هم قابل ملاحظه می باشد:<br />
<a href="https://www.salamcinama.ir/news/6387/%D8%AA%D8%AE%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B2%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-" target="_blank">https://www.salamcinama.ir/news/6387/%D8...%B4%D8%AF-</a><br />
<br />
<br />
<a href="http://caffecinema.com/%D9%85%D9%84%D9%82-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%86" target="_blank">http://caffecinema.com/%D9%85%D9%84%D9%8...8%AF%D9%86</a><br />
<br />
<br />
<a href="http://caffecinema.com/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3-%D8%B5%D9%86%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF" target="_blank">http://caffecinema.com/%D9%88%D9%82%D8%A...9%86%D8%AF</a><br />
<br />
و...</div></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;">به نام خدا<br />
<br />
<div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-weight: bold;">یک فهرست جالب: سهم مدرسه ملی سینما  وابسته به سازمان سینمایی، در میان برگزیدگان فجر امسال+ پوراحمد و  صدرعاملی و بخش دیگری از اعضای این مدرسه که از برنده ها حمایت کردند</span></div><div style="text-align: RIGHT;"><div style="text-align: RIGHT;">به نقل از کافه سینما:</div>
مطلع ناشناس: «چقدر شما ها ساده هستید؟؟<br />
 یه نگاه بندازید به سیمرغ ها و جوابیه ها<br />
 بذار تئوری شون بگم<br />
 مدرسه ملی سینما شکل میگیره اما برای داشتن اعتبار در سطح بین الملل نیاز هست که اساتید آپدیت بشن<br />
 یعنی اگر امور بین الملل مدرسه ملی نامه فرستاد برای آلمان و ایتالیا و ...  گفتن اساتید هنوز در حال... بگن بله بله ... آخرین دوره جز بهترین های  جشنواره ملی سینمای ایران بودن<br />
 به این ترتیب اعتبار بین المللی شکل میگیره برای مدرسه و حتی اعتبار بخشی برای انجام کارها در داخل کشور<br />
  حال نگاه کنید:<br />
  <br />
دپارتمان فیلمنامه: کامپوزیا پرتوی = سیمرغ فیلمنامه<br />
 دپارتمان کارگردانی : داوود نژاد = جایزه ویژه کارگردانی<br />
 دپارتمان صدا = علویان و آبنار سیمرغ های صدا و صداگذاری<br />
 دپارتمان فیلمبرداری = هومن بهمنش سیمرغ بهترین فیلمبرداری<br />
 و البته فیلم بد خانوم درخشنده که میره دو سیمرغ میگیره که ایشون هم جز دپارتمان کارگردانی هستن<br />
  <br />
حال کیا مدافع این داوری شدن؟؟ به کانال رسمی جشنواره فیلم فجر نگاه کنید ..بیانیه ها صادر میشه<br />
 نفر اول : رسول صدر عاملی<br />
 نفر دوم: ابوالحسن داوودی<br />
 نفر سوم : فرزاد موتمن<br />
  تنها کیومرث پوراحمد باقی مونده از دپارتمان کارگردانی شروع به بیانیه بده<br />
  <br />
حال هیات داوران :<br />
 تخت کشیان و رامین فر از اعضای مدرسه ملی و دپارتمان تهیه کنندگی<br />
 اکبر نبوی منتقد همیشه حاضر در پژوهش های امسال مدرسه<br />
 زیر نطر ایوبی<br />
 دوستان عزیز ... این جشنواره از قبل نفرات برگزیده انتخاب شده بود .<br />
  <br />
اگر جیرانی ، کیمیایی و دیگر عزیران فیلمساز هم به این مدرسه بپیوندد در  جشنواره موفق ترین خواهند بود حتی اگر فیلم ضعیف مثل زیر سقف دودی بسازند<br />
  این فرضیه رفاقت های شکل گرفته در مدرسه فضای سینمای ایران را دچار آسیب بیشتری خواهد کرد<br />
 لطفا این دیدگاه قرار بدید یا به عنوان پست از یک مطلع ناشناس قرار دهید.»<br />
<br />
همچنین موارد زیر درباره تخلفات گسترده جشنواره امسال هم قابل ملاحظه می باشد:<br />
<a href="https://www.salamcinama.ir/news/6387/%D8%AA%D8%AE%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B2%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B9%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B4%D8%AF-" target="_blank">https://www.salamcinama.ir/news/6387/%D8...%B4%D8%AF-</a><br />
<br />
<br />
<a href="http://caffecinema.com/%D9%85%D9%84%D9%82-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%86" target="_blank">http://caffecinema.com/%D9%85%D9%84%D9%8...8%AF%D9%86</a><br />
<br />
<br />
<a href="http://caffecinema.com/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3-%D8%B5%D9%86%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF" target="_blank">http://caffecinema.com/%D9%88%D9%82%D8%A...9%86%D8%AF</a><br />
<br />
و...</div></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نگاهی به فیلم ماجرای نیم روز(جشنواره 35)]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42682.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Feb 2017 17:50:31 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42682.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><br />
</span><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">به نام خدا</span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><br />
</span></span></span></div><div style="text-align: CENTER;">
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="color: #4B0082;">نگاهی به فیلم ماجرای نیم روزساخته محمد حسین مهدویان</span></span></span></span></span></div></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">ارتش سايه‌ها</span></span></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> نفسي به راحتي بكشيد و در صندلي خود آرام بگيريد. قرار است تصاوير به مدت  دو ساعت شما را ترور كنند و امكان نفس كشيدن را سلب. در يكي از ويژه‌ترين  تجربيات فيلمسازي در چهار دهه اخير «سينماي ايران» شما عازم و رهسپار «تونل  وحشت» هستيد</span></span></span></div><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">يك جهان پرتنش و تكان‌دهنده منتج از  دنياي واقعي. برگرفته از واقعيت ملتهب و حساس مهمترين سال تاريخ جمهوري  اسلامي؛ سال 1360. و دومين فيلم محمدحسين مهدويان از يكي از مهمترين روزهاي  اين سال شوم، كار خود را آغاز‌ مي‌كند؛ 30 خرداد 1360. عملا فيلم با چنين  شروعي به تماشاگر اخطار و هشدار مي‌دهد كه وارد چه دنياي ترسناك و سختي شده  است. و مهدويان در ادامه‌ي فيلم موفق اولش و به شكلي بسيط‌تر و  جاه‌طلبانه‌تر از «ايستاده در غبار»،‌ چنان گريبان مخاطب را مي‌چسبد كه  رهايي از حس و حال فيلم، در پايان آن كار بسيار سختي خواهد بود.<br />
 او به  حداعلاي فضاي «مخوف» در يك فيلم «سياسي/اطلاعاتي/جاسوسي/امنيتي» مربوط به  سينماي ايران مي‌رسد. كارگرداني مهدويان در اوج است و در اين مسير هادي  بهروز فيلمبردار و سجاد پهلوان‌زاده تدوينگر، با درك «لحن» مورد علاقه  فيلمساز و ريتم مورد نياز داستان، بيشترين ياري را به او رسانده‌اند. در  «ماجراي نيمروز» رويكرد «مستندنماي» مالوف فيلمساز در تلفيق با «فيكشن»  برآمده از واقعيت موحش، «لحن» و «مود»ي را سبب شده كه در تاريخ سينماي  ايران نادر و بي‌نظير است. انگار جواني رعنا و باااستعداد، در همان سال‌ها  دوربين «سوپر 16» به دست گرفته و به دل آتش و خون زده است. انگار روحيه  انقلابي و فهم پيشروي آن دوران، در كالبد فيلمساز به اوج طراوت براي عرضه و  بهره‌برداري رسيده و مهدويان بي‌محاباتر از روحيه جنگي و صريح حاج احمد  متوسليان در «ايستاده در غبار» و به دور از شاعرانگي و احساسات آن فيلم،  اثري انقلابي و بي‌باك ساخته است. فيلمي كه شبيه به بهترين فيلم‌هاي ژان  پير ملويل «ارتش سايه‌ها» و «دايره سرخ» در بروز عاطفه و احساس، امساك  مي‌ورزد و از سرما و فاصله با شخصيت‌ها به درون جوشان و رنجورشان دست  مي‌يابد.  </span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">اين يادداشت در حكم مواجهه اوليه با فيلمي است كه در تاريخ  سينماي ايران، همتا و مانند ندارد. فيلمي كه شبيه به دو فيلم مهم سياسي  سال‌هاي اخير‌ سينماي آمريكا، «مونيخ» استيون اسپيلبرگ و «سي دقيقه نيمه  شب» كاترين بيگلو، در اوج تمركز و دقت فيلمسازانه، ماجراي گروهي كه به  دنبال «شكار» هستند را پيش‌ مي‌برد و با شوك‌ها و بزنگاه‌هاي داستاني‌اش،  تماشاگر را غافلگير و بهت زده مي‌كند. هيچ فيلمي را در كليت تاريخ سينماي  ايران بخاطر نمي‌آورم كه شبيه به فيلم‌هاي آمريكايي، موفق به خلق يك «گروه»  ويژه شده باشد. اينجا است كه فيلم درجه يك مهدويان «ماجراي نيمروز» بدل به  استعاره‌اي از ساخت يك فيلم سينمايي مي‌شود. بر مبناي اين «متافور» احمد  مهرانفر كارگرداني است كه اعضاي گروهش را‌ يك به يك جمع مي‌كند و سر جاي  خود مي‌گمارد تا فيلم‌ش را بسازد. فيلمي كه در عالم واقع و جهان فيلم، نام  «ماموريت» را دارد. ماموريتي در دل تاريكي و خوف موجود در «تونل وحشت» به  قصد نابودي و از بين بردن ايده وحشتناك «ترور» از سوي سازمان مجاهدين خلق.  در عين حال گروه دوست‌داشتني فيلم كه همان ماموران «وزارت اطلاعات» هستند  به شكلي پنهان، گرايش‌ها و روحيات متفاوت موجود در ساختار قدرت «جمهوري  اسلامي» را نمايندگي مي‌كنند؛<br />
شخصيت صلح‌طلبي كه مصلحت‌انديشي‌اش به روحيه  تند همرزمش مي‌چربد و منش و خوي مطمئن يك «انقلابي» كه نهيب‌اش بر سر خيانت  آدم درون سيستم منطقي‌تر و درست‌تر از اعتماد همان آدم اهل «مصلحت» است.  اكثر طيف‌هاي سياسي نماينده خود را در فيلم، بجا خواهند آورد و البته اين  به معناي «نسبيت» نگاه فيلمساز نيست. مهدويان بسيار قاطع و مصمم از بينشي  كه ماجرا را پيش مي‌برد پشتيباني مي‌كند و اين نگاه خود را در استفاده از  تمام توانمندي‌هاي اين روحيات متمايز به رخ مي‌كشد. بازيگران فيلم در قالب  اين «گروه» فوق‌العاده هستند و بهترين بازي‌ها به هادي حجازي‌فر و جواد  عزتي تعلق دارد. در دو نقش مرد عملگراي بامزه پرشور و مامور ساكتي كه در  جايگاه مغز گروه است. احمد مهرانفر و مهدي زمين‌پرداز هم حضوري پذيرفتني و  قابل قبول دارند و مهرداد صديقيان موفق مي‌شود تا انتهاي فيلم شك، ترديد و  سوظن تماشاگر را نسبت به كاراكترش بربيانگيزد.<span style="color: #4B0082;"> سورپرايز فيلم اما مربوط به  انتخاب مهدي پاكدل در نقش يكي از مهمترين منافقين ابتداي انقلاب اسلامي،  مسعود كشميري است.</span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">سال گذشته و به بهانه كيفيت خيره‌كننده «ايستاده در غبار»  نوشتم كه مهدويان مهمترين استعداد نسل جديد فيلمسازي در ايران است. حالا و  بعد از تماشاي «ماجراي نيمروز» حرف قبلي، كم‌لطفي در حق فيلمسازي است كه  توانايي‌هايش نه تنها بارها برتر از هم‌نسلانش است كه بزرگترين فيلمسازان  تاريخ سينماي ايران را به هماورد مي‌طلبد. او فراتر از يك كارگردان عالي يا  هنرمندي ويژه، موهبتي است براي سينماي تنبل، كم‌قريحه و بي‌ذوق ايران، تا  استانداردهايش را فراتر برده و بواسطه مهدويان، به مناطق صعب‌العبوري كه  تابحال قدم هم نگذاشته،‌ سرك بكشد و هوش از سرمان ببرد. مهدويان با فيلم  فوق‌العاده‌اش به قلب «حادثه» زده است و چه چيزي هيجان‌انگيزتر از مواجهه  رخ به رخ با مغاك «ترديد» و هراس دروني. «ماجراي نيمروز» شوق عملگرايي،  صراحت و ايمان را در تماشاگرش زنده مي‌كند. فيلمي زنده و هوشمند كه رهايي  از «مود» خاص‌ش كار بسيار سختي است و در عوض فيلمساز، رگه و نشانه‌اي از  هوش و ايمان‌ش را در جان و روح تماشاگر بجا مي‌گذارد. دوست دارم بارها به  تماشاي «ماجراي نيمروز» بنشينم و در جهان ويژه و خطرناكش غرق شوم. در فيلمي  كه همه چيز واقعي است و شليك گلوله‌هاي ممتد، چونان سيلي‌اي بر حق،  تماشاگر فرو رفته در «خواب خرگوشي» و غرق در «بزم» را آگاه و بيدار و آماده  «رزم» مي‌كند.</span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="color: #4B0082;">پویان عسگری</span></span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><a href="http://forum.bidari-andishe.ir/https://www.salamcinama.ir/movie/1043/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2" target="_blank"><span style="color: #000080;">توضیحات،تریلر،بازیگران و ... این فیلم</span></a><br />
</span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><br />
</span><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">به نام خدا</span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><br />
</span></span></span></div><div style="text-align: CENTER;">
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="color: #4B0082;">نگاهی به فیلم ماجرای نیم روزساخته محمد حسین مهدویان</span></span></span></span></span></div></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">ارتش سايه‌ها</span></span></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> نفسي به راحتي بكشيد و در صندلي خود آرام بگيريد. قرار است تصاوير به مدت  دو ساعت شما را ترور كنند و امكان نفس كشيدن را سلب. در يكي از ويژه‌ترين  تجربيات فيلمسازي در چهار دهه اخير «سينماي ايران» شما عازم و رهسپار «تونل  وحشت» هستيد</span></span></span></div><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">يك جهان پرتنش و تكان‌دهنده منتج از  دنياي واقعي. برگرفته از واقعيت ملتهب و حساس مهمترين سال تاريخ جمهوري  اسلامي؛ سال 1360. و دومين فيلم محمدحسين مهدويان از يكي از مهمترين روزهاي  اين سال شوم، كار خود را آغاز‌ مي‌كند؛ 30 خرداد 1360. عملا فيلم با چنين  شروعي به تماشاگر اخطار و هشدار مي‌دهد كه وارد چه دنياي ترسناك و سختي شده  است. و مهدويان در ادامه‌ي فيلم موفق اولش و به شكلي بسيط‌تر و  جاه‌طلبانه‌تر از «ايستاده در غبار»،‌ چنان گريبان مخاطب را مي‌چسبد كه  رهايي از حس و حال فيلم، در پايان آن كار بسيار سختي خواهد بود.<br />
 او به  حداعلاي فضاي «مخوف» در يك فيلم «سياسي/اطلاعاتي/جاسوسي/امنيتي» مربوط به  سينماي ايران مي‌رسد. كارگرداني مهدويان در اوج است و در اين مسير هادي  بهروز فيلمبردار و سجاد پهلوان‌زاده تدوينگر، با درك «لحن» مورد علاقه  فيلمساز و ريتم مورد نياز داستان، بيشترين ياري را به او رسانده‌اند. در  «ماجراي نيمروز» رويكرد «مستندنماي» مالوف فيلمساز در تلفيق با «فيكشن»  برآمده از واقعيت موحش، «لحن» و «مود»ي را سبب شده كه در تاريخ سينماي  ايران نادر و بي‌نظير است. انگار جواني رعنا و باااستعداد، در همان سال‌ها  دوربين «سوپر 16» به دست گرفته و به دل آتش و خون زده است. انگار روحيه  انقلابي و فهم پيشروي آن دوران، در كالبد فيلمساز به اوج طراوت براي عرضه و  بهره‌برداري رسيده و مهدويان بي‌محاباتر از روحيه جنگي و صريح حاج احمد  متوسليان در «ايستاده در غبار» و به دور از شاعرانگي و احساسات آن فيلم،  اثري انقلابي و بي‌باك ساخته است. فيلمي كه شبيه به بهترين فيلم‌هاي ژان  پير ملويل «ارتش سايه‌ها» و «دايره سرخ» در بروز عاطفه و احساس، امساك  مي‌ورزد و از سرما و فاصله با شخصيت‌ها به درون جوشان و رنجورشان دست  مي‌يابد.  </span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">اين يادداشت در حكم مواجهه اوليه با فيلمي است كه در تاريخ  سينماي ايران، همتا و مانند ندارد. فيلمي كه شبيه به دو فيلم مهم سياسي  سال‌هاي اخير‌ سينماي آمريكا، «مونيخ» استيون اسپيلبرگ و «سي دقيقه نيمه  شب» كاترين بيگلو، در اوج تمركز و دقت فيلمسازانه، ماجراي گروهي كه به  دنبال «شكار» هستند را پيش‌ مي‌برد و با شوك‌ها و بزنگاه‌هاي داستاني‌اش،  تماشاگر را غافلگير و بهت زده مي‌كند. هيچ فيلمي را در كليت تاريخ سينماي  ايران بخاطر نمي‌آورم كه شبيه به فيلم‌هاي آمريكايي، موفق به خلق يك «گروه»  ويژه شده باشد. اينجا است كه فيلم درجه يك مهدويان «ماجراي نيمروز» بدل به  استعاره‌اي از ساخت يك فيلم سينمايي مي‌شود. بر مبناي اين «متافور» احمد  مهرانفر كارگرداني است كه اعضاي گروهش را‌ يك به يك جمع مي‌كند و سر جاي  خود مي‌گمارد تا فيلم‌ش را بسازد. فيلمي كه در عالم واقع و جهان فيلم، نام  «ماموريت» را دارد. ماموريتي در دل تاريكي و خوف موجود در «تونل وحشت» به  قصد نابودي و از بين بردن ايده وحشتناك «ترور» از سوي سازمان مجاهدين خلق.  در عين حال گروه دوست‌داشتني فيلم كه همان ماموران «وزارت اطلاعات» هستند  به شكلي پنهان، گرايش‌ها و روحيات متفاوت موجود در ساختار قدرت «جمهوري  اسلامي» را نمايندگي مي‌كنند؛<br />
شخصيت صلح‌طلبي كه مصلحت‌انديشي‌اش به روحيه  تند همرزمش مي‌چربد و منش و خوي مطمئن يك «انقلابي» كه نهيب‌اش بر سر خيانت  آدم درون سيستم منطقي‌تر و درست‌تر از اعتماد همان آدم اهل «مصلحت» است.  اكثر طيف‌هاي سياسي نماينده خود را در فيلم، بجا خواهند آورد و البته اين  به معناي «نسبيت» نگاه فيلمساز نيست. مهدويان بسيار قاطع و مصمم از بينشي  كه ماجرا را پيش مي‌برد پشتيباني مي‌كند و اين نگاه خود را در استفاده از  تمام توانمندي‌هاي اين روحيات متمايز به رخ مي‌كشد. بازيگران فيلم در قالب  اين «گروه» فوق‌العاده هستند و بهترين بازي‌ها به هادي حجازي‌فر و جواد  عزتي تعلق دارد. در دو نقش مرد عملگراي بامزه پرشور و مامور ساكتي كه در  جايگاه مغز گروه است. احمد مهرانفر و مهدي زمين‌پرداز هم حضوري پذيرفتني و  قابل قبول دارند و مهرداد صديقيان موفق مي‌شود تا انتهاي فيلم شك، ترديد و  سوظن تماشاگر را نسبت به كاراكترش بربيانگيزد.<span style="color: #4B0082;"> سورپرايز فيلم اما مربوط به  انتخاب مهدي پاكدل در نقش يكي از مهمترين منافقين ابتداي انقلاب اسلامي،  مسعود كشميري است.</span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">سال گذشته و به بهانه كيفيت خيره‌كننده «ايستاده در غبار»  نوشتم كه مهدويان مهمترين استعداد نسل جديد فيلمسازي در ايران است. حالا و  بعد از تماشاي «ماجراي نيمروز» حرف قبلي، كم‌لطفي در حق فيلمسازي است كه  توانايي‌هايش نه تنها بارها برتر از هم‌نسلانش است كه بزرگترين فيلمسازان  تاريخ سينماي ايران را به هماورد مي‌طلبد. او فراتر از يك كارگردان عالي يا  هنرمندي ويژه، موهبتي است براي سينماي تنبل، كم‌قريحه و بي‌ذوق ايران، تا  استانداردهايش را فراتر برده و بواسطه مهدويان، به مناطق صعب‌العبوري كه  تابحال قدم هم نگذاشته،‌ سرك بكشد و هوش از سرمان ببرد. مهدويان با فيلم  فوق‌العاده‌اش به قلب «حادثه» زده است و چه چيزي هيجان‌انگيزتر از مواجهه  رخ به رخ با مغاك «ترديد» و هراس دروني. «ماجراي نيمروز» شوق عملگرايي،  صراحت و ايمان را در تماشاگرش زنده مي‌كند. فيلمي زنده و هوشمند كه رهايي  از «مود» خاص‌ش كار بسيار سختي است و در عوض فيلمساز، رگه و نشانه‌اي از  هوش و ايمان‌ش را در جان و روح تماشاگر بجا مي‌گذارد. دوست دارم بارها به  تماشاي «ماجراي نيمروز» بنشينم و در جهان ويژه و خطرناكش غرق شوم. در فيلمي  كه همه چيز واقعي است و شليك گلوله‌هاي ممتد، چونان سيلي‌اي بر حق،  تماشاگر فرو رفته در «خواب خرگوشي» و غرق در «بزم» را آگاه و بيدار و آماده  «رزم» مي‌كند.</span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="color: #4B0082;">پویان عسگری</span></span></span></span><br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><a href="http://forum.bidari-andishe.ir/https://www.salamcinama.ir/movie/1043/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2" target="_blank"><span style="color: #000080;">توضیحات،تریلر،بازیگران و ... این فیلم</span></a><br />
</span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ایستاده در غبار و سوال از رهبری]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42647.html</link>
			<pubDate>Tue, 24 Jan 2017 15:08:31 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42647.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://cinemacinema.ir/wp-content/uploads/Istadeh_Dar_Ghobar.jpg" border="0" alt="[تصویر: Istadeh_Dar_Ghobar.jpg]" /></div>
<br />
با سلام.<br />
به بهانه پخش خونگی فیلم ایستاده در غبار گفتم تاپیکی ایجاد کنم تا نظراتمون و راهکارها و عقایدمون درباره احمد متوسلیان رو توش مطرح کنیم.<br />
اول درباره فیلم بگم که منو دگرگون کرد.<br />
البته خود موضوع احمد متوسلیان از اون موضوعاتیه که کلا ذهنم درگیرشه.<br />
اما ابتکار کارگردان فیلم منو تکون داد.<br />
تمام فیلم با صدای خانواده و همرزمای احمد متوسلیان تعریف میشه و فقط تصاویره که برای اون صداها ساخته شده.<br />
یک نکته ای تو این فیلم هست که منو درگیر کرده.<br />
محسن رضایی میگه با مشورت آقای خامنه ای لشگر رو فرستادن سوریه.<br />
در حالی که در اسناد و داکیومنتهایی که من در اینترنت پیدا کردم و خوندم آقای هاشمی رفسنجانی و آقای محسن رضایی خیلی باهاش مشکل داشتن و اونا میخواستن دست به سرش کنن.<br />
سوالی که برام مطرح شده اینه که آیا آقای خامنه ای هم نمیخوان که ایشون برگرده؟<br />
قطعا آقای خامنه ای با علما در ارتباط هستن.<br />
علمایی که طی الارض دارن و مثل آقای قاضی هستن.<br />
آیا اونها این قدرت رو ندارن این بندگان خدا رو نجات بدن؟<br />
آیا کسی نمیتونه مادر احمد متوسلیان رو به دیدارش ببره؟<br />
پسرش میگفت فقط آرزوی دیدن احمد رو داره.<br />
خدای من...<br />
اگه برگرده، چجوری میخوایم تو روش نیگا کنیم؟<br />
وقتی میرفت یه پسر مجرد ۲۴-۵ ساله بوده و حالا یه پیرمرد ۶۰ ساله.<br />
چجوری بهش بگیم جوونیت تو زندان اسرائیل گذشت در حالی که من هر روز ۲ تا تار موی بیشتر بیرون گذاشتم.<br />
در حالی که من هر روز فیلمای اسرائیلی ساخت آمریکا رو دیدم.<br />
در حالی که من با دشمنات کوچولو کوچولو دوست شدم.<br />
در حالی که من اختلاص کردم.<br />
در حالی که من پشت رهبرو خالی کردم.<br />
داستان احمد متوسلیان منو میلرزونه.<br />
خدا شاهده که من به شخصه از این آدم خجالت میکشم.<br />
فقط خدا میدونه تو این سی و چند سال چه بلاها سرشون اومده.<br />
میدونم که ما رو نمیفروشه.<br />
اما ما چی؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><img src="http://cinemacinema.ir/wp-content/uploads/Istadeh_Dar_Ghobar.jpg" border="0" alt="[تصویر: Istadeh_Dar_Ghobar.jpg]" /></div>
<br />
با سلام.<br />
به بهانه پخش خونگی فیلم ایستاده در غبار گفتم تاپیکی ایجاد کنم تا نظراتمون و راهکارها و عقایدمون درباره احمد متوسلیان رو توش مطرح کنیم.<br />
اول درباره فیلم بگم که منو دگرگون کرد.<br />
البته خود موضوع احمد متوسلیان از اون موضوعاتیه که کلا ذهنم درگیرشه.<br />
اما ابتکار کارگردان فیلم منو تکون داد.<br />
تمام فیلم با صدای خانواده و همرزمای احمد متوسلیان تعریف میشه و فقط تصاویره که برای اون صداها ساخته شده.<br />
یک نکته ای تو این فیلم هست که منو درگیر کرده.<br />
محسن رضایی میگه با مشورت آقای خامنه ای لشگر رو فرستادن سوریه.<br />
در حالی که در اسناد و داکیومنتهایی که من در اینترنت پیدا کردم و خوندم آقای هاشمی رفسنجانی و آقای محسن رضایی خیلی باهاش مشکل داشتن و اونا میخواستن دست به سرش کنن.<br />
سوالی که برام مطرح شده اینه که آیا آقای خامنه ای هم نمیخوان که ایشون برگرده؟<br />
قطعا آقای خامنه ای با علما در ارتباط هستن.<br />
علمایی که طی الارض دارن و مثل آقای قاضی هستن.<br />
آیا اونها این قدرت رو ندارن این بندگان خدا رو نجات بدن؟<br />
آیا کسی نمیتونه مادر احمد متوسلیان رو به دیدارش ببره؟<br />
پسرش میگفت فقط آرزوی دیدن احمد رو داره.<br />
خدای من...<br />
اگه برگرده، چجوری میخوایم تو روش نیگا کنیم؟<br />
وقتی میرفت یه پسر مجرد ۲۴-۵ ساله بوده و حالا یه پیرمرد ۶۰ ساله.<br />
چجوری بهش بگیم جوونیت تو زندان اسرائیل گذشت در حالی که من هر روز ۲ تا تار موی بیشتر بیرون گذاشتم.<br />
در حالی که من هر روز فیلمای اسرائیلی ساخت آمریکا رو دیدم.<br />
در حالی که من با دشمنات کوچولو کوچولو دوست شدم.<br />
در حالی که من اختلاص کردم.<br />
در حالی که من پشت رهبرو خالی کردم.<br />
داستان احمد متوسلیان منو میلرزونه.<br />
خدا شاهده که من به شخصه از این آدم خجالت میکشم.<br />
فقط خدا میدونه تو این سی و چند سال چه بلاها سرشون اومده.<br />
میدونم که ما رو نمیفروشه.<br />
اما ما چی؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[لیندسی لوهان مسلمان شده؟]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42629.html</link>
			<pubDate>Wed, 18 Jan 2017 02:40:50 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42629.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">به نام خدا<br />
<br />
</span></div><span style="font-weight: bold;">چرا لیندسی لوهان عکس هایش را پاک کرده است؟<br />
<br />
</span><div style="text-align: JUSTIFY;">به گزارش سرویس سینمای جهان کافه سینما، لیندسی لوهان، هنرپیشه 30 ساله  امریکایی، چندی پیش در گفتگویی که یاهو انگلیسی به آن اشاره کرده است، گفته  بود: " دوستان صمیمی ام که همیشه هوای من را داشته اند، در لندن از  عربستان سعودی هستند. آن ها به من کتاب آسمانی قرآن را دادند و من آن را با  خود به نیویورک آوردم، چون داشتم از آن می آموختم. این کتاب آسمانی، درها  را برای من باز کرد تا بتوانم معنویت را تجربه کنم، تا یک معنای حقیقی را  پیدا کنم. این همان آدمی است که من هستم."</div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">برخی از رسانه ها، مانند یاهو بریتانیا، جاست جرد، دیلی میل، میرور،  ماری کلیر، نیویورک دیلی نیوز، بیزنس ریکورد و اکسپرس بریتانیا، از پاک  کردن ناگهانی همه عکس های این هنرپیشه نیویورکی و اظهارات اخیر اونتیجه  گرفته اند که احتمالا این بازیگر به اسلام گرویده است.</div>  <div style="text-align: CENTER;"><img src="http://caffecinema.com/media/Lindsay-Lohan-Quran.jpg" border="0" alt="[تصویر: Lindsay-Lohan-Quran.jpg]" /></div>  <div style="text-align: CENTER;"><img src="http://caffecinema.com/media/580478efa2e27.jpg" border="0" alt="[تصویر: 580478efa2e27.jpg]" /></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">به گزارش سرویس سینمای جهان کافه سینما، لیندسی لوهان، چند ماه گذشته پس  از جدایی از دوست روسی اش، بیش تر وقت خود را با مهاجران سوری گذرانده است  و در ابوظبی به کارهای خیر مشغول بوده است.</div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">نکته ی مهم دیگری که در تحقیقات کافه سینما به آن رسیدیم این است که این  بازیگر 5 روز پیش در یک مهمانی مد لاکچری در فلورانس ایتالیا مانند همیشه و  بدون حجاب اسلامی شرکت کرده است:</div>  <div style="text-align: CENTER;"><img src="http://caffecinema.com/media/nintchdbpict000293421737-e1484039098956.jpg" border="0" alt="[تصویر: nintchdbpict000293421737-e1484039098956.jpg]" /></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">باید دید گمانه پردازی های طرفداران لیندسی لوهان در فضای مجازی و اخبار  رسانه ها، در روزهای آتی با تایید یا عدم تایید این بازیگر رو به رو خواهد  شد یا خیر.<br />
<br />
از وبسایت کافه سینما</div>
<hr />
آقا این مکانش اشتباه شد بتصحیحونین!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;">به نام خدا<br />
<br />
</span></div><span style="font-weight: bold;">چرا لیندسی لوهان عکس هایش را پاک کرده است؟<br />
<br />
</span><div style="text-align: JUSTIFY;">به گزارش سرویس سینمای جهان کافه سینما، لیندسی لوهان، هنرپیشه 30 ساله  امریکایی، چندی پیش در گفتگویی که یاهو انگلیسی به آن اشاره کرده است، گفته  بود: " دوستان صمیمی ام که همیشه هوای من را داشته اند، در لندن از  عربستان سعودی هستند. آن ها به من کتاب آسمانی قرآن را دادند و من آن را با  خود به نیویورک آوردم، چون داشتم از آن می آموختم. این کتاب آسمانی، درها  را برای من باز کرد تا بتوانم معنویت را تجربه کنم، تا یک معنای حقیقی را  پیدا کنم. این همان آدمی است که من هستم."</div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">برخی از رسانه ها، مانند یاهو بریتانیا، جاست جرد، دیلی میل، میرور،  ماری کلیر، نیویورک دیلی نیوز، بیزنس ریکورد و اکسپرس بریتانیا، از پاک  کردن ناگهانی همه عکس های این هنرپیشه نیویورکی و اظهارات اخیر اونتیجه  گرفته اند که احتمالا این بازیگر به اسلام گرویده است.</div>  <div style="text-align: CENTER;"><img src="http://caffecinema.com/media/Lindsay-Lohan-Quran.jpg" border="0" alt="[تصویر: Lindsay-Lohan-Quran.jpg]" /></div>  <div style="text-align: CENTER;"><img src="http://caffecinema.com/media/580478efa2e27.jpg" border="0" alt="[تصویر: 580478efa2e27.jpg]" /></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">به گزارش سرویس سینمای جهان کافه سینما، لیندسی لوهان، چند ماه گذشته پس  از جدایی از دوست روسی اش، بیش تر وقت خود را با مهاجران سوری گذرانده است  و در ابوظبی به کارهای خیر مشغول بوده است.</div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">نکته ی مهم دیگری که در تحقیقات کافه سینما به آن رسیدیم این است که این  بازیگر 5 روز پیش در یک مهمانی مد لاکچری در فلورانس ایتالیا مانند همیشه و  بدون حجاب اسلامی شرکت کرده است:</div>  <div style="text-align: CENTER;"><img src="http://caffecinema.com/media/nintchdbpict000293421737-e1484039098956.jpg" border="0" alt="[تصویر: nintchdbpict000293421737-e1484039098956.jpg]" /></div>  <div style="text-align: JUSTIFY;">باید دید گمانه پردازی های طرفداران لیندسی لوهان در فضای مجازی و اخبار  رسانه ها، در روزهای آتی با تایید یا عدم تایید این بازیگر رو به رو خواهد  شد یا خیر.<br />
<br />
از وبسایت کافه سینما</div>
<hr />
آقا این مکانش اشتباه شد بتصحیحونین!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سریال های فارسی وان در صداوسیما]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42509.html</link>
			<pubDate>Sun, 18 Dec 2016 02:30:23 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42509.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام این تاپیک رو  در رابطه با سریال فجیع ماه ?و? پلنگ زدم <br />
واقعا ما کارمون به کجا کشیده که از این قبیل داستانای آبکی وفارسی وانی تحویلمون میدن <br />
آقای وکیلی که رشوه میده <br />
خانم وکیلی که با این همه دبدبه وکبکبه نمیتونه شخصیت پوچ ومزخرف خواستگارشو ببینه حتی بعد از اون افتزاح پر کردن دفتر خانم وکیل با یه عالمه دسته گل خدا تومنی <br />
دوستی که انقدر که نسبت به ملکا وکیل خودش نفرت پیدا کرد نسبت به وکیل متهم نفرت نداشت <br />
علاقه ناگهانی وبیخود محسن نسبت به کتایون که منو حیرون کرد @-@<br />
برخورد راحت ملکا با بی بندوباری شوهرش <br />
پیچوندن دادگاه توسط ملکا با پنهان کردن بارداریش <br />
ودست آخرهم حضور در مجلس عروسی شوهر سابقش برای اثبات این مسئله که این قضیه واسش مهم نیست وبه قولی حرصش نگرفته با اینکه اگه میموند تو خونه بی اهمیت بودن مسئله ثابت میشد نه بارفتنش که خواست دوستشم بوده <br />
خلاصه از آبکی بودن این سریال اونقدر حرصم گرفته که الان ساعت ۲ از فکرش بیرون نمی اومدم تا اقدام به زدن تاپیک نمودم <img src="images/smilies/undecided.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام این تاپیک رو  در رابطه با سریال فجیع ماه ?و? پلنگ زدم <br />
واقعا ما کارمون به کجا کشیده که از این قبیل داستانای آبکی وفارسی وانی تحویلمون میدن <br />
آقای وکیلی که رشوه میده <br />
خانم وکیلی که با این همه دبدبه وکبکبه نمیتونه شخصیت پوچ ومزخرف خواستگارشو ببینه حتی بعد از اون افتزاح پر کردن دفتر خانم وکیل با یه عالمه دسته گل خدا تومنی <br />
دوستی که انقدر که نسبت به ملکا وکیل خودش نفرت پیدا کرد نسبت به وکیل متهم نفرت نداشت <br />
علاقه ناگهانی وبیخود محسن نسبت به کتایون که منو حیرون کرد @-@<br />
برخورد راحت ملکا با بی بندوباری شوهرش <br />
پیچوندن دادگاه توسط ملکا با پنهان کردن بارداریش <br />
ودست آخرهم حضور در مجلس عروسی شوهر سابقش برای اثبات این مسئله که این قضیه واسش مهم نیست وبه قولی حرصش نگرفته با اینکه اگه میموند تو خونه بی اهمیت بودن مسئله ثابت میشد نه بارفتنش که خواست دوستشم بوده <br />
خلاصه از آبکی بودن این سریال اونقدر حرصم گرفته که الان ساعت ۲ از فکرش بیرون نمی اومدم تا اقدام به زدن تاپیک نمودم <img src="images/smilies/undecided.png" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Undecided" title="Undecided" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[هولوکاست ایرانیان در یتیم خانه ایران]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42426.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 Nov 2016 15:16:25 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42426.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;">بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
«یتیم‌خانه ایران» روایتی است واقعی اما به‌عمد حذف‌شده از سال‌های ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ یعنی در بحبوحه جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط دولت‌های بیگانه انگلیس و روس. <br />
«یتیم‌خانه ایران» روزهای یتیمی ایران را روایت می‌کند در روزگارانی که ایران سرپرست مقتدر و دلسوزی نداشت و به همین سبب بیگانگان هرکدام هر طور که دلشان می‌خواست در آن جولان می‌دادند.<br />
<br />
داستان اصلی فیلم بر مبنای یک فاجعه انسانی تلخ ساخته‌شده، فاجعه‌ای که طی آن دولت انگلستان تصمیم به نسل‌کشی ایرانیان می‌گیرد و با مصادره آذوقه و مواد غذایی مردم ایران و ایجاد قحطی در کشور و به‌تبع آن بروز بیماری‌های کشنده و واگیردار نظیر حصبه، وبا، تیفوس، طاعون و... بدون حتی شلیک یک گلوله در حدود نیمی از مردم سرزمین عزیزمان ایران را به کام مرگ می‌کشاند.<br />
<br />
<br />
حال باید گفت اگر کشورهای غربی با بهانه‌ای افسانه‌ای مانند هولوکاست که خودشان می گویند ۵ میلیون یهودی کشته‌شده‌اند، به برخی کشورها یورش برده اند و دست به هر جنایتی می‌زنند، کشور ایران که هولوکاست واقعی و بسیار وحشتناک‌تر را تجربه کرده چه باید بکند؟ و چگونه خون‌بهای ۹ میلیون ایرانی را از انگلستان بستاند؟<br />
<br />
در هر حال «یتیم‌خانه ایران» روایتی است واقعی از یک فاجعه عمیق انسانی که نتیجه وابستگی به بیگانگان و نداشتن حاکمی مقتدر و همچنین عدم اتحاد بین مردم کشور است. این فیلم به دور از نگاه  سیاسی و جناحی ساخته‌شده و گوشه‌ای از جنایات بیگانگان و خصوصاً انگلستان را در ایران نشان می‌دهد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-weight: bold;">نظر دکتر رضا سراج درباره این فیلم:</span></span></span></span><br />
<span style="color: #2F4F4F;">در اسناد وزارت خارجه امریکا آمده است؛ در اثر قحطی 100سال پیش درایران، نیمی از جمعیت این کشور کشته شدند. بر اساس این اسناد، تلفات ایران در سال های قحطی 8 تا 10 میلیون نفر بوده است.<br />
<br />
دلایل بروز قحطی و مرگ در ایران : <br />
</span><ul>
<li><span style="color: #2F4F4F;">ورود قوای نظامی انگلیسی به ایران </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">خرید ذخائر غلّه ایران توسط قشون انگلیس</span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">عدم صدور مجوز خرید غلّه به ایران </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">ممانعت از واردات غلّه از عراق و...به ایران </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">سوزاندن انبارهای غلّه ایران توسط انگلیسی‌ها </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">شیوع بیماری‌‌های مرگبار مانند وبا در ایران</span></li></ul>
<span style="color: #2F4F4F;"><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #32CD32;">نتیجه :</span></span><br />
نسل کشی و متلاشی کردن جمعیت ایران توسط انگلیسی‌ها با هدف حفظ سلطه و کنترل هر چه بیشتر انگلیس بر کشورمان صورت گرفت. فیلم «یتیم خانه ایران» را ببینید. <br />
دیدن این فیلم به ویژه برای آقایان روحانی، ظریف و اعضای حلقه-نیاوران بسیار آموزنده خواهد بود.<br />
<br />
<br />
<br />
</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;">بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
«یتیم‌خانه ایران» روایتی است واقعی اما به‌عمد حذف‌شده از سال‌های ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ یعنی در بحبوحه جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط دولت‌های بیگانه انگلیس و روس. <br />
«یتیم‌خانه ایران» روزهای یتیمی ایران را روایت می‌کند در روزگارانی که ایران سرپرست مقتدر و دلسوزی نداشت و به همین سبب بیگانگان هرکدام هر طور که دلشان می‌خواست در آن جولان می‌دادند.<br />
<br />
داستان اصلی فیلم بر مبنای یک فاجعه انسانی تلخ ساخته‌شده، فاجعه‌ای که طی آن دولت انگلستان تصمیم به نسل‌کشی ایرانیان می‌گیرد و با مصادره آذوقه و مواد غذایی مردم ایران و ایجاد قحطی در کشور و به‌تبع آن بروز بیماری‌های کشنده و واگیردار نظیر حصبه، وبا، تیفوس، طاعون و... بدون حتی شلیک یک گلوله در حدود نیمی از مردم سرزمین عزیزمان ایران را به کام مرگ می‌کشاند.<br />
<br />
<br />
حال باید گفت اگر کشورهای غربی با بهانه‌ای افسانه‌ای مانند هولوکاست که خودشان می گویند ۵ میلیون یهودی کشته‌شده‌اند، به برخی کشورها یورش برده اند و دست به هر جنایتی می‌زنند، کشور ایران که هولوکاست واقعی و بسیار وحشتناک‌تر را تجربه کرده چه باید بکند؟ و چگونه خون‌بهای ۹ میلیون ایرانی را از انگلستان بستاند؟<br />
<br />
در هر حال «یتیم‌خانه ایران» روایتی است واقعی از یک فاجعه عمیق انسانی که نتیجه وابستگی به بیگانگان و نداشتن حاکمی مقتدر و همچنین عدم اتحاد بین مردم کشور است. این فیلم به دور از نگاه  سیاسی و جناحی ساخته‌شده و گوشه‌ای از جنایات بیگانگان و خصوصاً انگلستان را در ایران نشان می‌دهد.<br />
<br />
<br />
<span style="font-size: large;"><span style="color: #FF0000;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-weight: bold;">نظر دکتر رضا سراج درباره این فیلم:</span></span></span></span><br />
<span style="color: #2F4F4F;">در اسناد وزارت خارجه امریکا آمده است؛ در اثر قحطی 100سال پیش درایران، نیمی از جمعیت این کشور کشته شدند. بر اساس این اسناد، تلفات ایران در سال های قحطی 8 تا 10 میلیون نفر بوده است.<br />
<br />
دلایل بروز قحطی و مرگ در ایران : <br />
</span><ul>
<li><span style="color: #2F4F4F;">ورود قوای نظامی انگلیسی به ایران </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">خرید ذخائر غلّه ایران توسط قشون انگلیس</span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">عدم صدور مجوز خرید غلّه به ایران </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">ممانعت از واردات غلّه از عراق و...به ایران </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">سوزاندن انبارهای غلّه ایران توسط انگلیسی‌ها </span></li>
<li><span style="color: #2F4F4F;">شیوع بیماری‌‌های مرگبار مانند وبا در ایران</span></li></ul>
<span style="color: #2F4F4F;"><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #32CD32;">نتیجه :</span></span><br />
نسل کشی و متلاشی کردن جمعیت ایران توسط انگلیسی‌ها با هدف حفظ سلطه و کنترل هر چه بیشتر انگلیس بر کشورمان صورت گرفت. فیلم «یتیم خانه ایران» را ببینید. <br />
دیدن این فیلم به ویژه برای آقایان روحانی، ظریف و اعضای حلقه-نیاوران بسیار آموزنده خواهد بود.<br />
<br />
<br />
<br />
</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[علی زندانی سیاسی نداشت...]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42417.html</link>
			<pubDate>Thu, 17 Nov 2016 16:36:49 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42417.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
چند وقت پیش بخشهایی از فیلم عصبانی نیستم ساخته رضا درمشیان رو دیدم که ذهن منو بدجوری درگیر کرد...<br />
نمیشه در مورد کلیت فیلم نظر داد چون کامل ندیدم ولی کارگردانی و بازی محمد زاده در حد عالیه و آدم هیجان زده می کنه،البته فیلم بشتر به بیانه سیاسی شباهت داره ولی یک جمله ای تو فیلم هست که من نتونستم باهاش کنار بیام!<br />
اونم این دیالوگ:<br />
<span style="font-weight: bold;">علی (علیه السلام) زندانی سیاسی نداشت!</span><br />
اشاره داره به حصر آقای موسوی و کروبی در قضایای 88<br />
بنظرتون این جمله چقد درسته؟؟<br />
-------<br />
درباره فیلم:<br />
<br />
				 کارگردان:				  <br />
رضا درمیشیان<br />
			    <br />
			    <br />
				 نویسنده:				  <br />
رضا درمیشیان<br />
			    <br />
			    <br />
				 بازیگران:				  <br />
باران کوثری، نوید محمدزاده<br />
<br />
<br />
			    <br />
خلاصه داستان فیلم :				 <br />
<br />
یک فیلم اجتماعی  درباره جوان و کمبودهایش در جامعه است. این فیلم درباره فریاد فروخفته  جوانانی است که از بابت کمبودها عصبانی هستند. <br />
<br />
تیزر فیلم<br />
<a href="http://www.aparat.com/v/ySuQ5" target="_blank">http://www.aparat.com/v/ySuQ5</a><br />
<br />
<br />
عکس های فیلم<br />
<br />
<br />
<img src="http://cinematicket.org/images/films/93/Asabaninistam/02.jpg" border="0" alt="[تصویر: 02.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://cinematicket.org/images/films/93/Asabaninistam/01.jpg" border="0" alt="[تصویر: 01.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<br />
<img src="http://cinematicket.org/images/films/93/Asabaninistam/06.jpg" border="0" alt="[تصویر: 06.jpg]" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
چند وقت پیش بخشهایی از فیلم عصبانی نیستم ساخته رضا درمشیان رو دیدم که ذهن منو بدجوری درگیر کرد...<br />
نمیشه در مورد کلیت فیلم نظر داد چون کامل ندیدم ولی کارگردانی و بازی محمد زاده در حد عالیه و آدم هیجان زده می کنه،البته فیلم بشتر به بیانه سیاسی شباهت داره ولی یک جمله ای تو فیلم هست که من نتونستم باهاش کنار بیام!<br />
اونم این دیالوگ:<br />
<span style="font-weight: bold;">علی (علیه السلام) زندانی سیاسی نداشت!</span><br />
اشاره داره به حصر آقای موسوی و کروبی در قضایای 88<br />
بنظرتون این جمله چقد درسته؟؟<br />
-------<br />
درباره فیلم:<br />
<br />
				 کارگردان:				  <br />
رضا درمیشیان<br />
			    <br />
			    <br />
				 نویسنده:				  <br />
رضا درمیشیان<br />
			    <br />
			    <br />
				 بازیگران:				  <br />
باران کوثری، نوید محمدزاده<br />
<br />
<br />
			    <br />
خلاصه داستان فیلم :				 <br />
<br />
یک فیلم اجتماعی  درباره جوان و کمبودهایش در جامعه است. این فیلم درباره فریاد فروخفته  جوانانی است که از بابت کمبودها عصبانی هستند. <br />
<br />
تیزر فیلم<br />
<a href="http://www.aparat.com/v/ySuQ5" target="_blank">http://www.aparat.com/v/ySuQ5</a><br />
<br />
<br />
عکس های فیلم<br />
<br />
<br />
<img src="http://cinematicket.org/images/films/93/Asabaninistam/02.jpg" border="0" alt="[تصویر: 02.jpg]" /><br />
<br />
<img src="http://cinematicket.org/images/films/93/Asabaninistam/01.jpg" border="0" alt="[تصویر: 01.jpg]" /><br />
<br />
<br />
<br />
<img src="http://cinematicket.org/images/films/93/Asabaninistam/06.jpg" border="0" alt="[تصویر: 06.jpg]" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یکی جلوی قبح شکنی صدا و سیما رو بگیره....]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42103.html</link>
			<pubDate>Wed, 31 Aug 2016 17:42:32 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42103.html</guid>
			<description><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
یک نفر جلوی قبح شکنی صداوسیما را بگیرد<br />
<br />
داریم تکه هایی از قسمت آخر سریال تلویزیون جمهوری اسلامی را برای عزیزی که ندیده، تعریف می کنیم؛ <br />
طرف وسطش به کنایه می گوید حالا زبان اصلی بود یا دوبله؟<br />
بیراه هم نمی گوید؛ زیاده شبیه سریال های ترکیه ای که تعریف می کنند، بود. انگار فیلمساز بین ایران و ترکیه گیر کرده باشد مثلا!<br />
<br />
همزیستی مسالمت آمیز دو همسر سابق و کنونی پریا جالب توجه است. پریا با شکمی برآمده از روزهای آخر بارداری، در کنار همسر کنونی اش که ده سال یا بیشتر کوچکتر از اوست، خطاب به همسر سابقش می گوید: حبیب خوبی؟ و با پدرشوهر سابقش هم سلام علیک و احوالپرسی می کند.<br />
عصر همان روز جلوی منزل همسر سابقش در روستا درد و ... موعد زایمان فرا می رسد. همسر سابقش به همسر کنونی اش با فریاد می گوید که بروید سراغ فلانی؛ قابله را می گوید!<br />
<br />
در منزل همسر سابقش زایمان طبیعی می کند. زیر باران چهره همسر و خانواده اش را زوم شده می بینیم، نشانه ای از تولد. بین چهره ها، چهره ی همسر سابق پریا را هم جداگانه می بینیم؛ او هم نشان تولد دوباره دارد، با زایمان همسر سابقش... بعد زایمان هم دو پدر شوهر کنونی و سابق کنار هم ذوق زده اند!<br />
<br />
تلویزیون فکر می کند دعوا فقط سر پوشاندن مو و بدن است؛ آنها را که مهندسی کند، باقی اش بی ایراد است. <br />
حالا بماند که کارگردان کلا فراموش کرد که موضوع سریال ایدز است و خودش در قسمت های قبلی گفته وقتی مادر ایدز دارد، زایمان باید سزارین باشد تا بچه ایدز نگیرد... جوری هم ایدز را در طول سریال عادی نشان داد که اگر خواستگار آمد و ایدز نداشت، جواب منفی بدهند ملت!<br />
<br />
دوشنبه شب، خانواده های ایرانی نمایش قبح شکنی های تلویزیون جمهوری اسلامی در روابط بعد طلاق و عدم رعایت حجب و حیا و همزیستی مسالمت آمیز دو شوهر سابق و فعلی را تماشا کردند و آنها که ندیدند، خوشحال بودند که فرزندانشان پای سریال ننشسته اند و شورای نظارت بر صداوسیما هم خواب است انگار...<br />
<br />
امروز اگر برخورد جدی با قبح شکنی تلویزیون نشود، فردا یک سریال می شود ده سریال؛ شوهر سابق و کنونی می شود خیانت؛ سیمای جمهوری اسلامی می شود جم تی وی بومی شده با حجاب فقط!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسم الله الرحمن الرحیم<br />
<br />
یک نفر جلوی قبح شکنی صداوسیما را بگیرد<br />
<br />
داریم تکه هایی از قسمت آخر سریال تلویزیون جمهوری اسلامی را برای عزیزی که ندیده، تعریف می کنیم؛ <br />
طرف وسطش به کنایه می گوید حالا زبان اصلی بود یا دوبله؟<br />
بیراه هم نمی گوید؛ زیاده شبیه سریال های ترکیه ای که تعریف می کنند، بود. انگار فیلمساز بین ایران و ترکیه گیر کرده باشد مثلا!<br />
<br />
همزیستی مسالمت آمیز دو همسر سابق و کنونی پریا جالب توجه است. پریا با شکمی برآمده از روزهای آخر بارداری، در کنار همسر کنونی اش که ده سال یا بیشتر کوچکتر از اوست، خطاب به همسر سابقش می گوید: حبیب خوبی؟ و با پدرشوهر سابقش هم سلام علیک و احوالپرسی می کند.<br />
عصر همان روز جلوی منزل همسر سابقش در روستا درد و ... موعد زایمان فرا می رسد. همسر سابقش به همسر کنونی اش با فریاد می گوید که بروید سراغ فلانی؛ قابله را می گوید!<br />
<br />
در منزل همسر سابقش زایمان طبیعی می کند. زیر باران چهره همسر و خانواده اش را زوم شده می بینیم، نشانه ای از تولد. بین چهره ها، چهره ی همسر سابق پریا را هم جداگانه می بینیم؛ او هم نشان تولد دوباره دارد، با زایمان همسر سابقش... بعد زایمان هم دو پدر شوهر کنونی و سابق کنار هم ذوق زده اند!<br />
<br />
تلویزیون فکر می کند دعوا فقط سر پوشاندن مو و بدن است؛ آنها را که مهندسی کند، باقی اش بی ایراد است. <br />
حالا بماند که کارگردان کلا فراموش کرد که موضوع سریال ایدز است و خودش در قسمت های قبلی گفته وقتی مادر ایدز دارد، زایمان باید سزارین باشد تا بچه ایدز نگیرد... جوری هم ایدز را در طول سریال عادی نشان داد که اگر خواستگار آمد و ایدز نداشت، جواب منفی بدهند ملت!<br />
<br />
دوشنبه شب، خانواده های ایرانی نمایش قبح شکنی های تلویزیون جمهوری اسلامی در روابط بعد طلاق و عدم رعایت حجب و حیا و همزیستی مسالمت آمیز دو شوهر سابق و فعلی را تماشا کردند و آنها که ندیدند، خوشحال بودند که فرزندانشان پای سریال ننشسته اند و شورای نظارت بر صداوسیما هم خواب است انگار...<br />
<br />
امروز اگر برخورد جدی با قبح شکنی تلویزیون نشود، فردا یک سریال می شود ده سریال؛ شوهر سابق و کنونی می شود خیانت؛ سیمای جمهوری اسلامی می شود جم تی وی بومی شده با حجاب فقط!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خاطرات جالب مهدی فخیم‌زاده، از محسن مخملباف:«مسلمونیت مبارک»]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42040.html</link>
			<pubDate>Sun, 14 Aug 2016 13:56:17 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42040.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">مهدی فخیم زاده در کتاب خاطرات سینمایی خود نوشته:</span></span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- ...الهیاری لبخندی زد و همراهش رو معرفی کرد و گفت: با آقای مخملباف که آشنا هستین؟<br />
از  شنیدن اسم مخملباف تکونی خوردم. من تا اون روز از نزدیک ندیده بودمش ولی  اسمش رو زیاد شنیده بودم. اسم مخملباف با تندروی، جار و جنجال و بگیر و  ببند و در حقیقت با یه جور خوف و هراس همراه بود.<br />
گفتم: تا حالا خدمتشون نرسیدم.<br />
بعد تعارف کردم و نشستن. گفتم: خوشحالم که شما رو از نزدیکی می بینیم آقای مخملباف.</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- بدون مقدمه گفت: من همیشه معتقد بودم که به شما سینماچی های قبل  انقلاب نباید فرصت داد و به جبران خطاهای گذشته باید اعدام بشین، چون فکر  نمی کردم قابل اصلاح باشین ولی امروز با این علی آقا رفته بودیم سینما و  فیلم "فرار" رو دیدیم. فیلم رو که دیدم فهمیدم که من اشتباه می کردم و بشر  قابل تغییره. واسه همین اومدم بهتون بگم خوش اومدین، صفا آوردین، مسلمونیت  مبارک!</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- مونده بودم جواب این حرف ها چیه و چی باید بگم؟ بالاخره ناشیانه گفتم: خواهش می کنم، اختیار داری!<br />
بعد  شروع کرد راجع به سینما، اسلام و هنر اسلامی و مسئولین وقت حرف زدن و هر  چی از دهنش در اومد پشت سر بهشتی و انوار گفت. خوب یادمه که می گفت:<br />
«به این انوار و بهشتی اعتماد نکنین آ! حواستون بهشون باشه، اینا فراماسونن.»</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- بعدش هم خیلی حرف های دیگه زد و پشت سر روشنفکرها و فیلمسازهای معروف و  صاحب نام بد و بیراه گفت و آخر سر هم به من سفارش کرد که همین راه رو  ادامه بدم و از اسلام و مسلمین جدا نشم! بعد از گفتن این حرف ها بلند شد و  همراه الهیاری رفت و من همچنان بهت زده موندم.</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- سال ها گذشت و من دیگه مخملباف رو از نزدیک ندیدم. اوایل دهه هفتاد  بود، خانه سینما تشکیل شده بود و قرار بود تا چند روز دیگه انتخابات انجمن  کارگردان ها برگزار بشه. من و سیروس الوند توی استودیو فنی فارابی بودیم.  در این لحظه در باز شد و مخملباف اومد تو.<br />
حالا دیگه ریشش رو زده و  شلوار جین پوشیده بود، اومد طرف من و سیروس و سلام و احوالپرسی کرد. بعد در  مورد انجمن کارگردان ها و انتخابات پرسید و یه دفعه برگشت گفت:<br />
«بچه ها مواظب باشین این حزب اللهی ها نرن توی شورای مرکز کانون آ!»</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- سیروس نتونست جلوی خودش رو بگیره و قاه قاه شروع کرد به خندیدن. اما  من بهت زده به مخملباف خیره شده بودم و بی اختیار یاد حرف های اون روزش  افتادم و در دلم گفتم: واقعا که بشر قابل تغییره، فقط جهتش معلوم نیست!</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">مهدی فخیم زاده در کتاب خاطرات سینمایی خود نوشته:</span></span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- ...الهیاری لبخندی زد و همراهش رو معرفی کرد و گفت: با آقای مخملباف که آشنا هستین؟<br />
از  شنیدن اسم مخملباف تکونی خوردم. من تا اون روز از نزدیک ندیده بودمش ولی  اسمش رو زیاد شنیده بودم. اسم مخملباف با تندروی، جار و جنجال و بگیر و  ببند و در حقیقت با یه جور خوف و هراس همراه بود.<br />
گفتم: تا حالا خدمتشون نرسیدم.<br />
بعد تعارف کردم و نشستن. گفتم: خوشحالم که شما رو از نزدیکی می بینیم آقای مخملباف.</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- بدون مقدمه گفت: من همیشه معتقد بودم که به شما سینماچی های قبل  انقلاب نباید فرصت داد و به جبران خطاهای گذشته باید اعدام بشین، چون فکر  نمی کردم قابل اصلاح باشین ولی امروز با این علی آقا رفته بودیم سینما و  فیلم "فرار" رو دیدیم. فیلم رو که دیدم فهمیدم که من اشتباه می کردم و بشر  قابل تغییره. واسه همین اومدم بهتون بگم خوش اومدین، صفا آوردین، مسلمونیت  مبارک!</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- مونده بودم جواب این حرف ها چیه و چی باید بگم؟ بالاخره ناشیانه گفتم: خواهش می کنم، اختیار داری!<br />
بعد  شروع کرد راجع به سینما، اسلام و هنر اسلامی و مسئولین وقت حرف زدن و هر  چی از دهنش در اومد پشت سر بهشتی و انوار گفت. خوب یادمه که می گفت:<br />
«به این انوار و بهشتی اعتماد نکنین آ! حواستون بهشون باشه، اینا فراماسونن.»</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- بعدش هم خیلی حرف های دیگه زد و پشت سر روشنفکرها و فیلمسازهای معروف و  صاحب نام بد و بیراه گفت و آخر سر هم به من سفارش کرد که همین راه رو  ادامه بدم و از اسلام و مسلمین جدا نشم! بعد از گفتن این حرف ها بلند شد و  همراه الهیاری رفت و من همچنان بهت زده موندم.</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- سال ها گذشت و من دیگه مخملباف رو از نزدیک ندیدم. اوایل دهه هفتاد  بود، خانه سینما تشکیل شده بود و قرار بود تا چند روز دیگه انتخابات انجمن  کارگردان ها برگزار بشه. من و سیروس الوند توی استودیو فنی فارابی بودیم.  در این لحظه در باز شد و مخملباف اومد تو.<br />
حالا دیگه ریشش رو زده و  شلوار جین پوشیده بود، اومد طرف من و سیروس و سلام و احوالپرسی کرد. بعد در  مورد انجمن کارگردان ها و انتخابات پرسید و یه دفعه برگشت گفت:<br />
«بچه ها مواظب باشین این حزب اللهی ها نرن توی شورای مرکز کانون آ!»</span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;"> </span></span><br />
<span style="font-size: large;"><span style="font-family: B Nazanin;">- سیروس نتونست جلوی خودش رو بگیره و قاه قاه شروع کرد به خندیدن. اما  من بهت زده به مخملباف خیره شده بودم و بی اختیار یاد حرف های اون روزش  افتادم و در دلم گفتم: واقعا که بشر قابل تغییره، فقط جهتش معلوم نیست!</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عباس کیارستمی در گذشت]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41871.html</link>
			<pubDate>Tue, 05 Jul 2016 00:08:02 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41871.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;">خبر الان شنیدم شوکه شدم باورم نمیشه<br />
<br />
<br />
</span><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"><img src="http://www.caffecinema.com/new/media/k2/items/cache/2e328150dae5342b31581420f1eeb608_M.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2e328150dae5342b31581420f1eeb608_M.jpg]" /></span></div><span style="font-size: large;"><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800080;">خبر بد نیمه‌شب: عباس کیارستمی، فیلمساز بزرگ ایران و جهان، درگذشت	   </span>		  </span><br />
<br />
نمی دونم باید چی بگم،مگه میشه<br />
<br />
<a href="http://www.seratnews.ir/fa/news/308837/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA" target="_blank">http://www.seratnews.ir/fa/news/308837/%...8%B4%D8%AA</a><br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;">خبر الان شنیدم شوکه شدم باورم نمیشه<br />
<br />
<br />
</span><br />
<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-size: large;"><img src="http://www.caffecinema.com/new/media/k2/items/cache/2e328150dae5342b31581420f1eeb608_M.jpg" border="0" alt="[تصویر: 2e328150dae5342b31581420f1eeb608_M.jpg]" /></span></div><span style="font-size: large;"><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800080;">خبر بد نیمه‌شب: عباس کیارستمی، فیلمساز بزرگ ایران و جهان، درگذشت	   </span>		  </span><br />
<br />
نمی دونم باید چی بگم،مگه میشه<br />
<br />
<a href="http://www.seratnews.ir/fa/news/308837/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA" target="_blank">http://www.seratnews.ir/fa/news/308837/%...8%B4%D8%AA</a><br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بهروز افخمی: «کن» جشنواره دگرباش‌هاست]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41686.html</link>
			<pubDate>Sat, 21 May 2016 15:44:12 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41686.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #800080;">بنام تنهای تنهای تنها</span><br />
<br />
</span></span></span><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">مصاحبه طولانیه ولی جالبه و ارزش خوندن داره...<br />
</span></span></span></div>
<img src="http://dl.nasimonline.ir/FileRepository/1394/01/17/IMG19094861.jpg" border="0" alt="[تصویر: IMG19094861.jpg]" /><br />
<br />
<div style="text-align: RIGHT;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #800080;"> بهروز افخمی: «کن» جشنواره دگرباش‌هاست.</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: JUSTIFY;"> به گزارش گروه رسانه های <a href="http://www.tasnimnews.com/" target="_blank">خبرگزاری تسنیم</a>  ، پربیننده‌ترین برنامه سینمایی را این روزها بهروز افخمی یکی از  باسابقه‌ترین کارگردانان سینما و تلویزیون، اداره می‌کند. هفت، این روزها  انتقاداتش را صریح‌تر مطرح می‌کند و به قول خود افخمی «تازه لیبرال شده‌ها»  را دست می‌اندازد، با آنها شوخی می‌کند و نقاط ضعف‌شان را به چالش می‌کشد.  هفت اگرچه از سوی برخی جریان‌های سینمایی تا مرز بایکوت شدن پیش رفته اما  قالب متنوعی از اهالی سینما و فکر و رسانه را ایجاد کرده است که گفت‌وگو،  نقد و به چالش کشیدن را آسان‌تر کرده است. برنامه هفت، جشنواره‌های خارجی،  هالیوود، سینماگران جوان و بحث پیرامون شخصیت سیدمرتضی آوینی محورهای  گفت‌وگو با کارگردان «شوکران» و «میرزاکوچک جنگلی» است. متن این گفت‌وگو را  در زیر می‌خوانید.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">آقای افخمی  از خود «هفت» شروع کنیم! برای شما حاشیه‌های هفت از متنش پررنگ‌تر نبوده؟  به عبارت دیگر منتقدان هفت شما را تحت فشار نگذاشته‌اند؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  </span>ما می‌شنیدیم کسانی پیش آقای سرافراز شکایت می‌کردند اما با خود ما تماس  نمی‌گرفتند. به طور کلی در تلویزیون نسبت به من اعتماد وجود دارد چون  کارمند قدیم تلویزیون هستم و از سال 58 از دانشکده به تلویزیون آمدم. البته  تلویزیون برنامه‌های دیگری هم دارد که خط و روش‌شان با هفت فرق می‌کند.  برنامه‌های شبکه 6 و 4 هم هستند که سلیقه خودشان را اعمال می‌کنند و  رویکردشان متفاوت است. به نظرم باید هم اینطور باشد. اگر قرار است تلویزیون  فراگیر باشد باید سلیقه‌های مختلف را پوشش دهد. اگرچه این را هم بگویم من  از ابتدا موافق تلویزیون خصوصی بودم اما تا وقتی که این هست تلویزیون باید  خودش بازتاب‌دهنده صداهای مختلف باشد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">برخی منتقدان هفت اما انگار این را قبول ندارند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> </span> بله! اتفاقا چند هفته پیش که یکی از برنامه‌های ما باعث جنجال‌های  مطبوعاتی شد برخی نشریات که تیراژ‌های محدودی هم دارند، تعجب کردند از  اینکه چرا ما یک چیز می‌گوییم و برنامه شبکه 4 یک چیز دیگر.</div><div style="text-align: JUSTIFY;">منظورتان جشنواره بین‌المللی فجر است؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> بله! همین‌ها ادعای آزادی بیان دارند اما مطبوعه کوچک‌شان را مثل بوق اداره می‌کنند و ناراحتند از اینکه چرا صداوسیما بوق نیست.</div><div style="text-align: JUSTIFY;">به  نظر می‌رسد تلویزیون هزینه‌های آزادی بیان را می‌دهد اما تصوری که برخی  ایجاد می‌کنند، این است که در تلویزیون آزادی وجود ندارد. این روزها بیشتر  افراد مثل فریدون جیرانی در تلویزیون اینترنتی‌اش این موضوع را مطرح  می‌کنند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> این تاوان انحصاری  بودن تلویزیون است. آن شکل دیگر تاسیس تلویزیون‌های خصوصی هم ممکن است  نتایج غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد و با اطمینان نمی‌شود گفت تلویزیون  خصوصی هم عارضه‌ای ندارد اما تا وقتی صداوسیما به این شکل است، همین تصورها  ایجاد می‌شود که این مساله طبیعی است. هرچند مثلا امثال هفت یا برنامه‌های  دیگر باید فضای تنوع فکری و سلیقه‌ای را ایجاد کنند. فریدون جیرانی هم  ژورنالیست است. غیر از اینکه فیلمساز هست ژورنالیست است و سابقه‌اش غیر از  سینما بیشتر در حوزه ژورنالیسم بوده. ژورنالیسم می‌گوید «هر حرفی که جذاب و  جالب است را بزنیم!» ژورنالیست‌ها خیلی به این فکر نمی‌کنند که حرفشان با  حرفی که ماه قبل زدند یا با اظهارنظر هفته پیش‌شان در تناقض هست یا خیر. هر  موضوعی که خواننده را جذب کند و مخاطب را به سمت رسانه بکشاند مطرح  می‌کنند. به نظرم این اصلا مساله مهمی نیست. خیلی نباید جدی گرفت. این را  نباید به این حساب گذاشت که آزادی بیان طرفدار ندارد! واقعیت این است که  آزادی بیان را باید بیشتر دولت و نظام جدی بگیرند. حالا ممکن است کسی سنگ  آزادی بیان را هم به سینه بزند اما در نهایت دنبال این است که نفع خودش را  ببرد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">درباره «هفت» هم این موضوع صدق می‌کند؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  </span>ببینید! ما در هفت در وهله اول می‌خواهیم برنامه جذابی داشته باشیم. شما  موضع‌گیری فراستی در هفت را در نظر بگیرید. ممکن است کسی بگوید این موضع  هفت نیست. چون 2 هفته بعد یا 2 هفته قبلش احتمالا من یا رسول صدرعاملی آن  را نقض و نظر دیگری مطرح می‌کنیم. اصلا ممکن است خود فراستی حرفش را پس  بگیرد یا نظر دیگری بدهد. این به این معنا نیست که موضع هفت، حرف‌های  فراستی است یا حرف‌های افخمی است یا صدرعاملی. ما می‌خواهیم برنامه جذابی  داشته و در خودمان تنوع داشته باشیم و این تنوع به این معنی نیست که من با  هر کسی می‌توانم برنامه تولید کنم یا اجازه می‌دهم هرکسی هر حرفی دلش خواست  بزند. باید یک همسویی وجود داشته باشد. در حد امکان دلم می‌خواهد برنامه  تنوع داشته باشد یعنی تماشاچی احساس کند به او دیکته نمی‌گویم. نقطه نظرات  را می‌گویم. اینطور نیست که در هر زمینه‌ای با هم موافق باشیم مواقعی که یک  نفر دارد حرف می‌زند خودش بعد نظرش را عوض می‌کند. اگر شما نشان بدهید که  نظرات‌تان عوض نمی‌شود و با شنیدن حرف مخالف نظرتان را تغییر نمی‌دهید یک  برند و انگ ایدئولوژیک به شما می‌زنند و به لحاظ چارچوب هم می‌گویند «دگم»  هستید که شاید درست هم بگویند.  شاید اصلا یکی از ویژگی‌های نظر کارشناسی  این باشد که حتی یک نفر درباره یک فیلم نمی‌تواند نظر ثابت داشته باشد.  مثلا فراستی در ایام جشنواره گفته بود «ابد و یک روز» مشکل امنیت ملی دارد.  من معترضش شدم که تو چه کار به امنیت ملی داری؟ گذشته از اینکه این فیلم  فیلمی است که قابل تعمیم نیست یعنی فیلمی است که کاملا درباره یک خانه خاص و  فضای خاص و موضوع تحقیق شده است ولی به طور کلی لفظ امنیت ملی را به کار  نبر چون هرجا درباره امنیت ملی بین من و تو (فراستی) اختلاف بیفتد حق با من  است. من بیشتر از تو کارشناس امنیت ملی هستم و فراستی در برنامه قبول کرد  البته هنوز از جنبه‌های دیگری مخالف «ابد و یک روز» هستم. این لفظ «امنیت  ملی» یک جور پاپوش درست کردن و پرونده‌سازی و خارج از چارچوب نقد فیلم  متعارف است.  بیشتر ژورنالیست‌ها از آزادی بیان به صورت یک لفظ یا لقلقه  زبان استفاده می‌کنند و خودشان اعتقادی به آزادی بیان ندارند. روزنامه‌های  اصلاح‌طلب یا برخی محافظه‌کارها بشدت کنترل می‌شوند که با چه کسی مصاحبه  کنند و چه تیتری بزنند. این واقعا آزادی بیان نیست. گذشته از اینکه  نمی‌دانم اگر خودم اختیاردار بودم چنین کاری می‌کردم که همه نظرات را پوشش  بدهم یا خیر. چون انسان در نهایت به این می‌رسد پس خودم چه؟ نظرات خودم چه  می‌شود؟! اگر قرار است نظر دیگران را بازتاب بدهم چه چیزی از شخصیت خودم  باقی می‌ماند؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">موضوع اظهارنظر  درباره «آزادی بیان» و خلاف آن عمل کردن طی این سال‌ها خسارت‌های زیادی به  جریان سینمایی زده است. خیلی‌ها بایکوت شدند، کنار گذاشته شدند. فقط به  خاطر اینکه در فلان فیلم بازی کردند یا موضع‌گیری خاصی داشتند. به نظر  می‌رسد این مافیایی که وجود دارد، خیلی قوی است که دقیقا برخلاف آزادی بیان  عمل می‌کند و کسی هم نمی‌تواند به آن اعتراضی کند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  این جریان یا تشکیلات مافیایی که شما می‌گویید صرفا به روشنفکری چپ اختصاص  ندارد. یک گروه مسلمان لیبرال هم بتازگی پیدا شده که درست مثل تشکیلات  روشنفکرانه عمل می‌کند که از طریق بایکوت کردن و نادیده گرفتن و قهر کردن  کارهایش را پیش می‌برد. یکی از دلایل پذیرفتن مسؤولیت هفت این بود که دیدم  حالا دیگر یک گروهی به اعتبار ژست مسلمانی درست مثل تشکیلات روشنفکری و ژست  لیبرالی داریم که می‌خواهد سینمای جشنواره‌پسند اتحادیه اروپایی را دنبال  کند و هرکس این را قبول ندارد، مهم نیست که مسلمان هست یا نیست، باید حذف  شود. این هم عجیب نیست. این انتظار را نباید داشته باشیم که چه تشکیلات  روشنفکرانه، چه لاییک و ضدانقلابی، چه لیبرال‌ها و چه مسلمان‌های اصلاح  شده‌ای که می‌خواهند در جشنواره‌های اروپایی گل کنند، این تشکیلات به وجود  نیاید و نباید انتظار داشته باشیم با انصاف و با رعایت قواعد مسلمانی  مواجهه کنند. اینها انتظارات کودکانه‌ای است. سینما محل شهرت، قدرت و ثروت  است و هرجا این چیزها هست، جنگ مغلوبه و شدید می‌شود. درگیری‌هایی پیش  می‌آید که خیلی راحت سر پول است. درگیری‌ها جدی است. در آمریکا پیش آمده  فیلمساز یا بازیگری را کشته‌اند به خاطر اینکه داشته رقیب می‌شده. مثلا  دوره مک‌کارتی را اگر تحقیق کنید متوجه می‌شوید خیلی از کسانی که اسم‌شان  در لیست سیاه رفته فقط به خاطر حسادت‌ها و دشمنی‌های شخصی بوده که فردی را  کمونیست خطاب می‌کردند. پس تشکیلات و باند و مافیا به جریان روشنفکری چپ که  عموما لیبرال شده اختصاص ندارد. باندهای مافیایی مالی تشکیل شده است.  باندهای مافیای مسلمانی نیز تشکیل شده و فیلمساز‌های مسلمانی که احساس  می‌کنند باید با اسکار و اروپا ارتباط داشته باشند تشکیلات منسجمی ایجاد  کرده‌اند. خلاصه هدفشان ژست‌های روشنفکری و فرش قرمز و... است اما مسلمان  هم هستند. این یک تفاوت آشکار با قبلی‌ها دارد که ما می‌شناختیم و رفتار  تشکیلاتی را از آنها انتظار داشتیم. گروه‌های مختلفی با تشکیلات گوناگون  اعلام موجودیت می‌کنند و این مساله موضوع غیرمنتظره‌ای نیست. هرکسی  می‌خواهد در سینما باشد و در سینما رشد و سینما را قدرتمند‌تر کند باید  پوست کلفت‌تر از این حرف‌ها باشد که انتظار رعایت انصاف و مروت داشته باشد.  برنامه هفت سعی دارد با این تشکیلات تا جایی که می‌تواند برخورد کند،  دستشان بندازد و نقطه ضعف‌هاشان را مطرح کند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">مثلا این جمله‌ای که گفتید «میرکریمی لیبرال شده»؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> </span> یکی از بامزه‌ترین چیزهایی که در این مملکت با آن روبه‌رو هستیم این است  که دیکتاتور‌ترین آدم‌هایی که در زمینه سینما و رسانه می‌شناسیم ادعای  لیبرالی‌شان می‌شود. یعنی یک لیبرالیسم خاص ایران داریم (با خنده). جماعتی  که از موضع بالا و اشرافی فکر می‌کنند تفاوت اساسی با دیگران دارند و باید  به آنها پول بدهند که فیلم بسازند و مردم نبینند. مثل همان برخوردی که آقای  میرکریمی در جریان جشنواره با بچه‌های هفت انجام داد. من اولش باور  نمی‌کردم و گفت شوخی کرده و اینکه گفت شوخی است برای مطبوعات گفت شوخی است و  به ما نگفت. این برایش سنگین بود چون شرط کرده بود من عذرخواهی کنم و من  گفتم حرفم را به آقای میرکریمی روی آنتن می‌زنم. شاید تصور نمی‌کرد چنین  موجی علیه‌اش ایجاد شود و روز بعدش شاید به خاطر دستپاچه شدن گفت که «من  شوخی کردم». بعد احتمالا مشاورینی داشته که به او گفتند باید این راه را  ادامه بدهی و به خاطر همین عذرخواهی نکرد و من تازه فهمیدم میرکریمی لیبرال  شده، به معنای ایرانی‌اش! این رفتار، رفتار یک آدم با نگاه اشرافی و تافته  جدابافته است که فکر می‌کند دولت باید پول بدهد تا او فیلم بسازد و کسی هم  نبیند تا اینکه احتمالا در جشنواره‌های خارجی موفقیت پیدا کند. تصور  می‌کنند آدم‌های ممتازی‌اند. در سینما دو-سه سال است این جریان خیلی اعتماد  به نفس پیدا کرده و فکر می‌کند حق طبیعی‌اش است که بودجه دولتی را بگیرد  به شکل‌های مختلف مصرف کند و مردم فیلم‌هایش را نبینند. ظاهرا یک گروه  اشراف‌زاده مسلمان هم پیدا شدند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">به نظر شما خانه سینما اشراف‌زاده‌ها یا لیبرال‌های خاص ایرانی را تقویت نکرده است؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> </span> من خیلی با خانه سینما آشنا نیستم. مساله من با خانه سینما فقط زمانی پیش  آمد که با دبیر وقت جشن خانه سینما آقای پوراحمد برای نمایش «فرزند صبح»  تماس گرفتم و گفتم فیلم را به این صورتی که سرهم‌بندی شده نمایش ندهید که  نه برای من که برای شخصیت امام وهن خواهد بود. نمایش دادند و آبروی خودشان  را بردند نه آبروی امام(رحمة الله علیه) را. بعد آقای پوراحمد یک مصاحبه‌ای کرد و گفت  فیلم برای افخمی است و چون خوب درنیامده مسؤولیتش را نمی‌پذیرد بنابراین  موضع من در مقابل خانه سینما این بود که غیرحرفه‌ای رفتار کرده و تصمیم  غیرمنصفانه‌ای گرفته است. خانه سینما تصمیم سیاسی گرفت، از این جهت که چون  در دسته‌بندی کلی تهیه‌کننده فرزند صبح یعنی موسسه نشر آثار امام جزو جریان  اصلاح‌طلب به حساب می‌آمد، آنها طبیعتا طرف تهیه‌کننده را گرفتند. سیاست  اقتضا می‌کرد طرف تهیه‌کننده را بگیرند. اما درباره اینکه خود خانه سینما  چه مشکلاتی دارد و در جریان اتفاقات بعد از انتخابات 88 چه رفتارهایی کرده  است و چه مواضعی گرفته است، موضوع انحلال چطور پیش آمد و چه استفاده‌ای از  آن کردند بخشی‌اش را من ایران نبودم و بعد از آنکه آمدم مساله من سیاسی  نبود چون فیلمم مثله شده بود و با آبروریزی نمایش داده می‌شد. الان  نمی‌دانم چرا خانه سینما باید از لحاظ سیاسی اهمیت داشته باشد. اینکه چه  کسانی در خانه سینما انتخاب می‌شوند و کار سیاسی می‌کنند اهمیت ندارد.  هنرمندان ما اینطور نیستند که از خانه سینما حرف شنوی داشته باشند. اگر کسی  اینطور فکر کرده که می‌تواند بهره ببرد خوش خیال است. خانه سینما حزب نیست  و نباید از آن استفاده حزبی شود اما می‌دانم کار خودش را به‌عنوان یک  تشکیلات صنفی درست انجام نمی‌دهد؛ مثلا درباره بیمه هنرمندان و کار‌های  صنفی. چیزی شبیه بازنشستگی برای هنرمندانی که سن و سالی از آنها گذشته و  کار ثبت شده و پرونده واقعی دارند بیشتر از یک‌میلیارد تومان در ماه هزینه  نمی‌برد و گرفتن این پول از ارشاد برای آنها کاری ندارد، چرا که گاها  می‌بینیم همین بودجه‌ها را می‌گیرند و در جاهای بیهوده‌ای مصرف می‌کنند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">درباره  سینمای جشنواره‌ای و جریان‌های سینمایی صحبت کنیم. به نظر شما تصوری که از  سینمای آمریکا و اروپا و جشنواره‌های مطرح سینمایی وجود دارد، تصور درستی  است؟</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"> ابتدا بگویم که خیلی از  فیلم‌های آمریکایی به لحاظ اخلاقی از برخی فیلم‌های ما قابل دفاع‌ترند.  تصوری که از جامعه آمریکا در داخل وجود دارد، اشتباه است. در آمریکا به غیر  از دو- سه شهر مثل شیکاگو و سانفرانسیسکو که خود آمریکایی‌ها هم از حضور  در این شهرها ترس دارند و از این شهرها با ‌عنوان به بلاد کفر یاد می‌کنند  (با خنده) بقیه ایالت‌ها ایالت‌هایی کاملا مذهبی و باتعصب هستند. مثلا یک  ایالت در آمریکا وجود دارد به نام یوتا که مورمون‌ها در آنجا غالبند و  اکثریت دارند. آنها معتقدند مسیح در قرن 19دوباره ظهور کرده و تغییراتی در  قوانین مسیحیت به وجود آورده. در یوتا مصرف و خرید و فروش مشروبات الکلی  ممنوع است و از همه قوانین سختگیرانه‌تر اینکه هواپیماهایی که بر آسمان این  ایالت پرواز می‌کنند در فاصله زمانی که در حوزه یوتا هستند سرو مشروب  ندارند بنابراین اینطور نیست که جریان سینمایی غالب در فیلم‌های هالیوودی  مسائل غیراخلاقی باشد. سینمای آمریکا اگرچه توسط صهیونیست‌ها راه‌اندازی  شده اما می‌داند با مردمی بشدت متعصب مواجه است بنابراین درصد کمی از  فیلم‌ها هستند که در رده پایین‌تر از 17سال قابل نمایش باشند. فیلم‌های  آمریکایی قهرمان دارد و به لحاظ خانوادگی قابل دفاع‌تر از برخی فیلم‌های  سینمایی ماست اما در اروپا کاملا برعکس است. فیلم‌هایی ساخته می‌شود که  نمی‌خواهد با آمریکا رقابت کند. یک جای خالی در سینما وجود دارد که به  اصطلاح درباره انسان گرفتار تنهای بی‌خدای لاقید است و درباره سکس و مسائل  انحرافی جنسی و مدل‌های انحرافی زندگی کردن که این روزها یک اصراری وجود  دارد که آنها را «دگرباش» بنامیم. همجنس‌بازی‌های زنانه و مردانه. در واقع  سینمای اروپا سینمای دگرباش‌هاست. شاید بتوان گفت در همه جای دنیا 5درصد یا  کمتر از 5درصد چنین فیلم‌هایی را دوست دارند ببینند یا چشم‌اندازی مثل این  را دوست دارند که با آن آشنا شوند اما همین 5 درصد بازار بزرگی است. یعنی  یک‌میلیارد نفر در سال 5 درصدش می‌شود 50میلیون. فرض کنید یک نفر یک راهی  پیدا کند که در بازار با 5درصد یا کمتر از 5درصد دگرباش ارتباط برقرار کند.  خب، یک تجارت است. جشنواره کن جشنواره این جور تجارت‌هاست. کن جشنواره  جریان دگرباش فیلمسازی است. مثلا وقتی به فیلم «آبی گرم‌ترین رنگ است»  جایزه دادند اصلا به خاطر این دادند که درباره همجنس‌بازی است و خیلی  وقیحانه هم در این باره ساخته شده است. حالا بعضی‌ها می‌گویند به کیفیت  هنری فیلم جایزه دادند اما این حرف‌ها مزخرف است. مزخرف جریان روشنفکری  وازده و جشنواره‌زده است. در واقع شما می‌توانید مطمئن باشید اگر فیلمی  درباره همجنس‌بازی بسازید بالاخره در یکی از این جشنواره‌های اروپایی جایزه  می‌گیرد، چرا که پروتکل‌های جشنواره‌ای درباره این موضوع تصریح دارند.  جشنواره کن تا 4 سال پیش در بازار فیلم یک بخش خیلی مهم پورنوگرافی و فروش  فیلم‌های پورنو داشت اتفاقا برای اینکه شوخی کنند یا توهین کنند یا اذیت  کنند، می‌آمدند این غرفه را چسبیده به غرفه ایرانی‌ها دایر می‌کردند.<br />
  آن کسانی که می‌گویند جشنواره‌های اروپایی جشنواره‌های حرفه‌ای و با اهداف  از پیش تعیین شده هستند اگر بچه مسلمانند یعنی وقتی رفتند خارج طبیعتا همه  ابعاد جشنواره را ندیدند و به خودشان اجازه ندادند ببینند، نمی‌دانند  درباره چه دارند صحبت می‌کنند. آن کسانی که می‌دانند درباره چه صحبت  می‌کنند هم عناد دارند. این حرف خیلی مزخرفی که اخیراً زیاد می‌شنوم که  جشنواره فجر چه هست و از چه پروتکلی تبعیت می‌کند و چرا شبیه هیچ  جشنواره‌ای نیست، این حرف از روی بی‌شخصیتی مفرط است که زده می‌شود. منظورم  این است که این افرادی که از کن دفاع می‌کنند، نمی‌دانند از چه دفاع  می‌کنند. جشنواره کن بیشتر در کنار ساحل و در تمام میهمانی‌هایی که در  کشتی‌ها و هتل‌ها اتفاق می‌افتد جریان دارد، در بخش پورن که حالا جمع  کرده‌اند و در بازار تعریف می‌شود. کسی که ادعا دارد جشنواره را دیده و  می‌گوید چرا جشنواره فجر مثل کن نیست و امثال این حرف‌ها، خب معنی‌اش این  است که ما روی مسلمانی او حساب می‌کنیم و می‌گوییم ندیده است و کارتی داشته  و سرش را انداخته پایین و رفته فیلم‌ها را دیده و برگشته است و می‌گوید:  به‌به چه نمایش باشکوهی! خلاصه این وضعیت ماست. وضعیت کسانی که واداده‌اند و  نمی‌دانند این بازار 5درصدی خودش بازار بزرگی است. با این همه با اینکه  بازار بزرگی است اگر آمریکایی‌ها فیلم‌های بازار بزرگ جریان اصلی سینمایی  را نیاورند و در افتتاحیه اکران نکنند جشنواره نمی‌تواند روی پای خودش  بایستد. جشنواره کن بیشتر درآمدش را از فیلم‌های آمریکایی در می‌آورد، ضمن  اینکه فیلم‌های آمریکایی جزو جریان اصلی جشنواره کن نیستند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">وضعیت اکران فیلم‌های سینمای روشنفکری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  من درباره فیلم‌های روشنفکری نظر دیگری دارم. من با لحن‌هایی مثل لحن  ابراهیم (حاتمی‌کیا) مخالفم. مخالفم با اینکه بگوییم این فیلم‌ها ساخته  نشود. فیلم‌هایی با تماشاگران محدود همچنان خوب است ساخته شود اما این را  هم بدانیم این فیلم‌ها به 2میلیون نفر تماشاچی‌ محدود شده است، یعنی  2میلیون نفر هستند که سالی چند بار سینما می‌روند و این فیلم‌های روشنفکری  را می‌بینند. ساخت این فیلم‌ها محل ایراد نیست اما به این همه پرده احتیاج  ندارد. یعنی اگر قرار باشد این450پرده‌ای که الان داریم به هزار پرده ارتقا  پیدا کنند، قطعا این سینمای روشنفکرانه نیست که آن پرده‌ها را اشغال  می‌کند. این سینمای روشنفکرانه کمی جلوتر از «هنر و تجربه» است. یعنی  همانطور که هنر و تجربه با 3-2 سالن در طول سال 30،40 فیلم اکران می‌کنند،  اگر 30-20 سالن در اختیار آقای علم‌الهدی قرار دهیم، می‌تواند تقریبا تمام  فیلم‌های سال 92سینمای ایران را اکران کند. یعنی سالی که این جریان  روشنفکری یا به نظر من ملودرام‌سازی که دوره‌اش هم گذشته است، کاملا حاکم  بود و فروش رسید به کمتر از 50میلیارد تومان و تعداد تماشاچی در تمام  سالن‌ها زیر 10میلیون بود. آن سال اگر 30-20 سالن به آقای علم‌الهدی  می‌دادیم همه را اکران می‌کرد و همین فروش را داشت، سقفش بیشتر از این  نبود. یعنی 96درصد صندلی‌ها خالی بود. ضریب اشغال به زیر 4درصد رسید. به  خاطر همین من اصلا اعتقاد ندارم این سینما را محدود کنیم، برای اینکه این  سینما نه خطری دارد، نه خاصیتی، نه به درد کسی می‌خورد و نه سانسور کردنش  به زحمتش می‌ارزد.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">فیلم‌های اکران عید و فروش بالایی که برای کمدی‌ها رقم خورد بازتاب زیاد و بعضاً متفاوتی داشت. شما به این قضیه چگونه نگاه می‌کنید؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  برخی معتقدند این کمدی‌هایی که ساخته می‌شود در شأن سینمای ایران نیست.  حتی اگر اینطور باشد، موضوع نگرانی درباره کمدی‌های بی‌حیا، محلی از اعراب  ندارد. یک آزادی‌هایی درباره این فیلم‌ها باید وجود داشته باشد. البته باید  این را در نظر بگیریم که الان در سینمای ایران جای فیلم‌های اکشن و ترسناک  و قهرمان‌محور و فیلم‌های کودک و فیلم‌هایی که نوجوان‌ها را به سینما  بکشاند خالی است و چون آن فیلم‌ها به هر حال فی مدت‌المعلوم ساخته نمی‌شود  تنها چیزی که می‌تواند مردم را به سینما بیاورد همین فیلم‌های کمدی است.  خیلی از تماشاچی‌ها در نوروز اول من سالوادور نیستم را می‌دیدند، بعد  50کیلو آلبالو را می‌دیدند و بعد که می‌دیدند حالا با اینها خوش گذشت،  می‌گفتند برویم مثلا ابد و یک روز را هم ببینیم. البته بادیگارد فروش خودش  را داشت. اگر بدون این کمدی‌ها هم اکران می‌کرد فروش خوبی می‌کرد. من قبل  از عید هم گفتم که پرفروش‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا می‌شود چون اسم  «بادیگارد» پرفروش است.  فیلمی که درباره محافظت از یک شخصیت که ترور هم  می‌شود، است، فروش خودش را دارد ولی این کمدی‌ها هم نقش داشتند در بالاتر  رفتن فروش از آنچه پیش‌بینی می‌شد. اما ابد و یک روز در 4-3 هفته اول فروشش  کمتر بود، علتش هم این بود که مردم بعد از اینکه 2 تا کمدی دیدند، گفتند  می‌شود یک فیلم تلخ هم دید.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">و «ابد و یک روز» ؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  ابد و یک روز فیلم خوبی است اما به نظرم جایزه بهترین فیلمنامه را نباید  می‌گرفت. یکی، دو تا جایزه دیگر را نباید می‌گرفت. اما به نظرم باید جایزه  بهترین بازیگر مرد را معادی می‌گرفت یا اگر من داور بودم جدل می‌کردم  درباره اینکه نقش نوید محمدزاده فرعی نیست. به نظرم 15 دقیقه اول فیلم  اضافی است و اگر حذف شود فیلم بهتر می‌شود. کارگردانی‌اش هم لایق جایزه  بود. حالا اینها بحث‌های کارشناسی است.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">کمی  درباره سیدمرتضی آوینی صحبت کنیم. به نظر شما مواجهه‌هایی که با سیدمرتضی  می‌شود که معمولا هم محدود به ایام شهادتش است، مواجهه‌های درستی است؟ با  این توضیح که آدم‌های پرگو درباره سیدمرتضی در مقطعی از سال در باره او با  شور حرف می‌زنند و بعد دوباره تا یک سال درباره او سکوت می‌شود و دوباره  همین مجادله‌ها درباره شخصیت او در می‌گیرد.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">  سیدمرتضی برای ما در دوران خودش، یعنی دورانی که هنوز تبدیل به افسانه  نشده بود، معما بود. شخصیت خیلی پرشوری بود. شور و حال و مرگ‌طلبی‌ و  شجاعتش مثال زدنی بود و اینکه به سمت مرگ هجوم می‌برد مثل اینکه مرگ برایش  مساله معمابرانگیزی بود. کنجکاو مرگ بود. همان موقع هم نمی‌توانستیم این  معما را برای خودمان حل کنیم. یک نکته دیگر اینکه سیدمرتضی خیلی خوش‌قیافه  بود، چیزی که راجع به آن حرف زده نمی‌شود ولی خیلی مهم است. او جوانی  خوش‌قیافه بود که قبل از انقلاب در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواند و بعد  از انقلاب هم خوشرویی همراه با مهربانی و گرمای صدایی که داشت باعث می‌شد  شخصی جذاب و تاثیرگذار باشد، دورش را بگیرند و حرفش را گوش کنند. به قول  حافظ «قبول خاطر لطف سخن خداداد است». قبول خاطر خدادادی داشت که من  نمی‌دانم چرا باید سعی کنیم این را تحلیل کنیم. اصلا چه لزومی دارد بخواهیم  همه چیز را تحلیل کنیم. یک پدیده غیرقابل تکرار بود، خیلی تاثیرگذار بود،  مهربانی و آمادگی‌اش برای کار کردن با جمع‌هایی که خیلی از خودش جوان‌تر  بودند، باعث شد تاثیر ماندگاری بگذارد. الان هم جوان‌هایی که حتی او را  ندیده‌اند به‌درستی اگر راه را پیدا بکنند مثل محمدحسین مهدویان و سعی کنند  جوهر فیلمسازی سیدمرتضی را بشناسند، می‌توانند کارهایی را کنند که خود  سیدمرتضی اگر زنده بود، همان کارها را می‌کرد، مثل همین «ایستاده در غبار».<br />
  اینکه ما بخواهیم از سیدمرتضی مرجع ایدئولوژیک درست بکنیم، کوشش بیهوده‌ای  است و اینکه بخواهیم بگوییم روشنفکری بوده که داشته تغییر موضع هم می‌داده  و آخر عمری مخالفت با انقلاب پیدا کرده، این هم حرف من‌درآوردی و بی‌ربطی  است. حالا هرکسی براساس تمایلش چیزی می‌گوید اما من نمی‌فهمم که این بحث  چرا باید از هر چند طرف ادامه پیدا کند! یک چیز را می‌دانم، سیدمرتضی  به‌عنوان فیلمساز ماندگار است. یعنی مجموعه روایت فتح سبک و لحن ماندگاری  دارد و یک جور تعالی پیدا کرده در کار محمدحسین مهدویان. حالا محمدحسین  مهدویان خودش ممکن است مرا تحت تاثیر قرار داده باشد. چنانچه در فیلم بعدی  که می‌خواهم بسازم، «خمسه خمسه» مستقیما از روی قسمت چهارم آخرین روزهای  زمستان برداشته شده یعنی اقتباسی است از یک فیلم مستند، منتها داستانی. یک  سناریوی جنایی دیگری هم دارم می‌نویسم. همینطور که می‌نویسم متوجه شدم در  استفاده زیاد از نریشن و گفتار آدم‌های واقعی و اینکه نترسم از اینکه فیلم  دیالوگ کم داشته باشد یا نریشن زیاد داشته باشد، خیلی تحت تاثیر «ایستاده  در غبار» هستم. او به ما یاد می‌دهد که می‌شود از نریشن خیلی زیاد استفاده  کرد و همچنان فیلم داستانی باشد و فکر نکنیم فیلم داستانی نیست. ایستاده در  غبار فاصله بین فیلم داستانی و مستند را محو کرده است، بنابراین این  تاثیری که سیدمرتضی در زمینه فیلمسازی به دست آورده در پیدا کردن فرم  سینمای مناسب بعد از انقلاب ایران است. کوشش‌هایی که کرد و نتیجه‌هایی که  گرفت و تاثیری که روایت فتح می‌گذاشت و تاثیرهایی که 25سال بعد از شهادت  ظاهر می‌شود، ماندگار است.</div></div></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #800080;">بنام تنهای تنهای تنها</span><br />
<br />
</span></span></span><div style="text-align: RIGHT;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">مصاحبه طولانیه ولی جالبه و ارزش خوندن داره...<br />
</span></span></span></div>
<img src="http://dl.nasimonline.ir/FileRepository/1394/01/17/IMG19094861.jpg" border="0" alt="[تصویر: IMG19094861.jpg]" /><br />
<br />
<div style="text-align: RIGHT;"><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #800080;"> بهروز افخمی: «کن» جشنواره دگرباش‌هاست.</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: JUSTIFY;"> به گزارش گروه رسانه های <a href="http://www.tasnimnews.com/" target="_blank">خبرگزاری تسنیم</a>  ، پربیننده‌ترین برنامه سینمایی را این روزها بهروز افخمی یکی از  باسابقه‌ترین کارگردانان سینما و تلویزیون، اداره می‌کند. هفت، این روزها  انتقاداتش را صریح‌تر مطرح می‌کند و به قول خود افخمی «تازه لیبرال شده‌ها»  را دست می‌اندازد، با آنها شوخی می‌کند و نقاط ضعف‌شان را به چالش می‌کشد.  هفت اگرچه از سوی برخی جریان‌های سینمایی تا مرز بایکوت شدن پیش رفته اما  قالب متنوعی از اهالی سینما و فکر و رسانه را ایجاد کرده است که گفت‌وگو،  نقد و به چالش کشیدن را آسان‌تر کرده است. برنامه هفت، جشنواره‌های خارجی،  هالیوود، سینماگران جوان و بحث پیرامون شخصیت سیدمرتضی آوینی محورهای  گفت‌وگو با کارگردان «شوکران» و «میرزاکوچک جنگلی» است. متن این گفت‌وگو را  در زیر می‌خوانید.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">آقای افخمی  از خود «هفت» شروع کنیم! برای شما حاشیه‌های هفت از متنش پررنگ‌تر نبوده؟  به عبارت دیگر منتقدان هفت شما را تحت فشار نگذاشته‌اند؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  </span>ما می‌شنیدیم کسانی پیش آقای سرافراز شکایت می‌کردند اما با خود ما تماس  نمی‌گرفتند. به طور کلی در تلویزیون نسبت به من اعتماد وجود دارد چون  کارمند قدیم تلویزیون هستم و از سال 58 از دانشکده به تلویزیون آمدم. البته  تلویزیون برنامه‌های دیگری هم دارد که خط و روش‌شان با هفت فرق می‌کند.  برنامه‌های شبکه 6 و 4 هم هستند که سلیقه خودشان را اعمال می‌کنند و  رویکردشان متفاوت است. به نظرم باید هم اینطور باشد. اگر قرار است تلویزیون  فراگیر باشد باید سلیقه‌های مختلف را پوشش دهد. اگرچه این را هم بگویم من  از ابتدا موافق تلویزیون خصوصی بودم اما تا وقتی که این هست تلویزیون باید  خودش بازتاب‌دهنده صداهای مختلف باشد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">برخی منتقدان هفت اما انگار این را قبول ندارند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> </span> بله! اتفاقا چند هفته پیش که یکی از برنامه‌های ما باعث جنجال‌های  مطبوعاتی شد برخی نشریات که تیراژ‌های محدودی هم دارند، تعجب کردند از  اینکه چرا ما یک چیز می‌گوییم و برنامه شبکه 4 یک چیز دیگر.</div><div style="text-align: JUSTIFY;">منظورتان جشنواره بین‌المللی فجر است؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> بله! همین‌ها ادعای آزادی بیان دارند اما مطبوعه کوچک‌شان را مثل بوق اداره می‌کنند و ناراحتند از اینکه چرا صداوسیما بوق نیست.</div><div style="text-align: JUSTIFY;">به  نظر می‌رسد تلویزیون هزینه‌های آزادی بیان را می‌دهد اما تصوری که برخی  ایجاد می‌کنند، این است که در تلویزیون آزادی وجود ندارد. این روزها بیشتر  افراد مثل فریدون جیرانی در تلویزیون اینترنتی‌اش این موضوع را مطرح  می‌کنند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> این تاوان انحصاری  بودن تلویزیون است. آن شکل دیگر تاسیس تلویزیون‌های خصوصی هم ممکن است  نتایج غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد و با اطمینان نمی‌شود گفت تلویزیون  خصوصی هم عارضه‌ای ندارد اما تا وقتی صداوسیما به این شکل است، همین تصورها  ایجاد می‌شود که این مساله طبیعی است. هرچند مثلا امثال هفت یا برنامه‌های  دیگر باید فضای تنوع فکری و سلیقه‌ای را ایجاد کنند. فریدون جیرانی هم  ژورنالیست است. غیر از اینکه فیلمساز هست ژورنالیست است و سابقه‌اش غیر از  سینما بیشتر در حوزه ژورنالیسم بوده. ژورنالیسم می‌گوید «هر حرفی که جذاب و  جالب است را بزنیم!» ژورنالیست‌ها خیلی به این فکر نمی‌کنند که حرفشان با  حرفی که ماه قبل زدند یا با اظهارنظر هفته پیش‌شان در تناقض هست یا خیر. هر  موضوعی که خواننده را جذب کند و مخاطب را به سمت رسانه بکشاند مطرح  می‌کنند. به نظرم این اصلا مساله مهمی نیست. خیلی نباید جدی گرفت. این را  نباید به این حساب گذاشت که آزادی بیان طرفدار ندارد! واقعیت این است که  آزادی بیان را باید بیشتر دولت و نظام جدی بگیرند. حالا ممکن است کسی سنگ  آزادی بیان را هم به سینه بزند اما در نهایت دنبال این است که نفع خودش را  ببرد.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">درباره «هفت» هم این موضوع صدق می‌کند؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  </span>ببینید! ما در هفت در وهله اول می‌خواهیم برنامه جذابی داشته باشیم. شما  موضع‌گیری فراستی در هفت را در نظر بگیرید. ممکن است کسی بگوید این موضع  هفت نیست. چون 2 هفته بعد یا 2 هفته قبلش احتمالا من یا رسول صدرعاملی آن  را نقض و نظر دیگری مطرح می‌کنیم. اصلا ممکن است خود فراستی حرفش را پس  بگیرد یا نظر دیگری بدهد. این به این معنا نیست که موضع هفت، حرف‌های  فراستی است یا حرف‌های افخمی است یا صدرعاملی. ما می‌خواهیم برنامه جذابی  داشته و در خودمان تنوع داشته باشیم و این تنوع به این معنی نیست که من با  هر کسی می‌توانم برنامه تولید کنم یا اجازه می‌دهم هرکسی هر حرفی دلش خواست  بزند. باید یک همسویی وجود داشته باشد. در حد امکان دلم می‌خواهد برنامه  تنوع داشته باشد یعنی تماشاچی احساس کند به او دیکته نمی‌گویم. نقطه نظرات  را می‌گویم. اینطور نیست که در هر زمینه‌ای با هم موافق باشیم مواقعی که یک  نفر دارد حرف می‌زند خودش بعد نظرش را عوض می‌کند. اگر شما نشان بدهید که  نظرات‌تان عوض نمی‌شود و با شنیدن حرف مخالف نظرتان را تغییر نمی‌دهید یک  برند و انگ ایدئولوژیک به شما می‌زنند و به لحاظ چارچوب هم می‌گویند «دگم»  هستید که شاید درست هم بگویند.  شاید اصلا یکی از ویژگی‌های نظر کارشناسی  این باشد که حتی یک نفر درباره یک فیلم نمی‌تواند نظر ثابت داشته باشد.  مثلا فراستی در ایام جشنواره گفته بود «ابد و یک روز» مشکل امنیت ملی دارد.  من معترضش شدم که تو چه کار به امنیت ملی داری؟ گذشته از اینکه این فیلم  فیلمی است که قابل تعمیم نیست یعنی فیلمی است که کاملا درباره یک خانه خاص و  فضای خاص و موضوع تحقیق شده است ولی به طور کلی لفظ امنیت ملی را به کار  نبر چون هرجا درباره امنیت ملی بین من و تو (فراستی) اختلاف بیفتد حق با من  است. من بیشتر از تو کارشناس امنیت ملی هستم و فراستی در برنامه قبول کرد  البته هنوز از جنبه‌های دیگری مخالف «ابد و یک روز» هستم. این لفظ «امنیت  ملی» یک جور پاپوش درست کردن و پرونده‌سازی و خارج از چارچوب نقد فیلم  متعارف است.  بیشتر ژورنالیست‌ها از آزادی بیان به صورت یک لفظ یا لقلقه  زبان استفاده می‌کنند و خودشان اعتقادی به آزادی بیان ندارند. روزنامه‌های  اصلاح‌طلب یا برخی محافظه‌کارها بشدت کنترل می‌شوند که با چه کسی مصاحبه  کنند و چه تیتری بزنند. این واقعا آزادی بیان نیست. گذشته از اینکه  نمی‌دانم اگر خودم اختیاردار بودم چنین کاری می‌کردم که همه نظرات را پوشش  بدهم یا خیر. چون انسان در نهایت به این می‌رسد پس خودم چه؟ نظرات خودم چه  می‌شود؟! اگر قرار است نظر دیگران را بازتاب بدهم چه چیزی از شخصیت خودم  باقی می‌ماند؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">موضوع اظهارنظر  درباره «آزادی بیان» و خلاف آن عمل کردن طی این سال‌ها خسارت‌های زیادی به  جریان سینمایی زده است. خیلی‌ها بایکوت شدند، کنار گذاشته شدند. فقط به  خاطر اینکه در فلان فیلم بازی کردند یا موضع‌گیری خاصی داشتند. به نظر  می‌رسد این مافیایی که وجود دارد، خیلی قوی است که دقیقا برخلاف آزادی بیان  عمل می‌کند و کسی هم نمی‌تواند به آن اعتراضی کند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  این جریان یا تشکیلات مافیایی که شما می‌گویید صرفا به روشنفکری چپ اختصاص  ندارد. یک گروه مسلمان لیبرال هم بتازگی پیدا شده که درست مثل تشکیلات  روشنفکرانه عمل می‌کند که از طریق بایکوت کردن و نادیده گرفتن و قهر کردن  کارهایش را پیش می‌برد. یکی از دلایل پذیرفتن مسؤولیت هفت این بود که دیدم  حالا دیگر یک گروهی به اعتبار ژست مسلمانی درست مثل تشکیلات روشنفکری و ژست  لیبرالی داریم که می‌خواهد سینمای جشنواره‌پسند اتحادیه اروپایی را دنبال  کند و هرکس این را قبول ندارد، مهم نیست که مسلمان هست یا نیست، باید حذف  شود. این هم عجیب نیست. این انتظار را نباید داشته باشیم که چه تشکیلات  روشنفکرانه، چه لاییک و ضدانقلابی، چه لیبرال‌ها و چه مسلمان‌های اصلاح  شده‌ای که می‌خواهند در جشنواره‌های اروپایی گل کنند، این تشکیلات به وجود  نیاید و نباید انتظار داشته باشیم با انصاف و با رعایت قواعد مسلمانی  مواجهه کنند. اینها انتظارات کودکانه‌ای است. سینما محل شهرت، قدرت و ثروت  است و هرجا این چیزها هست، جنگ مغلوبه و شدید می‌شود. درگیری‌هایی پیش  می‌آید که خیلی راحت سر پول است. درگیری‌ها جدی است. در آمریکا پیش آمده  فیلمساز یا بازیگری را کشته‌اند به خاطر اینکه داشته رقیب می‌شده. مثلا  دوره مک‌کارتی را اگر تحقیق کنید متوجه می‌شوید خیلی از کسانی که اسم‌شان  در لیست سیاه رفته فقط به خاطر حسادت‌ها و دشمنی‌های شخصی بوده که فردی را  کمونیست خطاب می‌کردند. پس تشکیلات و باند و مافیا به جریان روشنفکری چپ که  عموما لیبرال شده اختصاص ندارد. باندهای مافیایی مالی تشکیل شده است.  باندهای مافیای مسلمانی نیز تشکیل شده و فیلمساز‌های مسلمانی که احساس  می‌کنند باید با اسکار و اروپا ارتباط داشته باشند تشکیلات منسجمی ایجاد  کرده‌اند. خلاصه هدفشان ژست‌های روشنفکری و فرش قرمز و... است اما مسلمان  هم هستند. این یک تفاوت آشکار با قبلی‌ها دارد که ما می‌شناختیم و رفتار  تشکیلاتی را از آنها انتظار داشتیم. گروه‌های مختلفی با تشکیلات گوناگون  اعلام موجودیت می‌کنند و این مساله موضوع غیرمنتظره‌ای نیست. هرکسی  می‌خواهد در سینما باشد و در سینما رشد و سینما را قدرتمند‌تر کند باید  پوست کلفت‌تر از این حرف‌ها باشد که انتظار رعایت انصاف و مروت داشته باشد.  برنامه هفت سعی دارد با این تشکیلات تا جایی که می‌تواند برخورد کند،  دستشان بندازد و نقطه ضعف‌هاشان را مطرح کند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">مثلا این جمله‌ای که گفتید «میرکریمی لیبرال شده»؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> </span> یکی از بامزه‌ترین چیزهایی که در این مملکت با آن روبه‌رو هستیم این است  که دیکتاتور‌ترین آدم‌هایی که در زمینه سینما و رسانه می‌شناسیم ادعای  لیبرالی‌شان می‌شود. یعنی یک لیبرالیسم خاص ایران داریم (با خنده). جماعتی  که از موضع بالا و اشرافی فکر می‌کنند تفاوت اساسی با دیگران دارند و باید  به آنها پول بدهند که فیلم بسازند و مردم نبینند. مثل همان برخوردی که آقای  میرکریمی در جریان جشنواره با بچه‌های هفت انجام داد. من اولش باور  نمی‌کردم و گفت شوخی کرده و اینکه گفت شوخی است برای مطبوعات گفت شوخی است و  به ما نگفت. این برایش سنگین بود چون شرط کرده بود من عذرخواهی کنم و من  گفتم حرفم را به آقای میرکریمی روی آنتن می‌زنم. شاید تصور نمی‌کرد چنین  موجی علیه‌اش ایجاد شود و روز بعدش شاید به خاطر دستپاچه شدن گفت که «من  شوخی کردم». بعد احتمالا مشاورینی داشته که به او گفتند باید این راه را  ادامه بدهی و به خاطر همین عذرخواهی نکرد و من تازه فهمیدم میرکریمی لیبرال  شده، به معنای ایرانی‌اش! این رفتار، رفتار یک آدم با نگاه اشرافی و تافته  جدابافته است که فکر می‌کند دولت باید پول بدهد تا او فیلم بسازد و کسی هم  نبیند تا اینکه احتمالا در جشنواره‌های خارجی موفقیت پیدا کند. تصور  می‌کنند آدم‌های ممتازی‌اند. در سینما دو-سه سال است این جریان خیلی اعتماد  به نفس پیدا کرده و فکر می‌کند حق طبیعی‌اش است که بودجه دولتی را بگیرد  به شکل‌های مختلف مصرف کند و مردم فیلم‌هایش را نبینند. ظاهرا یک گروه  اشراف‌زاده مسلمان هم پیدا شدند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">به نظر شما خانه سینما اشراف‌زاده‌ها یا لیبرال‌های خاص ایرانی را تقویت نکرده است؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;"> </span> من خیلی با خانه سینما آشنا نیستم. مساله من با خانه سینما فقط زمانی پیش  آمد که با دبیر وقت جشن خانه سینما آقای پوراحمد برای نمایش «فرزند صبح»  تماس گرفتم و گفتم فیلم را به این صورتی که سرهم‌بندی شده نمایش ندهید که  نه برای من که برای شخصیت امام وهن خواهد بود. نمایش دادند و آبروی خودشان  را بردند نه آبروی امام(رحمة الله علیه) را. بعد آقای پوراحمد یک مصاحبه‌ای کرد و گفت  فیلم برای افخمی است و چون خوب درنیامده مسؤولیتش را نمی‌پذیرد بنابراین  موضع من در مقابل خانه سینما این بود که غیرحرفه‌ای رفتار کرده و تصمیم  غیرمنصفانه‌ای گرفته است. خانه سینما تصمیم سیاسی گرفت، از این جهت که چون  در دسته‌بندی کلی تهیه‌کننده فرزند صبح یعنی موسسه نشر آثار امام جزو جریان  اصلاح‌طلب به حساب می‌آمد، آنها طبیعتا طرف تهیه‌کننده را گرفتند. سیاست  اقتضا می‌کرد طرف تهیه‌کننده را بگیرند. اما درباره اینکه خود خانه سینما  چه مشکلاتی دارد و در جریان اتفاقات بعد از انتخابات 88 چه رفتارهایی کرده  است و چه مواضعی گرفته است، موضوع انحلال چطور پیش آمد و چه استفاده‌ای از  آن کردند بخشی‌اش را من ایران نبودم و بعد از آنکه آمدم مساله من سیاسی  نبود چون فیلمم مثله شده بود و با آبروریزی نمایش داده می‌شد. الان  نمی‌دانم چرا خانه سینما باید از لحاظ سیاسی اهمیت داشته باشد. اینکه چه  کسانی در خانه سینما انتخاب می‌شوند و کار سیاسی می‌کنند اهمیت ندارد.  هنرمندان ما اینطور نیستند که از خانه سینما حرف شنوی داشته باشند. اگر کسی  اینطور فکر کرده که می‌تواند بهره ببرد خوش خیال است. خانه سینما حزب نیست  و نباید از آن استفاده حزبی شود اما می‌دانم کار خودش را به‌عنوان یک  تشکیلات صنفی درست انجام نمی‌دهد؛ مثلا درباره بیمه هنرمندان و کار‌های  صنفی. چیزی شبیه بازنشستگی برای هنرمندانی که سن و سالی از آنها گذشته و  کار ثبت شده و پرونده واقعی دارند بیشتر از یک‌میلیارد تومان در ماه هزینه  نمی‌برد و گرفتن این پول از ارشاد برای آنها کاری ندارد، چرا که گاها  می‌بینیم همین بودجه‌ها را می‌گیرند و در جاهای بیهوده‌ای مصرف می‌کنند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">درباره  سینمای جشنواره‌ای و جریان‌های سینمایی صحبت کنیم. به نظر شما تصوری که از  سینمای آمریکا و اروپا و جشنواره‌های مطرح سینمایی وجود دارد، تصور درستی  است؟</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"> ابتدا بگویم که خیلی از  فیلم‌های آمریکایی به لحاظ اخلاقی از برخی فیلم‌های ما قابل دفاع‌ترند.  تصوری که از جامعه آمریکا در داخل وجود دارد، اشتباه است. در آمریکا به غیر  از دو- سه شهر مثل شیکاگو و سانفرانسیسکو که خود آمریکایی‌ها هم از حضور  در این شهرها ترس دارند و از این شهرها با ‌عنوان به بلاد کفر یاد می‌کنند  (با خنده) بقیه ایالت‌ها ایالت‌هایی کاملا مذهبی و باتعصب هستند. مثلا یک  ایالت در آمریکا وجود دارد به نام یوتا که مورمون‌ها در آنجا غالبند و  اکثریت دارند. آنها معتقدند مسیح در قرن 19دوباره ظهور کرده و تغییراتی در  قوانین مسیحیت به وجود آورده. در یوتا مصرف و خرید و فروش مشروبات الکلی  ممنوع است و از همه قوانین سختگیرانه‌تر اینکه هواپیماهایی که بر آسمان این  ایالت پرواز می‌کنند در فاصله زمانی که در حوزه یوتا هستند سرو مشروب  ندارند بنابراین اینطور نیست که جریان سینمایی غالب در فیلم‌های هالیوودی  مسائل غیراخلاقی باشد. سینمای آمریکا اگرچه توسط صهیونیست‌ها راه‌اندازی  شده اما می‌داند با مردمی بشدت متعصب مواجه است بنابراین درصد کمی از  فیلم‌ها هستند که در رده پایین‌تر از 17سال قابل نمایش باشند. فیلم‌های  آمریکایی قهرمان دارد و به لحاظ خانوادگی قابل دفاع‌تر از برخی فیلم‌های  سینمایی ماست اما در اروپا کاملا برعکس است. فیلم‌هایی ساخته می‌شود که  نمی‌خواهد با آمریکا رقابت کند. یک جای خالی در سینما وجود دارد که به  اصطلاح درباره انسان گرفتار تنهای بی‌خدای لاقید است و درباره سکس و مسائل  انحرافی جنسی و مدل‌های انحرافی زندگی کردن که این روزها یک اصراری وجود  دارد که آنها را «دگرباش» بنامیم. همجنس‌بازی‌های زنانه و مردانه. در واقع  سینمای اروپا سینمای دگرباش‌هاست. شاید بتوان گفت در همه جای دنیا 5درصد یا  کمتر از 5درصد چنین فیلم‌هایی را دوست دارند ببینند یا چشم‌اندازی مثل این  را دوست دارند که با آن آشنا شوند اما همین 5 درصد بازار بزرگی است. یعنی  یک‌میلیارد نفر در سال 5 درصدش می‌شود 50میلیون. فرض کنید یک نفر یک راهی  پیدا کند که در بازار با 5درصد یا کمتر از 5درصد دگرباش ارتباط برقرار کند.  خب، یک تجارت است. جشنواره کن جشنواره این جور تجارت‌هاست. کن جشنواره  جریان دگرباش فیلمسازی است. مثلا وقتی به فیلم «آبی گرم‌ترین رنگ است»  جایزه دادند اصلا به خاطر این دادند که درباره همجنس‌بازی است و خیلی  وقیحانه هم در این باره ساخته شده است. حالا بعضی‌ها می‌گویند به کیفیت  هنری فیلم جایزه دادند اما این حرف‌ها مزخرف است. مزخرف جریان روشنفکری  وازده و جشنواره‌زده است. در واقع شما می‌توانید مطمئن باشید اگر فیلمی  درباره همجنس‌بازی بسازید بالاخره در یکی از این جشنواره‌های اروپایی جایزه  می‌گیرد، چرا که پروتکل‌های جشنواره‌ای درباره این موضوع تصریح دارند.  جشنواره کن تا 4 سال پیش در بازار فیلم یک بخش خیلی مهم پورنوگرافی و فروش  فیلم‌های پورنو داشت اتفاقا برای اینکه شوخی کنند یا توهین کنند یا اذیت  کنند، می‌آمدند این غرفه را چسبیده به غرفه ایرانی‌ها دایر می‌کردند.<br />
  آن کسانی که می‌گویند جشنواره‌های اروپایی جشنواره‌های حرفه‌ای و با اهداف  از پیش تعیین شده هستند اگر بچه مسلمانند یعنی وقتی رفتند خارج طبیعتا همه  ابعاد جشنواره را ندیدند و به خودشان اجازه ندادند ببینند، نمی‌دانند  درباره چه دارند صحبت می‌کنند. آن کسانی که می‌دانند درباره چه صحبت  می‌کنند هم عناد دارند. این حرف خیلی مزخرفی که اخیراً زیاد می‌شنوم که  جشنواره فجر چه هست و از چه پروتکلی تبعیت می‌کند و چرا شبیه هیچ  جشنواره‌ای نیست، این حرف از روی بی‌شخصیتی مفرط است که زده می‌شود. منظورم  این است که این افرادی که از کن دفاع می‌کنند، نمی‌دانند از چه دفاع  می‌کنند. جشنواره کن بیشتر در کنار ساحل و در تمام میهمانی‌هایی که در  کشتی‌ها و هتل‌ها اتفاق می‌افتد جریان دارد، در بخش پورن که حالا جمع  کرده‌اند و در بازار تعریف می‌شود. کسی که ادعا دارد جشنواره را دیده و  می‌گوید چرا جشنواره فجر مثل کن نیست و امثال این حرف‌ها، خب معنی‌اش این  است که ما روی مسلمانی او حساب می‌کنیم و می‌گوییم ندیده است و کارتی داشته  و سرش را انداخته پایین و رفته فیلم‌ها را دیده و برگشته است و می‌گوید:  به‌به چه نمایش باشکوهی! خلاصه این وضعیت ماست. وضعیت کسانی که واداده‌اند و  نمی‌دانند این بازار 5درصدی خودش بازار بزرگی است. با این همه با اینکه  بازار بزرگی است اگر آمریکایی‌ها فیلم‌های بازار بزرگ جریان اصلی سینمایی  را نیاورند و در افتتاحیه اکران نکنند جشنواره نمی‌تواند روی پای خودش  بایستد. جشنواره کن بیشتر درآمدش را از فیلم‌های آمریکایی در می‌آورد، ضمن  اینکه فیلم‌های آمریکایی جزو جریان اصلی جشنواره کن نیستند.</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">وضعیت اکران فیلم‌های سینمای روشنفکری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  من درباره فیلم‌های روشنفکری نظر دیگری دارم. من با لحن‌هایی مثل لحن  ابراهیم (حاتمی‌کیا) مخالفم. مخالفم با اینکه بگوییم این فیلم‌ها ساخته  نشود. فیلم‌هایی با تماشاگران محدود همچنان خوب است ساخته شود اما این را  هم بدانیم این فیلم‌ها به 2میلیون نفر تماشاچی‌ محدود شده است، یعنی  2میلیون نفر هستند که سالی چند بار سینما می‌روند و این فیلم‌های روشنفکری  را می‌بینند. ساخت این فیلم‌ها محل ایراد نیست اما به این همه پرده احتیاج  ندارد. یعنی اگر قرار باشد این450پرده‌ای که الان داریم به هزار پرده ارتقا  پیدا کنند، قطعا این سینمای روشنفکرانه نیست که آن پرده‌ها را اشغال  می‌کند. این سینمای روشنفکرانه کمی جلوتر از «هنر و تجربه» است. یعنی  همانطور که هنر و تجربه با 3-2 سالن در طول سال 30،40 فیلم اکران می‌کنند،  اگر 30-20 سالن در اختیار آقای علم‌الهدی قرار دهیم، می‌تواند تقریبا تمام  فیلم‌های سال 92سینمای ایران را اکران کند. یعنی سالی که این جریان  روشنفکری یا به نظر من ملودرام‌سازی که دوره‌اش هم گذشته است، کاملا حاکم  بود و فروش رسید به کمتر از 50میلیارد تومان و تعداد تماشاچی در تمام  سالن‌ها زیر 10میلیون بود. آن سال اگر 30-20 سالن به آقای علم‌الهدی  می‌دادیم همه را اکران می‌کرد و همین فروش را داشت، سقفش بیشتر از این  نبود. یعنی 96درصد صندلی‌ها خالی بود. ضریب اشغال به زیر 4درصد رسید. به  خاطر همین من اصلا اعتقاد ندارم این سینما را محدود کنیم، برای اینکه این  سینما نه خطری دارد، نه خاصیتی، نه به درد کسی می‌خورد و نه سانسور کردنش  به زحمتش می‌ارزد.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">فیلم‌های اکران عید و فروش بالایی که برای کمدی‌ها رقم خورد بازتاب زیاد و بعضاً متفاوتی داشت. شما به این قضیه چگونه نگاه می‌کنید؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  برخی معتقدند این کمدی‌هایی که ساخته می‌شود در شأن سینمای ایران نیست.  حتی اگر اینطور باشد، موضوع نگرانی درباره کمدی‌های بی‌حیا، محلی از اعراب  ندارد. یک آزادی‌هایی درباره این فیلم‌ها باید وجود داشته باشد. البته باید  این را در نظر بگیریم که الان در سینمای ایران جای فیلم‌های اکشن و ترسناک  و قهرمان‌محور و فیلم‌های کودک و فیلم‌هایی که نوجوان‌ها را به سینما  بکشاند خالی است و چون آن فیلم‌ها به هر حال فی مدت‌المعلوم ساخته نمی‌شود  تنها چیزی که می‌تواند مردم را به سینما بیاورد همین فیلم‌های کمدی است.  خیلی از تماشاچی‌ها در نوروز اول من سالوادور نیستم را می‌دیدند، بعد  50کیلو آلبالو را می‌دیدند و بعد که می‌دیدند حالا با اینها خوش گذشت،  می‌گفتند برویم مثلا ابد و یک روز را هم ببینیم. البته بادیگارد فروش خودش  را داشت. اگر بدون این کمدی‌ها هم اکران می‌کرد فروش خوبی می‌کرد. من قبل  از عید هم گفتم که پرفروش‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا می‌شود چون اسم  «بادیگارد» پرفروش است.  فیلمی که درباره محافظت از یک شخصیت که ترور هم  می‌شود، است، فروش خودش را دارد ولی این کمدی‌ها هم نقش داشتند در بالاتر  رفتن فروش از آنچه پیش‌بینی می‌شد. اما ابد و یک روز در 4-3 هفته اول فروشش  کمتر بود، علتش هم این بود که مردم بعد از اینکه 2 تا کمدی دیدند، گفتند  می‌شود یک فیلم تلخ هم دید.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">و «ابد و یک روز» ؟</div><div style="text-align: JUSTIFY;">  ابد و یک روز فیلم خوبی است اما به نظرم جایزه بهترین فیلمنامه را نباید  می‌گرفت. یکی، دو تا جایزه دیگر را نباید می‌گرفت. اما به نظرم باید جایزه  بهترین بازیگر مرد را معادی می‌گرفت یا اگر من داور بودم جدل می‌کردم  درباره اینکه نقش نوید محمدزاده فرعی نیست. به نظرم 15 دقیقه اول فیلم  اضافی است و اگر حذف شود فیلم بهتر می‌شود. کارگردانی‌اش هم لایق جایزه  بود. حالا اینها بحث‌های کارشناسی است.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">کمی  درباره سیدمرتضی آوینی صحبت کنیم. به نظر شما مواجهه‌هایی که با سیدمرتضی  می‌شود که معمولا هم محدود به ایام شهادتش است، مواجهه‌های درستی است؟ با  این توضیح که آدم‌های پرگو درباره سیدمرتضی در مقطعی از سال در باره او با  شور حرف می‌زنند و بعد دوباره تا یک سال درباره او سکوت می‌شود و دوباره  همین مجادله‌ها درباره شخصیت او در می‌گیرد.</span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">  سیدمرتضی برای ما در دوران خودش، یعنی دورانی که هنوز تبدیل به افسانه  نشده بود، معما بود. شخصیت خیلی پرشوری بود. شور و حال و مرگ‌طلبی‌ و  شجاعتش مثال زدنی بود و اینکه به سمت مرگ هجوم می‌برد مثل اینکه مرگ برایش  مساله معمابرانگیزی بود. کنجکاو مرگ بود. همان موقع هم نمی‌توانستیم این  معما را برای خودمان حل کنیم. یک نکته دیگر اینکه سیدمرتضی خیلی خوش‌قیافه  بود، چیزی که راجع به آن حرف زده نمی‌شود ولی خیلی مهم است. او جوانی  خوش‌قیافه بود که قبل از انقلاب در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواند و بعد  از انقلاب هم خوشرویی همراه با مهربانی و گرمای صدایی که داشت باعث می‌شد  شخصی جذاب و تاثیرگذار باشد، دورش را بگیرند و حرفش را گوش کنند. به قول  حافظ «قبول خاطر لطف سخن خداداد است». قبول خاطر خدادادی داشت که من  نمی‌دانم چرا باید سعی کنیم این را تحلیل کنیم. اصلا چه لزومی دارد بخواهیم  همه چیز را تحلیل کنیم. یک پدیده غیرقابل تکرار بود، خیلی تاثیرگذار بود،  مهربانی و آمادگی‌اش برای کار کردن با جمع‌هایی که خیلی از خودش جوان‌تر  بودند، باعث شد تاثیر ماندگاری بگذارد. الان هم جوان‌هایی که حتی او را  ندیده‌اند به‌درستی اگر راه را پیدا بکنند مثل محمدحسین مهدویان و سعی کنند  جوهر فیلمسازی سیدمرتضی را بشناسند، می‌توانند کارهایی را کنند که خود  سیدمرتضی اگر زنده بود، همان کارها را می‌کرد، مثل همین «ایستاده در غبار».<br />
  اینکه ما بخواهیم از سیدمرتضی مرجع ایدئولوژیک درست بکنیم، کوشش بیهوده‌ای  است و اینکه بخواهیم بگوییم روشنفکری بوده که داشته تغییر موضع هم می‌داده  و آخر عمری مخالفت با انقلاب پیدا کرده، این هم حرف من‌درآوردی و بی‌ربطی  است. حالا هرکسی براساس تمایلش چیزی می‌گوید اما من نمی‌فهمم که این بحث  چرا باید از هر چند طرف ادامه پیدا کند! یک چیز را می‌دانم، سیدمرتضی  به‌عنوان فیلمساز ماندگار است. یعنی مجموعه روایت فتح سبک و لحن ماندگاری  دارد و یک جور تعالی پیدا کرده در کار محمدحسین مهدویان. حالا محمدحسین  مهدویان خودش ممکن است مرا تحت تاثیر قرار داده باشد. چنانچه در فیلم بعدی  که می‌خواهم بسازم، «خمسه خمسه» مستقیما از روی قسمت چهارم آخرین روزهای  زمستان برداشته شده یعنی اقتباسی است از یک فیلم مستند، منتها داستانی. یک  سناریوی جنایی دیگری هم دارم می‌نویسم. همینطور که می‌نویسم متوجه شدم در  استفاده زیاد از نریشن و گفتار آدم‌های واقعی و اینکه نترسم از اینکه فیلم  دیالوگ کم داشته باشد یا نریشن زیاد داشته باشد، خیلی تحت تاثیر «ایستاده  در غبار» هستم. او به ما یاد می‌دهد که می‌شود از نریشن خیلی زیاد استفاده  کرد و همچنان فیلم داستانی باشد و فکر نکنیم فیلم داستانی نیست. ایستاده در  غبار فاصله بین فیلم داستانی و مستند را محو کرده است، بنابراین این  تاثیری که سیدمرتضی در زمینه فیلمسازی به دست آورده در پیدا کردن فرم  سینمای مناسب بعد از انقلاب ایران است. کوشش‌هایی که کرد و نتیجه‌هایی که  گرفت و تاثیری که روایت فتح می‌گذاشت و تاثیرهایی که 25سال بعد از شهادت  ظاهر می‌شود، ماندگار است.</div></div></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سکانس فوق العاده از رسوایی2]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41676.html</link>
			<pubDate>Thu, 19 May 2016 01:07:00 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41676.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #800080;">بنام تنهای تنهای تنها</span><br />
</span></span></span></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">سلام<br />
من هنوز موفق نشدم فیلم جدید آقای ده نمکی رو ببنیم ولی باتوجه به فیلم رسوایی1 احتمال میدم فیلم چندان جالبی نباشه!<br />
<br />
ولی یک سکانس توی فیلم بود که دیدنش خالی از لطف نیست.<br />
<br />
<span style="color: #800080;">سکانس زلزله و با خاک یکسان شدن تهران!</span></span></span></span><br />
<br />
<div style="text-align: CENTER;"><div class="am_embed"><object id="flowplayer" width="480" height="360" data="/media/flowplayer-3.2.18.swf" type="application/x-shockwave-flash"><param name="movie" value="/media/flowplayer-3.2.18.swf" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><param name="flashvars" value='config={"clip":{"url":"as7.asset.aparat.com/aparat-video/d748d769f9e8b317fdd6e77604ccbd414235904-240p__52495.mp4","autoPlay":false}}' /></object></div></div><div style="text-align: CENTER;">
<br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><a href="http://as7.asset.aparat.com/aparat-video/d748d769f9e8b317fdd6e77604ccbd414235904-240p__52495.mp4" target="_blank"><span style="font-weight: bold;">دانلود این ویدئو به حجم 3 مگابایت</span></a><br />
<br />
</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><a href="http://www.aparat.com/v/gOiVx" target="_blank"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">تماشا این ویدئو در سایت آپارت</span></span></span></a><br />
</div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">بعضیا از این فیلم به عنوان اولین فیلم آخرالزمانی ایران یاد می کنند...</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #800080;">بنام تنهای تنهای تنها</span><br />
</span></span></span></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">سلام<br />
من هنوز موفق نشدم فیلم جدید آقای ده نمکی رو ببنیم ولی باتوجه به فیلم رسوایی1 احتمال میدم فیلم چندان جالبی نباشه!<br />
<br />
ولی یک سکانس توی فیلم بود که دیدنش خالی از لطف نیست.<br />
<br />
<span style="color: #800080;">سکانس زلزله و با خاک یکسان شدن تهران!</span></span></span></span><br />
<br />
<div style="text-align: CENTER;"><div class="am_embed"><object id="flowplayer" width="480" height="360" data="/media/flowplayer-3.2.18.swf" type="application/x-shockwave-flash"><param name="movie" value="/media/flowplayer-3.2.18.swf" /><param name="allowfullscreen" value="true" /><param name="flashvars" value='config={"clip":{"url":"as7.asset.aparat.com/aparat-video/d748d769f9e8b317fdd6e77604ccbd414235904-240p__52495.mp4","autoPlay":false}}' /></object></div></div><div style="text-align: CENTER;">
<br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><a href="http://as7.asset.aparat.com/aparat-video/d748d769f9e8b317fdd6e77604ccbd414235904-240p__52495.mp4" target="_blank"><span style="font-weight: bold;">دانلود این ویدئو به حجم 3 مگابایت</span></a><br />
<br />
</span></span></div><div style="text-align: CENTER;"><a href="http://www.aparat.com/v/gOiVx" target="_blank"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">تماشا این ویدئو در سایت آپارت</span></span></span></a><br />
</div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">بعضیا از این فیلم به عنوان اولین فیلم آخرالزمانی ایران یاد می کنند...</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی]]></title>
			<link>http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41668.html</link>
			<pubDate>Mon, 16 May 2016 00:16:41 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41668.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">بنام تنهای تنهای تنها</span></span><br />
</span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی </span></span></span></span><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فیلم فروشنده‌ی اصغر فرهادی هفتین اثر اوست که اولین اکرانش را در جشنواره  کن امسال خواهد داشت. این کارگردان برنده‌ی اسکار بعد از ساخت فیلم  «گذشته»، به ایران بازگشته تا دست روی یک موضوع اجتماعی دیگر بگذارد.</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><br />
 </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><br />
<img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-feature.jpg" border="0" alt="[تصویر: The-Salesman-feature.jpg]" /></span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">هیچ جای تعجبی ندارد که وبسایت ایندی وایر، فروشنده را در <a href="http://zoomg.ir/2016/02/18/102015/top-100-anticipated-movies-part-5/" target="_blank">رتبه‌ی پنجم مورد انتظارترین فیلم‌های سال ۲۰۱۶</a>  قرار داده است. اصغر فرهادی قطعاً هیجان‌انگیزترین کارگردان ایرانی است،  کسی که فیلم‌هایش چه در میان سینماروهای حرفه‌ای و چه مخاطبین عام سر و  صدای زیادی  می‌کند. فیلم‌های او، حداقل از «درباره‌ی الی» به بعد، همیشه  با حاشیه‌هایی همراه بوده که گاهاً ارزش واقعی آثارش را خدشه‌دار کرده‌ ولی  حداقل این فایده را داشته‌اند که به یکی از شناخته‌شده‌ترین سینماگران  ایرانی در میان تمام اقشار مردم تبدیل شود.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">او بعد از برنده شدن در ده‌ها جشنواره‌ی سینمایی و دریافت دو نامزدی  اسکار،‌ برای منتقدین و دنبال‌کنندگان جدی سینما در خارج ایران به چهره‌ی  معروفی تبدیل شد و تجربه‌ی فیلم اروپایی «گذشته‌» هم فرصتی‌های تازه‌ای  برایش به وجود آورد. در ادامه‌ی همین فعالیت در سینمای اروپا بود که فرهادی  تصمیم گرفت این بار فیلمی در اسپانیا بسازد و با مذاکرات اولیه، پنه‌لوپه  کروز را هم برای نقش اصلی انتخاب کرد. اما برای اینکه تا شروع تولید دومین  اثر فیلم خارجی‌اش بیکار ننشیند، پروژه‌ای را در ایران و با تیم همیشگی‌اش  کلید زد. استارت «فروشنده»، با نام اولیه‌ی «برسد به دست آهو»، پاییز ۹۴  زده شد و اواخر سال هم فیلمبرداری‌اش به پایان رسید. این فیلم به تازگی  مراحل پس از تولید را پشت سر گذاشته و منتظر است تا برای اولین بار در  جشنواره‌ی کن روی پرده برود. اما فروشنده چه جور فیلمی است؟</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فرهادی، مرموزتر از همیشه<br />
</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-3.jpg" border="0" alt="[تصویر: The-Salesman-3.jpg]" /></span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در هفتمین  درام اجتماعی فرهادی، نقش دو  بازیگر تئاتر را بازی می‌کنند که در حال اجرای نمایش «مرگ فروشنده» هستند.  به نقش این پررنگ این نمایشنامه در فیلم، که اثر یکی از بزرگترین  دراماتیست‌های قرن بیستم است خواهیم رسید اما پیش از آن، موضوع مهم‌تر در  فروشنده بن‌مایه‌ی داستانی آن است. موضوع فیلم‌های قبلی فرهادی را می‌توان  در چند کلمه خلاصه کرد، مثلاً درباره‌ی الی، درباره‌ی دروغ بود و در  چهارشنبه‌سوری، خیانت نقش پررنگی داشت. در فروشنده، این دو بازیگر به  خانه‌ای نقل مکان می‌کنند که قبلاً محل سکونت زن بدکاره‌ای بوده و حال این  زوج بازیگر به مشکلاتی در مورد او برمی‌خورند. جدا از حساسیت این موضوع،  هفتمین اثر فرهادی همچنان دست روی پنهان‌ترین لایه‌های شخصیت‌ها می‌گذارد و  رابطه‌ی آن‌ها با یکدیگر را زیر ذره‌بین می‌برد. فروشنده شاید بیش از  هرچیزی، راجع به اعتماد باشد.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فروشنده، احتمالاً جنبه‌های معمایی بیشتری نسبت به باقی آثار فرهادی  خواهد داشت. کشف رازهای ساکن قبلی خانه و رابطه‌ی احتمالی شخصیت‌های اصلی  با او، می‌تواند دست‌مایه‌ی فرهادی برای خلق تعلقی باشد که در فیلم‌های او  کمتر دیده‌ایم. البته فعلاً هرچه هست حدس و گمان است و به خاطر علاقه‌ی  فرهادی به پایان باز و حفره‌های داستانی، حتی با دیدن فیلم هم نمی‌توانیم  از همه‌ی ریزه‌کاری‌های داستان مطمئن شویم. اینکه هیچ اطلاعات خاص دیگری  غیر از داستان کلی فیلم منتشر نشده، ما را تشنه‌ی دیدن آن می‌کند و حداقل  در ایران باید تا تابستان برایش صبر کنیم.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">حواشی همیشگی شبکه‌های اجتماعی</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فرهادی در همین مدت نه چندان بلندی که در سینمای ایران فعالیت داشته،  کارهایی کرده که در کل تاریخ این سینما کم‌نظیر بوده است. او برای انتخاب  بازیگر در یکی از نقش‌های فرعی فروشنده، فراخوانی از طریق شبکه‌های  اجتماعی  ارسال کرد و از مردم خواست فیلمی  از خود بگیرند و شانس‌شان را  برای ایفای نقش در فروشنده امتحان کنند. این فراخوان محدودیت سن و جنسیت  نداشت و نقش‌های کوتاه و بلندی هم برای این نابازیگرها در نظر گرفته شده  بود. بهره‌گیری از نابازیگر در ایران اتفاق جدیدی نیست و خود فرهادی در چند  فیلم خود این کار را کرده، اما استفاده از شبکه‌های اجتماعی با توجه به  گسترش روزافزون آن‌ها بین مردم از اتفاقاتی بود که کمتر در سینمای ایران رخ  داده است.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-5.jpeg" border="0" alt="[تصویر: The-Salesman-5.jpeg]" /></span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">بیش از ۱۶ هزار ویدیو برای عوامل سازنده ارسال شد و عوامل سازنده با  مشاهده‌ی  تمام آن‌ها، در نهایت حدود ۵۰ نفر را برای دعوت به محل  فیلمبرداری و انجام تمرین‌های لازم انتخاب کردند. هر جا صحبت از شبکه‌های  اجتماعی می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت حاشیه‌ای  پیش نیاید. بعد از اعلام  نتایج فراخوان بازیگری فیلم فروشنده، برخی مدعی شدند عوامل فیلم قرار است  استفاده‌ی دیگری از این فیلم‌ها کنند یا اینکه افراد انتخاب‌شده، از پیش  تعیین شده بودند. در هر صورت این شایعه‌ها تکذیب شدند و البته خود فرهادی  هم با حواشی از این دست و بلکه بزرگ‌تر، بیگانه نیست. کار فیلمبرداری فیلم  به پایان رسیده و فعلاً شایعه‌ی حدیدی در مورد آن دست به دست نمی‌شود، اما  هنگام اکران فیلم و احتمالاً حضور در جشنواره‌های خارجی، باید انتظار  شایعه‌های همیشگی را داشته باشیم.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">  </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"></span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/DeathOfASalesman.jpg" border="0" alt="[تصویر: DeathOfASalesman.jpg]" /><br />
</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"></span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">مرگ رویا<br />
</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">نمایشنامه‌ای که آرتور میلر در سال ۱۹۴۸ نوشت و صدها بار در تئاتر  برادوی نیویورک اجرا شد، زندگی مادی انسان را خارج از زمان و مکان و در  عریان‌ترین شکل خودش به تصویر می‌کشد. «مرگ فروشنده» نه تنها مرگ رویای  آمریکایی است، بلکه فرو ریختن دیوار آرزوهای انسان غرق در مادیات را جوری  نشان می‌دهد که می‌توان آن را به هر فرد در هر زمانه‌ای نسبت داد.  نمایشنامه درباره‌ی فروشنده‌ای به اسم ویلی</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> است که فکر می‌کند  تنها با کسب ثروت و محبوبیت میان دیگران،‌ می‌توان زندگی شرافتمندانه‌ای  داشت. او در این راه موفقیتی کسب نمی‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد  که تمام‌ باورهایش از اساس اشتباه بوده و در رویایی زندگی می‌کرده که  سرانجامش سقوط و نیستی است. ویلیِ مرگ فروشنده و طرز فکر او، نمادی از  جامعه‌ی مادی‌گرای آن روزهای آمریکا بود که در واقع چیزی جز یک رویا نیست و  واقعیت، بسیار تلخ‌تر و بی‌رحم‌تر است.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">اما این نمایشنامه همان قدر که به ماتریالیسم و نظام سرمایه‌داری  می‌پردازد، لایه‌های شخصیتی زیرین افرادی را که در چنین دنیایی زندگی  می‌کنند هم بررسی می‌کند و واقعیت‌ آن‌ها را آشکار می‌کند. این همان  جنبه‌ای از داستان است که احتمالاً نقش بیشتری در فیلم فروشنده‌ی فرهادی  دارد، فروریختن باورهای کسی که تمام زندگی‌اش رویایی در سر می‌پرورانده اما  در انتها به دیوار محکم واقعیت برخورد کرده است. فیلم فرهادی برداشتی از  این نمایشنامه نیست اما حتماً تأثیراتی از آن گرفته و کاراکترهایش به کسی  که با نمایشنامه آشنا است، نزدیک‌تر و برای او باورپذیرتر هستند.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فروشنده یکی دو هفته‌ی دیگر درجشنواره‌ی کن روی پرده می‌رود و فعلاً نه  تیزری از آن منتشر شده و نه آن معدود عکس‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی پیدا  می‌شوند اطلاعات خاصی راجع به فیلم فاش می‌کنند. فروشنده در بخش رقابتی کن  شرکت کرده و امیدواریم مانند اثر قبلی فرهادی که جایزه‌ی بهترین بازیگر زن  را نصیب برنیس بژو کرد، خوش بدرخشد و اعتبار دیگری باشد برای عوامل فیلم و  سینمای ایران.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> تهیه شده در <a href="http://zoomg.ir" target="_blank">زومجی</a> <br />
</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">بنام تنهای تنهای تنها</span></span><br />
</span></div><div style="text-align: CENTER;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #800080;"><span style="font-size: x-large;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی </span></span></span></span><br />
</span></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فیلم فروشنده‌ی اصغر فرهادی هفتین اثر اوست که اولین اکرانش را در جشنواره  کن امسال خواهد داشت. این کارگردان برنده‌ی اسکار بعد از ساخت فیلم  «گذشته»، به ایران بازگشته تا دست روی یک موضوع اجتماعی دیگر بگذارد.</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><br />
 </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><br />
<img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-feature.jpg" border="0" alt="[تصویر: The-Salesman-feature.jpg]" /></span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">هیچ جای تعجبی ندارد که وبسایت ایندی وایر، فروشنده را در <a href="http://zoomg.ir/2016/02/18/102015/top-100-anticipated-movies-part-5/" target="_blank">رتبه‌ی پنجم مورد انتظارترین فیلم‌های سال ۲۰۱۶</a>  قرار داده است. اصغر فرهادی قطعاً هیجان‌انگیزترین کارگردان ایرانی است،  کسی که فیلم‌هایش چه در میان سینماروهای حرفه‌ای و چه مخاطبین عام سر و  صدای زیادی  می‌کند. فیلم‌های او، حداقل از «درباره‌ی الی» به بعد، همیشه  با حاشیه‌هایی همراه بوده که گاهاً ارزش واقعی آثارش را خدشه‌دار کرده‌ ولی  حداقل این فایده را داشته‌اند که به یکی از شناخته‌شده‌ترین سینماگران  ایرانی در میان تمام اقشار مردم تبدیل شود.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">او بعد از برنده شدن در ده‌ها جشنواره‌ی سینمایی و دریافت دو نامزدی  اسکار،‌ برای منتقدین و دنبال‌کنندگان جدی سینما در خارج ایران به چهره‌ی  معروفی تبدیل شد و تجربه‌ی فیلم اروپایی «گذشته‌» هم فرصتی‌های تازه‌ای  برایش به وجود آورد. در ادامه‌ی همین فعالیت در سینمای اروپا بود که فرهادی  تصمیم گرفت این بار فیلمی در اسپانیا بسازد و با مذاکرات اولیه، پنه‌لوپه  کروز را هم برای نقش اصلی انتخاب کرد. اما برای اینکه تا شروع تولید دومین  اثر فیلم خارجی‌اش بیکار ننشیند، پروژه‌ای را در ایران و با تیم همیشگی‌اش  کلید زد. استارت «فروشنده»، با نام اولیه‌ی «برسد به دست آهو»، پاییز ۹۴  زده شد و اواخر سال هم فیلمبرداری‌اش به پایان رسید. این فیلم به تازگی  مراحل پس از تولید را پشت سر گذاشته و منتظر است تا برای اولین بار در  جشنواره‌ی کن روی پرده برود. اما فروشنده چه جور فیلمی است؟</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فرهادی، مرموزتر از همیشه<br />
</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-3.jpg" border="0" alt="[تصویر: The-Salesman-3.jpg]" /></span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در هفتمین  درام اجتماعی فرهادی، نقش دو  بازیگر تئاتر را بازی می‌کنند که در حال اجرای نمایش «مرگ فروشنده» هستند.  به نقش این پررنگ این نمایشنامه در فیلم، که اثر یکی از بزرگترین  دراماتیست‌های قرن بیستم است خواهیم رسید اما پیش از آن، موضوع مهم‌تر در  فروشنده بن‌مایه‌ی داستانی آن است. موضوع فیلم‌های قبلی فرهادی را می‌توان  در چند کلمه خلاصه کرد، مثلاً درباره‌ی الی، درباره‌ی دروغ بود و در  چهارشنبه‌سوری، خیانت نقش پررنگی داشت. در فروشنده، این دو بازیگر به  خانه‌ای نقل مکان می‌کنند که قبلاً محل سکونت زن بدکاره‌ای بوده و حال این  زوج بازیگر به مشکلاتی در مورد او برمی‌خورند. جدا از حساسیت این موضوع،  هفتمین اثر فرهادی همچنان دست روی پنهان‌ترین لایه‌های شخصیت‌ها می‌گذارد و  رابطه‌ی آن‌ها با یکدیگر را زیر ذره‌بین می‌برد. فروشنده شاید بیش از  هرچیزی، راجع به اعتماد باشد.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فروشنده، احتمالاً جنبه‌های معمایی بیشتری نسبت به باقی آثار فرهادی  خواهد داشت. کشف رازهای ساکن قبلی خانه و رابطه‌ی احتمالی شخصیت‌های اصلی  با او، می‌تواند دست‌مایه‌ی فرهادی برای خلق تعلقی باشد که در فیلم‌های او  کمتر دیده‌ایم. البته فعلاً هرچه هست حدس و گمان است و به خاطر علاقه‌ی  فرهادی به پایان باز و حفره‌های داستانی، حتی با دیدن فیلم هم نمی‌توانیم  از همه‌ی ریزه‌کاری‌های داستان مطمئن شویم. اینکه هیچ اطلاعات خاص دیگری  غیر از داستان کلی فیلم منتشر نشده، ما را تشنه‌ی دیدن آن می‌کند و حداقل  در ایران باید تا تابستان برایش صبر کنیم.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">حواشی همیشگی شبکه‌های اجتماعی</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فرهادی در همین مدت نه چندان بلندی که در سینمای ایران فعالیت داشته،  کارهایی کرده که در کل تاریخ این سینما کم‌نظیر بوده است. او برای انتخاب  بازیگر در یکی از نقش‌های فرعی فروشنده، فراخوانی از طریق شبکه‌های  اجتماعی  ارسال کرد و از مردم خواست فیلمی  از خود بگیرند و شانس‌شان را  برای ایفای نقش در فروشنده امتحان کنند. این فراخوان محدودیت سن و جنسیت  نداشت و نقش‌های کوتاه و بلندی هم برای این نابازیگرها در نظر گرفته شده  بود. بهره‌گیری از نابازیگر در ایران اتفاق جدیدی نیست و خود فرهادی در چند  فیلم خود این کار را کرده، اما استفاده از شبکه‌های اجتماعی با توجه به  گسترش روزافزون آن‌ها بین مردم از اتفاقاتی بود که کمتر در سینمای ایران رخ  داده است.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-5.jpeg" border="0" alt="[تصویر: The-Salesman-5.jpeg]" /></span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">بیش از ۱۶ هزار ویدیو برای عوامل سازنده ارسال شد و عوامل سازنده با  مشاهده‌ی  تمام آن‌ها، در نهایت حدود ۵۰ نفر را برای دعوت به محل  فیلمبرداری و انجام تمرین‌های لازم انتخاب کردند. هر جا صحبت از شبکه‌های  اجتماعی می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت حاشیه‌ای  پیش نیاید. بعد از اعلام  نتایج فراخوان بازیگری فیلم فروشنده، برخی مدعی شدند عوامل فیلم قرار است  استفاده‌ی دیگری از این فیلم‌ها کنند یا اینکه افراد انتخاب‌شده، از پیش  تعیین شده بودند. در هر صورت این شایعه‌ها تکذیب شدند و البته خود فرهادی  هم با حواشی از این دست و بلکه بزرگ‌تر، بیگانه نیست. کار فیلمبرداری فیلم  به پایان رسیده و فعلاً شایعه‌ی حدیدی در مورد آن دست به دست نمی‌شود، اما  هنگام اکران فیلم و احتمالاً حضور در جشنواره‌های خارجی، باید انتظار  شایعه‌های همیشگی را داشته باشیم.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">  </span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"></span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"><img src="http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/DeathOfASalesman.jpg" border="0" alt="[تصویر: DeathOfASalesman.jpg]" /><br />
</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"></span></span></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">مرگ رویا<br />
</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">نمایشنامه‌ای که آرتور میلر در سال ۱۹۴۸ نوشت و صدها بار در تئاتر  برادوی نیویورک اجرا شد، زندگی مادی انسان را خارج از زمان و مکان و در  عریان‌ترین شکل خودش به تصویر می‌کشد. «مرگ فروشنده» نه تنها مرگ رویای  آمریکایی است، بلکه فرو ریختن دیوار آرزوهای انسان غرق در مادیات را جوری  نشان می‌دهد که می‌توان آن را به هر فرد در هر زمانه‌ای نسبت داد.  نمایشنامه درباره‌ی فروشنده‌ای به اسم ویلی</span></span><span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> است که فکر می‌کند  تنها با کسب ثروت و محبوبیت میان دیگران،‌ می‌توان زندگی شرافتمندانه‌ای  داشت. او در این راه موفقیتی کسب نمی‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد  که تمام‌ باورهایش از اساس اشتباه بوده و در رویایی زندگی می‌کرده که  سرانجامش سقوط و نیستی است. ویلیِ مرگ فروشنده و طرز فکر او، نمادی از  جامعه‌ی مادی‌گرای آن روزهای آمریکا بود که در واقع چیزی جز یک رویا نیست و  واقعیت، بسیار تلخ‌تر و بی‌رحم‌تر است.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">اما این نمایشنامه همان قدر که به ماتریالیسم و نظام سرمایه‌داری  می‌پردازد، لایه‌های شخصیتی زیرین افرادی را که در چنین دنیایی زندگی  می‌کنند هم بررسی می‌کند و واقعیت‌ آن‌ها را آشکار می‌کند. این همان  جنبه‌ای از داستان است که احتمالاً نقش بیشتری در فیلم فروشنده‌ی فرهادی  دارد، فروریختن باورهای کسی که تمام زندگی‌اش رویایی در سر می‌پرورانده اما  در انتها به دیوار محکم واقعیت برخورد کرده است. فیلم فرهادی برداشتی از  این نمایشنامه نیست اما حتماً تأثیراتی از آن گرفته و کاراکترهایش به کسی  که با نمایشنامه آشنا است، نزدیک‌تر و برای او باورپذیرتر هستند.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> </span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;">فروشنده یکی دو هفته‌ی دیگر درجشنواره‌ی کن روی پرده می‌رود و فعلاً نه  تیزری از آن منتشر شده و نه آن معدود عکس‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی پیدا  می‌شوند اطلاعات خاصی راجع به فیلم فاش می‌کنند. فروشنده در بخش رقابتی کن  شرکت کرده و امیدواریم مانند اثر قبلی فرهادی که جایزه‌ی بهترین بازیگر زن  را نصیب برنیس بژو کرد، خوش بدرخشد و اعتبار دیگری باشد برای عوامل فیلم و  سینمای ایران.</span></span><br />
<span style="font-family: B Nazanin;"><span style="font-size: large;"> تهیه شده در <a href="http://zoomg.ir" target="_blank">زومجی</a> <br />
</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>