کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مدیری و عطاران در تلویزیون جایی ندارند؟
۱۸:۰۵, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
جای خالی مهران مدیری و رضا عطاران دو نابغه بی جایگزین سریال سازی طنز تلویزیون به شدت احساس می شود.


[تصویر: 3780200331811798814946176341551422016062.jpg]

تعطیلات نوروز از جمله ایام مناسبتی است که همه ساله یکی دو ماه مانده به فرا رسیدن آن انگیزه ای برای ماراتن ساخت سریال های تلویزیونی می شود. هر چند که هر ساله با پایان این ایام و انتقاد از تولیدات شتابزده وعده هایی چون برنامه ریزی هدفمند و پرهیز از شتابزدگی شنیده می شود اما اخبار تولیدات نوروزی امسال راوی همان حکایت تکراری تولیدات دقیقه 90 است. حمید سلیمی فیلمنامه نویس و منتقد سینما که چندی پیش فیلمنامه «زمین انسانها» را روی آنتن داشت در گفت وگو با شبکه ایران با اشاره به عدم برنامه ریزی و نبود تقسیم وظایف بین شبکه ها برای ساخت سریال های مناسبتی، غیبت چهره ها و استعدادهای موفقی مثل عطاران و مهران مدیری را از عومل ضعف مجموعه های نوروزی و طنز سیما عنوان می کند. بخش هایی از گفته های سلیمی را در ادامه می خوانید:
همیشه از یک طرف بام می افتیم
مشکلی که در سطح مدیریتی تلویزیون وجود دارد این است که چیزی به عنوان اعتدال نداریم و همیشه از یک طرف بام می افتیم. ماه محرم گذشت و هیچ سریال مناسب مناسبتی به غیر از «فرات» از تلویزیون پخش نشد اما در عوض در ایام پیش رو هر کدام از شبکه های تلویزیونی در تدارک ساخت بیش از دو سریال نوروزی هستند. در ایام ماه مبارک رمضان نیز با وضعیتی مشابه در هر شبکه دو گروه سریال سازی مشغول ساخت سریال ویژه این ایام بود. همین نبود اعتدال گواه عدم برنامه ریزی اصولی و مناسب در سطح مدیریتی رسانه تلویزیون است.
هر شبکه ماموریت ساخت یک یا دو مناسبت را عهده دار شود
این موضوع که همه شبکه های تلویزیونی تصور می کنند موظفند برای ایام عید نوروز سریال تولید کنند تفکر غلطی است. تجربه هم نشان داده که طی سال های گذشته از مجموع سریال های نوروزی هر ساله فقط یک سریال مورد اقبال مخاطبان بوده و بقیه جنبه آنتن پرکنی داشته اند. وقتی تلویزیون خصوصی نداریم و شبکه های مختلف تلویزیون تحت مدیریت واحد اداره می شود چه اشکالی دارد که تقسیم وظایف بین شبکه ها انجام بگیرد و هر شبکه ماموریت ساخت یک یا دو مناسبت را عهده دار شود؟
عزم جدی برای دادن خوراک فرهنگی مناسب به مخاطبان تلویزیون وجود ندارد
عید نوروز جایگاه ثابت و مشخصی در تقویم هر ساله دارد منتهی آنقدر در تلویزیون همه چیز دچار روزمرگی و برنامه ریزی های کوتاه مدت شده است که گویا همیشه چنین مناسبت هایی را فراموش می کنیم و تازه نزدیک این ایام که می شود با تصمیم گیری های عجولانه و شتابزده دست به کار می شویم که در نهایت قربانی اصلی مخاطبان هستند. در مجموع به نظر می رسد هیچ عزم جدی برای دادن خوراک فرهنگی مناسب به مخاطبان تلویزیون وجود ندارد.

تلویزیون ترجیح می دهد با افرادی ادامه همکاری بدهد که در امتحان نمره قبولی نگرفته اند چرا که کارگردانی که سریال ناموفق دارد در آثار بعدی توقعات کمتری دارد و بیشتر تن به ممیزی و این گونه مسائل می دهد. مشخصا می خواهم به آخرین همکاری رضا عطاران با تلویزیون اشاره کنم؛ سریال «بزنگاه».
چرا در بقیه ماه های سال خوابیم؟
نباید توقع داشته باشیم که انتظار مخاطب از تولیدات تلویزیونی بر اساس لحاظ کردن شرایط تولید باشد چرا که چنین مسائلی ربطی به مخاطب ندارد. مدت زمان کمتر از 3 ماه (فرصت باقی مانده تا ایام نوروز) برای آغاز تصویربرداری یک سریال 13 قسمتی که فرضا همه عوامل آن هم مشخص شده باشد بسیار اندک است چه رسد به این که در مرحله طی کردن پروسه انتخاب عوامل و نهایی کردن فیلمنامه و ... باشد. طبیعی است که نتیجه تولید سریالی می شود پایین تر از سطح کیفی متوسط و پس از پخش، قصه تکراری توجیهات و گله گزاری کارگردانان و بازیگران و عوامل تولید که فرصت اندک بود و وقت نداشتیم و..... و ما همیشه باید به این موضوع فکر کنیم که چرا در بقیه ماه های سال خوابیم و دو ماه مانده به عید یادمان می افتد که مناسبتی به نام نوروز هم وجود دارد! به اعتقاد من ریشه تمام این مشکلات عدم مدیریت اصولی متولیان تلویزیون و روزمرگی عجیب و غریبی است که سالهاست گریبانگیر رسانه ملی شده است.
مهران مدیری و رضا عطاران دو نابغه بی جایگزین سریال سازی طنز تلویزیون
جای خالی مهران مدیری و رضا عطاران دو نابغه بی جایگزین سریال سازی طنز تلویزیون بشدت احساس می شود. شاید بتوان در دراز مدت ظهور کارگردانی نزدیک به مهران مدیری و عطاران را تصور کرد اما این یک شوخی است که تصور کنیم فلان کارگردان جای خالی مدیری و عطاران را پر کند.
کارگردانی که نمره قبولی نگرفته توقعات کمتری دارد و بیشتر تن به ممیزی می دهد
تلویزیون ترجیح می دهد با افرادی ادامه همکاری بدهد که در امتحان نمره قبولی نگرفته اند چرا که کارگردانی که سریال ناموفق دارد در آثار بعدی توقعات کمتری دارد و بیشتر تن به ممیزی و این گونه مسائل می دهد. مشخصا می خواهم به آخرین همکاری رضا عطاران با تلویزیون اشاره کنم؛ سریال «بزنگاه».
«بزنگاه» باعث شد دردمان بیاید
در زمان پخش هجمه وحشتناک و عجیب و غریبی به این سریال شد، در صورتی که به اعتقاد من تنها مشکل «بزنگاه» این بود که ما را با واقعیت های اجتماعی مان روبرو کرده بود و همین مسئله باعث شده بود که دردمان بیاید. حال این که نمایندگان مجلس گمان می کردند که با کتمان چنین واقعیت هایی چاره ای برای از بین بردن معضلات اندیشیده اند.

[تصویر: 60214685616415916614521448168339620221125.jpg]

تلویزیون عادت ندارد پای نخبه هایش بایستد

تلویزیون عادت ندارد پای نخبه هایش بایستد، به استثناء سیروس مقدم که اعتماد مدیران و مخاطبان را توامان جلب کرده است معمولا مدیران تلویزیون به کارگردانانی اعتماد می کنند که پشت سر هم آثار ناموفق خلق کرده اند. در حوزه طنز به عنوان نمونه مهدی مظلومی باید چند سریال ناموفق دیگر بسازد تا مسئولان رسانه ملی به این نتیجه برسند که این کارگردان مناسب ساخت سریال طنز نیست . تنها کار موفق کارنامه این کارگردان سریال «بدون شرح» است و حال مظلومی باید چند تا کمربندها را ببندید و بانکی ها و .... بسازد تا تلویزیون به این موضوع برسد که شاید بهتر باشد این کارگردان در حوزه دیگر برنامه سازی تلویزیونی فعالیت کند.

تلویزیون از نخبه شدن افراد می ترسد

متاسفانه چنین معظلی معطوف به سریال سازی عرصه طنز نمی شود و در سخت سریال های درام و حتی تاریخی هم دچار همین مشکلات هستیم. سریال های محمدرضا ورزی را بررسی کنید، همه با بودجه های شگفت انگیز ساخته می شوند و کمترین بازخورد مخاطبان را دارند. در مجموعه تلویزیون از نخبه شدن افراد می ترسد و ترجیح می دهد آنها را از خود دور کند. دلیل آن هم قابل درک نیست.
آیا نباید سرمایه گذاری یک روز سوددهی داشته باشد؟
چرا رضا عطاران در تلویزیون آزمون و خطایش را انجام می دهد و وقتی به اوج پختگی می رسد به سینما هدیه می شود و جایی در تلویزیون ندارد؟ نمی دانم چرا مسئولان تلویزیون به این موضوع فکر نمی کنند که سرمایه گذاریی که کرده اند باید یک روز سوددهی داشته باشد؟
لیستی از اسامی تکراری کارگردانان طنز نوروزی
مشکل دیگر عدم اعتماد متولیان رسانه در سپردن سکان کارگردانی آثار طنز تلویزیونی به چهره های جدید است. با مروری به کارگردانان سریال های طنز 10 سال گذشته با لیستی از اسامی تکراری مواجه می شویم. هیچ وقت به تفکرات جدید فرصت داده نشده است به استثناء ماه رمضان امسال که شاهد احمدلو سریال طنز شبکه تهران را ساخت که آن هم سریالی صرفا طنز نبود بلکه سریالی اجتماعی بود با رگه های طنز.
برای جمع آوری دیش های ماهواره نیاز به هلی کوپتر و تانک هم پیدا می کند
سریال های طنز روتین طرفداران زیادی دارد و شاهدش اقبال مخاطبان به نمونه اخیر آن یعنی «ساختمان پزشکان» است. تلویزیون اگر از تکرار این چهره های تکراری دست برندارد نه در دازمدت بلکه در کوتاه مدت هم متاسفانه غیر از عملیات راپل و...برای جمع آوری دیش های ماهواره نیاز به هلی کوپتر و تانک هم پیدا می کند

امضای sarallah
به امید روزی که این پُست سرتاسر این تالار گفت و گو را پرکند:
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمد!
[تصویر: NatureGif16.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۲, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
من که عقیدم اینه که اگه به هنرمندای کشور بها داده نشه ، مثل اقای شجریان باعث میشه از کشور فرار کنن.

بحث روی اقای شجریان نیست ، اون یه مثال بود فقط. خواهشا باعث نشه که بحث منحرف بشه.

ولی خیلی هنرمند توی کشور هست که کسی بهشون بهایی نمیده ، چون واقعا میخوان در مورد واقعیت حرف بزنن.

همین فیلم بمب خنده مهران میدری که در مورد بدی های ماهواره بود رو نمیدونم دیدید یا نه ، ولی طوری بود که تقریبا همه ی شبکه های ضد اسلامی و ایرنی بهش حمله کردند.

پیشنهاد میکنم ببینیدش.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۶, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
رضا عظاران بهترین و بی نظیرترین کارگردان طنز و بزنگاه واقعی ترین و جذاب ترین طنزی بود که ساخته شده.واقعا جای تاسف داره که بعد از اتمام فیلم حتی نامی از آن در تلویزیون برده نشد چه برسد به قدردانی.تازه فکر کنم عطاران رو به خاطر این فیلم از کارگردانی منع کردند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۳۷, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #4

(۱۱/دی/۹۰ ۱۸:۱۲)Mohammad Trust نوشته است:  من که عقیدم اینه که اگه به هنرمندای کشور بها داده نشه ، مثل اقای شجریان باعث میشه از کشور فرار کنن.

بحث روی اقای شجریان نیست ، اون یه مثال بود فقط. خواهشا باعث نشه که بحث منحرف بشه.

ولی خیلی هنرمند توی کشور هست که کسی بهشون بهایی نمیده ، چون واقعا میخوان در مورد واقعیت حرف بزنن.

همین فیلم بمب خنده مهران میدری که در مورد بدی های ماهواره بود رو نمیدونم دیدید یا نه ، ولی طوری بود که تقریبا همه ی شبکه های ضد اسلامی و ایرنی بهش حمله کردند.

پیشنهاد میکنم ببینیدش.
بها یعنی چی دقیقا؟ مثلا شجریان هر وقت دلش خواسته کنسرت برگذار کرده کاست هاش در ایران تبلیغ و فروش رفته حتی بعد از دهن کنجی ش به نظام . صداش همیشه از تلویزیون و رادیو پخش می شده به رغم اینکه خیلی از مردم دستگاهی که شجریان توش می خونده رو نمی پسندیدند به شخصه خود من هیچ وقت کلمات مبهم شجریان رو در آوازهاش تشخیص ندادم.

مثلا فرهادی که یه فیلم سیاه از ایران ساخت و با این فیلم اولا کلی پول جمع کرد ثانیا اقامت اون ور آبیش رو گرفت . و از ایران نردبون ساخت برای رسیدن به اهدافش !

مهران مدیری البته قصه اش جداست . قصه قهوه تلخش سر قصه پول بود که به توافق نرسید البته ما به امثال مدیری توی تلویزیون نیاز داریم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۰, ۱۱/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/دی/۹۰ ۲۰:۲۱ توسط آیدین.)
شماره ارسال: #5
آواتار


بسم الله الرحمن الرحیم












مدیری و عطاران؟ هر دو خوب‌اند، چرا مقایسه کنیم


سینمای ما - علی خطیبی: تفاوت آثار رضا عطاران با مهران مديري در چيست ؟ مهران مديري كار خود را با بازيگري تئاتر آغاز كرد . تئاترهاي : خرگوش (حميد عالمي - 1353) ، شوخي (صدرا رسولي – 1356) ، تلگراف (مهدي شريفي – 1358) ، پلنگ نادان (بهروز سليمي – 1362) ، يك طنز و يك غم آوا (بهروز سليمي – 1364) ، آرسنال (محسن حاجي يوسفي – 1367) ، پانسيون (محسن حاجي يوسفي – 1368) ، سيمرغ (دكتر قطب الدين صادقي – 1369) ، هملت (دكتر قطب الدين صادقي – 1370) و كيسه بوكس (1371) و البته نقشهايي كاملا جدّي . او پس از بازي در سريال مشت هاي كوچك (ثريا قاسمي) از تئاتر فاصله گرفت و به بازي در تلويزيون پرداخت . سريال هاي حكايت ها – پندها و اندرزها (مجتبي ياسيني) ، نوروز 72 (داريوش كاردان) و باغ گيلاس (مجيد بهشتي) حاصل اين دوران بود . از اين زمان به بعد بود كه مديري به دنبال كارگرداني و ساخت اثر رفت . براي كسب تجربه در سال 1372 در فيلم سينمايي ديدار (محمدرضا هنرمند) ، نقشي جدي را ايفا كرد و كمي با حال و هواي ساخت يك اثر سينمايي آشنا شد . اما او كه مصمم به تبديل شدن از يك بازيگر به يك فيلمساز بود در همان سال در فيلم سينمايي ديگه چه خبر ؟ (تهمينه ميلاني) به طراحي صحنه آن فيلم پرداخت . مديري در سال 72 نخستين اثر خود را روي آنتن برد . پرواز 57 . بعد به جمع آوري گروهي از هم سالان با استعدادش پرداخت تا گروهي قوي و با استعداد براي ساخت يك سلسله كارهاي آيتمي سنگين بپردازد . نصرالله رادش ، ارژنگ امير فضلي ، رضا عطاران ، داوود اسدي ، سعيد آقاخاني ، نادر سليماني ، رضا شفيعي جم ، نيما فلاح و ... حاصل اين گردآوري بودند . ساعت خوش با اين گروه ساخته شد . شوخي هاي بديع ، بازي هاي زيبا و ايجاد لحظاتي مفرح براي بينندگان ، حاصل اين كار خاطره انگيز و به ياد ماندني بود . همه چيز خوب پيش مي رفت و استقبال مردم از اثر ، بي سابقه بود كه ناگهان به خاطر برخي شوخي ها ، ساعت خوش توقيف و بازيگرانش ممنوع الكار شدند . پس از گذشت چند وقت و اتمام محروميت گروه ساعت خوش ، ديگر هرگز اين گروه موفق نتوانست پا بگيرد و هر يك از اعضاي آن در جايي مشغول شدند . كه قرار است ما فقط مهران مديري و رضا عطاران را از اين مقطع زماني به بعد در اين مطلب بررسي كنيم : مهران مديري : با سال خوش نتوانست خاطره شيرين ساعت خوش را زنده كند ولي بازگشت مناسبي براي او به تلويزيون بود . نوروز 76 و جنگ 77 كارهاي بعدي آيتمي او بودند . مديري با ببخشيد شما ؟ براي نخستين بار در تلويزيون ايران برنامه هاي گفتگو محور را راه اندازي كرد. در سالهايي بعد برنامه هايي چون صندلي داغ ، تلاش كردند كه اين مسير را كه از ببخشيد شما ؟ آغاز شده بود ادامه دهند ولي جذابيت ببخشيد شما ؟ چيز ديگري بود. پلاك 14 ، نود شب و طنز 80 ، آخرين كارهاي آيتمي مديري بودند. مهران مديري نخستين كسي بود كه ساخت طنزهاي نود شبي در سيما را آغاز كرد و موفق ترين نود شبي ساز نيز به شمار مي رود . بعد از آن مديري در سريال دردسر والدين (مسعود نوابي) در كنار فاطمه گودرزي به نقش آفريني پرداخت . علي صادقي نخستين بار در اين سريال درخشيد و ديده شد . آغاز همكاري پيمان قاسم خاني و مهران مديري ثمره اي شيرين به نام پاورچين داشت كه 110 شب به صورت روتين از شبكه تهران و بعد در شبكه هاي استاني پخش شد و توانست از اثر ضعيف زير آسمان شهر 3 (مهران غفوريان) پيشي بگيرد. الهام گيري قاسم خاني از سريال دوستان ، موجب گيرايي هر چه بيشتر پاورچين مي شد . مديري با ساخت اين اثر ختم دوران آيتم سازي را اعلام كرد . بعد مي رسيم به نقطه چين كه اثر متوسطي در كارنامه مديري به شمار مي آيد. مديري در بهار 84 ، نخستين اثر مناسبتي خود را ساخت. جايزه بزرگ . بازي هاي درخشان اين كار و داستان جذاب آن ، آن را به يكي از پر بيننده ترين آثار نوروز 84 تبديل كرد. در اوايل تابستان امسال اين كار به درخواست بينندگان هر روز ساعت 11:45 پخش مي شد. مي رسيم به شب هاي برره كه شايد توقف پخش آن به دليل تقارن با ماه محرم و اتمام آن در آن مرحله ، سبب شد اين اثر قرباني شود . اين اثر ، كمدي ناب بود و به صورت سمبوليك عادات غلط ما ايرانيان را به سخره گرفت. ادبيات برره اي ، پول برره اي ، لهجه ي برره اي و خيلي چيزهاي ديگر حاصل اين كار جديد و نو بود . مجموعه باغ مظفر را اگر منهاي تبليغاتش مورد بحث قرار دهيم ، با اثري هوشمندانه مواجه مي شويم و باز نوآوري . اين اثر با الهام از ملاقات با والدين ساخته شده بود و كمدي عاشقانه بود. گنج مظفر كه دنباله باغ مظفر 40 قسمتي بود ، به صورت سي دي و در ده قسمت قرار است كه به بازار عرضه شود. اين اثر آماده توزيع است . و اما كار آخر مهران مديري: يك كار نوروزي ديگر. مرد هزار چهره . با اقتباس از رمان " پخمه " از نويسنده برجسته تركيه اي عزيز نِسين . پر بيننده ترين و موفق ترين اثر مناسبتي تاريخ سيما در ايران به استناد سايت پژوهش سيما و مجله ي سروش هفتگي – كه متعلق به سيماست.- مي باشد . اثري كه غالب منتقدين آن را ستودند و بهار 87 را بهاري براي از نو متولد شدن مهران مديري دانستند . در بررسي آثار مديري ديديم كه او دائم به دنبال نوآوري است . به جزئيات ، بيشتر از كليات بها ميدهد كه ناشي از تجربيات آيتمي سازي اوست . بهترين بازي هايش را زماني ارائه مي دهد كه خودش كارگردان اثر است. كارهايش جنبه ي سمبوليك دارد و واقعيت هاي جامعه را غير مستقيم مطرح مي كند. سعي دارد از هيچ ، همه چيز بسازد . بازي سينمايي مديري در " هميشه پاي يك زن در ميان است " و " دايره زنگي " با بازي هاي تلويزيوني اش تفاوت قابل ملاحظه اي دارند بر خلاف " توكيو بدون توقف " كه كمي شبيه بازيهاي تلويزيوني اش است . مديري اولين كسي است كه پشت صحنه كارهاي تلويزيوني اش را به مردم نشان داد . رضا عطاران : مشهدي است . مي گويند او هم تئاتري بوده و از شاگردان دكتر قطب الدين صادقي – مثل مديري - . ار غرور و تكلف به دور است و خيلي بيشتر از مديري مصاحبه مي كند . گفته مي شود كه از پايه گذاران تيم فوتبال هنرمندان است . اين حسن حامد كه در ابتداي تيتراژ بزنگاه از او ياد مي كند ، ظاهرا از دوستان و اساتيد مشهدي او بوده است . بعد از پايان محروميت گروه ساعت خوش ، به نويسندگي پرداخت . نخستين كار آپارتماني غير آيتمي سيما ، حاصل قلم اوست . زير آسمان شهر 1 (مهران غفوريان) ، بخش اعظم موفقيت خود را مديون قلم عطاران است . عطاران ، تيپ به ياد ماندني ِ خشايار مستوفي را خلق كرد . عطاران در زير آسمان شهر 2 (مهران غفوريان) هم خوب قلم مي زد . شايد اگر بين او و غفوريان اختلاف به وجود نمي آمد و او نويسنده ي زير آسمان شهر 3 (مهرام غفوريان) نيز مي شد ، اين مجموعه آنقدر ضعيف نمي شد . عطاران يك كار نود شبي ، بيشتر نساخته كه آن هم كوچه ي اقاقيا است . ياد مرحوم منوچهر نوذري بخير . در اين كار بازي هاي درخشاني از عطاران ، علي صادقي ، مرحوم نوذري ، رضا شفيعي جم ، يوسف تيموري و مجيد صالحي ديديم . اين كار براي شبكه تهران ساخته شد و كار جديدي بود . عمده موفقيت رضا عطاران در ساخت سريال هاي مناسبتي ماه رمضاني است . آن هم از جنس رئال . يعني انعكاس واقعيت هاي جامعه ، همان طور كه هست – بر خلاف سبك مديري - . كارهاي عطاران امضاي سازنده اش را همواره يدك مي كشند و اين از نقاط قوت رضا عطارانِ صاحب سبك است . خانه به دوش و متهم گريخت به لحاظ ساختار شباهت هايي زيادي به هم دارند ولي هر دو درخشان هستند. نقش سعيد آقاخاني هم به عنوان نويسنده در اين كارها در درخشان شدنشان كمرنگ نيست . مجموعه نوروزي ترش و شيرين او نيز به نوعي ادامه ي ضعيفي بود بر دو كار درخشان قبلي عطاران . بازي هاي تلويزيوني عطاران دقيقا مانند بازي هاي سينمايي او هستند و هر دو موفق . کلید ازدواج (داوود موثقی - 1377) ، سیندرلا (بیژن بیرنگ / مسعود رسام - 1380) ، کلاه قرمزی و سروناز (ایرج طهماسب - 1381) ، هوو (علیرضا داودنژاد - 1384) ، کلاهی برای باران (مسعود نوابی - 1385) ، توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی - 1386) ، قرنطينه (منوچهر هادي – 1386) و خروس جنگي (علي قوي تن – 1386) اين موضوع را تائيد مي كنند به جز بازي ضعيفش در فيلم ضعيف تيغ زن (عليرضا داوودنژاد – 1385) . اما بزنگاه طنز نيست . بلكه هجو است . هجو برخي از رفتار و عادات ما ايراني ها به شكلي جديد . اما استفاده بيش از حد عطاران از برخي كليشه هايي كه خود مبدع آنها بوده و كم بودن فاصله پخش بزنگاه با مجموعه موفق سه در چهار (مجيد صالحي) كه به شدت تحت تاثير كارهاي عطاران بود ، باعث شده تا مردم اين كار را به نسبت كارهاي قبلي عطاران نپسندند و انتقادات فراوان شود . ولي نمي توان از بازي درخشان عطاران ، مرجانه دلدار گلچين و هنرمند خردسال نيكي نصيريان چشم پوشي كرد و به رضا عطاران بابت اين انتخاب ها خسته نباشيد نگفت . عطاران و مديري در ابتدا با هم ، هم عقيده و هم سبك بودند ولي بعد به كلي مسيرشان با يكديگر متفاوت شد. هر دو هنرمند محترم هستند و مردمي و محبوب . پس درست نيست با توهين به كارهاي نود شبي و كارنامه مهران مديري به رضا عطاران برتري بدهيد . آثار هر كدام از اين دو در جاي خود ارزشمند و قابل تامل است و بايد با آثار قبلي خودشان مقايسه شوند نه با آثار قبلي ديگران . در خواندن ترانه تيتراژ فيلم هايشان مديري همواره در گنج مظفر ، باغ مظفر و شب هاي برره ، سنتي آواز خوانده و عطاران شيش و هشت ، رپ و پاپ . اين موضوع نشان ميدهد كه آثار مديري و عطاران با هم تفاوت هاي زيادي دارند . سر حال بودن اين دو موجب پيشرفت طنز ايران مي شود ، پس اي كاش كار عطاران توقيف و يا جرح و تعديل نشود . براي موفقيت رضا عطاران و مهران مديري دعا كنيم نه آنكه هوادارن اين دو هنرمند به جان هم بيفتيم و يا آن دو را به جان هم اندازيم . با تشكر / علي خطيبي / 30 شهريورماه 1387 / نوشته اي براي سايت سينماي ما

منبع:http://tanzemodiri.blogfa.com

باتشکر
آیدین

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۵, ۱۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
(۱۱/دی/۹۰ ۱۹:۳۷)stranger00 نوشته است:  بها یعنی چی دقیقا؟ مثلا شجریان هر وقت دلش خواسته کنسرت برگذار کرده کاست هاش در ایران تبلیغ و فروش رفته حتی بعد از دهن کنجی ش به نظام . صداش همیشه از تلویزیون و رادیو پخش می شده به رغم اینکه خیلی از مردم دستگاهی که شجریان توش می خونده رو نمی پسندیدند به شخصه خود من هیچ وقت کلمات مبهم شجریان رو در آوازهاش تشخیص ندادم.



من گفتم یه مثال و خواهش کردم متن رو کامل بخونید و بهش گیر ندید. حالا نمیدونم شما یا متن رو کامل نخوندی و گیر میدی یا خوندی و میخوای گیر بدی Big Grin

به هر حال اقای شجریان از اول ادم بدی نبود که. گول خورد.

فکر نکنم یادتون رفته باشه توی ماه رمضونا قشنگ ترین نیایش رو از شجریان میذاشتن.

نه اینکه من کشته مرده شجریان باشم ، ولی اگه گول نمیخورد هنوز بهش میگفتم استاد شجریان . به هر حال خواهش میکنم اینو ول کنید ، فقط یه مثال زدیم والا!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۷, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
دوستان به نظرتون این موضوع یه مقدار بی ربط نیست؟!
Huh

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۱۰, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
نه اتفاقا ، موضوع خوبیه. برای جلو گیزی از تهاجم فرهنگی میشه از طنز های ایرانی استفاده کرد.

به نظر من ایران بهترین طنز ساز های جهان رو داره اگه بهشون بها داده بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۱, ۱۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
(۱۲/دی/۹۰ ۲:۱۷)guided نوشته است:  دوستان به نظرتون این موضوع یه مقدار بی ربط نیست؟!
Huh

وقتی از چنین آدم هایی که طنز واقعی میسازند حمایت نکنیم فیلمای سخیف افتضاحی مثل پیتزای مخلوط میان روی پرده که مذهبیت و انسانیت و به طور کلی وجود طنز رو زیر سوال میبرند.
برعکس ما عادتمونه بجای حمایت کاری میکنیم که این جور افراد یا فرار کنند برند یا خونه نشین بشند. وقتیم که مردن تازه بیفتیم دنبال این که فلانی چه فیلم های قوی ای داشت؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۶, ۱۲/دی/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۰ ۱۳:۵۷ توسط آیدین.)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۱۲/دی/۹۰ ۱۳:۵۱)soldier نوشته است:  
(۱۲/دی/۹۰ ۲:۱۷)guided نوشته است:  دوستان به نظرتون این موضوع یه مقدار بی ربط نیست؟!
Huh

وقتی از چنین آدم هایی که طنز واقعی میسازند حمایت نکنیم فیلمای سخیف افتضاحی مثل پیتزای مخلوط میان روی پرده که مذهبیت و انسانیت و به طور کلی وجود طنز رو زیر سوال میبرند.
برعکس ما عادتمونه بجای حمایت کاری میکنیم که این جور افراد یا فرار کنند برند یا خونه نشین بشند. وقتیم که مردن تازه بیفتیم دنبال این که فلانی چه فیلم های قوی ای داشت؟
سلام دوست عزیز
ببخشید اما شما علاعم فراماسونری رو در قهوه تلخ ندیدید؟
بهتره حتما به این آدرس برین و مطالب رو بخونین
http://bidarshid.blogfa.com/post-40.aspx
خودتون همه چی رو میگیرید

باتشکر
آیدین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اردوکشی خیابانی برای مقابله با سریال «مهران مدیری»! HaDi.n 35 9,175 ۲۲/فروردین/۹۴ ۲۰:۴۹
آخرین ارسال: HaDi.n

پرش در بین بخشها:


بالا