کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 4.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثي پيرامون سب و لعن در آيات و روايات
۰:۱۱, ۶/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/خرداد/۹۷ ۱۴:۱۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1

با سلام.
در طی بحثی که با دوستان در یکی از تاپیک ها داشتیم به نظرم رسید تا در تاپیکی جدا گانه به بحث عقلی در مورد این موضوع بپردازیم و خواهشم از دوستان اینه که هر مطلبی چه موافق و چه مخالف : سند ارائه کنند تا بحث از محور اصلی خارج نشه و تماما با محور دین پیش بره.
در همین راستا به دوستان پیشنهاد میکنم به سایت ابوتراب http://www.aboutorab.com سری بزنند و قطعا بی ثمر نخواهد بود .ضمن اینکه این سایت سایت تخصصی امام علی (علیه السلام)هست و قوی کار میکنه.
مجله ای که این سایت منتشر میکنه در همون سایت هست و امکان دانلود pdf اون مجله هم هست.
این سند و مدرکی هم که در خدمت شما بزرگواران قرار میدم از شماره 2 مجله ذکر منتشر شده در زمستان 89 هست.
پرونده ویژه
جایگاه لعن و نفرین
در آیات و روایات


اين همه لعن و نفرين، چه سودي دارد؟
چند وقتی ست ذهنم درگیر شده است.
چرا بايد دشمنان اسلام را لعن كرد؟
مگر نه اينكه اين كار نوعي خشونت و بدبيني محسوب
مي شود و احساس تنفر به وجود مي آورد؟
چرا بد خواه دیگران باشیم؟
احتمالا لعن و نفرین بدعت شیعیان افراطی ست.
اصلا مگر پیامبر و امامان ما کسی را لعن کردند که ما
هم...
اصلا ما چه کار به کار بقیه داریم!؟
چرا با این کارها قلب خودمان را کدر کنیم!؟
چرا بايد در زيارت عاشورا صدمرتبه لعن بفرستيم و
مسلمانان را نسبت به كيديگر بدبين كنيم؟!
به جاي صد لعن، صد صلوات و سلام بفرستيم، اینطوری
ثوابی هم می بریم.
مگر امروز، زماني نيست كه بايد با همه مردم با خوشي و
لبخند رفتار كرد؟ مگر ما مدعي صلح جهاني نيستيم؟ مگر
اسلام دين محبت و رأفت نيست؟ اين همه لعن به دشمنان
چه سودي دارد؟
...
باید بگردم ، باید ببینم ریشه این لعن چیست...
اگر واقعا این کار جزء دین است، باید برای این کار دلیل
پیدا کنم...

لعن به چه معناست؟
لعن در لغت به معناى طرد کردن و دور کردن است

کمی تخصصی تر
راغب اصفهانى لعن را به معناى راندن و دور کردن همراه با ناخشنودى و ناراحتى دانسته است چنان که لعن از جانب خدا به معناى قطع رحمت و توفیق دنیوى و عذاب و عقوبت اخروى است. لعن توسط انسان نیز نوعى دعاى بد،نفرین و بدخواهى براى دیگرى میباشد. طریحى می گوید: لعن به معناى دورى از رحمت است. لعن نقطه مقابل صلوات است که هرگاه به خدا نسبت داده شود به معناى فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد به معناى طلب رحمت میباشد.

احساسات مثبت و منفی
سرشت انسان تنها از احساسات و عواطف مثبت ساخته نشده است. آدميزاد موجوديست كه هم داراي احساس مثبت و هم احساس منفي است. همانگونه كه شادي در وجود ما هست، غم نيز هست. هيچ انساني نمي تواند بدون غم يا بدون شادي زندگي كند. در جاي خودش بايد خنديد و در جاي خود هم بايد گريست. تعطيل كردن بخشي از وجودمان، به اين معني است كه از نعمت هايي كه خداوند در ما قرار داده، استفاده نكنيم.
خداوند در ما محبت را آفريده تا نسبت به كساني كه به ما خدمت و نیكي ميكنند،كساني كه كمالي دارند خواه جسماني، يا فكري و رواني و يا عاطفي ابراز علاقه و محبت كنيم. همانگونه كه فطرت انسان چنين است كه كسي را كه به او خدمت می ‌کند، دوست ميدارد، فطرتش نيز بر اين است كه كسي را كه به او ضرر مي رساند، دشمن بدارد. البته ضررهاي مادي دنيوي براي مؤمن اهميتي ندارد، چون اصل دنيا براي او ارزشي ندارد. اما دشمني كه دين و سعادت ابدي را از انسان بگيرد، آيا قابل اغماض و چشم پوشي است؟
قرآن مي فرمايد:

" ان الشيطان لكم عدو فاتخذوه عدوا "

شيطان دشمن شماست، شما بايد با او دشمني كنيد
با شيطان ديگر نمي شود لبخند زد و با رأفت برخورد كرد؛ وگرنه انسان هم شيطان ميشود؛ منتها شيطان انسانی. اگر بايد با اولياي خدا دوستي كرد، بايد با دشمنان آنها هم دشمني كرد.

" سِلمٌ لِمَن سالَمَكُم و حَربٌ لِمَن حارَبَكُم "

اگر دشمني با دشمنان خدا نباشد، به تدريج و رفته رفته ، رفتار انسان با آنها دوستانه ميشود و در اثر معاشرت، رفتار آنها را مي پذيرد و حر فهايشان را قبول ميكند.

قرآن مي فرمايد:

" و اذا رأيت الذين يخوضون في آياتنا فأعرض عنهم "

وقتي مي بيني كساني نسبت به دين بدگويي و اهانت ميکنند ، با زبان مسخره و استهزاء سخن مي گويند، به آنها نزديك نشو ، وگرنه بايد بدانند كه عاقبت به آنها ملحق خواهند شد.

" ان الله جامع الكافرين و المنافقين في جهنم جميعا "

كسي كه به استهزاء كنندگان محبت مي ورزد ، حر فهاي آنان را گوش مي دهد و روي خوش نشان مي دهد، سرانجام سخن آ نها در دلش تأثير مي گذارد و شك به وجود مياورد؛ و وقتي شك بوجود آمد، اظهار ايمان كردن نفاق است. در ظاهر مي گويد
مسلمانم، اما در باطن قبول ندارد. چنين كساني بواسطه همنشيني با دشمنان خداوند، منافق مي شوند و عاقبتشان جهنم است.

ضرورت وجود سيستم دفاعي

به عبارت ديگر دشمني با دشمنان، يك سيستم دفاعي در مقابل ضررها و خطرها ايجاد ميکند. بدن انسان همانگونه كه عامل جاذبه دارد و مواد مفيد را جذب ميكند، يك سيستم دفاعي نيز دارد كه سموم و میكروبها را دفع ميكند. اگر اين سيستم ضعيف شد، میكروب ها رشد مي‌ کنند. رشد میكروب ها به بيماري انسان منجر ميشود و بيمار را ممكن است با مرگ روبرو كند. اگر بگوييم ورود میكروب به بدن ايرادي ندارد، به میكروب خوش آمد گفتيم و بگوييم مهمان ما هستيد، آيا در اين صورت بدن سالم مي ماند؟ بايد اين مكیروب را از بين برد تا انسان بتواند به حيات خود ادامه دهد. مهم آن است كه ما جاي جذب و دفع را درست بشناسيم. گاهي امور مشتبه میشود. كسي از روي ناداني سخني به اشتباه گفته و خطايي كرده و بعد پشيمان شده است، و يا اگر براي او توضيح دهيم، از روي انصاف قبول خواهد كرد. نسبت به چنين كسي نبايد دشمني كرد. صرف اينكه كسي مرتكب گناهي باشد، نبايد او را از جامعه طرد كرد، بلكه بايد درصدد اصلاح او برآ ييم. با او نبايد دشمني كرد، مگر اينكه تعمد داشته باشد و علنا گناه را در جامعه رواج دهد. اين خيانت و پليدي است و بايد با چنين شخصي دشمني كرد. اين نكته نيز قابل ذكر است كه در بسياري از روايات آمده است كه محبت و مودت نسبت به اهل بيت بايد همراه با برائت جستن و بيزاري و دشمني با مخالفان آنان باشد؛ تا لطف و محبت ما نسبت به خاندان امامت و ولايت مورد قبول خداوند بوده و در نزد آنان ارزشمند باشد. از اين روست كه در زيارت عاشورا، سلام و درود ما بر ابا عبدالله الحسین با بيزاري و برائت جستن از دشمنان او همراه است.

هر چیزی قانونی دارد

آیین دوستی


شرط اساسی دوستی و قوام آن، یکرنگی و یکی شدن با محبوب است، برای این مهم باید از غیر او دور شد تا قرب دوست حاصل شود .

گر عاشق دلداری ، با غیر چه دل داری
کان دل که در او غیر است، دلدار نمی گنجد

کلمه ای که شخص را وارد اسلام می کند، کلمه ی توحید، یعنی " لااله الا الله " است ، نکته ی مهمی در این کلمه نهفته و آن شروع با " لا اله " است، یعنی مقدمه لازم و غیر قابل انفکاک توحید ، کنار گذاردن همه خدانمایان دروغین است. و آنگاه است که شخص ، با گفتن " الا الله " در زمره ی سعادتمندان داخل می گردد.
همین نکته به شکل روشن در این آیه نیز هویداست:

" فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللِّه فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى "
پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده...
در این آیه، مرحله ی اول تمسک به ریسمان محکم الهی ، کفر ورزیدن به طاغوت شمرده شده است. با کمی دقت روشن میشود که این شرط اختصاصی به اسلام نداشته و ملل و اقوام مختلف با هر عقیده و مذهبی به آن ملتزم میباشند.

از هر چه غیر دوست، چرا نگذرد کسی
کافر برای خاطر بت از خدا گذشت


در مقابل، ادعای محبتِ فارغ از دشمنی با دشمنان محبوب، جز نفاق و دورویی نخواهد بود ، چنانکه خدا در قرآن می فرماید:

"وَ إِذَا لَقُواْ الَّذِينَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا وَ إِذَا خَلَوْاْ إِلى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكُم.."

و چون به مؤمنان میرسند، میگويند : ايمان آورده ايم . و چون با شيطانهاى خويش خلوت میکنند ، میگويند : ما با شما هستيم.

و این زنگ خطری بس بزرگ است، چرا که :

" إِنَّ ال مْنَافِقِينَ فىِ الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّار "
هر آينه منافقان در فروترين طبقات آتش هستند.

مفسر راستین قرآن، امام صادق نیز به همین مطلب اشاره دارند:
دروغ می گوید کسی که ادعای محبت و دوستی ما را دارد و حال آنکه از دشمنان ما بیزاری نمی جوید.

و امیرالمومنین صریحا می فرمایند : دوستِ دشمن ، در واقع از دشمنان انسان است اگرچه ظاهرا اظهار دوستی کند.
" واعداؤک: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک ... "
دشمنان تو سه دسته اند: دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو هستند.

و بعد از این اشاره به لعن در قرآن و کسانی که مورد لعن قرار میگیرند اشاره میشود که حقیر به جهت طولانی نشدن این موضوع از آوردن اون خودداری کردم و هرکس علاقه مند بود میتونه به همون مجله مراجعه کنه .

و یه چیز دیگه : ما اصولا با سه واژه لعن و سب و فحش مواجهیم :

در مورد لعن که عرض کردم.

سب به معنای نسبت دادن شخصی به حیوان و امثالهم هست ( که نسبت به مومن حرام شده ) و گرنه در مورد غاصبان حق ولایت و باعثان قتل حضرت زهرا (سلام الله علیها) باید گفت بلا نسبت حیوانات نجیبی مثل سگ و الاغ که چنین شیاطینی رو با اونها مقایسه کنیم .

و فحش به هر ترتیب حرام است و باز در مورد اون اشخاص این گونه رسیده است که مقام مومن به قدری بالاست که در شان او نیست چنین الفاظی رو به زبان بیاره و گرنه میدانیم و میدانند که شایسته و لایق بدتر از این الفاظ هم هستند.

من مسلمانم و معیار و میزانم در جمیع امور کتاب خدا و سخنان تراجم وحی یعنی حضرات معصومین است.مرامم هم تبعیت از گفتار خدا و سیره ی حجج الهی است؛
در مورد لعن و نفرین هم تأسی به این دو معیار و میزان نموده و کسانی را که ملعونون خدا و چهارده معصوم پاک او هستند با تمام وجود و از عمق جان ودل لعن و نفرین خواهم کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۱۴, ۱۷/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۰ ۱۳:۱۶ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خالق هستی بخش

آيا نفرين و لعنت كردن براي افراد فاسدي كه اميد براي اصلاح آنها نيست جايز است ؟براي حيوانات چطور؟!
طبق روايات، نفرين کردن و لعنت ديگران را مي توان به چهار قسم دانست:
[/font]
لعنت حرام:
لعنت مومن و كسي كه مستحق لعنت نيست، حرام مي باشد. چرا چنين نفريني مي کنيم جاي خودش، اما در کل بدخواهي براي کسي که مستحق آن نيست، حرام مي باشد. صرف اينکه ما از دست کسي ناراحتيم، بخاطر عملي که انجام داد و يا برخورد مناسبي با ما نداشته است، او را مستحق نفرين نمي کند.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: هرگاه "لعنت" از دهان لعنت گر خارج شود، نگاه مي كند، اگر راهي به سوي آن چيزي كه متوجه آن شده است يافت به طرفش مي رود وگرنه به طرف كسي كه از دهانش خارج شده است برمي گردد.
يعني نفس نفرين کردن و لعنت کردن داراي اثر است؛ چه به حق باشد، چه نباشد.اگر نفرين بي مورد باشد، دامن خود شخص را مي گيرد.
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: از لعنت كردن مومن بپرهيزيد كه به خودتان برمي گردد. حتي شخصي، كسي را كه پيامبر او را حد مي زد، لعنت كرد؛ حضرت فرمودند: لعنتش مكن او خدا و رسولش را دوست دارد (گرچه گنهكار است).
طبق اين روايت هم ما اجازه نداريم صرف ارتکاب گناه را براي ديگران با استحقاق نفرين و بدخواهي ملازم بدانيم. در موارد ديگر هم همين است. ما اجازه نداريم اطرافيان و دوستانمان را مستحق نفرين خود بدانيم، صرفا بخاطر نارضايتي که برايمان بوجود آوردند. بله اگر موجب تضييع حقي از ما شدند که براي دست نيافتني بود، جزو دسته ظالمين قرار مي گيرند. اگرچه در اين حالت هم بهتر است براي آن ها طلب آمرزش و صلاح کنيم.
لعنت مكروه:
لعنت حيوانات است كه انسان حيواني را لعن كند. و اين بخاطر عدم شعور حيوان است که موجب رنجش شخص نفرين کننده قرار مي گيرد. در واقع نفرين ما در چنين مواردي متوجه حيواني است که از بي شعوري خويش ما را ناراحت ساخته، لذا نفرين در چنين مواردي اثر ندارد. مکروه بودن آن را هم مي توان من باب مذموم بودن نفس بدخواهي و نفرين دانست.
لعنت جايز:
لعنت كافرين، لعنت ظالمين و كساني كه به خداوند دروغ مي بندند، لعنت مردان زن نما و زنان مردنما، بدعت آورندگان در دين، كسي كه پدر و مادر خويش را لعن كند، رشوه دهنده و رشوه ستان و واسطه ميان آن دو، كسي كه بين مرد و زني سعايت كند تا ميان آنها جدايي افكند، كسي كه ميان مومنان سخن چيني كند، كسي كه تقدير خدا را دروغ بداند، رباخوار و ربادهنده و گواهان بر ربا، كسي كه احترام مسجد را نگه ندارد، زن آوازه خوان و... .
نفرين کردن، و طلب بدي کردن براي اين افراد واضح است. اينان که موجب از بين رفتن جان و مال و ناموس مي شوند. باعث از هم گسستگي کانون هاي اجتماعي و ... .
[font=Arial]
لعنت مستحب :
لعنت به كساني كه خدا و رسولش را اذيت كنند، كساني كه به زنان پاك دامن و مومن تهمت زنا مي زنند، كساني كه دشمن دين و اهل بيت پيامبر هستند

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۱۷, ۱۷/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۲ ۱۶:۴۹ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بنام ستار معاصی عاصیان



باسلام

اینم مطلبه متمم نوشته های شما ست در خصوص لعن در زیارت عاشورا.

انشالله مفید واقع بشه.....


زیارت عاشورا دعایی است با مضامینی که بغض ما رو نسبت به دشمنان اسلام و اهل بیت و حب ما رو نسبت به دوستداران اسلام و اهل بیت نشون می ده،امااین بغض هیچ وقت نمیتونه نشانه ای از سنگدل بودن ما باشه.

پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند : حب بر دوستان ما و بغض بر دشمنان ما امری واجبه . پس در هیج جای اسلام نداریم که بخواد این اصل رو نقض کنه . اصلی که اسلام از اون با نام " تولی و تبری" یاد میکنه.

حضرت موسی نزد خدا رسید . خداوند فرمود : موسی ، تا حال برای من چه کار کرده ای ؟ موسی فرمود : خدایا نماز خواندم ، روزه گرفتم ، به یاد تو بودم . خدا فرمود : موسی نماز امری واجب بر تو بود و موجب رستگاری تو می شه . روزه باعث رهایی تو از آتش جهنم می شه و به یاد من بودن به تو آرامش می دهه . ( خیر همه ی این اعمال برای خودته ) برای من چه کرده ای؟

موسی فرمود : خدایا من رو راهنمایی کن . پس خدای عزوجل فرمودند : تا حال به خاطر من با کسی دوست شده ای و یا به خاطر من با کسی دشمنی کرده ای ؟
پس خود خدا هم به تولی و تبری سفارش کرده .
در زیارت عاشورا مضامینی با موضوع لعن دشمنان اسلام رو داریم .
اما این لعن به این معنی سنگدلی شیعه نیست .
در اسلام کلمه ی "لعن" به این معنی هست که از خدا طلب کنیم تا شخصی از رحمت خدا دور بشه و در واقع مورد رحمت خداوند قرار نگیره .
برای مثال : می خونیم " ولعن الله شمرا " . یعنی خدایا شمر رو از رحمت واسعه ی خودت دور کن . و با این منطق هیچگاه لعن و نفرین مورد نقد قرار نمی گیرند . چرا که در تاریخ داشتیم که خیلی از اوقات خود اهل بیت (علیه السلام) هم نفرین می کردند . برای مثال :
• امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا هنگام شهادت حضرت علی اکبر عاملین این مصیبت رو لعن کرد و فرمودند : " قتل الله قوم قتلوک " ، یعنی علی جان ، خدا بکشد آنهایی را که تو را کشتند .





• وقتی در مدینه دشمنان اسلام به خانه ی دختر رسول الله حمله کردند ، حضرت زهرا (سلام الله علیها) تاب نیاورد و قصد نفرین اون ها رو داشت , اما بنا به دلایلی او رو ار این کار منع کردند .
• حضرت علی (علیه السلام) هنگامی که بعضی از مردم اون زمان واقعه ی غدیر رو تکذیب کردند خیلی از اون ها رو مورد نفرین خودش قرار داد و جالب اینکه خیلی ها هم به نفرین حضرت دچار عذاب شدند .

پس یادمون باشه ، دین اسلام و بخصوص فرهنگ تشیع از جانب خدا و از جانب رسولان خداست و در این بستر هیچ کاری نیست که بیهوده و یا از روی جهل انجام شده باشه حتی لعن دشمنان اسلام .

یا علی (علیه السلام) مدد است.

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۳, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
نمیدونم این چه مشکلیه که پیش اومده.
تا به سایز و قلم نوشته ها دست میزنی یهو قاط میزنه


خرابتم تالار......
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۸, ۸/آبان/۹۰
شماره ارسال: #5

همین کارها را میکنید و دم از وحدت اسلامی میزنید؟
تقریب مذاهب؟
انتظار شما بعد از این چیست؟
الله در پاسخ در قران بسیار گفته است کو کسی که پند گیرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۷, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
نکته ی اول- اگر بحث اثبات حقانیت باشد که ما نه از حقانیت شیعه ی 12 امامی خواهیم گذشت به بهانه وحدت و نه جایز هستیم حقانیت خود را انکار کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!
این حقانیت قابل اثبات است
پس از اثبات حقانیت ما مواجه خواهیم بود با کسانی که این حق را غصب کرده اند ، نماز و روزه و سایر عبادات غاصب را هم بروید ببینید در کتاب خدا و سنت رسول خدا چه حکمی دارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نکته ی دوم- ادعا میکنید که از قرآن باید درس گرفت
خوب حرف ما هم همین است
چرا بعد از رسول الله از قرآن درس نگرفتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
مگر خدا در قرآن معیار و ملاک وحدت را مشخص نکرده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وَ اعتَصَمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا (حبل الله که باید گرد آن جمع شویم چیست؟)
وجود نازنین امیرالمومنین حبل الله است
خوب با در وحدتیم با هر کسی که چنگ زند به این حبل و ریسمان خدا!!!!!!!!!
چون دستور خداست

مگر خدا در قرآن نفرموده:
{إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُواالَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ}
((ولىِّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.)) (55 مائد)
و علی بن ابی طالب اقامه نماز نمود و در حال رکوع زکات داد و در هر حال رضای پروردگار را می جوید.
به گواه شیعه و سنی
من در این بحث با کسی تعارف ندارم
حاضرم مستند و مستدل بر طبق آیات قرآن و روایات رسول خدا(روایاتم را یک به یک از منابع اهل سنت حاضرم بیاورم)
حقانیت شیعه 12 امامی و غاصب بودن خلفا را اثبات کنم
منافق در قرآن را هم بررسی میکنیم ببینیم منافقان چه کسانی هستند از نظر قرآن
ما استدلال می کنیم شما هم استدلال کنید
ملاک هم قرآن و احادیث نبوی
احادیث حقیر هم از کتابهای اهل سنت ذکر خواهدشد
وحدت درست است که دستور خداست
اما وحدت حول چه محوری
مگر نباید وحدت حول کلام خدا باشد
کلام خدا را که زیر پا انداختند عده ای
به اسم وحدت حقانیت تشیع که نباید قربانی شود
حقانیتی که قابل اثبات است و من حاضرم با هر کسی مناظره کنم از سایر فرقه ها
ایمان در قلب است
قلب یعنی حب و بغض
شما با قاتل محبوب خود که محبوب خدا هم هست چه میکنید؟
به او مهر می ورزید
حقانیت شیعه را قبول دارید؟
بسم الله بر علیه دشمن مشترک که یهود هستند و اعوان و انصارشان در جنگ خواهیم بود!
اگر بعد از اثبات حقانیت شیعه باز قبول نکردید شیعه بر حق است
خوب به باطل گراییده اید با انکار حق
و بنابر صریح آیات قرآن
حق و باطل باهم جمع نمی شوند
چرا که خدا در قرآن می فرماید
جاء الحق و ذهق الباطل
ما جز قرآن و کلام رسول خدا که در کتابهای خود اهل سنت هم آمده با شما در اثبات حقانیت شیعه هم استدلال و احتجاج نخواهیم کرد
یا الله

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۴۰, ۱۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
اگر قرار به صحبت کردن باشد شیعه حرف زیاد دارد.
اگر قرار به صحبت باشد با خیلی از این آقایان کار خواهیم داشت.
اول ظالم در حق محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و علیهم) که بود؟ الثانی که بود؟ الثالث که بود؟ الرابع چطور؟ الخامس چه؟ زیارت عاشورا، بغض گلوی شیعه است. استخوان در گلو و خار در چشم شیعه است. ان شاء الله که صاحب بیایند و زیارت عاشورا را دیگر رمزی نخوانیم!

آری برادر! زیارت عاشور، بغض گلوی شیعه است...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۴۹, ۲۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
سلام

الامام ابوالحسن الرضا (عليه السلام): کمال الدين ولايتنا و البرائه من عدونا




کامل بودن دين، ولايت ما اهلبيت و بيزاري جستن از دشمنان ماست. (بحار 27
)




قال الصادق(عليه السلام): ... نحن معاشر بني هاشم نأمر کبارنا و صغارنا بسبهما و البرائه منهما
امام صادق عليه السلام فرمودند:
ما خاندان بني هاشم امر مي کنيم بزرگان و کوچکان خودمان را که به آن دو دشنام بدهند و از آنها بيزاري بجويند.
(بحار47 –ص 323- رجال کشي)


(۱۹/آبان/۹۰ ۲۱:۴۰)مسافر نوشته است:  اگر قرار به صحبت کردن باشد شیعه حرف زیاد دارد.
اگر قرار به صحبت باشد با خیلی از این آقایان کار خواهیم داشت.
اول ظالم در حق محمد و آل محمد (صلوات الله علیه و علیهم) که بود؟ الثانی که بود؟ الثالث که بود؟ الرابع چطور؟ الخامس چه؟ زیارت عاشورا، بغض گلوی شیعه است. استخوان در گلو و خار در چشم شیعه است. ان شاء الله که صاحب بیایند و زیارت عاشورا را دیگر رمزی نخوانیم!

آری برادر! زیارت عاشور، بغض گلوی شیعه است...
پيش من حرفي ز اسرار ولايت برترست / زانکه صد فصل از فنون علم را، از برکني
آنچه در وصف علي دانم، اگر گويم، مرا / طعن در محراب گويي، لعن بر منبر کني
رازها دارم بدل، گر پرده بگشايم، مرا / طعمه ي شمشير سازي، مثله ي خنجر کني
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۳, ۲۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ كَمَالَ دِينِهِ وَ تَمَامَ نِعْمَتِهِ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَم‏
( سپاس خداى را كه مقرر فرموده كمال دين و تماميت نعمت خود را بر ولايت حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب كه بر او درود و سلام باد )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۵, ۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
تفاوت «سب» با «لعن»/ 36 آیه قرآن حاوی لعن است
حجت الاسلام والمسلمین «سعید بهمنی» رئیس گروه علوم قرآنی مرکزفرهنگ و معارف قرآن در خصوص جایگاه مسئله لعن کردن ظالمان در آموزه های قرآنی، عنوان کرد: قرآن کریم در ۳۶ آیه مفهوم «لعن» را آورده است. در این آیات، به ترتیب؛ خدای تعالی، فرشتگان، همه مردم و لاعنان به عنوان لعنت کنندگان برشمرده شده اند.

وی به برخی از عوامل استحقاق لعن اشاره کرد و اظهار داشت: کفر به معنای کتمان آیات نازل شده الهی، دروغگویی، ظلم، تحریف کلام الهی، نقض میثاق الهی، بندگی طاغوت، اظهارات باطل درخصوص خداوند متعال، عصیان و تعدّی، نفاق، افترا بر خدای تعالی، استکبار در برابرفرمان خدای تعالی، تهمت به افراد پاکدامن، پیشوایی و هدایت دیگران به سوی آتش جهنم، بت پرستی، اذیت کردن پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ترساندن آحاد جامعه اسلامی از دشمن به واسطه شایعات، قطع رحم، ارتداد و شرک، مهمترین عوامل لعن در آیات یادشده هستند.

* هیچ کس توانایی دفع و یا رفع لعن الهی را ندارد

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ارتباط با مشروعیت لعن توضیح داد: این سخن خداست که در شماری از آیات زمینه های استحقاق لعن را بیان کرده است. چگونه می توان «لعن کردن» را به طور مطلق نفی کرد در حالی که نفی این حقیقت قرآنی به طور مطلق، به منزله نفی قرآن کریم است.

وی پدیده «لعنت» را یک سنّت الهی برشمرد و گفت: لعنت، در مواردی تخلف ناپذیر بوده و هیچ کس یارای دفع یا رفع آن را ندارد. به طوری که خدای تعالی در آیه 52 سوره «نساء» به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هشدار داده است که: «أُولَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَنْیَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا»؛ آنان کسانی اند که خدا از رحمت خویش دورشان ساخته است و هر که را خدا از رحمت خود دور سازد هرگز برای او یاوری نخواهی یافت. لذا این بدان معنا است که اگر کسی مشمول لعنت الهی شد، هیچ کس نمی تواند به یاری او برخیزد.

حجت الاسلام بهمنی در پاسخ به چگونگی موضع گیری اسلام در برابر مؤمنان و کافران تصریح کرد: اسلام مانند برخی ادیان و مذاهب یک سویه، سِلم کلی نیست؛ بلکه اسلام عزیز که دین حقیقی در نزد خدای تعالی است مقابل هریک از اهل حق یا باطل موضع گیری متفاوت و به فراخور آن دارد.

وی ادامه داد: به افرادی که در مسیر حق، توحید و دین اسلام قراردارند بشارت داده می شود که در زندگی دنیا و آخرت از پاداش الهی برخوردار خواهند شد. همچنین به آنها که حق را دریافته ولی آن را نمی پذیرند، هشدار داده می شود که عذاب الهی را خواهند چشید و این یکی از مصادیق گرفتار شدن به لعن الهی است. بدین معنا که از رحمت الهی منع خواهند شد.

* «لعن» به منزله سنّتی از سنت های الهی

رئیس گروه علوم قرآنی مرکز فرهنگ و معارف قرآن، لعن را یک مفهوم شناخته شده و پذیرفته در منظومه مفهومی کتاب الهی و کلام معصومان ذکر کرد و افزود: براساس سیره ائمه(علیه السلام) می توان از لعن به عنوان یک سنّت الهی نام برد. این سنّت الهی به قدری در میان متدینان درونی شده است که در مسئله «لعان» که یکی از احکام حقوقی اسلامی است، هر یک از زن و مرد، یکدیگر را با کیفیّت و شرایط مخصوصی لعن می کنند تا دعوای آنها در محکمه فیصله پیدا کند. و این حکم الهی برگرفته از متن قرآن کریم است.

وی با اشاره به اینکه دسته کم ۳۶ آیه در قرآن کریم وجود دارد که خدای تعالی به صراحت مفهوم لعن را در آنها به کار برده است، عنوان کرد: آیه ۵۲ سوره «غافر» جایگاه ظالمان را در روز قیامت اینگونه بیان فرموده است: «یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» روزی که ستمگران را پوزش طلبی شان سود نمی دهد و برای آنان لعنت است و برایشان بدفرجامیِ آن سرای است.

حجت الاسلام بهمنی گفت: در آیه یادشده و بسیاری از آیات دیگر، ظلم یکی از عوامل اصلی استحقاق لعن عنوان شده است. چنانکه در آیه 88 سوره بقره «کفر» عامل شمول لعنت ذکر شده است آنجا که می فرماید: «بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا مَا یُؤْمِنُونَ»؛ بلکه خداوند آنان را به سزای کفرشان از رحمت خود دور کرده است از این رو فقط اندکی از آنان ایمان می آورند.

وی یادآور شد: خداوند متعال در آیه 161 سوره «بقره» عامل کفر را سبب شمول لعنت خدا و همه مردم برشمرده است: «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُاللَّهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ»؛ کسانی که بر کفر اصرار ورزیده و در حال کفر مرده اند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان خواهد بود. با این همه تصریحات قرآنی چگونه می توان مشروعیت لعن در اسلام را انکار کرد؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی خاطرنشان کرد: کسی که عوامل یادشده را در خود را فراهم کرده است، گویی خود، شمول لعنت را برای خود طلب کرده است. حال که خدای تعالی به دلیل عواملی مشخص آنها را در کتاب خود، از زبان پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و معصومان(علیه السلام) مشمول لعن و نفرین خوانده است، چرا بندگان خدا این خواست خدای تعالی را که حدود آن کاملاً مشخص است را انجام ندهند و افرادی که خود را مشمول لعنت ساخته اند، لعن نکنند؟

وی تصریح کرد: چرا نباید افرادی را که با ظلم، تاریخ بشریت را تغییر می دهند مورد لعن قرار نداد. طبق بیانات کتاب الهی، بدون تردید لعن الهی و ملائک متوجه این گروه است. بدین معنا که آنها با ارتکاب به کفر، ظلم، کذب و دیگرعواملی که برشمرده شد، به مقابله با رحمت الهی برخاسته اند.

* همنوایی با همه هستی در لعن کافران و ظالمان

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اظهار داشت: به ویژه کسانی که کفر و ظلم آنها به گونه ای که اقدام آنان بر تاریخ پس از آنها تا قیامت اثرگذار بوده و مردم را از هدایت و نقش آفرینی رهبرانی که خداوند آنها را برای رهبری امت ها برگزیده محروم کرده اند. آیا کسی که بر این همه انسان در طول تاریخ ظلم کرده و آنها را از دست یابی به سعادت حقیقی محروم ساخته است، استحقاق لعن را ندارد؟ این کمترین کاری است که آنان می توانند در هماهنگی با خدای تعالی و ملائک انجام دهند.

حجت الاسلام بهمنی با اشاره به آیات یادشده، عنوان کرد: در دستگاه عدل الهی به هیچ کس ظلم نمی شود. افرادی که از هدایت های مستمر الهی بهره نگرفته ، کفر ورزیدند و در حالت کفر مردند، حجت بر آنها تمام شده است. اینان استحقاق لعن دارند. البته چه بسا کسانی که به هر دلیل حجت بر آنها تمام نشده و مستضعف باشند از شمول این آیات، خارج خوهند بود.

وی گفت: بنابراین لعن یک سنت الهی، ملکوتی و سنتی است که کتاب الهی در شمار فراوانی از آیات بدان تأکید کرده است. به راستی کسانی که خود را از مسیر حق و رحمت الهی خارج می کنند گویی ظرف وجود خود را از سوی آسمان برگردانده و آن را واژگون بر زمین نهاده اند؛ در این صورت اگر به پهنه آسمان هم بر اینان رحمت ببارد باز هم چیزی نصیب آنها نخواهد شد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان اینکه همه مسلمانان در سراسر جهان به قرآن ملتزم بوده و در حجّیّت آن اختلافی ندارند، یادآور شد: از این رو می توان با الهام از آیات کلام الهی براین اعتقاد بود که اگر کسی با جهت گیری و اعمال ناشایست، خود را واجد شرایط لعن خدا و ملائک کرد؛ در حقیقت همه هستی او را لعن خواهد کرد. وقتی همه هستی آهنگ لعن او را ساز کرده است چرا ما نیز با این آهنگ الهی هماهنگ نشویم و زبان به لعن او نگشائیم.

وی ادامه داد: از سوی دیگر وقتی صلوات و سلام خود را بر محمد و آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نثارمی کنیم، در حقیقت با آهنگ همه هستی درباره آن ذوات مقدس همراه می شویم، وقتی خدا و ملائک بر پیامبر رحمت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صلوات می فرستند، چرا ما که دل در گروِ ایمان به خدا و پیامبر گرامی او داریم با نغمه صلوات خود با این سرود دلنشین در همه هستی همنوا نشویم. چنانکه خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا».

* «صلوات و لعن» دو مسئله لطیف از جانب خدای تعالی

حجت الاسلام بهمنی افزود: بنابراین شخص با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با آهنگ هستی، ملک و ملکوت همنوا می شود؛ همچنانکه در لعن بر کافران و ظالمان این همنوایی قابل تصور است؛ چرا که این دو به منزله دو سنت و قانون در قاموس هستی جریان دارند.

وی «صلوات بر معصومان» و «لعن بر کافران وظالمان» را جزو لطیف ترین خواسته هایی دانست که انسان از خدای تعالی طلب می کند و سپس اظهار داشت: هنگامی طلب صلوات شکل می گیرد، انسان موج بر موج رحمت بیکران الهی را طلب می کند و آنگاه که لعن را برای واجدان شرائط درخواست می کند، به زبان طلب از خدای تعالی ریشه کنی عوامل کفر و ظلم را مسئلت می کند.

مدیر گروه علوم قرآنی مرکز فرهنگ و معارف قرآن در بخش دیگر گفت وگوی خود به مقایسه مفهوم «لعن» با مفهوم «سبّ (فحش)» پرداخت و گفت: این دو مفهوم با یکدیگر متفاوت است و هر یک حدود شرائط جداگانه ای دارد. معمولاً لعن در نجوای با خدای تعالی در باره کافران و ظالمان درخواست می شود که امری قلبی است؛ ولی سبّ در تعامل گفتاری با دیگران رخ می دهد که در بیشتر موارد با آثار اجتماعی نامطلوب و مخرّب همراه می شود.

وی تصریح کرد: از این رو خداوند در قرآن کریم سبّ بت های مشرکان را ممنوع ساخته است. چنانکه در آیه ۱۰۸ سوره «انعام» می فرماید:«وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُم»؛ و کسانی را که مشرکان به جای خدا می خوانند، دشنام ندهید که آنان نیز خدا را از روی دشمنی که برخاسته از نادانی است، دشنام می دهند. بدین سان برای هر امتی کردارشان را آراسته ایم. پس به آنچه زیبا می دانند ناسزا مگویید. آن گاه بازگشت آنان به سوی پروردگارشان خواهد بود و او آنان را از حقیقت آنچه انجام می دادند با خبر خواهد کرد.

* راهبرد اسلام در تعامل با پیروان دیگر ادیان و مکاتب؛ راهبردی همگرا

حجت الاسلام بهمنی با الهام از آیه 64 سوره «آل عمران» گفت: تصریح کرد: این آیه راهبرد اساسی اسلام عزیز در تعامل با همه ادیان و مکاتب به ویژه ادیان ابراهیمی در جهان است. خدای تعالی در این آیه می فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَیٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَإِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًاأَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ بگو ای صاحبان کتاب آسمانی، بیایید در عمل به سخنی که میان ما و شما یکسان است گرد هم آییم، و آن اینکه جز خدای یکتا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و برخی از ما برخی دیگر را به جای خدا صاحب اختیار خود نگیرد.

وی تأکید کرد: وقتی راهبرد اساسی اسلام در تعامل با دیگر ادیان بر همگرایی اصولی استوار است، چگونه می توان همگرایی با مذاهب اسلامی را نادیده گرفت که همه آنها مؤمن به توحید و قرآن کریم و پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند.

این پژوهشگر علوم قرآنی افزود: پیروی از قرآن کریم و تعالیم پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان معصوم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) افزایش انس و الفت در میان مسلمانان راهبرد مذهب تشیع است که هیچ گاه این صراط مستقیم را رها نخواهد کرد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: بر این اساس، هرکس بتواند با اجتناب از تحریک بیهوده احساسات و ایجاد فضای انس و الفت، فاصله میان مسلمانان را کم، صفوف آنها را فشرده تر کرده، در مسیر تعالیم قرآن کریم گام بردارد خدای تعالی، پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ذوات مقدّس امامان معصوم از او خوشنود خواهند بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  انكار آيات خداوند عامل گمراهی! p# yashar1374 13 4,157 ۲۱/اسفند/۹۰ ۱۷:۵۲
آخرین ارسال: علی 110

پرش در بین بخشها:


بالا