کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وظایف منتظران (مکیال المکارم)
۹:۴۰, ۱۳/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۱ ۱۳:۱۴ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام خدمت همه دوستان گرامی
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب
به یاری خدا و توصیه یکی از دوستان قصد دارم از این به بعد وظایف منتظران از نگاه کتاب مکیال المکارم فی فوائد دعا للقائم براتون به طور مختصر شرح بدم.
امیدوارم که بتونم با اینکار قسمت ناچیزی از حقوق و مراحم آن حضرت رو ادا کرده باشم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۵۰, ۱۶/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/خرداد/۹۱ ۹:۵۱ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #21
آواتار
23- صدقه دادن به نيابت از آن حضرت

و اين از نشانه‏هاي مودّت و دوستي آن جناب و ولايت او است و بر خوبي و رُجحان آن دلالت دارد آنچه در مدح صدقه دادن و نماز خواندن به نيابت از ساير مؤمنين وارد گرديده - چنان‏که گذشت - زيرا که مولاي مؤمنين افضل افراد آنان است، و صدقه دادن از سوي او از صدقه دادن به نيابت از آنان بهتر و برتر مي‏باشد، اضافه بر فحواي دليلي که در مورد نيابت کردن از امام (‏ع) در حج و طواف و زيارت و... وارد شده، که اگر کسي آن روايات و مانند آن‏ها را جستجو نمايد رجحان داشتن انجام هر گونه عمل صالح به نيابت از آن جناب - صلوات اللَّه و سلامه عليه - را خواهد دانست.

و سيد اجل علي بن طاووس‏رحمه الله در کتاب کشف المحجة فرزندش را سفارش و امر کرده به انجام اموري که مربوط به آداب و وظايف او نسبت به مولايمان صاحب الزمان (‏ع) است، تا آنجا که گفته: «... پس در پيروي و وفاداري و تعلق خاطر و دلبستگي نسبت به آن حضرت (‏ع) به گونه‏اي باش که خداوند و رسول او (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پدران آن حضرت و خود او از تو مي‏خواهند و حوايج آن بزرگوار را بر خواسته‏هاي خود مقدم بدار هنگامي که نمازهاي حاجت را به جاي مي‏آوري، و صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي خودت و عزيزانت قرار ده، و دعا براي آن حضرت را مقدم بدار بر دعا کردن براي خودت، و نيز در هر کار خيري که مايه وفاي به حق آن حضرت است آن بزرگوار را مقدم بدار، که سبب مي‏شود به سوي تو توجه فرمايد و به تو احسان نمايد.... [1] .





----------------------------------------------------------------
[1] کشف المحجة، 152 و 151، فصل 150.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۰, ۱۶/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/خرداد/۹۱ ۱۵:۳۱ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #22
آواتار
24- صدقه دادن به قصد سلامتي آن حضرت


و در رجحان و استحباب آن ترديدي نيست، نظر به اين‏که اين کار از گونه‏هاي مودّت نسبت به قربي و بستگان پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که خداوند بندگانش را در کتاب خود به آن امر فرموده، نمي‏بيني که هرگاه فرزندت يا کسي از عزيزانت را دوست مي‏داري و بر او بيمناک هستي، به قصد سلامتي او صدقه مي‏دهي؟

پس مولاي تو از هر کسي به اين امر سزاوارتر است، اضافه بر اين‏که اين کار از اقسام صله امام (‏ع) است، و اين براي خردمندان واضح مي‏باشد، همچنان که فرق اين و بين امر پيشين با اندک تأملي ان شاء اللَّه روشن مي‏گردد.

و از شواهد بر آنچه ياد کرديم از اهتمام ورزيدن به صدقه به نيابت يا به قصد سلامت آن حضرت (‏ع) روايتي است که شيخ صدوق در مجالس به سند خود از پيغمبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آورده که فرمود: هيچ بنده‏اي ايمان نياورد تا اين‏که من نزد او از خودش محبوب‏تر باشم، و خاندانم از خاندان خودش نزد او محبوب‏تر باشند، و عترت من نزد او از عترت خودش محبوب‏تر باشند، و ذات من از ذات خودش نزد او محبوب‏تر باشد. [1] .

و اين حديث به طريق ديگري گذشت و مقتضاي آن، خوشايند بودن اظهار محبت نسبت به ايشان (‏ع) است به گونه‏اي که مؤمن براي خود و خاندانش و عائله و فرزندان و نزديکانش انجام مي‏دهد، و اين باب وسيعي است که فوايد بسياري از آن استفاده مي‏شود، چنان‏که بر اهل بينش پوشيده نيست.




----------------------------------------------------------------
[1] أمالي، 201.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۳, ۱۷/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/خرداد/۹۱ ۱۱:۳۴ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #23
آواتار
25 و 26 - حج رفتن به نيابت از آن حضرت و فرستادن نايب که از طرف آن جناب


و اين کار بين شيعيان در روزگار قديم متداول و مرسوم بوده، و بر خوبي و رجحان اين عمل - اضافه بر اين‏که خود صله و نيکي و مودّت از طرف مؤمن به امام زمانش (‏ع) مي‏باشد - چندين روايت دلالت دارد که در کتب علماي ما ذکر گرديده، از جمله: اخباري است که در استحباب حج به نيابت از مؤمنين به طور مطلق آمده و فضيلت آن بيان شده است، مانند:

1 - روايت ابن مسکان که در کافي از حضرت امام صادق (‏ع) آمده که راوي گويد:
به آن حضرت عرضه داشتم: کسي از سوي شخص ديگري حج به جاي مي‏آورد چقدر اجر و ثواب براي او خواهد بود؟ فرمود: «براي کسي که از سوي شخص ديگري حج مي‏کند اجر و ثواب ده حج خواهد بود». [1] .
2 - شيخ صدوق در کتاب «من لايحضره الفقيه» از امام صادق (‏ع) روايت آورده که از آن حضرت سؤال شد درباره شخصي که از سوي شخص ديگري حج به جاي آورد آيا چيزي از اجر و ثواب براي او هست؟
فرمود: براي کسي که از سوي شخص ديگري حج به جاي مي‏آورد اجر و ثواب ده حج هست، و او و پدر و مادر و پسر و دختر و برادر و خواهر و عمه و عمو و دايي و خاله‏اش آمرزيده مي‏شوند، خداي تعالي رحمتش وسيع و او کريم است. [2] .

و...
مي‏گويم {نویسنده} : اين دو حديث و احاديث ديگري که به خاطر رعايت اختصار نياورديم، بر استحباب نيابت در حج از سوي مؤمنين و مؤمنات - چه زنده يا مرده باشند - دلالت دارند، به ويژه اگر از خويشاوندان باشند، پس نيابت در حج از سوي مولايمان حضرت صاحب الزمان (‏ع) قدرش بالاتر و ثوابش برتر است، زيرا که آن حضرت مقامش از همه اهل ايمان بالاتر و شأن و اجرش از تمامي آنان برتر است، به خصوص با ملاحظه رواياتي که پيش‏تر آورديم که تصريح دارند بر اين‏که رعايت خويشاوندان رسول اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مهم‏تر و برتر و عظيم‏تر است.


27 و 28 - طواف بيت الله الحرام به نيابت از امام و نايب ساختن ديگري تا از طرف آن حضرت طواف نمايد

پس از آن‏که ثابت کرديم طواف به نيابت از آن جناب مستحب است، استحباب نايب ساختن ديگري براي اين‏که از طرف آن بزرگوار طواف نمايد واضح است، زيرا که اينکار دوستي و احسان مي‏باشد، اضافه بر اين‏که مقدّمه طواف به نيابت از آن حضرت‏ (علیه السلام) است، بنابراين خوبي و رجحان آن به حکم عقل ثابت است.

و نيز بر اين مطلب دلالت دارد فحواي آنچه بر استحباب نايب فرستادن براي انجام حج از ناحيه آن حضرت (‏ع) دلالت مي‏کند، بلکه مي‏توان گفت: چون رجحان اصل عمل ثابت شد شرط بودن مباشرت (که خود شخص عمل را انجام دهد) منتفي است، به دليل اصل، هر چند که اگر مؤمن خودش آن عمل را انجام دهد مرتبه والايي از فضيلت را در مي‏يابد. و امّا آنچه بر استحباب طواف کردن از سوي امام زنده به طور خاص دلالت دارد.

روايتي است که ثقة الإسلام کليني در کافي به سند خود از موسي بن القاسم آورده که گفت: به حضرت ابوجعفر ثاني امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: مي‏خواستم از سوي شما و پدر شما طواف کنم، به من گفته شد: به نيابت از اوصيا طواف کردن درست نيست.

آن حضرت‏ (علیه السلام) به من فرمود: بلکه هر قدر که توانستي طواف کن که آن جايز است.

سپس بعد از سه سال به آن حضرت عرضه داشتم: پيش از اين از شما اجازه خواستم که از سوي شما و پدر شما طواف کنم به من اجازه فرموديد، پس آنچه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چيزي بر دلم گذشت و به آن عمل کردم.

فرمود: آن چه بود؟

عرض کردم: روزي از طرف رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) طواف نمودم. آن حضرت‏ (علیه السلام) سه مرتبه گفت: درود خداوند بر رسول خدا.

ع
رض کردم: روز دوّم از طرف اميرالمؤمنين {علی} (‏ع) و روز سوم از طرف امام حسن و روز چهارم از طرف امام حسين، و روز پنجم از طرف علي بن الحسين، و روز ششم از طرف ابوجعفر محمد بن علي، و روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، و روز هشتم از طرف پدرت امام موسي، و روز نهم از طرف پدرت امام علي (رضا) و روز دهم از طرف شما اي آقاي من طواف کردم، و اينان هستند کساني که به ولايتشان خداوند را دينداري مي‏کنم.

فرمود: بنابراين به خدا سوگند خداي را دينداري مي‏کني به ديني که جز آن را از بندگان نمي‏پذيرد.

عرض کردم: و بسا که از طرف مادرت فاطمه - ‏عليها السلام - طواف کردم و گاهي طواف ننمودم

فرمود: «اين طواف را بسيار کن که ان شاء اللَّه بهترين عملي است که تو انجام داده‏اي». [3] .


و از دلايل استحباب طواف نمودن از عموم مؤمنين روايتي است که در کافي به سند خود از ابوبصير از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق‏ (علیه السلام) آورده که فرمود: «هر کس پدر يا خويشاوندي را صِلِه کند پس از طرف او طواف نمايد، اجر آن به طور کامل براي او خواهد بود، و براي کسي که از سوي او طواف کرده مانند پاداش او خواهد بود و او به خاطر گرامي داشتن پيوند آن شخص، با ثواب طواف ديگري فزوني خواهد يافت». [4]
----------------------------------------------------------------
[1] فروع کافي، 312:4، باب حج به نيابت، ح 2.
[2] من لايحضره الفقيه، 2: 223،222، ح 9.
[3] فروع کافي، 314:4.
[4] فروع کافي، 314:4.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۷, ۲۱/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/خرداد/۹۱ ۱۷:۱۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #24
آواتار
27 و 28 - طواف بيت الله الحرام به نيابت از امام و نايب ساختن ديگري تا از طرف آن حضرت طواف نمايد




پس از آن‏که ثابت کرديم طواف به نيابت از آن جناب مستحب است، استحباب نايب ساختن ديگري براي اين‏که از طرف آن بزرگوار طواف نمايد واضح است، زيرا که اينکار دوستي و احسان مي‏باشد، اضافه بر اين‏که مقدّمه طواف به نيابت از آن حضرت‏ (علیه السلام) است، بنابراين خوبي و رجحان آن به حکم عقل ثابت است.

و نيز بر اين مطلب دلالت دارد فحواي آنچه بر استحباب نايب فرستادن براي انجام حج از ناحيه آن حضرت‏ (علیه السلام) دلالت مي‏کند، بلکه مي‏توان گفت: چون رجحان اصل عمل ثابت شد شرط بودن مباشرت (که خود شخص عمل را انجام دهد) منتفي است، به دليل اصل، هر چند که اگر مؤمن خودش آن عمل را انجام دهد مرتبه والايي از فضيلت را در مي‏يابد.

و امّا آنچه بر استحباب طواف کردن از سوي امام زنده به طور خاص دلالت دارد روايتي است که ثقة الإسلام کليني در کافي به سند خود از موسي بن القاسم آورده که گفت: به حضرت ابوجعفر ثاني امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: مي‏خواستم از سوي شما و پدر شما طواف کنم، به من گفته شد: به نيابت از اوصيا طواف کردن درست نيست.

آن حضرت (‏ع) به من فرمود: بلکه هر قدر که توانستي طواف کن که آن جايز است.

سپس بعد از سه سال به آن حضرت عرضه داشتم: پيش از اين از شما اجازه خواستم که از سوي شما و پدر شما طواف کنم به من اجازه فرموديد، پس آنچه خدا خواسته بود از شما و پدرتان طواف کردم، سپس چيزي بر دلم گذشت و به آن عمل کردم.

فرمود: آن چه بود؟

عرض کردم: روزي از طرف رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) طواف نمودم.

آن حضرت‏ (علیه السلام) سه مرتبه گفت: درود خداوند بر رسول خدا.

عرض کردم: روز دوّم از طرف اميرالمؤمنين {علی} (‏ع) و روز سوم از طرف امام حسن و روز چهارم از طرف امام حسين، و روز پنجم از طرف علي بن الحسين، و روز ششم از طرف ابوجعفر محمد بن علي، و روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، و روز هشتم از طرف پدرت امام موسي، و روز نهم از طرف پدرت امان علي (رضا) و روز دهم از طرف شما اي آقاي من طواف کردم، و اينان هستند کساني که به ولايتشان خداوند را دينداري مي‏کنم.

فرمود: بنابراين به خدا سوگند خداي را دينداري مي‏کني به ديني که جز آن را از بندگان نمي‏پذيرد.

عرض کردم: و بسا که از طرف مادرت فاطمه‏ -عليها السلام- طواف کردم و گاهي طواف ننمودم

فرمود: اين طواف را بسيار کن که ان شاء اللَّه بهترين عملي است که تو انجام داده‏اي». [1] .

و از دلايل استحباب طواف نمودن از عموم مؤمنين روايتي است که در کافي به سند خود از ابوبصير از حضرت ابوعبداللَّه امام صادق (‏ع) آورده که فرمود: «هر کس پدر يا خويشاوندي را صِلِه کند پس از طرف او طواف نمايد، اجر آن به طور کامل براي او خواهد بود، و براي کسي که از سوي او طواف کرده مانند پاداش او خواهد بود و او به خاطر گرامي داشتن پيوند آن شخص، با ثواب طواف ديگري فزوني خواهد يافت». [2] .



----------------------------------------------------------------
[1] فروع کافي، 314:4.
[2] فروع کافي، 314:4.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۶, ۲۳/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/خرداد/۹۱ ۱۷:۱۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #25
آواتار
29- زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومين به نيابت از مولايمان صاحب الزمان


و مي‏توان در اين باره استناد جست - اضافه بر اين‏که اين عمل از اقسام صله امام است و خواهد آمد که از مهم‏ترين کارهاي بندگان مي‏باشد -.

1 - به آنچه گذشت در استحباب صدقه دادن از سوي آن حضرت.

2 - و به فحواي آنچه دلالت مي‏کند بر استحباب حج و طواف بيت اللَّه الحرام به نيابت از امام (‏ع).

3 - و به آنچه در مورد زيارت مشاهد مشرّفه به نيابت از عموم مؤمنين وارد گرديده است.
[/b]
چنان‏که در کافي از علي بن ابراهيم حضرمي از پدرش از حضرت ابوالحسن موسي بن جعفر (علیه السلام) روايت آمده که ضمن حديثي فرمود:... پس هرگاه به نزد قبر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفتي و آنچه بر تو لازم است به جاي آوردي، دو رکعت نماز بگزار، سپس بالاي سر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بايست و بگو: سلام بر تو اي پيغمبر خدا از طرف پدرم و مادرم و همسرم و فرزندانم و تمام بستگانم، و از سوي تمام اهل شهرم آزاد و برده و سفيد و سياهِ آنان، پس اگر به کسي بخواهي بگويي من از سوي تو بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سلام کردم راست گفته باشي. [1] .


4 - و به اين‏که از جمله امور متداول متعارف بين خواص و عوام شيعه از زمان‏هاي گذشته تا زمان ما، نيابت نمودن در مشاهد مشرفه است، و علماي ما - رضوان اللَّه عليهم - عنوان و چگونگي آن را در کتاب‏هاي زيارات و غير آن‏ها يادآور شده‏اند، و فرق گذاشتن بين امام و غير او از مؤمنين در اين باره چيزي است که دل‏هاي اهل دين و بينش و يقين آن را نمي‏پذيرد.

5 - و به اين‏که چون از دلايل گذشته، خوبي و رُجحان نيابت کردن از آن حضرت (‏ع) را در حج و طواف دانستيم، و به رواياتي که در مورد برتر بودن زيارت مشاهد امامان (‏ع) از نيابت کردن شيعيانشان از ايشان در حج و عمره و طواف خرسند مي‏شوند، يقين مي‏کنيم که خرسندي و سرور امام (‏ع) بالاتر خواهد بود هرگاه مؤمن، زيارت مشاهد مشرفه پدرانش را به نيابت از حضرتش انجام دهد، و اين وجه هر چند که بر مبناي قواعد علم اصول تمام نيست، ولي نزد صاحبان خرد قطعي و مسلّم است.

6 - و به آنچه علّامه مجلسي‏رحمه الله در مزار بحار به نقل از مؤلف مزار کبير حکايت نموده، و اين است عبارت حکايت شده: و حضرت ابوالحسن عسکري (‏ع) زيارت کننده‏اي را از سوي خود به مشهد حضرت ابي عبد اللَّه (‏ع) فرستاد، پس فرمود: براي خداوند جاهايي است که دوست مي‏دارد در آن‏ها دعا شود که اجابت فرمايد، و البته حائر امام حسين (‏ع) از آن جاها است. [2] .


مي‏گويم: هرگاه استحباب نيابت کردن از آن حضرت (‏ع) در زيارت بعضي از مشاهد امامان (‏ع) ثابت شد، پس بدون ترديد بين آن حَرَم و مشاهد ديگر امامان‏ (علیه السلام) تفاوتي نخواهد بود.

توجه:

بدان که از جمله کساني که تصريح کرده‏اند به استحباب زيارت مشاهد پيغمبر و ائمه معصومين‏ (علیه السلام) به نيابت از معصومين‏ (علیه السلام) و از مؤمنين، عالم محدث عاملي‏رحمه الله در کتاب وسائل الشيعه است، که گفته: باب استحباب زيارت از سوي مؤمنين و معصومين‏ (علیه السلام). [3]


سپس روايت داوود صرمي را از حضرت ابوالحسن امام هادي عسکري‏ (علیه السلام) آورده که گفت: به آن حضرت‏ (علیه السلام) عرض کردم: من پدر شما را زيارت کردم و آن را براي شما قرار دادم، فرمود: به سبب آن براي تو از سوي خداوند پاداش و اجر بزرگي است و ما از تو سپاسگزاريم.

مي‏گويم: در اين حديث بر مطلب مورد بحث دلالتي نيست، چون ظاهر از آن هديه کردن ثواب زيارت است نه نيابت نمودن در زيارت، و بر فرض که ظهور اين مطلب را انکار نمايي لااقل احتمال اين معني در اينجا هست، و با احتمالِ خلاف، استدلال ساقط است.



----------------------------------------------------------------
[1] فروع کافي، 314:4.
[2] بحارالانوار، 257:102.
[3] وسائل الشيعه، 464:10، باب 103، ح 1.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۱, ۱/تیر/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
30- استحباب اعزام نايب براي زيارت از سوي آن حضرت‏


نايب فرستادن به منظور زيارت از سوي آن حضرت (‏ع) [از وظايف مستحبّي مؤمنان است] ، و رجحان اين عمل - پس از ثبوت استحباب نيابت - ظاهر مي‏باشد، زيرا که ياري نمودن بر نيکي و تقوي است، و مودّت نسبت به ذوي القُربي (=خاندان پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و صِلِه امام (‏ع) مي‏باشد. بلکه براي استحباب آن به تمام آنچه در حج و طواف و نايب گرفتن ديگري که حج و طواف نمايد گذشت، مي‏توان استدلال کرد و استناد جست.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۱, ۵/تیر/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
31- سعي در خدمت کردن به آن حضرت


تلاش در جهت خدمت کردن به آن جناب (‏ع) به آنچه در زندگي مي‏تواني انجام دهي، که به مقتضاي روايات بيان گرديد که زندگی تو به برکت آن حضرت (علیه السلام) است، تا اين‏که به فرشتگان خداوند که مأمورند خدمتگذار حضرتش باشند، تأسّي جسته باشي و رواياتي که دلالت دارند بر اين‏که فرشتگان خدمتگزاران امامان‏ (علیه السلام) هستند و دستورات‏شان را انجام مي‏دهند، و در محضر ايشان جز با اجازه‏شان نمي‏نشينند {و بسيار است روایاتی از این دست که با آوردن آن مطلب را طولاني نمي‏کنيم}

و در اينجا به جهت استشهاد براي آنچه گفتيم به حديثي از امام صادق (‏ع) اکتفا مي‏کنيم، آن جناب در حديثي که پيش‏تر در بيان شرافت آن حضرت‏ (علیه السلام) آورديم چنين فرمود: و اگر دوران او را دريابم تمام مدت زندگاني‏ام در خدمت او خواهم بود.

از نکته‏هاي سخن امام‏ صادق (علیه السلام) اشاره به اين است که پیروان امام قائم (‏ع) بهترين پيروان هستند و رعيّت آن جناب از سايرين برترند، و اصحاب او شرافتمندترين اصحاب مي‏باشند، همچنان که امّت حضرت خاتم النّبيّن‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) افضل امّت‏ها و برترين امّت‏ها مي‏باشند، زيرا که مرتبه بستگان و پيروان هر شخص به حسب رتبه و مقام خود آن شخص متفاوت است،

اين مطلب روشن است و هيچ پوششي بر آن نيست، و شواهد بسياري در روايات دارد:

1- عبارت پيغمبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که پيروان آن جناب را برادران خود خواندند.

2- اين‏که آنان برترين افراد هر زمان مي‏باشند، چنان‏که در حديث ابوخالد از حضرت سيّدالساجدين (‏ع) آمده است. [1]

3- چند برابر شدن ثواب عبادت‏هاي‏شان، چنان‏که در روايت عمّار از امام صادق‏عليه السلام آمده است. [2]
اين حديث در کتاب‏هاي کافي [3] و کمال الدين و بحار [4] و غير آن‏ها از کتب اخبار روايت شده است.

4- اين‏که يقين آنان قوي‏تر و ايمان‏شان شگفت‏انگيزتر است. [5]

5- آنان رفقاي پيغمبرند و گرامي‏ترين افراد امّت او در قيامت. [6]

6- در غيبت شيخ طوسي به نقل از کتاب فضل بن شاذان به سند صحيحي عالي از حضرت امام صادق‏ (علیه السلام) آمده که فرمود: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: به زودي قومي پس از شما خواهند آمد که يک مرد از آنان پاداش پنجاه تن از شما را خواهد داشت.
گفتند: يا رسول اللَّه ما در غزوات بدر و أُحُد و حنين با تو بوديم و قرآن درباره ما نازل گشت!
آن حضرت‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: به درستي که اگر آنچه بر آنان وارد مي‏شود بر شما وارد گردد همچون آنان صبر نخواهيد کرد. [7]

و ...


مي‏گويم {نویسنده}: اي برادران من! اکنون که قسمتي از فضيلت و برتري اتباع و سعي کنندگان در خدمت مولايمان صاحب الزمان (‏ع) را دانستيد، پس بر شما باد که در اطاعت و خدمت آن جناب سعي و کوشش کنيد، و آن نعمت بزرگ و موهبت سترگ را سپاسگزاري نماييد، و با جدّيت و تلاشتان به آن دوام بخشيد، و ياد آن حضرت را با طولاني شدن مدّت آن فراموش نکنيد و بر محنت‏هايي که در دوران کوتاه عمر بر شما مي‏رسد صبر داشته باشيد تا به راحتي طولاني برسيد. خداوند تعالي به فضل و کرمش ما را از چنين کساني قرار دهد، که او به بندگانش نزديک و اجابت کننده دعا است.


در اينجا چند مطلب هست که شايسته است مورد توجه و تذکر قرار گيرند؛

اوّل: اين‏که در سرور و سالارمان حضرت صاحب الزمان - عجل اللَّه تعالي فرجه - اموري جمع و کمال يافته‏اند که هر کدام به تنهايي سبب مستقلي هستند که مقتضي سعي در خدمت آن جناب و تلاش در جهت اطاعت آن بزرگوار مي‏باشند. از جمله: ولايت مطلقه و خلافت و جانشيني آن حضرت از خداوند و رسول او (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).


دوم: بدان که خدمت از دو جهت از نصرت و ياري کردن اخصّ است؛
1- اين‏که خدمت به طور مستقيم انجام مي‏گردد، ولي ياري کردن به طور غير مستقيم و به واسطه شخص ديگر نيز حاصل مي‏شود.
2- اين‏که خدمت کردن مشتمل بر تواضع و فروتني و اظهار کوچکي و مذلّت براي مخدوم مي‏باشد، برخلاف نصرت و ياري، پس هر خدمتي ياري کردن نيز هست ولي عکس آن چنين نيست.

سوم: اين‏که خدمت کردن به مولايمان صاحب الزمان - صلوات اللَّه عليه - با انجام دادن کاري که آن حضرت به آن امر فرموده يا کاري که تجليل و توقير يا نصرت و ياري و يا احسان به آن جناب است حاصل مي‏گردد، هر چند که به طور خاص به آن عمل امر نکرده باشد، و گاهي اين عناوين در بعضي از کارهاي نيک جمع مي‏شود، مانند دعا کردن براي تعجيل فَرَج آن حضرت، و بر پا کردن مجالسي که براي يادآوري او تشکيل مي‏گردد، و تأليف کتاب‏هايي که مربوط به آن بزرگوار است و ...


----------------------------------------------------------------
[1] کمال الدين، 320:1.
[2] کمال الدين، 643:2، ح 7.
[3] اصول کافي، 333:1.
[4] بحارالانوار، 127:52، باب 22، ح 20.
[5] کمال الدين، 288:1.
[6] کمال الدين، 286:1.
[7] غيبت، شيخ طوسي:275.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۹, ۶/تیر/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
32- اهتمام ورزيدن به ياري آن جناب


زيرا که هر کس آن حضرت را ياري نمايد در حقيقت خداي عز و جل را ياري نموده، خداي تعالي فرموده است:

«وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ»؛ [1]

و به تحقيق که خداوند ياري مي‏کند کسي که او را ياري نمايد، همانا خداوند در منتهاي قدرت و توانايي است.

و نيز خداي عز و جل فرموده:

«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْکُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ»؛ [2]

اگر خداوند را ياري کنيد، او شما را ياري مي‏کند و گام‏هاي‏تان را ثابت و استوار مي‏سازد.

و سخن در اين زمينه در سه مطلب بيان مي‏گردد :


مطلب اوّل : بدون ترديد خداي قادر متعال هيچ گونه نيازي و احتياجي به ياري کسي ندارد، زيرا که او واجب الوجود است، غني بالذّات مي‏باشد و همه مخلوقات نيازمند به اويند، چنان‏که خداوند - تعالي شأنه - فرموده:

«أَنْتُمُ الفُقَرآءُ إِلَي اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الغَنِيُّ الحَمِيدُ»؛ [3]

شما همه به خداوند محتاج و فقيريد و خداوند خود غَنِي بالذّات و ستوده صفات است.

بنابراين منظور از ياري کردن خداوند - چنان‏که مفسرين يادآور شده‏اند و اخبار بر آن دلالت دارند - عبارت است از ياري کردن دين خدا، و ياري کردن پيغمبر و ائمه اطهار و اولياي بزرگوار (علیه السلام)، و به عبارت ديگر، هر آن‏که در ياري کردنش رضاي خداي تعالي هست، ياريِ او در حقيقت ياري کردن خداوند مي‏باشد، و اين مطلب آن‏ قدر روشن و واضح است که ديگر احتياج به شاهد و برهاني بر آن نيست.


مطلب دوم : بدان که منظور از ياري نمودن آن حضرت‏ (علیه السلام)، اقدام کردن و همکاري نمودن در هر کاري است که شخص بداند موردنظر و خواست آن بزرگوار است، و لذا چگونگي ياري کردن بر حسب زمان‏ها و احوال و مکان‏ها متفاوت مي‏شود، ياري کردن در زمان حضورش به گونه خاصي انجام مي‏گردد، و در زمان غيبتش نحوه ديگري دارد، پس گاهي ياري کردن به وسيله تقيه انجام مي‏شود، و گاهي با دعوت به او است، و گاهي با جهاد کردن در رکاب او، و گاهي هم به دعا کردن براي تعجيل فَرَج و ظهورش، و گاهي با ذکر فضايل و صفات و دلايل و معجزات و نشانه‏هاي آن جناب، و گاهي با ياري کردن دوستان و محبّانش، و گاهي با تأليف و نشر کتاب‏ها انجام مي‏گردد، و گونه‏هاي ديگر ياري کردن که بسيار است و بر صاحبان بينش پوشيده نيست.




مطلب سوم : در بيان چگونگي ياري کردن خداوند است نسبت به بندگانش که آن را جزاي نصرت و ياري آن‏ها به اولياي خداي تعالي و دين و رسولان خود قرار داده است، بر اساس آنچه از روايات استفاده کرده‏ايم. مي‏گوييم: ممکن است منظور از اين نصرت آن است که خداي تعالي بنده‏اش را در آساني و سختي، و گرفتاري و راحتي ياري فرمايد، به اين‏که بنده را از اموري که او را از رحمتش دور مي‏سازد محفوظ بدارد، از قبيل شرارت و تبختُر و سرکشي و طغيان و صفات هلاک کننده ديگر که هنگام رفاه و خوشي بر بندگان عارض مي‏شود، و مانند: بي‏تابي و جزع و کسالت و خودباختگي و امثال اين‏ها که در موقع بلا و گرفتاري در بندگان پديد مي‏آيد. امّا پيروزي بر دشمنان در اين دنياي فاني، تابع مصالح و حکمت‏هاي الهي است، و به حسب زمينه‏ها و زمان‏ها متفاوت مي‏گردد، پس گاهي دوستانش در دنيا غالب مي‏شوند، و گاهي مغلوب مي‏گردند، به خاطر حکمت‏ها و علّت‏هاي خاصي، که بعضي از آن‏ها در اخباري که از امامان معصوم (‏ع) روايت شده بيان گرديده‏اند، و آوردن آن اخبار با رعايت اختصار سازگار نيست.


توجّه:

بدان که در وجود مقدس حضرت ولي‏عصر - صلوات اللَّه عليه - اموري جمع گرديده که هر کدام از آن‏ها موجب اهتمام ورزيدن در نصرت و ياري آن جناب است، زيرا که ياري نمودن او ياري کردن مظلوم، و نصرت غريب، و ياري عالم، و کمک به ذي القربي، و نصرت وليّ نعمت، و ياري نمودن واسطه نعمت، و نصرت کسي که خداوند او را ياري مي‏کند و نصرت کريم و شريف و طريد و خونخواه و مهجور و... مي‏باشد، و امور ديگري که براي کسي که دقت کند و با مولاي خود اُنس داشته باشد، روشن مي‏گردد، خداي تعالي ما را در هر گونه ناگواري سپر بلاي حضرتش قرار دهد. عقل بهترين گواه بر اين مطلب است.



----------------------------------------------------------------
[1] سوره حج، آيه 40.
[2] سوره محمد صلي الله عليه وآله، آيه 7.
[3] سوره فاطر، آيه 15.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۵, ۷/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۱ ۱۴:۵۹ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #29
آواتار
34- تجديد بيعت با آن حضرت‏ بعد از فرايض همه روزه و هر جمعه


تجديد بيعت با آن حضرت‏ (علیه السلام) بعد از هر نماز از فرايض پنج‏گانه، يا در هر روز، و يا در هر جمعه، [از وظايف اهل ايمان است] . و سخن اول در معني بيعت است، و ديگر در حکم آن، پس در اينجا دو مبحث است:

مبحث اول : معني بيعت در لغت و شرع

گاهي بيعت و مبايعت به معني هم‏عهدي و عقد بستن با يکديگر به کار مي‏رود. چنان‏که در مجمع البحرين آمده است: مبايعت، معاقده و معاهده است، گويي هر کدام از دو طرف بيعت آنچه نزدش هست به ديگري واگذار کرده و خود را کاملاً در اختيار او قرار داده است. [1]

و بيعت به اين معني در دعاي عهدي که براي هر روز روايت شده، و دعاي عهدي که تا چهل بامداد روايت گرديده ياد شده است.[2] و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه امّت را امر فرمود که به اين گونه بيعت با امامان‏ (علیه السلام) بيعت نمايند، چه کساني که حاضر بودند و چه غايب ... [3] و بدون شک بيعت کردن به اين معني از لوازم و علايم ايمان است.


اين بيعت {جز} به دو امر تحقّق نمي‏يابد:

1- تصميم قلبي محکم و ثابت بر اطاعت امر امام (‏ع) و ياري کردن او با نثار جان و مال
2- به زبان آوردن آنچه آن دو، دل بر آن بسته‏اند

در کافي از حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق‏ (علیه السلام) روايت آمده که فرمود: هر کس از جماعت مسلمانان جدا شود و صفقه (=بيعت) امام را بشکند، [در قيامت] دست بريده به سوي خداي - عزّوجلّ - آيد. [4]


مبحث دوم : در حکم بيعت

در اينجا بايد گفت: بيعت به معني {که در بالا نوشته شد} بر همه افراد از مرد و زن، برده و آزاد واجب است، بلکه ايمان جز به آن تحقُّق نمي‏يابد، چون اصل ايمان همان إلتزام با دل و زبان به اطاعت فرمان پيغمبر و امام و تسليم بودن به ايشان و ياري نمودن آنان با جان و مال مي‏باشد.

روايتي که از طريق عامّه در کتاب‏هاي مسلم و بخاري و ربيع الأبرار زمخشري آمده که پيغمبر اکرم‏ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «هر کس در حالي بميرد که نسبت به امام مسلمين بيعتي بر گردن او نباشد، به مرگ جاهليّت مرده است» [5]

..........

تجديد بيعت در هر روز

مستحب است بيعت ياد شده هر روز تجديد گردد، به دليل آنچه سيد اجل علي بن طاووس در کتاب مصباح الزّائر، و ديگر علماي ما نيز در کتاب‏هاي خود ياد کرده‏اند اين‏که از جمله اموري که مستحب است هر روز بعد از نماز صبح خوانده شود اين دعا است : «اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلايَ صاحِبَ الزَّمانِ ... [6]

دعاي عهد

و از جمله دعاهاي رسيده که مشتمل بر تجديد بيعت براي حضرت صاحب الامر (علیه السلام) است، روايتي است که سيد بن طاووس و غير او به سندهايشان از مولايمان حضرت امام صادق‏ (علیه السلام) آورده‏اند که فرمود: هر کس چهل روز اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم‏ (علیه السلام) خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خداي تعالي او از زنده خواهد کرد تا در رکاب آن جناب جهاد نمايد و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برايش نوشته مي‏شود و هزار کار بد از او محو مي‏گردد، آن دعا چنين است: «اَللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ العَظِيمِ ...

تجديد بيعت در هر جمعه

و مستحب است عهد و بيعت با آن حضرت (‏ع) در هر جمعه تجديد و تازه گردد، نظر به روايتي که پيش‏تر آورديم اين‏که فرشتگان هر جمعه در بيت المعمور جمع مي‏شوند، و عهد ولايت امامان (‏ع) را تجديد مي‏نمايند، اضافه بر دعايي که از حضرت سيّد العابدين‏ (علیه السلام) روايت آمده و بر اين مطلب مشتمل است. اين دعا را در کتاب ابواب الجنّات في آداب الجمعات ياد کرده‏ايم، اضافه بر اين‏که روز جمعه روزي است که خداوند بر ولايت آنان‏ (علیه السلام) از جهانيان پيمان گرفته است.


----------------------------------------------------------------
[1] مجمع البحرين، 345:2، ماده (بيع).
[2] بحار الانوار، 111:102.
[3] احتجاج، 66:1.

[4] اصول کافي، 405:1.
[5] صحيح مسلم، 1478:3، صحيح بخاري، 13:2، ربيع الأبرار، 221:4.
[6] بحار الانوار، 111:102.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۹, ۸/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۰:۵۰ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #30
آواتار
35- صله آن حضرت‏ به وسيله مال


به اين‏که مؤمن بخشي از دارايي خود را براي امام زمانش - سلام اللَّه عليه - هديه کند، و هر سال به اين عمل مداومت نمايد، و در اين عمل شريف، غني و فقير و حقير و شريف و مرد و زن يکسانند، الاّ اين‏که ثروتمند به مقدار توانايي‏اش تکليف دارد، و فقير به مقدار استطاعت خود مکلّف مي‏گردد.

خداي - عزّوجلّ - فرموده:

«لا يُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها»؛ [1]

خداوند هيچ کس را جز به مقدار توانش تکليف نمي‏کند.

و در روايات مقدار معيّني براي مصرف مال در آن جهت شريف بيان نگرديده، چون ظاهراً اين عمل از مستحبات مؤکَّده‏اي است که در سخنان امامان (‏ع) به عنوان «فريضه» از آن تعبير آمده است. و بر آنچه ياد کرديم دلالت دارد آنچه شيخ کليني‏رضي الله عنه در کافي به سند خود روايت آورده از حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق‏ (علیه السلام) که فرمود: «هيچ چيز نزد خداوند محبوب‏تر از اختصاص دادن درهم به امام‏ (علیه السلام) نيست، و به درستي که خداوند درهم را براي او (پرداخت کننده) در بهشت همچون کوه احد قرار دهد.

سپس امام صادق (‏ع) فرمود: خداونددر کتابش فرموده است:

«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أضْعافاً کَثِيرَةً»؛ [2]

چه کسي به خداوند وامي نيکو مي‏دهد تا خداوند [عوض] وام را چندين برابر، بسيار سازد.

امام فرمود: به خدا سوگند! که اين در خصوص صله امام است. [3]

و ...


و شايسته است دو نکته را تذکر دهيم :

1- اين‏که صله امام‏ (علیه السلام) در مثل اين زمان از صله امام در زمان ظهور دولت حقّه و تسلّط يافتن آن جناب بهتر است.

و شاهد بر اين است آنچه در کافي و غير آن در حديث مسندي از عمّار ساباطي آمده که گفت: به حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق‏ (علیه السلام) عرضه داشتم: کدام يک بهتر است، عبادت پنهاني با امام پنهان شده شما در دولت باطل يا عبادت در دوران ظهور حق و دولت آن با امام آشکار از شما؟

فرمود: اي عمّار! به خدا که صدقه در سرّ، از صدقه آشکارا بهتر است، همين‏طور به خدا قسم! عبادت شما در پنهاني با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و با ترس از دشمنتان و يا در حال متارکه [مخالفان] با او بهتر است از کسي که خداي - عزّوجلّ - را در زمان ظهور حق با امام بر حق ظاهر در دولت حق عبادت نمايد، و عبادت توام با ترس در دولت باطل همچون عبادت و امنيت در دولت حق نيست.

2- نکته دوم: اين‏که صله امام (‏ع) در زمان غيبت با مصرف کردن مال در مصارف و مخارجي که مي‏داند آن حضرت (‏ع) به آن‏ها رضايت دارد و محبوب اوست انجام مي‏گيرد، با قصد صله او، مانند چاپ کردن کتاب‏هايي که مربوط به آن حضرت است، و بر پا کردن مجالس يادآوري آن جناب، و دعوت به او، و صله شيعيان و دوستانش به خصوص سادات علوي و علماي ترويج کننده شرع مقدس، و راويان احاديث ائمه طاهرين، و مانند اين‏ها... از گونه‏هاي صِلِه که بر اهل آن پوشيده نيست.



----------------------------------------------------------------
[1] سوره بقره: آيه 286.
[2] سوره بقره، آيه 245.
[3] اصول کافي، 537:1.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Video کلیپ جدید وظایف منتظران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - استاد رائفی پور 313rahro 0 120 ۲/اسفند/۹۶ ۱۶:۱۲
آخرین ارسال: 313rahro
  آخرین وظایف منتظران قلب 8 1,569 ۱۴/بهمن/۹۴ ۲۱:۰۷
آخرین ارسال: قلب
  وظایف منتظران ghoran 7 1,431 ۱۹/دی/۹۴ ۱۰:۴۳
آخرین ارسال: در جستجوی سختی
  فوائد دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (مکیال المکارم) در جستجوی سختی 75 33,815 ۳۱/تیر/۹۴ ۹:۰۳
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اوقات و حالات تأکيد شده دعا برای امام زمان (علیه السلام) (مکیال المکارم) در جستجوی سختی 14 6,292 ۲۹/مرداد/۹۲ ۲۱:۵۳
آخرین ارسال: در جستجوی سختی
  چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ...؟!! (مکیال المکارم) در جستجوی سختی 48 12,410 ۱۸/فروردین/۹۲ ۱۵:۲۹
آخرین ارسال: در جستجوی سختی
  وظایف منتظران - دانلود مستند "نقشه ی راه ظهور" 59-11(یامهدی) 1 1,744 ۱۰/تیر/۹۱ ۱۳:۵۹
آخرین ارسال: aassdd

پرش در بین بخشها:


بالا