کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
۩۩بیاد پاسداران شکنجه شده توسط منافقین۩۩
۹:۵۳, ۳۰/خرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/فروردین/۹۶ ۷:۰۷ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
کهیعص

[تصویر: 8.png]

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد



با عرض معذرت خدمت خانواده های شهدای مذکور مجموعه زیر تقدیم میشود
علت اصلی آن است که نسل امروز ،منافقین را نمیشناسند
عزیزان حامیان امروز منافقین را بشناسید
تذکر:سه شهید بزرگوار تنها قربانیان عملیات مهندسی نبوده اند

اوايل دهه 60 و پس از ناکامي‌هاي متعدد منافقين در کشور، اين سازمان اقدام به انجام عمليات‌هايي با نام "عمليات‌هاي مهندسي " مي‌کند که طي آن برخي افراد و جوانان مومن و گاها افراد عادي جامعه، توسط تيم‌هاي ترور آنها ربوده و پس از شکنجه‌هاي فراوان به شهادت مي‌رسند. عمليات هايي که به گفته خودشان در آن هر کس چه اطلاعات بدهد و چه اطلاعات ندهد، بايستي کشته شود.
يکي از اعضاي دستگيره شده منافقين در بازجويي خود در مورد اين عمليات‌ها مي‌گويد:
در پي ضربات شديد در اوايل سال 61 و لو رفتن بسياري از خانه‌هاي تيمي، سازمان دستور داد افراد مشکوکي را که در حوالي خانه‌هاي تيمي مشاهده مي‌کردند، ربوده و سپس آنها را براي کسب اطلاعات مورد شکنجه قرار دهند. اين عمليات نو ظهور توسط سازمان، "عمليات مهندسي " نام گرفت و تحليل در مورد عمليات مهندسي نيز اين بود که "کار مهندسي خيلي پيچيده‌تر از کار عملياتي است و احتمال بريدن هست. ما شکنجه مي‌کنيم چون مجبوريم ولي وقتي که حاکم شويم، نمي‌کنيم! "
مسئولان و عوامل اصلي عمليات مهندسي
1- مسعود رجوي: رهبري
2- علي زرکش يزدي؛ با نام مستعار "فرهاد رضوي ": عضو مرکزيت - معاون رهبري
3- محمود عطايي؛ با نام هاي مستعار حسن کريمي و عسکر: عضو مرکزيت - مسئول کل عمليات تروريستي و عمليات مهندسي
4- مهدي افتخاري؛ با نام‌هاي مستعار عباس اراکي و فتح الله: عضو شوراي مرکزي - طراحي و هدايت کننده عمليات تروريستي و عمليات مهندسي
5- محمدمهدي کتيرايي؛ با نام‌هاي مستعار يدالله، رحيم و خليل: عضو شوراي مرکزي - طراح و هدايت کننده عمليات تروريستي و عمليات مهندسي
6- حسين ابريشمچي؛ با نام هاي مستعار محمود، شيرزاد و رحمت: عضو مرکزيت نهاد - مسئول اجرايي عمليات تروريستي و عمليات مهندسي
7- محمد شعباني
؛ با نام هاي مستعار حميد و نادر: عضو مرکزيت نهاد - مسئول اجرايي عمليات تروريستي و عمليات مهندسي

* جزئيات ربودن و شکنجه شهيدان محسن ميرجليلي و طالب طاهري

طالب طاهري؛ 16 ساله و محسن مير جليلي؛ 25 ساله / اتهام: عضويت در کميته [انقلاب]
مهران اصدقي، عضو سازمان منافقين و فرمانده نظامي تهران اين سازمان پيرامون چگونگي شکنجه شهداي کميته انقلاب اسلامي مي‌گويد:
خانه تيمي مرکزيت بخش ويژه در خيابان کارون بود. مهدي کتيرايي و حسين ابريشمچي در آنجا حضور داشتند و جواد محمدي (طاهر) نيز مسئول حفاظت خانه بود.
طاهر حين مراقبت از خانه مشاهده مي‌کند که به جواني مشکوک شده و طبق خط داده شده اقدام به شناسايي وي مي‌کند.
روز بعد همان فرد را به همراه يک جوان ديگر در آنجا ديده و به افراد بالاي بخش ويژه گزارش مي‌دهد و آنها دستور ربودن آن دو جوان را صادر مي‌کنند.
طاهر به همراه رضا هاشملو و محمدجعفر هاديان، اقدام به ربودن اين دو جوان مي‌کنند. در خيابان با ماشين جلوي آنها پيچيده و به آنها مي‌گويند که ما کميته‌اي هستيم و بايد با ما بياييد.
آنها به خانه خيابان بهار که از قبل براي شکنجه آماده شده بود، برده مي‌شوند.
حمام اين خانه براي شکنجه، به وسيله نايلون‌هاي کلفت صداگيري شده بود. ابزار اين خانه عبارت بود از طناب و کابل، نقاب، دست‌بند و ميله‌هاي سربي که اگر به پشت گردن هر کس مي‌زدي بيهوش مي‌شد. زنجير، قفل و سيانور و ...
طاهر به همراه مصطفي معدن پيشه و شهرام روشن‌تبار مسئول شکنجه آنها مي‌شوند و هدف از اين سرعت عمل اين بود که ببينند آيا خانه تيمي خيابان کارون لو رفته است يا نه؟
پس از بازجويي از جيب آنها کارتها و مدارکي که نشان مي‌داد پاسدار هستند بيرون آورده مي‌شود.
سپس آنها را روي صندلي با طناب بسته و صندلي را روي زمين مي‌خوابانند. با کابل‌هاي کلفت چند لايه به کف پا و ساير نقاط بدن آنها مي‌زنند و براي اينکه صداي آنها بيرون از خانه نرود، دهان آنها را با پارچه مي‌بندند.
همان روز مسعود قرباني به من ابلاغ کرد که به دستور رحمت (حسين ابريشمچي)، مسئوليت بازجويي آنها با من است و به من گقت که با هم سوال تهيه مي‌کنيم که براي ما مشخص شود که خانه‌هاي تيمي چگونه لو مي‌رود. از اينجا بود که من در راس اين جريان قرار گرفتم و به عنوان کسي که خطوط مرکزيت را اجرا مي‌کرد، عمل نمودم.
براي ايجاد هراس نقاب به چهره ميزديم. همين کار را کردم و وارد حمام شدم.
ديدم يک پسر 16-17 ساله در گوشه حمام در حالي که دست‌ها و پاهايش با زنجير بسته شده، افتاده بود. اسمش طالب طاهري بود.
ديدم پاهايش کبود شده و باد کرده و بدنش تاول زده بود. به اتاق رفتم تا فرد ديگر را که محسن ميرجليلي نام داشت ببينم.
فردي حدود 24-25 ساله در حاليکه دست‌ها و پاهايش با زنجير بسته شده در گوشه اتاق نشسته بود. بدن او نيز مانند بدن طالب با کابل شکنجه شده بود.
مصطفي معدن‌پيشه به من گفت که ما ديروز خيلي آنها را شکنجه کرديم تا معلوم شود که آيا خانه را زير نظر داشتند يا نه، اما آنها انکار کردند و ظاهرا خانه را زير نظر نداشتند.
سوالات را آماده کردم و کار شکنجه شروع شد.
آنها را به نوبت داخل حمام مي برديم، در حالي که پاهايشان تاول زده بود و حال نداشتند و فرياد مي‌زدند.
مصطفي دهان آنها را با پارچه گرفته بود. آن قدر آنها را زدم که تاول‌هاي پاي آنها ترکيد و خونريزي کرد. وقتي پاهاي آنها خونريزي کرد مصطفي پايشان را باندپيچي کرده و آنها را براي شکنجه مجدد آماده کرد.
سوالات من همگي از سوي آنها انکار مي‌شد و جوابي نمي دادند اما از بالا گفته بودند که حتما آنها اطلاعاتي دارند.
روز بعد کار را مجددا شروع کرديم. ابتدا جواد محمدي به جان آنها افتاد، سپس آنها را روي همان صندلي‌ها بستيم و روي پاهاي متورم و خون آلودشان آب جوش ريختيم، به طوري که پوست بدن آن ترک خورد و تاول‌ها مي‌ترکيد.
اين دو نفر بارها بيهوش مي‌شدند و باز هم به هوش مي‌آمدند. وقتي آب داغ روي سر و صورت آنها مي‌ريختيم، سريعا تاول مي‌زد.
خون زيادي از بدنشان رفته بود. طاهر (جواد محمدي) با نوک چاقو به بدنشان مي‌کشيد. طوري که عضوي از بدن آنها نبود که خون آلود نباشد.
من و مسعود قرباني به داخل حمام و به سراغ محسن ميرجليلي رفتيم. مسعود به او گفت که اگر اطلاعات ندي تو را مي‌پزيم. سپس به من گفت که اتو را بياورم. بعد از آنکه اتو را به برق زد و کاملا گرم شد، ناگهان اتو را به کمر محسن ميرجليلي چسباند. محسن از شدت درد دهانش را به طرز عجيبي باز کرد و از هوش رفت. بوي سوختگي همه جا را گرفته بود، من خيلي ترسيده بودم، مسعود هم ترسيده بود، ولي سعي مي‌کرد خودش را مسلط به کاري که مي‌کند نشان دهد.
جواد محمدي و مصطفي معدن‌پيشه مشغول شکنجه طالب طاهري بودند، جواد به مصطفي گفت: برو چاقو بياور، مصطفي چاقو را که آورد چاقو را چند بار بر روي بازوي طالب کشيد که بار سوم خون بيرون زد و بر اثر درد شديد تکان خورد.
طالب مي‌خواست حرف بزند که جواد با مشت توي دهانش کوبيد، طوري که دندانش شکست. جواد گفت حاليت مي‌کنم و سپس ميله سربي را برداشت و به دهان و فک و چانه او زد که وقتي طالب دهانش را باز کرد، دندان‌هاي شکسته‌اش به همراه خون و آب دهان بر روي شلوارش ريخت، مصطفي با ميله سربي که در دستش بود به جاهاي ديگري از بدن او ميزد.
محسن ميرجليلي به هوش آمده بود که مسعود قرباني به من گفت که برو آب جوش بياور، من آب داغ آوردم و مسعود گفت که بر روي پاهايش بريز، من مي‌خواستم به يکباره خالي کنم که مسعود اشاره کرد که يواش يواش بريز تا بيشتر زجر بکشد، من نيز همين کار را کردم، طوري که تمام تاول‌هاي پايش ترکيد و شکل خيلي وحشتناکي پيدا کرد و پوست پاهايش از بدنش جدا مي شد.
محسن بيهوش شد و بعد که به هوش آمد به روي شلوارش پنجه مي‌کشيد. مسعود آب داغ روي دست‌هاي محسن مي‌ريخت که دست‌هاي محسن پف کرد و چروک شده و حالت پختگي داشت.
به اتاق که رفتم صحنه دلخراشي ديدم، پوست سمت راست سر طالب به همراه موهايش کنده شده بود و جواد محمدي در حالي که چاقوي خون آلود دستش بود بالاي سر طالب که بيهوش شده بود، ايستاده بود، وقتي طالب به هوش مي‌آمد حرف نمي‌توانست بزند، فقط در حالي که دهانش را به سختي باز مي‌کرد ناله‌هايي از او شنيده مي شد و جواد که با حالت عصباني از او مي‌پرسيد: چرا حرف نمي زني؟، صداي ناله خود را شديدتر مي‌کرد و سر خود را به شدت تکان مي‌داد. مصطفي سر او را محکم گرفته بود و جواد با عصبانيت چاقو را بالاي گوش طالب گذاشت و آن را بريد، طوري که خون زيادي از سر و صورت طالب جاري شد و تمام سر و صورتش غرق در خون شد و بيهوش شد.
در همين حين که طالب بيهوش بود، جواد چاقو را کنار چشم طالب گذاشت و فشار داد که خون از چشمش بيرون زد.
من با کابل به کف پا و بدن محسن زدم که به هوش آمد. هنگامي که دهانش را باز مي‌کرد بوي گنديدگي شديدي از دهانش مي‌آمد و لثه‌هايش حالت پوسيدگي داشت، بدنش سست شده بود، يکبار که مسعود موهايش را مي کشيد و من با کابل او را ميزدم يک دسته از موهايش در دست مسعود ماند. سپس محسن را که ديگر رمقي در بدن نداشت به داخل اتاق ديگر برديم و با زنجير به ميز بستيم.
طالب بيهوش، در حالي که خون در جاهاي مختلف صورتش خشکيده بود، روي صندلي همچنان در حال شکنجه شدن بود و جواد محمدي با انبر دست مشغول کشيدن دندان‌هاي طالب بود که از دهان او خون زيادي بيرون مي‌ريخت و دهانش بوي بسيار بدي مي‌داد.
جواد اطلاعات مي‌خواست و طالب جوابي نمي‌داد. جواد گفت اين طوري نمي‌شود بايد اين را کبابش کرد و مصطفي به آشپزخانه رفت و گاز پيک نيکي و سيخ را به همراه خود آورد.
جواد سيخ را دو بار سرخ کرد و به ران طالب زد و بار سوم سيخ را سرخ کرد و به دکمه هاي جلوي شلوار طالب چسباند که شلوار طالب سوخت و سيخ داغ به بدن و آلت مردانگي طالب اصابت کرد که يک دفعه دچار شوک شد. تمام فضاي اتاق را بوي سوختگي و پارچه و گوشت پر کرده بود.
تا عصر، آنها يکي، دوبار به هوش آمدند. حوالي عصر مصطفي معدن‌پيشه بر اثر دست پاچگي، وقتي محسن مير جليلي يک تکان خورده بود، تيري شليک کرد و مجبور به تخليه خانه شديم.
با همان ميله‌هاي سربي آنها را بي‌هوش کرديم و سپس به بدن آنها سيانور تزريق کرديم و در حالي که هنوز جان مي‌دادند، آنها را پتو پيچ کرديم و داخل صندوق عقب گذاشتيم.
ساعت 9 شب ماشين را در خيابان نظام آباد تحويل خسرو زندي و محمد جعفر هاديان داديم تا آنها را براي دفن به بيابان هاي اطراف ببرند.
(بخشی از کتاب سازمان مجاهدین خلق:پیدایی تا فرجام)

عکس ها در اینجا(بسیار دلخراش)

مستند از شکنجه پاسداران مظلوم توسط منافقین با توضیح شهید لاجوردی
[تصویر: Mehran_e_Asdaghi.JPG]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۱۳, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #31
آواتار
(۱۳/اسفند/۹۳ ۲۳:۵۴)عبدالرحمن نوشته است:  یادم هست مدرسه که بودم با شهیدی آشنا شدم از کارمندان حزب اللهی شرکت مخابرات

چون سیستم رمز گذاری مثل الان پیشرفته نبوده هک سیستم و شنود قابل دسترس بوده

ایشون از افرادی بودند که رمزهای فوق محرمانه مخابرات رو داشتند

منافقین (گروهک رجوی) ایشون رو میدزدند و شکنجه میکنند

ولی ایشون چیزی رو لو نمیده و قبلش هم رمز رو قورت داده بوده

اول زبونش رو از حلقومش بیرون میکشن زنده زنده

بعد از فک تا شکمش رو زنده زنده پاره میکنند و بعد مثله می کنند

من اسم این شهید رو هیچ موقع پیدا نکردم


ولی یه شهید مشابه ایشون رو عکسشون رو دیدم و البته اسمشون رو نمیدونم

این به دلیل امنیت و البته آرامش خانواده های این شهداست

مثل شهدای سال 88

ایشون سپاهی بوده (اطلاعات عملیات) و بعثی ها اسیرش میکنند و همین کاری که با شهید فوق انجام دادن رو با ایشون انجام میدن


این هم عکسشون

خیلی دلخراشه البته





بسم الله الرحمن الرحیم
اگه براتون مقدوره ازاین تصاویر نزارین
شاید که نه قطعا دل مادر وپدر وفرزند شهدا ازاین تصاویر به درد میاد
وهم چنین دیگر افراد .....

من که بادیدن این تصاویرواین تصویر بیش ازپیش ازخودم خجالت کشیدم

شهدا شرمنده ایم
شادی روح شهدا وامام شهدا صلوات

امضای مجنون العباس
یاعلی ماراسفارش کن به دل بندت حسین
عشق این دردانه ماراآبرو بخشیده است.Heart
صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۸, ۱۴/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۹۳ ۱:۰۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #32
آواتار
فقطعوه بسيوفهم اربا اربا

درسته ناراحت میشن ولی قدرت نرم این عکس زیاده

حتما ایشون راضی هستن عکسشون پخش بشه تا مظلومیت انقلاب نشون داده بشه و البته یزید بودن طرف مقابل

برای همینه که سرباز 6 ماهه امام حسین یکار کردن که کاسه کوزه یزیدیا بهم ریخته
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۴۱, ۱۴/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #33

اگه شهدا و جانبازین نبودن مطمئنن ما هم الان نبودیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۸, ۲۱/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #34
آواتار
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
مرگ بر آمریکا


سالگرد شهادتشون گرامی باد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۸, ۲/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #35
آواتار
مستند شبکه افق در مورد عملیات مهندسی

http://download.sa8.telewebion.com/downl...:30:00.mp4


لینک مشاهده آنلاین (برای دانلود باید عضو شوید)

http://www.telewebion.com/#!/episode/1495384/
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۶, ۲۰/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #36
آواتار
http://uplouder.persiangig.com/PASDARAN/...0A%20N.rar


مطالب این تاپیکو هم ببینید

http://anti666.ir/forum/thread-9584.html
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۹, ۱۵/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #37
آواتار
[تصویر: 68897.jpg]


لعنت ابدی خدا بر منتظری و منافقین داخلی و حامیان آنها
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۱, ۱۵/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #38
آواتار
(۱۵/فروردین/۹۶ ۱۵:۰۹)عبدالرحمن نوشته است:  
[تصویر: 68897.jpg]


لعنت ابدی خدا بر منتظری و منافقین داخلی و حامیان آنها






کی هستن ????
توضیح هم بنویسید !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۲, ۱۶/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #39
آواتار
[تصویر: Capture.png]میگن آقای رئیسی تو اعدام های سال 67 دخیل بوده!
یارو تو لندن نشسته دهنش بو الکل میده مثلاً میخواد بگه خیلی کار بدی کرده ایشون!
دور از تمدنه!

خب!
اگر در مورد اعدام های سال 67 دنبال حقیقت میگردید،اولا به حرف احدی گوش نکنید!

خودتون با این موبایلی که تو دستتون هست در حد چند ثانیه، همین دو کلمه رو توی گوگل سرچ کنید: جنایات داعش

تصاویر و فیلم های وحشتناکی از سر بریدن و سلاخی کردن و آتش زدن هست!
دیدید؟
تصاویر به روز با کیفیت بالا بودن؟
این داعش بود!ماشین کشتار سال2017 آمریکا در سوریه و عراق!

اینا آموزش دیدن، تربیت شدن برای قتل عام و شکنجه و سلاخی!

حالا دو تا کلمه دیگه سرچ کنیدلطفاً: عملیات مهندسی

شباهت عکس ها جالبه؟ نه؟
دقیقا همون صحنه های کشتار و شکنجه ولی با کیفیت سی سال پیش!!


به کشتار مردم کف خیابان های تهران!
ترور کور مردم تهران،سی سال پیش به دست منافقین میگفتن :x:
#عملیات#مهندسی!!
طراحی شده در اتاق فکرهای سرویس های اطلاعاتی آمریکا!
مثل القاعده در عراق!
مثل داعش و النصره در سوريه!
مثل طالبان در افغانستان!
مثل بوکوحرام در نیجریه!
سازمان منافقین هم سی سال پیش ماشین کشتار آمریکا در ایران بود!
بود!یعنی دیگه نیست!
ریشه شونو زدن!
از سن بالاهای ضد انقلاب و مخالف با جمهوری اسلامی هم که بپرسی، اونایی که صحنه های ترور کور منافقین از مردم بی گناه و دیده بودند، میگن جمهوری اسلامی یه کار مثبت که کرده باشه، اعدام این حیوانات درنده بوده!
مثلاً میومدن تو صف نانوایی یه خشاب مسلسل یوزی تو سینه مردم خالی میکردن و میرفتن!
یا از رزمنده های دفاع مقدس بپرسید چه جنایاتی و اینا در جبهه ها انجام میدادند!
چه سرهایی که با حلبی نبریدن!
چه اسیرهایی که زنده زنده تو آب جوش و روغن نسوزوندن!
برای ایجاد رعب و وحشت چه پوست هایی که نکندن!
چه جنایت هایی که نکردن!

رحم نداشتند!
وجود میخواست!
مرد میخواست!
با اینا در افتادن!

آقای رئیسی یا هر کس دیگه....
دست اون قاضی و پای اون کسی که لگد میزد به صندلی که منافقین و از دار عدالت آویزون بشن، باید طلا گرفت!

مملکت از روز اول اینجوری نبود که داعش با زبان فارسی تهدید کنه، مردم جک هاشو برای هم ارسال کنند!
گالن گالن خون پای امنیت و اقتدار اینجا ریخته شده!تا این امنیت برقرار بشه!

meysam_zlf

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۱, ۱۶/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #40
آواتار
مطلبی که هست اینه

30 سال پیش اخلاقیات قوی تر از الان بود در دنیا

با این وجود برخی جنایات منافقین مانند تکه تکه کردن دختر 4 ساله یا برخی شکنجه ها (همچنین...) رو داعش انجام نداده

این گروهک به مراتب از داعش بدتر بودند

لزوم قتل اینها کاملاً بدیهی بوده

منافقین داخل سیستم کاری کردند که این اعدام ها تابو بنظر بیاد

و در نهایت لعنت ابدی خدا بر منتظری
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  بیاد پرواز بدون بازگشت... عبدالرحمن 8 3,159 ۱۲/تیر/۹۶ ۷:۳۹
آخرین ارسال: عبدالرحمن
Heart دختر چهار ساله ای که توسط منافقین تکه تکه شد عبدالرحمن 5 1,646 ۱۶/فروردین/۹۶ ۱۲:۰۸
آخرین ارسال: yektasepas
  شکنجه گری که عاقبت به خیر شد انتصـار 0 459 ۶/فروردین/۹۶ ۲۲:۱۸
آخرین ارسال: انتصـار
  می گویند به اندازه موهای سرش شکنجه شده و ... ، عزت الله شاهی (مطهری) oO DaViD Oo 1 1,457 ۲۳/بهمن/۸۹ ۱۱:۵۹
آخرین ارسال: oO DaViD Oo

پرش در بین بخشها:


بالا