کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گزیده سخنان استاد مطهری و دکتر شریعتی
۱۶:۱۱, ۵/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۱ ۱۶:۲۸ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #1
آواتار
دوستان عزیز سعی دارم با ایجاد این تایپک یه مقدار شناخت خودمون رو از تفکر و اعتقادات استاد مطهری و دکتر شریعتی که در کنار هم شور نشاط اسلامی رو در جووانان ایجاد کردن ، بیشتر کنم.

متاسفانه مطالعه جوونا خیلی خیلی کم شده ، به حدی که وقتی با بعضی از دوستان حرف میزنم ، اصلا نمیدونن شریعتی یا مطهری یا ... چه کسانی بودن.

ان شا ا... سعی میشه با این تایپک یه مقدار از اون چیزی که این 2 استاد گرانقدر به دنبال اون بودن ، به نتیجه برسه.

حكمتها و اندرزها
متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری
چاپ سوم : تابستان 1373
ناشر : انتشارات صدرا ( با كسب اجازه از شورای نظارت بر نشر آثار
استاد شهيد )
خداشناسی ، مبنای انسانيت
[/b]
بسم الله الرحمن الرحيم
اميرالمؤمنين علی عليه السلام می‏فرمايد : " آغاز و پايه اول دين شناختن‏
خداست " . اگر دين را به ساختمانی تشبيه كنيم كه دارای در و ديوار و
سقف و پنجره و شيشه و نقاشی و روكاری و زيرسازی و غيره است بايد بگوييم‏
زير سازی و زير بنای همه افكار و معتقدات و اخلاقيات و دستورالعمل های‏
دينی خداشناسی است ، و اگر دين را به يك كتاب علمی تشبيه كنيم كه‏
دارای بابها و فصلها و قضايا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه‏
است بايد بگوييم آن چيزی كه به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف‏
دين است خداشناسی است . اگر بنا بشود مجموعه‏ای مصالح بنايی را در يك‏
جا انبار كنيم اهميت ندارد كه كدام قسمت را اول بريزيم و كدام قسمت را
آخر بريزيم ، و همچنين اگر بنا بشود كتابی به صورت جنگ و كشكول جمع‏
آوری كنيم [ فرق نمی‏كند ] كه كدام مطلب را در صفحه اول و كدام مطلب را
در صفحه دوم و همچنين در ساير صفحات بنويسيم ، چون مقصود به وجود آمدن‏
يك جنگ و يك كشكول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ،
وقتی هم كه بخواهيم اينگونه كتابها را مطالعه كنيم و مورد استفاده قرار دهيم‏
باز فرق نمی‏كند كه از اول شروع كنيم يا وسط يا آخر . اما اگر ساختمانی‏
بخواهيم به وجود آوريم اينطور نيست ، ترتيب دارد و روی حساب معينی‏
بايد صورت بگيرد ، و همچنين اگر يك كتاب علمی بخواهيم تأليف كنيم يا
بخواهيم مطالعه كنيم از اول بايد شروع كنيم و به ترتيب پيش برويم .
دينداری اگر بخواهد به صورت صحيح و معقول و منطقی برای كسی پيدا شود
بايد از پايه توحيد و خداشناسی آغاز گردد ، تا اين اصل در روح و دل‏
تأسيس نشود ساير قسمتها اساسی نخواهد داشت . رسول اكرم همينكه به‏
رسالت مبعوث گشت و برای اولين بار به ميان مردم ظاهر شد و بعثت خود
را آشكار كرد چه گفت ؟ آيا گفت نماز بخوانيد يا روزه بگيريد ؟ آيا گفت‏
صلح ارحام بجا آوريد و به يكديگر ظلم نكنيد ؟ آيا گفت فلان آداب‏
استحبابی را در راه رفتن يا نشستن يا غذا خوردن خوب رعايت كنيد ؟ نه ،
هيچكدام از اينها را نگفت ، گفت : مردم بگوييد " لا اله الا الله " تا
[b]رستگار شويد . رسول اكرم دين را از اين كلمه آغاز كرد ، حساس ترين‏
نقطه‏های قلب مردم را با عقيده توحيد اشغال كرد و تكوين و تربيت امتی‏
عظيم و مقتدر را بر اين اساس به وجود آورد .
خداشناسی نه فقط اول دين است ، اول پايه و مايه انسانيت است .
انسانيت اگر بنا بشود روی اصل پايداری بنا شود بايد روی اصل توحيد ساخته‏
گردد . ما يك سلسله امور را به عنوان " حقوق انسانی " يا " شئون‏
انسانی " نام می‏بريم ، می‏گوييم انسانيت حكم می‏كند كه رحم و مروت داشته‏
باشيم ، نيكوكار باشيم ، از صلح و آرامش حمايت كنيم ، نسبت به جنگ‏
ابراز تنفر كنيم ، بهبی بضاعتها و بيمارها و مجروحين و مصدومين و درماندگان كمك كنيم ، به‏
همنوعان خود آزار نرسانيم ، بلكه در راه خدمت به نوع فداكاری كنيم ،
جانفشانی كنيم ، عفيف و با تقوا باشيم ، به حقوق ديگران تجاوز نكنيم .
همه اينها درست است و واقعا هم بايد اين چنين بود اما اگر از ما بپرسند
كه منطق اين دستورها و فلسفه‏ای كه ما را قانع كند كه منافع شخصی خود را
فدای اين امور كنيم و متحمل محروميت بشويم چيست ؟ آيا می‏توانيم با چشم‏
پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهيم ؟ اينها همه به اصطلاح معنويات است‏
و در جهت مخالف ماديات و منافع فردی است . سر سلسله معنويات‏
خداشناسی است ، ممكن نيست از سر سلسله معنويات و از ريشه و بن و
سرچشمه آنها چشم بپوشيم و آنگاه بتوانيم اصول معنوی داشته باشيم ، و از
طرفی حتی مادی ترين مسلكهای جهان چاره‏ای ندارند از اينكه سازمان اجتماعی‏
خود را بر يك سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند .
انسانيت از خداشناسی نمی‏تواند جدا گردد ، يا خداشناسی است و يا سقوط
در حيوانيت و منفعت پرستی و سبعيت و درندگی . منفعت پرستی به معنی‏
[/b]
واقعی كلمه يعنی اينكه آدمی واقعا بنده شهوت و شكم بوده باشد . يا بايد
بنده خدا بود و يا بنده شكم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زيور ، راه‏
سوم ندارد ، اما اينكه كسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در
عين حال به خداشناسی كه سرسلسله اين امور است ايمان و اعتقاد نداشته‏
باشد و هم باطلی بيش نيست .
قرآن كريم مثلی ذكر می‏كند ، می‏فرمايد :
" مثل كلمه پاك توحيد مثل درخت پاك و سالمی است كه در زير زمين‏
ريشه دوانيده و شاخه هايش سر به آسمان كشيده است . اين درخت ، ميوه ده‏
و ثمر بخش است ، هميشه بهار است . و هميشه ميوه ده است ، در همه‏
فصلها و همه روزها ميوه فراوان دارد كه تمام شدنی نيست " ( 1 ) .
اين مثل درباره كسانی است كه درخت خداشناسی در زمين روحشان روييده‏
باشد . شاخه‏های اين درخت عبارت است از اعتقاد به نبوت و ولايت و وجود
اديان و راهنمايان الهی و همچنين اعتقاد به حقانيت جهان و اينكه جهان به‏
حق و عدالت بر پاست ، اجر نيكوكاران ضايع نمی‏گردد و كيفر بدكاران به‏
آنها خواهد رسيد ، و امثال اين امور . ميوه‏های اين درخت ، شرافت و
كرامت است ، عفت و تقواست ، احسان و گذشت و خدمت و فداكاری است ،
رضايت و آرامش قلب و اطمينان و سعادت است . آنگاه مثل ديگر ذكر
می‏كند و می‏فرمايد :
" اما مثل سخن ناپاك و بی حقيقت مثل درختی است كه ريشه‏ای نداشته‏
باشد ، قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد ، اندك بادی آن را از ريشه‏
می‏كند " ( 2 ) .
پاورقی :
. 1 ابراهيم / 24 و . 25
. 2 ابراهيم / . 26
راستی همين طور است ، احيانا ديده می‏شود كه افرادی را به نام حمايت‏
از نژاد و قوميت و يا حمايت از يك مسلك و عقيده اجتماعی تحت تأثير پاره‏ای از تلقينات و القائات قرار می‏دهند و موقتا آن‏
بدبختها و بيچاره‏ها احساسات كاذبی پيدا می‏كنند و ممكن است گاهی جان خود
را نيز در اين راهها از كف بدهند اما همين افراد همينكه اندك فرصتی‏
پيدا می‏كنند و با خود می‏انديشند نمی‏توانند منطقی برای عمل خوب بيابند ،
با اندك تأمل و با يك تذكر كوچك از ناحيه شخص ديگر مانند ابری كه به‏
سرعت خود را وا می‏گذارد از صفحه روحش محو و نابود می‏گردد .
آری ، خداشناسی يگانه منطق صحيح و درست و مستحكم انسانيت است ، پايه‏
اصلی تقوا و پاكدامنی و راستی و درستی و شجاعت و شهامت و فداكاری است‏
، مبنای انسانيت و منشأ امتياز واقعی انسان از حيوان است . تنها
خداشناسی است كه می‏تواند جانشين منطق منفعت پرستی و خود پرستی گردد .
اين است كه قرآن كريم می‏فرمايد :
" خداوند مدد كار كسانی است كه به او ايمان آورده‏اند و آنها را از
ظلمتها و تاريكيها به فضای روشن و نورانی می‏برد ، و اما آن كسانی كه به‏
اين حقيقت ايمان نياورده‏اند ، يار و كمك آنها طاغوت است ، هر لحظه‏
آنها را از فضای روشن به سوی تاريكيها می‏كشاند " ( 1 ) .
پاورقی :
. 1 بقره / . 257
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۵۴, ۱۷/مرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۵ ۱۶:۵۸ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #101
آواتار
ثروتمندان باید سطح زندگی خود را با عموم مردم تطبیق دهند

یک اصل ثابت و تغییرناپذیر این است که یک نفر مسلمان باید زندگی خود را از زندگی عمومی جدا نداند، باید زندگی خود را با زندگی عموم تطبیق دهد.

معنی ندارد درحالی‌که عموم مردم در بدبختی زندگی می‌کنند عده دیگر با مستمسک قراردادن «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللهِ الَّتی اَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ» در دریای نعمت غوطه‌ور بشوند هرچند فرض کنیم که از راه حلال به چنگ آورده باشند.

[تصویر: Ostad-Morteza-Motahari_Farsimode_Com%20(6).jpg]

خود امام صادق سلام‌الله علیه که به اقتضای زمان، زندگی را بر خاندان خود توسعه داده بود، یک وقت اتفاق افتاد که نرخ خواربار ترقی کرد و قحط و غلا پدید آمد. به خادم خود فرمود: چقدر آذوقه و گندم ذخیره موجود داریم؟ عرض کرد: زیاد داریم، تا چند ماه ما را بس است.

فرمود: همه آنها را ببر و در بازار به مردم بفروش. گفت: اگر بفروشم دیگر نخواهم توانست گندمی تهیه کنم. فرمود لازم نیست، بعد مثل سایر مردم روز به روز از نانوایی تهیه خواهیم کرد، و دستور داد از آن به بعد خادم نانی که تهیه می‌کند نصف جو و نصف گندم باشد، یعنی از همان نانی باشد که اکثر مردم استفاده می‌کردند. فرمود: من تمکن دارم به فرزندان خودم در این سختی و تنگدستی نان گندم بدهم، اما دوست دارم خداوند ببیند من با مردم مواسات می‌کنم.

استاد مطهری، بیست گفتار، ص127



کسی که نداند " سجود " چیست، فقط پیشانی اش را خاکی کرده است.
کسی که نفهمد در این مناسک چه می کند؟ از مکه فقط " سوغات " آورده است.
چمدانش پر است و خودش خالی!
در حج، تو " توحید " را عملی می کنی، با طواف' آوارگی و تلاش هاجر را بیان می کنی، با سعی' از کعبه تا عرفات، هبوط آدم را' و از عرفات تا منی، تاریخ را، فلسفه خلقت انسان را' و سیر اندیشه از علم تا عشق را، و معراج روح، از خاک تا خدا را' و در منی، آخرین مرحله ی کمال را و ایده آل را،
آزادی مطلق را، بندگی مطلق را، ابراهیم را' و اکنون در منی_یی، ابراهیمی، و اسماعیل_ات را به قربانگاه آورده ای'
اسماعیل تو کیست؟!

دکتر علی شریعتی مجموعه_آثار_۶
حج ، ص ۱۵۵

[تصویر: 2.jpg?itok=YIOdUrT1]

امضای Mohammad Trust
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۲۲, ۲۹/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/شهریور/۹۵ ۱۶:۱۵ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #102
آواتار
علی در برابرمان ايستاده، شناختش از مسئوليت سرشارمان می کند. پس به جای شناخت علی و قبول مسئوليت، راه حلی می جوييم و می يابيم!! به جای شناخت علی و زندگيش و خواندن و فهم نهج البلاغه اش، حب اش را بگير و شناختش را رها کن! چرا که حب علی بدون شناخت ايجاد مسئوليت نمی کند.

علی مجهول و نا شناس مانند بتی هست که می پرستيمش، بی آنکه ميان ما و او هيچ ارتباطی وجود داشته باشد.

بی شناختن ، علی چون ديگران است!

....هرچه می خواهی گريه کن، هو بکش ، عشق و محبت بورز؛ بی اندکی شناخت، علی را فرشته کن، خدايش کن ، نمی تواند ذره ای در زندگيت تاثير داشته باشد و بايستنی بر دوشت بگذارد !

فقط نشناسش !! چرا که شناختش مسئوليت آور است! ....


.... (( شیعه علی بودن )) مسولیتهای سنگینی را بر دوش انسان بار می کند – مسولیتی که از همه مسولیتهایی که مکتبهای آزادیخواهی ، عدالتخواهی و آزادی بخش بر دوش معتقدان و پیروان خود می نهد – سنگینتر است.

شناخت علی (( ذهنیت)) است .
حب علی (( احساس)) است .
اما تشیع علی ((عمل)) است.


م آثار ۲۶- علی شریعتی
[تصویر: 202962_JxsKCVRT.jpg]


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۷, ۱۱/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #103
آواتار
بسیاری از مسائل اجتماعی است که اگر سرپرست های اجتماع افراد بشر را هدایت و سرپرستی نکنند گمراه می ‏شوند، اگر هم بخواهند ولو با حسن نیت (تا چه رسد به این که سوء نیت داشته باشند) به بهانه این که مردم قابل و لایق نیستند و خودشان نمی ‏فهمند و لیاقت ندارند آزادی را از آنها بگیرند این مردم تا ابد بی‏ لیاقت باقی می ‏مانند.

مثلا انتخابی مانند انتخاب وکیل مجلس می‏ خواهد صورت بگیرد. ممکن است شما که در فوق این جمعیت قرار گرفته ‏اید حسن نیت هم داشته باشید و واقعا تشخیص شما این باشد که خوب است این ملت فلان فرد را انتخاب کند، و فرض می ‏کنیم واقعا هم آن فرد شایسته‏ تر است. اما اگر شما بخواهید این را به مردم تحمیل کنید و بگویید شما نمی ‏فهمید و باید حتما فلان شخص را انتخاب کنید، اینها تا دامنه قیامت مردمی نخواهند شد که این رشد اجتماعی را پیدا کنند. باید آزادشان گذاشت تا فکر کنند، تلاش کنند، آن که می‏ خواهد وکیل شود تبلیغات کند، آن کسی هم که می ‏خواهد انتخاب کند مدتی مردّد باشد که او را انتخاب کنم یا دیگری را، او فلان خوبی را دارد، دیگری فلان بدی را دارد. یک دفعه انتخاب کند، به اشتباه خودش پی ببرد، باز دفعه دوم و سوم تا تجربیاتش کامل شود و بعد آن ملت به صورت ملتی‏ در بیاید که رشد اجتماعی دارد. والّا اگر به بهانه این که این ملت رشد ندارد و باید به او تحمیل کرد، آزادی را برای همیشه از او بگیرند، این ملت تا ابد غیر رشید باقی می ‏ماند. رشدش به این است که آزادش بگذاریم ولو در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بکند. صد بار هم اگر اشتباه کند باز باید آزاد باشد.

منبع: مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ‏24، ص 389 و 391

امضای -Ali-
[تصویر: 1_Untitle2.png]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۵, ۲۷/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #104
آواتار
دکتر_شریعتی

?علی، اگر یک رهبر است، یک امام است و یک نجات بخش است، و مکتب او، اگر روح جامعه است، اگر راه یک جامعه است و اگر نشان دهنده یک مقصد حیات و کمال انسان است، در آشنایی مکتب او و آشنایی شخصیت اوست. نه محبت تنها نسبت به کسی که نمی شناسیم.

?زیرا اگر محبت تنها بدون آشنایی ثمری می داشت، باید به نتایح بزرگ می رسیدیم، زیرا امکان ندارد جامعه ای و ملتی علی را بشناسد و درست بفهمد. و از شکنجه آمیزترین و سخت ترین محرومیت هایی که جامعه هاک عقب مانده دارند، رنج ببرد.

?اگر می بینیم پیرو علی و کسی که برای علی اشک میریزد، و کسی که
محبت علی در قلبش موج میزند، سرنوشتنش و سرنوشت جامعه اش دردناک است، معلوم است که علی را نمی شناسد و تشیع را نمیفهمد. هر چند که ظاهرا شیعه باشد.

?علی تنهاست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۱۱, ۲۸/خرداد/۹۶
شماره ارسال: #105
آواتار
شک ندارم اگر شریعتی الان زنده بود حداقل جلوی منافقان وایمیساد و امثال دومی تکفیرش میکردن

امضای عبدالرحمن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  گزیده سخنان امام موسی صدر Mohammad Trust 5 919 ۱۷/مرداد/۹۵ ۱۶:۵۰
آخرین ارسال: Mohammad Trust
  سخنان زیبا و عمیق استاد میرباقری خادم المهدی 3 1,213 ۲۹/شهریور/۹۳ ۹:۳۳
آخرین ارسال: خادم المهدی

پرش در بین بخشها:


بالا