کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تفاوتهای زنان و مردان
۱۵:۱۶, ۶/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۱ ۱۱:۳۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

در این تاپیک ابتدا به این سوال که

ماهیت وجودی زن و مرد چیست ؟

ایا زنان با مردان از نظر جسمی روحی فزیکی مغزی و ... عین هم هستند و یا متفاوت

دوستان این مسءله جای کار داره .

ابتدا به صورت کلی و سپس به صورت جزءیی به موضوع میپردازیم

به نظر بنده گرسنه خدا اگر ثابت بشود مرد و زن با هم تفاوت دارند . خود به خود خیلی از موضوعات حل میشه


دوستان از منابع روانشناسی
پزشکی . اناتومی
و ... میشود استفاده کرد

یا علی (علیه السلام)



پ ن :
با تشکر از همه دوستانی که در تهیه این مطالب زحمت کشیدند .
این تاپیک بحث خام و مرجع برای نشان دادن تفاوت های زنان با مردان است
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۲۹, ۱۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۱ ۲:۳۰ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #21
آواتار
لطفا ارسالهای خودتون رو ویرایش کنید . یک کمی مرتب باشه به شکل ظاهری و ...
بعد کسی که می خواد جمع بندی کنه ، در تنگنا قرار نگیره.Confused
تشکر

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۲۹, ۱۰/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۱ ۱۰:۱۷ توسط meshkat.)
شماره ارسال: #22
آواتار
تفاوت و تساوی زن و مرد


علامه جوادی آملی در کتاب زن در آیینه ی جلال و جمال مینویسد:

قرآن، برای تعلیم وتزکیه جان وروح آدمی است وروح از آن جهت که موجودی مجرد است: نه مذکر است ونه مؤنث. پس در قرآن سخن از تزکیه روح است نه سخن از زن ومرد تا گفته شود، این دو همتا ومساوی هم هستند.
تفکر غربی می گوید: انسان دو نوع یا دو صنف است: زن ومرد، این دو در مسائل تعلیمی وتربیتی مساوی هم هستند، یعنی، زن همسان مرد، ومرد همتای زن است، این به نحو سالبه به انتفاء محمول است، یعنی زنی هست ومردی هست، ولی باهم فرق نمی کنند. زیرا در تفکر الحادی حقیقت انسان همین بدن است واین بدن، به دو شکل ساخته شده است ولی هر دو شکل مساوی هستند، اما در مکتب الهی تمام حقیقت انسان روح اوست گرچه بدن هم لازم وضروری است. دین اسلام می گوید: هدف از نزول وحی تعلیم وتربیت، تزکیه نفوس وتهذیب انسانها است، در اینجا تساوی یا تفاوت زن ومرد سالبه به انتفاء موضوع است نه به انتفاء محمول، یعنی محور تعلیم وتربیت جان انسانها است وجان نه مذکر است ونه مؤنث، واصلا زن ومردی در کار نیست. نه این که بگوییم زن ومردی هست ولی باهم مساویندتا بشود یک قضیه موجبه یا فرقی باهم ندارند که بشود یک قضیه سالبه که صدق آن به انتفاء محمول است نه به انتفاء موضوع. این که گفته شده است، فرق بین موجبه وسالبه در این است که گاهی سالبه به انتفاء موضوع صادق است، یکی از مواردش اینجا است.
خلاصه آن که، اولا زن بودن یا مرد بودن مربوط به پیکر است نه جان وروح. ثانیا تعلیم وتربیت وتهذیب وتزکیه از آن نفس است. ثالثا نفس غیر از بدن است، وبدن غیر از نفس، واصلا در کلاس درس قرآن، روح می نشیند نه بدن، و روح هم نه زن ونه مرد. این که ذات اقدس اله می فرماید:
ونفس وما سواها فالهمها فجورها وتقواها (1)
سوگند به نفس وآن که آن را درست کرد، سپس گناهکاری وتقوایش را الهام کرد.
نفس نه مذکر است ونه مؤنث. ویا این که می فرماید:
فاذا سویته ونفخت فیه من روحی (2)
پس وقتی آن را درست کردم واز روح خود در آن دمیدم.
روح از آن جهت که موجود مجرد است اندامی ندارد تا یا مذکر باشد یا مؤنث، ونیز این که می فرماید:
یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه (3)
ای انسان حقا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاش واو را ملاقات خواهی کرد.


ای انسان، تو سالک الی الله هستی، مگر بدن سفر می کند، تا ما بگوییم این سالکان دو صنف هستند: بعضی زن وبعضی مردند؟ سالک الی الله روح است، وروح نه مؤنث است ونه مذکر. این از آن معارف بلندی است که می توان گفت:
ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (4)
ومی آموزد به شما آنچه را که شما نمی توانستید بدانید.

یعنی، جزو معارفی است که فقط ره آورد انبیا است. قرآن مدعی است که ما بعضی از چیزها را به شما یاد می دهیم که به عنوان تاسیس نیست، بلکه به عنوان امضا وتایید است، اما یک سلسله مسائل ومعارف را می آوریم که نه تنها در گذشته نزدیک یا دور، بشریت به آن دسترسی نخواهد داشت ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون نه «ما لاتعلمون » چیزی قرآن به یاد بشر می دهد، که بشر قادر نیست آن را از نزد خود بفهمد، واین آیه هر روز تازه است، وهر روز با ما سخن می گوید، ومی فرماید: من یک پیام نو وتازه ای دارم که دست بشر به آن نمی رسد. قرآن این تعبیر بلند را درباره وجود گرامی نبی اکرم علیه الاف التحیة والثناء نیز دارد آنجا که می فرماید:
وعلمک ما لم تکن تعلم (5)
وآنچه را که نمی توانستی بدانی به تو آموخت.
این جمله «علمک ما لم تعلم » یا «ما لا تعلم » نیست. با همه نبوغ واستعداد خاصی که وجود مبارک آن حضرت داشت، ذات اقدس اله می فرماید: من چیزی به تو یاد داده ام که تو نبودی که یاد بگیری، جریان غیب، مساله برزخ، مساله قیامت، مواقف قیامت، بهشت، دوزخ، اسماء حسنای الهی وصدها مسائل غیبی دیگر، موضوعاتی است که دست کسی به آنها نمی رسد، بنابراین هر روز این سخن تازه است که یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون.
قرآن کریم وقتی مساله زن ومرد را مطرح می کند می گوید: این دو را از چهره ذکورت وانوثت نشناسید بلکه از چهره انسانیت بشناسید وحقیقت انسان را روح او تشکیل می دهد، نه بدن او، انسانیت انسان را جان او تامین می کند نه جسم او، ونه مجموع جسم وجان.
قرآن می فرماید:
من عمل صالحا من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة (6)
هرکس کار شایسته کندچه مرد وچه زن ومؤمن باشد قطعا او را بازندگی پاکیزه ای حیات بخشیم.

یعنی در رسیدن به حیات طیب فقط دو چیز نقش دارد یکی: حسن فعلی به نام «عمل صالح » ودیگری: حسن فاعلی به نام «مؤمن بودن روح » ، خواه بدن مؤنث باشد خواه مذکر، این «هو مؤمن » ناظر به حسن فاعلی است، یعنی جان باید مؤمن باشد و «عمل صالحا» ناظر به حسن فعلی است، یعنی کار باید صحیح باشد، کار صحیح از کارگر صحیح، وقتی این دو حسن با هم ضمیمه شدند حیات طیب را به بار می آورند.
پی نوشت ها:
1- شمس، 8- 7.
2- حجر، 29.
3- انشقاق، 6.
4- بقره، 151.
5- نساء، 113.
6- نحل، 97.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۶, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
تفاوتهای بیولوژیک زن و مرد (بدن، روان و هوش)

سید غلامحسین حسینی



انسان‌ در طول‌ تاریخ‌ از ناحیه‌ زیاده‌روی‌ و کم‌انگاری‌ آسیبهای‌ فراوان‌ دیده‌ است‌ و این‌ دو گرایش‌ او را از پیمودن‌ راه‌ تعادل‌ بازداشته‌اند. مسأله‌ شناخت‌ زن‌ و نگرش‌ به‌ ویژگیهای‌ او نیز دستخوش‌ این‌ روند گردیده‌ است‌ و یک‌ سونگریها دربارة‌ زن‌ در شرق‌ و غرب‌ رواج‌ داشته‌ است.
یک‌ نگرش‌ به‌ تحقیر زن‌ می‌پردازد، حقوق‌ انسانی‌ و جایگاه‌ اجتماعی‌ مطلوب‌ را برای‌ او به‌ رسمیت‌ نمی‌شناسد و شناخت‌ ناقصی‌ از ویژگیهای‌ بدنی‌ و روانی‌ او ارائه‌ می‌دهد و نگرش‌ افراطی‌ دیگر بر آن‌ است‌ تا تمایزات‌ طبیعی‌ دو جنس‌ را نادیده‌ انگارد و زن‌ را به‌ فضای‌ مردانه‌ بکشد و رفتار مرد را برای‌ او بهشت‌ آرمانی‌ جلوه‌ دهد و تفاوتهای‌ طبیعی‌ و روانی‌ بین‌ زن‌ و مرد را صرفاً‌ با عواملی‌ چون‌ فرهنگ، محیط، تربیت، شرایط‌ اجتماعی‌ و... توجیه‌ کند و مسائل‌ زیستی‌ و ذاتی‌ را ناچیز و بی‌اهمیت‌ به‌ حساب‌ آورد. این‌ نوشته‌ بر آن‌ است‌ تا روش‌ واقع‌بینانه‌تری‌ را در این‌ زمینه‌ ارائه‌ دهد و از دیدگاه‌ علم، نظرات‌ متخصصان‌ را بازگوید و مسائلی‌ را در سه‌ زمینه‌ روشن‌ سازد.

1. مسائل‌ فیزیولوژیکی‌ و ساختمان‌ بدن.
2. کیان‌ روانی‌ زن‌ و مرد.
3. هوش‌ و استعداد.

امید است‌ این‌ تحقیق‌ زمینه‌های‌ پژوهش‌ ژرف‌تر دربارة‌ زن‌ و مرد را فراهم‌ آورد.

‌ ‌یکم: تفاوتهای‌ بدن‌ زن‌ و مرد

‌ ‌1. دستگاه‌ تولید مثل‌

اساسی‌ترین‌ تفاوت‌ میان‌ زن‌ و مرد، تمایز دستگاه‌ تناسلی‌ آنها از یکدیگر است‌ که‌ خود خاستگاه‌ تفاوتهای‌ بسیار دیگری‌ است‌ و از جنس‌ آدمی، دو نوع‌ متمایز با ویژگیهای‌ جسمی‌ و روانی‌ مختلف‌ پدید می‌آورد. رفتار جنسی‌ زن‌ و مرد و نوع‌ تمایلاتشان، تفاوتهای‌ اساسی‌ دارد و منشأ تفاوت‌ در احکام‌ جنسی‌ میان‌ زن‌ و مرد در شرع‌ اسلام‌ را از جمله‌ باید در همین‌ تفاوتهای‌ طبیعی‌ جست.
اگر در احکام‌ تمکین، دفعات‌ مقاربت، جنابت، تعدد زوجات، حرمت‌ مقاربت‌ در دوران‌ قاعدگی‌ زن، منع‌ چند شوهری‌ زن‌ در زمان‌ واحد، تحریم‌ روابط‌ جنسی‌ نامشروع، و... موارد دیگری‌ احیاناً‌ تفاوت‌ در برخی‌ احکام‌ شرعی‌ دیده‌ می‌شود بی‌شک‌ به‌ تفاوتهای‌ جدی‌ طبیعی‌ در بدن‌ و اعصاب‌ و روان‌ آن‌ دو نیز مربوط‌ است. همچنین‌ به‌ احکام‌ بارداری، احکام‌ آمیزش، احکام‌ بلوغ، احکام‌ یائسگی، احکام‌ شیردادن، احکام‌ قاعدگی، احکام‌ مربوط‌ به‌ زایمان، احکام‌ نفقه‌ و وظیفة‌ مرد در تأمین‌ اقتصادی‌ زن‌ و مجبور نبودن‌ زن‌ در تأمین‌ مخارج‌ زندگی، احکام‌ ارث‌ و نیز برخی‌ تفاوتها در حدود و دیات‌ و احکام‌ جهاد و... می‌توان‌ اشاره‌ کرد و برخی‌ از علل‌ تفاوتهائی‌ در بعضی‌ از احکام‌ و حقوق‌ را می‌توان‌ در همین‌ تفاوتهای‌ بیولوژیک‌ و فیزیولوژیک‌ تعقیب‌ کرد. اینک‌ برای‌ روشن‌ شدن‌ اختلافهای‌ تکوینی‌ و طبیعی‌ میان‌ زن‌ و مرد، به‌ شمه‌ای‌ از این‌ تفاوت‌ها اشاره‌ می‌کنیم‌ و نظریات‌ گوناگونی‌ که‌ در جهان‌ علم‌ جدید در خصوص‌ تفاوتهای‌ زن‌ و مرد مطرح‌ است‌ ارائه‌ می‌کنیم:
سلول‌ تخم‌ (اسپرم‌ و تخمک) در دو جنس‌ از نظر شکل، اندازه، تعداد، تحرک‌ و عمر از هم‌ متمایزند. زن‌ در طور دوران‌ باروری‌ حدود 400 تخمک‌ تولید می‌کند.
[تصویر: 3]

تخمک(سلول جنسی ماده)


حال‌ آن‌ که‌ در هر بار انزالِ‌ مرد 400 میلیون‌ اسپرم‌ وجود دارد.

[تصویر: 67868686.jpg]

اسپرم(سلول جنسی نر)

اسپرم و تخمک تفاوت اندازه قابل توجهی نیز با هم دارند.تخمک ها به شکل گوی های بزرگ سرشار از مواد غذایی برای استفاده اولیه جنین هستند و اسپرم ها سلول هایی کوچک با دمی بلند و بسیار پر تحرکند.هزاران اسپرم دور تا دور یک تخمک را احاطه می کنند تا یکی از آن ها شانس ورود و بقا را بیابد.در تصویر زیر اسپرم هایی را مشتهده می کنید که اطراف یک تخمک را احاطه کرده اند

[تصویر: -H1F3brf5vw.jpg]

سلول‌ تخم‌ زن‌ تنها کروموزوم‌ جنسی‌ X (ایکس) دارد،ولی‌ اسپرمها دارای‌ دونوع‌X و Y (ایگرگ)اند

[تصویر: nhk.gif]

و جنسیت‌ جنین‌ بسته‌ به‌ این‌ که‌ کدام‌ یک‌ از اسپرمهای‌ مرد با تخمک‌ لقاح‌ کند، معین‌ می‌شود و زن‌ در پسر یا دختر شدن‌ نطفه‌ نقش‌ چندانی‌ ندارد.به دلبل این که زن کروموزوم Yندارد و این حضور یا عدم حضور کروموزومYدر سلول تخم است که جنسیت نوزاد را تعیین می کند.
بلوغ‌ جنسی‌ به‌ طور معمول‌ در جنس‌ زن‌ زودتر از مرد رخ‌ می‌دهد، و صفات‌ ثانویه‌ جنسی‌ در دختران‌ حدود 2 سال‌ زودتر از پسران‌ پدید می‌آید.
توان‌ باروری‌ مرد بسی‌ بیشتر از زن‌ است و تا 80 سالگی‌ و پس‌ از آن‌ می‌تواند ادامه‌ یابد،(البته اخیرا مطالعات وجود نوعی یائسگی را در مردان نشان میدهند که پس از سن پنجاه سالگی رخ میدهد که گرچه مردان در این سنین توان تولید مثلی را به طور کامل از دست نمی دهند اما قدرت تولید مثل آن ها کاهش می یابد)در حالی‌ که‌ می‌توان‌ باروری‌ زن‌ با یائسگی‌ که‌ در حدود 50 سالگی‌ رخ‌ می‌دهد، پایان‌ می‌یابد. و بعلاوه‌ عقیمی‌ در زنان‌ بسیار شایعتر از مردان‌ است.

در مراحل‌ مختلف‌ آمیزش‌ جنسی: مرحله‌ تحریک، میل‌ به‌ جنس‌ مخالف، مرحله‌ تهییج‌ و استمرار شهوت، مرحله‌ اوج‌ لذت‌ جنسی‌ و نیز ارضای‌ جنسی‌ و فروکش‌ نمودن‌ شهوت، میان‌ زن‌ و مرد تفاوتهایی‌ وجود دارد. میل‌ جنسی‌ مرد شدیدتر از زن‌ است و جنبة‌ شهوانی‌ بیشتری‌ دارد. زن‌ برای‌آمیزش‌ به‌ عوامل‌ روانی، احساسی، ذهنی‌ و فیزیکی‌ نیازمند است.توان‌ آمیزش‌ در مرد با انزال‌ پایان‌ می‌یابد ولی‌ در زن‌ می‌تواند بارها تکرار شود.

در دستگاه‌ تولید مثل‌ زن‌ تحولات‌ هورمونی‌ و نوسان‌ آنها و تأثیر هورمونها بر مغز و دیگر اندامها به‌ ویژه‌ در اعضای‌ تناسلی، پدیده‌هایی‌ چون‌ قاعدگی‌ آبستنی، زایمان، شیردهی‌ و یائسگی‌ را پدید می‌آورد، و بر جسم‌ و روان، کار، رفتار و فعالیت‌ زن‌ تأثیر می‌گذارد.زن‌ با باردار شدن، احساس‌ تمامیت‌ و کمال‌ می‌کند و حس‌ جاودانگی‌اش‌ ارضأ می‌شود. بهترین‌ سن‌ برای‌ بارداری‌ 17 تا 25 سالگی‌ است‌ و در 30 سالگی‌ توان‌ باروری‌ زن‌ کاهش‌ می‌یابد و در طول‌ دوران‌ بارداری‌ تغییرات‌ زیادی‌ در بدن‌ مادر پدید می‌آید.در حدود 40 تا 50 سالگی‌ با بی‌نظم‌ شدن‌ قاعدگی‌ و قطع‌ آن‌ و پایان‌ کار تخمدانها یائسگی‌ اتفاق‌ می‌افتد که‌ خود از بحرانی‌ترین‌ مراحل‌ زندگی‌ زن‌ است.

‌ ‌2. نقش‌ هورمونها

هورمون، یک‌ رابط‌ یا پیام‌ رسان‌ شیمیایی‌ است‌ که‌ از غدد درون‌ ریز ترشح‌ می‌شود، در سراسر بدن‌ انتشار می‌یابد و بر سلول‌ خاصی‌ (سلول‌های‌ هدف) تأثیر مشخص‌ بر جای‌ می‌گذارد و اعمال‌ حیاتی‌ بدن‌ را سامان‌ می‌دهد.

‌ ‌آ. تستوسترون‌



هورمون‌ ویژه‌ جنس‌ نر تستوسترون‌ نام‌ دارد که‌ در سراسر عمر از بیضه‌ها ترشح‌ می‌شود و در دوران‌ بلوغ، میزان‌ آن‌ به‌ سرعت‌ فزونی‌ می‌گیرد و باعث‌ تمایزاتی‌ با زن‌ می‌شود(قابل ذکر است این هورمون به مقدار بسیار ناچیز در بدن زنان نیز ترشح می شود همانطور که هورمون های زنانه نیز به مقدار کم در بدن مردان ترشح میشوند ولی به دلیل نداشتن اندام هدف در بیشتر موارد تاثیر چندانی ندارند مگر اینکه مقدار ترشحشان افزایش یابد که موجب بروز اختلالاتی خواهد شد):

‌ ‌آ/1. تمایز و صفات‌ جنسی‌
در هفته‌های‌ نخستین‌ رشد، جنین‌ دختر و پسر از نظر اندامها بهم‌ شبیه‌اند و از دو ماهگی‌ به‌ بعد، هورمون‌ نر ترشح‌ کرده‌ و تفاوتها آغاز می‌شود.(این هورمون نرینگی تستوسترون نیست بلکه هورمونTDFاست کهه به وسیله ی ژن SRYکه بر روی کروموزومYقرار دارد ترشح میشود.
این هورمون مسئول هدایت گنادهای اولیه به سمت اندام جنسی مردانه است.و نقش اصلی را در مذکر شدن فرد ایفا می کند.)
رشد سریع‌ قد، بیضه‌ها، آلت، انزال، تمایل‌ به‌ جنس‌ مخالف، روییدن‌ مو در ناحیه‌ زهار، سینه، زیر بغل‌ و صورت، پهن‌ شدن‌ شانه‌ها، رشد ماهیچه‌ها و عضلات‌ و بمی‌ صدا از ترشح‌ هورمونهای‌ مردانه‌ ناشی‌ می‌شود.(اینها وظایف تستوسترون است.)

‌ ‌آ/2. تفاوت‌ در قدرت‌ عضلانی‌ و ترکیب‌ استخوانها
قدرت‌ عضلانی‌ زن‌ و مرد نیز بدین‌ علت، متفاوت‌ است‌ و کارکرد بدن‌ زن‌ و مرد را متفاوت‌ می‌کند. تستوسترون‌ اثر سازنده‌ پرقدرتی‌ در تولید پروتئین‌ در سراسر بدن‌ دارد، رشد بافتهای‌ عضلانی‌ را تحریک‌ می‌کند،و بر قدرت‌ بدنی‌ مرد می‌افزاید.تودة‌ عضلانی‌ بدن‌ مرد به‌ طور متوسط‌ 50 درصد بیشتر از بدن‌ زن‌ است،از این‌ رو مرد برای‌ انجام‌ کارهای‌ سنگین‌ توانایی‌ بیشتری‌ می‌یابد.(تستوسترون همان هورمونی است که باعث رویش مو در صورت آقایان و گاهی نیز تاسی سر آن ها می شود)
تستوسترون‌ از عوامل‌ رسوب‌ کلسیم‌ در استخوانهاست‌ و بر اندازه‌ و استحکام‌ آنها می‌افزاید، اینکه‌ در مجموع‌ استخوانهای‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ درشت‌تر و با قوام‌ترند، و لگن‌ مرد شکل‌ قیفی‌ می‌یابد و برای‌ تحمل‌ بارهای‌ سنگین‌ آمادگی‌ بیشتری‌ دارد، از ترشح‌ این‌ هورمون‌ ناشی‌ می‌شود.

مقاله فوق مقاله نسبتا کاملی است با کمی اشکالات جزئی که یکی از دوستان لطف کردن و در پست های قبل قرار دادن.قسمت هایی که نیاز به اصلاح و یا توضیح داشت رو اصلاح کردم و برای جذاب تر و ملموس تر شدن بحث چند تا تصویر هم ضمیمه ش کردم.سایر قسمت ها رو هم فقط در صورتی که نیاز به اصلاح و یا تصویر داشته باشند بنده قرار خواهم داد و برای استفاده از مقاله کامل از پست های سرکار خانم یا صاحب الزمان استفاده بفرمایید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۷, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #24
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام.توضیحات بچه ها بخصوص در زمینه تفاوت های طبیعی از دیدگاه تجربی و پزشکی کامل بود.

بنده یک مقاله بسیار عالی پیدا کردم در مورد تفاوت های زن و مرد که از یک دیدگاه دیگه بهش نگاه شده و جامع ترین مقاله ای هست که در این زمینه خوندم و در اون ممکنه پاسخ خانم محیصا و استاد محترمشون هم داده بشه

اما نکته اینجاست که 16 صفحست و تایپش وقت گیر... بنده سر تیتر ها رو قرار می دم بفرمایید اصلا لازمه تایپ بشه و اینکه پست های دوستان در این زمینه کفایت می کنه یا بحث هنوز ادامه داره.یا اینکه اگر تیتر خاصی مد نظر دوستان هست همون رو بنویسم(لطفا این مورد رو سریع تر مشخص بفرمایید چون کتاب مال کتابخونست و تا فردا دستمه.تا اگر لازم شد تمدیدش کنم)


_تفاوت ها در ادبیات یهودی و مسیحی

_تفاوت ها در نگاه اندیشمندان غربی

_تفاوت ها در نگاه دانشوران مسلمان

_تفاوت ها در نگاه نواندیشان جهان اسلام

_تفاوت ها در علوم تجربی :

الف)تفاوت های جسمی

ب)تفاوت های روانی

ج)تاثیر تفاوت ها در عملکرد انسان

_تفاوت ها با نگاهی به متون اسلامی

الف)تفاوت های جسمی

ب)تفاوت های روانی : 1-عقل 2- حیا 3- صبر 4-آرامش بخشی 5- غیرت 6- عاطفه (هرکدوم از این موارد تیتر هستند)

_حکمت تفاوت ها

_رویکرد فمنیستی به آثار تفاوت ها

_رویکرد اسلامی به آثار تفاوت ها

_تفاوت های تکوینی و نقش های جنسیتی


یا علی(علیه السلام)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۵۸, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار

تفاوت های زن ومرد

وتاثیر آگاهی از آنها بر روابط




مقدمه : با خلقت بشر ، تفاوت هایی بین دوجنس زن و مرد مشاهده شد که باعث تغییراتی در زندگی شان شد ، عدم آگاهی از ظرافت های شخصیتی یکدیگر و عدم شناخت روحیات واحساسات ، باعث پدید آمدن مشکلاتی در زندگیشان شده است . توجه به تفاوت ها و آگاهی صحیح از آنها می تواند بهترین راه و موثرترین راه حل در برخورد با مشکلات بین زن وشوهر باشد. این تفاوتها شامل تفاوت های فیزیولوژیک ، روانی وارتباطی می باشد.



تفاوت های فیزیولوژیکی :

جسم پینه ای مغز زنان در مقایسه با جسم پینه ای مغز مردان 40% رشد یافته تر است ، درنتیجه زنان بیشتر و سریعتر از مردان می توانند به عواطف و حافظه خود دسترسی پیدا کند ، درحالیکه مردان نمی توانند دو نوع اطلاعات را به طور همزمان درک وترجمه کنند به همین دلیل است که مرد نمی تواند به طور همزمان روی احساس لذت وحرفهای عاشقانه همسرش متمرکز شود، درحالیکه زن می تواند بر روی هردو مسئله متمرکز شود.

تفاوت های روانی ورفتاری:

کل نگری و جزء نگری : مردان بیشتر کل نگر بوده وبه مسائل جزئی توجه چندان نشان نمی دهند ، درحالیکه زنان توجه به مسائل جزئی داشته و این توجه مانع دیدن ابعاد کلی مسائل آنها می شود.



- علایق سیاسی ، اجتماعی : مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این مطلب چنین مطرح کرده است که عقل مرد بیش از عقل زن است . منظور ازاین عقیده قوه مدیریت ، در مسائل سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، تجربی وریاضی وکارهای اجرایی است . نتیجه اینکه علایق سیاسی ، اجتماعی مردان خیلی بیشتر از زنان است .

انحصار طلبی زنان : زنان علاقمندند پس از ازدواج کردن همسرشان تنها متوجه ایشان بوده وتمایل به زنان دیگر نداشته باشد. براساس تحقیقات رسیدن زن به اوج لذت هیجان جنسی در روابط زناشویی 5-4 برابر بیشتر از روابط خارج از چارچوب ازدواج ودر روابط تک همسری 3-2 بار بیشتر از روابط چند همسری است واین انحصار طلبی در روابط را می رساند.

روابط ارتباطی ( پیوند جویی ) : مردان به سئوال کردن بی علاقه اند درصورتی که زنان علاقمندند ، زنان از اینکه کاری بلد نباشند سئوال می پرسند ویا تقاضای کمک می کنند اما ناراحت نمی شوند درحالیکه یک مرد هیچگاه چنین کاری را نمی کند ، بلکه از کمک کردن به زنان راضی و خشنودند . علت این تفاوت را می توان بر سر میل به پیوند جویی زنان واستقلال طلبی مردان دانست..

- در نظر زنان گفتگو وارتباط با همدیگر منشا رضایت و خرسندی است . زنان به جای آنکه هدف گرا باشند ارتباط گرایند وبیشتر تمایل دارند عشق ومحبت خویش را ابراز کنند ولی مردان برقراری ارتباط را وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود می دانند.

- زنان تمایل دارند که ذهن خود را به دیگران مشغول کنند درواقع به فکر دیگران بودن برای آنان نشانه محبت است.

- زنان دربین خود ، برای رسیدن به هدف یا گفتن حرفشان به شیوه ای که به کسی برنخورد ، معمولا از روشهای غیر مستقیم استاده می کنند . اما مردان درگفتن آنچه برای گفتن دارند معمولا رودرواسی نمی کنند واز دیگران نیز انتظار دارند که با آنها همین برخورد را داشته باشند.

-مردان درتشخیص تفاوت بین هیجانها مشکل دارند همچنین وقتی که آنها موفق می شوند که هیجانی را که درحال حاضر دارند تشخیص می دهند به دشواری می توانند کلمات مناسبی برای بیان آن پیدا کنند .

- مردان درسکوت فکر می کنند وبرای اینکار نیاز به زمان دارند ، و زنان با صدای بلند فکر می کنند و برنامه ها ، شادیها و همه شکوه های خود را به طور همزمان وپشت سرهم برزبان می آورند.

- مردان از اشتباه کردن می ترسند ونمی خواهند ترسها وتردیدهای خود را نشان دهند آنها به این دلیل که همیشه می خواهند درست پاسخ دهند پیش از پاسخ دادن کمی فکر کنند بنابراین در برخورد با زنان سریع پاسخ نمی دهند یا ازآنها می خواهند که مجال فکر کردن به آنها داده شود.

- زنان برای ایجاد ارتباط وبیان حالتهای روحی خود از زبان ارتباطی صمیمانه استفاده می کنند . مردان از زنان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند.

- مردان از واقعیت های عینی وخارجی حرف می زنند ، زنان از ارتباطات عاطفی صحبت می کنند . برای یک زن زندگی خصوصی اهمیت دارد نه موقعیت اجتماعی وهنگام حرف زدن زنان معمولا به دنبال تائید شدن هستند درحالیکه مردان قدرت طلبی می کنند.



منابع :

- جوادی ، آملی ،عبداله . زن درآئینه جمال وجلال 1377 ، تهران : اسوه

- تانن ، دبورا. مرا نمی فهمی ، توهم مرا نمی فهمی ، ترجمه مهدی قراچه داغی وزهره فتوحی . ج 6 ، 1381 . تهران : دایره

- دالس ، ایوان . عزیزم با من حرف بزن. ترجمه مهدی گنجی . 1378 . تهران : نشر ویرایش

- پیز ، آلن وپیز، باربارا (1382) آنچه زنان ومردان نمی دانند. حقایقی درباره برقراری ارتباط با جنس مخالف . ترجمه زهرا افتخاری . تهران : نسل نواندیش


دکتر حسن اميری
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۱, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
خوب تا اینجا مطالب خیلی ارزشمندی بیان شد

یکی از عزیزان محبت کنه در قالب یک پست جمع بندی کنه .

و تمام این مقالات رو هم مثل ویکی پدیا لینک بده توی متن که قابل دسترسی باشه

مرحله اول اثبات تفاوت زن و مرد .

خوب این کار رو راحت میکنه . برای ۲ موضوع متفاوت احکام متفاوتی بر قرار است !

جناب حسن س اگر محبت کنید اون مقالات زن در ایینه جمال و جلال رو در بخش حجاب هم ایجاد کنید خیلی بهتره

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۹, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
[تصویر: im_7c.gif] جایگاه و اهمیت حقوق زن در اسلام

اسلام در چهارده قرن پيش ظهور کرد. در جامعه ای که زن بسيار حقير و پست شمرده می شد، تا جايي که زنده به گور می شد.اسلام آمد و خط بطلان بر روی تمام عقايد جاهلی کشيد.اسلام در تمام مسائل و مواردی که ارتباط با زن دارد، صحبت کرده و آيات و روايات فراوانی در اين زمينه ذکر شده است. زن از منظر قرآن همان است که در طبيعت هست.
از اين رو است که هماهنگی و انطباق کامل بين دستورات الهی اسلام و دستورات فطرت و طبيعت می باشد.اسلام بزرگترين خدمت را با اصولی که در قوانين و احکام مربوط به زن قرار داده به زن اعطا کرده. همزمان با آشنا کردن زنان به حقوق واقعی خود شخصيت و کرامت فراموش شده ايشان را احيا نمود.

اسلام به شيوه های مختلف کرامت انسانی زن را برای همگان آشکار می سازد. اسلام در حق زن نظريه ای ابداع کرده که از روزی که جنس بشر پا به عرصه دنيا گذاشت تا آن روز چنين طرز تفکری در مورد زن نداشت. اسلام در اين نظريه خود، با تمام مردم جهان درافتاد، و زن را آنطور که هست و بر آن اساسی که آفريده شده، به جهان معرفی کرد، اساسی که به دست بشر منهدم شده و آثارش نيز محو گشته بود.

اصل تساوی زن و مرد
به کار بردن واژه تساوی بسيار ظريفانه است. در اسلام تساوی حقوق زن و مرد مطرح است نه تشابه. برعکس جامعه غرب که سعی می کنند تساوی را با تشابه يکی فرض کنند. مساوات در اسلام، اصلی غير قابل انکار و حتی ترديد ناپذير می باشد و ريشه در تمام قوانين ودستورات اسلامی دارد.گرچه اين اصل، قلمرو گسترده دارد و نمی توان آن را محدود به بعضی مسائل کرد ؛ اما به طور نمونه می توان به موارد زیر اشاره نمود:

ازدواج:
در امر ازدواج زن همانند مرد در تصميم گيری و انتخاب در اين امر آزاد است و هيچ اجباری در کارنيست و بدون رضايت او، پيوند ازدواج، اعتباری ندارد.
امام صادق (علیه السلام) می فرمايند: «تستأمروا البکر و غيرها و لاتنکِح الا باَمرِها» (وسائل الشيعه، جلد 14، ص 214) با زنان چه باکره و چه غير باکره در امر زناشويي مشورت کنيد و با آنان پيوند زناشويي نبنديد مگر به خواست خودشان.

پاداش و کيفر:
زن و مرد هردو، در تکاليف و وظايف معنوی خود يکسان و برابرند و به صورت يکسان از ثواب و عقاب اعمال خود بهره می گيرند.
در قرآن حتی يک آيه هم وجود ندارد که در آن به مردان برتری خاصی ببخشد ويا آنان را مستحق عنايتی بيشتر از زنان قرار دهد. آيات الهی هر دو جنس را در واجبات و اوصاف عالی برابر می داند.

تعليم و تربيـت:
فرا گرفتن علم و دانش موضوعی است که در آيات و روايات بدان سفارش فراوان شده است و برای هر زن ومردی ضرورت دارد. در ديدگاه اسلام آموزش حقی است که زن و مرد از آن بطور يکسان بهره می گيرند.
پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمايند: «طلبُ العلمِ فريضةٌ علی کل مسلم و مسلمة» جستجوی دانش بر زن و مرد واجب است (وسائل الشيعه، ج 18، ص 13-14).

ارث:
زمانی که اسلام ظهور کرد، زنان از ارث محروم بودند؛ اما اسلام تفاوت بين زن و مرد را از بين برد و حق ارث زنان را برای همگان آشکار ساخت.
قرآن می فرمايد: «للرجالِِ نصيبٌ مما ترک الوالدانِ و الاقربون و للنساء نصيبٌ مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه و کثر نصيباً مفروضاً»: براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود بر جاى مى‏گذارند، سهمى است و براى زنان نيز، از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى‏گذارند، سهمى خواه آن مال، كم باشد يا زياد اين سهمى است تعيين شده و پرداختنى‏ (نساء، 7)

قانون ارث در نظام حقوقی اسلام بر پايه عدالت بنيان گذاری شده است و اگر به اين نکته توجه شود که زن هيچگونه مسئوليت مالی در برابر اطرافيانش ندارد، بسيار منصفانه و منطبق بر شأن و کرامت زن نشان می دهد. البته در مواردی سهم الارث زن برابرسهم مرد وشايد بيشتر هم باشد که در احکام و قوانين اسلامی و مدنی توضيح آن آمده است.
پس به عبارت بهتر می توان گفت: اسلام ارث را بر اساس زن يا مرد بودن بنيان نکرده، بلکه بر پايه مسئوليتها و وظايفی که افراد در قبال ديگران دارند، وضع نموده است.

عقيده و ايمان:

اصل وحدت هويت و بعد انسانی زن و مرد
آفرينش:

زن و مرد ازيک گوهر و سرشت، بدون هيچگونه برتری از نظر خلقت نسبت به يکديگر آفريده شده اند. و اين نکته در آيات نورانی قرآن کريم بارها يادآوری شده است.
آنجا که می فرمايد: «هو الذی خلقَکم من نفسٍ واحدةٍ و جعل منها زوجَها ليسکنَ اليها...» (سوره اعراف، آيه 189): اوست که همه شما را از يک تن بيافريد و از آن يک تن زنش را نيز بيافريد تا با او آرامش يابد.
«و مِن اياتِه اَن خلق لکم مِن انفسکم ازواجاً لِتَسکنوا اِليها...» (سوره روم، آيه 21) و از نشانه های قدرت اوست که برايتان از جنس خودتان همسرانی آفريد تا در کنار ايشان آرامش يابيد....
پس زن در خلقت از همان جوهر مرد است و عقايد باطلی که در اين زمينه مخصوصا در دوره جاهليت رواج داشته، همه توسط آيات نورانی قرآن فسخ شده است و «من نفس واحده» و «من انفسکم» در آيات ياد شده نشان از همين مطلب دارد.

تکامل زن:
زنان همانند مردان می توانند به رشد معنوی و تکامل روحی دست يابند و اين مسئله اختصاصی به جنس مرد ندارد. همان گونه که قرآن اين نکته را به روشنی تصريح می کند:«و مَن يَعمل مِن الصالحات مِن ذکرٍ اَو اُنثی و هو مُؤمِن فَاولئک يَدخُلون الجنة و لايظلمون نَقيرا» (سوره نساء،آيه 124) و هرکس کاری شايسته کند، چه زن و چه مرد، اگر مومن باشد به بهشت می رود و به قدر آن گودی که بر پشت هسته خرماست به کسی ستم نمی شود.
«مَن عمل صالحاً مِن ذکرٍ اَو انثی و هو مُومن فلنحيين ه حياةً طيبة و لنجزين هم اجرُهم باحسن ما کانوا يعلمون» (سوره نحل، آيه 97 ) هر مرد و زن که کاری نيکو انجام دهد، اگر ايمان آورده باشند، زندگی خوش و پاکيزه ای به او خواهيم داد وپاداشی بهتر از کردارشان.

اصل تفاوت طبيعی بين زن و مرد
بدون شک بين زن و مرد از لحاظ های گوناگون تفاوت است و به هيچ عنوان نمی توان آن را انکار کرد ؛ اما هرگز نمی توان اين تفاوتها را کمبود و نقص برای يک جنس و برتری برای جنس مخالف برشمرد.
به عبارت ديگر تفاوتهای زن و مرد تناسب است نه نقص و کمال، قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها تناسب بيشتری ميان زن و مرد که قطعا برای زندگی مشترک ساخته شده اند به وجود آورد.

بعد جسمی:
روشن است که زن ومرد از نظر جسمی تفاوتهای زيادی دارند و هيچ فردی اين را انکار نمی کند. حتی هر يک از سلولهای بدن هر انسانی نشان از جنسيت خويش دارد و اين تفاوتها دليل بر فرق در توان کاری و قدرت بدنی شده که به طور معمول مردان از زنان قويتر می باشند و از اين نظر برتری دارند. اما رشد دختران از پسران شديدتر و بلوغ آنها زودتر صورت می گيرد. ازدواج و توليد نسل معلول همين تفاوتها است.

بعد روانی و عاطفی:
زنان سرشار از عواطف و احساسات می باشند و زودتر از وقايع تأثير می پذيرند و به هيجان می آيند. البته اين وجود مالامال از احساس حکمتی است تا کار توليد نسل و تشکيل خانواده بهتر صورت گيرد. زن در عين دارابودن مشترکات از جهاتی با مرد اختلاف دارد.
چون ويژگيهای ساختمانی متوسط زنان نظير: مغز، قلب، شريانها، اعصاب، قامت و وزن، طبق آن چه که در کالبد شناسی توضيح داده شده است از متوسط مردان در همان ويژگي ها مؤخرتر است و اين مسئله موجب شده است که جسم زن لطيفتر و نرم تر از مرد باشد و در مقابل جسم مرد درشت تر و سخت تر باشد. و احساساتی لطيف نظير: دوستی، رقت قلب، زيباگرايي و آرايش جويي در زن بيشتر و انديشه گرايي در مرد فزون تر شود. بنابراين زندگی زن «احساس گرا» و زندگی مرد «انديشه گرا» است.

اصل استقلال و آزادی زن
بعد فرهنگی:
اسلام می خواهد زن آشنا به تمام معارف الهی باشد و از نظر فرهنگی و علمی رشد کند تا بتواند نسلی عالم به معارف حقه و سرشار از علم و دانش بپروراند. به همين دليل آموختن علم و دانش را محدود به زمان و مکان نکرده و بر هر انسانی اعم از مرد و زن ضروری و لازم دانسته است. حتی در آموختن اصول اعتقادات و احکام شرعی که بر زنان تکليف و واجب می باشد، اجازه شوهر شرط نيست و منع شوهر در آن تأثيری ندارد.

بعد اجتماعی:
در اسلام زنان در مسائل اجتماعی شرکت می کنند و هيچ منعی برای شرکت در فعاليتهای گروهی ندارند. مانند شهادت دادن، سرگرمی در اوقات قراغت، حق امر به معروف و نهی از منکر قرآن می فرمايد: «والمؤمنينَ و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهَون عن المنکر و يقيمون الصلوة و يؤتون الزکوة و يُطيعون الله و رسوله اولئک سيرحمهم الله اِن الله عزيٌز حکيمٌ» (سوره توبه، آيه 71) مردان مؤمن و زنان مؤمن برخی بر برخی ولايت (سرپرستی) دارند. به معروف يکديگر را امر می کنندو از منکر بازمی دارند و نماز می گذارند و زکات می دهند و از خدا و پيامبرش فرمان می برند، خدا اينان را رحمت خواهد کرد، خدا پيروزمند و حکيم است.

البته اسلام حضور زن در اجتماع را مشروط بر حفظ حجاب و پوشش کامل او دانسته؛ که اين به معنی محدود کردن زن نيست. به عبارت ديگر اسلام با حضور اجتماعی زن مخالف نيست؛ بلکه با بی بندوباری و بی پروائی و بی عفتی اجتماعی مخالف است. حجاب در اسلام به معنی منع حضور زن در جامعه نيست؛ بلکه به معنی حضور تحت شرايط معين است.

بعد سياسی:
در زمان پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شوهر يا پسر بجای زن نمی توانست بيعت کند ؛ بلکه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) طبق دستور قرآن کريم با زنان بيعت کردند و در تاريخ نيز ثبت شده است.
قرآن می فرمايد: «يا ايها النبی اذا جاءک المؤمنات يبايعنک علی اَن لايشرکنَ بالله شيئاً و لايسرقن و لايزنين و لايقتلن اولادهن و لايأتين بهتان يفترينه بين ايديهن و ارجلهن و لايعصينک فی معروف فبايعهن و استغفر لهن الله اِن الله غفورٌ رحيم» (سوره ممتحنه، آيه 12): ای پيامبر اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند با بيعت کنند، بدين شرط که هيچ کس را با خدا شريک نکنند و دزدی نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بهتان نزنند و فرزندی را که از آن شوهرشان نيست به او نسبت ندهند و در کارهای نيک از تو نافرمانی نکنند، با آنها بيعت کن و برايشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است.

پس زنان به عنوان يک فرد در جامعه انسانی می توانند در فعاليتهای سياسی شرکت کنند و نظر خود را درباره موضوعات سياسی آزادانه بيان کنند.همچنين زنان در زمان پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در نهضت بزرگ اجتماعی – سياسی هجرت شرکت کردند.
قرآن کريم می فرمايد: «يا ايها الذين امنوا اذا جاءکم المؤمنات مهاجرات فامتضوهن الله اعلم بايمانهن فان علمتموهن مؤمنات فلاترجعوهن الی الکفار» ( سوره ممتحنه، آيه 10) ای ايمان آورندگان! چون زنان مؤمنی که مهاجرت کرده اند به نزدتان آيند، بيازماييدشان. خدا به ايمانشان داناتر است. پس اگر دانستيد که ايمان آورده اند، نزد کافران بازشان مگردانيد...

بعد اقتصادی:
اسلام زن را در مباحث مالی و اقتصادی آزاد گذاشته است. «للرجال نصيبٌ مما اکتسبوا و للنساء نصيبٌ مما اکتسبن»: مردان نصيبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نيز نصيبى (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد) (سوره نساء، آيه 32) اسلام به شکل بی سابقه ای جانب زن را در مسائل مالی و اقتصادی رعايت کرده، از طرفی به زن استقلال و آزادی کامل اقتصادی داده و دست مرد را از مال و کار او کوتاه کرده و حق قيموميت در معاملات زن را از مرد گرفته و از طرف ديگر با برداشتن مسؤوليت تأمين بودجه خانوادگی از دوش زن، او را از هر نوع اجبار و الزامی برای دويدن به دنبال پول معاف کرده است.
علاوه بر آزادی اقتصادی زن در اموال خود، اسلام برای زن مهريه و نفقه قرار داده است ؛ به اين علت که نيروی جسمانی او کم است و همچنين قوای بدنش در اثر دوران بارداری و شيردهی و تربيت فرزند نيز کمتر می شود و پرداخت نفقه و مهريه بر مردان واجب است.

اصل بزرگداشت شخصيت زن:

در نقش همسری:
قرآن می فرمايد:«و عاشروهن بالمعروف»: با آنها با نیکی رفتار و زندگی کنید. (سوره نساء، آيه 19 ) معروف همان چيزی است که متضمن هدايت عقل و حکم شرع و فضيلت و محاسن خلق نيکو و سنتهای حسنه در آداب است. در روايات نيز مردان به نيکی کردن و حسن معاشرات با همسرانشان سفارش شده اند.
پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمايند: «خيرکم، خيرکم لأهله و أنا خير لأهلی» (وسايل الشيعه، ج 20، ص 171، ح 8) بهترين شما کسی است که برای خانواده خود بهترين باشد و من برای خانواده ام بهترينم.
پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): «اقربکم منی مجلسا يوم القيامة... خيرکم لاهله» (وسايل الشيعه، ج8، ص 507) نزديکترين شما به جايگاه من در روز قيامت، کسانيند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.

در نقش مادری:
در مکتب انسان ساز اسلام بر احترام به پدر و مادر سفارش شده است. «و قضی ربک ألا تعبدوا إلا اياه و بالوالدين إحسانا....»: و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو (سوره اسری، آيه 23) «و وصينا الانسان بوالديه...»: و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد (به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحم ل مى‏شد)، و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد (آرى به او توصيه كردم) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت (همه شما) به سوى من است‏ (سوره لقمان، آيه 14)اما در مورد مادر و احترام نسبت به او بيشتر سفارش شده است.«الجنة تحت اقدام الامهات») (مستدرک الوسائل، ج 15 ص 180) بهشت زير پای مادران است.

در نقش فرزندی:
تا قبل از ظهور اسلام به علت وجود عقايد جاهلی که بين مردم رواج داشت، فرزند دختر را ننگ و حقير می شمردند. اما اسلام به دختر ارج نهاد و شخصيت و کرامت انسانی او را احيا کرد. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دست دخترشان را می بوسيدند و به ايشان احترام می گذاشتند.
«وقتی به پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خبر دادند خداوند دختری به او عطا کرده نگاه حضرت به صورت اصحابش افتاد، آثار ناخشنودی را در چهره آنان ملاحظه کرد، سپس فرمود: اين چه حالتی است که در شما می بينم؟ خداوند گلی به من داده ؛ آن را می بويم و روزيش با خداست.» (وسائل الشيعه، ج 21، ص 365)
امام صادق (علیه السلام): «البنات حسنات و البنون نعمة و الحسنات يثاب عليها و النعمة يسأل عنها»: دختران خوبیها هستند و پسران نعمت، به خوبیها پاداش داده می شود و از نعمت سوال می شود (وسائل الشيعه، ج 15، ص 10323).

اهداف

احيای شخصيت زن:
اسلام کرامت و شخصيت زن را زنده و احيا کرد؛ شخصيتی که به فراموشی سپرده شده و از بين رفته بود. زنانی که در دوره جاهليت از حقوق انسانی خود محروم بودند و حتی به ديد يک انسان به آنها نگاه نمی شد، با حقوق خود آشنا شدند و اجازه يافتند در جامعه حضور فعال داشته باشند.

لغو بدبينی ها:
زن را در دوران قبل از اسلام، عامل وسوسه، فريب و گول زدن مردان و مايه ننگ و خواری برای خانواده و پست و حقير می شمردند. اسلام با شخصيت دادن به زن و سفارش های فراوان نسبت به زن و احترام به جايگاه زن و بيان حقوق او تمام اين عقايد خرافی و جاهلی را از بين برد و ريشه کن کرد.

لغو ضرب و شتم و آزار رساندن به زنان:
در آيات و روايات بسيار بر حسن معاشرت و نيکويي به زنان سفارش شده و از آزار رساندن به زنان نهی شده است. در دوران تاريک قبل از اسلام به اين دليل که برای زن هويت انسانی قائل نبودند، از هرگونه آزار و اذيت نسبت به او دريغ نمی کردند.
رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمايند: «مَن ضرَب اِمرأة بغير حق فأنا خَصمُه يومَ القيامة»: کسی که همسر خود را بدون حق بزند من در روز قيامت دشمن او هستم (ارشاد ديلمی (1) و (2) ص 291).

احيای حقوق زن:
در آن روزگاری که برای زن ارزش و منزلتی قائل نبودند، اسلام مردان را به پرداخت نفقه و مهر فرمان داد و آن را به عنوان يک وظيفه و مسئوليت برعهده مردان نهاد. اسلام در تمام مسائلی که مطرح می کند، سيستم خاص خودش را دارد.
بسيار قاطع با اصول والای انسانی و اهدافی بسيار عالی که در هيچ کدام از قوانين بشری و مکاتب ساخته دست بشر يافت نمی شود. به اين علت که تمام احکام و قوانين آن منطبق بر اصول فطرت و خلقت می باشد و هيچ گونه تضادی با قوانين حاکم بر طبيعت ندارد.

هر انسانی چه زن و چه مرد از نظر ايمان مساوی هستند و هيچگونه تفاوتی از اين مورد بين آنها وجود ندارد. قرآن کريم می فرمايد: «وَالذين يُؤذون المؤمنين و المؤمناتِ بِغَير ما اکتَسَبوا فقدِ احتَمَلوا بهتاناً و اثماً مبينا ً»: و آنان كه مردان و زنان باايمان را به خاطر كارى كه انجام نداده‏اند آزار مى‏دهند بار بهتان و گناه آشكارى را به دوش كشيده‏اند. (سوره احزاب، آيه 58) و آنان که مردان و زنان با ايمان و بی تقصير و گناه را بيازارند، دانسته گناه و تهمت بزرگی را مرتکب شده اند.

http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=8084
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۰, ۱۰/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
با سلام .
بنده یه سخنرانی از استاد الهی قمشه ای گوش دادم , خیلی زیبا بود , خیلی . دیشب وقتی سخنرانی رو گوش میدادم از اینکه زن آفریده شدم خیلی خدا رو شکر کردم . نماز خوندن لذتی داشت . یه آرامش وصف نشدنی داشتم . جلوه ی جمال خدا کم چیزی نیست . نعمتی است بس بزرگ . نمی دونم توو این تیم بودن و تحقیق کردن راجع به زن خیلی چیزها رو داره برام روشن میکنه . همه چیز رو دارم یه جور دیگه میبینم . انگار دنیا عوض شده . همونی نیست که دیروز بود . همه چیز رو زیبا می بینم , خیلی زیبا .
سخنرانی رو بنده یک مقدارش رو یادداشت کردم , چون یک مقدار طولانی هست در چندین پست تقدیم خواهم کرد .
التماس دعا .
بسم الله الرحمن الرحیم
ای لطیفی که گُلِ سرخت چو دید
از لطافت جامه ها را بَردرید
ای لطیف روح در هر بدن
ای لطیف عشق اندر مرد و زن
مرد و زن چون یک شوند آن یک تویی
چون که یک ها محو شد آنک تویی
این من و ما بهر آن برساختی
تا تو با خود مرد خدمت باختی
تا من و ماها همه یک جان شوند
عاقبت مستغرق جانان شوند
من چه گویم یک رگم هشیار نیست
شرم آن یاری که او را یار نیست
گر تو میدادی مرا پانصد زبان
کردمی شرم تو ای جان جهان
یک زبان دارم من آنها منکثر
در خجالت از تو ای دانای سِر
چه رمزی هست در این سخنی که پیامبر فرمود که , من از دنیای شما سه چیز اختیار کردم .
آنها که همیشه دنبال وحدت هستند , دنبال یک می گردن , این که فکر می کنند هر جا که سه هست , اون یکیه .
چطور ممکنه که پیامبر از سه چیز خوشش بیاد . معشوق , یدونه آدم باید داشته باشه . پس معلوم میشه این سه تا چیز , یه چیزه ! که فرمودن من از زن خوشم میاد . کدوم زن ؟ اشاره به چه گوهری داره میکنه ؟ که تجلّی تامّش در وجود مبارک دختر گرامی اوست . از زن گفت خوشم میاد . دیگر از بوی خوش خوشم میاد و دیگر از نماز . بوی خوش , روی خوش ,گفت و گوی خوش . نماز یعنی گفت و گوی خوش . زن یعنی روی خوش , یعنی بوی خوش . از اینها خوشم میاد من . اگر سلام باید بکنیم , به حضرت حوّا , به گوهر حوّا بکنیم که در همه ی زن ها هست . در همه ی مادران هست . کمال عشق در مادر تجلّی میشه . مادر تنها کسی است که تا آخرین لحظه می ایسته و میگه که فرزندش بی گناهه . هیچ کسِ دیگه این مقدار پایداری نمی کنه در عشق ! چرا ؟ برای اینکه اون دیده که این بی گناه بوده . وقتی که یه کسی رو دارن میبرن دار بزنن , اگه همه تصدیق بکنن که این گناهکاره , مادر تصدیق نمی کنه . مادر عاشق بی عاره . به هیچ جرمی , به هیچ گناهی برنمی گرده . لطف الهیه . لطف محض الهیه .
اینان مگر ز رحمت محض آفریده اند
کارام جان و نورِ دل و انسِ دیده اند
حُسن آیتی است در حَدِ ایشان و کِبر ماست
پیراهنی که بر قَدِ ایشان بریده اند
رضوان مگر دریچه ی فردوس برگشاد
کین حوریان به ساحت دنیا خزیده اند
مادر دیده که بچه بغلش بوده , بی گناه بوده , بعداً گناهکار شده . بنابراین میگه که این پاک بوده , این اشتباه کرده , این نفهمیده , این خطا کرده , گولش زدن . چون این دیده , اون یه لبخندِ معصوم و پاک او رو دیده بوده . این عالی ترین تجلّی عشقه که به هیچ گناهی برنمی گرده , و این فقط صفت خداست . همه ی ما به یک گناهی برمیگردیم , یه جایی بالاخره میگیم این کار رو کردیم و تموم شد . امّا او به هیچ گناهی برنمیگرده و مَثَلِش مادره .
اگر بخوام داستان کوثر رو براتون بگم و داستان عالی ترین تجلّی حوّا رو براتون بگم که در وجود مبارک حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) به همه ی سنّ کم , با همه ی محدودیت ها , چه تجلّی از اون گوهر دَرِش پیدا شده , باید برگردم داستان آفرینش رو بگم . داستان خدا رو بگم اصلاً .
ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۷, ۱۱/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مرداد/۹۱ ۰:۴۵ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #29
آواتار
خوب , سخنرانیش خیلی قشنگ بود , هنوز که من به آخرش نرسیدم ! Confused
باشه این پست های آخری بنده رو که از روی سخنرانی نوشتم حذف کنید . Sad
بنده دیگه ادامه نمی دم اون مطالب رو . Undecided

هوش‌ و استعداد
به‌ بخشی‌ از ادراکات‌ آدمی‌ که‌ مربوط‌ به‌ فعالیت‌ مغز و قشر آن‌ است، هوش‌ گفته‌ می‌شود. هوش‌ از مرحله‌ احساس‌ تا مرحله‌ فعل، نمود دارد و قسمتی‌ از شخصیت‌ و عامل‌ مشترک‌ عقل، معلومات‌ و دانستنیهاست‌ که‌ در واکنش‌های‌ طبیعی‌ و شرطی‌ در اعمال‌ عادی‌ و ارادی‌ نقش‌ دارد. احساس، حافظه‌ و درک‌ بهتر روابط‌ بین‌ اشیأ و تناسب‌ واکنشها در هیجانات، انفعالات‌ و عواطف‌ و میزان‌ دقت‌ و ظرافت‌ آنها همه‌ به‌ هوش‌ مربوط‌ است. برخی‌ هوش‌ را ترکیبی‌ از استعداد عددی‌ (روابط‌ و مسائل‌ ریاضی)، آمادگی‌ روانی‌ کلامی‌ (حضور ذهن‌ و کاربرد هر سخن‌ در جای‌ خود)، درک‌ معانی‌ (نقلی، عقلی، فلسفی‌ و علمی)، حافظه، استدلال، فهم‌ روابط‌ فضایی‌ و سرعت‌ ادراک، دانسته‌اند و تعریفهای‌ دیگری‌ نیز ارائه‌ شده‌ است. هوش‌ به‌ دو نوع‌ نظری‌ و عملی‌ قابل‌ تقسیم‌ است. هوش‌ نظری‌ برای‌ شناخت‌ روابط‌ و واقعیتها به‌کار می‌رود و هوش‌ عملی، شناخت‌ محیط‌ زندگی‌ و سازگاری‌ با آن‌ است.
در عرصة‌ بیولوژی، از نظر فراوانی‌ هوش، انسانها با توجه‌ به‌ سه‌ عامل‌ از یکدیگر متمایز می‌گردند:
-1 ساختمان‌ مغز به‌ویژه‌ چین‌ خوردگی‌های‌ سطح‌ خارجی‌ آن.
-2 رشد و تکامل‌ مغز در دوران‌ کودکی‌ و بلوغ.
-3 وقایع‌ و امکاناتی‌ که‌ برای‌ فرد پیش‌ آمده‌ است.
انسانها از نظر بهرة‌ هوشی‌ طبقه‌بندی‌ شده‌اند. از آن‌جا که‌ مغز، سمبل‌ هوش‌ است‌ و رفتارهای‌ متفاوت‌ و غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ ممکن‌ است‌ در هر انسانی‌ بروز کند، و نیز به‌خاطر عوامل‌ وراثتی، محیطی‌ و چگونگی‌ رشد مغز، هیچ‌ دو انسانی‌ حتی‌ دوقلوهای‌ همسان، رفتار و اندیشة‌ یکسانی‌ ندارند و آدمیان‌ از نظر فکر و هوش‌ متفاوتند.
همچنین‌ از عوامل‌ مهم‌ تمایز انسانها به‌ لحاظ‌ اندیشه‌ و روان‌ و استعدادها عامل‌ جنسیت‌ است. آیا هوش‌ نیز با جنسیت‌ ارتباط‌ دارد؟ بین‌ حجم‌ و اندازه‌ مغز با هوش‌ چه‌ رابطه‌ای‌ می‌توان‌ یافت؟
در زمینه‌ هوش‌ و جنسیت، سه‌ نظریه‌ مطرح‌ است:
( ببینید چه نظریه های وحشتناکی راجع به زن ایراد فرمودن این آقایان به اصطلاح روشن فکر ! AngryAngry)

‌‌الف. نظریة‌ «عدم‌ تفاوت»
در این‌ دیدگاه‌ ادعا شده‌ که‌ بهرة‌ هوشی‌ زنان‌ و مردان‌ یکسان‌ بوده‌ و از برتری‌ مختصر هوشی‌ پسران‌ بر دختران‌ می‌توان‌ چشم‌ پوشید، زیرا از شرایط‌ محیطی‌ و اجتماعی‌ ناشی‌ می‌شود.

‌‌ب. نظریة‌ «نفی‌ هوشِ‌ زنان»
برخی‌ در زمینة‌ کاستی‌ مغز و توان‌ هوشی‌ زن‌ گفته‌اند:
«زنان‌ مغز ندارند. اگر سر کوچکشان‌ را پر از مطلب‌ کنیم‌ از کار می‌افتد.»
«شناختهای‌ فکری‌ برای‌ زن‌ به‌ بهای‌ از دست‌ دادن‌ ویژگیهای‌ زنانه‌ پدید می‌آید. زنان‌ با هوش، سترون‌ (نازا) هستند و همه‌ تأیید می‌کنند که‌ زنِ‌ باهوش، صفات‌ و حالات‌ مردانه‌ دارد.»
«عدم‌ رشد عقلی‌ در برخی‌ اندیشه‌ها از بزرگترین‌ نقطه‌ ضعفهای‌ شخصیت‌ زن‌ به‌ حساب‌ آمده‌ است، امری‌ که‌ ناستواری‌ و غیرقابل‌ اعتماد بودن‌ شخصیت‌ زن‌ به‌ حساب‌ آمده‌ و سبب‌ می‌شود دیر یا زود نتواند معنویات‌ و کمالاتی‌ را که‌ به‌دست‌ می‌آورد، نگاه‌ دارد. و بر اثر دخالتهای‌ عاطفی‌ عقل‌ از مسیر خودش‌ انحراف‌ یابد.»
علیرغم‌ اینکه‌ کسانی‌ معتقد به‌ بهره‌های‌ هوشی‌ نزدیک‌ زن‌ و شوهر هستند، دیگرانی‌ می‌گویند:
«فقط‌ زنانی‌ که‌ شوهران‌ خود را با هوش‌ می‌پندارند احساس‌ نیک‌ بختی‌ دارند.»
دکتر پُل‌ ژولیوس‌ موبیوس‌ می‌نویسد:
«ناتوانی‌ ذهنی‌ یا ضعف‌ فکری‌ زن‌ نه‌ فقط‌ واقعیت، بلکه‌ یک‌ ضرورت‌ است. مواهب‌ فکری‌ زن‌ از مرد کم‌تر است‌ و آنها را بسیار سریع‌تر نیز از دست‌ می‌دهد. سر زن‌ کوچک‌تر از مرد است‌ و سر کوچک‌ به‌طور طبیعی‌ مغز کوچک‌ را جای‌ می‌دهد و ضعف‌ فکری، او را از استدلال‌ دور می‌کند.»
اوگوست‌ کنت، پدر جامعه‌شناسی‌ جدید غرب‌ و از برجسته‌ترین‌ مدافعان‌ علوم‌ تجربی‌ و مخالفان‌ مذهب‌ نیز می‌گوید:
«مرد برای‌ اندیشیدن‌ ساخته‌ شده‌ است‌ و زن‌ برای‌ دوست‌ داشتن.»
پرودون‌ از پدران‌ سوسیالیزم‌ مدرن‌ معتقد است:
«زن، حد‌ وسط‌ میان‌ مرد و دنیای‌ حیوانی‌ است‌ و به‌خودی‌ خود، علت‌ وجودی‌ ندارد، زمانی‌ که‌ هوش‌ خود را به‌ کار گیرد، زشت، دیوانه‌ و ایکبیری‌ می‌شود.»
شوپنهاور می‌گوید:
«زن‌ حیوانی‌ است‌ با گیسوان‌ بلند و افکار کوتاه.» AngryAngryAngryAngryAngryAngryAngryAngryAngryAngryAngryAngryAngry
ژان‌ ژاک‌ روسو، از برجسته‌ترین‌ نظریه‌ پردازان‌ دمکراسی‌ و قرارداد اجتماعی‌ در غرب‌ نیز دربارة‌ زن، چنین‌ قضاوت‌ می‌کند:
«تقریباً‌ تمام‌ دختر بچه‌ها خواندن‌ و نوشتن‌ را با اکراه‌ می‌آموزند، اما کاربرد سوزن‌ را همیشه‌ داوطلبانه‌ یاد می‌گیرند... هیچ‌ هنری‌ را نه‌ دوست‌ دارند و نه‌ یاد می‌گیرند و هیچ‌ نبوغی‌ هم‌ ندارند.»
و نیچه‌ فیلسوف‌ بزرگ‌ پست‌مدرن‌ غرب‌ معتقد است:
«وقتی‌ زن‌ دانشمند می‌شود، نشان‌ آن‌ است‌ که‌ در اندام‌های‌ تناسلی‌ او اختلالی‌ روی‌ داده‌ است.»
پُل‌ بروکا می‌گوید:
«نباید از نظر دور داشت‌ که‌ زن‌ به‌طور متوسط، اندکی‌ کم‌ عقل‌ و هوش‌تر از مرد است. ممکن‌ است‌ دربارة‌ این‌ تفاوت‌ مبالغه‌ شده‌ باشد اما در هر حال، تفاوتی‌ بسیار واقعی‌ است. بنابر این‌ می‌توان‌ فرض‌ کرد که‌ کوچکی‌ مغز زن‌ در عین‌ حال، تابع‌ کهتری‌ جسمانی‌ و کهتری‌ فکری‌ او است.»
هاولاک‌ الیس‌ اظهار می‌دارد:
«هزاران‌ زن‌ به‌ نقاشی‌ پرداخته‌اند، اما فقط‌ مردان‌ در این‌ رشته‌ نبوغ‌ داشته‌اند.»
( واقعاً خیلی وحشتناکه که راجع به وجود پر رمز و راز زن این گونه فکر می کردن . Angry و شاید هنوز هم هستند کسانی که چنین فکرهای ... مزخرفی دارن . Angry )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۶, ۱۱/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
سلام به همتون.Smile
من امشب یه کتابی پیدا کردم اسم کتاب هست زنان پیغمبر اسلام که راجب همه چی توش بحث میکنه(زن در آفرینش،زن در اسلامو...) یه کتاب چند صد صفحه ایه.
منتظر می مونین بخونم تموم کنم و خلاصشو اینجا بزارم؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا