کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاملی در دعای زیبای عرفه
۲:۱۳, ۳۰/مهر/۹۱
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
چند روزی تا روز عرفه باقی نمانده به ذهنم رسید که چه قدر خوبه که قبل از فرا رسیدن روز عرفه تاملی بر دعای عرف داشته باشیم تا ان شاء الله با معرفت بیشتری دعا را بخوانیم

برای همین نکاتی را که از کتاب "نیایش امام حسین(علیه السلام)در صحرای عرفات "مطالعه کرده ام را می نویسم البته با وقت کمی که هست فکر نکنم چند نکته ای را بیشتر بتونم بنویسم

خوشحال میشم اگرعزیزان هم نکته ای را در جایی مطالعه یا شنیده اند در اینجا بیان نمایند

نویسنده ی کتاب مورد نظر هم مرحوم علامه محمد تقی جعفری هستن

فرازهایی که انتخاب شده به ترتیب نیست و بیشتر از اواسط دعا هستن


لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ سـُبـْحانـَكَ اِنـّى كـُنـْتُ مـِنَ الظّ الِمـيـنَ لا اِلهَ اِلاّ
بزرگوارى تو است معبودى جز تو نيست منزهى تو و من از ستمكارانم معبودى جز تو

[/font]
اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ
نيست منزهى تو و من از آمرزش خواهانم معبودى جز تو نيست منزهى تو

اِنّى كُنْتُ مِنَ الْمُوَحِّدينَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ
و من از يگانه پرستانم معبودى نيست جز تو منزهى تو و من از

الْخـاَّئِفـيـنَ لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ سـُبـْحانـَكَ اِنـّى كـُنـْتُ مـِنَ الْوَجـِليـنَ لا اِلهَ اِلاّ
ترسناكانم معبودى جز تو نيست منزهى تو و من از هراسناكانم معبودى جز تو نيست

اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الرَّاجينَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْح انَكَ اِنّى
منزهى تو و من از اميدوارانم معبودى نيست جز تو منزهى تو و

كُنْتُ مِنَ الرّاغِبينَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْح انَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الْمُهَلِّلينَ لا
مـن از مـشـتـاقـانـم مـعـبـودى جـز تـو نـيـسـت مـنـزهـى تـو و مـن از تهليل (لااله الاالله ) گويانم

اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ سـُبـْح انـَكَ اِنـّى كـُنـْتُ مـِنـَالسـّـ اَّئِليـنَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ
معبودى جز تو نيست منزهى تو و من از خواهندگانم معبودى جز تو نيست منزهى تو

اِنّى كُنْتُ مِنَ الْمُسَبِّحينَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ
و من از تسبيح گويانم معبودى جز تو نيست منزهى تو و من از تكبير
[font=B Homa]
الْمُكَبِّرينَ لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْح انَكَ رَبّى وَرَبُّ اب اَّئِىَ الاَْوَّلينَ


چرا جملات تکراری؟
[b]
حضرت باعبدالله الحسین(علیه السلام) با تکرار جمله"خدایی جز تو نیست،پاک پروردگارا[/b]" مطالبی را به بارگاه خداوند عرضه می کنن
آن چه که در اعماق قلب مبارکشان بوده ،با تذکر به وحدانیت و خلاقیت و رب بودن خداوند با کمال صفا و قاطعیت بیان میکنن

مثلا و قتی میگویند من از استغفار کنندگانم آن چه را که در دل دارند و ایمان دارند بیان میکنند

وقتی میگویند من از مشتاقان شهود جمال و کمال توام ،در حقیقت موجی از اشتیاق شهود از قلب نازنینشان سر می کشد وتا بارگاه ربوبی اوج می گیرد


بنابراین هرچند جملات در ظاهر تکراری به نظر می رسند ولی در حقیقت مفاهیم آن هاامواجی است که پشت سر هم می کشند و به ابدیت صعود می کنند

امید آن که ما هم از اعماق وجود و ایمان راسخ این فرازها را بیان کنیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۴۵, ۳۰/مهر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۹۱ ۴:۴۶ توسط ساقی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم رب الحسین (علیه السلام)
سلام علیکم
اول از همه تشکر فراوان بخاطر این تاپیک خوبتون ،
انشاالله خداوند مطالبی را که در ادامه نشر میکنم شامل حالمان شود
"امین یا رب العلمین"
******
پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرماید:
«خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان خود را از آتش جهنم آزاد نمی‌کند».
«در میان گناهان، گناهانی است که جز در عرفات بخشیده نمی‌شود»
(مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه)
«آنگاه که در عرفات وقوف کنى، چنانچه گناهانت به تعداد شن‌های شنزار یا ستارگان آسمان یا قطره‌های باران باشد، خداوند آنها را خواهد بخشید»
(کافى، ج ۴، ص ۳۱۶)
***
نقل است از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرسیدند:‌
چه کسی از اهل عرفات، گناهش از همه بزرگ‌تر است؟ حضرت فرمود: «کسی که عرفات را درک کرده باشد و گمان کند خداوند او را نیامرزیده است».
(سنن الکبرى، ج ۵، ص ۱۹۲)
***
امام سجاد(علیه السلام) در روز عرفه صدای نیازمندی را شنید که گدایی می‌کرد. به او فرمود:
«وای بر تو! آیا در مثل چنین روزی از غیر خدا درخواست می‌کنى، درحالی‌که در این روز برای بچه‌هایی که در شکم مادران هستند، امید سعادت و خوشبختی می‌رود».
(جعفریات، ج ۱۱۴، ص ۴۱۵)
***
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
«هیچ‌کس (چه نیکوکار و چه بدکار) در عرفات وقوف نمی‌کند، مگر اینکه خداوند دعایش را مستجاب می‌کند».
(تنبیه الغافلین، ص ۴۸۹)
***
درباره روز عرفه
روز عرفه، روز شناخت است.
عرفه روزی است که خدای سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا می خواند و خوان کرم و احسان و لطف خود را برای آنان می گسترد و درهای مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روی آنان می گشاید.


دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است که با کلمات روحبخش دعای امام حسین (علیه السلام) و اشک عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می کند. اشک و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.
در این روز حجاج بیت ا… الحرام با وقوف در صحرای عرفات با خدای خویش به مناجات می پردازند و دعای عرفه امام حسین(علیه السلام) را قرائت می کنند.
مسلمانان نیز در گوشه گوشه این کره خاکی در این روز همه با هم نجوا کردند:
“خدای من، من به گناهانم اعتراف می کنم، آنها را ببخش، منم که بد کردم، منم که خطا کردم، منم که تصمیم به گناه گرفتم، منم که نادانی کردم.”
مسلمانان با شرکت در آیین پرفیض و ملکوتی دعای عرفه، با ریختن اشک عشق، از معبود خود طلب عفو کرده و برای گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهی طلب مغفرت کردند.
***
عرفات نام جایگاهی است که حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می کنند و به دعا و نیایش می پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مکه مکرمه باز می گردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند که جبرائیل علیه السلام هنگامی که مناسک را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می کنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد.
چرا که یکی از معانی ?عرف? صبر و شکیبایی و تحمل است. (۱)
فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه کَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحیمْ
آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق(علیه السلام)، آدم (علیه السلام) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار کوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه می کنی ای آدم؟
ـ چگونه می توانم گریه نکنم در حالیکه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه کن و به سوی او بازگرد.
ـ چگونه توبه کنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل هنگام خروج از مکه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیک گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع کرد و به دستور جبرئیل غسل کرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و کلماتی را که از پروردگار دریافت کرده بود به وی تعلیم داد، این کلمات عبارت بودند از:
سُبحانَکَ اللهُمَ وَ بِحمدِک
خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم
لا الهَ الاّ اَنْتْ
جز تو خدایی نیست
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی
کار بد کردم و بخود ظلم نمودم
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی

به گناه خود اعتراف می کنم
اِنَّکَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ
تو مرا ببخش که تو بخشنده مهربانی .
آدم (علیه السلام) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشک می ریخت، وقتی که آفتاب غروب کرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با کلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت……
***
تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله در روز عرفه
پس فرموده بخوان این تسبیحات را که مروى از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله است و سیّد بن طاوُس در اقبال ذکر فرموده :
سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُکْمُهُ
منزه است خدایى که در آسمان است عرش او منزه است خدایى که در زمین است فرمان و حکمش
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبیلُهُ
منزه است خدایى که در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدایى که در دریا راه دارد
سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدایى که در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدایى که در بهشت رحمت او است
سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِیمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ
منزه است خدایى که در قیامت عدل و دادش برپا است منزه است خدایى که آسمان را بالا برد
سُبْحانَ الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَیْهِ
منزه است خدایى که زمین را گسترد منزه است خدایى که ملجا و پناهى از او نیست جز بسوى خودش
پس بگو
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ صد مرتبه
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نیست و خدا بزرگتر از توصیف است
و بخوان توحید صد مرتبه و آیة الکرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه و بگو
لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیى وَیُمیتُ
معبودى جز خدا نیست یگانه اى که شریک ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده کند و بمیراند
وَیُمیتُ وَیُحْیى وَهُوَ حَىُّ لا یَموُتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَهُوَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ
و بمیراند و زنده کند و او است زنده اى که نمیرد هرچه خیر است بدست او است و او بر هر چیز
قَدیرٌ
ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ وَاَتوُبُ اِلَیْهِ ده مرتبه
توانا است آمرزش خواهم از خدایى که معبود بحقى جز او نیست که زنده و پاینده است و بسویش توبه کنم
یا اَللّهُ ده مرتبه یا رَحْمنُ ده مرتبه یا رَحیمُ ده مرتبه یا بَدیعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ ده مرتبه یا حَىُّ یا قَیُّومُ ده مرتبه یا حَنّانُ یا مَنّانُ ده مرتبه یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه آمینَ ده مرتبه
***
مضامینی از دعای عرفه
۱ـ ستایش حق تعالی:
ستایش سزاوار خداوندی است که کس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست که وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری بپای صنعت او نرسد. بخشنده بیدریغ است. اوست که بدایع خلقت را بسرشت و صنایع گوناگون وجود را با حکمت خویش استوار ساخت…….
۲ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:
پروردگارا بسوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف کنم که تو تربیت کننده و پرورنده منی. و بازگشتم بسوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از اینکه چیز قابل ذکری باشم…….
۳ـ خود شناسی:
و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمتهای بیکرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریکیهای سه گانه جنینی سکونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیک از امورم را بخودم وا نگذاشتی……..
۴ـ راز آفرینش انسان:
ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به کمال) موجودی کامل و سالم بدنیا آوردی. و در آن هنگام که کودکی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ کردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دلهای پرستاران را بجانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی……..
۵ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:
تا اینکه با گوهر سخن مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمتهای بیکرانت را بر من تمام کردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا اینکه فطرت و سرنوشتم، به کمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام کردی که معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی…….
۶ـ نعمتهای خداوند:
آری این لطف تو بود که از خاک پاک عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم که نعمتی را از من دریغ داری. بلکه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بیکرانت بر من. و باحسان عمیم خود نسبت به من، تا اینکه همه نعماتت را درباره من تکمیل فرمودی……
۷ـ شهادت به بیکرانی نعمت های الهی:
الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم
و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوستهای جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لبهای من پنهان است……
۸ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شکر الهی:
گواهی می دهم ای پروردگار که اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بکوشم تا شکر یکی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، که آن خود مزید نعمت و مستوجب شکر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد………..
۹ـ ستایش خدای یگانه:
معهذا من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا. که وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم. و اظهار می دارم:
حمد و ستایش خدایی را که فرزندی ندارد تا میراث برش باشد. و در فرمانروایی نه شریکی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی کمک دهد…..
۱۰ـ خواسته های یک انسان متعالی:
خداوندا، چنان کن که از تو بیم داشته باشم، آنچنان که گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار کن! اما بخاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر کن که سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و برکت بمن عطا فرما!
۱۱ـ سپاس به تربیت های الهی:
خداوندا! ستایش از آن تست که مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار تست که مرا بیافریدی و خلقتم را نیکو بیاراستی. بخاطر لطفی که به من داشتی والا……
۱۲ـ نیازهای تربیتی از خدا:
و مرا بر مشکلات روزگار، و کشمکش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنجهای این جهان و محنتهای آن جهان نجات بده و از شر بدیهایی که ستمکاران در زمین می کنند نگاه بدار………….
۱۳ـ شکایت به پیشگاه خداوند:
خدایا! مرا به که وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی که پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه که بر من بر آشفتد؟ یا به کسانیکه مرا به استضعاف و استثمار کشانند؟ در صورتیکه تو پروردگار من و مالک سرنوشت منی؟
۱۴ـ ای مربی پیامبران و فرستنده کتب آسمانی:
ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحق و یعقوب، و ای پروردگار جبرئیل، مکائیل و اسرائیل. و ای تربیت کننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان……
۱۵ـ تو پناهگاه منی:
تو پناهگاه منی، بهنگامی که راهها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اکنون جزء هلاک شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم.
———————————————
۱- فرهنگ دهخدا / ج ۱۰ جدید / ص ۱۵۸۱۸
منبع: دعای عرفه عبدالکریم بی آزار شیرازی

حضرت ابراهیم (علیه السلام) در عرفات
در صحرای عرفات، جبرئیل، پیک وحی الهی، مناسک حج را به حضرت ابراهیم (علیه السلام) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (علیه السلام) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).


پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در عرفات
و نیز دامنه کوه عرفات در زمان صدر اسلام کلاس صحرایی پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شد و پیغمبر این سوره را که از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احکام کلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.
و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شکوه حجاج بیان داشت:
…… ای مردم سخنان مرا بشنوید!
شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نکنم.
شما به زودی به سوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگی می شود.
من به شما توصیه می کنم هرکس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند.
هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اکیداً حرام است.
از پیروی شیطان بپرهیزید.
به شما سفارش می کنم که به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند،
و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.
……… من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم که اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یکی کتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.
هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینکه آنرا به طیب خاطر به دست آورده باشد…..


صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (علیه السلام)
حضرت سیدالشهدا، امام حسین (علیه السلام) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن ?کوه رحمت? نهادند و در سمت چپ کوه روی به کعبه، همایشی تشکیل دادند، که موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلکه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزکیه و خودسازی بود.
***
بخوانیم با یکدیگر زیارت امام حسین (علیه السلام) را در روز عرفه
بدان که آنچه از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در باب زیارت عرفه رسیده از کثرت اخبار و بسیارى فضیلت و ثواب زیاده از آن است که احصا شود و ما به جهت تشویق زایرین به ذکر چند حدیث اکتفا مى‏نماییم
(به سند معتبر از بشیر دهان منقول است که گفت:
عرض کردم به خدمت حضرت صادق علیه السلام که گاه هست حج از من فوت مى‏شود و روز عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام مى‏گذرانم فرمود:
که نیک مى‏کنى اى بشیر هر مؤمنى که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برود با شناسایى حق آن حضرت در غیر روز عید نوشته شود براى او ثواب بیست حج و بیست عمره مبروره مقبوله و بیست جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عید بنویسد حق تعالى براى او ثواب صد حج و صد عمره و صد جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند,
آن حضرت را در روز عرفه با معرفت حق آن حضرت نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره پسندیده مقبوله و هزار جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل .
گفتم کجا حاصل مى‏شود براى من ثواب موقف عرفاتپس آن حضرت نظر کرد به سوى من مانند کسى که خشمناک باشد و فرمود:
که اى بشیر هر گاه مؤمنى برود به زیارت قبر امام حسین علیه السلام در روز عرفه و غسل کند در نهر فرات پس متوجه شود به سوى قبر آن حضرت بنویسد حق تعالى از براى او به هر گامى که برمى‏دارد حجى که با همه مناسک بعمل آورده باشد و چنین گمان دارم که فرمود و عمره [غزوه‏]) (و در احادیث کثیره بسیار معتبره وارد شده که: حق تعالى در روز عرفه اول نظر رحمت بسوى زائران قبر حسین علیه السلام مى‏افکند پیش از آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند)
(و در حدیث معتبر از رفاعه منقول است که:
حضرت صادق علیه السلام به من فرمود:
که امسال حج کردى گفتم فدایت شوم زرى نداشتم که به حج روم و لکن عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام گذرانیدم فرمود که اى رفاعه هیچ کوتاهى نکردى از آنچه اهل منى در آن بودند اگر نه این بود که کراهت دارم که مردم ترک حج کنند هر آینه حدیثى براى تو مى‏گفتم که هرگز ترک زیارت قبر آن حضرت نکنى پس ساعتى ساکت شد و بعد از آن فرمود که خبر داد مرا پدرم که هر که بیرون رود به سوى قبر امام حسین علیه السلام و عارف به حق آن حضرت باشد و با تکبر نرود همراه او مى‏شوند هزار ملک از جانب راست و هزار ملک از جانب چپ و نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره که با پیغمبر یا وصى پیغمبر کرده باشد)
و اما کیفیت زیارت آن حضرت پس چنان است که علماى اجله و رؤساى مذهب و ملت فرموده‏اند چون خواستى آن حضرت را در این روز زیارت کنى پس اگر ممکن شد ترا که از فرات غسل کنى چنان کن و اگر نه از هر آبى که ترا ممکن باشد و پاکیزه‏ترین جامه‏هاى خود را بپوش و قصد زیارت آن حضرت کن در حالتى که به آرامى و وقار و تأنى باشى پس چون به در حایر برسى بگو:
بسم الله الرحمن الرحیم
« اللهُ اَکْبَرُ کَبیراً ، وَالحَمْدُ للهِ کَثیراً ، وَسُبْحانَ اللهِ بُکْرَةً وَأصیلاً ، وَالحَمْدُ للهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَماکُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدانا اللهُ لَقدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالحَقِّ ، السَّلامُ على رَسُولِ اللهِ ، السَّلامُ عَلى أمیرِ المُؤمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلى فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدةِ نِساءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ على الحَسَنِ والحُسَیْنِ ، اَلسَّلامُ عَلى عَلیِّ بنِ الحُسَینِ ، اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ ، اَلسَّلامُ عَلى جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدِ ، اَلسَّلامُ عَلى مُوسَى بنِ جَعْفَر ، اَلسَّلامُ عَلى عَلیِّ بنِ مُوسى ، اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بنِ عَلیٍّ ، اَلسَّلامُ عَلى الحَسَنِ بنِ عَلیٍّ ، اَلسَّلامُ عَلى الخَلفِ الصّالِحِ المُنْتَظَر ، اَلسَّلامُ عَلیکَ یا أبا عَبدِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلیکَ یابنَ رَسُولِ اللهِ ، وَابْنُ عَبْدِکَ وَابنُ أَمَتِکَ ، المُوالی لِوَلِیَّکَ وَالمُعادی لِعَدُوِّکَ ، استَجارَ بِمَشْهَدِکَ وَتَقَرَّبَ اِلى اللهِ بِقَصْدِکَ ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی هَدانی لِوِلایَتِکَ ، وَخَصَّنی بِزِیارَتِکَ وَسَهَّلَ لی قَصْدَکَ » .
ثم قل : « اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ آدَمَ صَِفوَةِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ نُوح نَبیِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ مُوسى کَلیمِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ عیسى رُوحِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ مُحَمَّد حَبیبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ اَمیرِ المؤُمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاوارِثَ فاطِمَةَ الزَّهراءِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ مُحَمَّد المُصطَفى ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابنَ عَلِّی المُرتَضى ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ فاطِمَةَ الزَّهراه ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ خَدیجَةَ الکُبرى ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَاثارَ اللهِ وَابنَ ثارِهِ وَالوِترَ المُوتُورِ . أَشهَدُ أَنَّکَ قَد أَقَمتَ الصَلاةَ ، وَآتَیتَ الزَکاةَ ، وَأمَرتَ بِالمَعرُوفِ ، وَنَهَیتَ عَن المُنکَر ، وَأَطعتَ اللهَ حَتّى أَتاکَ الیَقینُ ، فَلَعَنَ اللهُ أُمَةً قَتَلَتکَ ، وَلَعَنَ اللهُ أُمَّةً ظَلَمَتکَ ، وَلَعَنَ اللهُ أُمَّةً سَمِعَت بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ ، یامَولایَ یاأَبا عَبدِ اللهِ اُشهِدُ اللهَ وَمَلائِکَتَهُ وَأَنبِیاءَهُ وَرُسُلَِهُِ اَنّی بِکُم مُؤمِنُ ، وَبِأیابِکُم مُوقِنٌ بِشَرائِعِ دینی وَخَواتِیمِ عَمَلی ، وَمُنقَلبی اِلى رَبّی ، فَصَلَواتُ اللهِ عَلَیکُم وَعَلى أرواحِکُم وَعَلى اَجسادِکُم وَعَلى شاهِدِکُم وَعَلى غائِبِکُم وَعَلى ظاهِرِکُم وَعَلى باطِنِکُم . اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَابنَ خاتَمِ النَبِّیینَ ، وَابنَ سَیِدِ الوَصِّیینَ ، وَابنَ اِمامِ المُتَّقینَ ، وَابنَ قائِدِ الغُرِّ الُمحَجَّلینَ اِلى جَنّاتِ النَعیم ، وَکَیفَ لاتَکُونُ کَذلِکَ وَاَنتَ بابُ الهُدى ، وَاِمامُ التُقى ، وَالعُروَةُ الوُثقى ، وَالحُجَّةُ عَلى أَهلِ الدُّنیا ، وَخامِسُ اَصحابِ (أهلِ) الکِساءِ ، غَذَتْکَ یَدُ الرَّحمَةِ ، وَرُضِعتَ مِنْ ثَدیِ الایمانِ ، وَرُبِّیتَ فی حِجرِ الاسلامِ ، فَالنَفسُ غَیرُ راضِیَة بِفِراقِکَ وَلا شاکَة فی حَیاتِکَ ، صَلَواتُ اللهِ عَلَیکَ وَعَلى آبائِکَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاصَریعَ العَبرَةِ الساکِبَةِ ، وَقَرینَ المُصیبَةِ الرّاتِبَةِ ، لَعَنَ اللهُ أُمَةً اِستَحَلّت مِنکَ الَمحارِمَ ، وَاْنتَهَکَت مِنکَ حُرمَةَ الاِسلامِ ، فَقُتِلتَ صَلّى اللهُ عَلیکَ مَقهُوراً ، وَاَصبَحَ رَسُولُ اللهِ بِکَ مَوتُورَاً ، وَأصبَحَ کِتابُ اللهِ بِفَقدِکَ مَهجُورَاً ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ وَعَلى جَدِّکَ وَاَبیکَ وَاُمِّکَ وَاَخیکَ ، وَعَلى الاَئِمَةِ مِنْ بَنیکَ ، وَعَلى المُستَشهَدینَ مَعَکَ ، وَعَلى الملائِکَةِ الحافِّینَ بِقَبرِکَ وَالشّاهِدینَ لِزُوّارِکَ المُؤمِنینَ بِالقَبُولِ عَلى دعاءِ شِعَتِکَ ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ » .
وصل رکعتین إقرأ فیها ماتشاء ، وإذا فرغت فقل :
« اَللّهُمَّ إِنّی صَلّیتُ وَرَکَعتُ وَسَجَدتُ لَکَ وَحدَکَ لاشَریکَ لَکَ ، لاِنَّ الصَّلاةَ وَالرُّکُوعَ وَالسُّجُودَ لاتَکوُنُ إِلاّ لَکَ ، لاِنَّکَ أنتَ اللهُ الَّذی لااِلهَ اِلاّ اَنتَ اَللّهُمَّ وَهاتانِ الرُکعَتانِ هَدِیةٌ مِنّی اِلى مُولایَ وَسَیِّدی وَإمامی اَلْحُسَینِ بنِ عَلیٍّ عَلَیْهِما السَّلامّ ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَتَقَبَّل ذلکَ مِنّی وَاجْزِنی عَلى ذلکَ اَفضَلَ اَمَلی وَرَجائی فِیکَ وَفی وَلیِّکَ یاأَرْحَمَ الرّاحِمین » .
ثم زر ولده علی بن الحسین الاکبر علیه السلام وقل :
« اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابْنَ رَسُولِ الله ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابْنَ نَبِیِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابْنَ اَمیرِ المؤُمنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابْنَ الحسینِ الشَّهیدِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّها الشَّهیدُ ابْنُ الشَّهیدِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّها المظلومُ ابْنُ المظلوم ، لَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْکَ ، وَلَعَنَ اللهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ ، وَلَعَنَ اللهُ أمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضیَت بِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یامَولای ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاولیَّ اللهِ وَابْن وَلِیِّهِ ، لَقَدْ عَظُمَتِ المُصیبَة ، وَجَلّتِ الرَّزیَّةُ بِکَ عَلَینا وَعَلى جَمیع المؤمنینَ ، فَلَعَنَ اللهُ اُمّةً قَتَلَتْکَ ، وَاَبْرأُ إلى اللهِ وَاِلَیْکَ مِنْهُمْ فی الدّنیا وَالاخرة » .
ثم زر شهداء کربلاء وقل :
« السَّلامُ عَلَیْکُم یاأَوْلیاءَ اللهِ وَاَحِّباءَه ، السَّلامُ عَلَیْکُم یااَصفیاءَ اللهِ وَأَوِدّاءَهُ . السَّلامُ عَلَیْکُم یاأَنْصارَ دین اللهِ وَاَنصارَ نَبیّهِ وَاَنْصارَ اَمیرِ المُؤمِنینَ وَاَنصارَ فاطِمَةَ سَیْدَةِ نِساءِ العالَمینَ ، السَّلامُ عَلَیْکُم یاأَنصارَ أَبی مُحَمَّد الحَسَنِ الوَلیِّ النّاصِحِ ، السَّلامُ عَلَیْکُم یااَنْصارَ اَبی عَبْدِ اللهِ الحُسَینِ الشَّهیدِ المَظلومِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ ، بِأبی اَنْتُم وَامّی طِبْتُمْ وَطابَتِ الارضُ الَّتی فیها دُفِنْتُمْ ، وَفُزْتُمْ وَاللهِ فَوْزاً عَظیما ، یالَیْتَنی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفوزَ مَعَکُمْ فی الجِنان مَعَ الشُّهَداءِ وَالصّالِحینَ وَحَسُنَ اُولئِکَ رَفیقاً ، وَالسَّلامُ عَلَیْکُم وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُه » .
ثم زر أبا الفضل العباس علیه السلام وقل :
« اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاأَبا الفَضْلِ العَبّاسَ ابْنَ اَمیرِ المؤمِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابْنَ سَیِّدِ الوَصیِّینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یابْنَ أوَّلِ القومَ إسْلاماً ، وَأَقدَمِهِمْ اِیْماناً ، وَأَقْوَمِهِمْ بِدینِ اللهِ ، وَأَحْوَطِهِمْ عَلى الاسْلامِ ، أَشْهَدُ لَقدْ نَصَحْتَ للهِ وَلِرَسُولِهِ وَلاَخیکَ فَنِعْمَ الاخُ المُواسی ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْکَ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةَ ظَلَمَتْکَ ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اِسْتَحَلَّتْ مِنکَ الَمحارِمَ ، وَانْتَهَکَتْ فی قَتْلِکَ حُرْمَةَ الاسْلامِ ، فَنِعمَ الاَخُ الصّابِرُ الُمجاهِدُ الُمحامی النّاصِرُ وَالاَخُ الدّافِعُ عَنْ أَخیهِ الُمجیبِ الى طاعَةِ رَبّه الرّاغِبُ فیما زَهِدَ فیهِ غَیرُهُ مِنَ الثَّوابِ الجَزیلِ وَالثّناءِ الجَمیلِ ، وَأَلحَقَکَ اللهُ بِدَرَجَةِ آبائِکَ فی دار النَّعیم ، اِنّهُ حَمیدٌ مَجید » .
ثم قل :
« اللّهُمَّ لَکَ تَعَرَّضْتُ وَلِزیارَةِ اَوْلیائِکَ قَصَدْتُ رَغْبَةً فی ثَوابِکَ وَرَجاءً لِمَغْفِرَتِکَ وَجَزیلِ اِحْسانِکَ ، فَأَسْأَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ، وَاَنْ تَجْعَلْ رزْقی بِهِم دارّاً ، وَعَیْشی بِهِم قارّاً ، وَزیارَتی بِهِمْ مَقْبُولَةً ، وَذَنْبی بِهِمْ مَغْفُوراً ، وَاقْلِبنی بِهِم مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً دُعائی بِأَفْضلِ مایَنْقَلِبُ بِهِ اَحَدٌ مِنْ زُوّارِه وَالقاصِدینَ اِلَیْه ، بِرَحْمَتِکَ یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ » .
******
"صلوات "
برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فراموشمان نشود .
"خدایا با ما آن کن که لایق حضرت توست."
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم
و لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
واللهم عجل الوليك الفرج
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۲, ۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
یا الله یا الله يا بَدىَّ يا بَديعُ لا نِدَّلَكَ يا دآئِماً لا نَفادَ لَكَ يا حَيّاً حينَ لا حَىَّ يا

اى خـدا اى آغـازنـده اى پـديـدآورنـده اى كـه هـمـتـا نـدارى اى جـاويـدانـى كـه زوال ندارى اى زنده در آنگاه كه زنده اى نبود

مُحْيِىَ الْمَوْتى يا مَنْ هُوَ قآئِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ يا مَنْ قَلَّ لَهُ

اى زنده كن مردگان اى كه مراقبت دارى بر هركس بدانچه انجام داده اى كه سپاسگزارى من برايش اندك است

شُكْرى فَلَمْ يَحْرِمْنى وَعَظُمَتْ خَطيَّئَتى فَلَمْ يَفْضَحْنى وَرَ انى عَلَى

ولى محرومم نكند و خطايم بزرگ است ولى رسوايم نكند و مرا بر

الْمَعاصى فَلَمْ يَشْهَرْنى يا مَنْ حَفِظَنى فى صِغَرى يا مَنْ رَزَقَنى

نـافـرمـانـى خويش بيند ولى پرده ام ندرد اى كه مرا در كودكى محافظت كردى اى كه در بزرگى روزيم دادی
.
.
.
اَقالَ عَثْرَتى وَنَفَّسَ كُرْبَتى وَاَجابَ دَعْوَتى وَسَتَرَ عَوْرَتى وَغَفَرَ

لغـزشـم را ناديده گرفت و گرفتگى را از من دور كرد و دعايم را اجابت فرمود و عيبم را پوشاند و گناهانم را آمرزيد

ذُنُوبى وَبَلَّغَنى طَلِبَتى وَنَصَرَنى عَلى عَدُوّى وَاِنْ اَعُدَّ نِعَمَكَ

و به خواسته ام رسانيد و بر دشمنم يارى داد و اگر بخواهم نعمتها

وَمِنَنَكَ وَكَرائِمَ مِنَحِكَ لا اُحْصيها


چرا امام معصوم اعتراف به خطا و معصیت می کند و از خدا طلب عفو دارد؟

برای پاسخ به این پرسش دقیقا عین متن کتاب را می آورم تا کوتاهی در انتقال مطلب نشود و شبه ای پیش نیاید:

"برای پاسخ به این مسئله باید در نظر گرفت که اعتراف های معصومین را در دو قسمت می توان تحلیل کرد:

قسمت اول-مربوط به استعداد خطاست که در ممکن الوجود(موجودات غیر از واجب الوجود که خداست)وجود دارد،زیرا اگر استعداد خطا نباشد،اطاعت و تقوا و جمیع حرکات تکاملی جبری می باشد،که خارج از فضیلت و ارزش هاست که بدون اختیار قابل تحقق نمی باشد.بنابراین ،معنای اعتراف به خطا و اظهار توجه و ندامت در حقیقت ،توجه به آن خطاها وناروایی هاست که معصوم در حرکت تکاملی اختیاری می بیند و از آلوده شدن به یکایک آن ها به خدا پناه می برد و توبه می نماید......"

ادامه دارد. . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۵۰, ۱/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/آبان/۹۱ ۲۱:۵۳ توسط ats.)
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم رب المهدی

چرا امام معصوم اعتراف به خطا و معصیت می کند و از خدا طلب عفو دارد؟
[/b]

در ادامه ی مطلب گذشته در کتاب مورد نظر نوشته شده است:

"قسمت دوم
-یک معنای بسیار عالی را نشان می دهد که عبارتست از احساس یک وحدت فوق طبیعی بین پیشوایان کمال یافته و انسان هایی که در این دنیا در مسیر کمال در حرکتند،ولی گاهی خطاها و گناهانی از انسان ها سر می زند،(نه در حد شرک و تجری و دیگر گناهان تباه کننده).این معنا را می توان از روایات منقول در کافی استفاده کرد:

امام صادق(علیه السلام)فرمودند:"مومن برادر مومن است،مانند (اعضای)یک بدن،اگر از عضوی ناراحتی داشته باشد درد آن را در سایر اعضای بدن احساس می کند. و ارواح آنان از یک روح است و اتصال روح انسان مومن به روح الهی شدیدتر از اتصال شعاع نور خورشید به خورشید است"

امام صادق(علیه السلام) خطاب به مردم فرمودند
"چرا رسول خدا را ناراحت می کنید؟مردی گفت :چگونه او را نارحت می کنیم؟فرمود :اعمال شا به آن حضرت عرضه می شود وقتی که معصیتی در آن اعمال ببیند،ناراحت می گردد او را ناراحت نکنید بلکه مسرورش بسازید."
دو روایت دیگر در همین مضمون از امام محمدباقر (علیه السلام) و امام رضا(علیه السلام)با تطبیق به آیه ی شریفه ی :و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون چنیین آمده
"بگو هرکاری که می خواهید انحام بدهید زود باشد که خدا و رسول خدا عمل شما را خواهد دید"
بنابراین احادیث ،دعای معصومین و اعتراف آنان به خطا و ابراز تاثر و ندامت در حقیقت بیان کننده ی تاثر آن پیشوایان از اعمال زشت مردم خطاکار و توبه و ندامت برا ی اصلاح حال آنان می باشد."
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۰, ۲/آبان/۹۱
شماره ارسال: #5
آواتار
اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَالْيَقينَ
اى خدايا قرار ده بى نيازى در نفس من و يقين

فى قَلْبى وَالاِْخْلاصَ فى عَمَلى وَالنُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصيرَةَ فى
در دلم و اخلاص در كردارم و روشنى در ديده ام و بينايى در

دينى وَمَتِّعْنى بِجَوارِحى وَاجْعَلْ سَمْعى وَبَصَرى اَلْوارِثَيْنِ مِنّى
ديـنـم و مـرا از اعـضـا و جوارحم بهره مند كن و گوش و چشم مرا وارث من گردان (كه تا دم مرگ بسلامت باشند)

وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَاَرِنى فيهِ ثارى وَمَـاءرِبى وَاَقِرَّ بِذلِكَ
و ياريم ده بر آنكس كه به من ستم كرده و انتقام گيرى مرا و آرزويم را درباره اش به من بنمايان
عَيْنى اَللَّهُمَّ اكْشِفْ كُرْبَتى وَاسْتُرْ عَوْرَتى وَاْغْفِرْ لى خَطيَّئَتى
و ديده ام را در اين باره روشن كن

خداوندا!آن ستمکار شقی که شمشیر به دست ،به قتل من اقدام کرد به آن حیاتم پایان داد که هر لحظه اش به جهت

حضور در پیشگاه تو برای من ابدیت می داد و در هر لحظه ای که در احساس و انجام فرمان های تو به سر می

بردم شکوفایی بیشتری در سعادتم می دیدم. ای باغبان باغ بزرگ هستی!او باستم و تعدی برمن،شاخه ای باردر از نهال باغ تو

را شکست و یا آن نهال را از ریشه برانداخت.عظمت و ارزش حقیقی این نهال در نزد توست و انتقام ظلم آن نابکار نهال برانداز هستی را تو دانی.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۳۹, ۹/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #6
آواتار
إلهي تردُّدي في الآثار يوجب بعد المزار فاجمعني عليك بخدمة توصلني إليك. كيف يُستدلُّ عليك بما هو في وجوده مفتقرٌ إليك؟ أيكون لغيرك من الظُّهور ما ليس لك حتي يكون هو المظهر لك؟ متي غبت حتي تحتاج إلي دليل يدلّ عليك ومتي بَعُدتَ حتي تكون الآثار هي الّتي توصل إليك؟ عميت عين لاتراك عليها رقيباً وخسرت صفقة عبدٍ لم تجعل له من حبّك نصيباً. إلهي أمرت بالرُّجوع إلي الآثار فارجعني إليك بكسوة الأنوار وهداية الاسْتبصار حتّي أرجع إليك منها كما دخلت إليك منها مصون السّر عن النّظر إليها ومرفوع الهمّة عن الاعتماد عليها، إنّك علي كلِّ شي‌ءٍ قدير


در اين بخش، امام حسين(عليه السلام) به خداي سبحان عرض مي‌كند: «خدايا! گرچه در قرآن فرمودي: سراسر عالم نشانه‌هاي توحيد است، ولي مرا به نشانه‌ها ارجاع نده؛ زيرا اگر مرا به آثار آفاقي يا انفسي ارجاع دهي، تا از نشانه‌ها به صاحب نشان برسم مسيري بس طولاني مي‌شود. خودت را به من نشان ده؛ اين نشانه‌ها توان آنكه تو را به طور كامل نشان دهد ندارد. حتي سرزمين مكه و مواقف حج را كه فرمودي: (فيه ايات بيّنات) ، هيچ يك چنان ظهوري كه تو را بنماياند ندارد.

خدايا! تو كه (نور السموات والأرض) و از هر نشانه‌اي آشكارتر و به من نزديكتري، چرا مرا به نشانه‌ها ارجاع مي‌دهي؟ پروردگارا! كي غايب شدي تا من براي اثبات وجود تو استدلال كنم؟ استدلال براي پي‌بردن از نشانه به غايب است. تو كه خود فرمودي: (أو لم يكف بربّك أنّه علي كل شي‌ء شهيد) ، نيازي به دليل و برهان نداري كه من از آيات به تو پي‌ببرم. پس خودت را آنچنان به من بنما كه بي‌واسطه و با شهود قلبي تو را ببينم».




دیوانه کنندس
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا