کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
من میگویم که این امتحان خدا نیست بی کفایتی مسولین است!
۰:۲۲, ۱۷/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۱ ۱۳:۴۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
(۱۶/آبان/۹۱ ۱۹:۵۲)yektasepas نوشته است:  باسمه تعالی
سخن رانی "عبور ازنیل "استاد رائفی را گوش کنید بسیار عالی است و جواب این سوالتان را می گیرید
خلا صه اش این است که قبل از ظهور هر منجی ای از طرف خداوند در طول تاریخ 4 امتحان صورت می گیرد :
1- امتحان اقتصادی

می گویم که چرا این نوع امتحان اقتصادی فقط مخصوص مردم عادی است ؟! و مسئولان و روحانیون کوچکترین آسیب

و فشاری از تورم ها و گرانی ها نمی بیننند چون اولا حقوق رییس و روساخیلی بالاست , ثانیا اینها هزارجور رانت و

پاداش و ... دارند , ثالثا در خانه های مصادره ای زندگی می کنند و اجاره نمیدهند , رابعا هر چیزی ( مواد غذایی ,

لوازم و ...)را که بخرند از جیب حساب نمی کنند و خبر دقیق دارم که برای اداره یاورزاتخانه فاکتور می کنند ,پس این

تورم سرسام آور فقط آزارنده مردم عادی است نه سران درجه اول و دوم و سوم و روحانیت حاکم که از رفاه مطلق

برخوردارند . والله که حتی همین رائفی هم با پولهای اهدایی ح ک و مت ( از بیت المال) زندگی بسیار مرفهی دارد .


آیا راست گفته اند که کاهنان و بالایی ها ، با این جور حرفها که اوضاع بد اقتصادی(-ناشی از بی کفایتی و دزذی-)

امتحان و مشیت الهی است ، عوام الناس دیندار را تخدیر می کنند و خود در رفاه مطلق می زیند ؟!


پ.ن : لطفا این پست را مدیران پاک نکنند و جواب حرف را باید با حرف داد نه حذف , اگر پاک کنید مشمول ذمه

( -که عوام به غلط مشغول ذمه می گویند-) شمر و ابن زیاد و معاویه و اولی و دومی باشید . دی:

همین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۴۱, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #41
آواتار
نقل قول: فقط یک نکته برادر
در جایی که معصوم به طور صریح منظور آیه را مشخص کرده دیگر تفسیر دیگران خیلی محلی از اعراب نداره
در این خصوص خداوند می فرماید از اهل ذکر بپرسید
یا در جای دیگر دارد که از راسخون در علم بپرسید
و در روایات تصریح شده که تبیین آیات قرآن تنها از طریق کسانی به درستی انجام میگیرد که علمشان متصل به علم خداست
یعنی رسول الله و معصومین
علاوه بر این که تفسیر باید همراه با قرائن متقن منظور نظر آیه باشد و قواعد کلی باشد
مثل قائده ی کلی که [b]سلب نعمت بی دلیل امکان ندارد چون خدا کریم است

یا دادن نعمت بی استحقاق و عملکرد خاص کاملاً امکان پذیر است و به هیچ وجه قائده ی کلی نیست که تا شما کاری نکنید خدا به شما فیض و نعمت نمی دهد که این یک دیدگاه انفعالی به خداوند است در حالی که خدا خود را فعال معرفی مکند در آیات قرآن چرا که مطابق صفت صاحب فضل بودن خداست و فضل یعنی بی استحقاق بخشیدن یعنی شما مستحق تغییر حال از حال بد به حال خوب نبودید به واسطه ی اعمالتان اما خداوند از سر فضل و کرم و لطفش این تحول حال را انجام میدهد
و....
موارد متعدد دیگر را به توفیق الهی به همین شکل تقدیم خواهم کرد و تاپیک پس از ارائه ی تمام مطالب برای انسجام موضوع مجدد باز میشود تا دوستان نظرات را ارائه دهند
و گرنه دوست من به تعداد افراد میتونه تفسیر داشته باشه هر آیه

ولی من تفسیر از امام ندیدم که حرف ِ شما رو تصدیق کنه ....

خدا یه سری نعمت ِ عمومی داره ، مثل چیزایی که همه داریم ... تن و بدن ، بارون و از این جور چیزا دیگه . حالا یا اینا بیشتر میشه یا کمتر ، که این بستگی به خود اون مردم داره که چطور رفتار کنن که این نعمت ها کم بشه یا بیشتر ... یعنی سرنوشت ِ افراد و جامعه در دست خودشونه ... این چیزی ِ که از تفسیر ِ المیزان برداشت میشه .
آقا علی خواهشا مدل دلیل آوردنت و تفسیر کردنت رو عوض کن ، این مدل واسه من جواب نمیده ، وقتی 13سالم بود آخونده مسجد اینطوری میخواست جواب بده میتونست ما رو قانع کنه ، دیگه سنی از ما گذشته ...




بعد 1 سوال دیگه

نقل قول:سلب نعمت بی دلیل امکان ندارد چون خدا کریم است
یا دادن نعمت بی استحقاق و عملکرد خاص کاملاً امکان پذیر است

شما نعمت رو چی میدونی ؟ دقیقا به چی میگی نعمت ؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۱, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #42
آواتار
(۱۹/آبان/۹۱ ۲۰:۴۳)درست پسند نوشته است:  

شما نوشتید:



پس شما می گویید امتحان اقتصادی باید از همه گرفته شود.




نه برعکس هر کسی یه امتحانی دارد همانند همون ایه ایی که نوشتید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۶, ۲۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۰۹ توسط blue.blood.)
شماره ارسال: #43
آواتار
نقل قول:خدا در قرآن میفرماید
خدا هر که را بخواهد هدایت میکند
در نگاه اول شاید این بوی جبر بدهد!
اما در آیات دیگر این مسئله تبیین می شود و خداوند می فرماید هدایت من به ظالم نمیرسد!!!!!!
این یعنی چی؟
یعنی خدا همه را هدایت میکند اما کسی که ظالم است (در حق خودش یا دیگران یا احکام خدا) در حقیقت با ظلمش مانع دریافت هدایت میشود

پس اگه این حرف ِ شما رو یه مقدار توجه کرد میشه اینطور هم برداشت کرد که ، چرا ظالم ظالم شده ؟ چون خدا هدایتش نکرده ، ظالم شده و نور ِ هدایت بهش نمیرسه ...
همه که از اول یکسان خلق میشن ، با فطرت ِ پاک ... پس چرا یکی میشه ظالم یکی خوب ؟! به خاطر ِ نوع ِ هدایت و خواست ِ خداست دیگه ...


نقل قول: ببین برادر
ایشون ادعا کرده که همه مسئولین و روحانیان این گونه اند و اگر شما معتقد به تعالیم اسلام باشید و بدون سند هم بخواهید این مدعی را داشته باشید این خلاف تقوا و اخلاق اسلامی است

واللا من مقیاس سنجش اعمالم توی ِ وجودمه ، وجدان دارم و میدونم که تهمت زدن و دروغ گفتن و این چیزا خارج از اون وجدان ِ انسانی هست . من همه نگفتم همه ، ولی مثلا رییس 2 دوره ی مجلس رشوه گرفته ، حرم سرا داشته واسه خودش ، یه ایت الله به رییس جمهور مملکت گفته حرام زاده ، مجلس دولت رو متهم به یه سری تخلفات ِ مالی میکنه و و و ، دیگه من چه چیزی رو میتونم باور کنم و یا بگم که درست نیست ؟!
تازه ، من مثال زدم از دونسته های خودم ، گفتم اخونده واسه 24 25 تا نماز ِ ظهر و عصر خوندن 1 تومن میگیره ، تازه 1 ماشین هم میارتش و میبرتش ... من اینطوری گفتم ، بعدش هم گفتم همه اینطوری نیستن و کم درآمد هم داریم ...

نه همه نه هیچ ، همیشه خوب و بد همه جا وجود داره ...


(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۶)سید ابراهیم نوشته است:  اصلا نمیخواستم و نمیخواهم وارد این بحث بشوم.... فقط جناب شاهین از افراد دیگر برای تایید سخنان خودتان مایه نگذارید...

هم خودتان و هم خودمان می دانیم که منظور استاد شریعتی چه روحانیتی بوده است!!!!!

ایشان قبل از انقلاب فوت کرده اند یا شهید شده اند.... بحث کاملا فرق می کند.....

آنقدر مسئله بین و واضح است که لازم نمی بینم دیگر توضیحی اضافه کنم.

یا علی مدد.


روحانیت ِ وابسته به حکومت ...
حکومت ِ وابسته به روحانیت ...

از 4000ساله پیش ، از مصر که آمن پرست بودن و حکومت زردشتیان بر مردم و حکومت ِ کلیسای کاتولیک بر مردم و و و ...
فرقی نداره ، تاریخ تکرار میشه عزیزم ...


نقل قول:شاهین نقوی نوشته است: به خصوص اگر در هاله تقدس( غیرمعصوم) پیچیده شده باشد و مصلحت انگاری بر حقیقت انگاری چیره باشد و به ویژه آنکه روحانیت حاکم به ابزاری ( تفسیر و فقه ) متکی است که عوام چشم بسته از آن اطاعت می کنند .
خود امام خمینی (رحمة الله علیه) فرمودند:
نقل قول:ملت ایران رأی داده است به جمهوری اسلامی؛ هرچه زحمت داشته و توان داشته است در طبق اخلاص گذاشته است گفته ما اسلام را می‌خواهیم؛ شمااگر با اسلام بد هستید، خوب تشریف ببرید اروپا و امریکا و هرجا دلتان می‌خواهد، آنجا زندگی کنید. یا همین جا زندگی کنید و اگر ملت را می‌خواهید، هی نگویید که «ملت با من است»، «ملت با من است». ملت با اسلام است. نه با من است و نه با شما و نه با دیگری. من اگر یک کلمه‌ای بر خلاف اسلام بگویم، همین ملت می‌ریزند و من را از بین می‌برند. ملت اسلام را می‌خواهد. ملت شخص نمی‌خواهد. شخص پرست‌ نیست ملت.
منبع

پس خود امام خمینی هم برای ولایت فقیهی که خلاف اسلام بگوید تقدسی قائل نبوده است.


خیلی حرف جالبیه ...

فقط نمیدونم چرا فقط حرف ِ ، امکان ِ عمل نداره ...


نقل قول:دوستانی که از آقای تقوی درخواست مدرک و سند کردن حرفشون یکم خنده دار هست!!
کسی مدرکی از اینکه 99% مردم آمریکا فقیر هستند و ثروتشون در دست اون 1 درصد هست مدرکی داره؟!
بعضی چیزها که به چشم دیده میشن و در جامعه خیلی راحت احساس میشن نیازی به مدرک ندارند!
گرانیها و برشکستگی کارخانه ها سند حساب نمیشن؟!گرانی خودرو و کاهش فروش محصولات مدرک حساب نمیشه؟!
بی ارزشی پول ملی مدرک حساب نمیشه؟!

ولی در این شرایط بد که بالا گفتم یک عده هستند که اکثرن از مسئولین هستند در رفاه زندگی میکنن و هیچ کدوم از اینها رو احساس نمیکنن(مثل من که نمیرن مغازه یک نوشابه اشی مشی که هفته پیش 900 تومن بود رو حالا 1500تومن بخرن[تصویر: biggrin.png]، بگی گرون شده میگن اشکال نداره واسه سلامتید خوبه نوشابه ضرر داره! مثل ما خوزستانیها که برای گرد و خاک اعتراض کردیم گفتن این خاک کربلاس!!مقدسه....)
من روحانیونی در شهرمون میشناسم که سالی 2بار حج میرن!!ایشون هیچ شغلی ندارن! فقط روحانی هستند و پیش نماز!!!
بچه های مسئولین و نزدیکانشون که میبینی کاملن فقر بین مسئولین نظامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رو حس میکنی!
==========================================
وقتی امتحان الهی هست که 100% جامعه مسلمون باشند و اسلامی باشند!
اولن کل جمعیت ایران مسلمون نیستن....دومن از همون مسلمون همه شیعه نیستن!!
و از همون افرادی که در شناسنامه شیعه هستند خواهان و طرفدار نظام نیستن!!!(یک واقعیت انکار نشدنی در جامعه ما!! هر روز هم در کوچه و بازار و تاکسی،اتوبوس وغیر...همه میبینیم!نیازی هم به مدرک نداره!!)
بعضی ها میگن علت این گرانیها تحریمها هست...بله کاملن درسته!! ولی قسمت زیادی از این گرانیها نتیجه سیاست اقتصادی غلط مسئولین کشور هست!
و در ثانیه همین تحریمها نتیجه چی هست؟!اونم نتیجه سیاست خارجه غلط دولت و خود شخص رئیس جمهور هست!!!

حیف که هیچ کدوم از این مسئولین تشریف نمیارن دانشگاه ما...کلی حرف دارم که بزنم!!
ولی کو گوش شنوا؟! یکم زیادی که حرف زدی یک برچسب جاسوس و ضد نظام میزنن به پیشونید میفرستند ناکجاآباد!!
مخالف دولت و سیاست های نظام بودن=مخالف خدا و اسلام نیست!!هر وقت یکسری از افراد این مسئله ساده رو درک کردن خیلی از مشکلات خود به خود حل میشه!!

حرف ِ دل ِ خودم بود ، امیدوارم با دقت بخونیدش !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۴, ۲۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #44

نقل قول:نه برعکس هر کسی یه امتحانی دارد همانند همون ایه ایی که نوشتید


از زمان حضرت موسی تا زمان امام حسن (علیه السلام) از هر قومی که حکومت ولی معصوم خواستند اول امتحان اقتصادی گرفته شده و این سنت الهی است و قابل تغییر نیست!


مگه رستورانه که برای هر کسی آزمونی که دوست داره رو بیارن؟!!


مثلا دیدیم که مردم زمان امام حسن (علیه السلام) از امتحان اقتصادی سربلند بیرون نیومدند... بنابر این اینکه خدا یه جوری امتحانت میکنه که در حد ظرفیتت باشه باطله!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۰۵, ۲۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۱ ۱۸:۵۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #45

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۲۴)Havbb 110 نوشته است:  مگه رستورانه که برای هر کسی آزمونی که دوست داره رو بیارن؟!!

مثلا دیدیم که مردم زمان امام حسن (علیه السلام) از امتحان اقتصادی سربلند بیرون نیومدند... بنابر این اینکه خدا یه جوری امتحانت میکنه که در حد ظرفیتت باشه باطله!
دوست عزیز، اشتباه می کنید.
سوره بقره، آیه 286: لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا
خداوند به هیچکس جز به اندازه توانش تکلیف نمی کند.

خداوند نوع امتحان را مشخص می کند و دست مردم نیست. همچنین، علت سربلند نشدن در امتحان اینه که مردم توانشون رو بکار نمیگیرند.



(۲۰/آبان/۹۱ ۱۲:۴۶)blue.blood نوشته است:  من همه نگفتم همه ، ولی مثلا رییس 2 دوره ی مجلس رشوه گرفته ، حرم سرا داشته واسه خودش ، یه ایت ... به رییس جمهور مملکت گفته . . . . ، مجلس دولت رو متهم به یه سری تخلفات ِ مالی میکنه و و و ، دیگه من چه چیزی رو میتونم باور کنم و یا بگم که درست نیست ؟!
ببینید، اونهایی که اونجا هستند یک عده بنی بشرند و از مریخ نیومدن.
یک عده سوء نیت دارن، که باید با تدبیر نگذاشت به هدفشون برسند.
یک عده سوء مدیریت دارن، که باید با تدبیر از مدیریت کنار گذاشته بشن تا کشور بهتر اداره بشه.

دیگه نمیدونم غر زدن الکی و اینکه فلانی دزده و فلانی فلان حرف رو زده و فکر من رو خراب کرده چه سودی داره.

آقایون، راه حل، راهکار، استراتژی، تدبیر.

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۲:۴۶)blue.blood نوشته است:  روحانیت ِ وابسته به حکومت ...
حکومت ِ وابسته به روحانیت ...

از 4000ساله پیش ، از مصر که آمن پرست بودن و حکومت زردشتیان بر مردم و حکومت ِ کلیسای کاتولیک بر مردم و و و ...
فرقی نداره ، تاریخ تکرار میشه عزیزم ...
جان من وقتی اسم تاریخ رو میارید یه نگاهی به رفتار حکومتهای مختلف در تاریخ بندازین، تا فرق بین رفتارهایی که یک حکومت رو مملکت داغون کن میکنه و یک حکومت رو مملکت آباد کن میکنه رو بدونید.

تاریخ درست مثل شاهنامه هست، که شاهان عاقل، در برابر دشمن ایستادند و درباره مردم رأی نیکو زدند و مملکت رو آباد کردند، و شاهان سبک سر دنبال عیاشی و جنگ افروزی رفتند و داغونش کردند.


(۲۰/آبان/۹۱ ۱۲:۴۶)blue.blood نوشته است:  خیلی حرف جالبیه ...

فقط نمیدونم چرا فقط حرف ِ ، امکان ِ عمل نداره ...
داره، خوبشم داره. همونطوری که در زمان شاه داشت. فعلاً مردم از یه سری مسئولین که اعتقادی به ایده آلهای انقلاب ندارن شاکی هستند، نه از حکومت.

اگر این حکومت هم مثل زمان شاه برداره کاپیتولاسیون تصویب کنه، یا یه تیکه از مملکت رو ببخشه بره(مثل بحرین که رژیم شاه در سال 1350 استقلالش رو به رسمیت شناخت)، یا طرفداری از باطل کنه، اون وقت هست که جای حرف امامه.

همه قبول داریم یه سری نخاله توی سیستم هستند که باید تصفیه بشن، حالا اگر خیلی اصرار دارید که این نحاله ها دارن براساس ایده آلهای نظام رفتار می کنند، اشکال از اصرار شماست. ایده آلهای نظام یک سری مفهوم هستند، و تنها چالش موجود در مورد نحوه پیاده سازی آنهاست.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۳۳, ۹/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/آذر/۹۱ ۴:۳۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #46
آواتار
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  سلام علیکم ، اینطور که من تاریخ اسلام را خوانده ام ، بحث جبر و اختیار در بین مکاتب اسلامی بسیار شدید



بوده و هر گروهی هم با نفسیر خاص خود از قرآن ،حق را به خود می داده ، و هیچکدان هم نتوانستند آن یکی



را قانع کنند ، به هرحال من زیاد این بحث کلامی مدنظرم نیست بلکه با این جمله روحانیت حاکم فعلی مشکل



دارم که به مردم عوام الناس( و به خصوص قشر ضعیف ) می گویند که اگر اوضاع اقتصادی بد است ( و روز به روز



هم بدتر می شود ) این مشیت خداست و آزمون الهی است و شما مردم دیندار باید صبر کنید و راضی باشید



به این حالتی که خدا به وجود آورده است !



منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)





در ضمن آن روایاتی از شیعه که می گویند نه جبر است نه اختیار بل امری بین آنها، ضعیف هستند و قابل تشکیک،



چون جبر و اختیار مفهومی باینری است یعنی مثل لامپ برق است یعنی یا خاموش خاموش است یا روشن روشن



و حالت میانه ندارد .

به لطف خداوند تبارک و تعالی فرصتی دست داده تا مباحث نیمه تمامی که در تالار از حقیر به جای مانده را به اتمام رسانده و مدتی به غیبت صغرا و کسی چه میداند شاید هم کبرا برویم
سعی میکنم به تدریج و به مرور پاسخ بند بند مسائل پیش آمده را در حد وسع اندکم تقدیم نمایم
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  منظور آن روزی، روزی معنوی است

اولاً کلام، کلام باطل و بی پایه ای است و مفهوم رزق یک معنای عام دارد که در متن آیه هم مقید به هیچ قیدی نشده است و هم مادی و هم معنوی را شامل می شود


(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)

خود شما کلام خودتان را نقض کرده اید
حتی اگر در امور معنوی دخیل باشد باز هم با استدلال شما جبر حاصل شده و بی معنی میشود
پس اصلاً مفهوم دخالت خدا را متوجه نشده اید و به زودی با مثال های نقض متعدد قرآنی مطلب را سعی میکنم به لطف خدا و عنایت حضرت حجت إن شاء الله تبیین کنم
(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  منظور آن روزی، روزی معنوی است ، خدا در امور مادی جهان مادی فعلی ، نقش ناظر را دارد و در امور مادی دخالت



نمی کند تا اختیار انسانی از بین نرود ( چون اگر اختیار به هر شکلی از بین برود مفهوم عقاب و ثواب هم بی معنا



می شد ) مثلا اگر می خواست دخالت کند صاعقه ای بر سر اولی و دومی می فرستاد یا کشندگان حسین را قبل از



عمل شنیعشان به سنگ تبدیل می کرد ! ( البته در امور معنوی و توفیق های روحی و ملکوتی ، دخالت دارد)

الان در قصه تولد حضرت موسی علیه السلام
آیا مگر فرعون تمام توان خویش را صرف پیدا کردن و کشتن حضرت موسی علیه السلام نکرد؟
اما چه شد؟ آخر خواست خدا محقق شد و وعده ی خدا به مادر حضرت موسی محقق شد و خداوند جوری دخالت و تدبیر کرد تا موسی در آغوش خود فرعون که قصد کشتنش را داشت قرار بگیرد و در خانه ی خود او بزرگ شود و تحت مهر مادرش باشد
الان جبر شد اینجا؟ یعنی فرعون مطابق اختیارش عمل نکرد؟

ببیینید دوستان عزیز استدعا دارم خوب به این قسمت از مطالبی که در باب جبر و اختیار تقدیم می کنم دقت بفرمایید!
معنای جبر سلب اختیار از انسان است
معنای نظارت خدا، تفویض امور است و همان ادعایی که یهود می کند و تحت این عبارت قرآن مطرح می شود که می گویند
یدالله مغلوله (دست خدا بسته است) وعده ای داده و عالم علت و معلولی خلق کرده و مجبور است بر اساس همین ها عمل کند و خداوند به شدیدترین وجه پاسخ میدهد که دو دست (علم و قدرت) خدا باز است
بعلاوه خداوند در آیات متعدد خود را فعال معرفی می کند
و یکی از چندین مثال قرآنیش را در همین قصه ی به دنیا آمدن حضرت موسی تقدیم کردم
باید بدانیم که اثر بخش به تمام عوامل فقط خداست!!!!!!!
یعنی تا خداوند اذن ندهد امری در عالم محقق نمی شود

به طول مثال تا خداوند اذن ندهد چاقو گلوی حضرت اسماعیل را نمی برد!!!!!! ولو که به ظاهر اثر برندگی در ذات چاقو باشد!!!!!
اما بسیار توجه بفرماید که این مسئله را قاطی نکنید با مسئله ی رضای الهی
ببینید تا خداوند اذن ندهد مردم نمی توانند در روز عاشورا آن فجایع را بر سر بهترین مخلوقات خداوند به بار آورند
اما معنای هر اذن دادنی رضای خدا نیست
خداوند رضایت خود را در تشریعش و احکام دینش و کتابش و کلام فرستادگانش مشخص کرده است
اما اگر بنا باشد تنها به تحقق اموری که مورد رضایش هست اذن بدهد دیگر موجود مختاری وجود خارجی نخواهد داشت
دیگر مشخص نمیشود که هر کسی که ادعای ایمان میکند و فکر میکند با ایمان است و مدعی ایمان است عیار ایمانش چه قدر است
در محل ابتلا و آزمایش است که مشخص می شود برای خودم که من چه کاره هستم!!!!!!!!

بعلاوه ثواب و عقاب به طرز چشم گیری به این نیت ها تعلق می گیرد که برای تحقق در عالم وجود و عینیت بخشیدن به آنها شخص تلاش میکند،
اما الزاماً عامل تامه نخواهد بود نیت من و تلاش من برای محقق شدن یک مسئله در عالم خارج
بلکه باید با مشیت خداوند هم همراه باشد و خداوند به آن اذن دهد و همانطور هم که خدمت شما عرض کردم، هر اذنی نشان از رضایت خداوند به آن نیست
موجود مختار نیت میکند کار خیر یا شرّی انجام دهد، بعد مطابق نیتش سعی میکند لوازمی که محقق کننده ی آن نیتش در عالم خارج است را هم فراهم کند، اما تا مشیت الهی به آن تعلق نگیرد محقق نمیشود
یک مثال قرآنی دیگر آن میشود قصه ی آتش زدن حضرت ابراهیم علیه السلام
آنها قصد کشتن ابراهیم علیه السلام را میکنند و مطابق آن هم عواملی محیا میکنند و دست به اقدام هم می زنند، اما تمام این اسباب و علت سازی ها برای محقق شدن آن نیت در عالم خارج کافی نیست تا اذن خدا به آن تعلق نگیرد
اما همان نیت و تلاش برای عملی کردن آن ثواب و عقاب را به دنبال دارد و معنایش هم جبر نیست
و همانطور هم که دیدید در هیچ یک از این موارد اختیار تام و تفویض امور هم به انسان داده نشده و خدا به عنوان ناظر تنها در سیستم موجود نیست!!!!!!!!!!!
پس نه جبر است و نه اختیار تام امری است بین الامر

(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۴۷)شاهین نقوی نوشته است:  در ضمن آن روایاتی از شیعه که می گویند نه جبر است نه اختیار بل امری بین آنها، ضعیف هستند و قابل تشکیک،



چون جبر و اختیار مفهومی باینری است یعنی مثل لامپ برق است یعنی یا خاموش خاموش است یا روشن روشن



و حالت میانه ندارد .
نه روایاتش ضعیف هستند و نه قابل تشکیک
حضرت امام هادی علیه السلام در پاسخ به سوالی که از ایشان در خصوص جبر و اختیار می پرسند به صورت مبسوط بر اساس آیات قرآن اثبات می کنند که نه جبر است و نه اختیار بلکه امری است بین این دو
مشروح این نامه ی بسیار ارزشمند و پاسخ فوق العاده حضرت امام هادی علیه السلام را می توانید در این لینک مشاهده بفرماید:
تالار گفتگوی بیداری اندیشه-چه خواهد شد؟ (سرنوشت یا همان تقدیر چیست؟)

(۱۷/آبان/۹۱ ۲۰:۵۱)شاهین نقوی نوشته است:  طبق نظر شیعه، نفس قدرت برای غیرمعصوم ، فساد آور است و این موضوع ردخور ندارد .

جناب آقای نقوی شما مدعی هستید برای ادعای خود مدرک ارائه کنید
بنده در آیات قرآن و روایات چنین چیزی ندیده ام
شما که مدعی شده اید برای ادعای خود سند بیاورید از منابع دست اول شیعه!

(۱۸/آبان/۹۱ ۱۱:۵۷)راز گل سرخ نوشته است:  

سلام



سوالم اینه که



حالا چه کسی این تشخیص را داده که این وضع بد اقتصادی آزمون اقتصادی یا امتحان الهی میباشد ؟؟



ایا امام یامعصومی امده گفته که تو امتحان الهی هستید ؟؟



یا یک حدسیاتی میباشد ؟


ببینید دوستان
احساس میکنم که برداشت شما رفقا اساساً از مفهوم امتحان مقادیری درست نیست
ببینید هر واقعه ای و هر لحظه از زندگی انسان امتحان است
به چه معنا
مثلاً برای بنده اگر مسئولی در نظام باشم که تصمیماتم اثر کلان در مباحث اقتصادی داشته باشد
ببینیم امتحان به چه شکل خواهد بود:
اگر من بدون مشورت با خبره و اهل فنی که اهل تقوا و خداترسی باشد دست به عملی بزنم که نمیدانم اثرش بر اقتصاد این مملکت چیست و به قول امام معصوم بدون علم دست به کاری بزنم ، خسارتها و خرابی هایی که به بار می آورم بیش از اصلاحش خواهد بود
خود آن مقام برایم امتخانی است که آیا برای انجام کارهایم بهترین مشورت را از بهترین و خبره ترین و با تقواترین افراد میگریم و سعی میکنم درست ترین و خداپسندانه ترین تصمیم را بگیرم یا نه



از آن رأس و اثر بخش ترین تمام لایه های میانی را رها میکنیم و فرض را هم می گذاریم بر تصمیماتی که غلط اتخاذ شده (حالا یا از سر جهالت یا نادانی یا از سر خیانت و ....) و نتیجه اش شده است شرایط بد اقتصادی برای منی که یک آدم عادی هستم در اثر بخشی در ساختار اقتصادی
اینجا امتحانم چی هست؟
امتحانم این است که آیا من که به دلایل متعدد الان پول حلال کمی می توانم بدست بیاورم برای رفع حاجاتم رو به حرام می آورم یا صبر میکنم
یک مثال بزنم
ببینید دوستان
در زمان رسول خدا
قصه ی شعب ابیطالب را شنیده اید دیگر
خدا می خواهد بفهماند که بر سر کلمه ی حق ایستادن بها دارد
سختی دارد
و اگر کسی ادعای ایمان دارد
باید پای سختی های آن هم بیاستد
دزدی نکند و تنها به فکر توسعه ی رزوی از راه های حلال باشد

پس میبینید که در هر حالتی مسئله ی امتحان پا برجاست
برای هر کسی به یک شکلی!!!!!!!

اما مبحثی مهم در مورد اینکه چرا رزق تنها به دست خداست؟
و این مبحث چگونه با اختیار ما قابل جمع است و شاهد مثالهایش از قرآن چیست؟
و تکلیف ما این وسط نسبت به این روزی مقدر چیست؟


بحث نخست در مورد اثبات اینکه روزی فقط به دست خداست
دو مثال قرآن تقدیم دوستان می کنم:
ابتدا:
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (37-روم)
آيا نمى‏بينند كه خدا روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مى‏كند يا او را تنگ روزى مى‏سازد؟ در اين عبرتهايى است براى مردمى كه ايمان مى‏آورند. (37)
در این آیات به صراحت روزی مقدر الهی ترسیم شده است!!!!! که بنا به حکمت و مشیتش به هر که بخواهد وسعت می دهد و به هر که بخواهد تنگ می گیرد

در پاسخ به کسانی که مدعی هستند که علمشان و تدبیرشان در رزق و روزی آنها اثر دارد یک آیه قرآن و یک روایت را تقدیم می کنم:

زمانی که به قارون میگن بابا جون بیا یکم از این همه پولی که داری احسان و انفاق کن چی جواب میده؟
میگه:
قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی(78-قصص)
گفت: همانا اینها که به من داده شده به خاطر آن علمی است که نزد من است

یعنی مالش را و ثروتش را نسبت داده به علمش

هر کسی که چنین فکری کند، یعنی مال و ثروت را تنها به علم خودش مستند کند و وابسته کند، این قارون صفت است!
و در روایات داریم که گاهی خداوند اراده میکند تا به یک بنده ی احمقش رزق فراوان بدهد تا آنها که به زعم خودشان باهوشند فکر نکنند پول تنها وابسته به تدبیر خودشان است


همانطور که یکی از مظاهر رزق، عمر انسان است و مقدارش به دست خداست
و همانطور که ما یک اجل معلق دارم و یک اجل مسمی
و همانطور که اعمالی خیر و شر انسان یا دعای دیگران یا عوامل بسیار دیگر در این مقدار عمر اثر دارد
اما تا خدا اذن ندهد کسی اجلش فرا نمی رسد و اگر کسی به اجل حتمی خود رسید دیگر هر کاری هم که بکند لحظه ای نمیتواند بیشتر زندگی کند

به همان شکل کسی هم که فکر کند روزی اش دست خودش است نمی تواند با حرص و یا تدبیر خودش از آن رزق مقدر بنابر صریح آیات و روایات پیشه بگیرد

البته باز این جا خوب بفهمید دوستان مسئله را

خداوند مکلف کرده بندگانش را تا برای اینکه رزقشان را بدست آوردند دابة (یعنی جنبنده و تلاش گر باشند)


در کلام معصوم داریم که خدا دوست دارد تا بنده اش را در حال تلاش برای کسب رزق حلال ببیند و از بنده ای که بار خود را بیاندازد به دوش دیگران در مسئله ی رزق بیزار است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما وظیفه داریم که برویم برای کسب روزی تلاش کنیم
اما اینکه این تلاش من حاصلش چه مقدار روزی می شود این بدست خداست
و یکی از مظاهر تدبیر و امتحان و ابتلای خدا هم هست!!!



در آیات و روایات موارد متعددی از سوی خود خداوند از طریق قرآن و کلام معصومین برای وسعت رزق ذکر شده و منابع متعدد هم ذکر شده که عامل کاهش رزق است

و منتها تدبیر کننده ی نهایی مقدار آن بنا به مشیت و حکمت بالغه ی خداوند تنها خود خداوند است


اما یک پاسخ به این پرسش بسیار مهم:
چرا رزق تنها به دست خداست؟

چون در روز قیامت
خداوند می فرماید
ای بنده ی من
من تنها کسی بودم که به تو رزق میدادم
به چه حقی از غیر من اطاعت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوند در قرآن کریم می فرماید:
ما أُريدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُريدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57)
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ (58-الذاریات)
از آنها رزقى نمى‏خواهم و نمى‏خواهم كه مرا اطعام كنند. (57)
خداست روزى‏دهنده. و اوست صاحب نيرويى سخت استوار. (58)

یا در آیه ای دیگر تعبیر بسیار لطیفتر و دقیقتری دارد قرآن کریم
می فرماید:

لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏ (132-طه)
از تو روزى نمى‏خواهيم. ما به تو روزى مى‏دهيم. و عاقبت خير از آنِ پرهيزگاران است. (132)

خداوند به صراحت می فرماید در این آیه ی شریفه که روزی با خود خدا است
و خداوند آن را به بنده اش می رساند
خداوند از بنده اش رزق نمی خواهد بلکه تقوا می خواهد
و از مظاهر رعایت تقوا در مسئله ی رزق این است که شخص به دنبال کسب روزی حلال تلاش کند(اما مقدار روزی ای که بنابر این تلاش بدست می آید بدست خداست، می تواند خداوند توسعه دهد و میتواند تنگ بگیرد و در هر دوی این حالات هم غرض امتحان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!)


امام صادق علیه السلام در مسئله شغل می فرمایند به این مضمون که هر شحص برای موفقیت در شغلش به سه چیز نیاز دارد
یکی تخصص
یکی تعهد و وفای به عهد
یکی کسب رضای مشتری تا جایی که مخالف رضای خدا نباشد!!!!!

باز اگر در این زمینه سوالی بود بفرماید در حد وسعم إن شاء الله پاسخگو خواهم بود

(۱۹/آبان/۹۱ ۲۱:۵۰)A L I نوشته است:  وقتی امتحان الهی هست که 100% جامعه مسلمون باشند و اسلامی باشند!
اولن کل جمعیت ایران مسلمون نیستن....دومن از همون مسلمون همه شیعه نیستن!!

در مفهوم آزمایش که بالا مفصل بحث شده و ابطال این گفته به اثبات رسیده و آزمایش خداوند از هر قشری و نه تنها مسلمان و یا شیعیان بلکه از هم موجود مختاری گرفته خواهد شد!!!!!!

(۱۹/آبان/۹۱ ۲۱:۵۰)A L I نوشته است:  بعضی ها میگن علت این گرانیها تحریمها هست...بله کاملن درسته!! ولی قسمت زیادی از این گرانیها نتیجه سیاست اقتصادی غلط مسئولین کشور هست!
و در ثانیه همین تحریمها نتیجه چی هست؟!اونم نتیجه سیاست خارجه غلط دولت و خود شخص رئیس جمهور هست!!!
حیف که هیچ کدوم از این مسئولین تشریف نمیارن دانشگاه ما...کلی حرف دارم که بزنم!!

ممکن است پاره ای از آنها به علت تحریمها باشد
اما می توانم با آیات قرآن اثبات کنم که باید در مقابل حرف استکبار ایستاد اگر ادعای ایمان داریم
ولو که کار به شعب ابیطالب هم برسد
اما اگر شما اعتقادی به قرآن و خدا و اسلام ندارید باید بفرماید تا بحث برون دینی با شما دوست گرامی در این خصوص داشته باشیم
البته به جز اینکه کلیت سازش نکردن با مستکبر اصل غیر قابل گذشت در اسلام و آیات قرآن و سیره ی معصومین است شکی نیست و هیچ گونه انتقادی هم اگر مسلمان هستید برش وارد نیست
اما در چگونگی این سازش نکردن و تاکتیکهای عدم سازش شاید بشود متفاوت و بهتر از وضع موجود عمل کرد
این را بنده نظری ندارم در موردش

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۲:۴۶)blue.blood نوشته است:  
پس اگه این حرف ِ شما رو یه مقدار توجه کرد میشه اینطور هم برداشت کرد که ، چرا ظالم ظالم شده ؟ چون خدا هدایتش نکرده ، ظالم شده و نور ِ هدایت بهش نمیرسه ...
همه که از اول یکسان خلق میشن ، با فطرت ِ پاک ... پس چرا یکی میشه ظالم یکی خوب ؟! به خاطر ِ نوع ِ هدایت و خواست ِ خداست دیگه ...



واللا من مقیاس سنجش اعمالم توی ِ وجودمه ، وجدان دارم و میدونم که تهمت زدن و دروغ گفتن و این چیزا خارج از اون وجدان ِ انسانی هست .

ببین بلو جان
من از حرف خودت برای نقض حرف خودت عمل میکنم
لطفاً با دقت تبیین بحث جبر و اختیار رو که بالا تقدیم کردم مطالعه کن
ببین خودت میگی من میدونم دروغ بد هست
یا خیلی از کارهای دیگه که میدونیم گناه هست
اما انجامش میدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینکه میدونیم گناه هست
میشه همان هدایت فطری اولیه که برای همه هست
حالا چون ما موجود مختاریم
میتونیم در بین دو راهی عمل طبق آنچه که میدانیم غلط است یا عمل طبق آنچه میدانیم درست است یکی را انتخاب کنیم
اگر آگاهانه بیاییم و عمل غلط را انجام دهیم این می شود ظلم در حق خود که آگاهانه هم انجام داده ایم
مثلاً میدانیم نباید دروغ بگوییم
اما میگوییم
میدانیم نگاه به ناموس مردم نباید کرد
نگاه می کنیم
میدانیم نباید بدون علم تهمت زد
می زنیم
وقتی با آگاهی کامل تمام این مصادیق ظلم در حق خود را انجام میدهیم کم کم خودمان ، با دست و خودمان ، خودمان را از هدایت خداوند باز میداریم
مانند زمانی که یک پرده ی ضخیم جلوی پنجره بیاندزیم و بعد مدعی شویم که خورشید روشنی بخش نیست

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۴, ۱۱/آذر/۹۱
شماره ارسال: #47
آواتار
اولا" آقا علی دستت درد نکنه واسه جواب .


نقل قول:ببین خودت میگی من میدونم دروغ بد هست
یا خیلی از کارهای دیگه که میدونیم گناه هست
اما انجامش میدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینکه میدونیم گناه هست
میشه همان هدایت فطری اولیه که برای همه هست

دوما"
من این عبارت ِ شما رو دلیل بر هدایت ِ فطری نمیدونم ، نمیخوام این هدایت ِ عمومی رو نفی کنم یا هر چیزی ، ولی این مثال و این حرف زیاد جور در نمیاد ...
این چیزی رو که شما میگید هدایت همه جا بهش میگن فرهنگ ! فرهنگ ِ زندگی در جامعه ... به ما از بچگی یاد دادن که همیشه راستش رو بگیم ، چیزای دیگران رو بدون اجازه بر نداریم ، به وسایل بزرگترها دست نزنیم ، خونه رو کثیف نکینیم و آشغال نریزیم و ... این میشه پیش نیاز ِ همون دزدی جرمه و دروغ گفتن مغایر با اخلاقیات هستش ... هر کسی ، در هر کشور ، در هر طبقه از جامعه ، در هر مدل از فرهنگ و در هر خانواده این آموزهای اولیه واسش میتونه متفاوت باشه . شما ( مثلا ) آموزه ی کودکیت مسجد رفتن و تکیه رفتن بوده ، الان شدی مسوول ِ هیت و انجمن ، یکی از بچگی سرش تو کتاب و سرگرمیهای اونطوری بوده یه چیزه دیگه شده . یکی تو جامعه ی مسمون بوده اون آموزه ی کودکیش شده مشروب بده ، یکی تو یه جای ِ دیگیست ، همه خوردن اونم میخوره .........
اینا فقط مثال بود که بگم این چیزی که شما اسمش رو هدایت گذاشتی ، فقط اون چیزی هست که ماها در دوران ِ کودکی و خوردالی یاد گرفتیم از محیط و افراد ِ اطرافمون که چگونه زندگی کنیم و بایدها و نبایدهای ما رو در زندگی و آینده ی ما رو تعیین میکنه .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۰, ۱۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۲۱:۳۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #48
آواتار
(۱۱/آذر/۹۱ ۱۰:۲۴)blue.blood نوشته است:  من این عبارت ِ شما رو دلیل بر هدایت ِ فطری نمیدونم ، نمیخوام این هدایت ِ عمومی رو نفی کنم یا هر چیزی ،
این چیزی رو که شما میگید هدایت همه جا بهش میگن فرهنگ ! فرهنگ ِ زندگی در جامعه ... به ما از بچگی یاد دادن که همیشه راستش رو بگیم
بلوجان محور کلام شما این هست که جدا کردم
و مخالف صریح آیات قرآن است
متأسفانه خیلی از مطالبی که حقیر در تالار مطرح میکنم رو دوستان و شما دنبال نمی فرماید وگرنه مفصل در تاپیک: مباحث بنیادین! (تاپیک فوق ویژه) اثبات ابطال مطالب شما بر اساس آیات قرآن انجام شده است
حالا مجدد آن قسمتی را که به درد بحث ما می خورد و ابطال کننده ی مطالب شما هست را تقدیم میکنم:

فقط در خواست حقیر این است که حالا که ما وقت میگذاریم و جواب را تقدیم میکنیم شما با دقت مطالعه کن برادر!!!!

ما تا آن انسانی که مد نظر اسلام است را نشناسیم استفاده ی ما از آیات و روایات نمیتواند چندان اصیل باشد.
بنا بر این ابتدا مباحثی پیرامون چیستی انسان مورد نظر قرآن را تقدیم خواهیم کرد:
انسان اسلام را از نظر شناخت و طرز تفکر باید دریابیم تا بعد از آن بتوانیم از آیات قرآن درباره ی این انسان بهره ی حقیقی را ببریم و منظور آن را دقیقتر دریابیم
آیات سوره ی شمس نشان دهنده بیان قرآن است درباره چیستی انسان:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7)
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8)
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9)
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (10)
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها (11-شمس)
نفس را بعد از آسمان و زمین و خورشید و ماه ذکر میکند
این ثمره ی آنهاست، بار آنها است، گل سر سبد این باغ است:
(«لقد كرمنا بني آدم و حملناهم في البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم علي كثير ممن خلقنا تفضيلا. (اسراء 70) ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم و آنها را در خشكي و در دريا (بر مركب‌ها) حمل كرديم و از انواع روزي‌هاي پاكيزه به آنها روزي داديم و بر بسياري از مخلوقات خود برتري بخشيدم.»)
و این اسنان سر انجام این خلقت است
سوره ی شمس را که خداوند از وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1) شروع میکند تا (وَ السَّماءِ وَ ما بَناها (5)وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها (6)) به اینجا که میرساند صحبت از زمین میکند و بعد از گذشتن از بحث این مخلوقات بحث از انسان را آغاز میکند
میگوید انسان چنین است
از انسان به عنوان نفس یاد میکند
نفس انسان چیست؟
ویژگی و هنری که در این نفس صورت گرفته چیست؟
ببینید شمس را وقتی گفت هنرش را هم گفت وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها (1)
اینجا در مورد این نفس میگوید وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7)

شمس و هنری که در آن صورت گرفته را ذکر کرد
اینجا هم نفس را با هنری که در آن صورت گرفته ذکر میکند
آن هنری که در نفس صورت گرفته هنر (ماسوّاها) است
شکوه و جلال و هنرش ما سوّاها است
تسویه چیست که در نفس تا این اندازه مهم است؟؟؟؟
مساوی بودن یعنی چه؟؟؟؟؟؟
به مساوات رسیدن نفس در چه چیزی است؟؟؟؟؟؟
تعادل کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تسویه یعنی مساوی کردن انسانی که چنان او را پرداخته است که قوای مختلف در او به تساوی رسیده به قسمی که این اسنان هر کششی که دارد کششدیگری هم در مقابل آن کشش دارد (حتماً مراجعه کنید به حدیث جنود عقل و جهل امام صادق علیه السلام در اصول کافی!)

تسویه یعنی مساوی کردن انسانی که چنان او را پرداخته که قوای مختلف در او به تساوی رسیده، به قسمی که این انسان هر کششی که دارد کشش دیگری هم در مقابل آن کشش دارد که در انسان حالت بی وزنی ایجاد کند به شکلی که زمینه های اختیار و انتخاب برایش فراهم شود!
و این نقطه ای است که در این سفر هر کس از دیگر همسفرانش جدا میشود و ما به التفاوت انسان با سایر موجودات این میشود که انسان را میگوید (سوّاها) نه موجودات دیگر را
یعنی انسان تابع کشش کور نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!
منتجه قوه ها و برآیند نیروها در انسان به تعادل میرسد و انسان حرکتش از خود اوست
پس مرحله تسویه و تعادل قوا را دارا است
و بعد مرحله ی دیگری را ذکر میکند:
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8)
این مرحله، مرحله آگاهی است
پس از آن تسویه انسان را آگاه کرد و انسان را از فجورش و تقوایش آگاه گرداند آن هم آگاهی ای که به آگاهی الهی مرتب می شود
خدا خود را به عنوان منبع این الهام تلقی میکند و منشأ علم و حکم و آگاهی معرفی میکند الهام خود را!
این چنین نیست که به انسان بگویند این بد است بعد انسان بگوید بد است
محیط بگوید بد است بعد او بگوید بد است
انسان طوطی محیط و شرایطش نیست
انسان محصول واردات محیطش نیست از منظر قرآن
انسان به علم سخن میگیود و علم حکم میکند و از روی آگاهی بین تقوا و فجور قضاوت میکند
و اینجاست که جهت پیدا میشود در انسان، میان خیر و شر،حق و باطل و...
اینکه ما ارزشها را به طور مطلق تابع شرایط و مراحل و دوره ها بدانیم یعنی انسان در هر دوره ای یک شرایط و ارزشهایی را قبول دارد و یک ارزشهایی را میپذیرد و طبق آن ارزشها حکم میکند این مخالف صریح آن معنایی است که خدا در باره ی انسان به ما می آموزد
این معنایش این است که ارزشها را از آن اعتبار فطری و ارزش انسانی که دارند تا سطح ارزشهای گذرایی که درهر دوره و در هر مرحله ای دگرگون میشود تنزل بدهیم
قرآن با انسان سخن میگوید به قسمی که این انسان را مطلع میداند
انسانی که در آگاهی خویش نسبت به فجور و تقوایش شک کند در تمام ارزشهایی که قرآن بر آن تکیه میکند شک خواهد کرد
قرآن میگوید:
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8) (فجور و تقوای انسان را به او الهام کردیم)
اگر کسی بگوید من نمیتوانم فرقی بین فجور و تقوی بگذارم میگوید باور نکن من به او الهام کردم
یعنی از یک علم عمومی از یک اطلاعی که برای همه بشرها صادق است سخن میگوید و اساس نظام ثواب و عقاب هم به همین آگاهی فطری و عمل از روی آگاهی و اختیار و انتخاب باز میگردد!

و مرحله سوم!!!!!!!!!!!!!
این دیگر مربوط به خود انسان است
وقتی آن دو مرحله را در انسان پذیرفته شد مرحله سوم، انتخاب جهت است که با خود انسان است
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9)
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (10)
یعنی فلاح و خیبت، سعادت و بدبختی بدست خود انسان نوشته میشود
وقتی میگوید قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها (9) فاعل تزکیه را خود انسان معرفی میکند
یعنی کتاب رستگاری انسان بدست خود او نوشته میشود و با تزکیه فلاح خود را تضمین میکند
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها (10)
یعنی بیچارگی او مربوط به خود اوست، به اینکه او تزکیه نکند
اگر کسی از تعادل کشش ها در وجودش (سوّاها) استفاده نکرد
و اگر کسی از الهام فجور و تقوا در وجودش استفاده نکرد
خود را ضایع میکند و میشود مصداق كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها (11)
قوم ثمود به طغیانی که کردند پیعمبر خودشان را تکذیب کردند
یعنی اول انسان طغیان میکند بعد در مقابل انبیاء می ایستد

اول انسان در مقابل الهام فجور و تقوا در خودش مقابله میکند و بعد در مقابل انبیاء مقابله میکند

پس ریشه ی اخلاق اسلامی روی این استوار است که باور کنیم که انسان وقتی خیانت میکند میفهمد که مرتکب خیانت شده و فرق بین تعهد و ترک تعهد را میداند


و بزرگترین طغیان عصر ما که باید به آن توجه کرد این است که انسان در امور فطری خودش شک میکند و از طریق به اصطلاح علمی هم این شک را وارد میکنند
و به همین دلیل هم از طریق دانشگاه واردش میکنند
شک در اعتبار فهم انسان!
شک در اینکه خوب داریم و بد
آیا خوب و بد وجود دارد؟
و خود آن کسانی که تشکیک میکنند در اینکه خوب داریم یا نه ؟

در ادامه ی مباحث إن شاء الله به این موضوعات خواهیم پرداخت که
آیا انسانی که قرآن معرفی میکند محصول وارداتش است یا نه؟
آیا محیط و واردات می تواند برای چگونه شدن انسان توجیه باشد یا نه؟ تا چه حد؟
چرا خداوند از میان تمام مردم عالم وقتی میخواهد از کفر مثال بزند این مثال را میزند؟
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ (10-تحریم)
و چرا خداوند وقتی میخواهد از میان تمام مردم عالم مثالی از ایمان بزند این مثال را میزند؟

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (11-تحریم)

ادامه ی مباحث را پی میگیریم
چرا خداوند از میان تمام مردم عالم وقتی میخواهد از کفر مثال بزند این مثال را میزند؟

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ (10-تحریم)
خدا براى كافران مثَل زن نوح و زن لوط را مى‏آورد كه هر دو در همسری دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد. (10)


و چرا خداوند وقتی میخواهد از میان تمام مردم عالم مثالی از ایمان بزند این مثال را میزند؟

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (11-تحریم)
و خدا براى كسانى كه ايمان آورده‏اند، زن فرعون را مثَل مى‏زند آن گاه كه گفت: اى پروردگار من، براى من در بهشت نزد خود خانه‏اى بنا كن و مرا از فرعون و عملش نجات ده و مرا از مردم ستمكاره برهان. (11)

دیگه از زن فرعون کسی در شرایط بدتری بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
انسان به توجیه بدی محیطش نمیتواند خرابکاری هایش را توجیه کند


خداوند با این مثالهایی که از کفر و ایمان در قرآن زده است راه توجیه بد شدن و خوب نشدن به واسطه ی محیط را بر ما بسته است


وضعمان از محیط زن فرعون که بدتر نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسلماً اگر شوهر این زن فرعون نبود خداوند این را مثال ایمان آورندگان نمی زد!!!!!!!
خداوند در این جا میخواهد انسان را معرفی کند و کفر و ایمان را
منظور اینجا دقت نظر به شخص زن فرعون یا زن لوط نیست
منظور توجه دادن با جایگاه انسان و اختیارش در کسب ایمان و کفر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
میخواهد بفهماند که اگر در شرایطی که کفر اطرافت را فرا گرفته، می توانی باز خط ایمان را انتخاب کنی و اگر این کار را کردی اونوقت آن ایمان، ایمان است ، آن ایمان ایمانی است که میشود مثل ایمان در قرآن!!!!!!!!!!!!!!!!

بلو جان ، جون من اینهمه ما مرام میگذاریم برای پاسخ به شما برادر لطفاً با دقت بخوان
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۰, ۱۳/آذر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آذر/۹۱ ۲۲:۲۱ توسط saeed khan.)
شماره ارسال: #49
آواتار
تو این 7هفت هزار و خورده ای سال تمدن، همیشه یه جای کار می لنگیده. یا حکومت یا مردم یا ... .
الآن همشون دارن می لنگن. بنده به عنوان یک دانشجو طبق مطالعات و مصاحبات و محاسباتی که داشتم، به این نتیجه رسیدم که نظام(نه حکومت) جمهوری اسلامی یکی از بهترین نظام هاییه که می تونه جامعه رو به سمت تعالی پیش ببره. یه نتیجه ی دیگه هم گرفتم(تا اینجا) که مسلمانان کاملترین دین رو دارن و اگر بخوایم باز هم به مکتب ها بپردازیم، با اطمینان میگم که مکتب شیعه بهترین بوده.
حالا تصور کن بهترین نظام با بهترین مردم از نوع مذهب اداره بشه...
Dodgy
ولی یه عده از همون اول اول، گرگ بودن تو لباس میش... این برمیگرده به خودمون...
تو همه ی جوامع خلاف های مختلف وجود داشته و دارد و خواهد داشت تا زمانی که یکی از انوار خدا زمین رو روشن کنه...
تو این جامعه هم که مستثنا نیست همه سر و گوششون می جنبه. آخرالزمان شده دیگه...Big Grin
من معتقدم اگر هم امتحان باشه، امتحان اخلاقیه نه امتحان اقتصادی. راهکار هم می خواهید؟ راهی نداره جز اینکه هممون خودمون رو اصلاح کنیم... همین و بس.
خیلی ممنون که این مباحث رو مطرح می کنید.
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۲, ۱۳/آذر/۹۱
شماره ارسال: #50
آواتار
دوست عزیز ما به نظر میرسد که بسیاری از ارسالها را نخوانده ای وگرنه بر طبق آیات و روایات مفصل اثبات شده است که امتحان خدا نه تنها هیچ قیدی نمیخورد بلکه تصریح شده است که یکی از امتحانات امتحان اقتصادی است
پس استدعا دارم برای اینکه نخواهیم انبوهی از ارسالهای قبلی را مجدد تایپ کنیم ابتدا مباحث را مطالعه بفرماید و بعد در بحث شرکت کنید
باتشکر از مشارکت ارزشمند شما
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چه کسانی در دنیا امتحان می شوند؟ آفتاب 21 9,016 ۲/اردیبهشت/۹۴ ۱:۲۴
آخرین ارسال: آفتاب

پرش در بین بخشها:


بالا