کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصدق قهرمان ایران .
۲۲:۵۶, ۲۸/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQzorOXB5EKgukvruQSBNO...czhVJ0SzHw]
دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجري شمسي در تهران، در يک خانواده اشرافي بدنيا آمد. پدر او ميرزا هدايت الله معروف به " وزير دفتر " از رجال عصر ناصري و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجيد ميرزا فرمانفرما و نوهً عباس ميرزا وليعهد و نايت السلطنه ايران بود.


مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد وکالت شد. او به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان در اولین دوره تقنینیه انتخاب گردید؛ ولی اعتبار نامه او بدلیل این که سن او به سی سال تمام نرسیده بود رد شد. مصدق السلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ایران مصدق السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. دکتر مصدق قریب چهارده ماه در کابینه های مختلف این سمت را حفظ می کند تا اینکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت مالیه استعفا می دهد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا می شود. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سویس که آنرا ” وطن ثانوی ” خود می خواند می نویسد: ” در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید…. تصمیم گرفتم در سویس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود خریده و به ایران فرستادم؛ و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه کارهایم از ایران مهاجرت نمایم. این بود که همان راهی که رفته بودم به قصد مراجعت به ایران حرکت نمودم…” دکتر مصدق سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می نویسد چون کمونیستها بر این منطقه مسلط شده بودند، به او توصیه کرده بودند که دستهایش را با دوده سیاه کند تا کسی او را سرمایه دار نداند! دکتر مصدق اضافه می کند ” به دستور ژنران قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلی ) شویم. ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیستها دربند را تصرف کرده اند که از این طریق نیز مایوس شدم و چون ناامنی در تفلیس رو به شدت می گذاشت از همان خطی که آمده بودم به سویس مراجعت کردم.” بعد از مراجعت دکتر مصدق به سویس، مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد. دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه بنادر جنوب به ایران مراجعت کند. در مراجعت دکتر مصدق به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس و والیگری ( استانداری ) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند و برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعدی قدمهای موثری برداشت. با وقوع کودتای سید ضیا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصیت سیاسی ایران بود که دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولی بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت تا کابینه سید ضیا پس از ۱۰۰ روز ساقط گردید. با سقوط کابینه ضیا، وقتی قوام السلطنه به نخست وزیری رسید، دکتر مصدق را به وزارت مالیه ( دارائی ) انتخاب نمود که با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید پذیرفت. با سقوط دوت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دوت همکاری کند، با این شرط که ارتشیان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن ۱۳۰۰ با اواسط سال ۱۳۰۱ این ماموریت را پذیرفت، ولی در اواخر کار بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد. در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار انگلستان ریخت. پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید. دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به مخالفت برخاست. زمانیکه عمر مجلس ششم به پایان رسید و رضا شاه با دیکتاتوری مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسی را خواند، دکتر مصدق طی سالیان دراز خانه نشین شد و در اواخر سلطنت پهلوی اول که همه رجال سابق یا از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران بوسیله قوای روس و انگلیس، از سلطنت برکنار گشت و به آفریقای جنوبی تبعید گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت. دکتر مصدق در انتخابات شور انگیز دوره ۱۲ مجلس که پس از سقوط رضا شاه انجام شد، بار دیگر در مقام وکیل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجلیل تمام ملت ایران قرار گرفت. در انتخابات دوره ۱۵ مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزیر ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگلیسیها بتوانند قرارداد تحمیلی سال ۱۹۳۳ دوره رضا شاه را که بمدت ۶۰ سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع می ساخت، در دولت ساعد مراغه ای تنفیذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم سر رسید.
[تصویر: mosadegh.jpg]
در همین دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبههً ملی ایران را نمودند ( ۱۳۲۸ ). بر خلاف انتظار انگلیسی ها، در انتخابات مجلس ۱۶ با همه تقلبات و حمایت شاه و دربار صندوقهای ساختگی آرا تهران باطل شد و هژیر وزیر دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش که هنوز دو سه نفری از آنها راه خیانت در پیش نگرفته بودند، بمجلس راه یافتند؛ که در همین مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت جنوب به رهبری دکتر مصدق تصویب شد و اندکی بعد در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید تا قانون ملی شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۰ دکتر مصدق با تکیه به رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس به نخست وزیری رسید. نخستین اقدام دکتر مصدق پس از معرفی کابینه، اجرای طرح ملی شدن صنعت نفت بود. بدنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت مزبور در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت. انتخابات دروه هفدهم مجلس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار بجایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه های باقی مانده را صادر کرد. دکتر مصدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ در مقام نخست وزیری استعفا میکند. یکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود. مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق شدیدا خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات و قیامهای پیوسته در حمایت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند، و در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به مقام نخست وزیری ایران رسید. در روز ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه ای بر علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است ( برای اطلاعات بیشتر لطفا به کتاب ” خاطرات و تالمات دکتر مصدق” بقلم خود ایشان مراجعه کنید). ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را بقتل برسانند. ولی از آنجائیکه مصدق از نقشه اطلاع یافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت. سرتیپ افشار طوس رئیس وفادار شهربانی دکتر مصدق، بوسیله عمال دربار و افسران اخراجی به طرز وحشیانه ای بقتل رسید. بعلت اختلافات شدید مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفای بسیاری از نمایندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاری همه پرسی در سطح کشور نمود تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه پرسی که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنین جدا بودن محل صندوقهای مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسیاری از منتقدان قرار گرفت؛ در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ راسما انحلال یافت. در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه ای که سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئیس گارد سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی تحویل دهد. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده ای از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری با یک حرکت غافلگیر کننده رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتای ۲۵ مرداد به شکست انجامید. در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیقتری دست به کودتای دیگری علیه دولت ملی دکتر مصدق زدند که اینبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. بدلیل خیانت رئیس شهربانی و بی توجهی رئیس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق نیز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاری نمودند! همچنین شایان ذکر است که اعضای حزب کمونیست توده که در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد به بهانه هواداری از دکتر مصدق دست به اغتشاشات می زدند، در روز ۲۸ مرداد هیچ عملی بر ضد کودتای آمریکائیان انجام ندادند. در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند. در دادگاهی نظامی، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتای ۲۵ و ۲۸ مرداد چهره کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا ساخت. در پایان دادگاه وی را به ۳ سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن ۳ سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعید گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود. در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت و دکتر مصدق را بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق ۲ پسر و ۳ دختر بود. در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر وی در یکی از اتاقهای خانه اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.روحش شاد و یادش گرامی باد
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQS6sLGkHiPRzNGEpFsBgG...DPTw2IvgJP]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۴۶, ۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #31

آخه برادر من دوست من عزیز من ! من چی بگم به شما؟
من همین جا عاجزانه از دوستان تقاضا دارم که فهرست شخصیت های ایرانی را که از تهمت های خیانت ،ماسون بودن ، شیطانی و شیطان پرست بودن، و کلیه حرکات و تحرکاتی که به نفع شیطان باشد و یا اینکه شخص شیطان و یا یکی از یاران او را مورد حمایت یا تشویق قرار دهد و یا به هر نفعی به وی کمک نماید را تدوین کنند.
تا ما دقیقا بدونیم که کی ها رو باید به عنوان قهرمان معرفی کنیم!
راست گفته اند که در دروازه رو می شه بست دهن مردم رو نمی شه بست!
برادر من نه اون آقایی خوبه که نگاهشم به خانم نمی افته ولی می ره ربا می خوره دهن مملکت رو سرویس می کنه بعدشم تا می تونه خون مردم رو تو شیشه می کنه راست می گید اون خوبه!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۰۸, ۲/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۲ ۱۱:۱۵ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #32

(۱/شهریور/۹۲ ۲۰:۱۲)ANTI satan نوشته است:  
خدمت دوستان خوبم باید عرض کنم که این جملاتی که دوست عزیزمون فرمیسک دارند اینجا کپی پیست می کنند از کتاب "جامعه شناسی نخبه کشی" آقای رضا قلی است

کلا خسته نباشین!!!
من که همان اول ارسالم نوشتم که این متن از کتاب جامعه شناسی هست !!!!!!!!!
به قول شاعر: از کرامات شیخ ما این است / شیره را خورد و گفت شیرین است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



(۳۰/مرداد/۹۲ ۱۲:۱۸)فرمیسک نوشته است:  
از کتاب:
جامعه شناسی نخبه کشی (قائم مقام-امیرکبیر- مصدق)
نوشته: علی رضا قلی



البته این نوشته های شماست که کپی پیست از سایتهای بی ارزش هست و شما بدون ذکر منبع این جا و اونجا ذکر می کنین!!!!!!!!!!!!
وگرنه نوشته من از کتب هست و اونها را تایپ می کنم نه اینکه مانند شما و اطرافیانتون مطالب سایتها را نخوانده صرفا کپی پیست کنم!!

اما بعد:
ما هم طبق سیره مصدق به نوشته های شما و امثال شما که اباطیلی هست که سرسپردگان استعمار نوشتن بی اعتنا هستیم.

اگر استعمارگران ناراحتن که مصدق دست آنها را از منافع ملی ما قطع کرد و شما هم دنباله رو اونها هستین مشکل شماست.

من به استعمارگران خارجی که به مصدق ناسزا می گن می گم: ای استعمارگر!! از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر!

[b]من راضی نیستم منابع کشورم به کشورهای امپریالیست بره همونطور که راضی نیستم که پول ملت من خرج اعراب منطقه بشه.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۷, ۲/شهریور/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۲ ۱۳:۴۹ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #33
آواتار
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcQwEphRwRVUfdCflnZVP_U...ZLd86rGzbA](در این عکس شعبان جعفری در کنار آیت الله کاشانی )
شعبان جعفری یکی از مریدان آیت الله کاشانی بود، در زمان دوستی آیت الله کاشانی جناب آقای شعبان جعفری
((شعبان بی مخ )) شعار های زنده باد مصدق از دهانش نمی افتاد و بعد از اختلاف یکی از عوامل ایجاد تظاهرات بر علیه مصدق بودند ، بعد از واقعه 25 مرداد و فرار شاه و بازداشت برخی از فرماندهان ، کسی که باعث تغییر وضعیت شد (بخشی ) شعبان جعفری بود با ایجاد تظاهرات شد (( طبق اسناد غیر مهرمانه شده ی سازمان سیا ، به برخی از زور خانه دار ها برای ایجاد آشوب هزینه پرداخت شده بود )) قابل توجه است که شعبان جعفری یکی از معروفترین زور خانه دار های آن زمان بود . پس ازسقوت مصدق شعبان جعفری از به وسیله ی شاه مورد لطف قرار گرفت .

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSo6JnerV9vC0zbdlOkJgr...PnXTdrNxrM]
ببین برادر
نمی خواهم به آیت الله کاشانی تهمت بزنم یا بگویم خائن بوده ، نه نمی توانم بگوییم ، اما نمی توانم او را فداکار بدانم ،یا بگویم او از مصدق حمایت کرد ، دلایلی هست که نشان می دهد آیت الله کاشانی به نفع شاه نظر داده است ، اما مورد تائید من نیست ، و همینطور نوشته های بدون مدرک شما را نمی توانم قبول کنم .
من آدم افراطی نیستم اگر روزی ثابت شود ، مصدق غلط بوده من خجالت نمی کشم بگویم غلط بوده
برادر من کسی را که عمری در مقابل استعمار گران ایستاده و استعمار گران او را محاصره کردند و بعد با سوء استفاده از سکوت ها و فریاد های خریداری شده ، شکست دادند را قهرمان می دانم و دلیلی نمی بینم که مصدق بخواهد از عمد کودتایی بر علیه خود آماده کند یا حتی همکاری کند و بعد به زندان بیفتد و بعد تبعید و مرگ را برای خود رقم بزند ،

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTwdvTtmrJkitbGM7_ooVu...ctV-RvlVF9]
حرف اضافه
شعبان‏بی‏مخ درجریان کودتای 28مرداد32سواربرجیپ درب خانه دکترمصدق راشکست ودرهمان روزسرکردگی اراذل و اوباش را به دستورسپهبدزاهدی (نخستین وزیرایران بعدازدولت مصدق)به عهده داشت وطرفداران دکترمصدق بویژه دکترحسین فاطمی مدیرروزنامه باخترامروز و وزیرامورخارجه دولت دکترمصدق راآماج بی‏رحمانه ی چاقوی خویش قرارداد.این درحالی بودکه وی ادعای پهلوانی، جوانمردی ولوتی‏گری داشت ودرزورخانه هنگام کباده کشی نعره یاعلی یاعلی میزد.
درجریان قیام 15خرداد42دردفاع ازخودوزورخانه اش عاجزمانده بود و زورخانه اش توسط طیب حاج رضایی به آتش کشیده شد(طیب در28مرداد32ازقداره بندهای طرفدارشاه بودولی در15خرداد42به مردم پیوست وسپس به زندان افتادوتیرباران شد)شعبان به هنگام طوفان انقلاب اسلامی باهمه ادعای شاه‏پرستی، پیش ازفرارشاه ازایران(26دی57)راه خارج ازکشور(اسرائیل)راپیش گرفت ودرنهایت درسن 85سالگی درهمان روز28مرداد1385درآمریکامرد.
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcS4jqwhbsRC7nIMzFK7AHC..._mvNPzflMF]torbatheydari.blogfa.com
بعد از کودتا
روزولت در روز کودتا 390000 دلار بین دار و دسته ی شعبون بی مخ پخش کرد.انچنان که در عصر روز کودتا واحد پول تهران از تومان به دلار تغییر پیدا کرده بود.تا جاییکه این اشرار پول تاکسی را هم به دلار میپرداختند.(16)

انچه که مسلم است اینست که روزولت مقدار 10000 دلار در پاکت گذاشته و داده است تا از طریق احمد ارامش به دست کاشانی برسد برای همکاری در کودتا.ولی اینکه ایا این پول به دست کاشانی رسیده است یا نه .میتوان این شواهد را جدی گرفت ولی قضیه هنوز قاطع و مسلم نیست.(17)

کاشانی طی اعلامیه ای که از رادیو تهران پخش شد به دولت زاهدی اخطار داد که مبادا بر سر نفت سازش پنهانی کند.البته در پایان اعلامیه اش0 گفت که زاهدی خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده است(18)

مهندس حسیبی که از مردان پاک روزگار و از یاران مصدق بود گفت:"هندرسون قبل از اینکه روز 27 مرداد به خانه ی مصدق بیاید خانه ی کاشانی بوده است.(19)

کاشانی همچنین در مصاحبه باروزنامه ی المصری گفت:"من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم..هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم.تا این لحظه راجه به کار او نمیتوان قضاوت کرد.(20)

کیهان در روز 9 مهر 32 مینویسد:"از ابتدای روی کار امدن دولت جدید اقای سپهبد
زاهدی تصمیم گرفته اند هر 15 روز با ایت الله کاشانی دیدار نمایند.دیروز ظهر این ملاقات در منزل شخص ثالثی انجام پذیرفت و....
کاشانی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟گفت:پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه(21)

کاشانی در جواب روزنامه ی المصری که پرسیده بود ایا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟گفت:"خداوند عادل است و انچه امروز بر مصدق گذشته است نتیجه ی عدل خداوندی است.(22)

وی همچنین در مصاحبه با اخبار الیوم گفت:"این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بوده است.تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد زنند زنده باد مصدق.مصدق به من و کشورش خیانت کرد.طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.(23)

سرانجام در2 دی 1340دکتر امینی نخست وزیر به ملاقات وی رفت و شاه هم در 18 اسفند از او عیادت کردو ایت الله کاشانی در 23 اسفند 1340 فوت گردید.
---------------------------------------------
بعد از کودتای نافرجام 25 مرداد و در شب 27 مرداد کاشانی نامه ای به مصدق فرستاد وپس از گله از مصدق به خاطر رفتار با خود از او میخواهد دست به دست دهد تا کودتا را خنثی کند گرچه معلوم نیست منظورش کدام کودتاست.جواب مصدق به وی چقدرکوتاه زیبا به جا و محکم است."اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم.والسلام"
"درباره ی اعتبار نامه ها با انکه بسیار روی ان جدل شده است ولی از روی نحوه دستخط و نحوه نگارش انان جای هیچ گونه شکی باقی نمیماند که نامه معتبر است.از طرف دیگر این استدلال هم پذیرفتنی نیست که این نامه ها کاشانی را از هر گونه دخالت در کودتا مبری میکنند و سندی بر بلاهت مصدق در عدم توجه به توصیه او هستند .در روز 27 مرداد کودتای دو روز پیش نا فرجام مانده بود و اگر کودتای 28 مرداد بوده پس بعید است درباره ی کودتای قریب الوقوعی نامه بنویسد که خودش قاعدتا به دلیل دست داشتن در ان از ان مطلع شده است.
ettelaat.net
برادران و خواهران اینها نوشته های قابل توجه برخی از سایت ها است اما ، ما احتیاج به دقت بیشتر در مورد هر چیزی داریم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۸, ۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #34

دوستان عزیز که تلاش می کنند چهره های تاریخی رو بدنام کنند. لطفا بدونید که از جمله عواقب این قبیل کار ها وسیع تر شدن شکاف بین ملیت و مذهبه. تاریخ رو تکرار نکنید.
ببخشید یه تذکر توی پرانتر بدم.
دوستان لطفا این املای کلمات رو رعایت کنید. برای افراد محقق و پژوهشگر کسر شانه که لغات اینقدر غلط املایی داشته باشند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۲, ۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #35
آواتار
(۶/شهریور/۹۲ ۲۲:۰۸)ehsanagiyan نوشته است:  دوستان عزیز که تلاش می کنند چهره های تاریخی رو بدنام کنند. لطفا بدونید که از جمله عواقب این قبیل کار ها وسیع تر شدن شکاف بین ملیت و مذهبه. تاریخ رو تکرار نکنید.
ببخشید یه تذکر توی پرانتر بدم.
دوستان لطفا این املای کلمات رو رعایت کنید. برای افراد محقق و پژوهشگر کسر شانه که لغات اینقدر غلط املایی داشته باشند.

شرمنده همه اگه منظورتون با بنده استConfused در حد سوادم نوشتم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۳, ۶/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #36

البته شما هم شامل همه می شید اما من کلی گفتم روی سخنم باشما نبود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۰, ۲۸/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اسفند/۹۲ ۱۶:۳۷ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #37
آواتار

در تاریخ کسی اینچنین به استعمار پیر نخندیده
[تصویر: 205494_406588176081724_596043160_n.jpg]
و داستانی که همیشه پدر بزرگ با افتخار واسمون تعریف میکرد که در مجلسی بین المللی مصدق میرود و جای نخست وزیر بریتانیا می نشیند وقتی نخست وزیر بریتانیا معترض میشود مرد بزرگ به او میگویید تحمل درده چندین ساله ملت ایران را میخام تو یک ساعت بهت تحمیل کنم و دکتر مصدق از پشت کرسی بریتانیا بلند نشد و تا آخر جلسه در همان جا نشست و جای دیگری برای بریتانیایی دست و پا کردنداین چنین وطن پرست و ملت دوستی خود را نشان میدادند
[تصویر: IMG_2168.jpg]


حلاوت و شیرینی کاره این بزرگ مرد همچنان زیر دندان های مردم و ملت است هر چند کم و بیش ولی هست....



[تصویر: 254973_10151146754363174_1388234824_n.jpg]
بی رمق شد تا هنوز حیات در شریان های مردم این خاک جاری باشد
سپاس و درود او را
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۲۴, ۱۲/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #38
آواتار
پس فردا سالمرگ مصدقه

و جالب بود برام کسی که برای امام زمان و ثقلین سینه چاک میده یه زمانی تاپیکی برای این شخص زده

و جالبه امروز بقایی هم تو کانالش از این شخص یاد کرده

خدا رو شکر در و تخته جور شدن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۳, ۱۲/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #39
آواتار
وای دیدی چی شد هم اکنون عبدالرحمان بنده رو رسوا فرمود برادر من ،،چه ربطی داره
آتش خشم شما از جای دیگه است ، اخوی جان من هنوزم از کارهای خوب آقای مصدق حمایت و تعریف میکنم ، حالا چون از ایشون تعریف کردم شدم معلوم الحال و چسبیدم به بقایی ، اینو به من نگید که شما رو میشناسم اینو به تازه واردای کانال بگید شما همون کسی هستی که برای آقای احمدی نژاد سینه چاک میکردی امروز شدی منتقد برادر ، من از دکتر علی شریعتی هم حرف زدم و تعریف کردم ، از دکتر چمران هم تعریف کردم ، از آقای مطهری هم تعریف کردم ، من تاپیک پدر و مادر دوستتان دارم هم باز کردم ، من تاپیک آلبوم عکس قهرمانان هم باز کردم و شهیدان رو قهرمان خودم میدونم ،پس با این وضع شما نمیتونی من رو منصوب به این و اون و منحرف بدونی ، من یکی دو ساعت پیش مطلب گذاشتم و گفتم لطفا کمی روش تفکر کن و شما نگذاشتی 24 ساعت از روی مطلب بگذره و به خیال خودت من رو رسوا کردی
حداقل میگذاشتی ی روز بگذره بعد میگفتی ، فکر کردم و جواب دادم .زوروی عزیز
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۹, ۱۲/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۶ ۰:۴۱ توسط پارمیس1.)
شماره ارسال: #40
آواتار
(۱۲/اسفند/۹۶ ۱۹:۲۴)عبدالرحمن نوشته است:  پس فردا سالمرگ مصدقه
به برکت روشنگری ها و خدمات امثال همین مصدق بود که آخوند جماعت تونست بیاد رو موج اعتراضات مردم سوار بشه و خودشو همه کاره نشون بده !
شروع تمام فعالیت های اعتراضی و روشنگرانه به دست امثال همین مصدق و چمران و بقیه روشنفکران صورت گرفت !
وگرنه آخوندا میدونستن نفت چیه و ملی شدنش چجوریه ?? یا تحصیل کرده ها !?
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا