کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
غرب زدگی و غرب گرایی در ایران اسلامی (پروژه ی جامع)
۲۲:۲۹, ۱۸/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۳ ۲۱:۵۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1


اعوذ باالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین
ولَهُ الحَمد

اللهمّ انّی اعوذ بک من نفسٍ لاتشبعُ و من قلبٍ لایخشَعُ و من علمٍ لاینفع . خدایا من به تو پناه می‏برم از نفسی که سیرابی ندارد، قلبی که خشوع و خضوع نمی‏یابد و علمی که سودی نمی‏بخشد و باعث گمراهی میشود

با عرض سلام به همه ی خوانندگان تاپیک

[تصویر: avatar_8478.jpg]

مبحثی که مشخص شده ترکیبی از چند موضوع هست از جمله westernization (غربی سازی) و globalization (جهانی سازی) و... که وجه اشتراک همه ی اینها اینه که همه از طرف غرب داره دنبال میشه برای ضربه زدن به جامعه ای نظیر ایران شیعه به نفع خودشون.
محور موضوع ما غربی شدن و تهاجم فرهنگی هست که غرب به ما کرده و در واقع این پروژه رو از اون طرف داره دنبال میکنه با این هدف که ما غربی بشیم ، در واقع هدف و غایت مورد نظر ما بشه غرب شدن. و ما «غرب» یا حتی چیزی پست تر از آن بشیم! این چیزی هست که غرب داره دنبال میکنه و در واقع میخواد این هدف رو جایگزین آرمانها و ارزشهای ما بکنه که قطعا به دور از اخلاق و به دور از اسلام هست چنین اهدافی.


امام خامنه ای در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد ۱۳۸۶/۰۲/۲۵ :
نقل قول:امروز در چشم بسيارى از نخبگان ما، بسيارى از كارگزاران ما، مدل پيشرفت صرفاً مدلهاى غربى است؛ توسعه و پيشرفت را بايد از روى مدل هايى كه غربى‏ها براى ما درست كرده‏اند، دنبال و تعقيب كنيم. امروز در چشم كارگزارانِ ما اين است و اين چيز خطرناكى است؛ چيز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناك است
.

=-=-=-=
[تصویر: 4.gif]این پروژه با همکاری این عزیزان کامل شده:
خانمها : السا ، پرنیان ، رضوانه ، nina
آقایان : عبدالرحیم
و بنده هم به عنوان مدیر پروژه در خدمت دوستان بودم.

[تصویر: 4.gif]بنده انواع اقسام تلاشها و توطئه ها (!) رو چیدم تا تعداد آقایون بیشتر بشه ولی متاسفانه به دلایل مختلف دوستانی که تخصص و وقت کافی هم دارن همکاری نکردند (شاید مهمترین دلیلش تنبلی باشه)

کسی تمایل به همکاری در پروژه های بعدی داشت از طریق پیغام خصوصی بگه.

.
[تصویر: 4.gif]سعی شده مطالب به زبان گفتار و محاوره و خیلی ساده باشه ، البته برای دوستانی که بیشتر میخوان مطالعه کنن در بعضی بخشها داخل نقل قولها مطالبی اوردیم که برای مطالعه ی بیشتر هستش.

=-=-=
(۳/فروردین/۹۳ ۲۳:۲۱)السا نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
تمام این 9 صفحه ای رو خوندید (یا شایدم نخوندید، الان دارید این پست رو می خونیدSmile )، حاصل تحقیق و تحلیل دوستانیه ک اسامیشون توی پست اول اومده
>>>
حالا این متون و نوشته ها رو توی ی pdfجمع آوری کردیم تا برای انتشار و استفاده راحت تر باشه

[تصویر: download.png]لینک دانلود PDF

یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۴۱, ۱۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #51
آواتار
نقل قول:
امام خامنه ای در ديدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى (۱۳۹۲/۰۹/۱۹) :

ما بچّه‌هاى خودمان را كه اَلَك‌دولَك بازى ميكردند كه تحرّك داشت و خوب بود، گرگم‌به هوا بازى ميكردند كه كار بسيار خوبى بود و ورزش بود و بازى و سرگرمى بود، يا اين چيزى كه خط كشى ميكنند و لىِ‌لىِ ميكنند - بازىِ بچّه‌هاى ما اينها بود - آورده‌ايم نشانده‌ايم پاى اينترنت، نه تحرّك جسمى دارند، نه تحرّك روحى دارند، و ذهنشان تسخير شده به وسيله‌ى طرف مقابل. خب بياييد بازى توليد كنيد، بازى ترويج كنيد، همين بازى‌هايى كه بنده حالا اسم آوردم و ده‌تا از اين قبيل بازى [كه‌] بين بچّه‌هاى ما از قديم معمول بوده را ترويج كنيد؛ [اين‌] يكى از كارها است، اينها را ترويج كنيد. ما همه‌اش نبايد نگاه كنيم ببينيم كه غربى‌ها از چه‌جور بازى‌اى حمايت ميكنند، ما هم از همان بازى حمايت بكنيم. خب حالا من نميخواهم راجع به بعضى از اين ورزشها چيزى بگويم، امّا خب ما خيلى كارهاى خوب داريم كه مال ما است؛ من [قبلاً] گفتم، چوگان مال ما است، ديگران به اسم خودشان كردند؛ [خب‌] اين را ترويج كنيد؛ ورزش باستانى يك ورزش زيبا و هنرى است، خب اين را ترويج كنيد؛ اينها را پيش ببريد و ترويج كنيد كه بچّه‌ها [سراغ اينها] بروند. بچّه‌هاى ما - نوه‌هاى بنده - اسم بازيكنان و ستاره‌هاى فوتبال دنيا را خيلى خوب بلدند، يكى يكى همين‌طور مكرّر اسم اينها را مى‌آورند؛ اين طرفدار اين است، آن طرفدار آن است، لباس نميدانم فلان تيم فرنگى را اين ميپوشد، آن يكى لباس تيم ديگر را ميپوشد، امّا اسم مثلاً فرض كنيد كه فلان دانشمند معاصر خودشان را نمى‌شناسند؛ اسم بياورى نمى‌شناسند كيست؛ خب اينها بد است، اينها را ما بايستى واقعاً كار بكنيم.


امام خامنه ای در ديدار اعضاى اتحاديه ى انجمن هاى اسلامى دانش آموزان (۱۳۸۳/۱۲/۲۴):

درس خواندن، پاكدامنى و پرهيزِ از سرگرمى‌هاى عاطل و باطل، جزو وظايف جوانهاست. البته من با سرگرمى و تفريح و شادى جوانها خيلى موافقم؛ اما بعضى از سرگرمى‌ها و تفريح‌هاى منحرف را دشمن به قصد غافل كردن ما و جوانان عمداً وارد جامعه‌ى ما مى‌كند. اين، مخصوص جامعه‌ى ما نيست؛ در خيلى جاهاى ديگر هم اين كار را مى‌كنند. در يكى دو سال گذشته خبرهاى متعددى داشتيم كه در كشورهاى مختلف آسيايى - مثل مالزى و چين و ... - و حتّى كشورهاى اروپايى، سى‌دى‌هايى كه به صورت قاچاق وارد كشورشان شده بود و آنها براى جوانها گمراه‌كننده و مضر تشخيص داده بودند، جمع‌آورى و منهدم كردند. در واقع با اين سى‌دى‌ها مثل مواد مخدر - كه دوروبر اينها گشتن، براى جوانها گناه است - برخورد كردند. كسانى هم كه اين محصولات را قاچاق مى‌كنند، غالباً صهيونيست‌هاى خبيث هستند؛ اينها عامل گمراهى و فساد جوانها در خيلى از كشورها، بخصوص در كشورهاى اسلامى، و به‌طور ويژه در ايران هستند. چرا؟ چون از آينده‌ى ايران مى‌ترسند. نمى‌خواهند ملت ايران به پيشرفت علمى و پيشرفت مدنى و پيشرفت اجتماعى‌يى برسد كه براى بقيه‌ى كشورهاى اسلامى الگو شود؛
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۵:۱۳, ۱۳/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #52

[تصویر: 4.gif]جنبش آزادی جنسی

در سبک زندگی آمریکایی از دهه ی 1960 نوعی جنبش خودشکوفایی و آزادی جنسی به وقوع پیوست. در ایران هم در سالهای اخیر شاهد این هستیم که طبقه ی روشنفکر (در راستای پروژه ی حیا زدایی از جامعه ی ایران که توسط صهیونیستها دنبال میشه) میخوان به نوعی روابط آزاد جنسی و داشتن دوست نامحرم از جنس مخالف و... رو اینجا هم عادی سازی کنند که این هم خودش نوعی غربزدگی هستش.

در این راستا شبکه هایی که در ماهواره به پخش فیلمهایی با همین محتوا میپردازند هم نقش مهمی رو این وسط دارند در متزلزل کردن بنیان خانواده ی ایرانی و افزایش آمار طلاق و خیانت و...

نقل قول:نگاهی به وضعیت خانواده، ازدواج و روابط جنسی در آمریکا گویای تناقضات بسیاری میان دیدگاه‌های عمومی، دیدگاه‌های رسانه‌ها و سیاست‌گذاری‌های دولتی در این حوزه است. دیدگاه آمریکایی‌ها درباره ازدواج و روابط آزاد جنسی در ۱۹۷۲ بسیار سنتی بود؛ به طوری‌که برای یک‌سوم آمریکایی‌ها اشتغال زن در حالی که همسرش از عهده مخارج زندگی برمی‌آمد، مذموم بود. بااین‌حال، این دهه شاهد انقلاب آزادی جنسی و گرایش به آزادی سقط جنین برای زنان ازدواج نکرده بود.

در حال حاضر، اکثریت آمریکایی‌ها درباره طلاق و افزایش روزافزون تعداد مادران تک‌والد نگرانند. طبق مرکز آمار و نفوس آمریکا، ۴۰ درصد زایمان‌های زنان آمریکایی در ۲۰۱۱ بدون ازدواج بوده و این یعنی به همین میزان مادر تک‌والد در این کشور زندگی می‌کند.

علی‌رغم تمام جنبش‌های مدنی و رسانه‌ای در این کشور، همچنان ۹۸ درصد افراد متأهل، از ازدواج خود خرسندند و این شامل عده‌ای می‌شود که از ازدواج خود «بسیار خرسند» هستند. همچنین، تقریباً نزد تمامی ‌آمریکایی‌ها تعهد به زندگی زناشویی به عنوان یک ارزش مورد ستایش است.

علی‌رغم تصور موجود که خود ناشی از عملکرد رسانه‌هاست، جوانان آمریکایی بیش از افراد میانسال در مورد ازدواج، طلاق، و سقط جنین دیدگاه‌های سنتی داشته و نگاه محتاطانه‌ای به این حوزه دارند. این احتیاط گویای اهمیت نسل جوان این کشور به حوزه‌های مذکور و سیر معکوس نسبت به دیدگاه‌های رادیکال نسل قبلی در ۴۰ سال قبل است.

تغییرات در دیدگاه‌های آمریکایی‌ها در حوزه‌های مختلف می‌تواند به طرق مختلفی تعبیر شود؛ از جمله می‌توان بخش قابل توجهی ازاین تغییر را حاصل فعالیت گسترده رسانه دانست که خود توسط لابی‌های مختلف سیاسی کنترل می‌شوند. باتوجه به نوع و سمت و سوی این تغییرات، می‌تواند گفت این تغییرات تماماً منغفلانه نبوده و بعضاً می‌توان از آن به عنوان سندی برای شکست جنبش‌های مدنی دهه‌های گذشته، از جمله، جنبش آزادی روابط جنسی و سقط جنین نام برد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۵۱, ۱۳/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۲ ۱۶:۵۲ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #53
آواتار
[تصویر: 4.gif]زندگی با حیوانات خانگی

غرب زدگی --> زندگی با حیوانات خانگی، متلاشی شدن بنیان خانواده
بدیهیست که عاطفه انسانی در مرحله اول باید برای همنوعان خودش خرج بشه و رسیدگی به اوضاع و احوال معیشتی و رفاهی «انسان »ها باید دغدغه سایر انسان ها بشه.
اما بر اساس الگوی رایج در فرهنگ غربی، جایگاه حیوانات از «حیوان دوستی» فراتر رفته و این حیوانات تبدیل شدن به بهترین دوست انسان ها و در بعضی از موارد به عنوان عضوی از خانواده شناخته میشن!

در غرب این رابطه عاطفی و حتی جنسی با حیواناتی مثل سگ و گربه و ... ناشی از متلاشی شدن بنیان خانواده هاست
بنابراین این افراد برای تخلیه احساسات خودشون نیازدارن به یک همدم، همدمی که بتونه خلاء عاطفی و تنهاییشون رو براشون پر کنه و در عین حال زحمت زیادی هم نداشته باشه!

لذا، این آدم ها میرن سراغ حیوانات خانگی... .
خب... بذارید موضوع رو یکم بیشتر باز کنیم.
آدم های معمولی امروزی دارن نرم نرمک میرن به سمت زندگی در فضای مجازی و وقت گذرونی توی نت. بنابراین دیگه وقت کافی برای رسیدگی به اموری مثل بچه داری، همسر داری، زندگی متعالی در جامعه و ... رو ندارن، در عین حال نیاز دارن به یک همدم ک بتونه این نیاز معنوی ای که در فطرت همه آدم ها نهادینه شده،مثل دوست داشتن و دوست داشته شدن،محبت کردن و مورد محبت واقع شدن، وفاداری و ... ، رو ارضاء کنه....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۵۵, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #54
آواتار
در کنار این، چیزی داریم تحت عنوان تهاجم فرهنگی که میشه گفت امروزه نقش به سزایی رو توی روابط انسانی در اجتماع و شیوه زندگی افراد داره! خیلی از آدم های تجددمآب و اون هایی ک ژست روشنفکرانه می گیرن و مُدپرست هستن، از اینکه بخوان یک حیوان خانگی داشته باشن، به شدت استقبال می کنن ... دیدگاه اکثر این آدم ها، اینه که یک حیوان خانگی مانند ماشین لوکس و خانه دولوکس باعث افتخاره و شخصیت آوره! و این دقیقا چیزیست که فرهنگ غربی به فرهنگ غنی ایرانی تزریق کرده.

شاهد این هستیم که وقتی به یک زوج جوان می گیم ک چرا بچه دار نمیشید، میگن بچه می خوایم چیکار؟!این همین سگ کوچولو جای بچه را برمون پر کرده. هم می‌فهمه، هم گریه می‌کنه و هم خودش رو تو بغل جا می‌کنه. نگران آینده و تربیتش هم نیستیم که بره معتاد بشه.(!!!)
یک از روان پزشک های ایرانی تعریف می کنه که فردی برای درمان افسردگی به من مراجعه کرده بود و وقتی ازش دلیل این افسردگی رو پرسیدم، گفت: «یک مار پیتون داشتم که ۲۰میلیون تومان خریده بودم. متاسفانه بر اثر سرما فوت کرد. کاش بچه ام می مرد یا برادرم از دستم می رفت اما مارم زنده بود از آن وقت دیگر زندگی برای من ناممکن شده است.»

کافیه ی روز ک خورشید داره غروب می کنه، به پارک ..... تو ایرانشهر برین! اونجا می تونی ببینی آدم هایی رو که به حیوون خونگیشون خیلی بیشتر از یک عضو انسانی در خانواده شون توجه می کنن ... می تونی پسری رو ببینی که داره با چه علاقه ای از مدل غذا خوردن سگ خانگیش تعریف می کنه، یا دختری رو ببینی ک داره آدرس آرایشگاه گربه ملوسش رو به کسی میده و از اینکه 70 هزار تومن برای کوتاهی موی گربه ش داده اعلام رضایت می کنه، یا کسی ببینی که برای کوتاه کردن ناخن سگش 400 هزار تومن داده و داره پز این کارشو میده!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۹:۳۶, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #55
آواتار
اگه به حرف های این افراد دقت کنیم، تاسف می خوریم که تفکر و اندیشه یک انسان تا چه حد می تونه تنزل پیدا کنه که این شیوه زندگی رو انتخاب کرده.
کاملا مشهوده که این افراد از جای خالی چیزی دارن رنج می برن! و اون چیزی جز کمبود معنویت در وجودشون نیست، این افراد به صورت سردرگمی، دارن دنبال یک راه حل برای این خلاء می گردن. همونطور که قبلتر هم اشاره کردیم، این فقدان معنویت، حاصل از غرب زدگی افراد هستش ... این افراد دنبال یک فرهنگی رو گرفتن که این فرهنگ، عاری از هرگونه معنویته! فرقه های جدید و افکار نوظهور ، که برای به دست آوردن معنویت ایجاد شدن ، در این فرهنگ بی فرهنگی گواه این مدعاست ... .
علاوه بر این موارد، چیزی که در سال های اخیر شاهد اون بودیم، نزدیکی جنسی افراد با حیوانات خانگیست! در انگلستان سگ های به فروش می رسند ک برای حصول این هدف آموزش دیدن ... اما چه کسی باور می کرد که امروزه توی ایران بخوایم همچین چیز هایی رو شاهد باشیم؟!!
گزارش همچین اخباری نشون میده که چیزی به اسم «اخلاق» در حال مردنه و افراد دارن کم کم از «انسانیت» و «ارزش های انسانی» فاصله می گیرن ....
که البته یک سری از اقدامات در حال دامن زدن و رواج این طرز فکر و این نحوه زندگی ست. با راه اندازی و دادن مجوز به فعالیت کلینیک های فروش سگ، گربه، خوکچه هندی و ... از سال 80، هر شهروندی به راحتی می تونه یک زندگی جدید رو با خریداری یکی از این حیوانات شروع کنه !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۳:۲۸, ۱۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #56
آواتار
همه و همه نشان دهنده این هستند ک در غرب، نه تنها حقوق و کرامت انسانی معنی نداره، بلکه حیوان دوستی به این حد، فقط و فقط برای فرار از انسان ها ست و معمولا کسانی این روش رو انتخاب می کنن ک تمایل ب انزوا و گوشه نشینی دارن و این پوچ گرایی تا حدی است که برای برطرف کردن نیاز های عاطفی و معنوی خودشون، به حیوانات مراجعه می کنن.

در اسلام هم، حیوان دوستی وجود داره و این غیر قابل انکاره! اما تفاوت فاحشی که این دوتا دارن اینه که در اسلام این حیوان دوستی بر مبنای حقوق حیوانات گذاشته شده، نه بخاطر دور شدن از عواطف و احساسات سرد انسانی و خانوادگی و سرخوردگی های اخلاقی قرن 21.

«گوستاولوبون» می گه : در بلاد اسلامی جمعیت حمایت از حیوانات لازم نیست، این قطعه از دنیا را می‏توان بهشت حیوانات دانست!

در اسلام، نفقه حیواناتی که انسان مالک آنهاست، واجبه و تمام مراجع تقلید، بلااستثنا می فرمایند که حیوانات چه حلال گوشت باشند و چه حرام گوشت، چه انسان از اونها نفع ببره و چه نبره، تایید و تاکید شده .... .

در اسلام، همه چیز بر مبنای عقل و منطقه ... نگهداری از مرغ و خروس و گاو و گوسفند و ... برای انسان ها نفع داره. حتی اون سگی رو هم که دارن ازش نگهداری می کنن یا برای شکاره، یا برای محافظت از خانه و ... هستش! ولی اون کسی که میاد ی سگ پاکوتاه رو نگهداری می کنه، این سگ دقیقا قراره به جز وقت گذرونی و لذت جویی چه چیز دیگه ای رو داره؟!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۳:۱۱, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #57

[تصویر: 4.gif]مصرف گرایی

نقل قول:یکی از برنامه‌ها و نقشه‌های دشمن در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی همین ترویج مصرف‌گرایی در میان مردم جامعه است. توسعه‌ اقتصادی بر مبنای سرمایه‌داری مصرفی، نسخه‌ای است که غرب برای اقتصاد خود پیچیده است و برای اینکه بتواند کشورهای در حال توسعه را نیز به صورت بازاری برای مازاد محصولات تولیدی خود درآورد و آنان را به خرید این کالاها تشویق کند، چاره‌ای نمی‌بیند جز آنکه مصرف‌گرایی را به صورت ارزش برای آنان درآورد و آنجایی که میل و هوس آدمی تحریک شود، دیگر جای مقاومت و ایستادگی نخواهد بود و بدین ترتیب این کشورها نیز دچار نوعی سرمایه‌داری مصرفی غیر از سرمایه‌داری تولیدی خواهند شد.
(بخشی از بیانات امام خامنه ای در سفر به خراسان جنوبی)

در ابتدا می خوام تعریفی از مصرف رو برای شما ارائه کنم..
پیش از هر بحثی باید مصرف کردن را تعریف کنیم. مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن.

پس با این تعریف مصرف کردن موضوع بدی به نظر نمیرسه و خیلی هم خوبه...
اما وقتی موضوع مصرف گرایی به میان میاد اولین تصوری که این کلمه در ذهن ایجاد میکنه اینکه که مصرف به عنوان روشی تمام وجود انسان رو در بر بگیره و تاثیر زیادی بر روی رفتار ، تفکرات و در نهایت خوشبختی انسان بذاره.و این فرهنگه جدیدیه که میشه ریشه اون رو در زمان انقلاب صنعتی پیدا کرد.حالا دو تا سوال پیش میاد...

1. چه چیزی مصرف می کنیم.
2.به چه علتی مصرف میکنیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۳۸, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #58
آواتار
● چه چیزی مصرف می کنیم
مثلا وقتی وارد یک فروشگاه می شیم با انواع و اقسام زیادی از مواد شوینده یا بهداشتی مواجه میشیم..
مثلا مواد آرایشی.....انواع و اقسام مواد آرایشی با مارکها و بوهای مختلف که هر کدوم برای هدف خاصی طراحی شدن....
واقعا جزء محصولاتی هستن که بود و نبودشون زیاد تاثیری در زندگی ما نداره.....ولی مصرف این اقلام و اجناس بسیار بالاست...
و با توجه به این همه تنوع ! روز به روز بر تنوعشون اضافه میشه!

در اینجا نقل قول می کنم از از یک فروم اندیشمند بزرگ که مساله را به گونه ای شفاف و تکان دهنده بیان می کند. عقیده کلی وی در این زمینه بر این اساس قرار دارد که جامعه صنعتی امروز و غول های اقتصادی و شرکت های بزرگ برای رسیدن به مقاصد خود از انسان این عصر، یک مصرف کننده تمام عیار می سازند و با قدرت عظیم تبلیغات مسخ کننده خود در انسان نیازهای غیرواقعی و زاید بوجود می آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل یکسان که قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمی خورد، مردم را به خرید این محصولات وا می دارند...
در جامعه امروز اگر فلان یا بهمان محصول را استفاده نکنی و بدتر اینکه آنرا زاید بدانی با انتقادات تندی مواجه می شوی که بی کلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت می کنند.


همیشه با تبلیغات آدمهای شاد و خندان و پر مصرف مواجه میشیم.و این تبلیغات به صورت تدریجی نظام ارزشی و باور های زندگی رو بدون اینکه متوجه بشیم عوض میکنه.در حالی که تبدیل میشیم به مصرف کننده واین خیال خام رو در سرمون داریم که یک انتخابگر آزادیم!!


و چرا مصرف می کنیم....؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۱۷, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #59
آواتار
انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.انسان امروز در درون احساس تنهایی شدیدی می کند و برای فرار از این تنهایی به کل های بزرگ می پیوندد و تکه ای می شود از یک سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل می کند تا آسوده شود. سورن کرکگور فیلسوف دینی دانمارکی در این رابطه می گوید: «... به واسطه بی همتی و بزدلی در برابر هست بودن است که مردم امروز می خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لیاقت این را ندارند که خود کسی بشوند امیدوارند که زیر لوای کثرت و تعدد «چیزی» گردند.»

این احساس تنهایی وجودی همواره انسان را در طول تاریخ رنج داده است و عکس العمل های زیادی را در جوامع گوناگون برانگیخته است که شرح و بسط آن خارج از حوصله این مجال است "

این زیاده خواهی چراغ سبزی هستش برای کسانی که از انسان سوء استفاده میکن...
انسانی که فکر میکنه با انتخاب یک محصول از بین محصولات مشابه تونسته آزادی خودش رو بدست بیاره>>>!
و امروز انتخاب اینکه چه چیزی خوبه و چه چیزی بده بدست غولهای سرمایه داری افتاده...وقطغا مقصر ما هستیم که با استقبال از محصولات متنع و بی فایدهشون بهشون قدرت دادیم....یه نمونش تلفن همراه ...همه مدلها نیاز مون رو برآورده میکنن...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۳۶, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #60
آواتار
برای مطالعه ی بیشتر:
نقل قول:بحران مصرفگرایی در غرب؛ ریشه ها و پیامدهای آنمقدمه:مصرفگرايي و جامعه مصرفي در آمريکا از يک مفهوم اقتصادي به پديده اي فرهنگي – اقتصادي تبديل شده است. يكي از مهمترين شاخصه‌هاي نظام سرمايه‌داري توسعه مصرف گرائي در جوامع است. برخی از جنبه های مصرف بیرویه و شایع در ناهنجاریهای شگفت انگیز شده است. گزارش ها در سال 2006 نشان می دهد مردم اروپا در سال 1998بیش از 11 میلیارد دلار برای بستنی صرف کرده اند، در حالی که هزینه های جهانی آموزش و پرورش تنها 6 میلیارد دلار آمریکا بوده است. همچنین موسسه ورد واچ(world watch) گزارش میدهد که در سراسر جهان هزینه سالانه برای لوازم آرایشی 18 میلیارد دلار آمریکا در عین حالی که برآورد هزینه های سالانه مورد نیاز برای از بین بردن گرسنگی و سوء تغذیه 19 میلیارد دلار است. مخارج صرف شده برای مواد غذایی حیوانات خانگی در ایالات متحده و اروپا 17 میلیارد دلار در سال، هزینه تخمینی از ایجاد مصونیت هر کودک، فراهم کردن آب آشامیدنی پاک برای همه و دستیابی به سواد جهانی 3/16 میلیارد دلار است. این واقعیت نشان میدهد که شرایط خوب زندگی، مانند آموزش و پرورش، دین و مذهب، و یا زندگی سالم در سایه فرهنگ مصرف گرایی در اولویتهای بعدی مردم قرار گرفته است.در این راستا نقش دولت ها از یک سو و شرکت ها و فعالان اقتصادی از سوی دیگر غیر قابل انکار می باشد. مصرف و مصرف گرایی:مصرف که از آن به واژه "استهلاک" نیز تعبیر شده، «فرایندی است که در آن ارزش استفاده چه به‌صورت تبدیل آن در فرایند تولید (مصرف تولیدی) و چه به‌صورت استفاده ناب و ساده آن در هنگام مالکیت برای ارضاء نیازها (مصرف مصرفی یا مصرف نهایی)، از بین می‌رود.» در این فرهنگ، افراد در خرید همیشگی کالاها و خدمات جدید، درگیر میشوند؛ درحالی که هیچ توجهی به نیاز یا عدم نیاز به این کالا و خدمات، قابلیت دوام آنها، مبداء تولید یا پیامدهای زیست محیطی تولید و مصرف آنها نمیکند. در واقع باید مصرفگرایی یا مصرفزدگی را « از بین بردن یا صرف کردن از طریق به کار بردن و هزینه کردن بیهوده » دانست. برخی مصرف‌گرایی را به معنای برابر دانستن خوشبختی شخصی با خرید دارایی‌های مادی و مصرف گرفته‌اند. جامعهای که این فرهنگ بر آن حاکم گردد، همان جامعه مصرفی خواهد شد؛ که در آن، بنا به نظر بودریار « مصرف مبتنی بر خواست، مطرح می شود؛ نه صرفا مبتنی بر نیاز؛ یعنی مصرف با میل آمیخته می شود و سلیقه و میل افراد در جامعه، بر نوع آن تاثیر می گذارد. »پیامدهای مصرف گرایی در غرب:شاهدیم که تنها در سه دهه گذشته، يک سوم از منابع طبيعي زمین مصرف شده اند. در عین حالی که آمريکاييها تنها 5 درصد از کل جمعيت جهان را دارند اما در حال مصرف بیش از30 درصد از منابع جهان و همچنین ايجاد 30 درصد از زباله‌هاي تولید شده در جهان میباشند. در حال حاضر زماني که هر آمريکايي براي خريد کردن صرف مي‌کند، 3 تا 4 برابر یک اروپايي است. چنانچه قرار باشد هر کسي با سرعت آمريکاييها مصرف کند به 3 تا 5 سياره نياز خواهيم داشت. در حال حاضر به طور متوسط هر آمريکايي نسبت به 50 سال قبل بیش از دو برابر مصرف مي‌کنند، ولی میزان رضایتمندی افراد نسبت به قبل کاهش یافته است؛ اين وضعیت صرفا يک اتفاق نبوده بلکه از قبل طراحي شده است.اهميت موضوع مصرف آنچنان است که تاثيرگذاري فرهنگي غرب بر ديگر ملل در قالب آن توضيح داده ميشود. لاتوچ، معتقد است که فرآيند "غربي کردن" يا به عبارتي "آمريکايي سازي" ملتها با تعريف استاندارد زندگي مادي مردم، انجام ميشود. بنابراين، مصرف تنها طبقات درون اجتماع را از يکديگر تفکيک نميکند، بلکه تمام جهان را طبقه بندي ميکند. کشورهاي در حال توسعه بايد با کشورهاي پيشرفته در توليد کالا به رقابت بپردازند، و اين در حالي است که توليدات ايشان نماينده اقتصاد واقعيشان نيست و هم‌زمان، آنها همواره به عادات مصرفي کشورهاي توسعه يافته، که بازار آنها را تشکيل ميدهند، وابسته ميمانند. آنها چيزي را توليد ميکنند که مصرف نميکنند؛ مصرف براي کشورهاي در حال توسعه يک واقعيت دور محسوب ميشود.ریشه مصرف گرایی:هر پدیده زاییده علل و عواملی است. از آن جمله می توان به پدیده مصرف گرایی اشاره کرد که امروزه به صورت یک بحران درآمده است. زيگموند بومن مصرف‌گرايي را در بطن جامعه سرمايه‌داري مي‌بيند و معتقد است مصرف در چنين جامعه‌اي هدف محسوب مي‌شود و خود نيز موتور محرکه خود است.مايلز ظهور مصرف‌گرايي را به اوايل دهه 1880 تا 1980 نسبت مي‌دهد. او معتقد است افزايش جمعيت، صنعتي شدن و افزايش قدرت خريد طبقه کارگر به‌ويژه پس از جنگ جهاني دوم از عوامل تشديد مصرف‌گرايي در جوامع غربي هستند. اندکي پس از جنگ جهاني دوم و در پی رکود اقتصادی سیاستگذاران و اقتصاددانان آمریکایی به دنبال اين بودند که چگونه به اقتصاد آمريکا رونق بخشند. تحليلگر معروف آقاي ويکتور لُبو به روشني راه حلي را شرح داد که هم اکنون به صورت يک ارزش در تمام سيستم سرمایه داری آمریکا و کشورهای غربی درآمده است. وی بیان داشت: «اقتصاد با بهره وري بالاي ما نياز دارد که مصرف را به عنوان روش زندگيمان قرار دهيم و خريد و مصرف کالا را به شعاير و مناسک تبديل کنيم يعني رضايت‌مندي روحي و نفساني را در مصرف جستجو کنيم. ما نياز داريم که اشياء مصرف شوند، مستهلك شوند، جايگزين شوند و با نرخ فزاينده دور انداخته شوند». 1- حفظ قدرت خرید مردم: محدود بودن قدرت خريد، يک حقيقت اقتصادي در سبد درآمدي مصرف کننده است و در جامعه غربي که فردگرايي، تنوع‌طلبي و قدرت انتخاب محور است اين محدوديت عنصر کليدي در کنترل خريد مي‌باشد. از اینرو سیاستگذاران با افزایش نقدینگی جامعه از روشهای متعددی از جمله کاهش نرخ مالیات، کاهش نرخ بهره و سود وامهای اعطایی و ارائه اعتبارات فزاينده از راه كار‌ت‌هاي اعتباري و حساب‌هاي بانكي موجب رونق مصرف در بازار شد. با کارت اعتباري، مصرف‌کننده محدوديت بودجه را لمس نمي‌کند. از سوي ديگر آسان بودن استفاده و در دسترس بودن آن در تمامي مراکز خريد موجب تشديد استفاده از کارت و تشديد فزاينده مصرف مي‌شود. مهم‌تر اين است که اساسا مصرف‌کنندگان بيشتر به قدرت خريد کنوني و کمتر به بدهي‌هاي آتي فکر مي‌کنند، يعني مصرف‌کننده به اميد درآمد آينده، مصرف امروز خود را افزايش مي‌دهد خصوصا زماني‌که مي‌داند از راه کارت اعتباري اين بدهي را مي‌تواند باز هم به تاخير اندازد (حتي با بهره بالاتر).اين در حالي است كه سطح بدهي افراد جامعه از حيث كارت‌هاي اعتباري در سال 2008 به بيش از يک تريليون دلار مي‌رسيد. به نحوي كه بخشي از سياست‌هاي اقتصادي دولت آمريكا براي مبارزه با بحران اقتصادي 2008، اختصاص حدود 200 ميليارد دلار براي بخشش جريمه‌هاي ديرکرد و کاهش بهره ديرکرد مردم به كارت‌هاي اعتباري بود.(خزانه داري آمريکا، 2008)2- از مد انداختن برنامه ریزی شده کالاها:یکی از موثرترین راهبردهای افزایش مصرف در جوامع راهبرد "از مد انداختن برنامهريزي شده" میباشد. از مد انداختن برنامهريزي شده معادل ديگري براي «طراحي شده براي دور انداختن» است. معني آن اين است که کالاها به گونه‌اي طراحي شوند که با سرعت هر چه بيشتري استفاده شوند تا مصرف کننده آن را بيرون انداخته و مدل جديدتري از آن خریداری شود. از مد انداختن براي کالاهاي بزرگي مانند جاروهاي بزرگ، دوربينها، کباب پز و هر چيز ديگري انجام مي‌شود.حتي در مورد کامپيوترها. قابل توجه است که وقتي يک کامپيوتر خریداری میشود، تکنولوژي آن قدر سريع تغيير مي‌کند که در مدت دو سال کامپيوتر در واقع کارايي نخواهد داشت. آنچه که هر ساله تغيير مي‌کند فقط يک قطعه کوچک و ظريف است. اما فرد نمي‌تواند فقط همان قطعه را تغيير بدهد چرا که هر مدل جديد آن يک شکل متفاوتي نسبت به قبل دارد. بنابراين بايد تمام دستگاه را كنار بگذارد و يک کامپيوتر جديد بخرد.طراحان صنعتي در مورد از مد انداختن برنامه ريزي شده بسيار صادق و صريح بودند آنها در واقع بحث مي‌کردند که کالاها بايد با چه سرعتي از مد بيافتند تا اعتماد مصرف‌کننده به توليدکننده حفظ شود و کالاي جديد بخرد. اين فرآيند کاملاً عمدي و برنامه ریزی شده، بوده است.3- احساس از مد افتادگی:بسیاری از کالاها سريع خراب نمي‌شوند تا حرکت در اين مسير حفظ شود، لذا در اينجا احساس از مد افتادگي اهميت مي‌يابد. احساس از مد افتادگي را «از مد انداختن برنامه ريزي شده مطلوبيت» مي‌نامند. استیونز احساس از مد افتادگی برنامه ريزي شده را اينطور تعريف كرد:"تزريق تدريجي آرزوي داشتن چيز كمي نو تر‌، كمي بهتر‌، به مصرف‌كننده كمي زودتر از آنچه ضروري است." احساس کهنگي و از مد افتادگي مصرف کنندگان را متقاعد مي‌کند تا کالاهايي که هنوز مفيدند را دور بیندازند. تبليغات و به طور کلي رسانه نقش بزرگي را در اين مسير بازي مي‌کند. آمار منتشر شده حاکی از این است که مردم آمریکا روزانه توسط بيش از 3000 آگهي تبليغاتي مورد هدف قرار مي‌گيرند. بطوریکه تبليغاتي که هر يک از مردم آمریکا در يک سال مي‌بينند، بيشتر از تبليغاتي است که يک فرد در 50 سال پيش در تمام عمرش مي‌ديده است. هدف تبليغات چيزي جز بي رغبت کردن افراد نسبت به چيزهايي که دارند نيست. تبليغات بايد به توليد انبوه مشتري بپردازند. دقيقاً همانطور كه كارخانه‌ها در يك اقتصاد در حال رشد، به توليد انبوه كالاها مي‌پردازند. رسانهها نیز بواسطه تبلیغات روزافزون خود مصرفکننده جدید و وفادار به مصرفگرایی میسازند. جمع بندی و ارائه پیشنهادات:مصرفگرایی یک پدیده اجتماعی است که به طور فزاینده و قابل توجهی در کشورهای توسعه یافته به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکا به یک امر بدیهی تبدیل گشته است و در حال حاضر در سایر کشورها از جمله کشور ما نیز در حال تبدیل شدن به عنوان یک معضل اجتماعی، فرهنگی است. ترویج مصرف‌گرایی در حقیقت بخش جدایی ناپذیر از آموزه‌های جهان‌بینانه‌ی اقتصاد سرمایه داری است. در جوامع سرمايه‌داري نظير ايالات متحده آمريکا، مصرف‌گرايي به‌عنوان نمايه سلامت ملي و استاندارد رشد اقتصاد فردي به حساب مي‌آيد (مک گاورن، 2004: 336). منتقدان با تاکید بر اثرات اجتماعی و زیستمحیطی منفی ناشی از فرهنگ مصرفگرایی در این زمینه تلاش میکنند تا بتوانند بسترهای مناسب قانونی و سیاستگذاری در این راستا تنظیم و اجرایی کنند. از اینرو لازم است دستگاههای زیربط در راستای کنترل پدیده مصرفگرایی در جامعه و کاهش آسیبهای ناشی از هجمه های اقتصاد سرمایهداری به موارد زیر توجه لازم داشته باشند:1- کنترل نقدینگی جامعه و هدایت منابع پولی از مصرف کالاهای مصرفی به سمت تولید2- تدوین برنامه راهبردی نقش رسانههای جمعی در به تصویر گذاشتن الگوی مصرفی جوامع 3- تدوین و ترسیم الگوی صحیح مصرفی در قالب سبک زندگی ایرانی- اسلامی4- تدوین اسناد راهبردی در حوزه تبلیغاتدنیایی که در آن مصرف بیشتر افتخار بوده و صرفه جویی حقارت، تجمل طلبی و مد گرایی شاخصه مهم اش شده است.در تجربه مدرنیته روح سرمایه داری حاکم شده، به قول کارل مارکس پول همان "انتزاعی ترین و مجازی ترین کالای جهان است" مصرف گرایی با نگاهی سود محور در حال گسترش بود، مصرف گرایی ایدئولوژیک مشوق مصرف و اقتصاد مبتنی بر شعار تبلیغات-مصرف شده بود، فرهنگ را صنعت کرده و مدعی رویه آزادی فکری بود در صورتی که صنعت فرهنگ و کلان نگری فرهنگی اش عکس این را نشان می داد چرا که به واقع در پی هژمونی و استیلای فرهنگی و نفوذ در جهان بود، حال به هر قیمتی خواهان آن بود انسانی تک ساحتی بسازد در راستای منافع نظام سرمایه داری.به عبارتی می توان گفت: سبک زندگی مجموعه ای است از ارزش ها، نوع نگاه و تفکر و شیوه های رفتاری در هر چیزی است.سبک زندگی مدرن غربی، خلاصه می شود در موسیقی غربی، مد و برند، فست فود، میل به مصرف، تجمل گرایی، فرد محوری و ...اما میل به مصرف و پرسه زنی در پاساژهای خرید، توجه زیاد به برند و به قولی مارک، نگاه به ظواهر را در بشر سرخوش از زندگی بورژوا مسلکانه با خود همراه کرده است.تنوع طلبی بی حد و حصر و تجربه های تازه در قالب آن چیزی جا افتاد که شرکت های چند ملیتی و کمپانی های بزرگ خواستارش بودند و آن ایجاد نوعی محصور کردن بشر امروزی در مصرف یا میل به تجمل و مصرف گرایی بود.بی توجهی به اخلاق و منش انسانی در دور نمای این نوع از سبک زندگی، بی تفاوتی و ایجاد شکاف های عمیق بین لایه های اجتماعی را رقم می زند که توان مصرف گسترده را ندارند و یا دچار تعارضات حاصل ازین زندگی می شوند.جامعه آرمانی که سرمایه داری مدرن با عنوان سبک زندگی تدارک دیده بود، سود محوری را غایت و فرجام می دید.بدون شک غایب بزرگ این سبک زندگی فضیلت و سعادت بود.سرد شدن کانون خانواده ها، فروپاشی اخلاقی، استرس و اضطراب های زاده شده از میل به مصرف و زیاده خواهی ها، اهم مشکلات زاده شده از سبک زندگی غربی و مصرف گرایی است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا