کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
غرب زدگی و غرب گرایی در ایران اسلامی (پروژه ی جامع)
۲۲:۲۹, ۱۸/بهمن/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/فروردین/۹۳ ۲۱:۵۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1


اعوذ باالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین
ولَهُ الحَمد

اللهمّ انّی اعوذ بک من نفسٍ لاتشبعُ و من قلبٍ لایخشَعُ و من علمٍ لاینفع . خدایا من به تو پناه می‏برم از نفسی که سیرابی ندارد، قلبی که خشوع و خضوع نمی‏یابد و علمی که سودی نمی‏بخشد و باعث گمراهی میشود

با عرض سلام به همه ی خوانندگان تاپیک

[تصویر: avatar_8478.jpg]

مبحثی که مشخص شده ترکیبی از چند موضوع هست از جمله westernization (غربی سازی) و globalization (جهانی سازی) و... که وجه اشتراک همه ی اینها اینه که همه از طرف غرب داره دنبال میشه برای ضربه زدن به جامعه ای نظیر ایران شیعه به نفع خودشون.
محور موضوع ما غربی شدن و تهاجم فرهنگی هست که غرب به ما کرده و در واقع این پروژه رو از اون طرف داره دنبال میکنه با این هدف که ما غربی بشیم ، در واقع هدف و غایت مورد نظر ما بشه غرب شدن. و ما «غرب» یا حتی چیزی پست تر از آن بشیم! این چیزی هست که غرب داره دنبال میکنه و در واقع میخواد این هدف رو جایگزین آرمانها و ارزشهای ما بکنه که قطعا به دور از اخلاق و به دور از اسلام هست چنین اهدافی.


امام خامنه ای در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد ۱۳۸۶/۰۲/۲۵ :
نقل قول:امروز در چشم بسيارى از نخبگان ما، بسيارى از كارگزاران ما، مدل پيشرفت صرفاً مدلهاى غربى است؛ توسعه و پيشرفت را بايد از روى مدل هايى كه غربى‏ها براى ما درست كرده‏اند، دنبال و تعقيب كنيم. امروز در چشم كارگزارانِ ما اين است و اين چيز خطرناكى است؛ چيز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناك است
.

=-=-=-=
[تصویر: 4.gif]این پروژه با همکاری این عزیزان کامل شده:
خانمها : السا ، پرنیان ، رضوانه ، nina
آقایان : عبدالرحیم
و بنده هم به عنوان مدیر پروژه در خدمت دوستان بودم.

[تصویر: 4.gif]بنده انواع اقسام تلاشها و توطئه ها (!) رو چیدم تا تعداد آقایون بیشتر بشه ولی متاسفانه به دلایل مختلف دوستانی که تخصص و وقت کافی هم دارن همکاری نکردند (شاید مهمترین دلیلش تنبلی باشه)

کسی تمایل به همکاری در پروژه های بعدی داشت از طریق پیغام خصوصی بگه.

.
[تصویر: 4.gif]سعی شده مطالب به زبان گفتار و محاوره و خیلی ساده باشه ، البته برای دوستانی که بیشتر میخوان مطالعه کنن در بعضی بخشها داخل نقل قولها مطالبی اوردیم که برای مطالعه ی بیشتر هستش.

=-=-=
(۳/فروردین/۹۳ ۲۳:۲۱)السا نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
تمام این 9 صفحه ای رو خوندید (یا شایدم نخوندید، الان دارید این پست رو می خونیدSmile )، حاصل تحقیق و تحلیل دوستانیه ک اسامیشون توی پست اول اومده
>>>
حالا این متون و نوشته ها رو توی ی pdfجمع آوری کردیم تا برای انتشار و استفاده راحت تر باشه

[تصویر: download.png]لینک دانلود PDF

یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۰۷, ۱۵/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۹۲ ۲۲:۱۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #61
آواتار
[تصویر: 4.gif]جنس غربی بجای حمایت از تولید داخل

یکی دیگه از مصیبتهایی که مصرف گرایی سر ما میاره این هست که در مصرف گرایی مردم به دلایل مختلف کالای خارجی رو به کالای ایرانی ترجیح میدن و این مانع حمایت از تولید داخل میشه.
از جمله ی این دلایل ، پر زرق و برق بودن و متنوع بودن و جذابتر بودن ظاهر جنسهای خارجی در رقابت با جنسهای ایرانیه ، همچنین جنس خارجی خیلی گسترده تر از جنس ایرانی تبلیغ میشه ، به علاوه ی اینکه برای انسانهای غرب زده اصولا استفاده از جنس خارجی و غربی کلاس داره! (صرف نظر از کیفیتش)
.
[تصویر: 4.gif]فست فود مشکلات تغذیه
[تصویر: broad17.gif]
*فلیینظر الانسان الی طعامه*
*انسان باید به غذای خویش بنگرد*
سوره عبس، آیه 24
«ما کار مادران را کم کرده ایم.»
این جمله ای بود که 98 سال پیش فست فود «اتومات» به عنوان اولین فروشگاه غذاهای حاضری بر سر در مغازه های خود نصب کرد تا سبک جدیدی رو در عرصه غذا پایه گذاری کنه و ی جورایی به نیاز های صنعتی جامعه پاسخ بگه، جامعه ای که توی اون هم زن و هم مرد شاغل بودن و وقت چندانی برای پختن غذا نداشتن! کم کم این روال طی شد و پیشرفته تر شد تا رسید به اینجایی که ما الان توش قرار داریم ... جایی که خوردن غذای فست فودی جزء کلاس کاری محسوب میشه! جالب اینجاست که بعضی از جامعه شناس ها، از فست فودی ها به عنوان مکان سوم نام می برن که بعد از محل کار و خانه، امکان دیالوگ غیر رسمی توش فراهمه، بنابراین رفتن به فست فود فروشی ها به یک تفریح تبدیل شده و کارکردی به غیر از محل صرف غذا هم داره.

علاوه بر این ها، مهم ترین جاذبه هایی که فست فود ها دارند، اقتصادی بودن،سریع بودن و طعم دلچسب، ظاهر زیبا، ادویه‌جات خوش عطر، سس‌ها و نوشابه‌ها ست! به همین دلیل طرفدارن زیادی پیدا کرده و چیزی در حدود 40% از جوانان ایرانی غذای فست فودی رو ترجیح میدن و اونو مصرف می کنن.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۱۱, ۱۶/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اسفند/۹۲ ۱۸:۳۰ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #62

فست فود ها، دشمن شماره یک گوارش هستن!

می خوایم روی جزء جزء محتویات فست فود ها بحث کنیم.
اولین چیزی که معمولا توی فست فود ها استفاده میشه، نان باگت هستش. این نوع نان، میشه گفت بدترین نوع نان هستش. برای اینکه این نان، بهترین کیفیت رو داشته باشه و متخلخل باشه توش از بکینگ پودر استفاده میشه. جالبه بسته بندی های گمرکی این ماده، روش علامت مرگ زدن!
ماده ای دیگه ای که معمولا به وفور در فست فود ها به کار میره، فرآورده های گوشتی ( سوسیس، کالباس،ژامبون ها، همبرگر و ... ) هستن! این مواد غذایی علاوه بر مضراتی که دارن و آشغال (!!!) هایی که درشون استفاده میشه ( مثلا اون لکه های قرمز رنگ توی کالباس که تاج خروس هستن یا اینکه اعضا و جوارح گوسفند و گاو و پای مرغ که در سوسیس استفاده میشه )، مضرات دیگه ای هم داره که فقط و فقط بخاطر اینکه اسلامی تهیه نمیشن، توشون به وجود اومده!

توی دستور اسلام، موقعی که قصاب، می خواد حیوانی رو ذبح کنه، باید اول بهش آب بده، رو به قبله باشه، دور از چشم حیوان چاقوشو تیز کنه، حیوانی رو جلوی حیوان دیگه ای ذبح نکنه و ... .وقتی این کارها انجام نمیشه و مثل عکس، اینطوری این بیچاره هارو ذبح می کنن، توی بافت گوشتشون در اثر استرس ماده ای ترشح میشه که باعث سمی شدن گوشتشون میشه! و این سم، بسیار مضره!
جالبه که توی غرب، جاهایی که تحت مدل اسلامی گوشتی رو عرضه بازار می کنن، هرچند خیلی کم هستند، اما فروش خوبی دارن،چون مردم دیگه متوجه شدن که استفاده از این دسته گوشت ها، ضرر کمتری داره، درحالی که توی ایران خودمون، مدرنیته رو جایگزین کردن و با روش غربی دارن به عرضه گوشت می پردازن!
حتی اون کلک هایی که اون ها استفاده می کنن برای فروش بیشتر، ماها هم داریم استفاده می کنیم! تزریق هورمون به بدن مرغ های بیچاره برای اینکه زودتر گوشتی بشن،نگهداری مرغ و گاو و گوسفند در فضاهای بسته و گاها متعفن برای اینکه کمتر تحرک داشته باشن و زودتر چاق بشن در حالیکه گوشت حیواناتی که در نور خورشید قرار نمیگیرند، بسیار مضر هستند و ... .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۱:۰۷, ۱۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #63
آواتار
جالبه بدونید که سوسیس وهمبرگر و کالباس جزء محصولاتی هستند که استاندارد اجباری دارند و گرچه تحت نظارت بازرسان هستند اما در 90% مواقع مواد نگهدارنده نامناسبی به اونها اضافه میشه که تغییرات شیمیایی خطرناکی رو تولید میکنه!
علاوه بر این، به این حیوانات، آنتی بیوتیک میدن تا مریض نشن و سرمایه شون از دست نره! اما وقتی ما از گوشت این حیوانات استفاده می کنیم،این آنتی بیوتیک وارد بدن ما میشه و بدن، در برابر آنتی بیوتیک مقاوم میشه و ادامه ماجرا.
البته این ها در حالتیه که واقعا گوشت بذارن لای نان باگت و بدن دست مردم!
محققان دانشگاه کلمبیا اعلام کردند که کسانی که در سال حداقل 14 بار از فست فود ها استفاده می کنند،78% بیشتر از افرادی که فست فود نمی خورند، به بیماری مزمن انسداد ریوی دچار می شوند.
این مواد باید در روغن سرخ بشن که خوشمزه بشن!
علاوه بر اون بحث هایی که در این تاپیک درباره روغن و امتیاز اون برای شرکت های عربی وابسته به .... در این تایم صورت گرفت، همین یک جمله رو درباره روغن بگم که قیمت واقعی روغن آفتابگردان اگر n تومن باشه، الان توی بازار به n15 قیمت واقعیش داره عرضه میشه! دیگه خودتون حساب کنید، ببینید این چیه دارن میدن دست مردم!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲:۵۳, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #64
آواتار
مورد دیگه ای که موکدا باید بهش اشاره کنیم، آب رنگی گاز داریست به اسم نوشابه.
دیگه کسی نیست که این روزها از ماده مخدر کولا و کربن دی اکسید ای که باعث پوکی استخوان میشه و رنگ سرطان زای اون و ... بی اطلاع باشه!
خب ... ببینیم وقتی نوشابه می خوریم، توی بدن چه اتفاقاتی میفته !
5 دقیقه بعد:10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدنتان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسیدفسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند
20 دقیقه بعد:
قند خونتان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک ‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود
40 دقیقه بعد : حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛مردمک‌های ‌چشمتان گشاد می‌شود، فشار خونتان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.
60 دقیقه بعد: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را ازطریق ادرار باعث می‌شوند .

مدتی بعد : کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم ومنیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می شوند و به همراه آن مقادیر زیادی آب،سدیم و دیگر الكترولیت ها نیز از دست می رود.

مدتی بعدتر:
كم كم آن غوغایی كه در بدنتان ایجاد شده بود فروكش می كند و نوبت به افت قند می رسد.در این مرحله یا خیلی حساس و تحریك پذیر میشوید یا خیلی كرخت و بی حال.حالا دیگر تمام آن آبی را كه از طریق نوشابه وارد بدن خود كرده بودید دفع كرده اید،آبی كه میشد به جای اسید و كافئین و شكر ،حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد.تا چند ساعت بعد اثر كافئین هم از بین میرود و شما هوس یك نوشابه دیگر میكنید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۰:۱۰, ۱۷/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۲ ۱۸:۲۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #65
آواتار
[تصویر: 4.gif]جایگزینی ارزشهای غربی بجای الگوهای اسلامی-ایرانی

به ارزش و بعضی چیزها به ضد ارزش تبدیل میشوند. (مثلا داشتن رابطه با جنس مخالف نامحرم)
همینطور این مسئله در مورد بعضی عناوین ، بعضی کارها و رسم ها و... نیز صادقه. در مسئله ی غربزدگی ، گاهی ما گزاره ها و ارزشهای خودمون رو فراموش میکنیم و فکر میکنیم که عناوین و ارزشهای غربی هستند که الزاما خوبند!

.
[تصویر: 4.gif]جایگزین شدن روانشناسی به جای علم اخلاق

مهمترین مشکل ما رسانه هاست وقتی در یک سریال میبینیم افراد بعد از برخوردن به مشکلات سریعا به مشاور مراجعه میکنند و عملا اسمی از روحانیان بزرگوار برده نمی شود...

این همه گزاره و حدیث اخلاقی ما داریم در اسلام ، چطور بجای عالمی که روی این احادیث کار کرده ما عالم دیگری که روی نظریات روانشناسان غربی کار کرده رو تبدیل به معلم اخلاق جامعه کردیم؟
علتش البته مشخصه ، علتش دقیقا غربزدگی هستش. وقتی فلان آدم که صد سال پیش در غرب زندگی میکرده توی عمرش ده تا نظریه نداده تازه همونها هم اکثرش توسط همکارانش بعد از خودش از نظر علمی رد شده ، این آدم حرفش در جامعه ی ما مقبولیت بیشتری داره نسبت به معصومین و اهل بیت (علیه السلام) که به علم نامتناهی الهی وصل بوده اند ، خب طبیعیه که چنین اتفاقاتی میوفته!

البته این مسئله رو در سرفصلهای بعدی هم بررسی خواهیم کرد.

مشکل بعدی که در راستای این مسئله به وجود میاد اینه که گاهی شاید نظریات شاذ و دور از اخلاق و اسلام توسط این عده هستیم ، پیشنهاد میکنم تاپیک زیر رو حتما حتما بخونید:
نظریات خلاف اسلام عده ای سایکولوژیست

و نکته دیگر این است که گاهی خب خانم ها هم نیاز دارند که به خانم ها مراجعه کنند برای بیان مشکلات زندگیشان و خب در این شرایط با یک مشاور خانوم راحت تر هستند تا یک روحانی آقا(باید برای این مشکل هم چاره اندیشید....)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۱:۴۶, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #66
آواتار
[تصویر: 4.gif]جایگزینی فلسفه بجای حکمت


یکی دیگه از جایگزینی های غلطی که در جامعه ی اسلامی بر اثر غربزدگی اتفاق افتاده جایگزینی فلسفه به جای حکمت هست ، حکمت مورد نظر قرآن با فلسفه ی غربی خیلی تفاوت داره ، اینجا به چند تفاوت اون (بخشی از کلاس آقای دکتر عباسی) اشاره میکنیم خودتون قضاوت کنید:


مصیبت اینجاست که نه تنها در هزاره‌ی گذشته در ایران، فلسفه را با حکمت یکی انگاشته‌اند، بلکه حکمت قرآنی را نیز فلسفه خوانده‌اند. اصرار عجیبی بر مفهوم فلسفه دارند و در پاسخ به این پرسش که فلسفه با حکمت قرآنی یکی نیست، چه اصراری به این برابر نهادن دارید، بلافاصله با حربه‌ی نکوهش فلسفه‌ستیزی وارد عرصه می‌شوند. یکی دانستن حکمت با فلسفه، حکمت‌ستیزی حکمت در قرآن حکیم، حدوداً در یازده حوزه در بیش از ۱۱۶ آیه‌ی مرتبط آمده است:

الف- خدا حکیم است. به جای کلمه‌ی حکیم، واژه‌ی فیلسوف بگذارید: خدا فیلسوف است!؟

ب- خدا به انبیاء (علیه السلام) کتاب و حکمت را تعلیم داد. بخوانید خدا به انبیاء(علیه السلام) کتاب و فلسفه را تعلیم داد.

پ- خدا کتاب و حکمت را نازل می‌کند. جای حکمت در این آیه، فلسفه بگذارید.

ت- در آیه‌ی ۱ سوره‌ی یونس: این است آیات کتاب حکیم. در تلقی مدافعان یکی بودن فلسفه و حکمت، این آیه می‌شود «این است آیات کتاب فیلسوف».

ث- قرآن حکیم. از دید فیلسوفان، این مفهوم قرآنی می‌شود: «قرآن فیلسوف!»

ج- حکمت بالغه. بخوانید فلسفه‌ی بالغه.

چ- در آیه ۳۹ اسرا: خدا حکمت را وحی می‌کند.

ح- انبیاء(علیه السلام) به مردم کتاب و حکمت تعلیم می‌دهند. در تلقی روبه‌رو می‌شود: انیباء(علیه السلام) به مردم کتاب و فلسفه تعلیم می‌دهند.

خ- عیسی(علیه السلام): برای شما حکمت آوردم. در واقع عیسی(علیه السلام) فلسفه آورده است!

د- لقمان، داود، و سلیمان، حکمت داده شدند. در تلقی دیگران، یعنی فلسفه داده شدند و این سه تن فیلسوف هستند. غربی‌ها می‌گویند شرق نبی دارد و غرب فیلسوف.

ذ- در آیه‌ی ۱۲۵ نحل: دعوت کن به راه رب خود، به حکمت ]نه به فلسفه[، به موعظه‌ی حسنه، و به جدال احسن. اگر قرار بود با فلسفه به راه خدا دعوت صورت گیرد، به دلیل جنگل آراء و مکاتب فلسفی، عجب پلورالیسم ویژه‌ای رقم می‌خورد. به قول حافظ:

جنگ هفتاد و ملت، همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند

ر- حکمت را خدا می‌دهد، که خیر کثیر است به هر کس داده شود. به او خیر کثیر داده شده است جز اولوالالباب کسی متذکر نمی‌شود. در نسبت با این آیه، این شبهه مطرح است که اگر حکمت خیر کثیر است که از سوی خدا داده می‌شود، چه طور این خیر کثیر به مارکس داده می‌شود و او به الحاد می‌‌رسد؟ خیر کثیر که به فوئرباخ داده می‌شود و او ماتریالیست می‌گردد. دیوید هیوم به عنوان غول فلسفی بریتانیا، که کانت را از خواب جزمی بیدار کرد، به عنوان یک ملحد، چگونه خیر کثیر به او داده شده است؟ آیا هم‌جنس‌بازی و اخلاق فاسدی که قوم لوط را در شهر سدوم با عذاب خدا مواجه ساخت، خیر کثیر، یا حاصل خیر کثیر است؟ در غیر این صورت چگونه می‌توان ویتگنشتاین و فوکو را به دلیل مشکلات اخلاقی این چنینی «حکیم» نامید؟

حکمت در قرآن که در محورهای ۱۲گانه‌ی قید شده آمد، هیچ سنخیتی با فلسفه ندارد. اساساً لوازم خیر کثیر در فلسفه نیست، زیرا با هزار و یک آلودگی و انحراف و الحاد می‌توان فیلسوف شد، اما بدون ایمان و تقوا نمی‌توان حکیم شد. حکیم در اثر تقوا به فرقان می‌رسد و از آن به تفکیک و تمییز حق از باطل نایل می‌شود و به حقیقت دست می‌یابد.

حکمت فوق فلسفه است و فلسفه در ادامه‌ی حکمت و به تبع آن. نسبت حکمت و فلسفه، نسبت عدد یک و صفرهای پشت آن است. فلسفه بدون حکمت، صفری است که خوانده نمی‌شود.


برای مطالعه ی بیشتر اینجا رو ببینید:

عبور از سایه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۱۳, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #67

[تصویر: 4.gif]جایگزینی فیلسوفها و دانشمندان غربی در ذهنها و قلبها به جای معصومین و قرآن و حکما

شاید برای شما هم پیش اومده باشه که در مباحثه ای ،حرف از ایات قران ،حدیث یا دانشمندان ایرانی اورده میشه و طرف بحث ،منتظر شما حرف دیگه ای رو جایگزین کنید و به عبارتی علمی حرف بزنید!در حالیکه وقتی از دانشمندان غربی نقل قول میشه ادما قانع میشن در حالیکه میدونیم حداقل در علوم انسانی چیزی به اسم اون علمی که در فیزیک و ریاضیات به عنوان برهان و قوانین میشناسیم،نداریم و درواقع مکتب هستند و قابل اثبات نیستند.


غربگرایی متاسفانه از زمان ناصرالدین شاه با قسمتی از تاریخ ایران عجین شد و در زمان پهلوی دوم به اوج خودش رسید.
در اون زمان ها روشنفکران جامعه بر این عقیده بودند سنت مانع پیشرفت هست و اگه در حل مشکلات راه حل های غربی رو در نظر بگیریم میتونیم بر اونها فائق بشیم و بعضا به همراه تقلید خام و کورکورانه بود.
خصوصیّت دیگر این مرحله جنبۀ ضدّ مذهبی و ضدّ عربی بودن آن بود .چون اسلام در بعضی موارد مخالف بعضی تجدد گرایی ها بود و برای رواج غربی گرایی باید این قسمت کار بی اعتبار میشد.

از طرفی وقتی دانشمندان غربی مقابل کلیسا قرار گرفتن اکثر افراد به عمد یا به جهل این مورد رو در نظر نگرفتن که دینی که افیون توده هاست با دین اسلام که حکمت رو گمشده مومن میدونه و مخالف تن پروریه خیلی فرق داره و کمتر کسی این دو رو از هم تمیز داد.

این جنبه از غربزدگی این قدر واضح و ملموس هست که دیگه نیاز نباشه بیشتر توضیح بدم. همونطور که قبلتر هم اشاره کردیم حرف آدمی که چند تا نظر عجیب و غریب درمورد مسئله ای داده صد سال پیش در غرب ، که همون چندتا نظر هم بعدا توسط هم رشته ای هاش در سالهای بعد رد شد از نظر علمی ، حرفش مستند تر و قابل قبولتر هست از حدیث معصومین و حرف یک عالم دینی. این یعنی غرب زدگی!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۳۳, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #68
آواتار
[تصویر: 4.gif]ارزش شدن اعتباریات

ما وقتی به خارج خودمون نگاه میکنیم دودسته حقایق داریم :


1-اونایی که واقعا وجود دارند مثل درخت،انسان و .. که میگیم مفاهیم حقیقی
2-مواردی که ما براشون وجود قائلیم اما به عنوان اعتبار،مثل ریاست،ملکیت،روابط سببی و نسبی، که میگیم اعتباریات

البته ما برای اعتباریات اثارشون رو قبول داریم،مثلا کتاب من و کسی نمیاد اینو بگیره
اما چیزی که در خارج وجود داره من و کتاب هستیم،چیزی به اسم ملکیت که وجود نداره،اما چون ما موجود اجتماعی هستیم مجبور هستیم یه سری مفاهیم رو به عنوان اعتباریات در نظر بگیریم.
اما به مرور اینقدر به اینا عادت کردیم وقتی یه اعتباری میاد شاد میشیم و وقتی میره غمگین میشیم،مثل ریاست،واسه اومدن هیچ خوشحال میشیم همون هیچ که میره ناراحت میشیم.
حالا اتفاقی که افتاده اینه،طرف کل عمرش رو میذاره صرف بدست اوردن اعتباریات که در واقع هیچی نیست،مثلا مدرک،بدون مدرک هم میشه علم یاد گرفت .
دنبال ملک با همه اقسامش،دنبال ریاست،پول و ...
حالا میشه دنبال اینا نرفت،نه تا حدی باید رفت چون در زندگی اجتماعی لازمه
بایدها و نبایدها همگی زیر مجموعه اعتباریات هستند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۳۰, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #69

نقل قول:مثلا اون لکه های قرمز رنگ توی کالباس که تاج خروس هستن یا اینکه اعضا و جوارح گوسفند و گاو و پای مرغ که در سوسیس استفاده میشه

اون چیزی که در سوسیس کالباس استفاده میشه :

1.خمیر مرغ
2.خرده گوشت مرغی

هست , این که میفرمائید تاج خروس عمدتا در شرکت های غیرمجازی که زیر نظر وزارت بهداشت نیستن تهیه میشن , حالا خمیر مرغ چیه ؟

بعد از پاک کردن مرغ و باقی موندن اسکلت , اون رو در چرخ گوشت میندازن و به صورت خمیر در میارن , خرده گوشت مرغی هم که کاملا مشخصه از اسمش که چیه ! به طور مثال برای کوکتل درجه 2 که روش نشان 40 درصد گوشت قرمز خورده از این ترکیبات استفاده میشه :

1. صد کیلو خمیر مرغ
2.سه کیلو سیر به همراه خلال
3.چهار کیلو سویا
4.دو کیلو نیم فلفل دلمه ای

و یک سری ادویه جات که بعدا بهش اضافه میشه ...لذا اینکه فرمودین تاج خروس عضو جدا نشدنیه سوسیس کالباسه به نظرم صحیح نیست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۲:۵۸, ۱۷/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۲ ۲۳:۲۲ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #70
آواتار
آیات قران سه مرحله رو توصیف میکنه،قبل از دنیا،دنیا و بعد از دنیا
چون قبل و بعد این دنیا ما دیگه اجتماعی نداریم لذا اعتباریات هم وجود ندارن اما چون ما جز این زبان،زبان دیگری بلد نیستیم باز هم خدا با زبان اعتباریات با ما سخن گفته.
مثلا نماز خوندن در دنیا یه اعتباره،به صرف حرکات ورزشی،اما درونش یه حقیقتی وجود داره که در دنیای دیگه مشخص میشه و در این دنیا نه.
کل دین یه ظاهر(اعتبار) و به باطن(حقیقت) داره.

حالا افرادی که این دنیا تمام وقت دنبال اعتباریاتی مثل ملک و پول و ریاست و ... بودن وقتی دنیا برچیده شه اونوقت میبینن دستشون خالیه.
[تصویر: broad17.gif]
حالا بحث قرآنیش:
همین ایه کافیه (64 عنکبوت)
که زندگی این دنیا لهو و لعبی بیش نیست و اخرت،زندگی واقعی است.
لعب:بازی
لهو:کاری که شما رو از امر مهم باز داره

حالا رابطه زندگی دنیا و اخرت مثل این نیست که 1شنبه بعد از شنبه بیاد،بلکه همین الان که دنیا هست اخرت هم هست و ما غافلیم.
نزدیکترین مثال: مثلا ما در مهمانی خوابیدیم و در خواب میبینیم که کسی میگه الان 50 نفر دورت نشستن و دارن نگاهت میکنند،چون یه حجاب وجود داره ما نمیتونیم ببینیم و گرنه اخرت همین الان حی است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا