کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 16 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرین اخبار بیداری جهانی (موج بیداری اسلامی)
۱۸:۵۷, ۳۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/اردیبهشت/۹۰ ۱۹:۰۹ توسط akhevi.)
شماره ارسال: #1
آواتار
خبرگزاري فارس: كارشناسان تظاهرات ده‌ها هزار نفري مادريد و ديگر شهرهاي اسپانيا را نشئت گرفته از موج بيداري منطقه خاورميانه ارزيابي مي‌كنند كه اكنون به قاره اروپا رسيده است.
به گزارش فارس، دهها هزار نفر، از شب گذشته در ميداني در مادريد، پايتخت اسپانيا تجمع كرده‌اند تا اعتراض خود را نسبت به سياست‌هاي اقتصادي دولت اين كشور اعلام كنند.

اين افراد از هفته گذشته، ميدان پوئرتو دل سول (دروازه خورشيد) در مركز مادريد را به اشغال خود درآورده‌اند تا خشم خود را نسبت به دولت و سياست‌هاي رياضتي آن نشان دهند.

شماري از معترضان، تظاهرات اسپانيا را با تظاهرات مردمي ضد رژيم مبارك ميدان التحرير قاهره مقايسه كرده‌اند كه منجر به سرنگوني حسني مبارك شد.

از سوي ديگر كارشناسان و آگاهان امر، تظاهرات گسترده مردم اسپانيا را عليه دولتمردان اين كشور، نشئت گرفته از موج بيداري ملت‌ها در منطقه خاورميانه عنوان و آن را با انقلاب مردم مصر كه منجر به سرنگوني رژيم حسني مبارك شد، قياس مي‌كنند.

برخي تظاهركنندگان نيز با الهام از تجمع مردمي مصر در روزهاي انقلاب اين كشور در ميدان التحرير قاهره، دست‌نوشته‌هايي داشتند كه روي آن نوشته شده بود "اينجا ميدان التحرير " است.

در همين ارتباط گروهي از معترضان، تظاهرات اسپانيا را با تظاهرات دموكراسي‌خواهان در ميدان التحرير قاهره مقايسه كرده‌اند به‌گونه‌اي كه مردم اسپانيا بي‌توجه به ممنوع بودن تجمع هاي اعتراضي در آستانه برگزاري انتخابات محلي، همچنان در صحنه تظاهرات حضور دارند.

تجمع گسترده مردم اسپانيا كه از سه‌شنبه هفته گذشته در ميدان "پوئرتو دل " شهر مادريد آغاز شده است، در اعتراض به سياست‌هاي اقتصادي دولت اين كشور همچنان ادامه دارد.

تجمع اعتراضي در حالي صورت مي‌گيرد كه كميسيون انتخاباتي اسپانيا به‌علت برگزاري انتخابات محلي روز يكشنبه، تحصن و تجمع را ممنوع كرده است.

به غير از مادريد، در ساير شهرهاي اسپانيا نيز تظاهراتي برگزار شده است. بر اساس آمار، 45 درصد جوانان اسپانيا بيكار هستند. اقتصاد اسپانيا با كسري بودجه شديد و بدهكاري هاي هنگفتي مواجه است.

تظاهركنندگان خواهان شغل، استانداردهاي بهتر زندگي، نظام عادلانه‌تر دموكراسي و اعمال تغييرات در برنامه‌هاي رياضت اقتصادي دولت سوسياليست اين كشور هستند.

ميزان بيكاري در اسپانيا 29.21 درصد است كه بالاترين نرخ در اتحاديه اروپاست. بيش از 4.9 ميليون نفر در اين كشور بيكار هستند. انتظار مي‌رود حزب سوسياليست در انتخابات محلي و منطقه اي روز يكشنبه، نتايج خوبي به‌دست نياورد.

نتايج برخي نظرسنجي‌ها حكايت از اين دارد كه هم اكنون موقعيت حزب سوسياليست در مقايسه با حزب مردم رقيب اصلي اين حزب، بين 15 تا 18 درصد كمتر است
عکس های مرتبط
http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=9002315498

امضای akhevi
در زمان غیبت به کسی منتظر می گویند که منتظر شهادت باشد..

شهید مهدی زین الدین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۳۰, ۱۳/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۰ ۱۲:۰۱ توسط محمود.)
شماره ارسال: #31
آواتار
اسرائیل در فهرست تروریستی آمریکا!


يك مجله آمريكايي در گزارشي از قرار گرفتن نام "اسرائيل " در فهرستي كه دولت آمريكا از حاميان سازمان‌هاي تروريستي جهان منتشر كرده، خبر داد.

به گزارش مشرق، فارس به نقل از مجله "فرانت پيج " نوشت: سازمان مهاجرت و گمرك آمريكا فهرستي از كشورهاي خاص را منتشر كرده است كه تمايلي براي ارتقاء، ايجاد و يا حفاظت از سازمان‌هاي تروريستي يا اعضاي آنها نشان داده‌اند.

بنا بر اين گزارش، تبعه‌هاي كشورهايي كه در اين فهرست‌ ذكر شده‌اند، از اين پس هنگام ورود به آمريكا با بازرسي‌هاي شديد مواجه خواهند بود.

افغانستان، الجزاير، بحرين، عمان، بنگلادش، پاكستان، فيليپين، مصر، قطر، عربستان سعودي، اندونزي، سومالي، سودان، عراق، سوريه در كنار نام اسرائيل قرار گرفته‌اند.

بنا بر اعلام دولت "باراك اوباما " رئيس‌جمهوري آمريكا اسرائيل يكي از ۳۶ نامي است كه در فهرست مناطقي در جهان كه از حاميان سازمان‌هاي تروريستي به حساب مي‌آيند، آمده است.
اين گزارش تأكيد كرد: آمدن نام اسرائيل در اين فهرست به اين معنا است كه از اين پس هر كسي كه از اسرائيل به آمريكا سفر كند بايد از بازرسي‌هاي شديد در فرودگاه‌هاي آمريكايي عبور كند.

200 زنداني زن در بحرين شكنجه‌هاي طاقت‌فرسا را تحمل مي‌كنند


خبرگزاري فارس: يك دانشجوي بحريني با اشاره به زنداني بودن 200 زن بحريني در زندان‌هاي اين كشور گفت: تا كنون هيچ زن عربي به اندازه زن بحريني شكنجه نشده است.
[تصویر: A1047784.jpg]
يك بانوي دانشجوي بحريني كه نخواست نامش فاش شود، در گفت‌وگو با خبرنگار زنان باشگاه خبري فارس «توانا» اظهار داشت: وضعيت شيعيان در بحرين بسيار بد است؛ در هيچ جاي دنيا اين اتفاق رخ نمي‌دهد كه پزشكان و پرستاران را به علت رسيدگي به مجروحان بازداشت و شكنجه كنند.

وي افزود: در حالي كه 80 درصد از مردم بحرين شيعه هستند اما با مشكلات و سختي‌هاي بسياري مواجه هستند و در مشاغل پايين و با حقوق كم مشغول به كار هستند.

وي تصريح كرد: زنان معترض بحريني توسط رژيم آل خليفه دستگير و شكنجه مي‌شوند و تا كنون در حدود 200 زن بازداشت شده‌اند.

اين دانشجوي بحريني عنوان كرد: مأموران سعودي وارد كشور بحرين شده و به شكنجه و كشتار مردم مشغولند آنها از فاصله نزديك زنان و كودكان بحريني را مي‌كشند؛ رژيم آل خليفه و آل سعود حتي به زنان باردار بحريني رحم نكرده و آنها را دستگير و زنداني مي‌كنند تا كنون هيچ زن عربي به اندازه زن بحريني مورد ظلم قرار نگرفته است.

وي گفت: رژيم آل سعود اجازه نداشت وارد بحرين شود و مردم كشورم را مورد ظلم و كشتار قرار دهد تنها دليل ورود نيروهاي عربستان به كشور بحرين سركوب و كشتار شيعيان است.

تدابیر امنیتی در مسجد الحرام برای ظهور


عبدالمحسین المیمان گفت مسجدالحرام طبعتا از تمام جهت ها باز است و البته تدابیر امنیتی و اقدامات کافی برای جلوگیری از هر حادثه ای، اتخاذ شده است.

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، المیمان در واکنش به کسی که ادعا کرده است، "مهدی منتظر" است، افزود ما این حوادث را مورد توجه قرار می دهیم، و بزرگترین دلیل در این حادثه این است که تمام افراد نتوانستند هیچ گونه ضرری برسانند چه از طریق صدا یا غیره، همچنانکه حضور آنها تنها چند دقیقه طول کشید و نیروهای امنیتی بر آنها تسلط پیدا کردند بدون اینکه این مسئله تاثیری بر زائران بیت الله الحرام داشته باشد.


وی افزود ما تدابیر فوق ویژه ای برای جلوگیری از وارد آمدن زیان و ضرر به مردم در نظر گرفتیم و پیش از وقوع این حادثه، شخصی را که پشت امام جماعت بود، دستگیر کردیم و این حادثه در مدت بسیار کوتاه طول کشید و با این حال فرد مدعی نتوانست به امام جماعت مسجدالحرام لطمه ای بزند یا سبب تشویش نمازگزاران یا قطع نماز شود.

از سوی دیگر، محمد السهلی مدیر مرکز مطالعات اسلامی در دانشگاه ام القری و عضو جمعیت حقوق بشر مکه مکرمه در اظهاراتی که نشان دهنده انکار وجود مبارک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، گفت مردم در خصوص مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دچار افراط و تفریط شده اند در حالی که برخی از آنها به طور کامل منکر آن (امام زمان عج) شده اند برخی از آنها در این زمینه دچار شک و تردید هستند، با این حال کسی که مدعی شده مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، واقعیت ندارد.


ماه گذشته هنگام نماز عصر فردی در مسجد الحرام با گرفتن بلندگو از امام جماعت ادعای ظهور کرده بود.
روايت هاي تلخ از زندان هاي قرون وسطايي آل خليفه


مزدوران آن خليفه با رفتارهاي قرون وسطايي با شهروندان بحريني برخورد مي كنند گويي اين افراد دشمناني هستند كه ريختن خونشان واجب است و نبايد زنده بمانند.
[تصویر: A1088918.jpg]
پس از آغاز اعتراض هاي مردم بحرين عليه رژيم آل خليفه در روز 14 فوريه (25 بهمن ماه) كه پس از خروج حسني مبارك رئيس جمهور مخلوع مصر از قدرت رخ داد نخستين دور برخوردهاي خشونت بار حكومت با معترضان آغاز شد كه همچنان ادامه دارد.
شيخ "حمد بن عيسي آل خليفه " امير بحرين ابتدا با عذرخواهي از كشته و مجروح شدن مردم سعي كرد تا عصبانيت آنها را خاموش سازد، اما حمله نيروهاي امنيتي به مراسم تشييع جنازه شهداي روز نخست در اطراف ميدان "لؤلؤ " (مرواريد) به كشته شدن دست كم يك نفر و زخمي شدن ده ها نفر منجر شد و همين مسئله آتش نارضايتي هاي عمومي از دولت را شعله ورتر كرد.
پس از روشن شدن آتش قيام مردمي در بحرين بلافاصله "رابرت گيتس " وزير دفاع آمريكا راهي جده شد و در پي آن عربستان 1000 نفر و امارات متحده عربي 500 نفر از نيروهاي نظامي خود را براي سركوب معترضان به بحرين اعزام كردند.
شعار جنگي حكومت آل خليفه از همان ابتداي سركوب اعتراضات مردمي، ريختن خون شيعيان اين كشور بود. همانند تزارهاي روس كه از قزاق ها براي شكنجه و كشتار مخالفان و آتش زدن مكان هاي مقدس استفاده مي كردند رژيم بحرين نيز نيروهاي امنيتي خود را براي ترور شيعيان كه خواستار عدالت و حقوق مدني خويش هستند اعزام كرد.
پليس و نيروهاي امنيتي به غير از حمله به تظاهرات مردمي معمولا بين ساعات يك تا چهار صبح به نواحي شيعه نشين حمله مي كنند، مردم بي پناه را به هنگام خواب بيرون مي كشند و در مقابل خانواده مورد ضرب و شتم قرار مي دهند و آنهايي هم كه زنداني مي شوند مورد شكنجه و آزار و اذيت قرار مي گيرند.
"عبدالهادي خواجه " يكي از فعالان سياسي به هنگام حضور در دادگاه آثار جراحت شديدي بر چهره اش نمايان بود و طبق اظهارات خودش چهار شكستگي در قسمت چپ صورتش داشت كه تنها شكستگي فك او به يك جراحي چهار ساعته نياز دارد.
رژيم آل خليفه سركوب هاي خشونت آميز عليه مخالفان سياسي را با پشتيباني آمريكا و انگليس انجام مي دهد و با شليك مستقيم، فرياد مردم اين كشور براي تحقق عدالت و دموكراسي را با گلوله خفه مي كند. دخالت نظامي عربستان، امارات، اردن و كويت در بحرين نيز دقيقاً با چراغ سبز آمريكا صورت گرفته است.
پس از اعزام اين نيروهاي اشغالگر به بحرين خيلي زود آشكار شد كه دولت آل خليفه درگير يك حمله وحشيانه تمام عيار عليه شيعيان اين كشور است. سركوب شيعيان كاملا همه جانبه است، گاهي نيروهاي نقابدار شبانه به روستاهاي شيعيان حمله كرده و مساجد و مكان هاي مذهبي را با بولدوزر تخريب مي كنند تاكنون ده ها مسجد و حسينيه تخريب شده و اغلب بر روي ديوارهاي به جا مانده شعارهايي عليه شيعيان نوشته مي شود.
رژيم آل خليفه مصمم است تمام مكان هايي را كه احتمال مي دهد شيعيان در آنجا تجمع كنند را تخريب كند. اولين مكان ميدان لؤلؤ بود كه نمادي باشكوه از صيد مرواريد در خليج فارس به شمار مي آمد و با بولدوزر تخريب شد.
جنون آل خليفه اينجا مشخص مي شود كه نمادي را كه بر روي سكه هاي خود ضرب كرده است تخريب كرده است.
گاهي تبعيض هاي ضدشيعي بسيار آشكار است، يكي از روزنامه هاي طرفدار دولت مطلبي را منتشر كرد كه معترضان را به موريانه هايي تشبيه مي كرد كه با هوشند اما با سرعت وحشتناكي در حال ازديادند و بسيار شبيه به گروه 14 فوريه هستند كه مي خواهند كشور را نابود كنند.
خاندان آل خليفه با سفاكي تمام به سركوب معترضان مي پردازد. پرستاران و پزشكاني كه در درمانگاه ها و بيمارستان هاي شيعيان كار مي كنند مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند و به خاطر مداواي آنها زنداني مي شوند. غير از آنها، معلمان و دانش آموزان هم دستگير مي شوند. حدود 1000 كارمند هم از كار اخراج شده و حقوقشان قطع شده است، تنها روزنامه اي كه مخالف دولت بود هم تعطيل شده و دانشجويان بورسيه اي هم كه در خارج از بحرين در تظاهرات شركت داشته اند ديگر تامين مالي نمي شوند.
در ميان فعالان حقوق بشر، پزشكان، پرستاران و دانشجويان و شهروندان عادي تعداد زيادي هم مفقود شده اند و خانواده هاي آنان از سرنوشت آنها اطلاعي ندارند.
امتناع از ورود خبرنگاران خارجي به كشور از ديگر اقداماتي است كه رژيم آل خليفه براي سركوب معترضان به كار گرفته است. گزارش هاي خبري كه برخي رسانه ها از جمله رسانه هاي غربي منتشر كرده اند نشان مي دهد كه بسياري از كشته شدگان انقلاب بحرين كساني بودند كه بر اثر شكنجه كشته شدند، به طور مثال "علي عيسي " 31ساله كه به جرم ايجاد هرج و مرج دستگير و به زندان فرستاده شد در حالي جسدش پيدا شد كه آثار شكنجه و ضرب و شتم شديد بر روي بدن وي مشاهده مي شد.
پاهايش به شدت زخمي بود و بر روي بدن او آثار شلاق به چشم مي خورد و در ناحيه سر او نيز آثار شكستگي وجود داشت.
"دانيل ويليامز " پژوهشگر ارشد ديدبان حقوق بشر با مشاهده جسد علي عيسي گفت، آنچه كه من ديدم نمونه كامل يك جسد شكنجه شده بود و هيچ جاي بدن اين فرد از كبودي و آثار ضرب و شتم شديد خالي نبود.
"راشد حسن " 40ساله نيز از ديگر كشته شدگان حوادث اخير در بحرين است كه به جرم تلاش براي سرنگوني نظام دستگير شد.هنگام تحويل جسد به خانواده وي گفتند كه بر اثر بيماري كم خوني در گذشته است ولي آثار شكنجه بر روي بدن وي نشان مي داد كه اين فرد نيز به دليل ضرب و شتم و شكنجه شديد به قتل رسيده است.
ويليامز پژوهشگر ديدبان حقوق بشر مي گويد اين بسيار وحشتناك است كه به خانواده هاي اين كشته شدگان زماني در مورد عزيزانشان خبري مي دهند كه جسد آنها را تحويل بدهند.
وي اضافه مي كند بسياري از افراد دستگير شده به نقاط نامعلومي انتقال داده مي شوند و از سرنوشت آنان خبري در دست نيست يا زماني اطلاعي درباره آنان به خانواده هايشان داده مي شود كه براي گرفتن اجسادشان به آنها خبر مي دهند.
به گفته اين عضو ديدبان حقوق بشر بسياري از پزشكان و پرستاران در سن 33 تا 63ناپديد شده اند و بدون داشتن حق ملاقات در زندان انفرادي نگه داشته مي شوند و تنها جرمشان اين است كه تظاهركنندگان مجروح را مداوا كرده اند.
در بين كادر پزشكي بيمارستان ها حتي كاركنان آمبولانس ها نيز وجود دارند و به دليل انتقال مجروحان به بيمارستان ها دستگير و زنداني شده اند.
ويليامز يادآوري مي كند، دستگيري، زنداني شدن، محاكمه و حتي شكنجه كادر پزشكي در بحرين در شرايطي صورت مي گيرد كه مطابق كنوانسيون ژنو و ديگر قراردادهاي بين المللي پزشكان و امدادگران بايد مصونيت داشته باشند تا بتوانند به مداواي بيماران بپردازند. يكي از پزشكاني كه توسط مزدوران آن خليفه دستگير و براي مدتي زنداني شده بود پس از آزادي از حوادث دردناكي كه در اين مدت براي او و ديگر زندانيان به وجود آمده بود سخن گفت و اظهار داشت، صحنه هاي هولناكي كه وي در اين مدت مشاهده كرده بود آن چنان بود كه يادآوري آنها برايش هراسناك بود.
به گفته وي بسياري از كساني كه به بازداشتگاه آورده مي شدند بي گناه بودند و بي دليل آنان را نگهداري و حتي محاكمه مي كردند و حبس هاي طويل المدت به آنان مي دادند.
اين پزشك بحريني همچنين مي گويد: اوضاع اسفناك زندان ها به گونه اي بود كه بسياري از زندانيان آرزوي مرگ داشتند.
"نبيل رجب " يك فعال حقوق بشر در بحرين نيز اوضاع زندان هاي بحرين را بسيار دردناك و تاسف بار توصيف مي كند و مي گويد بسياري از كساني كه شانس اين را داشتند كه از چنگال دژخيمان بحريني نجات پيدا كنند و از زندان آزاد شوند اظهار داشتند كه مزدوران آن خليفه با رفتارهاي قرون وسطايي با شهروندان بحريني برخورد مي كنند گويي اين افراد دشمناني هستند كه ريختن خونشان واجب است و نبايد زنده بمانند. اين فعال حقوق بشري تصريح مي كند، رفتار نيروهاي امنيتي آل خليفه با شيعيان به مراتب بدتر است و جناياتي كه در حق آنان مرتكب مي شوند در تاريخ نظير ندارد.
وي اضافه مي كند رفتار نيروهاي امنيتي با زنان نيز بسيار دردآور است چرا كه زنان هنگامي كه بازداشت مي شوند به شدت مورد ضرب و شتم و شكنجه قرار مي گيرند تا ديگر در فعاليت هاي اعتراض آميز شركت نكنند.
يكي از دختران به نام "هبه " كه 16 سال بيشتر ندارد جريان دستگيري خود را اين گونه بيان مي كند، "هنگامي كه به همراه سه تا از همكلاسي هاي خود ربوده شديم به يك بازداشتگاه ما را منتقل كردند و در آنجا يكي از افسرها ضربه محكمي به سرم زد و دچار خونريزي شدم وقتي ما را مي زدند و زير دست و پاي خود لگدمال مي كردند مرتب تهديد به تجاوز مي شديم و اين مسئله باعث شده بود كه دردهاي حاصل از كتك خوردن خود را فراموش كنيم.
هبه مي گويد همزمان با دستگيري ما 15دختر دانش آموز ديگر نيز زنداني شده بودند كه وضعيت بسيار اسفباري داشتند. سركوب و نسل كشي شيعيان بحريني در حالي انجام مي شود كه حكومت هاي غربي و برخي كشورهاي عربي با همراهي آل سعود و آل خليفه در تلاشند از گسترش بيداري اسلامي در منطقه و تقويت گروه هاي شيعي جلوگيري كنند.
بي تفاوتي سازمان ملل و حتي سازمان كنفرانس اسلامي در قبال حوادث بحرين به ويژه كشتار شيعيان نشان مي دهد كه كشورهاي غربي مي خواهند زمينه را براي مداخلات خود در ديگر كشورهاي اسلامي فراهم آورند. وقوع انقلاب هاي مردمي در كشورهاي عربي و سقوط ديكتاتورهاي عرب يكي پس از ديگري نيز نشان مي دهد كه دشمنان اسلام از به قدرت رسيدن شيعيان در كشورهاي مختلف به هراس افتاده اند و نمي خواهند الگوي حزب الله لبنان، حماس فلسطين و ديگر جنبش هاي مقاومت منطقه در ديگر كشورها به وجود آيد.
نحوه برخورد نظامي با مخالفان در بحرين حاكي از اين است كه حكومت آل خليفه و آل سعود به شدت متزلزل هستند و وجهه خود را در افكار عمومي جهان اسلام از دست داده اند و براي بقاي خود به كشتار مسلمانان روي آورده اند.
ليكن به موازات اعمال خشونت هرچه بيشتر نسبت به مسلمانان و به ويژه شيعيان در كشورهاي اسلامي، مقاومت مبارزان مسلمان براي مقابله با دشمنان بيشتر شده است.
امروز رژيم بحرين در باتلاق عميقي فرو رفته و دست و پا مي زند كه امكان رهايي و نجات آن وجود ندارد و مردم براي رسيدن به خواسته هاي خود ثابت قدم و آماده فداكاري و جانفشاني هستند.

ترجمه و تنظيم: فريده شريفي
منبع : روزنامه كيهان 1390/04/13

امضای محمود
خدایم خدایم آه ای خدایم
صدایت می‌زنم بشنو صدایم
شکنجه‌گاه این دنیاست جایم
به جرم زندگی این شد سزایم

مرا بگذار با این ماجرایم
نمی‌پرسم چرا این شد سزایم

گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم مرگ صدا را

به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلطیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانـــــه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله‌ها باش
که خواب گـل به گـل کابوس خار است


الهی در شب فقرم بسوزان
ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می‌پذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیـــرم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۵, ۱۳/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۰ ۱۴:۲۶ توسط محمود.)
شماره ارسال: #32
آواتار
4 روز بعد از يازدهم سپتامبر در كمپ ديويد نقشه جنگ افغانستان را كشيديم


خبرگزاري فارس: در كمپ ديويد اتاقي قرار داشت كه صبح روز شنبه، 15 سپتامبر 2001 [4 روز بعد از حملات 11 سپتامبر] تيم امنيت ملي من تشكيل جلسه داد تا طرح حمله به افغانستان را تدوين كنيم.
[تصویر: A1051125.jpg]
به گزارش فارس، "جورج واكر بوش "، رئيس جمهور پيشين آمريكا از جمله شخصيت‌هايي است كه در زمان وي و بعضاً به‎واسطه خودش اتفاقات بسيار مهمي در عرصه جهان به‎وقوع پيوست. شايد حوادث 11 سپتامبر مهمترين اين اتفاقات باشد كه خود بعدا منشأ تحولات بسيار مهمي در عرصه بين‌المللي از جمله دو جنگ در منطقه خاورميانه شد.
اين تحولات و شخصيت خود بوش كه عده بسيار زيادي او را مستحق رياست جمهوري آمريكا نمي‎دانستند و به‏علاوه نفرت زيادي كه در افكار عمومي جهان در زمان وي از آمريكا به‎وجود آمد، سبب شد تا خبرگزاري فارس دست به ترجمه و انتشار خاطرات او بزند.
به‎هرحال اين كتاب، بيان مسايل از نگاه بوش است و طبعاً تمام آن مورد قبول نخواهد بود ولي شخصيت بوش و خاطرات وي مي‌تواند از جمله اسنادي باشد كه به محققان و مخاطبان علاقه‎مند به اين حوزه كمك فراواني كند.
قسمت پنجاه و نهم از متن كامل خاطرات جورج واكر بوش به خوانندگان محترم تقديم مي شود.

*جنگ جورج بوش پدر در پاناما

وارد كردن آمريكايي‌ها به جنگ، يكي از تصميمات مهمي است كه يك رئيس جمهور مي‌تواند اتخاذ كند. من اهميت اين امر را در سال 1989 متوجه شدم، وقتي كه لورا، دخترها و من روزهاي كريسمس را در كمپ ديويد گذرانديم. در 20 دسامبر آن سال پدرم 27 هزار نفر از نيروهاي آمريكايي را به پاناما فرستاده بود تا به حكومت ديكتاتور "مانوئل نوريگا " خاتمه داده و دموكراسي را حاكم كنند.
عمليات "آرمان عادلانه " (Just Cause) يك عمليات موفق بود. ديكتاتور خيلي فوري بركنار شد. تلفات نيروهاي آمريكايي بسيار اندك بود و بيشتر مردم در حال و هواي جشن و شادي بودند. اما پدرم شاد نبود. دليل ناراحتي‌اش زخمي‌هاي جنگ و خانواده كشته‌ها و هزينه بسيار بالاي ناشي از آن جنگ بود كه او را به عنوان فرمانده كل قوا ناراحت كرده بود.
هنگام برگزاري مراسم مذهبي شب كريستمس، من در كنار مادر و پدر ايستاده بودم كه يكي از افسر ارشد نيروي دريايي نزد پدر آمد و گفت: "جناب! من به تازگي از ويلفوردهال شهر سن آنتونيو مي‌آيم كه قواي زخمي در جنگ را بستري كرده‌اند. به بچه‌ها گفتم كه امشب رئيس جمهور را مي‌بينم و اگر پيامي برايش داريد به او برسانم؟. آنها گفتند كه لطفاً به رئيس جمهور بگو كه از خدمت به كشوري بزرگ به خود مي‌باليم و از خدمت به مردي بزرگ مانند جورج بوش به خود مي‌باليم. " با اين جملات اشك در چشمان پدرم حلقه بست.
آن لحظه تلخ، ديدگاه روشني به من درباره فشار و احساسي داد كه بر دوش يك رئيس جمهور از وارد كردن نيروها به جنگ بود و به من همان حسي را داد كه وقتي به عنوان رئيس جمهور دستور مشابهي صادر كردم، احساس كردم.

*كمپ‌ديويد مكاني آرام براي استراحت و فكر كردن براي جنگ

از مشاهداتي كه در زمان رياست جمهوري پدر داشتم، مي‌دانستم كه منطقه "كمپ ديويد " يكي از امتيازاتي است كه در اختيار رئيس جمهور است. اين اقامتگاه پاي رشته كوه‌هاي "كاتوكتين " ايالت مريلند و در هفتاد مايلي واشنگتن قرار دارد و از كاخ سفيد تا آن مكان با بالگرد نيم ساعت راه است. فاصله آن به نظر خيلي دورتر مي‌رسد. اين استراحتگاه توسط نيروي دريايي اداره و توسط تفنگداران دريايي ارتش آمريكا حفاظت مي‌شوئد. داراي كلبه‌هايي است كه با چوب ساخته شده‌اند، يك استخر شنا، يك محل بازي بولينگ، محوطه‌اي از چمن و مسير خوش منظره‌اي كه از ميان جنگ و تپه‌ها عبور مي‌كند و براي پياده‌روي و دوچرخه‌سواري استفاده مي‌شوند. محيط آنجا ذهن آدم را براي تفكر روشن و باز مي‌كند.
نام كلبه رياست جمهوري در آنجا "آسپن " است. درون اين ساختمان ساده اما راحت است اين ساختمان چوبي سه اتاق خواب دارد كه كاملا براي تعداد افراد خانواده ما مناسب بود. يك اتاق پذيرايي نورگير كه من به همراه برادرم ماروين و دوستان تلويزيون تماشا مي‌كرديم و يك شومينه سنگي كه من و لورا دوست داشتيم شب‌‌ها مقابل آن نشسته و كتاب بخوانيم.

*كشيدن نقشه جنگ در افغانستان در كمپ ديويد

در فاصله 800 متري پايين اين ساختمان،‌ سالن پذيرايي بزرگي به نام "لورل " قرار دارد و داراي اتاق ناهارخوري بزرگ و جادار، دفتر كوچك رياست جمهوري و يك اتاق كنفرانس است كه جيمي كارتر از آن به عنوان محل مذاكرات مربوط به قرارداد صلح كمپ‌ديويد استفاده كرد.
آن اتاق، جايي بود كه صبح روز شنبه، 15 سپتامبر 2001 [4 روز بعد از حملات 11 سپتامبر] تيم امنيت ملي من تشكيل جلسه داد تا طرح حمله به افغانستان را تدوين كنيم. فضاي جلسه همراه با غم، جديت و تمركز بود. پشت آن ميز ساخته شده از چوب درخت بلوط، مقامات ارشد امنيت ملي و ديگر اعضاي دولت در كنار من حضور داشتند. آنها در كنار هم داراي تجربه‌‌اي ده‌ها ساله از مديريت بحران بودند. (افراد حاضر در آن جلسه: معاون رئيس جمهور ديك چني، كالين پاول وزير امور خارجه، دونالد رامسفلد وزير دفاع و معاونش "پل ولفوويتز "، جان اشكرافت وزير دادگستري، باب مولر رئيس اف‌بي‌آي،‌ پل اونيل وزير خزانه‌داري، جورج تنت مدير سازمان سيا و معاونش "جان مك‌لافلين "، "هيو شلتون " رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا و معاونش "ديك مايرز "، اندي كارد رئيس ستاد كاركنان كاخ سفيد، كاندوليزا رايس مشاور امنيت ملي و معاونش "استيو هادلي "، "آلبرتو گونزالس " مشاور حقوقي كاخ سفيد و "اسكوتر ليبي " رئيس ستاد كاركنان معاون رياست جمهوري.)

*سازمان سيا مي‌خواست آزادي عمل بيشتري براي انجام عمليات سري داشته باشد

اولين و يكي از گزارش‌هاي مهم آن روز توسط "جورج تنت " رئيس سازمان سيا ارايه شد. 6 ماه پيش و به دستور من، جورج و شوراي امنيت ملي تدوين راهبردي جامع براي از بين بردن القاعده را آغاز كرده بودند.
در چهار روز فاصله بين حملات 11 سپتامبر و جلسه كمپ‌ديويد، تيم سازمان سيا طرح خود را طراحي و تكميل كرده بودند. جورج از من خواست كه اختيارات بيشتري به اين سازمان براي انجام اقدامات سري بدهم. از جمله اين كه به سيا اجازه دهم عوامل القاعده را بدون كسب اجازه و امضاي من براي هر عمليات دستگير كرده يا از بين ببرند. من نيز با اين درخواست موافقت كردم.

*سازمان سيا به دنبال شيوه‌هاي تهاجمي‌تر در افغانستان بود

اتخاذ رويكرد تهاجمي جديد در افغانستان، جايي كه حملات 11 سپتامبر طراحي شده بود، محور اصلي طرح سازمان سيا را تشكيل مي‌داد. ريشه‌هاي حضور تروريست‌ها در افغانستان به سال 1979 و زماني باز مي‌گشت كه اتحاد جماهير شوروي به اين كشور حمله كرده و نظامي كمونيستي دست نشانده را مستقر كرده بود.
قبايل افغان، به همراه گروهي از مبارزان اسلامي سخت‌كوش موسوم به "مجاهدين " عليه اشغالگري خارجي به پا خاستند. اين شورشيان با استفاده از كمك‌هاي ايالات متحده، پاكستان و عربستان 15 هزار قرباني دست شوروي گذشته و توانستند در سال 1989 اشغالگران را بيرون برانند. دو سال بعد اين ابرقدرت جهاني فروپاشيد.

*بعد از شكست شوروي، دولت آمريكا در افغانستان منافعي نمي‌ديد

مردم افغانستان كه از دست اشغالگران كمونيست رها شده بودند، فرصت داشتند تا كشور را از نو بسازند. اما دولت ايالات متحده ديگر منافعي در افغانستان نمي‌ديد و حمايت خود را قطع كرد. عدم حضور آمريكا منجر به بوجود آمدن خلاء شد. جنگجويان قبايل كه شوروي را شكست داده بودند تفنگ خود را به سمت همديگر گرفتند.
در نهايت، طالبان كه گروهي بنيادگراي اسلامي بود، قدرت را در دست گرفت. آنها شيوه‌هاي متعصبانه و تند از اسلام را در اين كشور اعمال كردند كه دختران را از رفتن به مدرسه باز مي‌داشت، مردان را به بلندكردن ريش تا يك اندازه مشخص مجبور مي كرد، زنان را از بيرون رفتن از منزل بدون همراهي با يكي از مردان خانواده، منع مي‌كرد. حتي ساده‌ترين تفريحات مانند خواندن، دست زدن و بادبادك بازي نيز ممنوع شده بود.

*حكومت طالبان در افغانستان

قوانين طالبان از سوي پليس شريعت به اجرا در مي‌آمد. در گزارش سال 1998وزارت امور خارجه آمريكا چنين آمده است كه زني كه دو كودك در آغوش و يك سبد پر از سبزيجات و موادغذايي در دست داشت هنگام حركت در يكي از خيابان‌هاي شهر مزار شريف، حجاب برقع از سرش مي‌افتد و پليس طالبان با استفاده از آنتن خودرو او را كتك مي‌زند. دزدهاي بدبخت هم به استاديوم فوتبال برده مي‌شدند تا دستشان قطع شود.
كساني كه همجنس‌بازي مي‌كردند سنگسار مي‌شدند تا بميرند، همان رفتاري كه با كساني صورت مي‌گرفت كه مظنون به زناكاري بودند. مدت اندكي بعد از اين كه طالبان شهر كابل را تصرف كرد، رئيس جمهور اسبق افغانستان را از داخل مجتمع سازمان ملل كه در آن ساكن بود، ربودند و بعد از كتك زدن،‌ جسدش را از يك تيربرق آويزان كردند. در استان باميان كه اقليت قومي هزاره زندگي مي‌كنند. طالبان در ژانويه 2001 دستكم 170 غيرنظامي بيگناه را كشتند. اواخر همان سال بود كه طالبان دو مجسمه باستاني بودا كه قدمتي 1500 ساله داشتند را با ديناميت نابود كردند.

*آغوش گرم طالبان براي بن‌لادن

كساني نيز بودند كه با آغوش گرم طالبان مواجه شوند. مدت اندكي بعد از قدرت گرفتن، روحانيون تندوري طالبان به اسامه بن‌لادن، بنيانگذار القاعده پناه دادند. بين سال‌هاي 1996 ا لي 2001، بن لادن اردوگاه هاي نظامي در افغانستان بنا كرد و حدود 10 هزار تروريست را آموزش داد. در عوص نيز بن لادن از ثروت شخصي خود براي تامين مالي طالبان استفاده كرد.
تا حملات 11 سپتامبر، افغانستان نه تنها كشوري بود كه خود حامي تروريست‌ها بود بلكه كشوري بود كه از سوي تروريست‌ها حمايت مي‌شد.
با وجود اين كه ايدئولوژي طالباني خشك و سخت بود. كنترل آن بر كشور چندان محكم نبود. در بخش‌هاي كوچكي از شمال افغانستان گروهي از فرماندهان قبايل موسوم به "ائتلاف شمال " از حمايت مردم منطقه برخوردار بودند. در 9 سپتامبر 2001، عوامل بن‌لادن رهبر محبوب ائتلاف شمال يعني احمد شاه مسعود را ترور كردند. قتل او موجبات همكاري اين ائتلاف با آمريكا را فراهم آورد. هر دوي ما يك دشمن مشترك و يك نيت يعني پايان دادن به حاكميت طالبان داشتيم.

*طرح سيا در زمان طالبان كمك به مخالفان محلي افغانستان بود

طرحي كه جورج تنت داشت اين بود كه تيم‌هاي سازمان سيا براي تسليح، تامين مالي و پيوستن به نيروهاي ائتلاف شمال به محل اعزام شوند. آنها با همكاري همديگر حملات اوليه‌اي را ترتيب دادند. به اين ترتيب ما با همكاري با مخالفان محلي از اين امر اجتناب مي‌كرديم كه به چشم فاتح يا اشغالگر قلمداد شويم. به اين صورت، آمريكا به مردم افغانستان كمك مي‌كرد كشور خود را آزاد كنند.

ادامه دارد...

انقلاب‌هاي عربي بازتاب طبيعي «بيداري اسلامي» است


خبرگزاري فارس: دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان انقلاب‌هاي عربي را بازتاب طبيعي بيداري اسلامي دانست و گفت: آنچه كه منطقه شاهد آن است بازتاب طبيعي بيداري اسلامي و گرايش به استقلال طلبي است.
[تصویر: A0778185.jpg]
سعيد جليلي در گفت‌وگو با روزنامه مصري "الاهرام " از برقراري مجدد روابط ديپلماتيك ميان دو كشور مصر و ايران استقبال كرد.

وي با بيان اينكه هيچ‌گونه موانع امنيتي را برسر راه برقراري مجدد روابط ميان دو كشور نمي‌بيند، تاكيد كرد: بي‌شك انقلاب‌هاي عربي معادلات منطقه‌اي را تغيير خواهد داد.

جليلي با اشاره به اينكه غرب تغييري در مواضع خود درباره موضوع هسته‌اي ايران نداده ‌است، گفت: جمهوري اسلامي ايران نيز بر مواضع خود در قبال موضوع هسته‌اي تاكيد دارد.

دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان در اين گفت‌وگو بر آمادگي ايران براي در اختيار قرار دادن دانش هسته‌اي خود به مصر تاكيد كرد و گفت: ايران آماده است تجارب علمي و فني خود را در حوزه توليد انرژي صلح‌آميز هسته‌اي در اختيار مصر قرار دهد و در اين‌باره با مصر همكاري كند.

دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان همچنين انقلاب‌هاي عربي را بازتاب طبيعي بيداري اسلامي دانست و گفت: آنچه كه منطقه شاهد آن است بازتاب طبيعي بيداري اسلامي و همچنين ميل و گرايش به استقلال طلبي است.

جليلي با انتقاد از سياست‌هاي دولت آمريكا آن را در تضاد با خواسته‌هاي ملت اين كشور دانست و تصريح كرد: ملت آمريكا قرباني سياست‌هاي آمريكا شده‌اند و ملت آمريكا بايد دولت متبوع خود را وادارد به خواسته‌هايش تن دهد.


متن كامل اين مصاحبه كه در روزنامه الاهرام مصر منتشر شده به صورت سوال و پاسخ در زير در اختيار كاربران قرار مي‌گيرد.

الاهرام: چرا بر خلاف تمام اقدامات به گرفته شده،‌ تلاش‌ها براي بازگرداندن روابط ايران‌ و مصر به شكل سابق آن متوقف شد؟

جليلي: در ابتدا نيروهاي داخلي و خارجي بسياري بودند كه تلاش كردند، مانع برقراري مجدد روابط عادي مصر و ايران باشند، چون برقراري مجدد اين روابط را تهديدي براي منافع خود تلقي مي‌كنند،‌ همانگونه كه در داخل مصر هم جريان‌ها و نيروهايي هستند كه در واقع نماينده طرف‌ها و جريان‌هاي دولتي در رژيم مبارك و دستگاه‌هاي امنيتي آن و در راس آنها عمر سليمان، رئيس داستگاه‌ وقت امنيتي مصر بودند، اين درحالي است كه بايد به اين نكته هم توجه كرد كه رژيم مصر در آن زمان حامي سياست‌هاي استعماري آمريكا در منطقه و به شدت حامي و پشتيبان رژيم غاصب صهيونيستي بود و طبيعي بود كه تمام اينها نزديكي مصر به ايران را با مشكل مواجه مي‌كرد،‌ چون به سود اين جريان‌ها و جناح‌ها نبود،‌افزون بر اين كه كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي اقدام به ترويج شايعاتي مي‌كردند تا جو و فضاي ميان دور كشور را متشنج كنند كه از آن جمله بايد به ترويج اين شايعه اشاره كرد كه ايران خواهان بدست گرفتن نقش مصر در منطقه خاورميانه است.

الاهرام: متوجه شديم كه با وجود اين قطعي روابط با اين حال ميان دو كشور همكاري امنيتي وجود داشت، از جمله اين كه ايران اقدام به ارائه اطلاعات امنيتي خوب و مفيد به مصر كرد؟

جليلي: همكاري‌ ميان دو كشور بويژه در مسائل و موضوعات امنيتي با رژيم سابق مصر به شكل و روال عادي خود نرسيد، چون رژيم مصر در آن دوره به دليل رابطه با رژيم غاصب صهيونيستي و حمايت از سياست‌هاي آمريكا در منطقه سياست‌هاي ديگري به دور از مواضع ما و منافع منطقه‌اي اتخاذ مي‌كرد و همين موجب شد تا سياست امنيتي ما با مصر تفاوت داشته باشد، چون ايران خواستار پايان دادن به حاكميت آمريكا برمنطقه بود، درحالي كه هدف رژيم سابق مصر هماهنگي و همراهي و همگامي با گرايشات سياسي آمريكا در منطقه بود كه بالطبع با منافع ملل منطقه در تعارض قرار داشت، همانگونه كه مصر خواستار عادي سازي روابط كشورهاي منطقه با رژيم غاصب صهيونيستي بود، افزون بر اينكه به نظر نمي‌رسد،‌ در آن دوره مصر و ايران هيچ يك از اشكال همكاري با يكديگر را داشته باشند.

الاهرام: با توجه به اين كه شما يك مقام بلند پايه و يك مسئول سياسي هستيد، به نظر شما براي برقراري مجدد روابط ميان مصر و ايران آيا چالش‌هايي بويژه امنيتي در اين راه وجود دارد؟

جليلي: به نظر من هيچ مانع يا چالشي براي برقراري مجدد روابط ميان مصر و ايران وجود ندارد، بويژه در شرايط كنوني كه طي آن شاهد پيروزي انقلاب بزرگ مصر بوديم، انقلابي كه از حيث اهداف تشابه بسياري با انقلاب ايران دارد و به نظر من با سرنگوني رژيم مبارك اين موانع نيز از پيش‌رو برداشته شدند، افزون بر اين كه روابط ميان دو ملت مصر و ايران روابطي عميق و تاريخي است كه روح اخوت ، برادري و دوستي بر آن حاكم است و اگر ملاحظه كنيد، مي‌بينيد، روزي كه حسني مبارك از قدرت بركنار شد، يعني 11 فوريه مصادف با همان روزي بود كه شاه ايران نيز از قدرت سرنگون گرديد؛ غير از آن خواسته‌هاي دو ملت يعني برقراري عدل و مساوات ميان مردم يكي است و اينها همان خواسته‌هايي بودند كه حضرت امام خميني(رحمة الله علیه) در انقلاب خويش منادي آن بودند.

الاهرام: به عنوان يك مقام امنيتي انقلاب مصر شما را غافلگير كرد يا اين كه انتظار اين انقلاب را داشتيد؟

جليلي: در ارزيابي‌هاي بنده انتظار چنين تغيير و تحولي مي‌رفت، به دليل ناكامي‌ها و عدم محبوبيتي كه رژيم سابق مصر در برخي قضايا مانند موضع‌گيري در برابر قضاياي منطقه‌اي و طي جنگ غزه رژيم مصر عمدا اقدام به محاصره ملت فلسطين و كمك به رژيم صهيونيستي با بستن گذرگاه رفح نمود،‌درحالي كه گذرگاه رفح تنها گذرگاهي بود كه ساكنان نوار غزه از طريق آن با دنياي خارج ارتباط برقرار مي‌كردند و اين موضع‌گيري بسياري را در مصر و جهان عرب نااميد كرد كه بالطبع اين موضوع بر شهروندان مصري هم تاثير گذاشت و آنها حيران و سرگشته نگاه مي‌كردند كه برادرانشان كشته مي‌شوند و دولت آنها هيچ اقدامي نمي‌كند.

الاهرام: ارزيابي شما از انقلاب‌هاي عربي چيست؟

جليلي: انقلاب‌هاي عربي بازتاب طبيعي بيداري اسلامي است كه منطقه شاهد آن گرديد و همچنين ميل و گرايش به استقلال است و ما اعتقاد داريم اسلام با اين خواست و گرايش طبيعي انسان در داشتن آزادي و بهره‌مندي از مساوات و رشد و پيشرفت در تعارض نيست، ‌اگرچه تلاش‌هايي براي غلبه بر اين انقلاب‌ها صورت مي‌گيرد اما به نظر من كسي نمي‌تواند در برابر اين انقلاب‌ها بايستد و اوضاع و احوال با وجود تمام اين تلاش‌ها تغيير كرده كه نمونه بارز آن انقلاب اسلامي ايران است كه با وجود در معرض انواع و اقسام فشارها و تهديدات قرار گرفتن همچنان ايستاده و مقاوم است.

الاهرام: آيا انقلاب‌هاي عربي در كاهش فشار بر شما بويژه در موضوع پرونده هسته‌اي و گفت‌وگوي شما با 1+5 نقش داشت؟

جليلي: دشمني غرب با ايران پايان ناپذير است،‌ چون يك خصومت سياسي است و تا زماني كه ما در اصل تعهد غرب به حفظ امنيت اسرائيل در تعارض باشيم اين خصومت وجود خواهد داشت و اوباما خود تاكيد كرد كه امنيت اسرائيل و تعهد به حفظ آن از جمله اولويت‌هاي اوست، در حالي كه سياست خارجي ما در تعارض آشكار با سياست خارجي غرب قرار دارد، چون ما اعتقاد داريم دشمن صهيونيستي نامشروع و همچنين موجوديت آن در فلسطين نيز نامشروع است،‌ درحالي كه آمريكا از لابي صهيونيستي تبعيت مي‌كند و اين لابي است كه سياست‌هاي آمريكا در برابر پرونده هسته‌اي ايران را مشخص مي‌كند و ما پيش از اين درباره اين قضيه اعلام موضع كرده‌ايم و در اين مرحله نيز موضع خود را حفظ كرده و تغيير نداده‌ايم و هم اكنون ما در مرحله‌ جديدي از آزادي و خواست و اراده ملل عربي و اسلامي در منطقه‌مان بسرمي‌بريم، طي جنگ اخير عليه نوار غزه و جنوب لبنان برخي از رژيم‌هاي عربي با كمال تاسف در كنار رژيم صهيونيستي و در برابر ما قرار گرفتند، اما امروز بالطبع اين شرايط تغيير كرده است.

الاهرام: برخي مي‌گويند موضع‌گيري شما در برابر انقلاب‌هاي منطقه‌اي با يكديگر تفاوت دارد، مثلا موضع شما در بحرين در مقايسه با حوادث جاري در سوريه متفاوت است.

جليلي: موضع ما در برابر بحرين همان موضعي است كه در برابر مصر و تونس و ليبي اتخاذ كرديم، در حالي كه اين تناقضي كه شما از آن سخن مي‌گوييد در ميان كشورهاي غربي ملاحظه مي‌شود، مثلا آمريكا در حالي كه از انقلاب‌ ليبي دفاع مي‌كند،‌ سركوب انقلابيون در بحرين را كاملا ناديده مي گيرد و آمريكا هنگامي كه ادعا مي‌كند،‌ به حركت‌ها و جنبش‌هاي مردمي كمك مي‌كند، پس چرا از بن علي و مبارك حمايت مي‌كرد؟ ملاحظه مي‌كنيم كه اين آمريكا بود كه در ايران دست به كودتاي نظامي زد و شاه را به قدرت رساند، در واقع سياست‌هاي آمريكا بر سه محور نيرنگ و ضعف و ادعاي دموكراسي متمركز است، اما درباره حمايت ما از ملت بحرين، به دليل حمايت ما از اصل آزادي‌ها صورت مي‌گيرد، ما نمي‌توانيم در برابر ورود هزاران سرباز از كشورهاي همجوار به بحرين جهت سركوب ملت آن سكوت اختيار كنيم.در برابر سوريه نيز با انتشار بيانيه‌هاي رسمي گفتيم كه در اين كشور درخواست‌ها و خواسته‌هاي برحق و مشروعي وجود دارد كه بايد براي برآورده ساختن آنها گفت‌وگو مذاكره صورت گيرد و سوريه همواره در جناح حمايت از قضيه فلسطيني قرار داشت كه حامي مقاومت اسلامي و حماس چه قبل از جنگ و چه طي آن و چه بعد از آن بوده است و ما به دوستان خود در سوريه گفته‌ايم كه در چارچوب‌هاي مسالمت آميز با ملت گفت‌وگو داشته باشند و خواسته‌هاي آنها را كه به سود سوريه و منافع ملي است برآورده سازند.


الاهرام: آيا تماس‌هاي مستقيمي براي بازگرداندن روابط ايران با مصر صورت گرفته،‌به عبارت بهتر آيا مي‌توان گفت‌ ميان دو كشور همكاري‌هايي بوجود خواهد آمد؟

جليلي: ما بارها اعلام كرده‌ايم و هم اكنون بار ديگر اعلام مي‌كنيم كه آمادگي داريم روابط خود با مصر را دوباره از سرگيريم و سخنان نبيل العربي، وزير خارجه سابق مصر در اين باره مثبت و مشوق اين امر بود و دو كشور توانمندي‌ها و مشتركات و روابط تاريخي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي عميق و بسياري با يكديگر دارند كه زمينه را براي تبديل شدن دو به دو همپيمان قدرتمند منطقه‌اي به سود ملل منطقه و عليه حاكميت آمريكا و غرور و تكبر رژيم صهيونيستي و تغيير موازنه قوا در منطقه به سود ملل فراهم مي‌نمايد.


الاهرام: درباره همكاري‌هاي هسته‌اي آيا ايران مي‌تواند با مصر همكاري كند؟

جليلي: ايران و مصر هر دو عضو آژانس بين المللي انرژي اتمي (ان پي تي) هستند و يكي از نقاط مشترك ميان ما و مصر پرونده هسته‌اي و دستيابي به انرژي هسته‌اي صلح‌آميز است كه با ايده دستيابي به سلاح هسته‌اي و كشتار جمعي در تعارض است و ما آمادگي همكاري مسالمت‌آميز و تبادل اطلاعات و تجارب را با طرف مصري در چارچوب سازمان بين المللي انرژي اتمي را داريم.

الاهرام: چرا درباره ملت آمريكا شرط بندي نكينم و اين كه بالاخره در آينده آنها سياست دولت خود را تغيير خواهد داد؟

جليلي: ايران هميشه اعلام كرده كه خصومتش با آمريكا به سياست‌هاي آن بازمي‌گردد و نه با ملت آمريكا سرشت و خوي آدمي در ميان همه انسان‌ها به يك گونه است و ملت آمريكا قرباني سياست‌هاي آمريكا شده‌اند و ملت آمريكا بايد دولت خود را وادارد به خواسته‌هايش تن دهد وگرنه رئيس جمهور آمريكا با لابي صهيونيستي بيعت كرده و بيش از آن كه به ملت آمريكا خدمت كند به آن لابي خدمت مي‌كند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۵۵, ۱۴/تیر/۹۰
شماره ارسال: #33
آواتار
آمريكا گسترش حجاب را نقطه آغاز صعود اسلام‌گرايان مي‌داند


خبرگزاري فارس: وزير امور خارجه آمريكا به درستي مي‌داند كه گسترش حجاب همچون پله‌اي است براي صعود اسلام‌گرايان سنتي در منطقه و مسيري كه به صعود آنها از پله قدرت منجر مي‌شود.
به گزارش فارس، "جفري گلدبرگ "، روزنامه‌نگار آمريكايي مجله "آتلانتيك " به عنوان كارشناس مسائل خاورميانه سال‌ها است كه در نشريات معتبري همچون "نيويورك تايمز " به نگارش مقاله مي پردازد و تحليل هاي وي از سوي مراجع مختلف مورد توجه قرار مي‌گيرد.

وي در جديدترين مقاله خود با تحليل آخرين شرايط انقلاب هاي منطقه به پيش‌بيني تبعات و تاثيرات خيزش هاي انقلاب مردم منطقه مي پردازد.
گلدبرگ در ادامه مقاله خود كه در نشريه آتلانتيك منتشر شده است، مي‌نويسد:

* "سلفيان " در كمين انقلاب تونس

همان روز چند ساعت بعد، با يكي از آشنايان تونسي‌ام صحبت مي‌كردم كه خبر ايجاد حزب محلي " سلفيه " را داد. خيلي تعجب كردم. " سلفيه " تارك‌دنيايي قرون وسطايي هستند- آنها از برادران مسلمانشان خيلي افراطي‌ترند، گرچه خود مسلمانان هم نمونه ميانه‌روي نيستند. (مثلاً روحانيون برجسته وهابي‌هاي عربستان سعودي "سلفي " هستند.) ديدار از حزب سلفيه در تونس به ظاهر سكولار مثل يافتن يكي از دوستانت از مهماني عصرانه در شوراي شهر بركلي است. ولي از اين دست اوضاع آشفته ديگر دارد در خاورميانه عادي مي‌شود.

* مردم در خاورميانه از آمريكا فاصله مي‌گيرند
آرامش عقيدتي كه شيوه‌اي خنثي است را مي‌توان دورويي ناميد، و وجودش ضروري است زيرا درست است كه اوباما با وجود تعجب بسياري خود را ليبرالي مداخله‌جو نشان داد و نه واقع‌گرايي بي‌طرف، اين هم درست است كه آمريكا منافع ثابت و حياتي‌اش را در خاورميانه حفظ مي‌كند، منافعي كه همين الان آمريكا را مجبور به طرفداري از مستبداني مي‌كند كه بر توده مردم حكومت مي‌كنند، تحمل تناقضات هم حياتي است نه فقط چون دولت منتخب دموكرات آمريكا در جستجوي راهي براي حفظ اين مستبدان بر مسند حكومت است، بلكه چون مردم در خاورميانه اعتقادات ايده‌آل آمريكايي را با آغوش باز مي‌پذيرند- آزادي بيان، شفافيت در سرمايه‌گذاري، رهبراني كه مردم انتخابشان كنند و بتوانند به آنها تكيه كنند- با اينكه همزمان از خود آمريكا فاصله مي‌گيرند، و فرضيات آمريكايي را مبني بر معناي درست آزادي رد مي‌كنند.

*كلينتون: اگر از نيروي بالقوه نيمي از جمعيت كشورتان استفاده نكنيد، نمي‌توانيد پيشرفت كنيد

همان‌طور كه در روز پيش از تظاهرات در حمايت از حجاب اتفاق افتاد، وقتي هيلاري كلينتون ديداري كوتاه از تونس كرد، تا انقلابشان را بستايد، با رهبراني كه در جريان انقلاب به قدرت رسيده‌اند ديدار كرد؛ و به سخنان شهروندان عادي گوش داد، كه شامل بانوان هم مي‌شد، كه جايگاهشان در جهان يكي از نگراني‌هاي او در دوره وزارتش به عنوان وزير امورخارجه است.
اولين پيشامدي كه در اين ديدار در ميان عموم مردم رخ داد، در استوديوي تلويزيوني خارج از تونس بود، در مقابل مخاطبان اكثراً جوانش كه از ظاهرشان برمي‌آمد كه مسلماناني سنت‌گرا باشند.

*تظاهرات براي حمايت از حجاب در تونس براي من ضربه‌اي تكان‌دهنده بود

مبارزات كلينتون براي دادن حق رأي به زنان، البته در تمام دنيا شناخته شده است، و حتي نخست‌وزير ملت كوچكي كه مدت كوتاهي به طرز نامناسبي در اين جايگاه نشسته بود (خصوصاً كسي كه به دنبال افزايش كمك مالي آمريكا بود) مي‌دانست كه مي‌تواند بر انگيزه كلينتون با اهميت قائل شدن براي احساسات عميق فمينست‌گرايش پيشي بگيرند. اما تجربه به درستي ثابت كرده است كه در ارتباط با موضوع زنان، تونس در ميان جهان عرب موردي استثنا است.

در قاهره، ديدن خانمي بي‌حجاب خيلي عجيب است ولي در تونس اين امر عادي است. به همين دليل است كه تظاهرات براي حمايت از حجاب آن هم در تونس براي من ضربه‌اي تكان‌دهنده بود، و به همين دليل هم وقتي كلينتون را چند هفته پيش در دفتر وزارت امور خارجه ديدم، اين موضوع را مطرح كردم. او درباره اين موضوع داشتن حجاب و موارد مربوط به آن خيلي منطقي برخورد كرد. فقط خاطرنشان كرد كه نگراني اصلي‌اش اين است كه قانون‌گذاران داشتن حجاب را اجباري كنند.
*بسياري از زنان مسلمان از اين كه آمريكا از مسئله حجاب حمايت كند،‌راضي نيستند

ادعاي اين امر بخصوص در سخنراني قاهره به مذاق برخي از فعالان حقوق زنان كه با من صحبت كردند خوش نيامد، زناني كه معتقد بودند كه آمريكا نبايد افراد را به داشتن حجاب ترغيب كند- چيزي كه بسياري زنان مسلمان اميدوارند با رفتن به آمريكا بتوانند آن را كنار بگذارند.

*كلينتون: من مخالف اين هستم كه در برخي از كشورها قوانيني براي منع زنان از انجام برخي كارها دارند
گرچه وقتي كلينتون درباره حجاب با من صحبت مي‌كرد، به روشني گفت كه هرگونه تلاشي درجهت تحت‌فشار قراردادن بانوان براي پوشاندنشان- هرآنچه كه در "محدوده اجبار " باشد- از نظر او خط قرمز است: "وقتي مردم شروع به صحبت درباره مسائلي مي‌كنند كه خانم‌ها اجازه انجامش را نبايد داشته باشند، و تنها راهي كه از آن طريق بتوانيم مانع‌شان شويم قانون است، مثل قانون ممنوعيت رانندگي براي خانم‌ها در عربستان سعودي، يا نداشتن حق رأي... اين خط قرمز است، و اين يعني تخطي از حقوق زنان. بنابراين من مخالف آن هستم. در هرجامعه‌اي در قرن بيست و يكم كه به دنبال تجدد باشد، و مطمئناً [هر جامعه‌اي] كه ادعاي داشتن دموكراسي مي‌كند، بايد از حق انتخاب آنان در اين زمينه حمايت كند.

*از نظر آمريكا گسترش حجاب نقطه آغاز صعود اسلام‌گرايان است

از قرار معلوم، اين پيغام به صراحت نيروهاي محافظه‌كار مذهبي را مورد خطاب قرار ‌داد؛ وزير امور خارجه به درستي مي‌داند كه گسترش حجاب همچون پله‌اي براي صعود اسلام‌گرايان سنتي است. سپس درباره برخاستن " اخوان‌المسلمين " پرسيدم، و احزابي كه از ايدئولوژي مشابه به " اخوان " حمايت مي‌كنند.

مثل وقتي كه زمستان جايش را به بهار مي دهد، روشن است كه در مصر هم "اخوان " همچون وسيله‌اي براي درهم شكستن قدرت حاكم عمل كرد، موضوعي كه بسياري از مفسران غربي در روزهاي ابتدايي شورش مصريان آن را دستكم گرفته بودند.

* "اخوان‌المسلمين " سازماني جهاني است كه معتقد به برتري و حاكميت اسلام است

"اخوان‌المسلمين " سازماني جهاني است كه شاخه‌هايش مستقل از يكديگرند، و برخي افراطي‌تر از ديگري هستند (مثلاً "حماس " در غزه، كه شاخه‌اي از "اخوان‌المسلمين " است). عقايد مختلفي دارند، ولي كساني كه وابسته به اخوان هستند همگي به حاكميت قوانين مسلمين، و برتري اسلام اعتقاد دارند و بر اين عقيده هستند كه زنان و مردان بايد نقش سنتي خود را در جامعه ايفا كنند. آن‌ها همچنين بر اين باورند كه غرب (اسرائيل كه آن را پايگاه نظامي غرب در خاورميانه مي‌دانند) گرچه به صورت مخفيانه، به دنبال تضعيف شيوه زندگي آنهاست. تحليل‌گران آمريكايي مدتي طولاني براي تحقيق و مطالعه درباره "اخوان‌المسلمين " چه در مصر و يا جاهاي ديگر صرف كرده‌اند (شاخه اخوان اردن، جبهه پيكار اسلامي، قوي‌ترين نيروهاي سياسي مخالف كشور است)، و بحث‌هايي هم چه در محافل دولتي يا غيردولتي درباره ديدگاه‌هاي واقعي اين سازمان خصوصاً در مصر بوده است. از وقتي كه قيام اعراب آغاز شد، "اخوان‌المسلمين " نشانه‌هايي از ايجاد شكاف در خطوط ايدئولوژيكي را بروز داد، ولي رهبرانشان ثابت كردند كه در بازي سياست مهارت دارند، خصوصاً در جنبه‌هايي از سياست كه در آن از بيان مسائل مشكل طفره مي‌روند.
در گفتگويي كه اخيراً با " محمد مرسي " يكي از رهبران بلندمربته اخوان، كردم، در آن با حالتي طنزگونه بحث بر سر دو سوال مهم را رد كرد: ممكن است كه اخوان از رياست جمهوري يك فرد مسيحي در مصر حمايت كنند؟ ممكن است از كانديداتوري يك خانم حمايت كنند؟

*درباره عقايد "اخوان " هنوز اطلاعات كافي نداريم
از كلينتون پرسيدم كه آيا نگران فراگير شدن عقايد "اخوان " خصوصاً در مسائل مربوط به زنان عرب در خاورميانه نيست؟ پاسخ داد: "خب، فكر مي‌كنم هنوز اطلاعات كافي نداريم تا دقيقاً بفهميم به چه چيزي تغيير شكل مي‌دهند. از نظر من، هنوز براي تصميم‌گيري زود است.
فكر مي‌كنم كه برخي از عناصر اسلامي كه در مصر روي كار آمده حتي در ظاهر، مانع دموكراسي هستند، يا آزادي بيان، آزادي براي تجمع، آزادي وجدان كه خواست مردم در ميدان تحرير بود - مثل اين كه دارند از زندان‌ها فرار مي‌كنند، گويي از تاريكي به روشني آمده تازه دارند ديده مي‌شوند.
*با انتقادهاي شديد‌اللحن از آمريكا، "اخوان‌المسلمين " مي‌تواند حمايت عده‌اي را جلب كند

اين پاسخ دقيقاً همان جواب منطقي است كه از كسي مثل كلينتون انتظار مي‌رود. ولي در اين دوران تغييرات، شانس موجهي وجود دارد- گرچه خيلي هم شانس بزرگي نيست، ولي منطقي است- كه "اخوان‌المسلمين " از هم پاشيده و گروه‌گروه شود، يا شايد متوجه شود كه مجبور است به سختي با احزابي با افكار سكولارتر رقابت كند، تشخيص كلينتون واوباما اين است كه "اخوان " مي‌تواند انتقادهاي شديد عليه آمريكا را به صورت مزيتي براي مبارزاتش دربياورد، خصوصاً در ميان روستاييان،‌كم‌سوادان، و رأي‌دهندگان سنت‌گرا.

*آمريكا: دشمني ما با "اخوان‌المسلمين " هيچ ضرري به آن‌ها نمي‌رساند بلكه كمكي به آن‌هاست

در چند ماه گذشته، مقامات دولت اوباما بيشتر درباره برقراري خط قرمز جهاني صحبت كرده‌اند (اوباما احزابي راكه به عنوان مثال طرفدار خشونت هستند، تقبيح مي‌كند) و همين‌طور كمك به تمام احزاب در روند رسيدن به دموكراسي، و به فكر خطرات ايدئولوژيكي كه قيام احزاب اسلام‌گرا به همراه دارند نبوده‌اند.
"بنجامين جي رودز "، معاون مشاور امنيت ملي به من گفت: "به نفع ماست كه در اين تغييرات مطمئن شويم كه مجموعه‌اي از احزاب گوناگون و فراگير قادر به سازماندهي و مديريت گروه‌هاي مبارز توانا هستند. "
همچنين اضافه كرد كه دولت اوباما نمي‌خواهد نگران قيام احزاب مسلمان باشد البته تا وقتي كه تأثيري بر سياست‌هايش ندارد. ديدگاه رئيس‌جمهور اين است كه نبايد بابت تغيير ترس به دلمان راه دهيم، خصوصاً اين كه تغيير در حال رخ دادن است.
وي در ادامه گفت: "اين سپردن خود به قضا و قدر نيست. بايد قدمي به عقب برداريم تا اذعان كنيم كه مردم همان حقوقي را مي‌خواهند كه ما به آنها اعتقاد داريم و اين خوب است. جنبش‌هاي دموكراتيك بومي همان‌هايي هستند كه آمريكا مي‌خواهد، حتي اگر چالش‌ها و پيچيدگي‌هايي كوتاه‌مدتي به وجود آورند. " يكي ديگر از مقامات دولتي كه نخواست نامش فاش شود، اين موضوع را صريح‌تر بيان كرده گفت: "آيا فكر نمي‌كنيد اگر ما اعلام دشمني با "اخوان‌المسلمين " كنيم، هيچ چيزي عايدمان نخواهد شد جز اينكه به آنها كمك كرده‌ايم؟ "

*رژيم پادشاهي اردن به شيوه‌ مورد حمايت آمريكا اداره مي‌شود
رژيم پادشاهي اردن از همان نوع حكومت‌هايي است كه آمريكا هميشه از آنها دفاع كرده است. سخت‌ترين حكومت براي حمايت در خاورميانه نيست- در اولين مراحل شورش اعراب، خانواده سلطنتي "براهين "، درگير سركوبي خشونت‌هايي بودند كه اكثريت شيعه ايجاد كردند، اين امر كوچك‌ترين مشكل رژيم پادشاهي به شيوه آمريكايي است- ولي اردن را هنوز هم به شيوه‌اي ناهماهنگ با حال‌وهواي ميدان تحرير اداره مي‌كنند، حال‌وهوايي كه وقتي رئيس‌جمهور اوباما و وزيرش كلينتون درباره دموكراسي خواست اعراب صحبت مي‌كنند، به مذاقشان خوش مي‌آيد.

*در قاهره بسياري بر اين باورند كه كلينتون آشكارا نقش پرستار مبارك را به عهده دارد

همان‌طور كه انتظار مي‌رود، هيلاري كلينتون خيلي به اتهاماتي كه دولت براي حفظ مبارزات تفرقه‌برانگيز با آن‌ها درگير است فكر نمي‌‌كند. همان‌طور كه شخص اول دولت درمورد مسائل زيادي خشم خاورميانه را برانگيخته است، او به طرز چشمگيري متوجه راه‌هاي زيادي شده است. در قاهره، بسياري از فعالان دموكراسي بر اين باورند كه او آشكارا از مبارك پرستاري كرده، حمايتش مي‌كند؛
همزمان هدف اعمال نفوذ مبارزات شديد رهبران كشورهاي عرب حاشيه خليج‌فارس است كه بر طبق گفتگويي كه با سفرا و وزراي امورخارجه انجام دادم، مي‌ترسند كه به نوعي تبليغ براي محافظه‌كاري نوگرايانه بپردازد. يكي از مقامات خليج كه با او صحبت مي‌كردم مجدانه از من پرسيد كه آيا "پل ولفوويتز " نظريه‌پرداز و رهبر محافظه‌كاري نوگرايانه در دوران پيشين رياست‌جمهوري مشاور اوست. به كلينتون اظهار داشتم كه در برخي محافل او را به چشم "ولفوويتز " داراي چشمان وحشي مي‌بينند. او گفت: "نه! اين يكي ديگر نه! مرا چشم وحشي بنامند ولي "ولفوويتز " نه! "

*آمريكا از طرفي از ايجاد دموكراسي در برخي كشورها حمايت مي‌كند و از طرف ديگر از حاكمان نالايق ديگر كشورها طرفداري مي‌كند
وقتي از او پرسيدم كه چگونه اين ناهماهنگي‌ها را تطبيق مي‌دهد- فعاليت براي ايجاد دموكراسي در برخي كشورها و در عين حال نگهداشتن حاكمان نالايق بر تخت سلطنت در ديگر كشورها- كلاً وجود چنين موضوعي را رد كرد.
اظهار داشت: "اصلاً اين فرضيه را قبول ندارم. فكر مي‌كنم كه ما همگي به يك سري ارزش‌ها و اصول پايبند هستيم، همين. ما بر اين باوريم كه كشورها بايد به مردمشان اختيار بدهند. معتقديم كه مردم تمام جهان بايد از حقوق خاصي برخوردار باشند. باور داريم كه نظام‌اقتصادي مطمئني كه براي اكثريت وسيع مردم بهتر جواب دهد بر ديگر نظام‌ها برتري دارد. فكر مي‌كنم كه خيلي هم هماهنگ هستيم. "

*
آمريكا پيشنهادات زيادي به مبارك داد كه او همه را ناديده گرفت

كلينتون گفت: "آمريكا بايد به حاكمان كمك كند تا از ناآرامي‌هايي كه به زودي در محدوده پادشاهي‌شان رخ مي‌دهد جان سالم به در ببرند حتي اگر آن‌ها توجهي به اندرزهاي آمريكا نكنند "- و واقعاً بر روي حرفش ماند (همان‌طور كه اسناد واقعاً نشان مي‌دهند) كه پيشنهادهاي زيادي به حسني مبارك دادند كه تمام‌شان را ناديده گرفت- دولت باقي خواهد ماند با اين كه او اين را ناهماهنگي نمي‌داند.

*ما با تمام كشورها فارغ از اختلافاتمان در نظام اقتصادي يا سياسي رابطه داريم
كلينتون گفت: "ما در دنيايي واقعي زندگي مي‌كنيم، كشورهاي زيادي هستند كه با آن‌ها رابطه داريم زيرا منافع مشتركي داريم، همچنين مسائل امنيتي خاصي هست كه هردو به دنبالشان هستيم. واضح است كه در خاورميانه، ايران چالش بزرگي براي همه ما محسوب مي‌شود. ما با كشورهاي زيادي كه نظام اقتصادي يا سياسي‌شان مشابه ما نيست روابط تجاري داريم. همه را به صورت يكدست مي‌انگاريم. و چه به صورت خصوصي و چه در ملاءعام به انجام اصلاحات و حمايت از حقوق بشر تشويق مي‌كنيم. ولي ما از تجارت با چين دست نمي‌كشيم آن هم به اين دليل كه سابقه خوبي در حقوق بشر ندارد. با عربستان سعودي هم همين‌طور. " اظهار داشتم كه چيني‌ها از اين كه نيروهايشان تحت‌تأثير خودكشي فروشنده تونسي قرار بگيرند و اين موضوع به ميدان "تيان ان من " هم برسد مي‌ترسند. در پاسخ گفت: "نگران هستند. مي‌خواهند جلوي تاريخ را بگيرند، كه يعني پي نخود سياه رفتن. نمي‌توانند اين كار را انجام دهند، ولي تا آنجا كه مي‌توانند آن را به تأخير مي‌اندازند. "

*براي مردمي كه فقط ديكتاتوري را مي‌شناسند، دموكراسي لقمه بزرگي است
اگر اين موضوع درست باشد، كه به قول "مارتين لوتر كينگ " شخصيت مورد علاقه اوباما، گردش اخلاقيات در جهان به طول مي‌انجامد،‌ولي به سوي عدالت پيش مي‌رود؛ همين‌طور اين امر كه تاريخ دير يا زود به چنگ مي‌آورد حزب كمونيست چين را خواهد كرد، پس چرا اين امر هم صحت ندارد كه تاريخ به زودي مجموعه‌اي از پادشاهان مستبد ازكار افتاده را گرفتار خواهد كرد؟ پاسخم را به صورت غيرمستقيم وقتي گرفتم كه از كلينتون پرسيدم كه آيا از ناپديد شدن رژيم بشاراسد غمگين مي‌شود يا نه.
همين چند وقت پيش بود كه از كلينتون به دليل پيشنهادش به اسد براي تبديل به اصلاح‌طلب شدن انتقاد شد؛ بااينكه خودش اذعان داشت كه اسد در بسياري مسائل مهم مخالف آمريكاست (نه فقط در خدماتش به ايران). او گفت: "بستگي دارد به اينكه چه كسي جاي او را بگيرد. " پاسخش تركيبي از عدم احترام براي اسد و درك سياسي بالايش بود كه بر اساس آن اتفاقاتي درحال وقوع است، علي‌رغم قول‌شان به اعراب براي روي كار ماندن، زيرا خطرات بالقوه‌اي براي منافع آمريكا نسبت به برخي ديكتاتورها دارند. اين براي مردمي كه فقط ديكتاتوري را مي‌شناسند و اكنون تشنه دموكراسي هستند، لقمه بزرگي است. "

*اصل كليدي در دولت اوباما پيدا كردن زماني است كه بايد از رهبران موردتنفرش حمايت كند

ايجاد اين توازن-درك اين كه چه زماني آمريكا بايد فقط از رهبراني حمايت كند كه مورد تنفرش هستند- اصل كليدي چالش سياست خارجي دولت اوباما و شايد جانشينان او در سال‌هاي آينده است. فقط مديريت خانواده سلطنتي دور از تجدد عربستان سعودي كاري شاق است. ولي اگر آمريكا مسئوليت اصلي‌اش را كه نسبت به مردمي است كه زير يوغ ظالمان زندگي مي‌كنند فراموش كند قطعاً شكست مي‌خورد، مردمي كه خواستار آزادي‌اي هستند كه آمريكايي‌ها از‌ آن برخوردارند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۰, ۱۴/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۰ ۱۴:۲۹ توسط محمود.)
شماره ارسال: #34
آواتار
آمريكايي‌ها ديگر كشور خود را ابرقدرت جهان نمي‌دانند


در حاليكه آمريكا روز استقلال خود از انگليس را جشن مي‌گيرد، جديدترين نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه اكثر مردم آمريكا بر اين باورند كه آمريكا ديگر ابرقدرت جهان نيست و روز به روز شكننده‌تر مي‌شود.
[تصویر: A0770534.jpg]
به نقل از "ام اس ان بي سي "، در حاليكه آمريكا سالگرد استقلال بيش از دو دهه‌اي خود از انگليس را جشن مي‌گيرد، تازه‌ترين يافته‌ها كه در مجله آمريكايي "تايم " و موسسه فستيوال ايده‌هاي آسپن به چاپ رسيد، نشان داد كه مردم آمريكا احساس مي‌كنند كه ديگر كشورشان تنها ابرقدرت جهان نيست و شكننده‌تر مي‌شود.

بر اساس اين نظرسنجي، بيشتر مردم آمريكا از مقامات دولت خود مي‌خواهند بيشتر بر چالش‌هاي داخلي از جمله اقتصاد متمركز شود و كمتر براي امور جهاني وقت بگذارد.

در ماه مه، مركز تحقيقاتي "پيو " اعلام كرد كه اكثر مردم آمريكا، خواه دموكرات و خواه جمهوري‌خواه، بر اين باورند كه آمريكا بايد توجه كمتري به مشكلات خارجي نشان دهد و بيشتر بر مسائل داخل آمريكا متمركز شود.

بر اساس اين گزارش، اين حس دروني مردم آمريكا در خصوص دولت خود ظاهرا در لفاظي‌هاي اخير مقامات آمريكايي بازتاب داشته است به طوري‌كه ماه گذشته، "باراك اوباما " رئيس‌جمهوري آمريكا اعلام كرد كه در نظر دارد سطح نيروها در افغانستان را كاهش دهد و آمريكا هم‌اكنون مي‌خواهد بر پروژه‌هاي ملي‌سازي آمريكا متمركز شود.

برخي از تحليلگران بر اين باورند كه تصميم اوباما براي ايفاي نقش حمايتي از ديگر قدرت‌هاي ناتو در درگيري‌هاي ليبي هرگز در دوران رياست‌جمهوري جرج بوش رخ نداده بود كه البته اين مي‌تواند نمايانگر اين احساس باشد كه مردم آمريكا نبايد ديگر در درگيري‌ها پيشرو باشد زيرا نظرسنجي‌ها همچنين حاكي از آن است كه مردم آمريكا اكثراً از نقش حمايتي و نه نقش مستقيم آمريكا در ليبي حمايت مي‌كنند.


جهان شده‌ است منور ز تاب نور دو سرور/ حسن ولي معظم حسين امام مطهر

در سروده‌ مرحوم حاج ‌عبدالقادر اوزي از علماي اهل‌سنت هرمزگان در مدح امام حسين(علیه السلام) آمده است: جهان شده است منور زتاب نور دو سرور/ حسن ولي معظم حسين امام مطهر.
[تصویر: A1095837.jpg]
به گزارش فارس، متن زير سروده‌اي در مدح امام حسين(علیه السلام) از مرحوم حاج‌عبدالقادر اوزي متخلص به «مونس» از علماي اهل سنت هرمزگان است؛ اين شعر يك نمونه، ارادت و اعتقاد صادقانه اين عالم مسلمان را به خاندان رسالت نشان مي‌دهد، تعابيري چون «امام زمان» و «امام تشنه لب من» نشان دهنده باور قلبي به حقيقت مقام سالار شهيدان و دلبستگي عاطفي به پاره تن رسول‌الله است.

جهان شده است منور ز تاب نور دو سرور
حسن ولي معظم حسين امام مطهر

دو مهر اوج نوبت دو لعل كان فتوت
دو شاه ملك مروت دو سرو باغ پيمبر

دو گل، دو سرو و دو ريحان
دو دين دو نور و دو ايمان

دو در دو لعل و دو مرجان
دو مه دو مهر و دو اختر

دو نور ديده احمد دو نو نهال محمد
دو سرو گلشن زهرا دو مونس دل حيدر

دو ماه برج سعادت دو در درج سيادت
دو شمع بزم شرافت دو آفتاب منور

دو رهنماي مسلمان دو پيشواي درخشان
دو نوبهار گلستان دين دو ساقي كوثر

يك به زهر ستم در مدينه يافت شهادت
يكي به كرب و بلا شد اسير قوم ستمگر

چو ني نواي شه نينوا اگر بنوازم
فتد به خلق جهان شورشي چو شورش محشر

چه حال داشت در آن دم امام تشنه لب من
بريده شد زبدن چون سر مبارك اكبر

چه روي داد به آن گلبن رياض نبوت
دريد تير جفا چون گلوي نازك اصغر

چون صاحب علمش سرنگون فتاد به ميدان
شكست پشت امام زمان به مرگ برادر

چه شد به آن شه مظلوم چون صداي مبارز
بلند شد زجفا پيشگان قوم بداختر

هجوم كرد سپاه عدوز چار جهت را
چنانكه خامس آل عبا فتاد بهش شدر

نظر نمود بهر جا نديد حامي خود را
نه عون بود و نه قاسم نه فضل بود و نه جعفر

نه ملجايي نه پناهي نه ناصر نه معيني
نه غمخوري نه حبيبي نه غمسگار و نه ياور

كشيده نعره‌الله اكبر از جگر آن دم
چنان كه نعره كشيدي به رزم حيدر صفدر

نمي‌گذاشت به جا يك تن از گروه شقاوت
شهادت شه لب تشنه‌گر نبود مقتدر

بس است مونس غمديده ختم كن به بيانت
كه ترسم آنكه بسوزد دوات و خامه و دفتر

روا نبود چنين ظلم بي حساب كه آمد
به خاندان پيمبرزامتان پيمبر

كسي به دور و زمان اين چنين ستم ننموده
نه از گروه مسلمان نه از نتجيه كافر

منبع: «پدر، پسر، روح‌القدس»/ محمدرضا زائري


رهبری: قيام ملت‌ها از نشانه‌هاي بارز حتمي بودن وعده‌هاي قرآن است

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي قيام ملت‌هاي منطقه از جمله ملت مصر را از ‌نشانه‌هاي بارز حتمي بودن وعده‌هاي قرآن برشمردند.

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار اساتيد، داوران، حُفّاظ و قاريان شركت كننده در بيست و هشتمين دوره مسابقات بين‌المللي قرآن كريم و جمعي از جامعه قرآني كشور، قرآن را "مهمترين وسيله و عامل وحدت، عزت و اقتدار امت اسلامي " و "قيام ملت‌هاي منطقه را از نشانه‌هاي روشن تحقق قطعي وعده‌هاي قرآني پروردگار " خواندند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، مسابقات بين‌المللي قرآن كريم را نشان‌دهنده ظرفيت عظيم و بي‌پايان اين كتاب آسماني براي اجتماع و وحدت مسلمانان دانستند و خاطرنشان كردند: همه ملت‌هاي مسلمان در مقابل اين هديه بي‌نظير الهي خاضع و درس آموزند و اين حقيقت، فرصت بسيار مهمي را براي وحدت مسلمان ايجاد مي‌كند.

ايشان، بي‌توجهي به ظرفيت وحدت بخش قرآن مجيد را غفلت بزرگ ملت‌هاي مسلمان برشمردند و افزودند: "باور نداشتن به مفاهيم قرآني و وعده‌هاي پروردگار "، غفلت ديگري است كه عملاً مانع وحدت، عزت و اقتدار امت اسلامي شده است.

رهبر انقلاب اسلامي در تبيين تحقق قطعي وعده‌هاي قرآني خداوند، به تغيير سرنوشت ملت ايران اشاره و خاطرنشان كردند: ما ملت ايران، آيه شريفه انَّ الله لا يغَيرُ ما بِقَومٍ حَتّي يغَيروا ما بِاَنفُسِهِم را در عمل آزموده‌ايم و با قيام لله و ياري دين خدا، نصرت الهي را كاملاً درك كرده‌ايم.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي ايران دوران طاغوت را "ايرانِ امريكا " و ايران وابسته به صهيونيست‌ها خواندند و خاطرنشان كردند: تبديل ايران به قطب قدرتمند مقابله با استكبار و صهيونيسم، معجزه‌اي عيني و تحقق وعده نصرت الهي است كه خداوند كريم آن را در قرآن، بشارت داده است.

ايشان قيام ملت‌هاي منطقه از جمله ملت مصر را از ديگر نشانه‌هاي بارز حتمي بودن وعده‌هاي قرآن برشمردند و افزودند: "امريكا، جبهه خبيث صهيونيست‌ها و وابستگان سياسي آنها در منطقه "، حتي حاضر نبودند فكر قيام ملت مصر را به ذهنشان راه دهند اما اين ملت، با شعار الله‌اكبر و "نماز جمعه و جماعت " به ميدان ياري دين خدا آمد و خداوند نيز با نصرت آن ملت، بار ديگر ثابت كرد كه اگر پروردگار كسي را ياري كند، هيچ قدرتي نمي‌تواند بر او غلبه كند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در بخش ديگري از سخنانشان، حفظ قرآن را، باعث ايجاد فرصت بيشتر براي تدبر و تفكر در اين كتاب الهي دانستند و با توصيه به نوجوانان و جوانان به حفظ قرآن مجيد افزودند: تدبر، كليد اصلي درك مفاهيم و معاني عميق قرآن است و حفظ آيات شريف، اين فرصت را بهتر و بيشتر فراهم مي‌كند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۳, ۱۴/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۰ ۱۹:۵۳ توسط محمود.)
شماره ارسال: #35
آواتار
ايران نفوذ خود در منطقه خاورميانه را گسترش داده است


رئيس اطلاعات ارتش رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه تهران نفوذ خود در منطقه بحران زده خاورميانه را تعميق بخشيده است.

[تصویر: A1096148.jpg]
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري آمريكايي "آسوشيتدپرس "،‌ "آويو كوچاوي " رئيس اطلاعات ارتش اسرائيل اعلام كرد كه ايران نفوذ خود در منطقه بحران زده خاورميانه را تعميق بخشيده و مدعي شد تهران به طور فعالانه در حال دخالت در مصر در آستانه انتخابات اين كشو در سپتامبر است.

اين مقام رژيم صهيونيستي كه در جمع اعضاي كنست (پارلمان رژيم صهيونيستي) سخن مي‌گفت، افزود: ايران به طور مشخص در تلاش براي حمايت از "اخوان‌المسلمين " مصر است.

وي مدعي شد كه ايران از ناآرامي‌ها در خاورميانه براي نفود به ديگر كشورها،‌ نظير بحرين، سودان،‌ يمن و عراق بهره برده است.

فعالان صلح سفارت اسپانيا در آتن را اشغال كردند


فعالان صلح اسپانيايي كه كشتي آنها توسط دولت يونان متوقف شده است در اعتراض به مانع‌تراشي‌هاي يونان براي حركت كاروان آزادي 2 به سمت غزه با تجمع در سفارت اسپانيا در آتن، ساختمان اين سفارت را به اشغال خود درآوردند.

[تصویر: A0912024.jpg]
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، يك گروه از فعالان صلح حامي فلسطين كه مقامات يونان اجازه حركت كاروان آنها به سمت نوار غزه را صادر نكرد، امروز با تجمع در سفارت اسپانيا در آتن، اين سفارت را به تصرف خود در آوردند.

بنا بر اين گزارش، اين فعالان صلح كه مجموعا 30 نفر بوده و اكثرا نيز اسپانيايي‌الاصل بودند، با سفير اسپانيا در آتن ديدار كردند و از مادريد خواستند تا مقامات يونان را تحت فشار قرار داده تا در نهايت اجازه عبور آنها به سمت نوار غزه را بدهند.

يكي از اين فعالان صلح در گفت‌وگو با خبرگزاري فرانسه گفت: آنها بعد از گفت‌وگو با سفير اسپانيان تصميم گرفتند تا اتاق‌هاي سفارت را به اشغال خود در آورند.

اعضاي كاروان امدادرسان به نوار غزه اعلام كرده‌اند كه دولت يونان كاروان كمك‌رسان به نوار غزه را به نمايندگي از رژيم صهيونيستي متوقف كرده است.

بنا بر اين گزارش، يونان تا كنون مانع از حركت 3 كشتي از كاروان آزادي 2 را كه عازم نوار غزه بودند، شده است.

بر اساس اين گزارش، فعالان كشتي آمريكايي كاروان آزادي 2 نيز به طور جداگانه تظاهراتي را در خارج از اتاق دادگاهي كه كاپيتان آنها با اتهاماتي در راستاي تلاش براي رفتن به غزه بدون مجوز مواجه است، برگزار كردند.

كشتي "جسارت اميد " آمريكا روز جمعه در بندر يونان متوقف شد و كاپيتان 60 ساله آن نيز دستگير شد.

ترتيب‌دهندگان كاروان آزادي 2 سازمان‌هاي مردمي حامي ملت فلسطين‌اند و تمام كمك‌هاي ارسالي و هزينه‌هاي كاروان از طريق كمك‌ها و هداياي مردمي تهيه شده و متشكل از 15 كشتي كمك‌رسان و بيش از يك هزار و 500 فعال صلح است.

رژيم صهيونيستي بسان كاروان آزادي 1 تلاش‌هايي را براي جلوگيري از رسيدن كاروان آزادي 2 به نوار غزه آغاز و اعلام كرده كه هرگز به كسي اجازه نمي‌دهد به مرزهاي آبي خود وارد شود.

رژيم صهيونيستي نه تنها خود را براي رويارويي با كاروان آزادي 2 آماده كرده، بلكه نيروي دريايي خود را نيز براي رويارويي هرچه بيشتر با اين كاروان به حال آماده باش درآورده و اعلام كرده،‌ در صورت لزوم دست به خشونت خواهد زد.

پادشاه عربستان نسبت به افزايش بيكاري در اين كشور هشدار داد

پادشاه عربستان با ابراز نگراني از افزايش بيكاري در بين جوانان اين كشور خواستار تلاش بخش خصوصي و دولتي در جهت رفع اين مشكل شد.
[تصویر: A1048967.jpg]
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي عرب نيوز،پادشاه عربستان ضمن هشدار نسبت به افزايش بيكاري در بين جوانان اين كشور از بخش خصوصي و دولتي خواست فرصتهاي شغلي بيشتري را براي جوانان جوياي كار فراهم كنند.
ملك عبدالله تاكيد كرد سياستگذاران اقتصادي عربستان بايد پيش از هر چيز به فكر تامين شغل براي جوانان تحصيل كرده و فارغ التحصيل دانشگاهي باشند و فرصتهاي شغلي بيشتري را براي جوانان جوياي كار عربستان ايجاد كنند .
مقامات عربستاني از آن بيم دارند كه موج انقلاب هاي عربي كه بسياري از كشورها را تحت تاثير خود قرار داده است به اين كشور برسد. دولت رياض اخيرا بودجه 130 ميليارد دلاري براي تامين نيازهاي رفاهي و اقتصادي مردم اين كشور اختصاص داده است.

ايتاليا پس از يونان در بحران اقتصادي فرو مي‌رود


يك پايگاه خبري با اشاره به بحران بدهي يونان و ناآرامي‌هاي اين كشور، ايتاليا را مقصد بعدي بحران‌ها توصيف كرده است.

[تصویر: A1006208.jpg]
به گزارش فارس به نقل از پايگاه "بيزينس اينسايدر "، در هفته‌هاي اخير ايتاليا زير ذره بين قرار گرفته است و بخشي از اين به دليل آن است كه يونان با تصويب طرح رياضت اقتصادي بسته دوم كمك اروپا را دريافت كرد و اكنون طبيعتا توجه به مقصد بعدي بحران است؛ كشور بعدي كجاست؟

اين پايگاه خبري ادامه داد: مقصد بعدي نمي‌تواند ايرلند يا پرتغال باشد چرا كه آنها اخيرا كمك اقتصادي دريافت كرده‌اند. موضوع اسپانيا نيز براي همه مشخص است. بنا بر اين مقصد بعدي بحران ايتاليا است.

تمام نهادهاي اعتبار گذاري درباره موضوع نرخ بهره‌ها در ايتاليا و همچنين بانك‌هاي اين كشور، از آنجاييكه اقتصاد آن بي رونق است و دولت آن در دردسر قرار دارد، صحبت مي‌كنند.


بيزينس اينسايدر در پايان نوشت: مشكل اينجا است كه ايتاليا با اقتصادي بسيار بزرگتر از اقتصادهاي يونان، ايرلند و پرتغال، بسيار بزرگتر از آن است كه بشود كمك مالي بهش اختصاص داد.

اوباما به تل‌آويو سفر مي‌كند


سفير آمريكا در تل‌آويو گفت كه رئيس جمهور آمريكا به زودي به تل‌آويو سفر مي‌كند.

[تصویر: A0728042.jpg]
به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهيونيستي "جروزالم‌پست "، "جيمز كونينگهام " سفير آمريكا در تل‌آويو روز سه‌شنبه در ديدار با "رويون ريولين " رئيس كنست اسرائيل گفت كه "باراك اوباما " رئيس جمهور آمريكا به زودي به تل‌آويو سفر خواهد كرد.

ريولين نيز در اين ديدار گفت كه اسرائيلي‌ها احساس مي‌كنند كه اوضاع در كاخ سفيد تغيير كرده است. اين موضوع به اين گونه است كه احساس مي‌شود اوباما به اسرائيل به جاي آنكه به عنوان يك ثروت استراتژيك بنگرد به آن به عنوان يك بار مي‌نگرد.

ريولين ادامه داد: اقدام اوباما در سفر به مصر و كشورهاي منطقه و عدم سفر به اسرائيل،‌باعث ناراحتي بسياري از اسرائيلي‌ها شد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۸, ۱۵/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۰ ۱۱:۵۳ توسط محمود.)
شماره ارسال: #36
آواتار
سعود الفيصل: ايران براي بازگشت مناسبات عادي با عربستان شرط دارد


وزير امور خارجه عربستان گفت: برنامه‌اي براي سفر وزير خارجه ايران به عربستان با هدف روشن شدن مسائل في‌مابين جهت بازگشت مناسبات به سطح عادي تدارك ديده شده بود ولي متاسفانه اين نشست به‌دليل شروطي كه ايران مطرح كرد، برگزار نشد.

[تصویر: A0198785.jpg]
به گزارش فارس به نقل از رسانه‌هاي عربستان سعودي، «سعود الفيصل» روز گذشته (سه‌شنبه 5 ژوئيه) در كنفرانس خبري مشترك با «ويليام هيگ» همتاي انگليسي خود در جده در پاسخ به سوالي درباره مناسبات رياض - تهران تاكيد كرد كه كشورش براي گفت‌وگو با ايران آماده است.

فيصل در پاسخ به سوالي درباره مواضع ايران در قبال عربستان، كه خبرنگاري آن را مواضع متناقض ناميد، گفت: در سياست، اشكالي بر تناقضات نيست. ولي آنچه دوست دارم اينجا اشاره كنم اين است كه در گذشته مذاكراتي انجام شد و برنامه‌اي براي سفر وزير خارجه ايران به عربستان با هدف روشن شدن مسائل في‌مابين جهت بازگشت مناسبات به سطح عادي تدارك ديده شده بود ولي متاسفانه اين نشست به دليل شروطي كه ايران مطرح كرد، برگزار نشد.

فيصل در ادامه از پيشنهاد تهران به رياض براي گفت‌وگوي سه‌جانبه در كويت خبر داد و افزود: حقيقت اين است كه وزير خارجه جديد ايران زماني كه در پاكستان بود با من تماس گرفت و براي ادامه گفت‌وگو ابراز تمايل كرد. من هم به او گفتم كه دعوت [ما] از شما هنوز باقي است و هروقت تمايل داشتيد ما خوشحال خواهيم شد.

سعود الفيصل تصريح كرد: پيشنهاد [ايران] براي برگزاري نشستي سه‌جانبه در كويت بود. من گفتم كه چرا اختلافات عربستان و ايران را بر كويت تحميل كنيم.

وزير خارجه عربستان سعودي در ادامه تاكيد كرد: ايران كشور همسايه است و اگر بخواهد نقش سرآمد [در منطقه] را ايفا كند بايد منافع كشورهاي منطقه را هم مراعات بكند.

خروج از بحرين يكي از پيش‌شرط‌هاي گفت‌وگوي ايران با عربستان است


حشمت‌الله فلاحت‌پيشه در واكنش به ابراز علاقه وزير خارجه عربستان براي مذاكره با ايران گفت: عربستان سعودي مي‌تواند با خروج از بحرين شرايط گفت‌وگو و مذاكره با جمهوري اسلامي را فراهم كند.

[تصویر: A0264589.jpg]
حشمت‌الله فلاحت‌پيشه نماينده مردم اسلام آباد غرب و رئيس كميته روابط خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس با اشاره به استقبال سعود الفيصل وزير امور خارجه عربستان براي مذاكره با جمهوري اسلامي ايران، گفت: عربستان به دنبال راهي براي خروج از بحران خودساخته است، البته بخشي از اقداماتي كه آنها اخيراً انجام داده‌اند، همانند تلاش براي خروج نيروهاي زرهي از بحرين و وعده خروج زودهنگام از اين كشور، به منطق ديپلماتيك نزديك‌تر است و ما اميدواريم كه اين روند ادامه داشته باشد.

وي افزود: اگر عربستان از بحرين خارج شود، بسياري از مشكلات و مسائل حل خواهد شد لذا پيش‌شرطي كه نه ايران بلكه كشورهاي مختلف براي تقويت ديپلماسي منطقه‌اي قائل هستند، اين است كه عربستاني‌ها به اشغال بحرين پايان دهند.

رئيس كميته روابط خارجي مجلس تصريح كرد: مهم اين است كه با تداوم اشغال بحرين ديگر جايي براي ديپلماسي در منطقه نمانده لذا خروج اشغالگران از خاك بحرين پيش‌شرطي براي بازگشت به ديپلماسي است.

فلاحت‌پيشه اخبار منتشره درباره خروج بخشي از نيروهاي عربستان از خاك بحرين را باعث خرسندي بسياري از كشورها دانست و عنوان كرد: اظهارات وزير امور خارجه عربستان در رابطه با مذاكره با كشورمان، نشان‌دهنده اين است كه آنها مي‌دانند كه ايران واقعيتي غيرقابل انكار در منطقه است.

وي همچنين تأكيد كرد: ايران را نبايد با نگاه كشورهاي انگليسي و آمريكايي در منطقه ديد، البته عربستاني‌ها نيز به شدت نسبت به سياست‌ها‌ي آمريكا و انگليس در منطقه ترديد دارند و هرچند كه كماكان سعي مي‌كنند با راهبردهاي منطقه‌اي وضعشان را سامان دهند ولي به خوبي مي‌دانند كه مبارك به عنوان يكي از سران بسيار نزديك منطقه به آمريكا، در شرايط راهبردي توسط آمريكايي‌ها خيلي زود زير پا گذاشته شد.

رئيس گروه دوستي پارلماني ايران و عربستان همچنين گفت: در پس موضع‌گيري‌هاي دوجانبه عربستاني‌ها، خواست آنها براي مذاكره با ايران وجود دارد ولي براي اينكه شرايط مذاكره ايران و عربستاني فراهم شود، اين عربستاني‌ها هستند كه بايد شرايط گفت‌وگو با ايران را فراهم كنند چرا كه ايران اقدام غيرمنطقي‌اي كه مانع از شكل‌گيري ديپلماسي باشد را انجام نداده است.

فلاحت پيشه در پايان اظهار داشت: عربستان سعودي مي‌تواند با خروج از بحرين شرايط گفت‌وگو و مذاكره با جمهوري اسلامي را فراهم كند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004150287
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۳, ۱۵/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/تیر/۹۰ ۱۶:۳۲ توسط محمود.)
شماره ارسال: #37
آواتار
وقتي قاريان خارجي هم شعار «اي رهبر آزاده، آماده‌ايم، آماده» سر دادند


ديدار قاريان و حافظان قرآن كريم با رهبر معظم انقلاب با حاشيه‌هاي جالبي همراه بود.

[تصویر: A1096154.jpg]
● گزارش تصويري مرتبط
به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري، ديدار صبح ديروز حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با قاريان و حافظان قرآن حاشيه‌هايي داشته كه در زير از نظر مي‌گذرد.

* قبل از انقلاب كار به جايي رسيده بود كه قرآن كنج طاقچه‌اي مظلومانه خاك بخورد يا نهايتاً اسباب بدرقه خير مسافر شود. بيشتر مردم هم از ظاهر و باطنش محروم بودند. بيداد مي‌كرد جفاي به قرآن و نفس. انقلاب كه شد در خيلي از كوچه‌پس‌كوچه‌هاي عادت‌هايمان زلزله آمد و خيلي از چيزهايي كه به‌ناحق ناديده گرفته مي‌شدند به جايگاه اصلي نزديك شدند. مثل قرآني كه حسابي برايمان عزت به همراه آورده است. رهبر مي‌گويد وضع موجودمان در رابطه با قرآن كافي نيست ولي تأكيد هم مي‌كند كه نسبت به قبل جلوتريم.

* شاهد بهبود اوضاع هم همين مسابقات بين‌المللي قرآن است كه اصلا انگار خيمه‌اي است تا همه آنان را كه دلشان براي قرآن مي‌تپد از هر رنگ و تيره‌اي دور هم جمع كند. هرسال هم رونق بيشتري مي‌گيرد و شركت‌كنندگانش هم از سراسر جهان هستند. شركت‌كنندگاني كه بعد از مسابقات به ديدار رهبر مي‌روند و مثل امسال كه شركت‌كنندگان 28‌مين دوره‌اش رفتند حسينيه امام خميني(رحمة الله علیه) براي ديدار با ايشان.

* انتهاي خيابان فلسطين، نزديك اولين گيت ورودي به محدوده بيت، اولين نشانه‌ي قرآني بودن ديدار امروز، ايستاده است. پدر محمد حسين طباطبايي كه راه مي‌رود و منتظر رسيدن پسرش است.

* منتظر عكاس‌مان مي‌مانيم كه دير كرده است. وقتي وارد حسينيه مي‌شويم كه همه ميهمانان نشسته‌اند و منتظر ميزبانشان هستند. از بيشتر كشورهايي كه اسم‌شان را شنيده‌ام قاري و حافظ قرآن آمده. چهره‌ها و رنگ‌هاي متفاوت كه شايد تنها قرآن و حج مي‌توانند اين‌طور كنار هم جمع‌شان كند.

* اولين جايي كه به نظرم مي‌رسد هم رهبر را و هم قاريان را مي توانم خوب ببينم مي‌نشينم. سه تا فيلم‌بردار ديگر هم با من هم‌نظر هستند و دوربينشان را كاشته‌اند در ميدان ديدم! سر را كج مي‌گيرم تا روزنه‌هايي براي ديد پيدا كنم كه «محمد سليم» را مي‌بينيم كه همسايه‌ام شده است. اهل كنياست. فارسي را خوب حرف مي‌زند؛ ايضاً عربي و انگليسي را. سر حرف باز شده است و مي‌فهمم قبلا هم رهبر را ديده است. با اين همه رو مي‌كند به من و بعد از سلام و عليكي مي‌پرسد: «كسي اينجا هست بتواند امكان ديدار با رهبر را از نزديك برايم مهيا كند؟». دنبال جوابي برايش مي‌گردم كه امداد از غيب مي‌رسد و لطف «يوسف پيامبر» شامل حالم مي‌شود و بحث عوض مي‌شود. محمد سليم آن نزديكي سلحشور را ديده و شناخته. رو مي‌كند به من كه: «چند تايي فيلم‌نامه نوشته‌ام و آخري‌اش هم ياران پيامبر است؛ در ارتباط با ياران غيرعرب پيامبر». بعد مي‌رود سراغ سلحشور و انصافاً هم كه آقاي كارگردان خوب تحويلش مي‌گيرد و محمد سليم با دست پر و قرار و مدار با كارگردان سريال يوسف پيامبر برمي‌گردد.

* دور و بر، قاريان و حافظاني از نيجريه، بوركينافاسو، روسيه، لبنان، شرق آسيا و بوسني نشسته‌اند. دارم به عكس‌ العملشان موقع ورود رهبر فكر مي‌كنم كه چه فرقي با ايراني‌ها دارد كه همه بلند مي‌شوند. انگار رهبر آمده است و آن‌كه اهل نيجريه است و نزديكم ايستاده جواب سؤالم را مي‌دهد؛ با فارسي دست‌ و پا شكسته، از ته دل شعار مي‌دهد: «اي رهبر آزاده آماده‌ايم آماده». جمعيت كه آرامتر مي‌شود اولين نشانه‌هاي قرآني ديدار را دوباره مي‌بينيم. محمد حسين طباطبايي و پدر كه دو رديف جلوتر نشسته‌اند.

* سلسله تلاوت‌ها را ابوالقاسمي شروع مي‌كند و نفر اول مسابقات امسال، سيد عباس هاشمي آن را ادامه مي‌دهد. اطراف را كه نگاه كني مي‌بيني دستگاه‌هاي ترجمه همزمان ميهمانان خارجي بيكار مانده است يعني تا وقتي با زبان قرآن حرف مي‌زنيم همديگر را بي‌واسطه مي‌فهميم.

* مرتضي محمدنژاد نفر اول مسابقات حفظ امسال نفر بعدي است كه مي‌رود در جايگاه تلاوت. تلاوت‌ها كه تمام مي‌شود همه حواسشان مي‌رود پيش قاري‌ها كه از پشت جايگاه مي‌روند پيش رهبر و چند لحظه‌اي مي‌گويند و مي‌شنوند. محمدنژاد هم مي‌رود نامه‌اي هم مي‌دهد كه بعدتر راجع به آن گفت:« خصوصي بود».

* هاشم روغني كه انگار از اساتيد و از اعضاي هيئت داوران مسابقات هم هست يكي مانده به آخرين تلاوت را انجام مي‌دهد. مشهدي است و مجري، اين را بهانه مي‌كند و در پايان تلاوت او به آستان سلطان طوس سلامي مي‌دهد.

* آخرين تلاوت، گل تلاوت‌هاي جلسه از آب درمي‌آيد؛ تلاوت «عبدالفتاح طاروتي» از مصر با استقبال زياد مستمعين روبه‌رو مي‌شود و انواع تأييد و احسنت را با لهجه‌هاي مختلف از جمعيت دشت مي‌كند. از حرف‌هاي بعد رهبر معلوم مي‌شود كه آيه‌هايش را هم مناسب با حال و فضاي موجود انتخاب كرده است.
طاروتي پس از تلاوت عرقش را خشك كرد و با عباي مرتب رفت پيش رهبر. دوبار خواست دست رهبر را ببوسد كه هر دوبار رهبر در آغوشش گرفت و صورتش را بوسيد.
[تصویر: 20_9004141100_L600.jpg]
* قبل از حرف‌هاي رهبر، نماينده ولي فقيه و سرپرست اوقاف رفت پشت تريبون و گزارشي از مسابقات داد و بالاخره نوبت رسيد به شنيدن حرف‌هاي ميزبان مراسم.

* رهبر همان اول كار هم دعا كردند كه خدا با قرآن محشورمان كند و اينكه قرآن شفيعمان باشد و نه شاكي‌مان. بعد از اهم عوامل اتحاد گفت كه قرآن است و مسلمانان بايد بنشينند بر سر اين سفره معنوي كه مايه عزت و قدرت اسلامي و الهي است. رهبر مي‌گفت ما مسلمانان دو تا غفلت داريم؛ يكي از خود اين وسيله اجتماع و دوم از باور به مفاهيم قرآني و اعتراف به وعده خداي متعال.

* رهبر از آياتي هم كه استاد مصري انتخاب كرده بود تعريف و دوباره بخشي از آنها را يادآوري كردند: «إِن يَنصُرْكُمُ اللَّـهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ? وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ ? وَعَلَى اللَّـه فَلْيَتَوَكَّل الْمُؤْمِنُونَ» (160 آل عمران). مي‌گفت ملت‌ها بايد اين را پرچم كنند و جلوي چشمشان بگذارند بعد هم اشاره كرد كه وعده‌هاي الهي را ما ملت ايران در عمل آزموديم و يك قدم برداشتيم و خودمان را تغيير داديم و خدا 10 قدم برايمان برداشت.

* انگار روز، روز مصري‌ها بود. چون دوباره ذكر خيرشان در حرف‌هاي رهبر آمد كه حركتشان همان الله‌اكبر است و همان نماز جماعت و شعارهاي اسلامي؛ آمد‌ه‌اند در ميدان و خداي متعال هم نصرت داد و اين خلاف خواست آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها و وابستگانشان در منطقه بوده است.

* رهبر معتقد بودند در اين دوران آن‌قدر آيات و بشائر الهي وجود دارد كه باور وعده‌هاي الهي آسان‌تر شده است و اطمينان براي انسان حاصل مي‌شود. نمونه‌اش ايران طاغوت و ايران آمريكا كه تبديل شد به قطب قدرتمند مقابله با آمريكا و صهيونيست‌. تبديل شد به سند محكم ملت‌هاي مسلمان. اينجاي حرف‌ها، بغل‌دستي لبناني‌ام گفت: الحمد لله.

* دست آخر هم رهبر به جوانان توصيه كردند بيشتر سراغ حفظ بروند تا وسيله‌‌اي شود براي آسان‌خواندن و آسان‌شدن تكرار و نهايتاً تدبر در قرآن.

* در شلوغي آخر ديدار، رفته بوديم سراغ استاد طاروتي تا سر از كار آن حرف‌هاي مهربانانه او و رهبر دربياوريم. در همان چند لحظه كوتاه، ايشان از تلاوت مؤثر و محزون طاروتي تعريف كرده بود. استاد مصري هم از وقايع مصر گفته بود و آن را از بركات انقلاب اسلامي ايران دانسته بود و در جواب شنيده بود كه اينها از بركات قرآن است و اين بيداري در آينده به كشورهاي ديگري هم سرايت مي‌كند. ان‌شاءالله!

همه دوستان اسرائيل در پاريس عليه سوريه


حدود 300 نفر از نزديكان و دوستان رژيم صهيونيستي در پاريس تحت پوشش مخالفان نظام سوريه گرد هم آمدند تا براي سرنگون كردن نظام سوريه كه در مقابل سه ماه حملات مسلحانه مقاومت كرده است، چاره‌انديشي كنند. در اين ميان «برنار هنري ليوي» مثل هميشه از همه فعال‌تر است.
[تصویر: A1096880.jpg]
به گزارش فارس، اين روزها با ناكامي كشورهاي غربي در شكستن مقاومت نظام سوريه و متقاعد كردن سران آن به ترك قدرت يا تن دادن به خواسته‌هاي غربي-اسرائيلي، بازار مذاكرات و ديدارهاي مختلف داغ شده است.

روز گذشته حدود 300 نفر از كساني كه خود را از معارضان نظام سوريه معرفي مي‌كنند، در كنفرانسي در پاريس حاضر شدند تا اعلام كنند كه مخالف نظام سوريه هستند.

اداره كننده اين كنفرانس كسي نبود جز «برنار هنري لوي»، نويسنده يهودي معروف فرانسوي كه از عاشقان اسرائيل محسوب مي‌شود. وي كسي است كه بر خلاف همه اختلافاتي كه با شخص نيكلا ساركوزي دارد و حتي در انتخابات رياست جمهوري 2007 فرانسه از عليه ساركوزي فعاليت كرد، نقشي بسيار مهم در متقاعد كردن ساركوزي براي اقدام به حمله نظامي به ليبي و به رسميت شناختن مخالفان قذافي در اين كشر و ايجاد منطقه پروازممنوع در آسمان اين كشور آفريقايي ايفا كرده است. او كسي است كه با ناديده گرفتن آلن ژوپه وزير خارجه فرانسه، مستقيما با ساركوزي وارد مذاكره شد تا وي را به جنگ ليبي ترغيب كند.

لوي كسي است كه «كلود لانزمن» كارگردان فرانسوي را به دليل مخالفت با حمله فرانسه به ليبي، «احمق» توصيف مي‌كند و در مقاله‌اي با عصبانيت عليه او مي‌نويسد: واقعاً چه چيزي مي تواند كلود لانزمن را وادار كند كه دست به چنين تغيير عقيده احمقانه‌اي بزند. چطور مردي با چنين ويژگي‌هايي مي‌تواند چنين چشم‌اندازي از تغييرات ناپايدار ارائه دهد؛ يك روز با امضاي طوماري، فرانسه را به مداخله در ليبي دعوت مي‌كند و چهار هفته بعد با محكوم كردن فرانسه به دخالت در جريانات اين كشور، امضاي خود را پس مي گيرد.

هنري لوي كسي است كه به همراه «سلمان رشدي» نويسنده كتاب آيات شيطاني (و امبرتو اكو نويسنده ايتاليايي، ديويد گروسمن و آموس اوز نويسندگان اسرائيلي و اورهان باموك نويسنده ترك و والي سونيكا نويسنده نيجري) اول تيرماه نامه‌اي به شوراي امنيت ارسال كردند و از اعضاي آن خواستند تا سوريه را به دليل آنچه خشونت نظام اين كشور عليه معترضان خواندند، محكوم كند و اقدامي شبيه حمله به ليبي عليه سوريه تدارك ببيند.

اكنون چنين فردي، با مشاهده عقب‌نشيني و ضعف احزاب مخالف نظام سوريه مانند حزب ممنوع‌الفعاليت اخوان المسلمون سوريه (در خارج از اين كشور)، با پشيباني كشورهاي غربي از جمله فرانسه براي اقدام عليه نظام سوريه دست به كار شده و همه دوستان اسرائيل را در فرانسه عليه سوريه گرد آورده است.

هدف؛ هدف كنفرانس تلاش براي متقاعد كردن سران دولت فرانسه براي اقدام بيشتر جهت همراه كردن روسيه و چين؛ همراهي اين دو كشور با فرانسه، آمريكا و انگليس براي تصويب قطعنامه‌ عليه سوريه؛ قطعنامه‌اي كه راه را براي اقدامات بعدي عليه سوريه هموار كند؛ مانند ليبي.

اين كنفرانس آنقدر اسرائيلي بود كه دو قبيله «الجبور و بني‌صخر» سوريه كه از مخالفان نظام سوريه هستند، با اعلام تحريم اين كنفرانس (در روز دوشنبه 4 ژوئيه) حاضر نشدند در آن شركت كنند و پيشاپيش اعلام كردند كه حضور در اين كنفرانس اسرائيلي، پا گذاشتن بر پيكر كساني است كه در سه ماه اخير در سوريه كشته شدند.

اين دو قبيله معارض در بيانيه‌اي با بيان اينكه «هر كس كه به نام مخالفان سوريه در اين كنفرانس شركت كند، فقط نماينده خودش است نه نماينده مخالفان نظام سوريه» تصريح كردند: ما اقدام افراد فرانسوي (برنار هنري لوي) در برگزاري كنفرانس پاريس را كه داراي گرايش‌هاي صهيونيستي هستند و عليه ملت فلسطين فعاليت مي‌كنند، محكوم مي‌كنيم و تعجب مي‌كنيم كه برخي گروه‌هاي سوري (خارج از اين كشور) دعوتنامه اين كنفرانس را قبول كرده‌اند. اينها نمي‌توانند نماينده مخالفان سوريه باشند.

«محمد بلوط» خبرنگار روزنامه لبناي السفير، در گزارشي از برگزاري اين كنفرانس نوشت: در اين سالن حتي يك نفر سوري هم نيست. هيچ كس جز صهيونيست‌ها در اين كنفرانس حضور ندارد. حتي خانم «ثريا» هم كه در اين كنفرانس برخاست و فرياد زد كه كسي جز صهيونيست‌ها را در اين كنفرانس نمي‌بيند، نيروهاي امنيتي و پليس فرانسه روي وي هجوم بردند و او را سالن «سن ژرمن» خارج كردند. گل هرتزوگ مدير مراسم در پاسخ به او گفت: صهيونيست بودن كه اتهام نيست. مايه افتخار است.

خبرگزاري فرانسه اسامي افراد شركت كننده در اين كنفرانس را اينطور خلاصه كرد؛ «لوران فابيوس» نخست وزير پيشين فرانسه (1984 تا 86)، برنار كوشنر وزير اسبق وزارت خارجه فرانسه، اكسل بونياتوفسكي رئيس كميته امور خارجي جمعيت ملي فرانسه و برنار هنري لوي اداره كننده كنفرانس و آلكس گلدفارب نماينده سابق پارلمان اسرائيل و مشاور ايهود باراك وزير جنگ اسرائيل.

اين همه اسرائيلي خود را در قالب احزاب و شخصيت‌هاي مخالفان سوريه جا زده‌اند. اينان براي جبران كمبود حضور مخالفان سوريه، خود را در مقام مخالفان سوري قلمداد كردند تا بلكه ساركوزي براي فشار بيشتر بر سوريه تلاش بيشتري بكند. هر چند در شوراي امنيت، فرانسه كشوري است كه در روزهاي اخير بيشترين تلاش را براي تصويب پيش‌نويس قطعنامه‌اي عليه سوريه در كنار انگليس به كار گرفته است.

روزنامه السفير در خصوص اين افراد نوشت: كوشنر كه از مدافعان سرسخت حمله به عراق بود. هنري لوي كه محور فرهنگي لابي اسرائيل است. همه حاضران از كمبود امكانات غربي‌ها براي فشار بر سوريه و بشار اسد انتقاد كردند و گفتند ناتواني غرب براي دخالت در سوريه مانند دخالت در ليبي، سياستي دوگانه است.

السفير هم با بيان اينكه همه در اين كنفرانس، اسرائيلي بودند، نوشت كه «دوستان اسرائيل نتوانستند معارض مشهور يا بزرگ سوري را به خود جذب كنند جز ملهم الدروبي نماينده اخوان المسلمون سوريه كه در اين نشست حاضر شد».

اما آنچه در آخر بايد مطرح كرد اين است كه چرا دوستان اسرائيل تحت پوشش مخالفان سوريه در فرانسه كنفرانس برگزار مي‌كنند؟ و مهم‌تر از همه، برنار هنري لوي كيست كه با شور و هيجان بيشتري در مقايسه با ديگران براي سقوط رژيم قذافي تلاش مي‌كند؛ براي سرنگوني نظام سوريه مامور برگزار كنفرانس مي‌شود در حالي كه او پيش از اين در مصر، سودان، عراق و بسياري از كشورهاي ديگر فعال بوده است؟.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۵, ۱۵/تیر/۹۰
شماره ارسال: #38
آواتار
کنترل مدارس آرژانتين در دست دانش‎آموزان

دانش آموزان در شهر بوينس آيرس پايتخت آرژانتين، در اعتراض به کمبود سرمايه گذاري در مدارس و بخش تحصيل، کنترل مدارس را به دست گرفته‌اند.

[تصویر: rasouli20110706120158700.jpg]
خبرنگار پرس تي‌وي به نقل از يکي از دانش آموزان معترض در مدرسه کلوديا فاکنه گزارش داد: "کمبود سرمايه گذاري در بخش‌هاي زيرساختي، مستقيما به بودجه اندک بخش تحصيلي مربوط مي‌شود. زماني که سال گذشته کنترل بيش از 40 مدرسه را به دست گرفتيم، وزارت تحصيلات قول داد تا مشکلات‌مان را بررسي کند اما تقريبا از آن زمان تاکنون، کاري انجام نشده است."

وي توضيح داد که ساختمان مدرسه‌اش، امکانات خروج اضطراري، سقف و سرويس بهداشتي مناسب ندارد.

در حالي که دولت آرژانتين به دست گرفتن کنترل مدارس از سوي دانش آموزان را در نتيجه تحرکات و انگيزه‌هاي سياسي پيش از برگزاري انتخابات شهرداري‌ها مي‌داند، برخي از معلمان نيز تصميم گرفته‌اند از خواسته‌هاي دانش آموزان حمايت کنند.

يکي از معلمان شهر بوينس آيرس گفت: "خواسته‌ها عادلانه است. ممکن است با نوع اعتراض موافق نباشم اما معتقدم که به عنوان معلم، ما بايد در کنار دانش آموزان بايستيم."

در همين حال برخي از نمايندگان پارلمان آرژانتين با اشاره به حق اعتراض، بر اهميت بيشتر حق تحصيل نيز تاکيد کرده‌اند.

استبان بالريچ وزير تحصيلات بوينس آيرس گفت: "ما برنامه‌اي جامع را به اجرا گذارده‌ايم. امسال برنامه‌هاي سرمايه گذاري دو سال اخير را دو برابر کرده‌ايم."

دانش آموزان شهر بوينس آيرس که تظاهرات گسترده‌اي را تا آخر اين هفته برنامه‌ريزي کرده‌اند، مصمم هستند تا زماني که مقامات به خواسته‌هايشان توجه کنند، به در اختيار داشتن کنترل مدارس ادامه دهند.
Smile
http://www.presstv.ir/detail.fa/187843.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۲, ۱۶/تیر/۹۰
شماره ارسال: #39
آواتار
نگاهی به جريان‌هاي سياسي شيعه در عربستان


جریان‌های سیاسی طی تاریخ تشیع در عربستان سهم بسزایی در روابط شیعیان با حکومت سعودی داشته اند که عمده اين جريانات، پس از انقلاب اسلامي در ايران جان تازه اي يافته اند.

مشرق، موضع‌گیری‌های سیاسی اين جريانات نیز طی تاریخ، تأثیر چشمگیری بر جایگاه جامعه شیعه در حکومت گذاشته است. شناخت این جریان‌ها و تحولات درونی آنها به شناخت این جامعه و تحولات اندیشة سیاسی آنها جهت نیل به اهداف و حقوقشان و عوامل مؤثر بر آن کمک شایانی می‌کند.
در ذیل به جریان‌های سیاسی و تحولات رویکردی آنها و نقششان در جایگاه جامعه شیعه اشاره شده است.
[تصویر: 75075_880.jpg]
تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، مخالفت شیعیان با حکومت سعودی بیشتر به شکل مشارکت در جنبش‌های چپ‌گرا، مانند حزب غیرقانونی کمونیستی سعودی، یا جنبش‌های چپ‌گرای افراطی غیر‌قانونی دیگر، همچون حزب عمل سوسیالیستی عربی در جزیره عربی انجام می‌شد، به‌گونه‌ای که شیعیان، در جستجوی جنبشی جهان‌شمول و غیر‌فرقه‌ای، که آنان را بپذیرد، با جنبش بعثی عراق یا سوریه یا جنبش‌های مشابه فعال در خلیج فارس پیوند برقرار کردند.
در ادامه جنبش‌هایی که شیعیان در عربستان به راه انداختند و چگونگی شکل‌گیری آنها اشاره شده است.

جنبش مبلغان طلایه‌دار در قطیف
در دهه 1390ق (1970م) در کویت جنبش مبلغان طلایه‌دار با حمایت آیت‌الله محمد شیرازی و متأثر از اندیشه‌های وی و به ریاست محمدتقی مدرسی، که پایگاه آن مدرسة رسول‌الاعظم بود، کار خود را آغاز کرد.
مکتب فکری شیرازی درکل تفسیر جدیدی از اعتقادات فقه و تاریخ اسلام ارائه می‌کرد. افزون بر فعالیت‌های نمایندگان جنبش مبلغان‌ طلایه‌دار در قطیف، در دهة 1390 گروهی از فعالان عضو جنبش، که رهبری آن را شیخ الصفار و شیخ توفیق السیف برعهده داشت، فعالیت‌های خود را در قطیف آغاز کردند.
آنها در مباحث خود، موقعیت سیاسی امت اسلامی، نقد سیر‌مذهبی سنتی در میان شیعیان و اهمیت تحول روشنفکری در جهان اسلام را بازگو می‌کردند. افزون بر این فعالیت‌ها آنها به پخش کتاب، نشریه و نوارهای صوتی آیت‌الله شیرازی اقدام می‌نمودند. سرانجام فعالیت‌های اعضای جنبش، که با هدف آگاه ساختن شیعیان از وضعیت اجتماعی، اقتصادی و مذهبی جامعه و ترغیب آنها در نقد انفعالات در عرصة دین و سیاست انجام می‌شد، زمینة جنبشی سازمان‌یافته را فراهم کرد.

سازمان انقلاب اسلامی
این سازمان نیز که به تأثیر از عقاید سید محمد شیرازی تأسیس شد به جای حمایت از خشونت، خواستار تعلیم و آگاهی‌دادن به توده‌ها بود. شاخة سعودی این سازمان فعالیت خود را در سال 1395ق (1975م) علنی کرد.
رهبران سازمان به سهم جوانان و زنان اعتقاد خاصی داشتند. سازمان بیشتر افرادی از طبقة متوسط و پایین جامعه را به سوی خود جذب کرد و گستره عضویت خود را فقط به عربستان محدود نکرد. با الهام از پیروزی نهضت امام خمینی(رحمة الله علیه) و تعالیم نظریه‌پردازان جنبش مبلغان طلایه دار، رهبران سازمان موفق شدند حمایت‌های مردمی را کسب کنند و خشم و نارضایتی شیعیان را علیه رژیم هدایت کنند. چند ماه پیش از انتفاضة منطقه شرقی، الصفار حرکت اصلاح شیعی را سازمانی برای انقلاب اسلامی در شبه جزیره (منظم الثوره الاسلامیه فی جزیره العرب) نامید.
مهم‌ترین تحولی که پس از انتفاضه روی داد ظهور سازمان انقلاب اسلامی در محرم 1400ق (دسامبر 1979م) بود که فصلی نوین را در روابط میان شیعیان و حکومت رقم زد.
در سال 1408ق (1987م) کمیتة مرکزی جنبش تصمیم گرفت تا پس از صدور فرمان عفو عمومی به‌وسیلهپادشاه عربستان، بتدریج به کاهش تنش با رژیم سعودی اقدام کند. بدین ترتیب سازمان از یک گزینة افراطی و تهاجمی به دیدگاهی متعادل و مدرن تغییر جهت داد و علل آن نیز افزون بر پایان یافتن جنگ اول خلیج فارس، این بود که رهبران سازمان از پیام‌ها و تاکتیک‌های تهاجمی خسته شده و دریافته بودند که براساس واقعیت جمعیتی _ شیعیان نمی‌توانند انقلابی موفق را به راه اندازند و افزون بر آن الگوگیری از نمونة ایران نیز با واقعیت جامعة شیعی عربستان تناسب چندانی ندارد و با خشونت نمی‌توان به سازش بر سر مسائل مذهبی و سیاسی و اجتماعی رسید.
به گفتة شیخ حسن الصفار، که از رهبران این حرکت بود، آنها بعد از قیام حج توسط ایرانیان در سال 1408ق، به این جهت که به ابزاری در درگیری‌ها تبدیل نشوند و جانب‌دار حکومت ایران علیه دولت سعودی نگردند، تصمیم گرفتند از ایران خارج شوند.
در اوایل سال1412ق (1991م) سازمان انقلاب اسلامی برای حذف لحن انقلابی و مذهبی‌اش به «الحرکه الاصلاحیه» تغییر نام داد.

حرکت اصلاحیه
همان‌گونه که ذکر شد، سازمان انقلاب اسلامی در اوایل سال(1991م) به «الحرکه الاصلاحیه» تغییر نام داد و اعلام کرد که خود را جنبشی وطن‌پرست می‌داند.
اعضای جنبش، فعالیت رسانه‌ای بارزی را در لندن و واشنگتن سامان دادند و کتاب‌ها و نشریاتی منتشر کردند. افزون بر این آنها کمیتة بین‌المللی حقوق بشر را تأسیس، و با سازمان عفو بین‌المللی ارتباط برقرار کردند.
سرانجام دولت سعودی به چند دلیل، که از جملة آنها تحولات ایدئولوژیکی جنبش اصلاحیه از حالتی انقلابی به اصلاحی بود، حاضر شد با نمایندگان جنبش گفت‌وگو و مذاکره کند.
خواسته‌هایی که جنبش از دولت مطالبه کرد عبارت بودند از:
1. به رسمیت شناختن مذهب تشیع در کنار مذاهب اهل سنت؛
2. اجازه دادن به شیعیان برای بازسازی مرقد ائمة بقیع(علیه السلام) و ساخت مساجد؛
3. آموزش دینی شیعی در مناطق شیعه‌نشین؛
4. اجازة انتشار مجلات و جراید شیعی؛
5. تأسیس دادگاه مستقل شیعی برای رسیدگی به دعاوی آنان براساس مذهب جعفری و‌... . در سال1414ق (سپتامبر 1993م) هیئتی از جنبش اصلاحیه شامل توفیق السیف، جعفر الشایب، صدیق الجبران و عیسی مزعل وارد جده شدند و با ملک فهد دیدار کردند.
در پی گفت‌وگوها عکس‌العمل اعضای دولت به بسیاری از خواسته‌ها مثبت بود و قول‌هایی مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع ممنوعیت ورود و خروج شیعیان به کشور داده شد. در میان اعضای این جنبش نسبت به عملکرد دولت دیدگاه ها و مواضع گوناگونی وجود داشت. عده ای بر بازگشت به کشور و فشار از داخل به کشور دم می زدند، درحالی‌که عده ای دیگر، که اکثریت اعضای کمیتة مرکزی جنبش بودند، استدلال می‌کردند که بازگشت به کشور به خودی خود کافی نیست و جنبش برای فشار آوردن بر دولت برای سرعت بخشیدن به خواسته های بنیادین جامعهشیعیان کشور را ترک کرده است. با‌این‌حال پس از فرمان عفو عمومی در سال1414ق (1993م) بیشتر اعضای جنبش به کشور بازگشتند و از راه گفت‌وگو کوشیدند مطالبات و خواسته‌های شیعیان را پیگیری کنند.
این جنبش اصلاح‌طلب اسلامی شیعی، که بارزترین جنبش شیعی است، با مصالحه و تسامح در برابر نظام، تأکید بر تحکیم موقعیت شهروندی شیعه در حکومت و مبارزه صلح‌آمیز و سیاسی با هدف دستیابی به حقوق خود همانند شهروندان دیگر و مشارکت در ایجاد دموکراسی و اصلاح در کشور شناخته می‌شود. کاندیداهای غیررسمی این شبکه در انتخابات شورای شهر در سال 1426ق (2005 م) در شهرهای شیعه‌نشین تقریباً همة آرا را به دست آوردند.

حزب‌الله عربستان
از سازمان‌های شیعی دیگر در عربستان می‌توان به جمعیت حزب‌الله حجاز اشاره کرد که در منطقه به انصار خط امام خمینی(سلام الله علیها) معروف است.
این گروه در سال 1407ق (1987م) به دست تنی چند از روحانیان مشهور، از جمله شیخ هاشم الشکوس، شیخ عبدالرحمن الجُبیل و عبدالجلیل الما، تأسیس شد. حزب‌الله نسبت به مذاکرات با دولت سعودی مخالفت شدیدی نشان داد و تأکید کرد که باورهای اصلی حزب در وهله اول آن است که حکومت سعودی نمایندة همة جمعیت عربستان نیست؛ دوم، این حکومت واجد شرایط حکومت بر این کشور نیست؛ سوم دولت سعودی فاسد و دروغگوست و چهارم اینکه کل جمعیت عربستان، به‌ویژه شیعیان، باید با یکدیگر همکاری، و روابط خود را تقویت کنند و هوشیارانه برنامه‌های رژیم را زیر نظر بگیرند.
به اعتقاد گروه حزب‌الله حکومت به تعهداتش پایبند نخواهد بود و پیش از آنکه مخالفان از فشار خود بکاهند دولت باید حسن نیت خود را اثبات کند. سنت‌گرایان این گروه کوچک ترین گروه بندی سیاسی اسلامی شیعیان عربستان است. آنها متشکل از تعداد معدودی از روحانیان مستقل هستند که فاقد هرگونه سازمان دهی اصولی‌اند.
جناح محافظه کار درواقع مجموعه ای از فتاوای مذهبی صادر شده از سوی سیدابوالقاسم خویی، مرجع عالی‌قدر شیعه در نجف، را دستاویز خود قرار داده بودند، اینها معتقدند که جامعة شیعی در کل باید از سیاست ملی دوری کند و فقط بر امور جامعة شیعی متمرکز گردد. یکی از این روحانیان معترض شیخ نمر النمر، امام مسجدی در روستای عوامیه در شمال قطیف، است.

شیعیان لیبرال
شیعیان لیبرال سکولار، به همان میزان همتایان سنی خود، اقلیتی تقریباً کوچک در جامعة شیعی هستند. گرچه از میان آنها برخی همچون نبیل الخنیزی توجه‌های ملی و بین‌المللی را به خود جلب کرده‌اند، به‌طور کلی از نفوذ حاشیه‌ای برخوردارند.
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/54002...در-عربستان
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۰۲, ۱۷/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۰ ۱۸:۲۴ توسط محمود.)
شماره ارسال: #40
آواتار
انقلابيون يمن عليه ديكتاتور يمن تظاهرات كردند

انقلابيون يمن در پايتخت و شهر تعز با برپايي تظاهراتي شعار سرنگوني رژيم حاكم را فرياد زدند.
[تصویر: A1088051.jpg]
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، مخالفان صالح در دو شهر صنعاء و تعز شعار "نه به قيموميت خارجي " سر مي‌دادند و خواستار توقف مداخلات سعودي و آمريكايي در يمن شدند.

"محمد العسل " عضو كميته هماهنگي "جوانان انقلاب " كه مسئوليت برپايي اين تظاهرات را بعهده داشت هدف از ظهور علني صالح در صفحه تلويزيون را بالا بردن روحيه طرفداران ديكتاتور و افزايش فشارها عليه معارضان براي پذيرفتن اعطاي نقش سياسي به فرزند و برادرزاده‌هاي صالح دانست.

از سوي ديگر پس از ظهور علني ديكتاتور شماري از طرفداران او امروز جمعه در مقابل انقلابيون و مخالفان صالح در صنعاء تظاهرات كردند.

بر اساس اين گزارش، هواداران صالح در ميدان "سبعين " ضمن ابراز شادماني از بهبودي نسبي ديكتاتور يمن، با تيراندازي شادي خود را نشان دادند كه طي همين اقدام 4 نفر در صنعا و 3 تن در استان جنوبي "اب " كشته شدند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004170901

تظاهرات‌كنندگان ميدان‌التحرير: انقلاب ادامه دارد؛ سران رژيم بايد محاكمه شوند

تظاهرات سراسري و گسترده "جمعه پافشاري براي تصحيح مسير انقلاب " در مصر با حضور احزاب و جريان‌هاي سياسي درحال برگزاري است و تظاهرات‌كنندگان بر ادامه انقلاب تا تحقق همه خواسته‌هاي خود تاكيد دارند.
[تصویر: A1064674.jpg]
به گزارش فارس به نقل از رسانه‌هاي مصر، هزاران تظاهرات‌كننده مصري از اولين ساعات بامداد امروز به جمع اعتصاب كنندگان ميدان التحرير پيوستند تا تظاهرات "جمعه، اول فقرا " و " جمعه پاكسازي " را در اين ميدان با شكوه هرچه تمام‌تر برگزار كنند.

در تظاهرات امروز كه به دعوت ائتلاف جوانان انقلاب و جنبش‌هاي 6آوريل و جوانان عدالت و آزادي برگزار شد، جمع كثيري از احزاب و جريان‌هاي سياسي حضور داشتند.

تظاهرات‌كنندگان ميدان التحرير ضمن تاكيد بر تحقق اهداف انقلاب و خواسته‌هاي خود، از عصام شرف، نخست وزير مصر خواستند در كنار تظاهرات‌كنندگان در ميدان تحرير حضور داشته باشد. آنها همچنين خواستار محاكمه سران رژيم سابق از جمله حسني مبارك و وزير داخلي وي شدند.

تظاهرات‌كنندگان غير از آن با سردادن شعارهايي پرداخت غرامت به خانواده‌هاي شهداي انقلاب در برابر سكوت آنها را رد كرده و از شوراي عالي نظامي مصر خواستند، هرچه سريع‌تر محاكمه سران رژيم سابق و از جمله مبارك را آغاز كند.

در همين راستا كميته‌هاي مردمي ايجاد نظم و ترتيب در ميدان التحرير 4 نفر را كه مجهز به سلاح‌هاي سرد بودند، بازداشت كردند كه يكي از آنها رئيس پليس بركنار شده يكي از مراكز پليس قاهره بود. تظاهرات‌كنندگان اين 4 نفر را به نيروهاي امنيتي تحويل دادند.

در سوئز نيز هزاران شهروند سوئزي با ملحق شدن به جمع خانواده‌هاي شهدا در ميدان الاربعين اين شهر در ميان تدابير شديد امنيتي تظاهرات خود را برگزار كرده و بر محاكمه هرچه سريع‌تر و علني قاتلان جوانان انقلاب تاكيد كردند.

همچنين عبد الحميد اباظه، معاون وزير بهداشت مصر اعلام كرد: حدود 40 دستگاه خودروي آمبولانس و 8 مركز اورژانس مجهز به كادرهاي پزشكي در بخش‌هاي مختلف ميدان التحرير و ميدان سيمون بوليوار و در ميدان عبدالمنعم رياض كه تظاهرات مشابهي نيز در آن برگزار مي‌شود، مستقر شده‌اند تا در صورت نياز به كمك تظاهرات‌كنندگان بشتابد.

اين درحالي است كه پليس نظامي از بامداد امروز با استقرار در برابر موسسات و مراكز حساس دولتي موجود در ميدان التحرير امنيت اين مراكز و موسسات را از دستبردهاي احتمالي و اقدامات اغتشاش‌گرانه مزدوران تامين مي‌كنند.

"ائتلاف نيروهاي پليس " مصر نيز با انتشار بيانيه‌اي ضمن اعلام حمايت تظاهرات امروز از تمام افسران و نيروهاي تحت فرمان اين نيرو خواست در برخورد با تظاهرات‌كنندگان ضمن مراعات جانب پرهيز و احتياط از تظاهرات‌كنندگان و همچنين موسسات و مراكز دولتي در برابر اقدامات خرابكارانه مزدوران و اغتشاش‌گران حمايت كنند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004170752

اخبار ضد‌ونقيض درباره مرگ ولي‌عهد عربستان


رسانه‌هاي مختلف اخبار ضدونقيضي درباره وضعيت جسماني ولي‌عهد عربستان كه به دنبال عود كردن بيماري سرطان وي در بيمارستان نيويورك مورد عمل جراحي قرار گرفته است، گزارش مي‌دهند.
[تصویر: A0598257.jpg]
به گزارش فارس، پايگاه خبري سعودي "ايلاف " به نقل از يك كارمند كنسولگري عربستان در نيويورك اعلام كرد كه سلطان بن عبدالعزيز اخيرا مورد عمل جراحي قرار گرفته است.

اين منبع به جزئيات اين خبر از جمله تاريخ عمل جراحي يا نتيجه عمل اشاره نكرده است.

خبرگزاري رسمي عربستان در نيمه‌هاي ژوئن گذشته( دو هفته پيش) اعلام كرد كه ولي‌عهد 85 ساله اين كشور براي انجام برخي معاينات پزشكي در سفري ويژه به آمريكا رفته است.

بر اساس نتايج اوليه آزمايش‌هايي كه بر روي ولي‌عهد در رياض انجام شده بود، سرطان دستگاه گوارش وي كه بعد از چندين عمل جراحي در آمريكا رو به بهبودي بود، بار ديگر بازگشته است.

شاهزاده سلطان كه از نوامبر سال 2008 براي درمان به آمريكا و سپس مغرب رفته بود، اواخر ماه نوامبر گذشته قبل از سفر طولاني‌مدت ملك عبدالله به آمريكا به رياض بازگشت.

اين در حالي است كه پاگاه خبري "وطن " كه از آمريكا منتشر مي‌شود امروز به نقل از برخي منابع آگاه حتي از مرگ ولي‌عهد عربستان در يكي از بيمارستان‌هاي آمريكا خبر داد.

اين منابع گفتند كه شاهزاده سلطان به دنبال وخامت حالش پس از پخش شدن توده‌هاي سرطاني در نقاط مختلف بدنش از جمله در مغز وي ، درگذشته است.

منابع معارض عربستان در گفت‌‌وگو با پايگاه خبري "اسلام‌تايمز "، نيز تصريح كردند خبر مرگ ولي‌عهد فردا شنبه در رسانه‌هاي عربستان منتشر مي‌شود تا خاندان آل سعود براي اعلام عزاي عمومي و ديگر برنامه‌ها تدارك ببينند.

رسانه‌هاي منطقه و جهان با اشاره به وخامت وضع جسمي "سلطان بن عبدالعزيز " ولي‌عهد عربستان و سفر درماني وي به آمريكا تاكيد كرده بودند كه معالجات اوليه نشان مي‏دهد بيماري سرطان دستگاه گوارشي سلطان بن عبدالعزيز دوبار عود كرده و اين امر نگراني‏ها در عربستان را درباره جنگ قدرت افزايش داده است.

بنابر گزارش‏ها، ممكن است فضاي قدرت در عربستان دچار تنش شود، زيرا "عبدالرحمن بن عبدالعزيز " معاون وزير دفاع به حكم اينكه بزرگ‏تر از "نايف بن عبدالعزيز " است مدعي ولايت عهدي است. نزديكي بيش از حد عبدالرحمن به ملك عبدالله و ظهور مكرر وي در رسانه‏ها مؤيد اين موضوع است. اين در حالي است كه منابع داخل خاندان پادشاهي عربستان ولايت‌عهدي را حق نايف مي‏دانند زيرا درباره آن قبلا توافق ضمني حاصل شده است.

نگراني سعودي‏ها فقط درباره وضع جسماني سلطان بن عبدالعزيز نيست بلكه سلامتي ملك عبدالله هم تعريفي ندارد و مدت‏هاست كه از درد كمر رنج مي‏برد و اخيرا در برابر رسانه‏ها با قد خميده ظاهر شده است، اما با اين اوصاف همچنان مانعي براي جنگ قدرت شاهزادگان است.

به اعتقاد بسياري از سعودي‏ها سلسله مراتب قدرت در عربستان به تصميمات هيأت بيعت و شوراي خاندان سلطنتي مربوط مي‏شود. ملك عبدالله دستور زمان برگزاري شوراي خاندان آل سعود را پايان ماه رمضان اعلام كرده است و هزاران شاهزاده قرار است در اين مراسم شركت كنند.

امير منطقه رياض مسئول اين گردهمايي گسترده است، شوراي خاندان سلطنتي مسئول امور خاندان آل سعود است كه هم اكنون رياست آن با "سلمان بن عبدالعزيز آل سعود " است و منابع آگاه از احتمال جدال فراوان در حين برگزاري شوراي خاندان سلطنتي خبر مي‏دهند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004170650
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آخرین اخبار از مسجد الاقصی مهدی 40 13,156 ۲۵/مرداد/۹۵ ۲۳:۵۶
آخرین ارسال: میثم2
  آخرین اخبار از سخنرانی و بازتاب سخنرانی های دکتر احمدی نژاد محمود 41 9,889 ۲۱/تیر/۹۲ ۱۲:۳۰
آخرین ارسال: soshiant
  آخرین اخبار از امام موسی صــــدر علائم ظهور 65 20,837 ۱۱/مهر/۹۱ ۱۲:۱۳
آخرین ارسال: عاشورايي

پرش در بین بخشها:


بالا