کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امنیت اجتماعی پس از ظهور
۱۳:۴۳, ۶/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/خرداد/۹۳ ۱۴:۲۰ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

طرح اجمالی

عنوان، امنیت اجتماعی پس از ظهور

فرضیه، حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این امتیاز بزرگ را دارد که امنیت را در تمامی جنبه‌ها برقرار خواهد کرد.

معنای لغوی امنیت، واژه امنیت برگرفته ازماده‌ی «امن» به معنای ایمنی، بی‌هراسی، اطمینان، آرامش وآسودگی است.

معنای اصطلاحی امنیت، امنیت در بعد عینی فقدان تهدیدات نسبت به ارزش‌ها، منافع و اهداف و در جهت ذهنی، فقدان ترس از این که این بنیان‌های ملی (ارزش‌ها، منافع، اهداف) مورد هجوم واقع بشوند. (شرح بیشتر امنیت در این ارسال آورده شده است. http://forum.bidari-andishe.ir/thread-33...#pid276017)

سوال اصلی، امنیت اجتماعی پس از ظهور چگونه خواهد بود؟

سوال‌های فرعی،
1. امنیت اجتماعی چیست؟
2. جنبه‌های تأثیر گذار در امنیت چیست؟
3. آیا امنیت در جنبه‌ی نظامی، نقشی در امنیت اجتماعی خواهد داشت؟
4. چه مسایلی در جنبه‌ی اقتصادی، در مسأله امنیت اثرگذار است؟
5. وفور و فراوانی نعمت چه تأثیری در امنیت خواهد داشت؟
6. آیا در قرآن به نمونه‌هایی از موارد مربوط به امنیت اشاره شده است؟
7. آیا در سخنان معصومین به نمونه‌هایی از عدل و امنیت پس از ظهور اشاره شده است؟
8. آیا رشد و بلوغ فکری و تربیت انسان تأثیری در رفتار اجتماعی او با دیگران خواهد داشت؟
9. نقش حکومت جهانی ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ که با دین واحد و قانون الهی واحدی حکومت خواهد کرد؛ در امنیت چیست؟

تعریف و تبیین، گفتنی است که به علت گستردگی مباحث و ابعاد امنیتی در این مقوله به مهمترین آن‌ها اشاره می‌شود، سپس در هر بعد، برترین چالش‌های امنیتی پیش روی جهان معاصر بررسی می‌گردد و در آخر، با استناد به آیات و روایات بعد امنیتی در حکومت مهدوی، اثبات خواهد شد.

امضای MohammadSadra
كَلّا إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۷, ۷/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۳ ۱۱:۵۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #2
آواتار
مقدمه
امنیت از نیازهای اولیه‌ی زندگی بشر به شمار می‌رود که از دیرباز مورد توجه و از دغدغه‌های بشر بوده است. بنابراین به راحتی می‌توان ادعا کرد که تاریخی به درازای زندگی بشر دارد و اگرچه در طول دوران‌های مختلف ابعاد و ابزار آن متحول شده، انکار وجود آن دشوار است. تلاش فردی و دسته جمعی بشر در تاریخ برای تأمین آن شاهدی بر این مدعاست. برای مثال تأسیس جامعه‌ی ملل و سپس سازمان ملل از نمونه‌های اصلی تلاش انسان غربی در این عرصه است. البته چنین طرح‌هایی چندان ثمربخش و مفید نبوده و وقوع جنگ‌های بین‌المللی و رقابت‌های تسلیحاتی، حکایت از ناتونی این سازمان‌ها در تأمین صلح و امنیت جهانی دارد.

امنیت در لغت و اصطلاح
واژه‌ی امنیت برگرفته از ماده‌ی «امن» در لغت به معنای ایمنی، بی‌هراسی، اطمینان، آرامش و آسودگی است. اما در اصطلاح با توجه به گستردگی علوم انسانی، تعریف بسیاری را می‌پذیرد برای مثال چنین تعریف‌هایی را ارائه می‌دهند.
1. وجود اطمینان به سلامت تن، مال، جان، ناموس
2. پیش‌بینی و تدارک کمک دولت برای تامین نیازهای مردم در نتیجه‌ی بیماری بیکاری و سالمندی
3. امنیت در بعد عینی فقدان تهدیدات نسبت به ارزش‌ها، منافع و اهداف و در جهت ذهنی، فقدان ترس از این که این بنیان‌های ملی (ارزش‌ها، منافع، اهداف) مورد هجوم واقع بشوند. (شرح بیشتر امنیت در این ارسال آورده شده است. بررسی ابلاغ سیاست‌های کلی «جمعیت» از طرف امام خامنه اي)
و نیز آمده، امنیت وضعیت مطلوب را گویند که مردم یک جامعه، در آسایش و به دور از ترس و ارعاب، به حیات اجتماعی خود ادامه می‌دهند. در مجموع می‌توان امنیت را، فقدان تهدید ذهنی و فیزیکی در عرصه‌های مختلف زندگی بشر دانست.

انواع امنیت و جایگاه آن در حکومت مهدوی
همه‌ی انسان‌ها امنیت را رکن اساسی زندگی بشر می‌دانند و برای تأمین آن به صورت فردی و جمعی تلاش فراوانی می‌کنند. گستردگی حوزه‌ی امنیت علاوه بر جنبه‌ی نظامی جنبه‌هایی چون اقتصاد، فرهنگ، علم و قضاوت و ... را در بر می‌گیرد.
نظریه‌پردازی‌های جدید، توجه جهان امروز را به این مقولات نشان می‌دهد. بر اساس اعتقاد مسلمانان دین اسلام هم، امنیت بشر را تنها در یکی از حوزه‌های اخلاق یا اقتصاد و مانند آن نمی‌بیند بلکه مجموعه‌ای از مقولات امنیتی را در شکل‌گیری ساختار امنیتی موفق، دخیل می‌داند. ضعف‌های حوضه‌ی نظری یا عملی بشر، اجازه موفقیت کامل در عرصه‌ی ایجاد امنیت را نداده و تلاش آدمی در ایجاد ساختار امنیتی همواره با موفقیت، قرین نبوده است. حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این امتیاز بزرگ را دارد که امنیت را در تمامی جنبه‌ها برقرار خواهد کرد.
به علت گستردگی مباحث امنیتی، در این بحث تنها به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود. ابتدا برترین نمود‌های چالش‌های امنیتی پیش روی جهان معاصر بررسی می‌گردد، سپس با استناد به آیات و روایات این بعد امنیتی در حکومت مهدوی اثبات خواهد شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۴, ۸/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۳ ۱۱:۵۲ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #3
آواتار
امنیت در بعد نظامی
تصور این واژه در بدو امر منعکس کننده‌ی بعد نظامی مسئله، یعنی ایمنی از جنگ و تصلیحات نظامی است، چنان که تعاریف سنتی این واژه در دنیای غرب بر قدرت و صلح متمرکز است، اما امروزه با تحولات اساسی که در جامعه رخ داده و با اهمیت یافتن سایر حوزه‌های امنیتی، چنین برداشتی کلاسیک محسوب می‌شود.

گرایش برای به حاشیه راندن نیرو‌های نظامی در معاملات امنیتی، از جریان سیاسی تاریخی سرچشمه می‌گیرد که تأسیس جامعه‌ی ملل و سازمان ملل متحد تجلی آن است.

منتقدان مفهوم سنتی امنیت [امنیت به معنی فقدان تهدیدات نظامی] معتقدند که عناصر و مولفه‌های جدید امنیتی، اقتصاد، دانش فنی، محیط زیست و ... هستند. در این میان عامل اقتصاد مهم‌تر است. گروهی از اندیش‌ورزان [مارکسیست‌ها] عدم مساوات اقتصادی را منشا همه تهدیدها می‌دانند و گروهی دیگر با عنایت به وضعیت کشورهای جهان سوم از تهدیدهای ویژه‌ای چون ملت سازی، سلامتی و تامین قضایی نام می‌برند. با وجود این بی‌گمان تهدیدهای نظامی اولویت خود را در مسائل امنیتی از دست داده و مولفه‌های دیگری در این عرصه خودنمایی کرده‌اند.

با این تفاسیر امنیت را واژه‌ای فراگیر شامل ابعادی چون اقتصاد، فرهنگ، سیاست، اجتماع، حقوق و محیط زیست می‌دانیم که غفلت از هرکدام می‌تواند منبع عمده‌ای برای ناامنی باشد. لذا برای ترسیم هر استراتژی موفق امنیتی علاوه بر توجه به تمام واقعیات در راستای تامین حداکثر منافع و مصالح و اهداف ملی، عنایت به تمامی موارد بالا الزامی می‌باشد. گفتنی است، اگرچه ابعاد و حوزه‌های امنیتی متحول گشته مسئله تامین امنیت هنوز در راس اهداف دولت‌هاست و در حوزه مطالعات داخلی کشورها همچنین در حوزه بین‌المللی اهمیتی روزافرون یافته است.

پ.ن.
همانطور که گفته شد برخی از اندیشمندان جهان سلطه به ملت سازی به عنوان تهدیدی برای امنیت خود نگریسته و تمهیداتی را برای رفع این تهدید، جهت رسیدن به امنیت خود اندیشیده اند. از این رو سیاست های پیش گیرانه ای در این زمینه اتخاذ کردند که نمونه ای از آن را برادر برگوار جناب آقای املشی در تاپیک هولوکاست نوین (بررسی سند محرمانه NSSM 200) معرفی کردند.
نباید فراموش کرد که برای این اندیشمندان ما نیز به عنوان کشور جهان سوم محسوب می شویم و مستثنی از قائده کنترل نیستیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۴, ۹/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۳ ۱۳:۵۹ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #4
آواتار
جایگاه امنیت در نظام سیاسی اسلام

امنیت در گفتمان سیاسی اسلام شباهت بسیاری به سلامت دارد و احادیث اسلامی، آن‌ها را دو نعمت ناشناخته نامبرده‌اند. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است، امنیت و سلامت دو نعمت‌ هستند که بسیاری از مردم در آن مغبونند.

امنیت در اندیشه حضرت علی علیه السلام علاوه بر همه جانبه بودن، مقدمه‌ی برقراری عدالت و آزادی در جامعه است.

اسلام امنیت را یکی از اصول زندگی و حالتی اجتناب ناپذیر در زندگی جمعی، و عنصری ضروری در بهره‌وری از مزایا و مواهب حیات و نیز زمینه‌ساز تکامل و ارتقای بشر تلقی کرده و آن را از مقدس‌ترین آرمان‌های بشری یاد کرده است. چنان که در آیه‌ی 55 سوره‌ی نور می‌فرماید: «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد، همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین خود قرار داد، و آن دینی که برای ایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند». امام صادق (علیه السلام) در معنای آیه فرمودند: «این آیه درباره‌ی قائم و یارانش نازل شده است».

حضرت علی علیه السلام اسلام را رمز امنیت می‌شمارد و می‌فرماید: «خداوند اسلام را برای گروندگانش رمز امنیت خواست».

بنابراین اسلام، امنیت را شرط حرکت عظیم اجتماعی برای ملت و زمینه‌ساز پیشرفت‌های مادی و معنوی می‌داند و از منظر اسلام، می‌توان امنیت را سلامتی و مصونیت از هر تهدیدی دانست. هر حکومت و جامعه‌ای برای تحقق اهداف خود نیازمند ایمنی از تهدیدات است. حکومت اسلامی نیز از این امرمستثنا نیست. حکومت مهدوی، آیینه‌ی تمام‌نمای حکومت اسلام است و در زمان تحقق خود، تجلی بخش حوزه‌های مختلف امنیتی خواهدبود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۴۷, ۱۰/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۳ ۲۰:۲۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #5
آواتار
امنیت اقتصادی

ارتباط میان اقتصاد و امنیت، ارتباطی تازه و نویی نیست. بهبود وضع اقتصادی و تأمین امنیت دو هدف اصلی همه‌ی نظام‌هاست. گفتنی است، پس از افول نظریه‌ی امنیت نظامی، اقتصاد جایگاه فراگیرتری یافت و لذا، منازعات نظامی جای خود را به رقابت‌های اقتصادی داد. اقتصاد در هر زمانی تامین کننده‌ی معاش مردم بوده و به اموری چون منابع طبیعی، نیروی انسانی، تلاش و فعالیت بشری وابسته است.

از چالش‌های اصلی در این عرصه می‌توان به نابرابری‌های اقتصادی، کمبود منابع، غارتگری‌ها و انتقال منابع به سایرحوزه‌های امنیتی اشاره کرد که در جهان معاصر، نمودهای عینی آن وجود دارد. طبقات مختلف اقتصادی فقیر و غنی، نابرابری‌های اقتصادی و توزیع ناعادلانه را می‌نماید. غارت‌گری‌های امپریالیسم جهانی، موجب کمبود منابع در کشور‌های ضعیف گردیده و نظامی‌گری در عرصه‌ی داخلی و بین‌المللی، که بسیار به پشتوانه‌ی اقتصادی نیاز دارد، باعث انتقال ثروت‌های ملل به این حوزه شده است.

تمامی این مشکلات به دنبال خود ناامنی‌های اقتصادی به بار می‌آورد و اقتصاد ضعیف، پیامدهای دیگری چون ضعف و ناتوانی در جریان رقابت‌های بین‌المللی، تحدید قلمرو نفوذ در سیستم بین‌المللی، افزایش آسیب‌پذیری دولت‌ها در رویارویی با تهدیدها و نارضایتی عمومی در داخل کشور را در بر دارد. بنابر آیات و روایات حکومت صاحب الزمان (عج الله) از این ناامنی‌ها به دور است.

در خصوص وجود منابع طبیعی باید گفت که ظهور حضرت مهدی کلید گشایش گنج‌های زمین و آسمان است . از رسول خدا صلی الله روایت شده که فرمود: «مهدی عج الله در امت من است. پیروان من در آن زمان نعمتی میابند که هرگز همانند آن زمان نعمت را نیافته‌اند زمین خوردنی‌های خود را عطا نموده و چیزی از آن اندوخته نمی‌کند ثروت در آن روز مانند خرمن جمع‌آوری می‌شود».

مؤلفه‌ی دیگر در امنیت اقتصادی، توزیع عادلانه‌ی ثروت میان مردم است. امام باقر می‌فرمایند: «وقتی قائم اهل بیت قیام کند، اموال را به مساوی تقسیم کند و در میان خلق به عدالت رفتار می‌نماید» . پیامبر اکرم صلی الله فرمود: «شما را به مهدی بشارت می‌دهم که در امت من بر انگیخته خواهد شد و اموال را به درستی تقسیم می‌کند».

با اعمال عدالت در عرصه‌ی اقتصاد، عوامل مهم بی ثباتی و ناامنی که همان نارضایتی عمومی است از بین خواهد رفت. در پایان این مبحث به کلام زیبای امیرالمومنین علیه السلام اشاره می‌کنیم. زمین میوه‌های خود را (معادن طلا و نقره) برای او بیرون می‌ریزد و کلید‌هایش را به او می‌سپارد. او روش عادلانه در حکومت حق را به شما می‌نمایاند و کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله را که تا آن روز متروک مانده‌اند زنده می‌کند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۴۵, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام بر امان زمين و آسمان
[تصویر: babolgif-5.gif]

امضای aboutorab
غدیر "
«مظلوم ترین حقیقت خاک خورده تاریخ»
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۳, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #7

به نام خدا

دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عليه السلام)، بدون شك، والاترين، شكوفاترين و ارجمندترين فصل تاريخ انسانيّت است. دورانى كه وعدههاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان وراثت صالحان عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه شكوه مندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود .

در احاديث مختلفه، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است


ـ حاكميت اسلام در سراسر هستى

امام باقر (عليه السلام) در تفسير اين آيه از قرآن كريم مى فرمايد :
« و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدّين للّه»
تأويل اين آيه هنوز نيامده است. پس زمانى كه تأويل آن فرا رسد،
آنقدر از مشركين كشته مى شوند تا بقيّه، خداى عزّوجلّ را به آيين توحيد پرستش نمايند
و هيچ آثارى از شرك باقى نماند، و اين امر در قيام قائم ما، تحقق خواهد يافت ».


امام
صادق (عليه السلام) نيز فرمود: «اذا قام القائم لايبقى أرض اِلاّ نودى فيها شهادة أن لا اِله اِلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه ».

« زمانى كه حضرت قائم قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند مگر اينكه نداى شهادتين ـ لا اِله اِلاّ اللّه و محمد رسول اللّه ـ در آن طنين اندازد ».


ـ اقامه كامل حدود الهى

امام كاظم (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه «يحيى الأرض بعد موتها» با اشاره به قيام حضرت مهدى (عليه السلام) فرمود :
« مراد اين نيست كه خداوند زمين را با باران زنده مى كند، بلكه خداوند مردانى را بر مى انگيزد كه زمين را با احياى عدالت و اقامه حدود الهى زنده مى سازند ».


ـ احياى قرآن و معارف قرآنى

اميرالمؤمنين (عليه السلام) با اشاره به قيام حضرت مهدى (عليه السلام) فرمودند :
« كأنّى أنظر إلى شيعتنا بمسجد الكوفة. و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون النّاس القرآن كما أنزل
« گويا شيعيان ما اهل بيت را مى بينم كه در مسجد كوفه گرد آمده و خيمه هايى زده اند و در آنها قرآن را آنچنانكه نازل شده است به مردم مى آموزند ».

مولا على (عليه السلام) در خطبه اى ديگر، درباره عمل كَردِ حضرت مهدى(عليه السلام) پس از ظهور فرمودند:
« يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى
« آن هنگام كه مردم هدايت را تابع هواى خويش قرار داده باشند، او مى آيد و خواسته هاى نفسانى را به تبعيّت از هدايت مى كشاند و آن زمان كه مردم قرآن را مطابق نظر و رأى خود توجيه كرده باشند، او مى آيد و رأى و انديشه را به خدمت قرآن مى گيرد و آن را در مطابقت با قرآن شكل مى بخشد ».


ـ گسترش عدالت و رفع ستم

رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
« المهدى من ولدى، تكون له غيبة. ادا ظهر يملأ الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً

« مهدى(عليه السلام) از فرزندان من است. او را غيبتى هست. زمانى كه ظهور كند، زمين را از قسط و عدل پر سازد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد ».
اين حديث و نظاير آن، در كتب شيعه و سنى، از شهرت و تواتر فوق العادهاى برخودار است. و در اغلب آنها عناوين قسط و عدل در كنارهم آمده است كه يقيناً فرق هايى با يكديگر دارند
مانند اينكه گفته اند: عدل اعم از قسط است.
قسط فقط رعايت حق ديگران است
و عدل، رعايت حق همه چيز و همه كس
قسط فقط در مورد ديگران بكار مى رود و عدل در مورد رابطه انسان باخود، باخدا و با ديگران
قسط ضد جور است و عدل ضد ظلم



ـ تجديد اسلام

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اذا قام القائم (عليه السلام) دعا الناس إلى الاسلام جديداً ».
« زمانى كه حضرت قائم (عليه السلام) قيام مى كند مردم را مجدّداً به اسلام فرا مىخواند ».

دوران پر فراز و نشيب پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و روى كار آمدن اسلام خلافت، موجبات تحريف و توجيه مبانى اسلامى و معارف دينى را فراهم كرد
و دور ماندن مردم از اهل بيت (عليهم السلام) كه پاسداران حريم اسلام ناب محمّدى بودند، خصوصاً در دوران غيبت طولانى امام زمان(عليه السلام)، چنان فكر و انديشه مسلمين را با حقايق وحى بيگانه كرد

امام صادق (عليه السلام) به دنبال همان فرمايش فوق مى فرمايد :

« او دوباره مردم را به اسلام دعوت مى كند و به امرى هدايت مى كند كه از ميان رفته است و مردم، از مسير آن گمراه شده اند. همانا حضرت قائم (عليه السلام) ، « مهدى» ناميده شده است به خاطر آنكه به امرى گم شده هدايت مىكند و «قائم » ناميده شد از آن رو كه به «حق» قيام مى كند ».
امام باقر(عليه السلام) در باره سيره حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود :
« آنچه را پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) انجام داد او نيز انجام مى دهد، بنيان هاى پيشين را در هم مى شكند، چنان كه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم ) امر جاهليت را در هم شكست، و او اسلام را دوباره از سر مى گيرد. «و يستأنف الاسلام جديداً ».

وب سایت مسجد مقدس جمکران
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۰, ۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8

كمال دانش و معرفت:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «علم بيست و هفت حرف است ـ بيست و هفت قسمت دارد ـ همه معارفى كه پيامبران صلوات اللّه عليهم آورده اند، دو حرف است. پس مردم تا امروز بيش از اين دو حرف را نشناخته اند.
«فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة و العشرين حرفاً فبثَّها فى النّاس و ضممّ اليها الحرفين»
پس زمانى كه قائم ما قيام كند بيست و پنج حرف ديگر را ظاهر ساخته و با آن دو حرف قبلى ضميمه ساخته و در بين مردم منتشر گرداند».

ابزار دانش اندوزى آنچنان گسترش مى يابد و فراگيرى معارف آنقدر آسان مىشود كه همگان در همه جا به زينت علم و معرفت دست مى يابند و از دانش يكديگر بى نياز مى شوند.

امام باقر (عليه السلام) فرمود
«تؤتون الحكمة فى زمانه، حتّى أنّ المرأة لتقضى فى بيتها بكتاب اللّه تعالى و سنّة رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم )».
« در زمان حضرت مهدى (عليه السلام)، به دانش و حكمت دست مى يابيد تا آنجا كه زن در خانه اش، بر اساس كتاب خداى تعالى و سنّت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) قضاوت مى كند ».

و اميرالمؤمنين (عليه السلام) درباره دوران پس از ظهور مهدى (عليه السلام)فرمود :
« يُقذف فى قلوبهم العلم، فلايحتاج مؤمن إلى ماعند اخيه من علم ».
«دانش در دلهاى مؤمنين انداخته مى شود، در آن زمان مؤمن، نيازى به دانش برادر ايمانى خويش پيدا نمى كند».

رشد عقلى

امام باقر (عليه السلام) فرمود:
«اذا قام قائمنا وضع اللّه يده على رئوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم
».
« آن زمان كه قائم ما (عليه السلام) قيام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان گذارد و بدين وسيله عقول آنان را جمع كند و سامان بخشد و فكر و انديشه آنان را كامل گرداند ».

اگر كلام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را ـ در آنچه نسبت به اهميت عقل و نقش حياتى آن ذكر شد ـ باور داشته باشيم، بهترين ره آورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) را در همين ويژگى جستجو مى كنيم. از آن رو كه ريشه همه مشكلات ما ـ در نفس ابتلاى به غيبت و در خسارت هايى كه به دنبال غيبت مولايمان دامن گيرمان شده ـ در كم سويى نور عقل، و تيرگى آيينه انديشه صحيح است.

امنيّت و آسايش

در زمان او «گوسفند وگرگ» و «گاو و شير» و «انسان و مار» به امنيت مى رسند از صحف ادريس (عليه السلام) نقل شده :
«در زمان خروج قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) امنيت به زمين بخشيده مى شود، ضرر رسانيدن و ترس از يكديگر از بين مى رود. درندگان و حيوانات اهلى بين مردم زندگى مى كنند و برخى از آنان برخى ديگر را آزار نمى رسانند ».

اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود:
«تمشى المرئة بين العراق و الشام لاتضع قدميها اِلاّ على النبات و على رأسها زينتها. لايهيجها سبع ولاتخافه
».
« در دولت حضرت مهدى (عليه السلام) زنى بين عراق و شام راه مى پيمايد در حالى كه گامش را ـ از كثرت آبادانى زمين ـ جز بر سبزه و گياه نمى نهد. و با اينكه زينت و زيور خويش را بر سر و چهره دارد هيچ درنده اى به او حمله نمى كند و آن زن ـ در اثر اطمينان به امنيّت موجود ـ ترسى به دل راه نمى دهد ».

يگانگى و اتحاد و محبّت

اميرالمؤمنين (عليه السلام) از رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) مى پرسد:
آيا مهدى (عليه السلام)از بين ما، خاندان محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) است يا از غير ماست؟
رسول خدا مى فرمايد

«نه; بلكه از بين ماست. خداوند دين را به او خاتمه مى بخشد چنانكه به ما آغاز فرمود. و مردم به وسيله او از فتنه ها رهايى مى يابند چنانكه به وسيله ما از شرك نجات يافتند. و خداوند به وسيله او بعد از دشمنى و فتنه، الفت برادرانه ايجاد مى كند چنانكه بوسيله ما بعد از دشمنى شرك، الفت در دين ايجاد فرمود.»

و اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: «و يؤلّف به بين القلوب المختلفه ».
«و خداوند به وسيله حضرت مهدى (عليه السلام) بين دلهاى مختلف، الفت و دوستى ايجاد مى كند ».

و در حديثى ديگر فرمود: «لوقد قام قائمنا، لأنزلت السماء قطرها ولأخرجت الأرض نباتها و اذهبت الشحناء من قلوب العباد ».
«اگر قائم ما قيام نمايد، آسمان، بارانش را نازل كند و زمين، گياهانش را بروياند و كينه و دشمنى و ستيزه جويى از دلهاى بندگان برود ».


تطهير زمين از گناه

امام صادق(عليه السلام) در بيان حال مردم پس از ظهور مهدى(عليه السلام)فرمود :
« و لا يعصون اللّه عزّوجلّ فى ارضه» در زمين به نافرمانى خدا نمى پردازند .


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۸, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #9

کاش امام زودتر ظهور نماید تا چشمان ما با دیدن پیکر پاکشان نورانی شود و دنیا غرق شادی و امنیت گردد.

امضای rentcar
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا