کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
"شرح دعای سحر - از لسان حضرت آیت الله مظاهری"
۱۴:۳۹, ۱۸/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۵:۴۰ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ
مقدمه
در تمام سال، ماهى به عظمت ماه پربرکت رمضان نیست; زیرا ماهى است که خداوند آن را جهت اهداى بالاترین هدیه خود به جهان بشریّت، یعنى «قرآن مجید» برگزیده است.
از سوى دیگر، ماهى است که شب قدر در آن واقع شده، شبى که مقدّرات یکسال انسانها - بر حسب شایستگى ها و لیاقت هایشان - تعیین مى گردد و عبادت آن برتر از عبادت هزار ماه است!
از سوى سوم، بهار عبادت و ماه تعلیم و تربیت، ماه طهارت و پاکى، و ماه تقوا و خودسازى است; ماهى که مراحل قرب الهى و سیر و سلوک الى اللّه را با گام هاى سریع و استوار مى توان پیمود.
در اهمّیّت این ماه همین بس که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در آستانه ماه مبارک رمضان طىّ خطبه اى چنین فرمود:
«اى مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورده; ماهى که نزد خدا برترین ماه هاست، روزهایش برترین روزها، و شبهایش برترین شبها، و ساعاتش برترین ساعات است.
ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید، و مورد کرامت و احترام الهى قرار گرفته اید; نفس هاى شما در آن حکم تسبیح را دارد، خواب شما در آن عبادت، عمل شما مقبولِ (درگاه الهى) و دعاى شما در آن مستجاب است!
خوشبخت و سعادتمند کسانى هستند که ارزش والاى این ماه را بشناسند و از برکاتِ بى پایان آن بهره گیرند و مشکلات معنوى و مادّى خود را به برکت روزه ها و عبادات در این ماه حل کنند.
اما از پربارترین دعاهایی که توصیه فراوان به خواندن آن در سحرهای ماه مبارک رمضان شده است، دعای سحر می باشد که دارای مضامین ارزشمند و در سلوک الی الله بسیار کمک می کند و توجه به معانی آن، معارف توحیدی ناب و خالص را به ما می آموزد.
درباره این دعای با عظمت، از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: این دعا را امام محمد باقر(علیه السلام) در سحرهای ماه مبارک رمضان می خواندند و می فرمودند: اسم عظم الهی در آن است و در سرعت اجابت دعا بسیار موثر است.[1]
حال با توجه به نکات ذکر شده بر آن شدیم تا بیست و چهار فراز این دعای عظیم الشان را از لسان حضرت آیت الله مظاهری شرح دهیم.

فراز اوّل - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ بَهآئِكَ بابْهاهُ‏ وَكُلُّ بَهآئِكَ بهىٌّ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِبَهآئِكَ كُلِّهِ.
فرازدوّم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِا جْمَلِهِ‏ و كُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّه.
فرازسوم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ جَلالِكَ بِاجَلّهِ‏ وَ كُلُّ جَلالِكَ جَليل اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِجَلالِكَ كُلّهِ.
فرازچهارم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاعْظَمِها وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظيمَةٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها.
فراز پنجم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه‏ وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّهِ.
فرازششم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِا وْسَعِها وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَة اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها.
فرازهفتم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ كَلِماتِكَ بِاتَمِّها وَ كُلُّ كَلِماتِكَ تامَّةٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِكَلِماتِكَ كُلِّها.
فرازهشتم - انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ كَمالِكَ بِاكْمَلِهِ‏ وَ كُلُّ كَمالِكَ كامِلٌّ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِكَمالِكَ كُلِهِ.
فرازنهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ اسْمآئِكَ بِاكْبَرِها وَ كُلُّ اسْمآئِكَ كَبيرَةً اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِاسْمآئِكَ كُلِّها.
فرازدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عِزَتِكَ بِاعَزِّها وَ كُلُّ عِزَتِّكَ عَزيزَةً اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعِزَّتِكَ كُلِّها.
فراز يازدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِمَشِيَّتِكَ كُلِّها وَ كُلُّ مَشِيَّتِكَ ماضِيَةٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ مَشِيَّتِكَ بِامْضاها.
فراز دوازدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى اسْتَطَلْتَ بِها عَلى كُلّ شَيْئْىٍ وَ كُلُّ قُدْرَتِكَ مُستَطيلَةٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلّها.
فراز سيزدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عِلْمِكَ بِانْفَذِهِ وَ كُلُّ عِلْمِكَ نافِذٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعِلمِكَ كُلهِ.
فراز چهاردهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ قَوْلِكَ بِارْضاهُ‏ وَ كُلُّ قَوْلِكَ رَضىٌّ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِقَوْلِكَ كُلهِ.
فراز پانزدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ مَسائِلِكَ بِاحَبِّها الَيْكَ‏ وَ كُلُّ مَسائِلِكَ حَبيبَةٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسئَلُكَ بِمَسائِلِكَ كُلِّها.
فرازشانزدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِاشْرَفِه‏ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَريفٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ.
فرازهفدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ سُلْطانِكَ بِادْوَمِه‏ وَ كُلُّ سُلْطانِكَ دائِمٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِسُلْطانِكَ‏كُلِّهِ.
فراز هيجدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ مُلْكِكَ بِافْخَره‏ وَ كُلُّ مُلْكِكَ فاخِرٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِمُلْكِكَ كُلِّه.
فراز نوزدهم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عُلُوِّكَ بِا عْلاهُ‏ وَ كُلُّ عُلُوِّكَ عالٍ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعُلُوِّكَ كُلِّه.
فراز بيستم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ مَنِّكَ بِا قْدَمِه‏وَ كُلُّ مَنِّكَ قَديمٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِمَنِّكِ كُلِّهِ.
فراز بيستم و يکم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ آياتِكَ بِاكْرَمِهاوَ كُلُّ آياتِكَ كَريمَةٌاللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِآياتِكَ كُلِّها.
فراز بيستم ودوم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اسْئَلُكَ بِكُلّ شَأنٍ وَحْدَهُ وَجَبَروتٍ وَحْدَها.
فراز بيستم و سوم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِما انْتَ فيهِ مِنَ الشَّأنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ اسْئَلُكَ بِكُلّ شَأنٍ وَحْدَهُ وَجَبَروتٍ وَحْدَها.
فراز بيستم وچهارم - اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِما تُجيبُنى بِه حين اسْئَلُكَ فَاجِبْنى‏ يا اللَّهُ.

پی نوشت:
1. به نقل از مفاتیح نوین - آیت الله مکارم شیرازی
بارالها! همه ما را موفّق بدار، و قرین رحمت و عنایت کن.
10 شعبان 1435
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۰۶, ۳/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۳ ۱۰:۰۷ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #11
آواتار
قسمت دوم - فراز چهارم
عارف ممكن است در اسماء افعال باشد؛ يعنى نظر به فيض مقدس داشته باشد، در آن حال كثرات را مى ‏بيند، و مى ‏نگرد كه موجودات در اين عالم اتَمّ و اعظم دارند؛ لذا مى ‏گويد:
«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاعْظَمِها»
خدايا! در خانه‏ات آمده‏ام، توجه به عظمتت دارم و به عظيم‏ترين موجوداتت تو را قسم مى ‏دهم.» (به حقيقت محمد«صلى‌الله‌عليه‌و‌آله‌سلْم» تو را قسم مى‏دهم).
در توجه ديگرى كه مى ‏بيند فيض مقدس بسيط است و يك چيز بيشتر نيست و آن تجلّى حق تعالى است؛ لذا در آن توجه مى‏ گويد:
«وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظيمَة؛
اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها»
خدايا! در خانه‏ات آمده‏ام، به رحمت واسعه ‏ات تو را قسم مى‏دهم.
خدايا! به آن فيض مقدس تو را قسم مى ‏دهم كه بسيط است، تجلّى و رحمتى است از طرف تو.
خدايا! تو را به آن بساطتِ فيض مقدس قسم مى ‏دهم.»
درس ولايى‏
گاهى داعى در قَسَم‏اش وقتى كه در خانه خدا مى‏رود، توجه به اهل‏بيت«سلام‌الله‌عليهم»دارد؛ اهل بيتى كه مظهر صفات جمال و جلال پروردگار عالمند. عارف در اين حال كثرت، چهارده معصوم را مى ‏بيند. در اين نظر مى‏ گويد:
«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاعْظَمِها»
خدايا! در خانه‏ات آمده‏ام، و توجه به عظمتت دارم و به عظيم‏ترين عظمت‏هايت، يعنى حقيقت محمدى صلى الله عليه و آله تو را قسم مى ‏دهم.
اما در توجه ديگر ائمه معصومين«سلام‌الله‌عليهم» را«كُلّهُمْ نُورُ واحِد» مى‏بيند كه فرموده‏ اند:
«اوَّلُنا مُحَمّد، و اوْسَطُنا مُحَمَّدٌ و آخِرُنا مُحَمَّدٌ.[2]
در اين نظر مى ‏گويد:
«وَ كُلُّ عَظَمَتِكَ عَظيمَة»
«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها»
خدايا! در خانه‏ات آمده‏ام، و تو را به عظمتت قسم مى‏دهم». (به اهل‏بيت«سلام‌الله‌عليهم»، تو را قسم مى ‏دهم).
ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۴, ۳/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/تیر/۹۳ ۱۸:۳۴ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #12
آواتار
ادامه فراز چهارم...
اثر حكومت عظمت، بر دل‏
اگر عظمت پروردگار در دل انسان باشد و در نيات، گفتار و در كردارش متوجه عظمت خدا باشد، معمولًا نيات، كردار و گفتار وى خوب مى ‏شود. بهترين چيزها براى انسان كه رادع و مانع او باشد و او را كنترل كند عظمت پروردگار عالم است. در قرآن مى‏ خوانيم:

«فَاماّ مَنْ طغى‏ وَ آثَرَ الحياةَ الدُّنْيا فَانَّ الْجَحيمَ هِىَ المَأوى‏»[3] اما هر كه طغيان كرد و زندگى پست دنيا را برگزيد، پس جايگاه او همان آتش است.

«وَ اما مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الهَوى‏ فَانَّ الْجَنَّةَ هِىَ المَأوى‏»‌[4] و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت، پس جايگاه او همان بهشت است.

يعنى كسى كه دلش تجلّى عظمت خدا شد و عظمت و كبريايى پروردگار عالم بر دل او حاكم شد روشن است كه آن عظمت، رادع و مانع است از اين كه گناه بكند، ديگر نفس امّاره را از گناه باز مى ‏دارد و آن را كنترل مى‏كند. آن بعد حيوانى را كنترل مى‏كند و تن را براى استكمال خودش مَركب قرار مى‏دهد. جايگاه و مسير اين كس بهشت است. بهشت او از همان جا شروع خواهد شد.

بنابراين اگر وقت گفتن جمله:

«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ عَظَمَتِكَ بِاعْظَمِها وَ كُلُ عَظَمَتِكَ عَظيمَة اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِعَظَمَتِكَ كُلِّها»

در دل او صفات جلال تجلّى كند، و عظمت پروردگار بر دلش حكومت نمايد، به طورى كه همه جا محضر خدا باشد و او خود را در محضر ربوبى ببيند، خود را در مقابل عظمت و كبريايى پروردگار ببيند، ديگر عبادت كردن، روزه گرفتن و گناه نكردن براى چنين كسى خيلى آسان است.

ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۷, ۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/تیر/۹۳ ۹:۴۱ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #13
آواتار
ادامه فراز چهارم
اثر گمان به وجود معاد
از چيزهايى كه براى كنترل انسان بسيار مفيد است و قرآن شريف روى آن خيلى پافشارى دارد قيامت و اعتقاد به معاد است. اگر اعتقاد به معاد در دل رسوخ يابد ديگر نمى‏ گذارد كه انسان گناه كند. قرآن شريف در سوره مطففين مى ‏فرمايد:
بِسمِ اللهِ الَّرحْمن الَّرحيم وَيْلٌ لِلمُطَفّفِين، الَّذينَ اذَا اكْتالوا عَلَى النّاسِ يَسْتَوفونَ، وَاذا كالُوهُمْ أَوْ وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ، الا يَظُنُّ اولئِكَ انَّهُمْ مَبْعوثونَ، لِيَوْمٍ عَظيم»؛ واى بر كم فروشان! كه چون مى‏خواهند بگيرند زياد مى ‏گيرند، و وقتى كه مى‏خواهند بدهند كم مى ‏دهند؛ مگر آنان گمان نمى ‏دارند كه برانگيخته خواهند شد.
به عبارت عام‏تر، يعنى واى به كسى كه در جامعه وظيفه نشناس باشد، و در وظيفه ‏اى كه به دوشش آمده است كوتاهى كند. اين كم فروش‏ها گمان ندارند كه معادى در كار است؟ اين‏ها گمان ندارند كه در روز قيامت، مبعوث مى‏شوند؟ اگر كسى مظنه به معاد هم داشته باشد خواه ناخواه ديگر كم فروشى، گناه و وظيفه نشناسى نمى‏كند، و وظيفه‏اى كه به دوش اوست مسلّم انجام مى‏دهد. نظيرش در قرآن فراوان است، آن جا كه مى ‏فرمايد: مظنه به قيامت انسان را كنترل مى‏ كند ديگر چه رسد به علم به آن، يقين به آن و حكومت يافتن آن معرفت بر دل.
حقيقت معاد، بهشت و جهنم‏
معاد تجلّى اسما و صفات خداست. تجلى صفت جمال خدا بهشت است، و تجلى صفت جلال خدا، عظمت خدا، قهّاريّت خدا جهنّم است. روز قيامت، روز تجلّى اسما و صفات است. صف محشر، روز تجلّى صفات جلال است.چگونه كسى كه به روز قيامت اطمينان و حتى مظنه داشته باشد كنترل مى‏شود، اين جا نيز همين است. اگر عظمت پروردگار در دل رسوخ كند ولو كم باشد. اگر انسان هميشه خود را در محضر خدا ببيند، و همه جا را محضر خدا ببيند روشن است كنترل مى ‏شود.
يك تقاضا
در وقت گفتن اين جمله به ياد اين باشيد: «همه جا محضر خداست.» كارى بكنيد كه عظمت خدا در دل شما رسوخ كند، عظمت خدا بر دل شما حكومت كند، زيرا اگر اين حكومت آمد تمام گناهان از بين خواهد رفت و به جاى آن عبادت و رابطه با خدا آسان مى ‏شود.
===========================
پي نوشت‌ها
1. محتشم كاشانى، ديوان اشعار، قصايد «در مدح پادشاه دكن گفته».
2. بحارالأنوار، ج 26، ص 3، (باب 14)، ح 1.
3. نازعات، آيه 37 و 38 و 39.
4. نازعات، آيه 40 و 41.
5. مطففين، آيات 1- 5.
ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۰۷, ۷/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۳ ۱۰:۱۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #14
آواتار
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ

فراز پنجم - «اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه‏ وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّهِ». شرح عرفانى‏
كسى كه به درخانه خدا رفته است وقتى به نور خدا، ذات مقدس و صفات و اسماء وى توجه كند، مى‏ گويد:

«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه»

خدايا! به درخانه‏ات آمده‏ام، توجه به نورايت تو دارم و به نورانى ‏ترين نورهايت. به ذات مقدست تو را قسم مى‏ دهم.

ولى وقتى توجه پيدا مى‏ كند به اين كه همه صفات جلال و جمال عين نور خداست، مى گويد:

«وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّه‏»

خدايا! در اين عالم چيزى نيست جز ذات تو، چيزى نيست جز وجود مقدس تو. خدايا! به درخانه‏ات آمده ‏ام و تو را به ذات مقدست قسم مى ‏دهم

كسى كه به درخانه خدا مى ‏رود گاهى به فيض مقدس و گاهى به رحمت واسعه خدا و به «كن» رحمانى وى نظر دارد. داعى در اين نظر، كثرات را مشاهده مى ‏كند، در اين مرتبه واسطه فيض، حقيقت محمدى «صلى الله عليه و آله وسلّم» و مابقى موجودات را مى ‏بيند و مى ‏گويد:

«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه»

اى خدا! به درخانه‏ات آمده‏ام، توجه به نورت دارم و به نورانى ‏ترين نورهايت؛ يعنى به حقيقت محمد تو را قسم مى ‏دهم.

سپس توجه مى ‏كند به اين كه فيض مقدس و «كُنِ» رحمانى بسيط است، يك چيز بيشتر نيست. لذا در اين نظر مى ‏گويد:

«وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّه‏»

اى خدا! به درخانه‏ات آمده‏ ام، و تو را به نورت كه يك چيز بيشتر نيست و فيض مقدس است، قسم مى ‏دهم.
پایان قسمت اول - فراز پنجم - ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۹, ۸/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۵:۳۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #15
آواتار
ضمن تبریک حلول ماه پر برکت رمضان
ادامه فراز پنجم

درس ولايى‏
گاهى هم توجه به اين دارد كه بايد به درخانه خدا رفت و به اهل‏بيت توسل كرد.
نور چهارده معصوم«سلام‌الله‌عليهم» و كثرات را مى‏ بيند و مى ‏گويد:
«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ نورِكَ بِانْوَرِه»
خدايا! به درخانه‏ات آمده‏ام، توجه به چهارده معصومت دارم، و تو را به نورانى ‏ترين نورهايت قسم مى ‏دهم؛ يعنى به حقيقت محمد صلى الله عليه و آله تو را قسم مى ‏دهم.
گاهى به‏
«كُلُّهُمٌ نورٌ واحِد»
توجه مى ‏كند؛ لذا مى‏ گويد:
«وَ كُلُّ نورِكَ نَيّرٌ اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِنورِكَ كُلِّه‏»
اى خدا! به درخانه‏ات آمده‏ام، و تو را به چهارده معصوم قسم مى‏ دهم.
اقسام ايمان و معرفت به خدا
ايمان و معرفت به خدا بر دو قسم است: عقلى و شهودى.
معرفت عقلى: معرفتى است كه به واسطه برهان پيدا مى ‏شود. قرآن شريف هم خيلى ما را به اين نوع از معرفت ترغيب كرده است؛ مثلًا مى ‏فرمايد:
«انَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الارْض وَ اخْتِلافِ اللّيلِ وَ النَّهارِ لَاياتٍ لِاوُلِى الْالْبابِ.» [1] در خلقت آسمان‏ها و زمين؛ در اين كه شب مى‏رود و روز مى‏آيد، روز مى‏رود و شب مى‏ آيد، شب بلند مى‏شود و روز كوتاه مى ‏شود و روز بلند مى ‏شود و شب كوتاه مى ‏شود، نشانه‏اى براى خدا است. به واسطه برهان حدوث و برهان نظم به خدا پى برده مى ‏شود و معرفت پيدا مى‏شود، اما اين قسم معرفت نمى ‏تواند كاربردى داشته باشد.
پایان قسمت دوم فراز پنجم - ان شاء الله ادامه دارد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۴۰, ۱۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
ادامه فراز پنجم...
معرفت شهودى: معرفتى است كه به واسطه رابطه با خدا پيدا مى‏شود. روزه ماه مبارك رمضان، بيدارى شب، خواندن نماز شب، راز و نياز با خدا، خواندن قرآن، نور و معرفت مى‏دهد؛ معرفتى كه در دل رسوخ مى‏كند و اطمينانى قوى در دل پيدا مى‏شود:
«الا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ القُلوب.»[2] همين معرفت شهودى است كه كاربرد دارد، و روشن است كه اين ايمان به واسطه برهان پيدا نمى‏شود.
«الَعِلْمُ نورٌ يَقْذِفُهُ اللَّهُ فى قَلْبِ مَنْ يَشاءُ»‌[3]
دانش، نورى است كه خداوند در قلب هر كس كه صلاح بداند قرار مى‏دهد.
اين نور و معرفت را بايد خدا بدهد.
- خدا به چه كسى مى‏دهد؟
- به آن كسى كه مهيّا و در معرض باشد.
- چگونه مى‏توان در معرض واقع شد؟
- روزه ماه مبارك رمضان انسان را در معرض رحمت خدا و مورد عنايت خاص وى قرار مى‏دهد. ديگر خواه ناخواه دست عنايت خدا روى سر او است. هدايت خدا بدين سبب است؛ هدايتى كه به معناى‏ «ايصالِ الَى الْمَطلوب» است؛ يعنى دست خدا هميشه روى سر اوست تا به مقصودش برسد.
قرآن مى‏فرمايد:
«قَدْ جائَكُمْ مِنَ اللَّهِ نورٌ وَ كِتابٌ مُبين» [4] از طرف خدا نور و كتاب آشكار آمد.
«يَهدى بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلام» [5]خدا به واسطه قرآن هدايت مى‏كند.
- چه كسى را هدايت مى‏كند؟
- كسى را كه از او راضى باشد.
- به چه چيزى او را هدايت مى‏كند؟
- به راه‏هاى سلامتى.
پایان فسمت سوم فراز پنجم - ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۹, ۱۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۳ ۱۴:۴۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #17
آواتار
ادامه فراز پنجم...
«وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ الَى النُّورِ» [6] از ظلمت‏ها او را بيرون مىكشد و او را به نور مى‏برد.
روشن است كه به اذن خدا، نور هدايت و نور معرفت در دل انسان ريخته مى ‏شد:
«و يَهْديهِمْ الى صِراطٍ مُسْتَقيم» [7]
به راه راست هدايتش مى ‏كند.
انسانى كه بر صراط مستقيم است ديگر كج نمى‏ رود و افراط و تفريط ندارد. او هم چنان راه خود را مى ‏پيمايد تا به مطلوب و مقصود برسد. مقصود، همان راه مستقيم است كه به آن رسيده است.
استدعاى الهى‏
در وقت خواندن اين جمله، از خدا نور، هدايت و معرفت بخواهيد. معرفتى كه كاربرد داشته باشد بايد خدا بدهد، برهان نمى ‏تواند بدهد. اين هم وقتى پيدا مى ‏شود كه انسان در معرض قرار گيرد؛ يعنى خود را در معرض قرار بدهد. هر چه رابطه با خدا بيشتر باشد، اين هدايت، معرفت و نور بيشتر است. در اثر ياد و اطاعت خدا و در معرضِ نفحات الهى قرار گرفتن، آدمى به جايى مى‏ رسد كه عالم ملكوت را مى ‏بيند، و آن را تسخير مي‌‏كند.
=====================
پي‌نوشت‌ها
1. آل‏عمران، آيه 190.
2. رعد، آيه 28.
3. مصباح الشريعة، ص 16، (الباب السادس في الفتياء).
4. مائده، آيه 15.
5. مائده، آيه 16.
6. همان.
7. همان.
پایان فراز پنجم - ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۵, ۱۵/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۳ ۱۴:۳۴ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #18
آواتار
اعُوْذُ بِاْللَّهِ مِنَ اْلشَّيْطانِ اْلرَّجْيم
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِيمِ

فرازششم - «اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِاوْسَعِها وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَة اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها».
شرح عرفانى‏

بنده وقتى به درخانه خدا مي‌‏رود اگر توجه به رحيميت خدا كند و ببيند كه رحمت او بعضى اوسع بر بعض ديگر است. در آن حالت مي‌‏ گويد:

«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِا وْسَعِها»

خدايا به درخانه‌‏ات آمده‌‏ام، توجهم به رحمت توست و تو را به وسيع‏ترين رحمت‏هايت قسم مي ‌دهم.

يعنى به آن صفات رحماني‌‏ات، به آن صفتى كه‏ «وَسِعَتْ كُلَّ شَىْ‏ءٍ» [1] به «كُنِ» رحمانى تو را قسمت مي‌‏دهم.

ولى ناگهان توجه پيدا مي‌‏كند كه صفت رحمان و رحيم، عين ذات خداست، لذا مي ‌‏گويد:

«وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَةاللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها»

يعنى: اى خدا! همه رحمت‏هايت وسعت دارد و همه آن‏ها عين ذات توست و وجود تو اوسع از همه وجودها هست.اى خدا! به درخانه‏ات آمده‏ام و به ذات مقدست كه اوسع از هر وجودى است تو را قسم مي ‌‏دهم.

گاهى هم عارف از اسماء صفات به اسماء افعال مي‌‏آيد؛ يعنى به عالم كثرت گام مي‌‏گذارد و نظر به فيض مقدس مي‌‏كند. در آن فيض مقدس كثرت مي‌‏بيند. در آن فيض مقدسى كه به آن مي‌‏گويند «كُنِ رحمانى» و «مَشِيَّتِ مُطلَقِه.»معلوم است در اين عالم وجود، حقيقت محمدى«صلى الله عليه و آله و سلْم» از همه وجودها اوسع است، لذا مي‌‏گويد:

«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِا وْسَعِها»

اى خدا! به درخانه‌‏ات آمده‌‏ام، توجهم به رحمت توست و به وسيع‏ترين رحمت‏هايت، به آن وجودى كه اوسع از همه وجودهاست.» (اى خدا! به پيغمبر اكرم «صلى الله عليه و آله و سلْم تو را قسم مى‏دهم)

اما در همان حال به بساطت فيض مقدس و به اين كه همه موجودها اشعه ‏اى است از ذات مقدس و تجلي‌ است از ذات مقدس، توجه مي‌‏يابد و مي‌گويد:

«وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَة اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها»

خدايا! همه رحمت‏هايت يك چيز بيشتر نيست، خدايا! به درخانه‌‏ات آمده‏‌ام و به رحمت واسعه‏ ات تو را قسم مي‌‏دهم.
پایان قسمت اول فصل ششم - ان شاء الله ادامه دارد...

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۸, ۱۶/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۳ ۱۴:۴۰ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #19
آواتار
ادامه فراز ششم...
درس ولايى‏
دعا كننده و آن كسى كه به درخانه خدا رفته است اگر عارف باشد يك وقت توجه مي‌‏يابد كه بايد خدا را به اهل‏بيت«سلام‌الله‌عليهم» قسم بدهد و مى ‏بيند كه مظهر رحمانيت و رحيميت خدا، اهل بيت‏ اند.
«وَلِلّهِ الْاسَماءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ ‏بِها» [2] براى خدا اسماء و صفات خوب است، خدا را به آن‏ها بخوانيد.
در روايات داريم كه مي‌‏فرمايند:
«نَحْنُ وَالِلَّهِ الْاسَماءُ الحُسْنى»[3]
اسماء حسناى خدا ما هستيم.
در اين نظر مى ‏گويد:
«اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ مِنْ رَحْمَتِكَ بِا وْسَعِها»
خدايا! به در خانه‏‌ات آمده‏‌ام، اهل‏بيت را آورده‌‏ام. تو را از نظر وجود به اوسع اين اهل‏بيت و حقيقت احمدى قسم مي‌دهم. گاهى توجه مى ‏يابد كه اهل‏بيت نور واحد و رحمت واحده هستند، لذا مى ‏گويد:
«وَ كُلُّ رَحْمَتِكَ واسِعَة اللَّهُمَّ انّى‏ اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ كُلِّها»
اى خدا! به درخانه‏ ات آمده ‏ام، شفيع آورده‌‏ ام. توسل به اهل‏بيت پيدا مي‌‏كنم. اى خدا! به درخانه‏‌ات آمده ‏‌ام و تو را به اهل ‏بيت طيّبينِ طاهرين قسم مي ‌‏دهم.
پایان قسمت دوم فراز ششم - ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۳۶, ۱۷/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/تیر/۹۳ ۱۰:۴۱ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #20
آواتار
ادامه فراز ششم
تذكر اخلاقى‏
وقتى كه اين جمله را مي‌‏خوانيم بايد توجه داشته باشيم كه پروردگار عالم رحمان و رحيم است. در روايات مي‌خوانيم: «پروردگار عالم صد رحمت دارد» اين از باب مثال است؛ يعنى پروردگار عالم خيلى رحمت دارد. يكى از آن صد رحمت را بين مخلوق‏ها تقسيم كرده است. به واسطه آن يك رحمت همه مهرباني‌‏ها و عاطفه‏‌ها و رأفت‏هايى كه مادر براى بچه‏‌اش دارد، يا پسر براى پدرش دارد، يا كه مسلمانان نسبت به يك ديگر دارند، حتى رأفتى كه پيغمبر اكرم«صلى الله عليه و آله و سلْم به امت دارد و عاطفه‏‌اى كه اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه»به موجودات دارد. همه و همه از آن رحمت سرچشمه گرفته‌‏اند. و در روايات مي‌‏خوانيم كه: «نود و نه رحمت ديگر را پروردگار عالم براى قيامت گذاشته است؛ يعنى يك رحمت در اين دنيا نود و نه رحمت براى آخرت.» [4]
يأس از رحمت پروردگار
پروردگار عالم در دنيا و آخرت رحيم است. ما بايد از رحمت پروردگار مايوس نباشيم، يأس از رحمت پروردگار در سر حد كفر است.
«وَ لاتَيْأَ سُوا مِن رَوْحِ اللَّهِ انَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ الَّا الْقَومُ الْكافِروُن»[5]
مأيوس از رحمت خدا نشويد. بدانيد اگر كسى از رحمت خدا مأيوس بشود گناهش در سرحدّ كفر است.
ترغيب به توبه‏
گنه‏كار- هر كس كه باشد- اگر تلاطم روحى پيدا بكند قرآن مي‌‏گويد:
«انَّ اللَّهَ يُحِبُ التَوّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرين»[6]خدا دوست دارد بنده‏اش توبه كند، و آن‏هايى را كه در پى پاك شدن باشند دوست دارد.
قرآن مى ‏فرمايد:
«وَ اذا جَائَكَ الَّذينَ يُومِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الَّرحْمَة انَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سوءً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِه وَاصْلَحَ فَانّهُ غَفورٌ رَحيم»[7]
و چون كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، بگو: درود بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر كرده كه هر كس از شما به نادانى كار بدى كند و سپس به توبه و صلاح آيد، پس وى آمرزنده مهربان است.
«يا عِبادِىَ الَّذينَ اسْرَفُوا عَلى‏ انْفُسِهِمْ لاتَقْنَطوُا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ انَّ اللّهَ يغْفِرُ الذُّنوبَ جَميعاً إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم»[8]
اى بندگان من- كه بر خويشتن زياده روى روا داشته‏‌ايد- از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مي‌‏آمرزد كه او خود، آمرزنده مهربان است.
==========================
پي‌نوشت‌ها
1. اعراف، آيه 156.
2. اعراف، آيه 180.
3. بحارالأنوار، ج 91، ص 6، (باب 28- الاستشفاع بمحمد وآل محمد ...)، ح 7.
4. ر. ك: بحارالأنوار، ج 89، ص 249، (باب 29)، ذيل ح 29.
5. يوسف، آيه 87.
6. بقره، آيه 222.
7. انعام، آيه 54.
8. زمر، آيه 53.
پایان فراز ششم - ان شاء الله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا