کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندگی با چراغ ها زیباست (حیات طیبه با قرآن)ویژه رمضان94
۱۸:۰۳, ۲۷/خرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۴ ۱۹:۵۴ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: odkholoha.png]
مدتی است پلکم می پرد . .
شاید خبر از میهمانی عزیز است . .
مدتی است دلم برای آمدنش شور می زند . .


می آید مثل هر سال . .
وقتی که خسته ایم . .
وقتی که داریم کهنه می شویم و سنگین و سخت و سربی.

می آید؛ به موقع می آید و هیچ وقت دیر نمی کند
با یک بغل گل محمدی راز و نیاز می آید
با گل دعای سحر و نسیم دم افطار
.
می گویم مثل بهار؛ چون بهار، بهانه ای برای تازه شدن است.
می گویم بهار؛ چون بهار باده نوشان، مستی و فرزانگی است.
می گویم بهار؛ زیرا فصل شکفتن انسان است،
چون گل هایی که در دامن کوه های سرسبز به بهانه عبور جویباری عاشق، می رویند.

[تصویر: fanoos.png]___________________________________________________________________________
یکی از عیوب ما و جوامع ما در طول زمان این بوده است که گاهی فرهنگ خود را متأثر می کردیم از فرهنگ بیگانگان.
کسانی این را در میان جامعه ی مـا و کشور ما به عمد ترویج کردند؛ مـا را سوق دادند بـه سمت زنـدگی کسانی کـه
دل و جانشان خالی بود از نور معنویت؛ در سبک زندگی، در کیفیت پوشش، در کیفیت راه رفتن، در کیفیت معاشرتها
و ارتبـاطـات اجتماعــی.اگر هـم کسی بـه آنـهـا اعـتراض کـرد، گـفـتند کـه دنیـا امــروز اینـجــوری اســت.
در حالی که قرآن به ما می آموزد:
.
« وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ »انعام116

امت مؤمن و مسلم آن امت و ملتی است که معیار را از قرآن می گیرد، از هدایت الهی می گیرد؛
.
هـدایت قرآن را باید در زندگی خود حـاکم کرد.

مقام معظم رهبری؛92/4/19

__________________________________________________________________________



با ما در این مبحث همراه باشید؛

ارسال های پیش رو،حاصل تحقیق و تلاش قرآنی 42 تن از کاربران خوب این تالاره
ان شا الله مفید و موثر واقع بشه . . .

موضوعات قرآنی پیش رو:
ادامه دارد، ان شاء الله . .

امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۲۶, ۱/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۴ ۱۸:۱۸ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #11
آواتار
به نام خالق زیبایی ها
تجملات


قبل از اینکه تحقیق کنم با خودم میگفتم که خب تجمل بده دیگه اما در حین تحقیق دیدم یکم قضیه متفاوت تره و به این مطلقی هم که فکر میکردم نیست.یعنی دوباره میرسیم به حرف همیشگی اسلام که تعادله و متاسفانه ادمها در اغلب اوقات در افراط و تفریط هستند.
تجمل گرایی به معنای رغبت کردن به تجملات و توجه به ظواهر زندگیه. از میل به زیبایی و تجمل، در آیه ها و روایتهای بسیاری یاد شده . خداوند در قرآن کریم می فرماید:

« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْق » ؛

« بگو : چه کسی زینتهای الهی را برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟ »

البته امامان معصوم علیهم السلام به امر تجمل و زیبایی در حد معمول اهمیت می دادند. امام صادق علیه السلام می فرماید:

« إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّل وَ یُبْغِضُ الْبُؤُسَ وَ التَبَاؤُّسْ؛
همانا خداوند زیبایی و تجمل را دوست دارد و از فقر و فقرنمایی بدش می آید. »

از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل است که فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْه ؛
همانا وقتی خداوند نعمتی به بنده ای داد، دوست دارد اثر نعمتش را بر او ببیند.»

این، جنبۀ مثبت و معمول تجمل گرایی است که خداوند و ائمۀ اطهار علیهم السلام بر آن تأکید کرده اند و باید به کنترل و مراقبت آدمی دربیاد؛ چون اگه از حد معمول فراتر بره و به افراط کشیده بشه، به امری ناپسند و نامعقول تبدیل میشه. تجمل گرایی در دیدگاه عرف، به معنای روی آوری بیش از حد به مادیات و گردآوری اشیا و لوازم غیرضروری و دل بستن به آنهاست، به گونه ای که این عمل، برای انسانها به هدف تبدیل بشه. این نوع تجمل گرایی نه تنها سفارش نشده ؛ بلکه به دلیل گرفتار شدن مسلمانان در دام اسراف نکوهش نیز شده .

دین اسلام، دین اعتدلال است و استفاده از زینت و زیباییهای طبیعت و اسباب و لوازم مناسب و... را نه تنها اجازه داده بلکه به آن توصیه و سفارش نموده، است؛ لذا قرآن می فرماید:
« وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ؛
و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهرهات را از دنیا فراموش مکن و همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش که خدا مفسدان را دوست ندارد. »
در تاریخ زندگی امام حسن مجتبی (علیه السلام) می خوانیم که هنگام نماز، بهترین لباسها را می پوشید، وقتی از او در این باره سؤال شد، فرمود:
« خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و به همین جهت من لباس زیبا را برای راز و نیاز با پروردگارم می پوشم. »

چرا که خود او دستور داده است که : « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ؛ زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید.

»
[تصویر: hhs152.jpg]
[sup]
[/sup]




بنابراین استفاده از زینت و زیبایی اگر در حد اعتدال باشد هیچ اشکالی ندارد، ولی بسیاری از مردم در جریان زندگی، راه افراط را در پیش می گیرند، و به بهانه های گوناگون رو به تجملگرایی می آورند،

به همین خاطر قرآن کریم بلافاصله مسلمانان را از زیاده روی و اسراف و تجاوز از حد، برحذر داشته و نهی می کند و می گوید:

« يَابَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛

ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. »
در قرآن كريم كلمه ای كه از نظر ظاهری به تجمل گرايي نزديك است، واژ‌ه‌ « ترف » است كه در چندين مورد آمده است، از جمله در سوره هود مي خوانيم:

« وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِيهِ وَكَانُوا مُجْرِمِينَ؛

و آنانکه ستم می کردند، از تنعم و کام جویی پیروی کردند و گناهکار بودند. »

در آيه ديگری درباره اصحاب شمال و گناهکاران آمده است: « إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ؛ آنها، پیش از این [ در عالم دنیا ] مست و مغرور بودند. »

بنابراین از نظر مکتب جاوید اسلام، دلباختگی نسبت به امور دنیا و زرق و برق آن - که در قالب تجمل گرایی ظاهر می شود- محکوم است نه بهره گیری معتدل و حساب شده از نعمتهای این جهان.

داشتم دنبال عکس میگشتم،کلمه اشو که سرچ کردم واقعا با یه صنعت گسترده رو برو میشید،هر وسیله ای رو که فکرشو کنید یه مدل لوکس هم براش ساختن برای افرادی که عاشق تجملاتن،ماشین با روکش طلا،کشتی های تفریحی ،ویلاهای خیلی بزرگ و .... ساعتو نگاه کردم دیدم الکی نیم ساعت گذشت و من فقط دارم از این عکس به اون عکس میرم.

واقعا تجملات هم همینه،یه روزی ادم سرشو میاره بالا که دیگه وقتش تموم شده و همش به لهو و لعب و تفاخر و زینت و ... پرداخته و توشه ای نداره و هر چه که اندوخته نابود شده.




[تصویر: 5_tajamol_garaei.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۴, ۱/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/تیر/۹۴ ۲۰:۰۲ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله
جایی مطلبی را شنیده بودم، دیدم که مربط با این موضوع است:

همانطور که شما گفتید، خداوند در قرآن فرموده است:
(۱/تیر/۹۴ ۱۲:۲۶)یاســین نوشته است:  چرا که خود او دستور داده است که : « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ؛ زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید.

همچنین در جایی دیگر فرموده اند:


الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مال و فرزندان زیب و زینت حیات دنیاست.

از آنجایی که فرزندان "زینت" هستند و سفارش شده که زینت خود را به مسجد ببرید، پس می توان نتیجه گرفت، یکی از تفاسیر آن این می باشد که سفارش شده "هنگام رفتن به مسجد فرزندان خود را نیز همراه کنیم"

با سپاس
یا علی مدد

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۴, ۱/تیر/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]

حق الناس در قرآن



او لايق ديدار حجت خدا نيست!
دو نفر تصميم قطعي گرفتند خود را براي ديدن امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده كنند.
به تزكيه نفس مشغول شدند، چون در خود لياقت زيارت آن جناب را يافتند به مكه شتافتند.


يكي از آنان به وقت طواف به محضر مقدس ولي امر رسيد، عرضه داشت : اگر اجازه بفرماييد دوستم نيز خدمت شما برسد.

حضرت فرمود : او لايق ديدار من نيست.
زيرا در راه سفر به مكه به زمين گندم زاري رسيديد، او يك دانه گندم از خوشه چيد براي اين كه ببيند گندم رسيده يا هنوز خام است، پس از بررسي كردن، آن يك دانه گندم را به همان زمين انداخت.
كسي كه بدون اذن صاحب مال به مال دست درازي كند لايق ديدار حجت خدا نيست!!!
کتاب "الواعظ"، حاج شیخ محمدعلی ربانی اصفهانی

ــــــــــــــــــــــــــــ
حق الناس یعنی:
حق الناس هم شامل حقوق مادی و هم حقوق معنوی مردمه
حقوق مادی شامل بدهکاری های مادیه
حقوق معنوی هم شامل : غیبت، تهمت و ...



دارنده حيات طيبه كسيه كه حق معنوي و مادي مردم رو ادا كنه و به وقت مرگ، آزاد از حقوق مردم بميرد.


حق ‌الناس يعني : حق بچه، حق همسر، حق همسايه، حق استاد، حق شاگرد، حق مسلمان، حق غير مسلمان‌، حق دشمن، جنگ هم آدابي دارد، دشمن را حق داري اگر شمشير دست گرفت تو را بكشد شما هم گردنش را بزني. اما اگر گردنش را زدي حق نداري تكه‌تكه‌اش كني. چشمش را دربياوري، گوشش را ببري، يعني حتي در جنگ هم كه بكش بكش است، آنجا هم قانون دارد.


خداوند در خصوص گناهانی که جنبه حق الله دارند بسیار رئوف و مهربان است و به زبان عامیانه به دنبال بهانه برای بخشش گناهان است.
ولی درباره گناهانی که حق الناس محسوب می شوند به هیچ عنوان مسامحه ای در کار نیست! تنها در صورتی این گناهان بخشیده می شود که صاحب حق رضایت دهد یا ببخشد.

برای همینه که می گن شهید در جبهه‌ جنگ اگر شهید شه، همه‌ گناهاهش بخشیده می شه، ولی اگه بدهكار باشه یك تومانش هم بخشیده نمی شه چرا که حق الناسه.


بزرگترین آیه ی قرآن در رابطه با حق الناسه : آیه ی 282 سوره ی بقره
این اهمیت اسلام به موضوع حقوق دیگران رو می رسونه.


[تصویر: 16_haqqonas.jpg]

مصادیقی از ریزبینی اسلام به حق الناس :

اگه سگ تشنه‌ است حق نداريم وضو بگيريم. بايد آب رو بدیم به سگ بخوره، تيمم كنیم. تا سگ تشنه است، تشنگي سگ در نماز ما اثر داره.

اگه ناخنمون بلنده، شير ندوشیم. ممكنه ناخن بلند پستان گاو رو اذيت كنه.

اگه مي ري سوار اسبي، الاغي، چيزي هستي مي‌خواي حرف بزني بيا پايين حرف بزن. داري مي‌ري طوري نيست. اما اگه مي‌خواي حرف بزني نشسته حرف نزن. حق حيوان ضایع می شه.

اگه مي‌خواي نماز جمعه بري از شب جمعه پياز نخور، ممكنه بوي پياز در دهانت باشه و فردا كنار دستي تو اذيت شه.


حالا این ها یک سری مثال و مصداق هستن که اهمیت اسلام به موضوع حق الناس رو برسونه.


[تصویر: 1043_24684.jpg]

نکاتی در رابطه با ادای حق الناس

سرعت در پرداخت حق الناس
«أَسْرَعُ الْحاسِبینَ» (انعام/62) سریع‌الحساب.

حدیث داریم اگر کسی از شما طلب دارد و داری به او بدهی ولی نمی‌دهی، هر شبی که می‌خوابی به همان مقدار گناه دزد را پای شما می‌نویسند. خیلی است! من پول دارم بدهم، ولی می‌گویم حالا باشد برای بعد!

تبصره :
اگر عذر داریم قرآن به طلبکار می‌گوید: فشار نیاور. چرا چک او را برگشت می‌زنی و او را زندان می‌کنی؟ «فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَیْسَرَة» (بقره/280) صبر کن تا پولدار شود.


دفاع از خود با دلیل موجه
لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ» (نمل/21) يعني بايد دليل محکمه پسند آورد

يك كسي سر كار نمي‌آيد بايد دليل موجه داشته باشد. متأسفانه ما راحت تعطيل مي‌كنيم. خود بنده، اگر دارم مسجد مي‌روم، عمامه‌ي من به شاخه‌ي درخت گير كند و در جوي بيافتد. فوري از تلفن موبايل، الو! مسجد!
بگوييد: يك فاجعه‌اي رخ داده امشب نماز تعطيل است.

فاجعه نيست. نيم كيلو پنبه در جوي افتاد. برو نماز بخوان!
يعني به مختصر چيزي تعطيل مي‌كنيم.



پرهيز از استدلال نادرست
«وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم‏» (اسراء/36)
یعنی اگر علم داري شهادت بده. چيزي كه علم نداري پيگيري نكن.



پرهيز از علاقه
گاهي علاقه آدم را اين طرف و آن طرف مي‌كشد.
مي‌گويد: مواظب باش علاقه‌ها تو را گيج نكند. (نساء/135) حق بگو گرچه بر ضررت باشد. گرچه نان تو آجر شود. «بلغ ما بلغ»

قرآن مي‌گويد: «وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُم‏»گرچه به ضرر خودت يا پدر و مادرت است حق بگو.



پرهيز از كينه
گاهي وقت‌ها از كسي بدم مي‌آيد چون بدم مي‌آيد مي‌گويم اعدام بايد گردد!



پرهيز از غني و فقر
قرآن مي‌گويد: «إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقيرا» (نساء/135)
چه فقير، چه غني تو حق بگو.


نگو حالا بدبخت است به او بدهيم بخورد. بابا بدبخت است حلال به او بدهيد. نگو چون بدبخت است بيت‌المال را همينطور اضافه‌كار سي ساعت است، بنويس صد ساعت بدبخت است.
ما به هواي اينكه بدبخت است دروغ مي‌نويسيم، وقتي سي ساعت است شما صد ساعت مي‌نويسي، شما دروغ مي‌نويسي او اگر لقمه بخورد، لقمه حرام مي‌خورد.



آنوقت نتيجه‌اش چيست؟يك ملخ مي‌آيد، يك بارندگي مي‌شود، يك سيل مي‌آيد، يك زلزله مي‌آيد، هرچه شما از حرام جمع كرديد يكباره آتش مي‌گيرد. خدا گفته تقوا داشته باشيد من رزق شما را مي‌دهم، نترسيد.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۳۴, ۲/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۴ ۱۱:۲۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #14

[تصویر: wjra9p7d5c3qnqhjavsn.png]
بهداشت در اسلام

تا حالا شده از حرف زدن با کسی چون دهانش بوی سیر میده پشیمون شید؟
یا از نشستن کنار کسی که بوی عرق میده احساس انزجار کنید؟
من فکر نمیکردم دین ما اینقدر این کارها رو مذموم بدونه به طوری که بیان کنه که این افراد وارد بهشت نمیشن.
عمل به احادیث زیر میتونه تو روابط اجتماعی و خانوادگی تاثیر به سزایی داشته باشه.

شرط لازم برای ورود به بهشت

قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : ان الاسلام نظیف، فتنظفوا فانه لایدخل الجنّة الا نظیف (كنز العمّال، ج 9، ص 277)

اسلام پاكیزه است، پس شما هم پاكیزه باشید، زیرا داخل بهشت نمی شود مگر شخص پاكیزه


در مذمت بوی بد

قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (علیه السلام) : تَنَظَّفُوا بِالْمَاءِ مِنْ نَتْنِ الرِّیحِ الَّذِی یُتَأَذَّی بِهِ تَعَهَّدُوا أَنْفُسَكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ مِنْ عِبَادِهِ الْقَاذُورَةَ الَّذِی یَتَأَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَسَ إِلَیْهِ (خصال صدوق، ج 2، ص 620)

هر بوی بد زننده ای را كه موجب اذیّت می شود با آب پاكیزه كنید و خود را عهده دار این كار سازید، زیرا خدای عزّوجلّ از بندگان خود آن كس را كه به سبب آلودگی و پلیدی موجب اذیّت هم نشین خویش گردد دشمن می دارد.



[تصویر: 5_1_behdasht.jpg]


مسواک زدن 12 فایده دارد


قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : فِى السِّواكِ اِثنَتَا عَشَرَةَ خَصلَةً: مَطهَرَةٌ لِلفَمِ، و مَرضاتٌ لِلرَّبِّ وَ يُبَيِّضُ السنانَ وَ يَذهَبُ بِالحَفَرِ وَ يُقِلُّ البَلغَمَ وَ يُشَهِّى الطَّعامَ وَ يُضاعِفُ الحَسَناتِ وَ تُصابُ بِهِ السُّنَّةُ وَ تَحضُرُهُ المَلائِكَةُ وَ يَشُدُّ اللِّثَةَ وَ هُوَ يَمُرُّ بِطَريقَةِ القُرآنِ وَ رَكعَتَينِ بِسِواكٍ اَحَبُّ اِلَى اللّه عَز َّوَ جَلَّ مِن سَبعينَ رَكعَةً بِغَيرِ سِواكٍ؛ (خصال ص 480، ح 52)

پيامبر صلى الله عليه و آله : مسواك زدن دوازده فايده دارد: دهان را پاكيزه، خداوند را خشنود، دندان ها را سفيد، جرم دندان ها را پاك، بلغم را كم، غذا را مطبوع، حسنات را چندين برابر مى كند، به سنت عمل مى شود، فرشتگان حضور پيدا مى كنند، لثه محكم مى شود، بر گذرگاه تلاوت قرآن مى گذرد و دو ركعت نماز با مسواك، نزد خداوند محبوب تر است از هفتاد ركعت نماز بى مسواك.


مسواک در حد سائیده شدن

قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : ما زالَ جَبرَئيلُ يُوَصّينى بِالسِّواكِ حَتّى خِفتُ أن اُحفىَ اَو اُدرِدَ؛ (وسائل الشيعه ج2، ص5، ح1300)

جبرئيل پيوسته مرا به مسواك سفارش مى كرد تا جايى كه ترسيدم (از كثرت مسواك زدن) دندانهايم سائيده شود و از بين برود.


در مذمت تار عنکبوت

قَالَ أَمِیرُ الْمُومِنِینَ (علیه السلام) : نَظِّفُوا بُیُوتَكُمْ مِنْ حَوْكِ الْعَنْكَبُوتِ فَإِنَّ تَرْكَهُ فِی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْرَ(الدعوات، ص 116)

خانه های خود را از تار عنكبوت پاك و تمیز كنید كه وانهادنش در خانه ها موجب تنگ دستی است.


مبادا شبیه یهودیان شوید 1

قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : اغسلوا ثیابكم و خذوا من شعوركم و استاكوا و تزیّنوا و تنظّفوا فانّ بنی اسرائیل لم یكونوا یفعلون كذلك فَزَنَتْ نساؤُهم (كنز العمّال، ج 6، ص 640)

جامه خود را بشویید و موهای بدن را بسترید و مسواك بزنید و خود را بیارایید و نظیف و پاكیزه باشید، زیرا یهودیان چون این كارنكردند زنانشان زناكار شدند.


تراشیدن موی زائد

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : مَنْ كَانَ یُومِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ فَلا یَتْرُكْ حَلْقَ عَانَتِهِ فَوْقَ الارْبَعِینَ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَلْیَسْتَقْرِضْ بَعْدَ الارْبَعِینَ وَ لا یُوخِّرْ (خصال صدوق، ج 2، ص 538)

هر كس ایمان به خدا و روز قیامت داردنباید تراشیدن موی زائد را بیشتر از چهل روز ترك كند و اگر وسیله تراشیدن ندارد پس از چهل روز قرض گیرد و این كار كند و به تأخیر نیفكند.


مبادا شبیه یهودیان شوید 2

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : أحفوا الشوارب و أعفوا اللحی و لا تتشبهوا بالیهود (مكارم الاخلاق، ص 67)

سبیل ها را بچینید و ریش ها را كوتاه نمایید و خودتان را شبیه یهودیان ننمایید. (در هر دو عمل نظافت است)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۱, ۲/تیر/۹۴
شماره ارسال: #15
آواتار
به نام خدا
در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند ...
*

نزول باران

أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا
for that we pour forth water In abundance
كه ما آب را به صورت بارشى فرو ريختيم .
پس باید انسان به غذای خود بنگرد . ما اب را آنگونه که باید از اسمان فرو ریختیم
سپس زمین را به خوبی شکافتیم و در آن دانه رویاندیم و نیز انگور و سبزیجات و زیتون و نخل خرما و باغ های پر درخت و میوه و چراگاه بر برخوردای شما و چهارپایانتان .
در نهج البلاغه می خوانیم :
خداوند ، ابرهایی را آفرید تا قسمت‌های مرده زمین احیا شود و گیاهان رنگارنگ بروید. پس قطعات بزرگ و پراکنده ابرها را به هم پیوست تا سخت به حرکت درآمدند و با به هم خوردن ابرها، برق‌ها درخشیدن گرفت و از درخشندگی ابرهای سفیدِ کوه پیکر و متراکم چیزی کاسته نشد. بعد، ابرها را پی در پی فرستاد تا زمین را احاطه کردند و بادها، شیر باران را از ابرها دوشیدند و به شدت به زمین فرو ریختند. ابرها هم پایین آمده سینه بر زمین ساییدند و آن‌چه بر پشت داشتند، فرو ریختند و در این حال، در بخش‌های بی گیاه زمین، انواع گیاهان رویید و در دامن کوه‌ها سبزه‌ها پدید آمد».
[تصویر: %D9%86%D8%AD%D9%84.png]

.
and Allah Sends down rain from the skies, and gives
therewith life to the earth after its death: Verily In This is a Sign for those
who listen

و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانه‏اى است

*******
باران هدیه ای سوی خدا ...
باران، هدیه و رحمت الهی است. خداوند با فرو فرستادن این عامل حیات ، سرسبزی و شادابی و نشاط را برای همگان رقم زده است.
قرآن باران را آب پاکیزه ، آب پربرکت و رزق الهی دانسته و رابطه تنگاتنگی بین نزول آن و معنویت برقرار ساخته است.

خداوند در قرآن از باران این‌گونه یاد می ‌کند :

وسیله طهارت: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا»؛ «و از آسمان آبى پاك فرود آوردیم».

آب پربرکت : «وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا»؛ «و از آسمان آبى پر بركت فرود آوردیم».

گسترش رحمت خداوندی : «وَهُوَ الَّذِی ینَزِّلُ الْغَیثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَینشُرُ رَحْمَتَهُ»؛ «و اوست كسى كه باران را پس از آنكه [مردم] نومید شدند فرود مى‏آورد و رحمت‏خویش را مى‏گسترد».

رزق الهی : «وَینَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا»؛ «و براى شما از آسمان روزى مى‏فرستد».

سبب خوشحالی : «اللَّهُ الَّذِی یرْسِلُ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیبْسُطُهُ فِی السَّمَاء كَیفَ یشَاءُ وَیجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن یشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یسْتَبْشِرُون»؛ «خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى برمى ‏انگیزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند . پس مى‏بینى باران از لابلاى آن بیرون مى‏آید و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانید به ناگاه آنان شادمانى مى‏كنند».

مایه ثبات قدم و دلگرمی رزمندگان خدا : «إِذْ یغَشِّیكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَینَزِّلُ عَلَیكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّیطَهِّرَكُم بِهِ وَیذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّیطَانِ وَلِیرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَیثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ»؛ [به یاد آورید] هنگامى را كه [خدا] خواب سبك آرامش‏بخشى كه از جانب او بود بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرو ریزانید تا شما را با آن پاك گرداند و وسوسه شیطان را از شما بزداید و دل‌هایتان را محكم سازد و گام‌هایتان را بدان استوار دارد».
[تصویر: %D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.png]
نزول باران به اندازه
قرآن درباره نزول به اندازه باران می‌فرماید: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ»؛ «و از آسمان آبى به اندازه [معین] فرود آوردیم و آن را در زمین جاى دادیم».
در تفسیر این آیه شریفه نوشته‌اند: باران به اندازه‌ای که نیاز است، نازل می‌شود؛ نه زیادتر و نه کمتر؛ نه بدان سان زیاد که فساد آورد و نه آن‌گونه اندک که هلاکت را سبب شود؛ بلکه به گونه‌ای که حکمت و صلحت آن را اقتضا دارد.
احیای زمین
زمین خشکیده و تهی از گیاه مانند موجودی بی‌روح است که نه حیاطی دارد و نه نشاطی. زمین با بارش باران می‌شکفد و حیات و حرکت دوباره به زمین باز می‌گردد و زمین پرتحرک می‌شود.
قرآن از این پرتحرک شدن زمین این‌گونه یاد می‌کند:
جنبش و رشد زمین : «وَمِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَى»؛ «و از [دیگر] نشانه‏هاى او این است كه تو زمین را فسرده مى‏بینى و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بر دمد. آرى همان كسى كه آن را زندگى بخشید قطعا زنده‏كننده مردگان است».
بارش باران، زمین را به حیات و حرکت و شور وا می‌دارد. زمینی که در حالت خشکی و گورستانی بود، پر نشاط و تحرک می‌شود. باران به آن حیات می‌بخشد.

*************
"توبه و باران"

وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ
هود -52
"And O My people! ask forgiveness of your Lord, and turn to
Him (in repentance): He will send you the skies pouring abundant rain, and ad
strength to your strength: so turn ye not back In sin !"

و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد و تبهكارانه روى بر مگردانيد
آورده اند :
بنی‌اسرائیل دچار خشکسالی شدند…
مردم به موسی گفتند : نزد خداوند برایمان دعا کن تا باران نصیب ما کند
موسی فرمود: «خداوندا… باران خود را بر ما نازل کن و رحمتت را بر ما فرو ریز… ما را به سبب کودکان شیرخواره و حیوانات و پیران رحم کن…»
اما آسمان بی‌ابر تر شد و خورشید، داغ‌تر!
موسی باز گفت: خداوندا بارانمان ده…
خداوند فرمود: چگونه به شما باران عطا کنم در حالی که میان شما بنده
‌ای است که چهل سال با گناهان با من مبارزه می‌کند؟ میان مردم ندا ده تا او از میان ‌تان برود چرا که به سبب او باران را از شما داشته‌ ام…
موسی گفت : ای بنده‌ ی گناهکار ، ای آنکه چهل سال با گناه به جنگ خداوند رفته‌ای… از میان ما برو که به سبب تو از باران منع شده‌ایم
آن بنده‌ی گناهکار به راست و چپ خود نگریست… ندید کسی از میان جمع بیرون رود و دانست خودش همان بنده‌ی گناهکار است…
با خود گفت: اگر از میان جمع بروم ، رسوا می‌شوم و اگر میان‌ شان بمانم به سبب من از باران محروم می‌شوند…
اشک ریخت و بر کارهای گذشته پشیمان شد و گفت : خداوندا چهل سال معصیت تو نمودم و تو به من مهلت دادی… اکنون مطیع به درگاه تو آمده‌ام… مرا بپذیر… و به درگاه خداوند ناله و زاری کرد…
هنوز دعایش به پایان نرسیده بود که ابری سفید آشکار شد و چنان بارید که گویا از دهانه‌ی دیگ‌ها آب فرو می‌ریخت
موسی گفت: خداوندا به ما باران عطا نمودی در حالی که هیچکس از میان ما بیرون نرفت!
خداوند فرمود: ای موسی، به سبب همان کسی که باران را از شما منع کرده بودم، به شما باران عطا کردم!
*
برای شنیدن این داستان به لینک زیر مراجعه کنید :

http://s6.picofile.com/file/8194630950/04Ramadan.mp3.html

پادکست روز چهارم ماه رمضان - رادیو بیداری
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۸, ۳/تیر/۹۴
شماره ارسال: #16
آواتار
به نام خدا

شاید بهترین اسم برای ماه رمضان ماه رحمت باشه ، ماهی که درهای رحمت خدا به روی همه بیش از پیش باز شده .

دوست دارم یکی از مهربان ترین آیه های قرآن رو بهتون معرفی کنم و با هم بخونیم :

«قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
(( آیه 53 سوره زمر ))

بگو(ای پیامبر) ای بندگان من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.


دیدید بعضی احادیث چقدر به انسان آرامش میدن ...

الإمامُ الكاظمُ عليه السلام :
ما ظَنُّكَ بالرَّؤوفِ الرحيمِ الذي يَتَوَدَّدُ إلى مَن يُؤذِيهِ بأوليائهِ ، فكيفَ بِمَن يُؤذى فيهِ ؟! و ما ظَنُّكَ بالتوّابِ الرحيمِ الذي يَتوبُ على مَن يُعادِيهِ ، فكيف بِمَن يَتَرَضّاهُ و يَختارُ عَداوَةَ الخَلقِ فيهِ؟!

چه گمان برى به آن مهر ورزِ مهربانى كه با آن كس كه با آزار دادنِ دوستانش، او را مى آزارد، دوستى مى كند ، چه رسد به كسانى كه در راه او آزار مى بينند؟ و چه گمان برى به آن توبه پذيرِ مهربانى كه از دشمنش توبه مى پذيرد ، چه رسد به كسى كه خشنودى اش را مى جويد و دشمنى مردم را به خاطر او برمى گزيند ؟

( تحف العقول 399 )


[تصویر: wqg7_7_rahmat_khoda.jpg]



روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار رودخانه ای نشسته بود ،
نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را با خود به طرف رودخانه حمل می کرد.
سلیمان (علیه السلام) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب رودخانه بیرون آورد و دهانش را گشود.
مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.

سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.
ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.
آن مورچه از دهان او بیرون آمد ، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.

سلیمان(علیه السلام) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت : ای پیامبر خدا در قعر این رودخانه سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.خداوند آن را در آنجا آفرید.
او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.

خداوند این قورباغه را مأمور کرده مرا درون آب به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد.من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم.
دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شوم.او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب رودخانه می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم.

سلیمان به مورچه گفت :
وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میـبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟

مورچه گفت آری او می گوید :

ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این آب فراموش نمی کنی ، رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن ...


«یا من سبقت رحمته غضبه»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۴:۲۲, ۵/تیر/۹۴
شماره ارسال: #17
آواتار
[تصویر: 8_1ab.jpg]


آب در قرآن

آب در قرآن اهمیتی عمیق دارد. خداوند در آیات متعدد انسان را به تفكر در آب و شكرگزاری این نعمت بزرگ یادآور شده است [1].


آب به عنوان بركت خداوندی است كه حیات می‌بخشد، حیات را حفظ می‌كند و بشر و زمین را پاكیزه می‌گرداند. عرش خدا بر روی آب و بهشت به صورت باغهایی كه نهرهایی زیر آنها جاری است تشریح می‌شود. به نظر می‌رسد كه در قرآن آب با ارزش‌ترین آفریده خداوند بعد از انسان می‌باشد. خاصیت «حیات‌دهندگی» آب در آیات متعدد قرآن اشاره شده است (مثلاً آیات 48 و 49 سوره فرقان: و خداوند آب را از ابرها پایین فرستاده و به وسیله آن زمین را پس از مردنش حیات داده است). آب نه تنها حیات می‌بخشد بلكه هر حیاتی اصلش از آب است (ما هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم)[2]


در قرآن كریم: آب، رزق الهی است و باید از آن بجا استفاده شود؛ پدیدآورنده و نازل‌كنندة آب آشامیدنی خداست؛ اوست كه با آب انسانها و حیوانات را سیراب می‌كند؛ خداوند بر انسانها به سبب نازل كردن آب آشامیدنی منّت گذارده؛ وجود چشمه‌سارها را بر روی زمین از آیات الهی معرفی كرده؛ چشمه‌های بهشتی را یكی از بهره‌های متقین در بهشت توصیف كرده؛ جهنمیان را از آب آشامیدنی محروم توصیف كرده، به طوری كه از بهشتیان درخواست آب آشامیدنی می‌كنند.
قرآن می‌فرماید خداوند انتقال دهندة آب به سرزمینهای خشك است. ایمان و تقوا و استغفار و توبه و پایداری در راه عقیده را از عوامل فراوانی و بركت آب معرفی كرده است[3].

همچنین قرآن كریم در آیات متعدد آسمان و ابرهایی كه به وسیلة باد متراكم می‌شود و چاه و دریا و زمین و كوه‌ها را از منابع تولید و تأمین آب می‌داند.
آب برای مسلمانان اهمیت ویژه‌ای برای استفاده در طهارت، وضو، غسل و غیره دارد. امام صادق (علیه السلام) آب و طهارت را كلید قرب و مناجات با خدا معرفی نموده‌اند: «چون اراده طهارت و وضو نمودی چنان به سوی آب روان شو كه گویی به سوی رحمت خدای تعالی می‌روی كه خداوند تعالی آب و طهارت را كلید قرب و مناجات خویش و نشانی برای راهنمایی مردم به سوی خوان خویش مقرر فرموده است و چنان كه رحمت خداوند گناهان بندگان را پاك می‌كند نجاست‌های ظاهر را جز با آب نمی‌توان پاك كرد


[تصویر: 00070391.JPG]

قرآن كریم دو عبارت صریح راجع به صرفه‌جویی آب و مدیریت تقاضا دارد: اول اینكه منابع آب ثابت (معین) است (و آن خدایی كه از آسمان آبی به قدر و اندازه نازل می‌كند...)[5] و ثانیاً در مصرف آب نباید اسراف شود (از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید و اسراف مكنید كه خدا مسرفان را دوست ندارد)[6].


اسراف و زیاده‌روی از صفات زشت و ناپسند و مورد غضب خداوند است[خداوند در آیه 43 سوره مؤمن می‌فرماید: «اسراف‌كنندگان اهل آتش‌اند». به استناد این آیه، اسراف از جمله گناهان كبیره است، زیرا ملاك گناهان كبیره وعده بر عذاب است.




[تصویر: th?id=JN.IVfudvGdh4pIH7ntLGX6Fw&pid=15.1]

بركت آب :


« و نزلنا من السماء ماء مباركا فانبتنا به جنات و حب الحصيد» (ق- 9)
« و از آسمان آبي پر بركت نازل كرديم و بوسيله آن باغها و دانه هايي را كه درو مي كنند رويانديم.»
دراين آيه شريفه آب به صفت مبارك توصيف گرديده وخداوند نزولات آسماني را آب هاي مبارك ناميده است. كلمه مبارك يعني بركت يافته و واژه بركت را چنين معنا مي كنند: ثبوت الخير.


طهارت آب:

« و هو الذي ارسل الريح بشرا بين يدي رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا» (الفرقان- 48)
«اوكسي است كه بادها را بشارتگراني پيش ازرحمتش فرستاد، و ازآسمان آبي پاك كننده نازل كرديم.»

دراين آيه خداوند عاليترين وصف (كه همانا طهارت و پاكيزگي مي باشد) را به آب نسبت مي دهد، همان وصفي كه دارندگان آن محبوب و مورد رحمت خداوند وجود هستند:

«...ان الله يحب التوابين ويحب المتطهرين» (البقره- 222)

«...خداوند، توبه كنندگان رادوست دارد، وپاكان را (نيز) دوست دارد.»
آب نيز طاهرومطهر است ومي تواندنزديك كننده وعامل تقرب يافتن بندگان به مصدر لايزال الهي باشد.



فراواني آب:


« والو استقموا علي الطريقه لاسقيناهم ماء غدقا» (الجن-16)
« و اينكه اگر آنها [جن و انس] در راه (ايمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سيرابشان مي كنيم.»




=================================================
پي نوشت ها :


[1]- آیا به آبی كه می‌نوشید اندیشیده‌اید؟ آیا شما آن را از ابر نازل كرده‌اید یا ما آن را نازل می‌كنیم؟ هر گاه بخواهیم این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم پس چرا شكر نمی‌كنید؟» (آیات 68 تا 70 سوره واقعه). «بگو: به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود چه كسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟» (آیه 30 سوره ملك)
[2]- انبیاء آیه 30
[3]- اگر مردم پاك و پرهیزگار شوند رحمت الهی بیشتر نازل می‌شود و گاهی بر اثر گناهان فراوان بارش كم می‌شود، در آیه 96 سوره اعراف می‌خوانیم: «اگر مردم ساكن در آبادی‌ها ایمان آورند و تقوا پیشه كنند بركات آسمان و زمین را بر آنان می‌گشاییم». در این كه مقصود از بركات آسمان و زمین چیست در میان مفسران اختلاف نظر است، برخی آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر كرده‌اند و برخی به اجابت دعاها و حل مشكلات زندگی و این احتمال نیز وجود دارد كه مقصود از بركات آسمانی، بركات معنوی و منظور از بركات زمینی، بركات مادی باشد. ولی با توجه به آیات قبل از این آیه كه سخن از مجازات مجرمان به وسیله سیلاب از آسمان یا طغیان چشمه‌ها و یا صاعقه‌ها و زلزله‌هاست به نظر می‌رسد تفسیر اول مناسب‌تر باشد و اشاره به این حقیقت است كه اگر انسان تقوا پیشه كند و با ایمان باشد به جای عذاب، از آسمان و زمین بر او بركت خواهد بارید و این انسان است كه بركات را به بلاها تبدیل می‌كند. آیه 16 سوره جن، نیز استقامت در راه حق را سبب نزول آب بیان می‌نماید: «اگر بر طریقه راست پایداری كنند از آبی فراوان سیرابشان كنیم». علامه طباطبایی نوشته است: مقصود از «طریقه» در آیه 16 سوره جن، راه اسلام است كه پایداری بر آن موجب وسعت در روزی مادی مردم می‌شود و این آیه به معنی آیه 96 سوره اعراف می‌باشد. ایشان در تفسیر آیه 96 اعراف نیز آورده‌اند كه: مقصود از بركات آسمانی، باران و برف و سرما و گرما در وقت خود و مقدار سودمند از آنهاست و مقصود از بركات زمینی گیاه، میوه و ... است.

[5] - زخرف 11
[6] - اعراف 31 و همچنین در آیه 27 سوره اسراء مسرفین و مبذرین، برادران شیاطین و در آیه 43 سوره مؤمن، اسراف‌كنندگان اهل آتش معرفی شده‌اند.

امضای ترنم
آب را گل نكنید . . .
شاید از دور علمدار حسین،
مشك طفلان بر دوش،
زخم و خون بر اندام،
می رسد تا كه از این آب روان،
پر كند مشك تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .
آب را گل نكنید . . .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۵۰, ۶/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۴ ۱۰:۵۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام

[تصویر: 10_2_droq.jpg]

دروغ

قرآن گزارش می دهد که ابلیس برای دست یابی به اهداف خویش و خوار و گمراه کردن انسان به دروغ متوسل می شود و نخستین موجودی است که از آن برای دست یابی به اهداف شوم خود سود می برد

قرآن کریم در سوره شعرا آیات 231 و 232 قلب دروغگو را فرودگاه شیاطین دانسته و می‌فرماید: آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ آنان بر دروغگوی زشت کار نازل می‌گردند. همچنین در سوره زمر آیه 3 یکی از نشانه‌های ایمان را پرهیز از دروغگویی دانسته و دروغگو را بی‌ایمان می‌شناساند.


در جلسه 50 کلبه کرامت استاد حسن عباسی با تحلیل فیلم دروازه نهم ساخته رومن پولانسکی و بازیگری جانی دپ توضیح می دهند که یگانه راه پیمان با شیاطین دروغگو بودن است و پیام فیلم این است که برای اینکه یک انسان تبدیل به یک شیطان شود و قدرت های مافوق بشری کسب کند باید دروغگو باشد


امام رضا‌(علیه السلام) با تقبیح دروغ، دروغگو را کسی که از جوانمردی بهره‌ای ندارد معرفی می‌کند و وقتی از ایشان سؤال می‌شود که؛ آیا مؤمن ممکن است ترسو باشد؟ می‌فرماید: بله، آیا ممکن است بخیل باشد؟ می‌فرماید: بله و آن هنگام که سؤال می‌شود آیا ممکن است مؤمن دروغگو باشد؟ می‌فرماید: خیر! زیرا به فرموده امام صادق‌(علیه السلام) جایگاه دروغگو و دروغگویی، نزدیکترین جایگاه به کفر است و دروغگو نیز همچون کافر درصدد پوشاندن حقیقت است.


از نظر اسلام دروغ، دروغ است و کوچک و بزرگ و شوخی و جدی ندارد. امام سجاد‌(علیه السلام) می‌فرماید: از دروغ دوری کنید چه بزرگ، چه کوچک، چه شوخی و چه جدی و رسول خدا هم خبر داده است که اگر بنده‌ای دروغ بگوید، خداوند نام او را در زمره دروغگویان ثبت می‌کند.



[تصویر: 209379_1.jpg]

امیرالمؤمنین علی‌(علیه السلام) می‌فرماید: تا کسی دروغ را ترک نکند چه بزرگ، چه کوچک و چه شوخی، چه جدی، طعم ایمان را نمی‌چشد. از دروغ گناهان دیگری نیز زاییده می‌شود و برخی رفتارهای گناه‌آلود در نتیجه عادت به دروغ به‌وجود می‌آیند. اعمالی همچون ریا، کم‌فروشی، کم‌کاری، مکر و حیله، خیانت و...



در قرآن کریم آیات متعددی در زمینه‌ی دروغ وجود دارد که در اینجا به چند نمونه اشاره می شود:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ‌چرا چیزی می‌گویید که انجام نمی‌دهید و نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.» 9


با توجه به این آیه معلوم می‌شود که دروغ در نزد خدای متعال ناپسند شمرده شده است و موجب دوری انسان از خدا می‌شود که این خود عذاب روحی بس بزرگی است و در کنارش عذاب دوزخ را نیز در برخواهد داشت.

در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:« در حقیقت خداوند آن کسی را که دروغ پرداز ناسپاس است هدایت نمی‌کند.»11
درآیات دیگر می فرماید: «دروغگو مستحق لعنت و سزاوار خشم پروردگار عالم است.» 12

صف/سوره۶۱،آیه۲-۳.



نحل /سوره۱۶،آیه۱۰۵.


نور/سوره۲۴،آیه۷.


بزرگترین دروغگوی زمین

نشانی های دقیق دجال ازکلام امیرمؤمنان علی علیه السلام

«اسبغ بن نباته » از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسید: «یا امیرالمؤمنین دجال کیست؟ فرمودند که: آگاه باشید، دجال «صائدبن صید» است و شقی کسی است که او را تصدیق کند و سعید کسی است که او را تکذیب کند...و از دهی که معروف به یهودیه است ، خروج می کند. چشم راستش از اصل خلقت ندارد به طوری که گودی حدقه اش نیست و دیگری که در پیشانیش است، مانند ستاره صبح می درخشد و در چشمش مانندپارچه گوشت چیزی است گویا که باخون ممزوج است و در میان چشمش لفظ «کافر» نوشته شده به طوری که همه کس آن را می خواند خواه نویسنده باشد و خواه نه . به دریاها داخل می شود و آفتاب با وی سیر می کند و در پیش رویش کوهی است از دود و در پشت سرش کوه سفیدی است که خلایق چنین می دانند که آن طعام است و در ایام قحط شدیدی خروج می کند وبه درازگوش سبز یا خاکستری رنگ سوار شود و زمین در زیر پایش پیچیده می گردد و به هیچ آب نمی گذرد مگر اینکه خشکیده می شود به طوری که جایش تا روزقیامت خشک می ماند وبه آواز بلندندا می کند، به نوعی که همه جن وانس و شیاطین ، که در ما بین مشرق و مغرب اند صدای او را می شنوند.چنین می گوید:

«ای دوستان من! به زودی به سوی من آیید. منم آن کسی که مخلوقات را خلق نمود و ایشان را درمحکم نمودن ترکیبشان با هم مساوی گردانید و اندازه صورتها وهیاتهای ایشان راتعیین نمود و منم آن پروردگار شما که بر همه اشیاقادر است.»

و این دشمن خدا، اینها را دروغ می گوید، زیرا که او مردی است که طعام می خورد و در بازارها راه می رود و پروردگار شما کور نیست و طعام نمی خورد و راه نمی رود و ازمکانی به مکان دیگر منتقل نمی شود.آگاه شوید بدرستی که بسیاری ازتابعان او در آن روز اولاد زنا وصاحبان طیلسان سبز هستند و آن پارچه ای است مانند ردا که بر سر ودوش انداخته می شود.

خداوند عزوجل او را در شهر«شام » در بالای تلی که معروف است به تل «افیق » سه ساعت از روز«جمعه » گذشته به دست کسی که مسیح بن مریم علیه السلام در پشت سرش نماز می گزارد، به قتل می رساند.آگاه شوید بدرستی که بعد از این طامه کبری واقع خواهد شد و آن خروج دابه (4) از زمین است. بعد از آن امام علی علیه السلام فرمودند که : از من مپرسید که بعد از خروج دابه چه واقع خواهد شد. درآن حال «ترال بن سبره » به صعصعه گفت که:امیرالمؤمنین از این کلام اعجازنظام، چه چیز اراده نموده؟صعصعه گفت: یابن سبره! کسی که عیسی بن مریم علیه السلام در پشت سرش نماز می گزارد ، امام دوازدهم است!» (5)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۸, ۷/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۴ ۰:۲۵ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #19
آواتار
به نام خالق هستی بخش



يقينا داشتن آرامش در زندگي نخستين چشمه خوشبختي است وكسي كه از اين نعمت محروم باشد، از نعمت خوشبختي نيز محروم است و هيچگاه طعم خوشبختي را نخواهد چشيد. عصری که در آن زندگی می کنیم علی رغم تمام پیشرفت ها، خوبی ها و راحتی هایی که داشته، به نظر می رسد از وجود خصوصیتی به نام آرامش بی بهره بوده است...

مگر نه این که تمامی تلاش ها و رنج هایی که انسان در طول تاریخ بر جان دل پذیرفته، برای رسیدن به راحتی و بهبود سطح زندگی خویش و هم نوعانش بوده است؟ پس چه چیز روز به روز بر اضطراب و ناراحتی فکری او می افزاید؟


[تصویر: 10_1_aramesh_eztrab.jpg]


آدم هایی که همیشه در زندگی با این واژه ها درگیرند که افسرده ام، نگرانم، بهم ریخته ام، نکند از کارخانه بیرونم کنند، نکند بچه ام ناقص شود، نکند در زندگی ام کم بیاورم، نکند قبول نشوم، نکند سرطان بگیرم، همین نکندها را خودش هم می داند که نیست ولی نگرانی دارد. این یکی از دردهایی است که در جامعه کم و بیش به آن مبتلا هستیم.حال ضریبش متفاوت است اما اصلش در خیلی ها هست...

اگر روح اطمینان و آرامش در وجود انسان نباشد بسیاری از کارها ناقص می ماند، رشد اقتصادی کُند می شود، رشد علمی کُند می شود، رشد سیاسی کند می شود، خانواده ها از هم می پاشد. این دو نعمت بسیار مهم است...

قرآن کریم راه های بسیاری برای رسیدن به آرامش و رهایی از اضطراب پیشنهاد می کند که از جمله ی آن ها می توان به موارد زیر اشاره داشت:

  • یاد خدا:
قرآن يكي از عوامل آرامش را ''ذكر'' (ياد خدا) معرفي كرده است. چنانچه مي فرمايد:

الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (سوره ی الرعد، آیه ی 28)

آنان که ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش می يابد آگاه باشيد که دلها به ياد خدا آرامش می يابد.


  • ایمان:

افراد با ایمان در درون خود آرامش و اطمینان احساس می‏کنند آرامشی که افراد دیگر چه بسا آن را ندارند و فرد باایمان در درون خود در اثر اطمینان قلبی این آرامش را دارد.این مسئله در آیه ی بالا نیز به طور واضح اشاره شده است. در آیه ی 4 سوره ی الفتح آمده است:


هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا
اوست آن كس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست و خدا همواره داناى سنجيده ‏كار است.


  • توکل بر خدا
قرآن يكي ديگر از عوامل آرامش را "توكّل " واگذاري همه ی امور به خدا معرفي مي كند. به عنوان نمونه در سوره ی مباركه ی طلاق آیه ی 3 مي خوانيم:

وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا

و از جايی که گمانش را ندارد روزی اش می دهد و هر که بر خدا توکل کند، خدا او را کافی است.خدا کار خود را به اجرا می رساند و هر چيز را اندازه ای قرار داده است.


  • تقوی و پرهیزگاری:

همانا اولیای خدا اضطراب و نگرانی را به خود راه نمی دهند.

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (سوره ی یونس، آیات 64-62)


آگاه باشيد که بر دوستان خدا بيمی نيست و غمگين نمی شوند؛ کسانی را که ايمان آوردند و پرهيزگاری می کردند ، بشارت است ايشان را در دنيا و آخرت،سخن خدا دگرگون نمی شود... و این است رستگاری بزرگ...



آرامش مهمان همیشگی قلب هایتان...

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۱۳, ۷/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/تیر/۹۴ ۱:۳۵ توسط mahdy30na. علت ویرایش: اصلاح تصویر)
شماره ارسال: #20
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
Heartالنِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّیHeart
آیا بنده وکیلم شما را به عقد دائم و همیشگی ...

دوستان این که خوندین سر اغازی هست که همه دیر یا زود برامون میخونن .
خواستم متن رو کلاسیک شروع کنم ولی اینطوری احساس کردم بهتر باشه .


عنوانی که به بنده واگذار شده ازدواج هست و چند دقیقه مزاحم وقت شریف شما میشم تا چند نکته ای رو در باره منشا ازدواج با شما درمیون بزارم( تیتر وار و خلاصه)
البته با استناد از کلام خدا و اولیای خدا
[تصویر: 11_ezdvaj.jpg]
ازدواج به معنای جمع شدن نر و ماده و اختصاص به افراد بشر ندارد
بلکه در مجموعه هستی این قانون حاکم است و انسان ها و افراد بشر جزئی از این مجموعه هستند.
«و من کل شیئ خلقنا زوجین لعلّکم تذکرون» (ذاریات،49)
«والله جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفده» (نحل،72)
منشأ طبیعی ازدواج را می توان تحت چند عنوان برسی کرد :
فقط برای شما چند کلید واژه معرفی میکنم تا تامل و تبدر با خود شما پژوهنده گرامی باشد.

◀الف غریزه جنسی
قرآن اصل مسأله ی شهوت و غریزه جنسی، هم چنین مسیر ارضای آن را که چگونه باید باشد و اینکه کدام مسیر صحیح و کدام یک باطل است، را بیان کرده است.
اما مسیر صحیح ارضای غریزه ی جنسی در قرآن کریم، چنین بیان شده است: «والذین هم لفروجهم حافظون الاّ علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین» (مؤمنون، 6-5)

بنابراین از آیات فوق چنین استنباط می شود:
اولاً، مسیر فطری غریزه ی جنسی آن است که با تمتع از جنس مخالف ارضا شود و ارتباط جنسی با هم جنس ممنوع است.
ثانیاً، طبق آیه 5 و 6 سوره مؤمنون، رابطه با جنس مخالف محدود به آن چیزی است که در چهارچوب قانون و شرع بیان شده است که همان «ازدواج» می باشد.


◀ب نیاز به سکون و آرامش
انسان ها با توجه به زندگی اجتماعی و مادی خویش، دارای مشکلات و مسائل خاص زندگی خود هستند و چنان چه بخواهند زندگی صحیح همراه با لذت و سعادت داشته باشند، می بایست آن نگرانی ها، خستگی ها و اضطراب ها را از سر راه خود بردارند و تبدیل به آرامش و سکون کنند.
بر طبق فرموده ی قرآن کریم،
«الا بذکرالله تطمئن القلوب» (رعد، 28) انسان ها نیاز به آرامش دارند.
نکته قابل توجه دیگر این است که قرآن علت خلق زن برای مرد و بالعکس را همان سکونت و آرامش بیان می کند و این از تعلیل آیه ی «خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها» به دست می آید.

◀ج نیاز به انس و مودت
طبیعت و فطرت افراد بشر اقتضا می کند که انسان ها به صورت دسته جمعی زندگی کنند.
برپایه ی همین اصل، انسان ها احساس نیاز به دوستی، محبت و داشتن رابطه با یکدیگر می کنند. این، نیاز روحی و فطری انسان ها به انس و مودت، امری بدیهی است.
قرآن کریم می فرماید: این انس و مودت را ما در کانون ازدواج و همسری قرار داده ایم و زن و شوهر را مأنوس و محبوب یکدیگر قرار دادیم؛
«و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکّرون» (روم،21)


◀د- میل به تداوم وجود خویش
ازدواج منشأ بقای نسل و حفظ نوع بشری است و همین میل انسان به فرزند داشتن و حب بقا، می تواند منشأ طبیعی ازدواج باشد و این میل و علاقه، میلی فطری و طبیعی است که هر فردی آن را احساس می کند.
البته اغراض و اهداف دیگری نیز می تواند آن را تقویت کند که در میان انسان ها مختلف و متفاوت است.
+عشق و علاقه زکریا به فرزند نیکو و صالح داشتن، حکایت از یک میل فطری و ذاتی به داشتن فرزند می کند:
«هنالک دعا زکریّا ربه قال رب هب لی من لّدنک ذرّیة طیبه انک سمیع الدعا» (آل عمران، 38)


◀ج- تأمین آرامش و آسایش
فطرت و طبیعت انسان، احساس نیاز به آسایش، آرامش جسمی و روحی و انس و مودت دارد و آن را فقط در کانون گرم و صمیمی خانواده جستجو می کند و به واسطه ی ازدواج است که غریزه ی سرکش شهوت آرام می گیرد و آسایش جسم و روح تحقق پیدا می کند.
«و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّةً و رحمة انّ فی ذلک لایات لقوم یتفکرون» (روم، 21)
لذا اگر در سایه ی ازدواج، زن و مرد احساس آرامش و آسایش فکر و جسم کنند و بین آن ها انس و مودت برقرار شود، این ازدواج با ثبات خواهد بود و هرگز متزلزل نخواهد شد.
«امام صادق (علیه السلام) فرمود: پنج صفت است که هر کس یکی از آن ها را نداشته باشد، همواره زندگی او با نقص و عقل او با کمی و فکر او مشغول خواهد بود. اول، سلامتی؛ دوم، امنیت؛ سوم، روزی فراوان؛ چهارم، مونس و هم فکر؛ از امام سؤال کردم مونس و هم فکر کیست؟ حضرت فرمود: همسر شایسته...»
(حرعاملی، 1409ق: کتاب النکاح، باب14، مقدمات النکاح، ح7)[/b]

◀د - سعادتمندی جامعه
هریک از افراد بشر، وقتی که به حد رشد و بلوغ رسید، در خود میل غریزی و فطری نسبت به جنس مخالف احساس می کند و می بایست این تمایل طرفینی که همان غریزه ی جنسی است، به شکل مطلوب و قابل قبولی ارضا شود؛
این جا است که نیاز انسان به تشکل اجتماع که همان خانواده است، احساس می شود؛ از این رو، جامعه ای سعادتمند می شود که رابطه جنسی و توالد و تناسل در آن منظم و بر پایه ی صحیح استوار باشد. جامعه ای که روابط جنسی در آن آزاد و بی قید و شرط باشد و بی بندوباری در آن حاکم باشد، همیشه با فساد وتباهی دست به گریبان خواهد بود. هسته مرکزی جامعه، خانواده است؛ جامعه ای که افراد آن از تشکیل خانواده و قبول مسئولیت های آن شانه خالی کنند، روی خوشبختی و ترقی را نخواهد دید.
فرزندان ناشی از نکاح و تربیت شده در خانواده هستند که می توانند در گرداندن چرخ های اجتماع و بهسازی اجتماعی و اقتصادی بدان ها امید بست.

◀ه - توسعه اقتصادی
وضعیت معیشتی و رفاه اقتصادی، در زندگی خانوادگی، دارای نقش مهمی است. تأمین مقدمات ازدواج و فراهم کردن وسائل زندگی زناشویی از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و برخی مسائل تشریفاتی که نقش اساسی در تشکیل خانواده ندارد، موجب شده است که عده ای زیر بار مسئولیت زندگی زناشویی در سنین جوانی نروند.
اسلام و قرآن این نگرش را صحیح نمی داند؛ بلکه توسعه ی معیشتی را پس از ازدواج به واسطه تلاش و برکت همراه آن، تضمین کرده است.
«وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم.» (نور، 32)
بر طبق آیه ی مبارکه، فقر و بی چیزی مانعی در جهت تشکیل خانواده نمی باشد؛ زیرا، خداوند در پرتو ازدواج برکت و بی نیازی عطا می کند.
این مطالب گوشه ای آثار و منشا ازدواج بود که تقدیم شما همراه گرامی شد.
پ.ن : درباره علل و منشا و فواید ازدواج مطالب بسیار هست اما اصل همه اینها ( داشتن خانواده اسلامی با سبک زندگی مهدوی هست)

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ✿ زندگی خوب،در سایه سار قرآن ✿ حسن عزتي 22 12,717 ۲۸/بهمن/۹۳ ۱۰:۳۰
آخرین ارسال: حسن عزتي
Smile در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من) علی 110 156 53,942 ۲۱/شهریور/۹۲ ۱۴:۲۲
آخرین ارسال: مصباح
  تدبر در آیات (ویژه طرح حفظ تالاری قرآن) تازه مسلمان 6 3,172 ۲۵/آذر/۹۱ ۱۵:۲۵
آخرین ارسال: ضحی

پرش در بین بخشها:


بالا