کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
40 سالگی انقلاب اسلامی ایران چه خواهد شد!
۱۹:۲۷, ۲۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۵ ۱۸:۱۶ توسط قلب.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام


تاپیکی برای درک بهتر



قیام روح الله از قم

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-40004.html


بیان مطالب در قالب داستان و مثال به فهم مطالب کمک شایانی خواهد کرد فافهم!



قدر زر , زرگر شناسد
قدر گوهر , گوهری
قدر گل , بلبل شناسد
قدر قنبر , را علی





روزی طلبه جوانی که در زمان شاه عباس در اصفهان درس می خواند نزد شیخ بهایی آمد و گفت: من دیگر از درس خواندن خسته شده ام و می خواهم دنبال تجارت و کار و کاسبی بروم چون درس خواندن برای آدم، آب و نان نمی شود و کسی از طلبگی به جایی نمی رسد و به جز بی پولی و حسرت، عایدی ندارد.
شیخ گفت: بسیار خب! حالا که می روی حرفی نیست. فعلا این قطعه سنگ را بگیر و به نانوایی برو چند عدد نان بیاور با هم غذایی بخوریم و بعد هر کجا می خواهی برو، من مانع کسب و کار و تجارتت نمی شوم. جوان با حیرت و تردید، سنگ را گرفت و به نانوایی رفت و سنگ را به نانوا داد تا نان بگیرد ولی نانوا او را مسخره نمود و از مغازه بیرون کرد.
پسر جوان با ناراحتی پیش شیخ بهایی برگشت و گفت: مرا مسخره کرده ای؟
نانوا نان را نداد هیچ، جلوی مردم مرا مسخره کرد و به ریش من هم خندید.
شیخ گفت: اشکالی ندارد . پس به بازار علوفه فروشان برو و بگو این سنگ خیلی با ارزش است سعی کن با آن قدری علوفه و کاه و جو برای اسب هایمان بخری. او دوباره به بازار رفت تا علوفه بخرد ولی آن ها نیز چیزی به او ندادند و به او خندیدند. جوان که دیگر خیلی ناراحت شده بود نزد شیخ آمد و ماجرا را تعریف کرد. شیخ بهایی گفت: خیلی ناراحت نباش. حالا این سنگ را بردار و به بازار صرافان و زرگران ببر و به فلان دکان برو و بگو این سنگ را گرو بردار و در ازای آن، صد سکه به من قرض بده که اکنون نیاز دارم. طلبه جوان گفت: با این سنگ، نان و علوفه ندادند، چگونه زرگران بابت آن پول می دهند؟ شیخ گفت: امتحان آن که ضرر ندارد. طلبه جوان با این ناراحت بود، ولی با بی میلی و به احترام شیخ به بازار صرافان و جواهرفروشان رفت و به همان دکانی که شیخ گفته بود و گفت: این سنگ را در مقابل سد سکه به امانت نزد تو می سپارم. مرد زرگر نگاهی به سنگ کرد و با تعجب، نگاهی به پسر جوان انداخت و به او گفت: قدری بنشین تا پولت را حاضر کنم. سپس شاگرد خود را صدا زد و در گوش او چیزی گفت و شاگرد از مغازه بیرون رفت. پس از مدتی کمی شاگرد با دو مامور به کان بازگشت.
ماموران پسرجوان را گرفتند و می خواستند او را با خود ببرد. او با تعجب گفت: مگر من چه کرده ام؟ مرد زرگر گفت: می دانی این سنگ چیست و چقدر می ارزد؟
پسر گفت: نه، مگر چقدر می ارزد؟
زرگر گفت: ارزش این گوهر، بیش از ده هزار سکه است. راستش را بگو، تو در تمام عمر خود حتی هزار سکه را یک جا ندیده ای، چنین سنگ گران قیمتی را از کجا آورده ای؟ پسر جوان که از تعجب زبانش بند آمده بود و فکر نمی کرد سنگی که به نانوا با آن نان هم نداده بود این مقدار ارزش هم داشته باشد با من و من و لکنت زبان گفت: به خدا من دزدی نکرده ام. من با شیخ بهایی نشسته بودم که او این سنگ را به من داد تا برای وام گرفتن به این جا بیاورم. اگر باور نمی کنید با من به مدرسه بیایید تا به نزد شیخ برویم.
ماموران پسر جوان را با ناباوری گرفتند و نزد شیخ بهایی آوردند. ماموران پس از ادای احترام به شیخ بهایی، قضیه مرد جوان را به او گفتند. او ماموران را مرخص کرد و گفت: آری این مرد راست می گوید. من این سنگ قیمتی را به او داده بودم تا گرو گذاشته، برایم قدری پول نقد بگیرد. پس از رفتن ماموران، طلبه جوان با شگفتی و خنده گفت: ای شیخ! قضیه چیست؟ امروز با این سنگ، عجب بلاهایی سر من آمده است! مگر این سنگ چیست که با آن کاه و جو ندادند ولی مرد صراف بابت آن ده هزار سکه می پردازد.
شیخ بهایی گفت: مرد جوان! این سنگ قیمتی که می بینی، گوهر شب چراغ است و این گوهر کمیاب، در شب تاریک چون چراغ می درخشد و نور می دهد. همان طور که دیدی، قدر زر را زرگر می شناسد و قدر گوهر را گوهری می داند. نانوا و قصاب، تفاوت بین سنگ و گوهر را تشخیص نمی دهند و همگان ارزش آن را نمی دانند. وضع ما هم همین طور است. ارزش علم و عالم را انسان های عاقل و فرزانه می دانند و هر بقال و عطاری نمی داند ارزش طلب علم و گوهر دانش چقدر است و فایده آن چیست. حال خود دانی خواهی پی تجارت برو و خواهی به تحصیل علم بپرداز. پسر جوان از این که می خواست از طلب علم دست بکشد، پشیمان شد و به آموزش علم ادامه داد تا به مقام استادی بزرگ رسید



در حديث آمده است: كسانى كه به چهل سالگى مى رسند و توبه نمى كنند، شيطان دستى به صورت آنها كشيده، مى گويد: پدرم فداى رويى كه رستگار نمى شود.(8) اين روايات همه از اين حقيقت خبر مى دهد كه شخصيت انسان تا چهل سالگى شكل گرفته، و از آن پس، تحولات درونى در او سخت تر مى شود؛ البته در حديثى از امام صادق(علیه السلام) نيز آمده كه خداوند افراد چهل ساله را گرامى مي دارد.(9) اين روايت شايد دستورى اخلاقى براى رعايت احترام اشخاصى باشد كه داراي عمرى چهل سال و بيش تر از آن هستند.آلوسى درباره سر چهل سال سرگردانى بنى اسرائيل مى گويد: چهل سال، زمان لازمى بود كه بنى اسرائيل از نادانى خود در مخالفت با موسي(علیه السلام) دست بردارند.(10) برخى ديگر نيز چهل سال را زمان لازم براى انقضاى نسل نافرمان بنى اسرائيل - كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند - و نيز ظهور نسل جديد از آنان دانسته و برآنند كه پس از آن زمان، نسل جديد بنى اسرائيل وارد سرزمين مقدس شد.(11) راز ميقات چهل شبه موسى نيز روشن نيست؛ اما وجود اين روايت از رسول خدا كه فرمود: هر كس چهل روز اخلاص ورزد و اعمال خود را براى خدا خالص گرداند، چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جارى مى شود: « من اخلص لله اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمه من قلبه على لسانه»(12) در كنار دو آيه ميقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان، به ويژه آنان كه مشرب عرفانى دارند؛ به عدد چهل در زمينه خودسازى با ديده اهميت بنگرند و براى اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاى انسان و كامل شدن ملكات اخلاقى و پيمودن درجات معرفت تأثيرى ويژه قايل شوند.(13) صدرالمتألهين شيرازى بر آن است كه فقط پيامبران و اولياى الهى از راز تعيين عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نكته اى لطيف از سهروردي، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن مى پردازد كه خداى سبحان، گل آدم را در چهل روز سرشت؛ چنان كه در حديث آمده: «خمرت طينه آدم بيدى اربعين صباحا» و او را به گونه اى متناسب با عالم شهادت و غيب آفريد و در هر صباح كه مرتبه اى از قوا و طبقه اى از اعضا را براى آبادانى جنبه شهادت (دنيايي) وى در او به وديعه نهاد بين او و عوالم غيبى حجابى پديد آورد و او را به نوعى از ساحت قدس الهى دور كرد؛ بنابراين براى بيرون آمدن وى از اين حجاب ها و نزديك شدن به آن ساحت يك اربعين اخلاص در عمل لازم است. وى در ادامه، همين نكته را منشأ تعيين عدد چهل (چله نشيني ها) براى خلوت ها و رياضت هاى عارفان دانسته است. (14) هم چنان كه روايت پيشين، توجه عارفان را به خود جلب كرد، نقل حديث ديگرى از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه فرمود: هركس از امت من چهل حديث مورد نياز مردم در امور دين را حفظ كند، خداوند او را در روز قيامت فقيه و دانشمند برمى انگيزد.(15) توجه فقيهان و محدثان را به خود معطوف داشت، به طورى كه كتاب هاى زيادى در زمينه چهل حديث نگاشته شد. برخى بيش از 72 كتاب و برخى ديگر افزون بر 90 كتاب در اين موضوع ياد كرده اند. روايات فراوانى نيز نقل شده كه در آن به نوعى از عدد چهل نام برده شده است.(
منبع
40 سال قمری بعد از انقلاب اسلامی ایران چه خواهد شد!؟

40 سال استقامت مومنان و منتظران برای رسیدن به فرج نهایی کافیست!؟؟!؟!؟!؟

40 سال زمینه سازی برای ظهور کافیست؟!؟!؟!؟





امضای قلب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۸, ۲۲/دی/۹۵
شماره ارسال: #2

سلام قلب گرامی
ممنون. نکته جالبی بود.

فقط یک نکته رو عرض کنم: یک قصیده ای تحت عنوان "پیشگویی شاه نعمت الله ولی" منتشر شده که گفته میشه در اون هم به 40 سالگی حکومت جمهوری اسلامی ایران اشاره شده. مسئله اینه که برخی ابیات که به نام حاکمان و ... اشاره دارند به مرور زمان به آن اضافه شده اند. شعر اصلی رو می تونید در سایت گنجور ببینید. این سایت اشعار رو بر اساس نسخه های معتبر می نویسه:
http://ganjoor.net/shahnematollah/ghasidesh/sh21
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۳, ۲۲/دی/۹۵
شماره ارسال: #3
آواتار
(۲۲/دی/۹۵ ۲۰:۳۸)سعدی نوشته است:  سلام قلب گرامی
ممنون. نکته جالبی بود.

فقط یک نکته رو عرض کنم: یک قصیده ای تحت عنوان "پیشگویی شاه نعمت الله ولی" منتشر شده که گفته میشه در اون هم به 40 سالگی حکومت جمهوری اسلامی ایران اشاره شده. مسئله اینه که برخی ابیات که به نام حاکمان و ... اشاره دارند به مرور زمان به آن اضافه شده اند. شعر اصلی رو می تونید در سایت گنجور ببینید. این سایت اشعار رو بر اساس نسخه های معتبر می نویسه:
http://ganjoor.net/shahnematollah/ghasidesh/sh21
سلام


نمی دونستم شاه نعمت الله ولی مدت حکومت جمهوری اسلامی ایران رو 40 سال گفته!!!!
اولین بار بود شنيدم


به هرصورت مطلب بنده از چیزهای دیگری برداشت شده که در مطالب پست اول موجوده و از این شاعر گرفته نشده


درباره این شاعر هم نظرات متفاوتی وجود داره و از نظر بنده شخص عارفی بوده که در ماهان کرمان حرم داره و قطعا اگر شخص بدی بود چنين بارگاهی نداشت


درباره پیشگویی هاش هم نظری ندارم ولی جالب میاد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۵, ۲۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۵ ۲۳:۳۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #4

سلام
به هر حال تشبیه جالبی بود. به خصوص اینکه حکومت رو به یک انسان تشبیه فرمودید که یک زمانی نوپا بوده، یه زمانی به بلوغ می رسه و 40 سالگی براش خیلی سرنوشت سازه.

نقل قول:نمی دونستم شاه نعمت الله ولی مدت حکومت جمهوری اسلامی ایران رو 40 سال گفته!!!!
نه خودش اینو نگفته. میگن توی نسخه های خطی که هنوز موجوده چنین ابیاتی نیست. توی نسخه ای که سایت گنجور آورده هم این ابیات وجود ندارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۶, ۲۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #5

سلام
جناب قلب با تشکر از مطلب جالبی که نوشتین، منم دیدم با این نام تاپیک زدین فکر کردم به شعر شاه نعمت الله ولی ربط داره به خصوص که سال بعد میشه 40 سال قمری

البته به خودش و شعرش نمیشه اعتماد کرد فکر کنم رهبرمون هم در این مورد مطلبی فرمودن

در مورد آینده انقلاب هم داستان کتابی که تو کتابخانه آیت الله قاضی بود خوبه که گفته به تدریج کشور به مدینه فاضله ای تبدیل میشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۳۰, ۲۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام.
بله...
من هم به تازگی متوجه شدم ...
همیشه با خودم میگفتم ابن بنی اسرائیل دیگه چه موجوداتی بودند که حضرت موسی میخواست اونها رو به ارض موعود ببره اما باهاش همکاری نکردند و نافرمانی کردند و بهانه آوردند ...
تا وقتی متوجه شدم اینها با موسی علیه السلام چهل سال در بیابان و به دنبال ارض موعود و وعده ی خداوند بود .Sad کار راحتی هم نیست !!

امضای فاطمه خانم
[تصویر: NastaliqOnline_1_.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۲۹, ۲۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #7
آواتار
http://www.maarefquran.org/index.php/pag...inkID,5116

تو مقاله فوق مطلب شما دریافت نمیشه

اما اینکه ما به ظهور نزدیک شدیم کاملا روشنه

لیکن این یه امر تدریجی نیست

مثالش رو در مورد مرگ همین شخص اخیر دیدید (ان شاء الله عاقبتمون بخیر باشه)

و خیلی موارد دیگه

آنی رخ میده طوری که هیچ کس فکرشو هم نمیکنه

شاید همین هفته شاید سال دیگه و ...

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ در را برای او باز کنند، خوشا به حال غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید.


یاد اون جمله معروف میفتم که...


ترسم که بیایی و من آن روز نباشم
ولی.... بیشتر از این میترسم که تو بیایی ولی آن روز من با تو نباشم...

امضای عبدالرحمن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۵۴, ۲۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۳/دی/۹۵ ۸:۲۹)عبدالرحمن نوشته است:  http://www.maarefquran.org/index.php/pag...inkID,5116

تو مقاله فوق مطلب شما دریافت نمیشه

اما اینکه ما به ظهور نزدیک شدیم کاملا روشنه

لیکن این یه امر تدریجی نیست

مثالش رو در مورد مرگ همین شخص اخیر دیدید (ان شاء الله عاقبتمون بخیر باشه)

و خیلی موارد دیگه

آنی رخ میده طوری که هیچ کس فکرشو هم نمیکنه

شاید همین هفته شاید سال دیگه و ...

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ در را برای او باز کنند، خوشا به حال غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید.


یاد اون جمله معروف میفتم که...


ترسم که بیایی و من آن روز نباشم
ولی.... بیشتر از این میترسم که تو بیایی ولی آن روز من با تو نباشم...
سلام


شما در امضای پارسال فکر کنم يه شعر رو گذاشته بودید زیبا بود لطفا صوت اون رو برام بفرستيد



بله اون مقاله صرفا درباره عدد 40 هست اما به طور غیرمستقیم و به خصوص با دید آخرالزمانی به مطلب بنی اسرائیل نگاه کنید مطالب جالبی به دست مياد که يادمه در کلیپ ظهور که استاد رائفی پور گفتن و در وبلاگ بنده هم هست بنی اسرائیل رو توضیح میدن با دیدگاه آخرالزمانی


البته درباره عدد 40 اسرار زیاده ولی بالاخره زمینه سازی برای ظهور هم محدوده ای داره که استقامت 40 ساله جواب ميده اما باید مطالب دیگری رو مثل یک پازل کنار هم قرار داد تا برداشت کامل بشه مثل معرفی اون تاپیکی که در پست اول لینکش رو گذاشتم و درباره قیام روح الله و نتیجه اونه که به ظهور ختم خواهد شد و قطعا زمانی مثل 40 سال استقامت مارو به فرج خواهد رسوند




و اما اگر گفته میشه امر ظهور یک دفعه ای هست به خاطر ندانستن زمان دقیق است وگرنه بدون اتفاق افتادن علایم قطعی مانند صیحه آسمانی ظهور اتفاق نمی افتد به همین خاطر می گویند علایم حتمی


یعنی اگر صیحه آسمانی در ماه رمضان اتفاق افتاد منتظر ظهور در محرم باشید وگرنه تا سال بعد خبری از ظهور عام نیست


ظهور دو نوع است عام و خاص
آنچه علایم حتمی را می خواهد ظهور عام است اما در ظهور خاص که برای هر فردی است هر زمانی ممکن است فرج شخصی حاصل شده و امام زمان عج برای شخص ظهور کند که به آن ظهور خاص می گویند


هرچیزی حسابی و کتابی دارد اگر معصوم می گوید علامت حتمی یعنی حتمی است

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۴, ۲۳/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۵ ۱۵:۴۳ توسط میثم2.)
شماره ارسال: #9

سلام
در مورد ظهور هر دو احتمال به نظر میتونه درست باشه هم ظهور به صورت طبیعی ممکنه رخ بده و هم به صورت ناگهانی
همون امامان معصوم که از علائم ظهور صحبت کردن همون معصومین از بدا و ظهور ناگهانی صحبت کردن و همون معصومین از علائم حتمی صحبت کردن
این برداشت هم ممکن هست باشه که ظهور برای عامه مردم که نشانه های ظهور رو دنبال نمیکنن ناگهانی هست

در هر صورت برای ظهور زمانی وجود داره که با بدا ممکنه تاخیر یا تعجیل بشه به نظر بنده سه حالت وجود داره :

1- ظهور در زمان طبیعی تعیین شده خودش اتفاق بیفته

2- تقدیر بر اینه که نشانه های ظهور اتفاق بیفتن تا در فلان سال فرد در روز عاشورا ظهور صورت بگیره و این طبیعیه ولی به خاطر رفتار خوب مردم و آمادگی مردم خداوند متعال ظهور رو در روز دیگه ای (سال فرد و روز عاشورای جلوتر یا هر روز دیگه) زودتر قرار میده (همیشه دست خداوند باز هست و هیچ نشانه ای مقدم بر اراده خداوند نیست) با اینکه بعضی نشانه های غیر حتمی ظهور رخ نداده و وقت نشانه های حتمی ظهور گذشته ولی نشانه های حتمی در زمان دیگه ای حتی بعد ظهور و حتی همزمان رخ خواهد داد (بدا در ویژگی های علائم حتمی نه در اصل علائم حتمی)

3- برعکس حالت دوم هم وجود داره یعنی تقدیر بر اینه که ظهور در فلان سال فرد به طور طبیعی اتفاق بیفته ولی به خاطر عواملی مثل آماده نبودن مردم زمان ظهور تاخیر میفته و به سال فرد دیگه ای منتقل میشه ( چون بازم دست خداوند بازه و رخ دادن علائم غیر حتمی و غیره مقدم بر اراده خداوند نیست)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۳۹, ۲۳/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۵ ۱۸:۱۱ توسط قلب.)
شماره ارسال: #10
آواتار
(۲۳/دی/۹۵ ۱۵:۳۴)میثم2 نوشته است:  سلام
در مورد ظهور هر دو احتمال به نظر میتونه درست باشه هم ظهور به صورت طبیعی ممکنه رخ بده و هم به صورت ناگهانی
همون امامان معصوم که از علائم ظهور صحبت کردن همون معصومین از بدا و ظهور ناگهانی صحبت کردن و همون معصومین از علائم حتمی صحبت کردن
این برداشت هم ممکن هست باشه که ظهور برای عامه مردم که نشانه های ظهور رو دنبال نمیکنن ناگهانی هست

در هر صورت برای ظهور زمانی وجود داره که با بدا ممکنه تاخیر یا تعجیل بشه به نظر بنده سه حالت وجود داره :

1- ظهور در زمان طبیعی تعیین شده خودش اتفاق بیفته

2- تقدیر بر اینه که نشانه های ظهور اتفاق بیفتن تا در فلان سال فرد در روز عاشورا ظهور صورت بگیره و این طبیعیه ولی به خاطر رفتار خوب مردم و آمادگی مردم خداوند متعال ظهور رو در روز دیگه ای (سال فرد و روز عاشورای جلوتر یا هر روز دیگه) زودتر قرار میده (همیشه دست خداوند باز هست و هیچ نشانه ای مقدم بر اراده خداوند نیست) با اینکه بعضی نشانه های غیر حتمی ظهور رخ نداده و وقت نشانه های حتمی ظهور گذشته ولی نشانه های حتمی در زمان دیگه ای حتی بعد ظهور و حتی همزمان رخ خواهد داد (بدا در ویژگی های علائم حتمی نه در اصل علائم حتمی)

3- برعکس حالت دوم هم وجود داره یعنی تقدیر بر اینه که ظهور در فلان سال فرد به طور طبیعی اتفاق بیفته ولی به خاطر عواملی مثل آماده نبودن مردم زمان ظهور تاخیر میفته و به سال فرد دیگه ای منتقل میشه ( چون بازم دست خداوند بازه و رخ دادن علائم غیر حتمی و غیره مقدم بر اراده خداوند نیست)
سلام

لازمه چند نکته رو توجه کنید

اول اینکه گفتن نشانه های ظهور توسط معصومین ع و همینطور علایم حتمی خارج از اراده پروردگار نبوده و نیست بلکه خداوند اینگونه اراده کرده

در مورد بدا هم باید گفت در اینگونه نگاه پارادوکس وجود دارد چراکه خداوند متعال خارج از زمان است و گذشته و اینده را میداند پس چنانچه معنی از بدا تغییر فعل پروردگار باشد این باعث نقص خداوند است و چنین چیزی ممکن نیست


اما اگر مقصود اطلاع انسانها از زمان ظهور باشد مانند علم نجوم و پیشگویی که در زمانهای گذشته وجود داشته و دارد و در فیلمها هم گفته شده باید گفت بله این علوم از بشر است و اطلاع بشر که ممکن است تغییر کند

اما چنانچه انسانی به اذن پروردگار دارای علم غیب باشد ان علم قابل تغییر نیست


مگر ما زمان ظهور را میدانیم که می گوییم بدا حاصل شده!

اینکه موردی مانند بدا که شبهات زیادی را ایجاد می کند توسعه دهیم چیزی بدست نمی اید

چراکه وقتی علامتی حتمی است پس حتمی است شاید بتوان بدا را بر نشانه های غیر حتمی اورد اما برای نشانه های حتمی نمی توان

خداوند حکیم است و مانند انسان نیست تا تصمیم خود را عوض کند
خداوند بهتر میداند چه زمانی مردم اماده ظهور هستند

اینکه ما تصمیم بگیریم خوب باشیم و برای ظهور زمینه سازی کنیم همان خواست خداوند است و نشانه های ظهور هم برای امادگی بیشتر است

ایا اگر امام روح الله خمینی ره نبود زمینه سازی ظهور انجام میشد ؟ خیر
ولی حضرت امام خمینی ره هم یکی از نشانه های ظهور بودند در حالی که تکالیف خود را داشتند

به واقع نشانه های ظهور از وظایف منتظران و زمان ظهور جدا نیستند و پیکره واحدی دارند به همین خاطر نمی توان گفت نشانه های ظهور از ظهور یا خواست الهی خارج است بلکه همه طبق برنامه ای مشخص در حال انجام است

پس چنانچه معصوم ع درباره اینده قولی داده و پیشگویی کرده است بر طبق علم غیب است که قابل تغییر نیست این علم نجوم و پیشگویی از طریق علوم غریبه است که قابل تغییر است
حالا معصوم می گوید حتما این نشانه خواهد شد پس خواهد شد چون از علم غیب است و حتما به فرمان خداوند گفته است و در قول خداوند تغییری نیست

نمی توان تمام احادیث اخرالزمان را باهم جمع کرد چراکه بعضی از انها با بعضی دیگر تناقض دارد

اینکه بگوییم هر روز ممکن است ظهور عام اتفاق بیفتد با نشانهای ظهور و به خصوص نشانه های حتمی ظهور قابل جمع نیست

جمع ان امکان پذیر نیست مگر منظور ظهور خاص باشد که فردیست و هر زمانی ممکن است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  عنایات امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ایران اسلامی حسن.س. 0 1,036 ۲/بهمن/۹۰ ۱۹:۲۹
آخرین ارسال: حسن.س.

پرش در بین بخشها:


بالا