کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خودآگاهی و متشخص بودن علت العلل
۲۳:۴۵, ۳/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۶ ۰:۰۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1

سلام دوستان
خودآگاهی یعنی این که وقتی داریم فکر می کنیم، خودمون متوجهیم که در حال فکر کردنیم.
اما این خودآگاهی از کجا میاد؟ و چطور به وجود میاد؟


برخی دانشمندان سعی کرده اند توجیه فیزیکی برای این مسئله بیاورند. اما خیلی از اونها به این نتیجه رسیده اند که توجیه فیزیکی خودآگاهی فقط وقتی ممکنه که خودآگاهی رو یک جزء اصلی در طبیعت به حساب بیاریم. یعنی باید همه چیز در جهان خودآگاهی داشته باشه، و علت نهایی هم باید خودآگاه باشه. یعنی ممکنه علم در نهایت به همونجایی برسه که ادیان رسیدند.


یه سرچ در اینترنت بزنید به دیدگاههای جالبی بر می خورید. متاسفانه من خیلی از فیزیک جدید سر در نمیارم و نمی تونم این موضوعات رو توضیح بدم. اما در کل اگر خواستید با آتئیستها بحث کنید و تشخیص خدا رو براشون ثابت کنید، فقط یک سوال ازشون بپرسید: "خودآگاهی چطور با علم توجیه میشه؟" . اگر بخوان جواب بدن باید سرچ کنن در این زمینه و جوابهایی که میارن خیلی جالب خواهد بود.


نقل قول:فرازهایی از سخنرانی دیوید چالمرز در تد تاک: آگاهی را چگونه توضیح می‌دهید؟

همین الان یک فیلم توی سر همگی شما در حال نمایش است. یک فیلم شگفت انگیز چند بخشی با نمایی سه-بعدی و صدایی فراگیر به این دلیل که الان می توانید ببینید و بشنوید. فیلم شما همراه با بو و مزه و حس لامسه است. و حسی از بدن شما: درد، گرسنگی و ارضاء شدنها. اون احساسات داره: خشم و خوشحالی. حافظه داره ، مثلا تصاویری که از دوران کودکی‌تان جلو چشمتان به حرکت در میان. و این روایت همیشگی و صامتی که در جریان فکرکردن آگاهانه تان قرار دارد. شما در قلب این نمایش قرار دارید و همه این ها را مستقیما تجربه می کنید. این فیلم، همان جریان فکر شماست، مسئله آزمودن ذهن ودنیا.
هوشیاری یکی از ویژگی های بنیادی وجود انسان است. همه ما از هوشیاری برخورداریم. همه ما نمایشی در درون خویش داریم. چیزی از این نزدیکتر نیست که قادر به شناختش باشیم.

بعضی مردم میگن هوشیاری ذهن را از طریق علم نمی شود بررسی کرد. علم، ذاتا، امری عینی است. و هوشیاری ذهن، ذاتا، امری درونی و ذهنی. بنابراین هیچوقت نمی شود علم بررسی هوشیاری ذهن را بوجود آورد. این نظر در بیشتر قرن بیستم، دیدگاه حاکم بود. اما، حدود ۲۰ سال پیش همه چیز شروع به تغییر کرد. دانشمندان عصب شناس مانند فرانسیس کریک و فیزیکدانانی مانند راجر پنروز گفتند وقت آن شده که علم سراغ مسئله هوشیاری برود. و از آن زمان به بعد، انفجار واقعی رخ داد، شکوفایی فعالیت های علمی انجام شده در مورد هوشیاری. در سال های اخیر، هسته مرکزی علم مطالعه هوشیاری جست و جوی ارتباطات بوده است، ارتباطات بین بخش های خاصی از مغز و وضعیت های مشخصی از هوشیاری. اما این علم ارتباطات است. علم توضیحات نیست.

چرا همه فرآیندهای فیزیکی در مغز باید با خودآگاهی همراه باشد؟ این نمایش درونی و ذهنی چرا باید وجود داشته باشد؟ در حال حاضر، هیچ سر نخی از آن نداریم. در مواجه با خلاف قاعده ای مثل این، ایده های اساسی لازم اند، و حتی معتقدم شاید احتیاج به یک یا دو ایده داشته باشیم که در شروع دیوانه وار به نظر می رسند.
دوستم دنیل دنت، که امروز اینجاست، ایده دیوانه وارش این است که اصلا مشکل سختی به اسم هوشیاری وجود ندارد. کل ایده فیلم فردی درونی نوعی توهم یا سردرگمی است.
ایده دیوانه وار دیگر این است که هوشیاری بنیادی است. فیزیکدانها گاهی جنبه هایی از جهان را بعنوان بلوکهای سازنده بنیادین در نظر می گیرند: فضا و زمان و جرم. آنها قوانین بنیادی را مبنا قرار می دهند، مثل قوانین جاذبه یا مکانیک کوانتوم.
اگر نتوانید هوشیاری را در قالب تشکیل دهنده های موجود موجود یعنی فضا، زمان، جرم، شارژ توضیح دهید، در نتیجه به حکم عقل لازم است که فهرست را گسترش دهید، طبیعی ترین کار مبنا قرار دادن خود هوشیاری بعنوان عنصری بنیادی است، جزء بنیادی سازنده طبیعت. این به معنای کنار گذاشتن علم در این مقوله نیست. بلکه راهگشای علمی کردن آن است.

ایده دیوانه وار دومی این است که هوشیاری شاید جهانی باشد. هر سیستمی ممکن است تا حدودی از هوشیاری برخوردار باشد. دیدگاهی که بعضا «همه ذهنی» نامیده میشود: Pan برای همه و psych برای ذهن، هر سیستمی هوشمند است، نه فقط انسانها، سگها، موشها، مگسها بلکه میکروبها.

یکی از موارد واقعا هیجان انگیز در سالهای اخیر این است که یک دانشمند عصب شناس بنام جیولیو تونینی، نظریه مشابه ای را اتخاذ کرده و آن را با استفاده از یک نظریه ریاضی شدیدا گسترش داده است. وی دارای یک معیار اندازه گیری از یکپارچگی اطلاعات است که آن را فی می نامد، از آن برای سنجش میزان اطلاعات یکپارچه شده درون یک سیستم استفاده می کند. و تصورش بر این است که فی هم راستا با هوشیاری است. الان من نمی دانم که این نظریه صحت دارد یا نه، اما احتمالا برجسته ترین نظریه حال حاضر در علم هوشیاری است، و از آن برای یکپارچه سازی دامنه وسیعی از داده های علمی استفاده شده است.

https://www.ted.com/talks/david_chalmers...transcript
ویکیپدیا هم می تونه کمک کننده باشه:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%...9%87%DB%8C
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۱۱, ۱۷/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #11

(۱۶/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۸)آتئیسمو نوشته است:  برهان علیت تا منظور چی باشه. اون علیتی که باهاش خدا رو ثابت میکنن اصلا دلیلی نداریم برای وجودش.
امکان داره توضیح بیشتر بفرمایید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۴, ۱۷/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #12

آره حتما. ما چیزایی که تو جهان میبینیم یه چیزایی رو از جهان میگیریم. مثل رنگ زرد. تو به گل زرد نگاه میکنی و رنگ زردو توش میبینی. هر جای دنیا هم بری رنگ زردو از جهان میگیرن و میفهمن. برای همین هیچ جای دنیا دعوا نیست که رنگ یه گل خاص چیه.

یه چیزایی هم هست که ذهن به جهان خارج اضافه میکنه ولی هیچ وقت تو جهان نمیبیندشون. علیت یکی از اوناست. تو جهان دو تا چیز میبینی که پشت سر اومدن، اما نمیبینی که یکی اون یکی رو به وجود آورده باشه! این ویژگیها اعتبار ذهنن. یکی از نشانه هاشم اینه که اختلافات زیادی میبینم تو این که چی علت چیه (در مقام دلیل نیاوردم اینو)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۳۴, ۱۷/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۶ ۲۲:۳۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #13

تعریف علیت در فیزیک با آنچه در برهان علیت مد نظر است تفاوت دارد.
تعریفی که فیزیکدانان برای علیت به کار می‌برند به این شرح است: "رخداد a علت رخداد b است، اگر وقوع رخداد a احتمال وقوع رخداد b را افزایش دهد". به طور مثال، طبق این تعریف برخی حرکات ملکولهای گاز را می توان حرکاتی "بدون علت" تصور کرد. یا به وجود آمدن و از بین رفتن برخی ذرات به خاطر نداشتن وابستگی آماری با سایر پدیده ها، "بدون علت" دانسته میشن.

اما از یک نظر دیگه که نگاه کنیم، اگر جهان وجود نداشت، اون ذره گاز هم نمی تونست وجود داشته باشه. اون ذره هم نمی تونست به وجود بیاد یا از بین بره. منظورم از "جهان" همون بستریه که تمام قوانین فیزیک دارند تحت اون اجرا میشن. همون چیزی که فضا و زمان در اون تعریف میشن.


برخی فیزیکدانان این نظریه رو مطرح کردند که آنچه به عنوان ماده ازش نام برده میشه در واقع حاصل پیچ خوردگیهای فضاست. فضا خودش می تونه تجلی یه حقیقت دیگه باشه که نمیشه تجسمش کرد. در این دیدگاه، فضا، قوانین فیزیکی و هر چیزی که وجود داره در واقع تجلی یک چیزند. کتاب شما و مثلاًٌ مداد شما دو تا موجود مجزا نیستند بلکه در نهایت دو تجلی از یک موجودند.

آیا این موجود همتا داره؟ نه.
آیا زاده شده؟ آیا می خوابه؟ آیا خسته میشه؟ باز هم نه.
آیا میشه تصورش کرد؟ نه.
و ...
اسم اون علت نهایی که همه چیز وابسته به اونها رو میشه گذاشت "علت العلل". برای اینکه این علت العلل همان خدای ادیان باشه، باید چیزی بیش از یک موجود فیزیکی خشک و خالی باشه. یعنی باید بریم سراغ صفات اون علت نهایی.اینجا این سوال پیش میاد که آیا صفتی مثل "آگاهی" یک ویژگی بنیادی است که در انسان هم متجلی شده یا اینکه صرفاً حاصل بر هم کنش سلولهای مغزه؟ و اینجاست که به نظر میاد بنیادی بودن آگاهی قابل قبول تره. اختیار و خودآگاهی دو چیزی هستند که مطئنیم وجود دارند اما توجیه فیزیکی صرف نمیشه براشون آورد. خوشحال میشم بیشتر در موردش صحبت کنیم و از همدیگه یاد بگیریم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۶, ۱۸/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #14

درسته سعدی. علیت فیزیک همون علیتی نیست که باهاش خدا رو اثبات می کنن. این نشون میده که تو این زمینه مطالعه کرده.

نکته‌ای که باید بهش دقت کنیم اینه که علیتی که تو گفتی هم علیتی نیست که باهاش خدا رو ثابت کنیم! تو فلسفه خیلی دیدگاه داریم راجع به علیت. به اینی که گفتی میگن دیدگاه کانترفکچوال-Counterfactual. اگه جهانی نباشه ذره ای هم نیست. این یه دیدگاه خاصه از علیت که به «هیچ وجه» به این معنا نیست که جهان هستی ذره رو بهش اعطا کرده یا ذره هستی جهان رو بهش اعطا کرده. این به این معنیه که وقتی کلیت جهانو نگاه میکنیم وجود ذره بدون وجود جهان غیرمعقول به نظر میرسه.

من نمیدونیم بستری وجود داره که قوانین توش اجرا میشه یا قوانین انتزاع ذهن انسان از جهان خارجه و فکرم می کنم این سوال جواب قطعی داشته باشه. شاید قانونی وجود نداشته باشه و شاید بستری هم وجود نداشته باشه. ممکنه هیچ ماده ای وجود نداشته باشه و فقط صورت وجود داشته باشه!! اما چیزی که مسلمه اینه که اشیاء با هم رابطه دارن (یا شاید کسی بگه اشیاء فقط رابطه هستن). این نگاهیه که کمی از چیزهایی که بهش اضافه کردی به نظرم محکمتره.

اما در مورد این که خودآگاهی و اختیار وجود داره یا نه: من تقریبا ا اطمینان بالایی میتونم بگم که هیچ دلیلی نداریم که یه فرد دیگه اختیار داشته باشه. برعکس دلایلی داریم که افراد زیاد دچار «توهم اختیار« میشن. بنابراین ساده ترین راه اینه که تصور کنیم هر وقت کسی فکر میکنه اختیار داره توهم اختیار داره.

در مورد خودآگاهی (کانشننس) اطلاعای ندارم. اما دنیل دنت یکی از فیلسوفای بزگیه که معتقده هوشیاری وجود نداره. حرف جالبی میزنه، میگه اگه شواهد محکم علمی و فلسفی نظر منو تایید نمیکرد، فکر میکردم خل شدم و هیچ وقت جرات نمیکردم این نظرو بدم. اینو از در موافقت باهاش نگفتم. صرفا گفتم که تو بین آدمایی که تو این زمینه عمیق کردن افراد مخالف هم وجود داره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۲۸, ۱۸/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱۸/مرداد/۹۶ ۱:۲۶)آتئیسمو نوشته است:  من تقریبا ا اطمینان بالایی میتونم بگم که هیچ دلیلی نداریم که یه فرد دیگه اختیار داشته باشه.
Mat......
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۷, ۱۸/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۶ ۱۶:۲۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #16

جناب آتئیسمو
ما یک فضا داریم که که دارای ابعادی مثل طول و عرض و ارتفاع هست و یه سری قوانین که بر پدیده ها حاکمه. شما می فرمایید که ممکنه در حقیقت یک چیز دیگری وجود داشته باشه که ما اثراتش رو به عنوان فضا یا قوانین جهان درک می کنیم (درست متوجه شدم؟). خب در این صورت هم به هر حال باید یک چیزی وجود داشته باشه که علت همه این پدیده هاست. اگر اون چیزی که ازش تعبیر به فضا می کنیم وجود نداشت، پس این ذره می خواست چطور به وجود بیاد و چطور حرکت کنه؟

پس اون پدیده هایی که برخی به عنوان نقض قاعده علیت مطرح می کنند، در حقیقت دارای علت اند.

(۱۸/مرداد/۹۶ ۱:۲۶)آتئیسمو نوشته است:  در مورد خودآگاهی (کانشننس) اطلاعای ندارم. اما دنیل دنت یکی از فیلسوفای بزگیه که معتقده هوشیاری وجود نداره. حرف جالبی میزنه، میگه اگه شواهد محکم علمی و فلسفی نظر منو تایید نمیکرد، فکر میکردم خل شدم و هیچ وقت جرات نمیکردم این نظرو بدم. اینو از در موافقت باهاش نگفتم. صرفا گفتم که تو بین آدمایی که تو این زمینه عمیق کردن افراد مخالف هم وجود داره.
چه شواهد محکمی وجود خودآگاهی رو رد کرده اند؟ چه آزمایشهایی بوده و چه نتایجی از اون آزمایشها حاصل شده که چنین نتیجه ای ازش گرفته شده؟
ما نباید صرفاً به این اکتفا کنیم که یک فیلسوف چنین نظری رو مطرح کرده. بلکه باید دلایلی که برای نظرش ذکر کرده رو ببینیم. خودآگاهی یعنی اینکه ما آگاهیم از این که داریم فکر می کنیم. این چیزی نیست که به سادگی بشه ازش صرف نظر کرد پس بدون دیدن دلایل نمیشه نظر اون فیلسوف رو قبول کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۲۲, ۱۸/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #17

سلام
توی برهان علیت مبحثی هست بنام محال بودن تسلسل و دور. برهان علیت تا زمانی اعتبار داره که دور و تسلسل محال باشن و اگه حتی یک استثنی در طبیعت پیدا بشه برهان علیت ارزش خودش رو از دست میده. من دور رو توضیح میدم اگه جاییش اشکال داشت شما اصلاح کنید. بعد از اون یک مثال میزنم ببینم نظر شما چیه. میخوام نظر دوستان رو بدونم تا اگه دارم اشتباه میکنم اصلاح بشه.
تعریف دور: دور یعنی این که یک علت (با واسطه یا بی واسطه) معلول معلول خودش باشه. یعنی الف علت ب باشه و ب علت الف. توی برهان علیت دور بصورت محال فرض میشه اما آیا دور واقعا محال هست و توی طبیعت به هیچ عنوان اتفاق نمیوفته؟ یعنی یک علت نمیتونه معلول معلول خودش باشه. باز هم میگم اگه اشتباه تعریف کردم اصلاح کنید.
مثالی که توی ذهن من هست که دور توی اون وجود داره اینه: یک واکنش شیمیایی دو طرفه رو در نظر بگیرید. ماده الف در یک جهت واکنش ماده ب رو بوجود میاره... در جهت عکس این واکنش ماده ب ماده الف رو بوجود میاره. در واقع الف علت بوجود اومدن ماده ب هست و ماده ب هم علت بوجود اومدن ماده الف. در اینجا یک علت معلول معلول خودش نیست؟
اگه استدلال من اشتباه هست خوشحال میشم دوستان راهنمایی کنن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۹, ۱۸/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۶ ۱۷:۰۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #18

سلام جناب حقیقتجو
اجازه بدید از شیمی بیایم بیرون تا قضیه ساده تر بشه:

فرض کنید دو تا پارچ داریم که پارچ اول پر از آبه و پارچ دوم خالیه. آب رو از پارچ اول میریزیم توی پارچ دوم، بعد از پارچ دوم میریزیم توی پارچ اول. آیا میشه گفت که "وجود آب در پارچ اول" علت خودش هست؟ آیا یک دور در زنجیره علت و معلول داریم؟

اصلاً بیایم واسطه رو حذف کنیم. یک پارچ داریم که در ساعت 1 پر از آبه و در ساعت 2 هم همچنان آب داره. اینجا چطور؟ آیا "وجود آب در پارچ" دلیل خودش هست؟ نه. در واقع درست تر اینه که "وجود آب درساعت 1" را دلیلی برای "وجود آب در ساعت 2" بدونیم.

حالا بیایم مسئله رو سخت تر کنیم. پارچی که در ساعت 2 پر از آبش کردیم رو می گذاریم داخل یک ماشین زمان و می فرستیمش به ساعت 1. اینجا چطور؟ آیا در اینجا معلول مقدم بر علت نشده؟ باز هم نه. چون در برهان علیت تقدم علی مهمه نه تقدم زمانی.

اما با وجود همه اینها، وقتی در مورد رابط علیت بین دو تا پدیده صحبت می کنیم، گاهی به تناقض می خوریم. مثل حالتی که یک ذره بدون وابستگی به هیچ پدیده دیگر یکباره به وجود میاد و از بین میره. به همین خاطر اگر برهان علیت رو بر مبنای تعریف دیگری (که جناب آتئیسمو نامش رو علیت کانترفکچوال فرمودند) بنویسیم به نتایج بهتری می رسیم.

یعنی بیایم و بگیم که فرضاً اگر جهانی وجود نداشت، اون پارچ آب و ذره و ... نمی تونستند وجود داشته باشند. به نظر میاد با این تعریف، هیچ مثال نقض رو برای علیت نشه تصور کرد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۵۹, ۱۸/مرداد/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۶ ۱۹:۰۰ توسط حقیقتجو.)
شماره ارسال: #19

(۱۸/مرداد/۹۶ ۱۶:۵۹)سعدی نوشته است:  سلام جناب حقیقتجو
اجازه بدید از شیمی بیایم بیرون تا قضیه ساده تر بشه:

فرض کنید دو تا پارچ داریم که پارچ اول پر از آبه و پارچ دوم خالیه. آب رو از پارچ اول میریزیم توی پارچ دوم، بعد از پارچ دوم میریزیم توی پارچ اول. آیا میشه گفت که "وجود آب در پارچ اول" علت خودش هست؟ آیا یک دور در زنجیره علت و معلول داریم؟

اصلاً بیایم واسطه رو حذف کنیم. یک پارچ داریم که در ساعت 1 پر از آبه و در ساعت 2 هم همچنان آب داره. اینجا چطور؟ آیا "وجود آب در پارچ" دلیل خودش هست؟ نه. در واقع درست تر اینه که "وجود آب درساعت 1" را دلیلی برای "وجود آب در ساعت 2" بدونیم.

حالا بیایم مسئله رو سخت تر کنیم. پارچی که در ساعت 2 پر از آبش کردیم رو می گذاریم داخل یک ماشین زمان و می فرستیمش به ساعت 1. اینجا چطور؟ آیا در اینجا معلول مقدم بر علت نشده؟ باز هم نه. چون در برهان علیت تقدم علی مهمه نه تقدم زمانی.

اما با وجود همه اینها، وقتی در مورد رابط علیت بین دو تا پدیده صحبت می کنیم، گاهی به تناقض می خوریم. مثل حالتی که یک ذره بدون وابستگی به هیچ پدیده دیگر یکباره به وجود میاد و از بین میره. به همین خاطر اگر برهان علیت رو بر مبنای تعریف دیگری (که جناب آتئیسمو نامش رو علیت کانترفکچوال فرمودند) بنویسیم به نتایج بهتری می رسیم.

یعنی بیایم و بگیم که فرضاً اگر جهانی وجود نداشت، اون پارچ آب و ذره و ... نمی تونستند وجود داشته باشند. به نظر میاد با این تعریف، هیچ مثال نقض رو برای علیت نشه تصور کرد.
سلام سعدی جان
مثالهایی که شما زدین مربوط به تسلسل میشه یا دور؟ به نظر من مربوط به تسلسل میشه نه دور.
مورد بعد اینکه توی برهان علیت از جزء به کل میرسیم یا از کل به جزء؟ اگه از جزء به کل میرسیم به این معنی هست که رابطه ی علی و معلولی رو ابتدا در اجزاء کشف میکنیم و بعد این رابطه رو به کل تعمیم میدیم و میگیم این رابطه در کل هم صادق هست. با این اوصاف میتونیم بگیم اگه فرضا جهانی وجود نداشت اون پارچ آب و ذره و ... نمیتونستند وجود داشته باشند؟ اینجور استدلال کردن از جزء به کل هست یا از کل به جزء؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۴, ۱۸/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #20

سلام
این مثال پارچ آب معادل همون مثال واکنش بازگشتیه. تو اون مثال، فرضاً یه ماده تجزیه میشه به دو تا ماده دیگه و دوباره اون دو تا ماده ترکیب میشن و میشن ماده اولی. یعنی میشه مثل همون ماده اول. اما این تبدیلها باعث نمیشن کهزنجیره علت و معلول دارای دور بشه. قاعدتاً تسلسل هم در این مثالها اتفاق نمی افته.

این که بگیم اگر جهان وجود نداشت پارچ آبی هم نبود، از راه تعمیم جزء به کل یا کل به جزء به دست نیومده. این یه مسئله بدیهیه.
این که در این مفهوم از علیت نمیشه دور و تسلسل داشت هم بدیهی است. این زنجیره علت و معلول هر جایی که تمام بشه اسمشو می گذاریم علت العلل.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا