کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قبله آمالشان ...!
۰:۲۶, ۲۴/آذر/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۶ ۰:۳۹ توسط 313s.w.o.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام


شاید این مثل رو بارها و بارها شنیده باشیم که "مرغ همسایه غازه " این مثل شده حکایت عده ای از هموطنان به اصطلاح روشنفکرنمای غرب پرست ما که تمدن غرب رو به مانند یک قبله گاه رکوع و سجود می کنند و با ذوب شدن در تمدن پوشالی غرب و تکرار طوطی وار رنگ ها جامعه را به سوی پرتگاه توهم سوق می دهند . لذا بسیار مهم است که در کنار مبانی این تمدن پوشالی ، برای درک بهتر موضوع مصدایق این سراب خوش رنگ و لعاب را بر همگان واضح سازیم ؛ البته این امر همکاری دوستان بیداری اندیشه را میطلب که بتوانیم به نحو احسن تصویری از واقعیات غرب را به رشته تحریر در آوریم.



برای ایجاد نظم در تایپک پست ها رو به صورت موضوعی و فهرست وار در پست اول لینک میکنم تا هم فضا برای بحث مهیا بشه و هم مطالب تفکیک شده و منظم باشد.
======================================


قسمت اول : محاکمه آزادی در مهد آزادی

این متن خلاصه ای است از کتاب : محاکمه آزادی در مهد آزادی - علی ابوالحسنی ( منذر )

محاکمه گارودی در دادگستری فرانسه (زیر فشار صهیونیست ها) به جرم ارائه نظری علمی و تحقیقی راجع به یک موضوع تاریخی! (موضوع هولوکاست)


روژه گارودی فیلسوف، سیاستمدار و تاریخ دان برجسته فرانسوی، درشعبه 17 دادگاه جزایی آن کشور به اتهام نقض قانونِ گی سو (Gay ssot) «نفی‌جنایات علیه بشریت و تحریک احساسات نژاد پرستانه» محاکمه شد و دادگاه در رأی صادره وی را به پرداخت 120 هزار فرانک فرانسوی محکوم کرد. شایان ذکراست که دادستان، افزون بر مجازات نقدی، برای گارودی تقاضای حبس نیز کرده بود که البته مورد قبول دادگاه قرار نگرفت. جرم گارودی چه بود؟! جرم وی نگارش کتابی بود تحت عنوان «تاریخ یک ارتداد؛ اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل» (Les Mythes fondateurs de la Politique israe'lienne,Paris 1996)


[b] که در آن، برپایه اسناد و مدارک متعدد تاریخی، موضوعاتی چون کشتار 6 میلیون یهودی توسط نازیها، وجود اتاقهای گاز، و واقعیت دستور هیتلر مبنی بر اجرای «راه حل‌ّ نهایی» را مورد تردید جدّی قرار داده و آن را نوعی تحریف تاریخ توسط صهیونیستها (به انگیزه توجیه جنایاتشان در فلسطین) قلمداد کرده بود. اظهارات گارودی در آن کتاب، مستند به صدها منابع تاریخی (اعم‌ّ از کتاب، مقاله و سند) می‌باشد که پاره‌ای از آنها نوشته یا اقاریرِ صریح خود صهیونیستها است. فی‌المثل وقتی « خودْ برتر بینی نژادی« را یکی از اصول منطق صهیونیسم سیاسی می‌شمرد، این ادّعا مستند به گفتار صهیونیست هایی چون خاخام رِبّی کوهن (تلمود، انتشارات‌Payot، پاریس 1986، ص 104 ) است که می‌نویسد: «ساکنان دنیا را می‌توان میان اسرائیل و سایر ملتهای دنیا، بر روی هم، تقسیم کرد. اسرائیل قوم برگزیده است: دُگم اصلی». یا زمانی که به کشتار و غارت انسانهای مظلوم و بی گناه در فلسطین اشاره می‌کند، از اعترافات کسانی چون مناخم بگین شاهد می‌آورد. اظهارات و استنباطات تاریخی گارودی، می‌تواند «درست» یا «غلط» باشد ـ چنانکه هر فرد محققی، در حوزة پژوهش و تحقیق خویش، می‌تواند به خطا رفته باشد یا به حاق‌ّ واقع رسیده باشد ـ ولی در هر دو صورت، برخورد با محققان و پژوهشگران (هر چند حاصل تحقیقاتشان، با پاره‌ای از مشهورات یا شبه مشهورات تاریخی معارض افتد) بایستی به همان شیوه علمی و با استفاده از ابزار علم و تحقیق صورت گیرد و به‌اصطلاح‌ْ، اندیشه را بایستی تنها با اندیشه نقدکرد و صحّت و سُقم آن را معلوم داشت، و قضاوت را نیز به عهده کارشناسان فن‌ّ، و نهایتاً وجدان های آزاد و حقیقت‌جو وانهاد. نه آنکه کار را به هیاهو و جنجال و محاکمه! کشاند و از جریمه و شلاّق بهره جست! و فاجعه انکیزیسیون ومحاکمه گالیله را در آستانه قرن بیست و یکم تجدید کرد! یک بار دیگر گالیله ـ امّا این بار در فرانسه، فرانسۀ مهد آزادی بیان و نظر!و به جرم! پژوهش و تحقیق علمی پیرامون یک موضوع تاریخی ـ محاکمه و محکوم می‌شود. با این تفاوت که «گالیله» به «گارودی» تغییر نام داده است و «انکیزیسیون» به «گی سو»..... تطبیق این عنوان کلّی (تحریک احساسات نژادپرستانه و حمایت از جانیان) بر مصادیق آن، نیاز به دلیل دارد. یعنی ادعای اینکه فلان شخص ـ مثلاً گارودی ـ مصداق این امر است باید با دلایل قاطع و قوی اثبات شود، ومتأسفانه در اینجا نه تنها دلیلی بر نژادپرستی گارودی و حمایت وی از هیتلر در دست نیست، بلکه شواهد و دلایلِ ضدّ آن، موجود است. همراه با دوستم برناردلُکاش، بنیانگذار L.I.C.A که به L.I.C.R.A بدل شد هم بندیِ همان اردوی اسارت‌که من بودم، در طی‌ّ دوره‌های شبانه به همبندان خویش، عظمت، عالَم‌گرایی ،و توان آزادیبخش پیامبران یهودی را می‌آموختیم. کشیش انقلابی، نوع دوست و محبوب فرانسوی آبه پی‌یر (Abbe' Pierr نیز که آشکارا به حمایت از گارودی و کتاب وی برخاست، از قربانیان اشغالگران نازی در فرانسه بود.


علاوه، باتبانی و توافق سران صهیونیست ها در جنگ دوم جهانی با دولت نازی ـ که اینک اسناد آن افشا شده و از آنها برمی‌آید که صهیونیست ها برای نجات عمّالِ خود، حتّی یهودیان بی گناه را به گشتاپو لو می‌داده‌اند ـ چه کنیم؟!

ثانیاً گارودی در آثار خویش همواره میان «آیین یهود» (به مثابه یکی از ادیان‌ابراهیمی) و «دکترینِ صهیونیسم» تفاوت اساسی قائل شده و ضمن احترام به‌اوّلی، معتقد است که صهیونیسم نوعی قرائت خاص نژادپرستانه ـ استعماری ازیهودیّت است که به منظور دستیابی به اغراض خاص سیاسی ایجاد شده و درمیان خود یهودیان نیز مخالفین جدّی، کم نداشته است.....

....گارودی در «تاریخ یک ارتداد...»، در عین محکوم ساختن جنایات هیتلر نسبت به یهودیان و غیریهودیان، اعتبار تاریخی این مطلب را که رژیم نازی 6 میلیون یهودی را کشته باشد به طور مستدل مورد تردید قرار داده است. اگر تجدید نظر در این موضوع تاریخی، جرم باشد باید گفت که گامهای نخستین آن را خود صهیونیستها ـ آن هم در اسرائیل ـ برداشته‌اند: لوح یادبود بنای تاریخی آشویتز در اورشلیم تا سال 1994 به 19 زبان بیان می‌داشت: 4 میلیون قربانی؛ ولوحه‌های جدید آن بنا، امروز اعلام می‌کنند: نزدیک به 5/1میلیون!.....

در شرایطی که انسان معاصر غربی، بنا به روایت خود او، اهمیت تفکر خویش را در آن می‌بیند که نقد تاریخی را از قید و بند پیش فرضها و تعصّبات قومی و مذهبی آزاد سازد و تحلیلی نو و کاملاً علمی و مستند از تاریخ به دست دهد، محاکمه روژه گارودی امری بسیار عجیب و تأسف‌بار می‌نماید که نقض اصل بدیهی‌آزادی علمی در تحقیق و بیان نتایج آن به شمار می‌رود.....

گارودی در سخنانی که پس از اعلام رأی دادگاه ایراد کرد، تهدید عمّال صهیونیست را به هیچ گرفته و با بی‌اهمیت خواندن حکم صادره، به وجدان های‌آزاد جهان توصیه کرد: تنها، کتابش را بخوانند، که حقیقت خود گویاتر از هر چیزاست.[/b]
--------------------
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۷, ۶/اسفند/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۶ ۱۵:۳۴ توسط 313s.w.o.)
شماره ارسال: #2
آواتار
قسمت دوم

هفت تیر کشان معلم

مشکل ناامنی در آمریکا جدی شده. دولتی که به بهانه برقراری امنیت طی 2 دهه گذشته به غرب آسیا لشکر کشید بود در تامین امنیت خود درمانده است طوری که جمهوری‌خواهان آمریکا مجبور شده‌اند طرح مسلح کردن معلمان را به کنگره ارائه کنند.


بیش از 270 تا 300 میلیون قبضه سلاح گرم در آمریکا وجود دارد؛ یعنی تقریباً به ازای هر نفر یک اسلحه! آمریکا از آن سو، رکورددار تیراندازی در مدارس است و این در حالی است که اکثر مدارس این کشور با دوربین مداربسته پوشش داده شده‌اند و بسیاری از آنها نیز با نگهبان مسلح محافظت می‌شوند. همین چهارشنبه هفته گذشته یک نوجوان مسلح با ورود به دبیرستانی در فلوریدا با یک مسلسل به روز ارتش به روی دانش‌آموزان آتش گشود و 17 نفر را کشت. از سال ۲۰۱۳ تاکنون ۲۹۱ مورد تیراندازی در مدارس این کشور گزارش شده و شبکه «ام اس ان بی‌سی» نیز گزارش داد، طی 45 روزی که از سال 2018 میلادی می‌گذرد این دوازدهمین بار است که در یک مدرسه در آمریکا حادثه تیراندازی رخ می‌دهد.
حالا خبر رسیده طرح پیشنهادی تسلیح معلمان به آنها و مدیران اجازه می‌دهد در فضای مدرسه اسلحه حمل کنند، البته مشروط به اینکه یک دوره آموزشی 40 ساعته را سپری کرده و از نظر سلامت روانی معاینه شوند. ایالت مربوطه هزینه آموزش را برعهده خواهد گرفت اما مسئولیتی در تامین هزینه‌های سلاح‌ها نخواهد داشت. تاکنون دست کم سه نفر از قانونگذاران جمهوری‌خواه حمایت خود را از این طرح ابراز کرده‌اند. «نیوت گینگریت» رئیس‌سابق جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا روز پنجشنبه طرح مشابهی را ارائه داد، و گفته بود مسلح کردن معلمان «تنها راه‌حل بلندمدت» برای مقابله با تیراندازی جمعی در مدارس است. اوضاع به قدری بحرانی است که «داگ جونز» و «کِی ایوی» فرماندار جمهوری‌خواه ایالت آلاباما نیز روز دوشنبه خواستار نصب فلزیاب در مدارس به عنوان راهکار ممکن برای حفاظت از دانش‌آموزان شدند. این در حالی‌است که قانون‌گذاران دموکرات، حامیان و بازماندگان تیراندازی هفته گذشته در فلوریدا خواستار تصویب قانون کنترل سلاح شده‌اند. طبق این گزارش، داگ جونز» سناتور دموکرات طرح پیشنهادی جمهوری‌خواهان را درباره تسلیح معلمان آمریکایی در مدارس، که در واکنش به تیراندازی مرگبار هفته گذشته در فلوریدابه سنای این کشور ارائه شده است، «احمقانه» خوانده و گفته است: «من فکر می‌کنم که این احمقانه‌ترین طرحی است که شنیده‌ام. نیازی به وجود 40 تا 50 اسلحه در مدارس نیست و این یک طرح هزینه‌بر است». جونز در مقابل پیشنهاد آموزش معلمان در مدارس را داد و گفت: «نیازی به مسلح کردن معلمان برای توقف چنین اتفاقاتی نیست، بلکه باید هوشیار بود».
مقصر کیست؟
اغلب آمریکایی‌ها اما دولت و کنگره را در گسترش درگیری‌های مسلحانه در این کشور مقصر می‌دانند. به گزارش فارس، تحقیقی که اخیراً به صورت مشترک توسط روزنامه «واشنگتن‌پست» و شبکه خبری «ای‌بی‌سی نیوز» انجام شده نشان می‌دهد که بسیاری از آمریکایی‌ها، از عملکرد دولت و کنگره کشورشان در مقابله با کشتار مردم با اسلحه‌های موجود در دست غیرنظامیان آمریکایی، رضایت ندارند.
نظرسنجی واشنگتن‌پست-ای‌بی‌سی نیوز نشان می‌دهد که از هر 10 آمریکایی 6 نفر اعتقاد دارند که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا و قانون‌گذاران این کشور تلاش کافی برای جلوگیری از خشونت‌های مسلحانه به کار نمی‌بندد؛ 77 درصد شرکت‌کنندگان هم در این نظرسنجی هم گفته‌اند اعتقاد داشته‌اند که برای جلوگیری از ادامه این نوع خشونت‌ها، نیازی به وضع قوانین بیشتر برای محدودیت حمل سلاح نیست و باید روی «سلامت روانی» مردم کار بیشتری شود.مردم البته سطح توقع متفاوتی از دولت و کنگره داشته‌اند. 77 درصد از کنگره و 62 درصد از شرکت‌کنندگان از نحوه اقدام دولت ناراضی بوده‌اند.
=============================================================
حاشیه:
خیلی خنده داره کشورهایی که دانش آموزانش هفت تیر کشند ؛ برای ما سند 2030 تنظیم می کنن از اون طرف یه عده منورالفکر تو کشور ازش دفاف می کنند
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا