کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
توجه توجه : زمان پخش آگهی، تلویزیون خود را خاموش کنید
۱۹:۰۸, ۲۴/تیر/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
خبرنامه دانشجویان ایران: اين‌روزها تبليغاتي از رسانه‌ي ملي براي توليداتي ملي پخش مي‌شود كه خالي از ملاحظاتي نيستند. اول نگاهی می کنیم به این تبليغات و توليدات، و بعد ملاحظاتی خواهیم داشت در این باب:

1. GLX و دالتون‌ها!
توليد كننده ‌اين گوشي ملي(!) با هم‌‌دستي رسانه‌ي ملي، دست به ترفندي جالب براي جذب مشتري زده‌اند؛ وامي گرفته‌اند از يك داستان آمريكايي و باعثي شده‌اند تا برادران دالتون با استفاده از اين فناوري منحصر به فرد ايراني، از زندان فرار كنند و كارهاي خيرشان را از سر بگيرند. خب، پس يك گوشي ملي توليد كرده‌ايم كه علاوه بر اسم خارجي، با يك داستان خارجي هم ساپورت شده تا در دل مردم ايران‌زمين جا باز كند. (ظريفي مي‌گفت با اين اوصاف، عيار ملي بودن خود گوشي هم مشخص است و اصلاً هم معلوم نيست از كجا آمده و پدر و مادرش كيست!)

2. تاژ و چوب جادوي هري‌پاتر!
در اين تبليغ، كه باز هم با ميانجي‌گري رسانه‌ي ملي! به خورد ملت داده مي‌شود، توليد‌كننده‌ي ديگر ايراني كه باور نمي‌كند بشود در اين ملك محصولي توليد كرد كه هشت‌آنزيم(!) را يك‌جا داشته باشد، دست به دامان چوب جادوي هري پاتر شده و با توسل به آن، كاري كرده است كارستان. ظاهراً اين توليدكننده نيز مي‌خواهد به مشتريانش القا كند كه يك‌وقت گمان نبريد اين "عجايب هشتگانه" خداي‌ناكرده حاصل خلاقيت ما است؛ نخير! اين فن‌آوري فراتر از حتي خيال جادوگران ايران‌زمين است تا چه رسد به توليد كنندگان آن! (حالا بگذريم كه توليدات بنجل همين كشور همسايه، تركيه، كه اين‌روزها فروشگاه‌هاي‌مان لبريز از آن‌هاست، 12 آنزيم دارند.)

3. بانك صادرات؛ گنگسترها و ميليونر زاغه‌نشين در حسرت سپرده‌ي طلا!

4. پوآرو به دنبال تار مویی است که شامپو سیر پرژک نسلش را منقرض کرده است. (اين يكي شاهكاري تازه است و در حين نگارش اين چند خط روي نموده است اما شاهدي است جدي بر مدعا.)

ملاحظات:

اول: ارتباط اين داستان‌ها با توليدات ملي ما كجاست؟
به نظر من ربط‌شان در داستان‌هايي است كه با وساطت رسانه‌های دیداری چنان فراگير شده‌اند كه توليدكننده‌اي را در سرزمين پرقصه‌ي ايران ناچار به تعظيم در برابر خود كرده‌اند. جهان‌هاي اين داستان‌ها به ياري پخش‌هاي مكرر، از چنان واقعيت خوشآيندي برخوردار شده است كه توليدكننده‌ي ما را ناچار ساخته براي جذب مشتري، رخت به اين جهان‌ها بكشد و خود را جزوي از اين رويا جا بزند تا دلپذير جلوه كند و در دل مشتري جا باز كند. دلپذير براي مردمي كه با اين قصه‌ها زندگي مي‌كنند و در جهان پر افسون آن‌ها نفس مي‌كشند و قهرماني‌ها مي‌كنند. واحيرتا!

دوم: اين داستان‌هاي "خارجكي" آيا توان آن را دارند جنس "ايراني" را در ايران به اصطلاح ساپورت كنند و برايش بازار درست كنند؟

به نظر می رسد پاسخ اين سوال از فرط روشني تن به بداهت مي‌زند: نه! آخر كجاي جهان داستاني دالتون‌ها و كابوي‌ها، جهان مورد علاقه‌ي مردمان ما مي‌تواند باشد؟ مشتركات ما مردم ايران با چند دزد سرگردان در صحراهاي بي‌آب و علف آمريكا چيست و كجاست تا چنگ بيندازيم بر اشياء مورد علاقه‌ي آنان در يك تبليغ تجاري؟ آخر ما كجا، هري‌پاتر كجا؟ مگر ما چقدر غرق جهان درهم‌جوش اين داستان بيگانه با ذهن و زبان‌مان شده‌ايم كه حالا شيفته‌ي هر چيز منسوب به آن شويم، و تهيه‌اش كنيم و بر جگرمان بفشاريم؟ نه، ما دلداده‌ي اين داستان‌ها نيستيم؛ چه اگر اين‌گونه می‌بود، امروزه تيراژ دوره‌ي اين كتاب‌ها بايد مثل همان انگليس و آمريكا و كانادا ميليوني مي‌شد كه بحمدالله نشده!

پس، حالا كه ما آدم دلداده‌ي اين داستان‌ها نيستيم، چرا توليدكننده‌مان مي‌خواهد محصولاتش را به اين جهان‌هاي بيگانه منصوب كند؟ به زعم من دلايل اين رويكرد نيز با نگاهي گذرا به وضعيت اين روزهاي فرهنگ و هنر اين سرزمين قابل رصد است. به نظر مي‌رسد ريشه‌ي اين گرايش‌هاي تصنعي را اولا بايد در تلاش‌هاي نفس‌گير و شبانه‌روزي رسانه‌ي ملي پي‌گيري كرد. اين رسانه‌ي ملی!، در طول اين سال‌ها، در اقدامي خيرخواهانه و البته مداوم، مردمان ما را با جهان‌هاي داستاني خويش غريبه كرده است.

سال‌هاست كه قصه‌ي بسيار زيبا و عميق "ماه‌پيشاني" را فداي داستان ناپخته و بي‌خود "سيندرلا" كرده‌ايم، و اين داستان بي‌مصرف و مزخرف را به خورد بچه‌هاي‌مان داده‌ايم؛ در عوضِ "حسين كرد"، مخاطب دست و پا بسته‌ي خود را مشغول "زورو" و "رابين‌هود" - باتمام جلوات واقعي و فانتزي‌شان- كرده‌ايم. و عياران‌مان را قرباني كرده‌ايم در پاي عشق به تق و توق اسلحه‌هاي كابويي كه دوئل مي‌كند! (يادش بخير سريال "روزي روزگاري" كه ايرانيان را شيفته‌ي خود كرد اما چه سود كه دولت مستجل بود!)

دليل دوم كه به نحوي حاكم بر دليل اول نيز مي‌تواند باشد، در منگنه‌ي مميزي قرار دادن نويسندگان نوظهوري است كه توانايي خلق آثار درخور براي هم‌ميهنان‌شان را دارند. در اين‌سال‌ها مميزي‌هاي سليقه‌اي و بي‌حساب و كتاب اداره‌ي كتاب از يك طرف و فشار روزافزون بازبينان و مصلحت‌سنجان سيما و سينما از طرف ديگر، چنان فضايي درست كرده كه چشمه‌ي تخيل نويسنده‌هاي بيچاره‌ از بيخ خشكيده است. و محصول چنين خلاقيت ابتري، جز همين آدم‌هاي لاجون و بي‌مقدار با داستان‌هاي آبكي و بي‌بنيه چه مي‌تواند باشد؟ چنين آثاري چگونه مي‌توانند مخاطب تشنه‌ي تجريبات تازه و نو را راضي كنند؟ كدام مخاطب خشك‌جاني است كه در داستان به دنبال همان چيزهايي باشد كه زندگي روزمره‌اش را شكل داده‌اند و روزگار او را ساخته‌اند؟

و در آن هنگام كه اين‌گونه سرچشمه‌ی خلاقیت و بروز خيال وطني گل‌آلوده ‌شود، نتيجه همین می‌شود که می‌بینیم! سياست فرهنگي‌اي كه تمام همِّ خود را صرف برخورد و مبارزه با فرهنگ غربي و به خصوص آمريكايي كرده است، يك‌باره درهايش را دروازه‌ مي‌كند تا لوك خوش‌شانس به همراه حضرات دالتون‌ها، و هري‌پاتر و گنگسترها بي‌خم كردن حتي گردن‌شان از درگاهش بگذرند و با سینه‌های پیش‌انداخته حریف بطلبند. و اين گونه است كه حاصل تقلاي سي‌ساله‌مان در عرصه‌ي فرهنگ و هنر متعالي مي‌شود توجه دادن مصرف‌كنندگان‌مان به محصولات داخلي، با داستان‌هاي آمريكايي!

http://iusnews.ir/?pageid=3156&category
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۳, ۳۱/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/تیر/۹۰ ۱۶:۵۸ توسط parisan.)
شماره ارسال: #2
آواتار
اگرچه در رسانه های رژیم صهیونیستی ، از ایران به عنوان یک دشمن یاد می شود اما اخیرا تولیدکنندگان اسراییلی آگهی های تلویزیونی با استفاده از دست مایه های طنز و با نام بردن از ایران و موضوعات ایرانی، برای منافع تجاری و البته منافع دیپلماسی عمومی اسراییل بهره می برند.
به گزارش مشرق، به تازگی شبکه خبری بی بی سی فارسی، گزارشی از تبلیغات بازرگانی رسانه های رژیم صهیونیستی پخش نمود که در آنها هنگام تبلیغ کالاهای اسراییلی از ایران به صراحت نام برده می شود.
[تصویر: ydw1lm9dth3jjehkyud9.jpg]
بی بی سی نوشت: "اگرچه در رسانه های اسرائیل، معمولا نام ایران با تهدید هسته ای و حزب الله و موشک عجین شده است. اما اخیرا ً تولیدکنندگان آگهی های تلویزیونی به ظرفیتهای نهفته دیگری در نگاه دو ملت نسبت به یکدیگر توجه کرده اند که لبخندی هم بر لب بینندگان می نشاند."

در یکی از آگهی های بازرگانی گزارش شده توسط بی بی سی، که از تلویزیون دولتی رژیم صهیونیستی پخش شد؛ برای تبلیغ یک پیتزافروشی زنجیره ای، از مقتصد بودن و یا خساست ایرانیها در خرج کردن به عنوان عنصری جذاب برای تماشاگر استفاده شده تا با بهره بردن از حساسیت روابط ایران و اسراییل، نام این پیتزا در ذهن مردم ماندگار شود.
[تصویر: jg4b9a7s4s1ldyesxfnv.jpg]
آگهی دیگر تبلیغاتی که در شبکه های اسراییل پخش شده، مربوط به یک شرکت تولید کننده کولر گازی اسراییلی است، که این آگهی با لحنی آمیخته با طنز، فروشندگان صنایع دستی حاشیه میدان نقش جهان شهر اصفهان را به تصویر می کشد که فروشندگان در یکی از این حجره ها به تعریف و تمجید از این کولر می پردازند.
[تصویر: wnlww111rm53zqu2fh5q.jpg]
تصویر میدان نقش جهان شهر اصفهان، در رسانه های اسراییل
[تصویر: g6gcitbgjq30yfyjm09.jpg]
در این تصویر در یکی از حجره های بازار میدان امام اصفهان، عکس امام خمینی و آقای احمدی نژاد به چشم می خورد.

علی الظاهر این آگهی ها، مورد استقبال یهودیان ساکن اسراییل و حتی آنها که ایرانی الاصل هستند؛ قرار گرفته است.این یعنی با اسلحه " مزاح " به جنگ شرایط موجود میان دو ملت رفتن. که البته از مزایای خلاقانه تجاری نیز برخوردار است.

نکته حایز اهمیت اینجاست که گزارشگر بی بی سی، در انتهای گزارش خود به نقل از تاجران ساکن سرزمین های اشغالی (اسراییل) می گوید: "شاید اگر دو ملت باهم خندیدن را بیاموزند، از باهم جنگیدن دست بکشند."

این جمله تعریف عامیانه ای از دیپلماسی عمومی است و بدون شک رسانه های اسراییل مطابق با آیین نامه ها و دستورالعمل های دیپلماسی عمومی اسراییل (که به هاسبارا شهرت دارد)، دست به ساخت چنین آگهی هایی می زنند و هدف از آن همان جمله ی هوشمندانه ای است که آن را از زبان گزارشگر بی بی سی می شنویم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  یادداشت جالب توجه الجزیره در مورد ایران و آیت الله خامنه ای سدرة المنتهی 0 734 ۲۰/مهر/۹۳ ۱۷:۳۱
آخرین ارسال: سدرة المنتهی

پرش در بین بخشها:


بالا