کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ابلیس و شیاطین در غدیر چه میکردند؟ (مقاله ویژه عید غدیر)
۲۳:۳۹, ۲۳/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آبان/۹۰ ۲:۰۲ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
همسنگران محترم. لطفا این مقاله را بادقت مطالعه بفرمایید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این ایام با برکت جا دارد سری به پشت پرده ی غدیر بزنیم و نیم نگاهی داشته باشیم به آنجا که جز پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) ندیدند.
شیاطین و در رأس آن ابلیس ایام غدیر را در غوغایی به سر میبردند و خوب میفهمیدند که در غدیر چه راه هدایت و نجاتی برای بنی آدم تا آخرین روز دنیا پیش بینی شده است.
آنان پیش از همه در غدیر حاضر شده بودند و نتایج این مراسم عظیم را بررسی میکردند. و از سوی دیگر عکس العمل گروه های مردم را زیر نظر داشتند. آنان آینده ی بلند مدتی را میدیده اند که در آن زیبا ترین گونه ی هد ایت انسان پیش بینی شده بود.
این بود که آن روز را هولناک تریم مقطع برای خود به حساب آوردند. که اگر فرامین آن روز به مرحله ی عمل میرسید، همه ی راه های انحراف تا ابد برای انسان ها بسته میشد. این را بزرگ شیاطین یعنی ابلیس، بهتر از اصحابش میفهمید.
همین که پیامبر بر فراز منبر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر سر دست بلند و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...»، ابلیس فریادی کشید و همه ی لشکریانش را فرا خواند. با این فریاد، همه ی شیاطین در هر جا که بودند، نزد او جمع شدند. گفتند: ای آقای ما و ای مولای ما! این چه فریادی بود؟ چه چیزی تو را اینگونه به وحشت انداخته؟ ما تاکنون فریادی وحشتناک تر از این از تو نشنیده بودیم.
ابلیس گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر به نتیجه برسد، هرگز در محضر خدا معصیت نخواهد شد. شیاطین که سابقه ی ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) را بخاطر داشتند، گفتند: ای آقای ما؛ تو همان کسی هستی که آدم را گمراه کردی. ولی گویا از این پس، این امت، رحمت شده ی محفوظ از گناه خواهد بود. و دیگر تو و ما را بر اینان راهی نیست. چرا که امام و پناه خود بعد از پیمبرشان به آنان شناسانده شد.
ابلیس گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم مردم را درباره ی علی (علیه السلام) گمراه خواهم کرد.
با اینکه ابلیس پاسخ اصحابش را داد، ولی آنان خاک بر سر ریختند و به جزع و فزع افتادند. ابلیس به آنان گفت: شما را چه شده است؟ آنان گفتند: این چه اتفاقی بود که رخ داد؟ ما گمان میکردیم وقتی محمد از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی میبینیم که امر وصایت را برای شخصی بعد از خود قرار داد. بخدا قسم تو به ما اینگونه نگفته بودی. تو خبر داده بودی که وقتی این پیامبر از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی این برنامه، یک مسئله ی مستحکم شد که هرکدام از جانشینانش از دنیا برود، دیگری بجای او قرار میگیرد. امروز این مرد پیمانی بست که هیچ انسانی تا روز قیامت نمیتواند آن را بشکند.
ابلیس در پاسخ آنان گفت: «هرگز چنین نیست. خیالتان راحت باشد. اصحاب او به آنچه از آنان پیمان گرفت، وفا نمیکنند. آنان که همراه او هستند، در این باره به من وعده هایی داده اند که به چیزی از آنچه گفت، اقرار نکنند. و میدانم که هرگز در وعده ای که به من داده اند، تخلف نمیکنند.» با اععلام این مطلب، لشکر شیطان متفرق شد.
با پایان مجلس شیاطین در پشت پرده ی غدیر، آیه ی 20 سوره سبأ نازل شد:
«ابلیس گمان خود را به باور آنان رسانید، و پیرو او شدند...»
با نزول این آیه، بار دیگر ابلیس فریادی زد. و شیاطین بازگشتند و گفتند: ای آقای ما! این فریاد دم چه بود؟ او گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم خداوند سخن مرا در آیه ای نقل کرد و این آیه را نازل کرد: (همان آیه ی بالا). بعد از این خبر باز هم شیاطین متفرق شدند.
ابلیس به دقت ناظر حرکات منافقین بود. وقتی با منصوب شدن علی (علیه السلام) گروهی از آنان گفتند: «از روی هوای نفس سخن میگوید» و نیز عمر به ابوبر گفت: «آیا چشمانش را نمیبینی که در سرش مانند دیوانگان میچرخد؟»، ابلیس از خوشحالی فریاد دیگری زد و بار دیگر دار و دسته اش را جمع کرد و به آنان گفت: «میدانید که من قبلا گمراه کننده ی آدم بوده ام؟ گفتند: آری. گفت: آدم پیمان را شکست ولی به خدا کافر نشد، امّا اینان هم پیمان را شکستند و هم بع پیامبر کافر شدند.»
ابلیس که از نقل سخن خود در آیه ای از قرآن خرسند بود، با شنیدن ادامه ی آیه ی بالا:«إلّا فریقا من المؤمنین»: (مگر گروهی از مؤمنین)، سخت بر آشفت. و سر به سوی آسمان بلند کرد و خطاب به خداوند گفت: «قسم به عزت و جلالت، این گروه مؤمن را هم به بقیه ملحق خواهم کرد.»
در اینجا آیه ی 42 سوره حجر نازل شد و پیامبر که شاهد گفتگوی ابلیس با لشکریانش بود، این آیه را خطاب به ابلیس تلاوت فرمود:
«تو را بر بندگان واقعی من راهی نیست...»
پس از این ماجرا ها، دار و دسته ی ابلیس متفرق شدند. امّا او بار دیگر فریادی زد و آنان بازگشتند و گفتند: ای آقای ما؛ این فریاد سوم چه بود؟ بخدا قسم بخاطر اصحاب علی بود آنگاه ابلیس در حضور شیاطین خطاب به خداوند گفت: «یارب؛ قسم به عزت و جلالت، چنان معاصی و گناهان را برای آنان زیبا جلوه دهم که مرتکب آن شوند و اینگونه آنان را نزد تو مبغوض مینمایم.»
ابلیس که همچنان در منطر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داشت و رفتار او زیر نگاه های پیامبر بود، برای آنکه مردم او را دیده و سخن او را شنیده باشند، بصورت پیر مردی نزد پیامبر آمد و به طعنه گفت: «ای محمد؛ چقدر کم هستند آنان که با تو بر سر آنچه درباره ی پسرعمویت گفتی، بیعت میکنند.»
بدلیل زیاد بودن منابع ، تنها به ذکر کتاب بسنده کرده و از ذکر جلد و صفحه ی کتاب معذورم.
کتاب سلیم - اصول کافی - تفسیر قمی - تأویل الآیات - تفسیر عیاشی - اقبال - شرح الأخبار - مدینةالمعاجز - بحارالأنوار - عوالم العلوم

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۲۹, ۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #21
آواتار
من تازه این تاپیک رو دیدم وواقعا از برخورد
ناپخته ی بعضیا نمیدونم چی بگم اینو یادتون نره که حفظ وحدت بین مسلمونا چه شیعه وچه سنی خواسته دین ماست شعار غرب یادتون نره تفرقه بنداز وحکومت کن[تصویر: qbsxd805kboplllwluda.jpg]

امضای A.E
عجب حلوای قندی تو، امیر بی‌گزندی تو
عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانیRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۰, ۴/تیر/۹۵
شماره ارسال: #22
آواتار
(۴/تیر/۹۵ ۱۵:۲۹)A.E نوشته است:  من تازه این تاپیک رو دیدم وواقعا از برخورد
ناپخته ی بعضیا نمیدونم چی بگم اینو یادتون نره که حفظ وحدت بین مسلمونا چه شیعه وچه سنی خواسته دین ماست شعار غرب یادتون نره تفرقه بنداز وحکومت کن[تصویر: qbsxd805kboplllwluda.jpg]


واضح هست حق امیرالمومنین به شدت ضایع شده و زندگی فاجعه بار امروز ما بخاطر ظلم همون ایام هست و الا ما باید در عصر ولایت و حکومت الله به دنیا می آمدیم نه حکومت طاغوتی دجال.


ظلمی بزرگ تر از این در عالم نیست. حق علی (علیه السلام) و شیعیانش

امضای سدرة المنتهی
خدایا هزاران شکر که مرا منتظر آفریدی ، الهی چشمم را به ظهورش روشن کن و قبل از شهادتش بمیران چرا که زندگی بعد از مراد و امام وقتم خالی از ارزش خواهد بود.



[تصویر: 93960c72f2a4a12c1dd62a48b5e5754f.jpg]




اگر آلوده ی دنیا بشید پاک شدنش نیاز به اشک و سختی زیادی داره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۷, ۵/تیر/۹۵
شماره ارسال: #23
آواتار
(۴/تیر/۹۵ ۱۹:۱۰)سدرة المنتهی نوشته است:  واضح هست حق امیرالمومنین به شدت ضایع شده و زندگی فاجعه بار امروز ما بخاطر ظلم همون ایام هست و الا ما باید در عصر ولایت و حکومت الله به دنیا می آمدیم نه حکومت طاغوتی دجال.


ظلمی بزرگ تر از این در عالم نیست. حق علی (علیه السلام) و شیعیانش
الان شما به پیام رهبر توجه کردین اگه ولی فقیه رو قبول دارین ولی فقیه اینو گفته ندارین هم که دیگه دم از شیعه بودن نزنین کسی نگفت ظلمی نشده اما همون موقع هم امام علی سکوت کردن تا از ازهم گسستگی ها جلوگیری بشه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۴۷, ۵/تیر/۹۵
شماره ارسال: #24
آواتار
(۵/تیر/۹۵ ۲:۱۷)A.E نوشته است:  الان شما به پیام رهبر توجه کردین اگه ولی فقیه رو قبول دارین ولی فقیه اینو گفته ندارین هم که دیگه دم از شیعه بودن نزنین کسی نگفت ظلمی نشده اما همون موقع هم امام علی سکوت کردن تا از ازهم گسستگی ها جلوگیری بشه



همون رهبر می گن از مقدسات شیعه دفاع کنید. حقوق اهل بیت رو به مردم بشناسونید: اینکه می گویم وحدت ، به معنای سکوت نیست به معنای بحث عقلانی و برادرانه و بدور از توهین هست.

من کل تاپیک رو نخوندم اما ارسال اول داره درباره حق علی (علیه السلام) سخن میگه ، تو ارسال منم توهینی نبود!!

وقتی غدیری بوده یعنی حقی هم بوده که از وصی بر حقی گرفته شده. آه از رنج و افسردگیه تحمیل شده به علی ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۵۶, ۵/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/تیر/۹۵ ۹:۰۰ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #25
آواتار
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش! قسمت اول


حبل المتین

لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ : 95/02/05

گویا اینکه کام ایشان را با فحش و ناسزا و توهین برداشتند!!!
گویا اینکه کام ایشان را با فحش و ناسزا و توهین برداشتند؛ که شروع می‌کنند از مراجع عظام تقلید و بزرگان که اصلاً ایشان هزار مرتبه هم دهانش را آب بکشد باز لیاقت اینکه نام مراجع بزرگوار ما را ببرد ندارد.
دیروز غروب خدمت حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی بودیم صحبت ایشان شد؛ ایشان گفتند: او در مدینه آمد با ما صحبت کند و اصلاً سواد ندارد. ایشان افغانی است؟ گفتم: نه متعلق به منطقه خراسان جنوبی است. گفتند: زمانی که ایشان پیش ما آمد ما سوادی در او ندیدیم و من گفتم: ایشان فحش خوب بلد است. او سواد ندارد اما سواد فحشش خیلی قشنگ است.
در کتاب «تهذیب الکمال» اثر آقای «مزی» که یکی از کتاب‌های معتبر رجالی عزیزان اهل سنت است در جلد دوم صفحه 453 آنجا از «اسحاق بن عبدالله ابی فروه» نقل می‌کند و می‌گوید:
«من لم یبال ما قال، ولا ما قیل له فهو لشیطان أو ولد غیة»

کسی که فحاشی می‌کند و به فحش دادن عادت دارد، یا نطفه‌اش نطفه شیطانی است و یا زنازاده است.
در کتب شیعه هم ما موارد زیادی از ائمه (علیهم السلام) در این زمینه داریم که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ شِرْكِ الشَّيْطَانِ الَّذِي لَا يُشَكُّ فِيهِ أَنْ يَكُونَ فَحَّاشاً لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيه‏»

از نشانه هائى كه ثابت مي كند شيطان در نطفه فردي شركت دارد٬ اين است كه او فحاش باشد و باكى نداشته باشد كه چه مى گويد و چه مي شنود.



الکافی – الشیخ الکلینی، ج 2، ص 323، ح 1
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
«إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ خَطَبَ النَّاسَ بِالْمَدِينَةِ بَعْدَ سَبْعَةِ أَيَّامٍ مِنْ وَفَاةِ رَسُولِ الله»

هفت روز بعد از وفات پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مدینه خطبه خواندند.
« فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ إِلَى حَجَّةِ الْوَدَاعِ ثُمَّ صَارَ إِلَى غَدِيرِ خُم‏ »

پیغمبر اکرم به طرف حجة الوداع رفتند. سپس از آنجا به غدیر خم وارد شدند.

«فَأَمَرَ فَأُصْلِحَ لَهُ شِبْهُ الْمِنْبَرِ ثُمَّ عَلَاهُ وَ أَخَذَ بِعَضُدِي حَتَّى رُئِيَ بَيَاضُ إِبْطَيْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ قَائِلًا فِي مَحْفِلِهِ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه»‏

و دستور داد شبیه منبر درست کنند و بالای منبر رفت و بازوی مرا گرفت و بلند کرد به طوری که زیر بازویش دیده می‌شد و فرمود: هرکسی که من ولی امر او هستم، علی ولی امر اوست. خدایا دوست بدار هرکس علی را دوست می‌دارد و دشمن بدار هرکس علی را دشمن می‌دارد.

«
فَكَانَتْ عَلَى وَلَايَتِي وَلَايَةُ اللَّهِ وَ عَلَى عَدَاوَتِي عَدَاوَةُ اللَّه‏ »ولایت من برگرفته از ولایت خداست و عداوت من نشانه عداوت خداست
الکافی(ط - الاسلامیه)؛ الشیخ الکلینی، ج 8، ص 27، ح4
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

«یا معاشر المهاجرین والأنصار»
ای گروه مهاجرین و انصار«الله الله لا تنسوا عهد نبیکم إلیکم فی أمری»

شما را به خدا آن عهد و پیمانی که پیغمبر در حق من با شما بست فراموش نکنید.

«ولا علمت أن رسول الله صلی الله علیه وآله ترک یوم غدیر خم لأحد حجة ولا لقائل مقالا»

من گمان نمی‌کردم بعد از غدیر خم پیغمبر برای کسی حجتی باقی گذاشته باشد.

«فأنشد الله رجلا سمع النبی یوم غدیر خم یقول: من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وخذل من خذله " أن یشهد الآن بما سمع»

شما را به خداوند عالم قسم می‌دهم هرکسی در غدیر خم این جمله پیغمبر را شنید: هرکس من مولای او هستم بعد از من علی مولای اوست، بلند شود و شهادت بدهد.

«قال زید بن أرقم: فشهد اثنا عشر رجلا بدریا بذلک وکنت ممن سمع القول من رسول الله صلی الله علیه وآله فکتمت الشهادة یومئذ»

«زید بن أرقم» می‌گوید: دوازده نفر از صحابه‌ای که در بدر شرکت کرده بودند بلند شدند و همانجا شهادت دادند.
الإحتجاج – الشیخ الطبرسی، ج 1، ص 97


امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

«یا أبا بکر! فهل تعلم أحدا أوثق من رسول الله صلی الله علیه وآله» حضرت فرمود: ای ابابکر! آیا مورد وثوق‌تر از رسول خدا کسی را سراغ داری؟


«وقد أخذ بیعتی علیک فی أربعة مواطن وعلی جماعة معک فیهم: عمر وعثمان »
پیغمبر در چهار جا نسبت به من از تو بیعت گرفت. و از جماعتی که با تو بودند مثل عمر و عثمان نیز بیعت گرفت.

«فی یوم الدار، وفی بیعة الرضوان تحت الشجرة، ویوم جلوسه فی بیت أم سلمة، وفی یوم الغدیر بعد رجوعه من حجة الوداع؟
»در حدیث دار، در بیعت رضوان زیر درخت، روزی که در خانه ‌ام سلمه نشسته بودیم، و در روز غدیر بعد از برگشتن از حجة الوداع؟

«فقلتم بأجمعکم: سمعنا وأطعنا الله ورسوله» شما همگی گفتید که شنیدیم و خدا و رسولش را اطاعت کردیم!؟بحارالأنوار – العلامة مجلسی، ج 29، ص 36، ح 18


در کتاب «صحیح مسلم» باز هم در اینجا دارد:
«وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَحْنُ نَرَى لنا حَقًّا لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ »

تو در امر خلافت نسبت به ما استبداد به خرج دادی. اگر آنطور که شما گفتید ما از نزدیکان پیغمبر اکرم هستیم باشد ما از شما نزدیک‌تر هستیم

صحیح مسلم؛ ج 3، ص 1380، ح 1759؛ دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي

در کتاب «صحیح بخاری» هم این مطلب وارد شده است که می‌گوید:

«وَلَکنَّک اسْتَبْدَدْتَ عَلَینَا بِالأَمْرِ، وَکنَّا نَرَی لِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - صلی الله علیه وسلم - نَصِیبًا»
صحیح البخاری؛ ج 14، ص 135

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:

«فو الله یا معشر المهاجرین، لنحن أحق الناس به لانا أهل البیت، ونحن أحق بهذا الامر منکم ما کان فینا القارئ لکتاب الله، الفقیه فی دین الله، العالم بسنن رسول الله، المضطلع بأمر الرعیة، المدافع عنهم الامور السیئة، القاسم بینهم بالسویة»به خدا سوگند ای مهاجرین ما شایسته‌ترین انسان‌ها به خلافت هستیم زیرا ما اهل بیت پیغمبر هستیم، و ما به این امر خلافت و امامت شایسته‌تر هستیم زیرا ما قاری کتاب الله هستیم، ما فقیه در دین خدا هستیم، ما عالم به سنت پیغمبر اکرم هستیم، ما متخصص کشورداری هستیم، ما افرادی هستیم که کارهای زشت و ناروا را از ملت دفع می‌کنیم، ما هستیم که بیت المال را به صورت مساوی در میان مردم تقسیم می‌کنیم.

الإمامة والسياسة؛ ج1، ص 15؛ دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، تحقيق: خليل المنصور


پایان قسمت اول

امضای vahrakan
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۹, ۶/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۵ ۱۵:۳۶ توسط A.E.)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۵/تیر/۹۵ ۳:۴۷)سدرة المنتهی نوشته است:  همون رهبر می گن از مقدسات شیعه دفاع کنید. حقوق اهل بیت رو به مردم بشناسونید: اینکه می گویم وحدت ، به معنای سکوت نیست به معنای بحث عقلانی و برادرانه و بدور از توهین هست.

من کل تاپیک رو نخوندم اما ارسال اول داره درباره حق علی (علیه السلام) سخن میگه ، تو ارسال منم توهینی نبود!!

وقتی غدیری بوده یعنی حقی هم بوده که از وصی بر حقی گرفته شده. آه از رنج و افسردگیه تحمیل شده به علی ...
واقعاکه چقدر باهوشید من کی گفتم ارسال اول مشکل داره باباجان من گفتم ارسالایی که بچه ها کردن که بحث عقلانی هم نبوده اونا مشکل داره شماهم همینجور فقط موضع بگیرخودتم میگی ارسال قبلیا رونخوندی من منظورم همونا بود ای بابا لعنت خدا بر شر شیطون لعین خوبه که حالا من شیعه هستم درضمن اگه با ارسال اول مشکل داشتم که ازش تشکر نمیکردم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۴, ۶/تیر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۵ ۱۷:۲۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #27

سلام
حدیث از کدامیک از بزرگان نقل شده و راویان حدیث چه کسانی اند؟

چه کسی گفتگوی ابلیس و یارانش را نقل کرده؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۴۲, ۶/تیر/۹۵
شماره ارسال: #28

(۵/تیر/۹۵ ۸:۵۶)vahrakan نوشته است:  
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش! قسمت اول

باز شروع شد این بحث ها
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۱, ۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #29
آواتار
(۶/تیر/۹۵ ۱۷:۴۲)rezamohammadi نوشته است:  باز شروع شد این بحث ها
تا زمانی که حق غصب شده جضرت امیر المومنین علی علیه السلام بر نگرده و عده ای این امر رو نپذیرند این بحث ها ادامه خواهد داشت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۶, ۲۶/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #30

(۲۳/آبان/۹۰ ۲۳:۳۹)أین المنتظر نوشته است:  
همسنگران محترم. لطفا این مقاله را بادقت مطالعه بفرمایید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این ایام با برکت جا دارد سری به پشت پرده ی غدیر بزنیم و نیم نگاهی داشته باشیم به آنجا که جز پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی (علیه السلام) ندیدند.
شیاطین و در رأس آن ابلیس ایام غدیر را در غوغایی به سر میبردند و خوب میفهمیدند که در غدیر چه راه هدایت و نجاتی برای بنی آدم تا آخرین روز دنیا پیش بینی شده است.
آنان پیش از همه در غدیر حاضر شده بودند و نتایج این مراسم عظیم را بررسی میکردند. و از سوی دیگر عکس العمل گروه های مردم را زیر نظر داشتند. آنان آینده ی بلند مدتی را میدیده اند که در آن زیبا ترین گونه ی هد ایت انسان پیش بینی شده بود.
این بود که آن روز را هولناک تریم مقطع برای خود به حساب آوردند. که اگر فرامین آن روز به مرحله ی عمل میرسید، همه ی راه های انحراف تا ابد برای انسان ها بسته میشد. این را بزرگ شیاطین یعنی ابلیس، بهتر از اصحابش میفهمید.
همین که پیامبر بر فراز منبر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر سر دست بلند و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...»، ابلیس فریادی کشید و همه ی لشکریانش را فرا خواند. با این فریاد، همه ی شیاطین در هر جا که بودند، نزد او جمع شدند. گفتند: ای آقای ما و ای مولای ما! این چه فریادی بود؟ چه چیزی تو را اینگونه به وحشت انداخته؟ ما تاکنون فریادی وحشتناک تر از این از تو نشنیده بودیم.
ابلیس گفت: این پیامبر کاری کرد که اگر به نتیجه برسد، هرگز در محضر خدا معصیت نخواهد شد. شیاطین که سابقه ی ماجرای حضرت آدم (علیه السلام) را بخاطر داشتند، گفتند: ای آقای ما؛ تو همان کسی هستی که آدم را گمراه کردی. ولی گویا از این پس، این امت، رحمت شده ی محفوظ از گناه خواهد بود. و دیگر تو و ما را بر اینان راهی نیست. چرا که امام و پناه خود بعد از پیمبرشان به آنان شناسانده شد.
ابلیس گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم مردم را درباره ی علی (علیه السلام) گمراه خواهم کرد.
با اینکه ابلیس پاسخ اصحابش را داد، ولی آنان خاک بر سر ریختند و به جزع و فزع افتادند. ابلیس به آنان گفت: شما را چه شده است؟ آنان گفتند: این چه اتفاقی بود که رخ داد؟ ما گمان میکردیم وقتی محمد از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی میبینیم که امر وصایت را برای شخصی بعد از خود قرار داد. بخدا قسم تو به ما اینگونه نگفته بودی. تو خبر داده بودی که وقتی این پیامبر از دنیا برود، اصحاب او متفرق میشوند. ولی این برنامه، یک مسئله ی مستحکم شد که هرکدام از جانشینانش از دنیا برود، دیگری بجای او قرار میگیرد. امروز این مرد پیمانی بست که هیچ انسانی تا روز قیامت نمیتواند آن را بشکند.
ابلیس در پاسخ آنان گفت: «هرگز چنین نیست. خیالتان راحت باشد. اصحاب او به آنچه از آنان پیمان گرفت، وفا نمیکنند. آنان که همراه او هستند، در این باره به من وعده هایی داده اند که به چیزی از آنچه گفت، اقرار نکنند. و میدانم که هرگز در وعده ای که به من داده اند، تخلف نمیکنند.» با اععلام این مطلب، لشکر شیطان متفرق شد.
با پایان مجلس شیاطین در پشت پرده ی غدیر، آیه ی 20 سوره سبأ نازل شد:
«ابلیس گمان خود را به باور آنان رسانید، و پیرو او شدند...»
با نزول این آیه، بار دیگر ابلیس فریادی زد. و شیاطین بازگشتند و گفتند: ای آقای ما! این فریاد دم چه بود؟ او گفت: وای بر شما؛ بخدا قسم خداوند سخن مرا در آیه ای نقل کرد و این آیه را نازل کرد: (همان آیه ی بالا). بعد از این خبر باز هم شیاطین متفرق شدند.
ابلیس به دقت ناظر حرکات منافقین بود. وقتی با منصوب شدن علی (علیه السلام) گروهی از آنان گفتند: «از روی هوای نفس سخن میگوید» و نیز عمر به ابوبر گفت: «آیا چشمانش را نمیبینی که در سرش مانند دیوانگان میچرخد؟»، ابلیس از خوشحالی فریاد دیگری زد و بار دیگر دار و دسته اش را جمع کرد و به آنان گفت: «میدانید که من قبلا گمراه کننده ی آدم بوده ام؟ گفتند: آری. گفت: آدم پیمان را شکست ولی به خدا کافر نشد، امّا اینان هم پیمان را شکستند و هم بع پیامبر کافر شدند.»
ابلیس که از نقل سخن خود در آیه ای از قرآن خرسند بود، با شنیدن ادامه ی آیه ی بالا:«إلّا فریقا من المؤمنین»: (مگر گروهی از مؤمنین)، سخت بر آشفت. و سر به سوی آسمان بلند کرد و خطاب به خداوند گفت: «قسم به عزت و جلالت، این گروه مؤمن را هم به بقیه ملحق خواهم کرد.»
در اینجا آیه ی 42 سوره حجر نازل شد و پیامبر که شاهد گفتگوی ابلیس با لشکریانش بود، این آیه را خطاب به ابلیس تلاوت فرمود:
«تو را بر بندگان واقعی من راهی نیست...»
پس از این ماجرا ها، دار و دسته ی ابلیس متفرق شدند. امّا او بار دیگر فریادی زد و آنان بازگشتند و گفتند: ای آقای ما؛ این فریاد سوم چه بود؟ بخدا قسم بخاطر اصحاب علی بود آنگاه ابلیس در حضور شیاطین خطاب به خداوند گفت: «یارب؛ قسم به عزت و جلالت، چنان معاصی و گناهان را برای آنان زیبا جلوه دهم که مرتکب آن شوند و اینگونه آنان را نزد تو مبغوض مینمایم.»
ابلیس که همچنان در منطر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار داشت و رفتار او زیر نگاه های پیامبر بود، برای آنکه مردم او را دیده و سخن او را شنیده باشند، بصورت پیر مردی نزد پیامبر آمد و به طعنه گفت: «ای محمد؛ چقدر کم هستند آنان که با تو بر سر آنچه درباره ی پسرعمویت گفتی، بیعت میکنند.»
بدلیل زیاد بودن منابع ، تنها به ذکر کتاب بسنده کرده و از ذکر جلد و صفحه ی کتاب معذورم.
کتاب سلیم - اصول کافی - تفسیر قمی - تأویل الآیات - تفسیر عیاشی - اقبال - شرح الأخبار - مدینةالمعاجز - بحارالأنوار - عوالم العلوم
بسیار عالی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  قضا وقدر و ارتباط آن بااختیار(مقاله ویژه) + توضیح تکمیلی مهم حسن عزتي 8 3,256 ۱۲/خرداد/۹۶ ۱۰:۱۶
آخرین ارسال: Mforootaghe
  فضایل عجیب غدیر - استاد پناهیان بیداری اندیشه 0 261 ۲۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۵
آخرین ارسال: بیداری اندیشه
  فصل الخطابی بر اختلاف شیعه و سنی (مقاله ی ویژه)# علی 110 14 7,732 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۴۰
آخرین ارسال: zaviyehdid
  ایاک نعبد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(مقاله ی ویژه!)#$ علی 110 50 28,904 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۸
آخرین ارسال: zaviyehdid
  حدیثی که اساس عبودیت را بیان میکند (مقاله ویژه)!!!! علی 110 3 3,493 ۱۵/مرداد/۹۴ ۷:۲۶
آخرین ارسال: zaviyehdid
  درسهایی که در خطابه غدیر نهفته است mahdy30na 96 17,509 ۳/آبان/۹۳ ۲۳:۲۳
آخرین ارسال: mahdy30na
  تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ علی 110 30 23,555 ۲۱/مهر/۹۳ ۲۱:۳۳
آخرین ارسال: elyas3

پرش در بین بخشها:


بالا