بابا موضوع تاپيك چيه شما چي ميگيد

يادش بخير روزي اواتار من لوك خوش شانس بود ديدم باحال نيست گفتم بزارم آرتاس(ليچ كينگ)

راستي من يه بار داشتم كتاب تاريخ رو مطالعه ميكردم ديدم بدبختا اين پادشاهاي عربي نميدونم شايد ايراني ها اون موقع كتاب تاريخ رياد مي خوندن چون تا مي خواست كشور گسترش بدن ميرفتن ازسمت غرب شروع ميكردن

حالا شايدهم اصلاربطي نداشته باشه شايد هي اونا درس ميگرفت هي تاريخ دوباره تكرار ميشد

(۳۰/آذر/۹۰ ۲:۱۴)افلاطون نوشته است: [ -> ]بابا موضوع تاپيك چيه شما چي ميگيد 
يادش بخير روزي اواتار من لوك خوش شانس بود ديدم باحال نيست گفتم بزارم آرتاس(ليچ كينگ)
راستي من يه بار داشتم كتاب تاريخ رو مطالعه ميكردم ديدم بدبختا اين پادشاهاي عربي نميدونم شايد ايراني ها اون موقع كتاب تاريخ رياد مي خوندن چون تا مي خواست كشور گسترش بدن ميرفتن ازسمت غرب شروع ميكردن
حالا شايدهم اصلاربطي نداشته باشه شايد هي اونا درس ميگرفت هي تاريخ دوباره تكرار ميشد
lممنون از شرکتتون توی این مسابقه.
با عرض پوزش جواب شما هم اشتباه بود.
این تاپیک نه ربطی به آرتاس داره و آواتار، نه به عربا
نفر بعد...
البته توجه کنید من دو بار واضحا منظورمو گفتم.
خیلی باحالین خداییش.
ولي حالا واقعا سوال كجاست ؟
اخه من نمي دونم شايد چشمام ضعيف شده خواهشا يك بار ديگه سوال رو بفرماييد

اگر هم اخرش شد يه راهنمايي هم بكنيد شايد جواب تابلو بشه

(۳۰/آذر/۹۰ ۲:۲۸)افلاطون نوشته است: [ -> ]ولي حالا واقعا سوال كجاست ؟
اخه من نمي دونم شايد چشمام ضعيف شده خواهشا يك بار ديگه سوال رو بفرماييد 
اگر هم اخرش شد يه راهنمايي هم بكنيد شايد جواب تابلو بشه 
من سوالی نپرسیدم.
شما باید می پرسیدید.
که نپرسیدید.
اما من سوالی که انتظار داشتم بپرسید رو دو بار پاسخ دادم.
اگر متوجه نشدید هنوز، از خانم پردیسان خانم یا برادر/خواهر تازه مسلمان یا جناب گریفین بپرسید.
ایشالا شما هم به جواب برسی.
اينا رو كه گفتي الان از كجا پيداشون كنم
راستي من هنوز توي اين فكرم يعني چي كه از تاريخ درس نگيريد تكرار ميشه ؟
سر كاري ها مثلا اين كارو كرديد طرف ذهنش كنجكاو بشه چي نوشتيد
البته من هميشه از تاريخ درس گرفتم وهيشه هم مفيد بوده البته تا الان بكارم نيومده ولي وقتي توي گذشته يك اتفاقي ميفته مسلما اون اتفاق يك ذره تغيير ميكنه و اون وقته كه شما ميخوايد از ضد حمله استفاده كنيد طرف پاس ميده به شما و اون اونجاست كه شما همين طور ميمونيد و اون وقته يهو توپ از لاي پاتون در ميره شماگول ميخوريد
اصلا چي گفتم
راستي مگه بيداري انديشه چي كار كرده
يعني چي
منظورت رو نفميدم ؟
اگه منظورت اون قضيه هست ميبيني كه هنوز جواب نداده

با سلام
دوستان اینجا تالار
بیداری اندیشه است.
فکر می کنم خیلی داریم به بیراهه کشیده می شیم
اگه هدف ما بیداری اندیشه و مقابله با تهاجمات دشمنانه باور کنید به جای این بحثها باید حواسمونو جمع کنیم
الان یه مکتب جدید به اسم امو داره تو جامعمون غوغا می کنه
دوستان دغدغه مند خواهش می کنم به جای بحثهایی که نتیجه ای نداره بیاین فکر کنیم که چطور می تونیم با این پدیدیه و پدیده های مشابه مقابله کنیم
امروزه خیلی از جوانان جامعمون (حداقل منی که تو تهرانم به وضوح اینا رو می بینم شهرای دیگه رو نمی دونم) با مدل لباس و آرایش های امو و پینک ظاهر میشن.
و متاسفانه خیلیاشون نمی دونن که دارن به چه سمتی کشیده می شن.
و حالا ما داریم چیکار می کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچی به جای بحث کردن و پیدا کردن راه حل داریم بحث هایی رو می کنیم که هیچ نتیجه ای نداره...
دوستان خواهشا راه حل ارائه بدید تا با بحث به نتیجه برسیم
راه حل اول من:
مطالعه همه جوانب این مکاتب بالاخص امو و بررسی اون با دیدگاه هایی که اسلام میگه
یکی از پایه های اصلی که این مکتب روش استواره احساس گراییه. یعنی یه جورایی احساس رو فوق العاده مقدس می دونن. حالا کافیه بررسی کنیم که عقل تو این مکتب چه جایگاهی داره.
دوستان بحث کنید خواهش می کنم...
با سلام
در جامعه ما اکثریت این شانس را دارند که در یک محدوده بسیار بسته ای زندگی می کنند و در آن محدوده ای که از محل خودشان و از یک گروه اجتماعی خاص پیرامونشان تجاوز نمی کند، از خبرها و حوادث و جریاناتی که در بیرون می گذرد دیگر اطلاع ندارند، و اینها وجدانشان آرام است مسئولیتشان سبک است و تمام دنیا و جامعه برایشان روبراه است و اساسا برای کسیکه چنین محیطی و جامعه ای و طرز فکری دارد هیچ کاری و هیچ ناهنجاری یی پیش نیامده که او احساس مسئولیت کند.
او مشغول کار دینیش است، اطرافیانش همه متدین هستند، مراسم مذهبی هم اجرا می شود، نماز و دعا که می خوانند، روضه و روزه هم که می گیرند، همه مردم در مراسم دینی شرکت می کنند، معتقدند به آقا و به اصول دینشان و یا رسوم و سنتهای مذهبیشان یقین دارند، و بآنچه هم که وظیفه مذهبیشان می دانند عمل می کنند.
بنابراین هیچ حادثه بزرگی و خطر خطیری پیش نیامده که باید خودش را عوض کند و راهش را و سخنش را و طرز فکرش را! دین در حال از دست رفتن نیست که او باید حفظش کند! در معرض خطر نیست که او باید از خطر نگهداریش کند! بنابراین او خوشبختانه در یک آرامش مذهبی و یک مسئولیت انجام شده و یک راه کوفته و یک زندگی و زمان آرام به سر می برد و در «فضای بی باد و طوفان و دربسته و امن و خصوصی تنفس می کند و رنجی نمی برد و دلهره ای ندارد.»
کتاب پدر، مادر، ما متهمیم از دکتر شریعتی
منظورم خودم بود گفتم شما هم بخونید بد نیست شاید خواستید بیشتر همکاری کنید تو این زمینه هرچند همکاریتون تو زمینه های دیگه ستودنیه.
منتظر نظراتتون هستم.
با سلامی دوباره
قبل از پاسخ گویی به چند نقل قول یه سوال از جناب L.payam دارم و خیل سوال رو جدی می پرسم ؟؟؟
هدفتون از این بحثی که درست کردید چیه ؟؟ آیا شما می خواهید موضل امو ها رو بررسی کنید و راه کار هایی برای اون بدید یا این که می حپخواد در مورد وقایع تاریخی صحبت کنید و یا این که می خواد مکاتب یا بهتر بگم سبک های نوین رو در موردش اطلاعات بدید و راه کار هایی برای اون بدید
و حالا :
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۲:۳۴)L.payam نوشته است: [ -> ]فکر کنم مکتب درست تر باشه، نه؟
من زیاد به لغاتم دقت نکردم. ممنون از تذکرتون برادرم/خواهرم.
اول این که اسم بنده شاهینه و برای اطلاعات بیشتر به پروفایلم مراجعه کنید

پیرامون امو فکر کنم این یک سبک باشه تا یه مکتب و در مورد شیطان پرستی هم باید بکم که این موضع رو می تونیم یک فرقه به نامیم که از مکاتب فلسفی و گرایش هایی مثل اومانیسم- ماتریالیسم و ... اعتقاد دارن
پیرامون چند تعریف ساده این دو تعریف رو یادم رفت :
- گرایش : گرایش در فارسی به معنای تمایل داشت به چیزی و خواستار بودن است.
- فرقه : در واقع می توان گفت فرقه همان حزب می باشد
حالا با این توضیحات می تونیم بگیم که امو یک سبکی است که گرایش هایی به موسیقی راک داره که کلا می تونیم بگیم گرایش به عقاید شیطان پرستی دارن البته این به این معنی نیست که شیطان پرست هستند ها !! در واقع این اشخاص این رو به صورت یک سبک می دونند و اون رو به صورت مد عملیش می کنند در صورتی که دارند از یک نوع گرایشی پیروی می کنند در صورتی که خودشون هیچی نمی دانند
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۲:۳۴)تازه مسلمان نوشته است: [ -> ]
در مورد این مکتب : مکتبی که توسط پسری 17 یا 18 ساله بنا نهاده شود
به نظرم این نوجوان یک سبک رو اختراع کردند تا یک مکتب

(۲۸/آذر/۹۰ ۲۲:۳۴)افلاطون نوشته است: [ -> ]
يادش بخير روزي اواتار من لوك خوش شانس بود ديدم باحال نيست گفتم بزارم آرتاس(ليچ كينگ)![[تصویر: cool.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/file:///D:/Gryffen/New%20Folder%20%283%29/New%20Folder/thread-10791-page-3_files/cool.gif)
دوست گرامی می شه ازتون خواهش کنم بحث رو به انحراف نکشید ؟؟
اگه واقعا دنبال فانتزی هستید فروم بدم بیا اون جا این قدر در مورد لیچ کینگ و ویچ کینگ واسط حرف بزنیم که خودت خسته شی

خوب در پایان از دوست خوبم که این تاپیک رو ساخته می خوم موضوع بحث رو مشخص کنه اگه می خواهیم در مورد موعضل امو و پیرامون اون بحث کنیم که بحث رو شروع کنیم و گر نه موضوع بحث رو مشخص کنید