۱۸/بهمن/۸۹, ۲۲:۰۰
خوب بعد از افسانه ديو و دلبر امروز نوبت كنكاوش كارتون زيبا و فراموش نشدنی علاءالدين هست. (نقد كوتاه اضافه شد)
كليت داستان در مورد جوان فقيری كه عاشق پرنسی ميشه و بعد از اون با بدست آوردن چراغ جادو و با استفاده از غول اون يا همون جينی تبديل به پرنس علی پولدار ميشه و بعد از فراز و نشيب های بسيار به معشوقه خودش می رسه.
خوب بعد از افسانه ديو و دلبر امروز نوبت كنكاوش كارتون زيبا و فراموش نشدنی علاءالدين هست.
نقد كوتاه:
كليت داستان در مورد جوان فقيری كه عاشق پرنسی ميشه و بعد از اون با بدست آوردن چراغ جادو و با استفاده از غول اون يا همون جينی تبديل به پرنس علی پولدار ميشه و بعد از فراز و نشيب های بسيار به معشوقه خودش می رسه.
اما در پس اين داستان زيبا چه چيزی نهفته است؟
در سكانس ها اول يك عرب شتر سوار رو ميبينيم كه بنا به تقدير از قد كوتاهی هم برخورداره، اما آيا اين قدر كوتاه تصادفی است؟ يا در قسمتی كه جعفر(ابر شخصيت بد داستان) با دزدی خرده پا به نام كاظم به محل چراغ جادو می روند، در قسمت مذكور نيز كاظم از جعفر بنا به دلايلی كوتاه تر است، حاكم داستان ما هم از كوتاهی قد رنج میبرد! در هر سه مورد شخصيت ها دارای ساده لوحی خاصی هستند. حالا به شخصيت های قد بلند داستان توجه كنيد، اشخاصی مثل جعفر، سردسته نگهبانان قصر، مرد بازاری كه جزمن از اون سيب ميدزدد، همگی افراد خشن(در هر حالتی نشان داده شدند) به طور كلی يكی از موارد القای اين بخش نشان دادن اعراب به اشكال يا بسيار ساده لوح و احمق و يا بسيار خشن است.
در تمامی سكانس ها دو چيز كاملا مشهود است، استفاده مكرر و غليظ از رنگ قرمز و همچنين سيب. لازم بذكر نيست كه سيب جزوء ميوه های مقدس فرماسون هاست(در اين مورد میتونيد به گوگل رجوع كنيد) همچنين رنگ قرمز هم از جمله علاقه مندی های اين دسته است(مجددا به گوگل رجوع كنيد) و اگر دقت كنيد شايد يك يا دوبار سيبی به زنگ سبز ببينيد، اما سيب قرمز در اكثر صحنه ها حضور فعال دارد.
در اغلب سكانس ها كه شخص سيب حضور دارد، محيط بسيار عاطفی و همه چيز بسيار خوب است، همچنين از سيب در برخی سكانس ها به شكل كاملا مشهود برای شستشوی مغزی(مانند سكانس آخر كه جعفر جزمن و حاكم رو اسير خودش كرده) استفاده می شود.
اما يكی از مهمترين موارد القایی اين كارتون چيست؟ نشان دادن زن به عنوان يك ابزار و همين طور ساده بينی جنس مونت، برای فهم بيشتر شما با نگاه به علاء الدين يك شخص با باطن بسيار خوب و قلب رئوف را خواهيد ديد، اين مورد در سكانس های ابتدایی زمانی كه تكه نانی را دزديده كاملا مشهود است كه بعد از همه ی تعقيب و گريز ها نان مذكور را به دختر و پسری فقير میبخشد. اما در همين سكانس قسمتی را ميبينيم كه علاء الدين به خانه وارد ميشود كه سه دختر در آن به همراه مادر خود زندگی ميكند در لحظه آخر يكی از اين افراد علاء الدين را از پنجره به بيرون پرت ميكنن(نشانه ی اينكه دخترها بايد ظاهر رو مدنظر قرار دهند) حالا در زمانی كه پرنس علی وارد ماجرا می شود شما سيل عظيمی از دختران رو مشاهده می كنيد(دختران رقاص، دخترانی كه بر روی فيل او را باد می زنند، دختران نشسته بر روی طاووس بزرگ) حال در سكانسی ديگر سه دختر روی بالكن حضور دارند(همان سه دختر) اينبار به صورت ايما و اشاره به هر شكل به پرنس علی ابراز علاقه می كنند و زمانی كه جينی با جادوی خود برای چند لحظه هيبتی عظيم به پرنس علی میدهد اين آتش بيشتر زبانه میكشد و در نهايت با يك حركت علاء الدين جينی كه پشت سه دختر و به شكلی زنی قرار دارد دختران را از بالكن به بيرون پرت میكند و به بيان سادهتر فدای علاء الدين می شوند(دختران در اين سكانس با رقبت اين عمل جينی را میپذيرند و واكنشی نشان نمیدهند، گویی كه از خدايشان است).
تصوير 1 تا 3 در شروع داستان تعقيب و گريز ماموران حاكم و علاءالدين:
(مجددا آپ خواهد شد)
به طور واضح در تصوير 1 و 2 استفاده خصمانه از ارتباط چشمی رو ميبينيم.
در تصوير سوم به شكل لباس شلوار يا حالا دامن خاصشون توجه كنيد. (جداسازی رنگ ها رو ميبينيد؟)
در تصاوير 3 و 4(اتفاقات در بازار و بعد اون ميافتن): ماجرای اين قسمت از اين قراره كه جزمن به يك پسر بچه يكی از سيب های ميوه فروش رو ميده بعد ميوه فروش ميخواد دستش رو قطع كنه و علاء الدين واسطه ميشه كه اين خواهر منه و يه مقدار ديوونس و ميمون ميپرسته و...
تصوير 4: ابو ميمون علاء الدين رو ميبينيد كه علاوه بر سرقت پول و انگشتر و اشيا قيمتی چند سيب هم دزديده، يعنی سيب رو در رديف اين اشياء و اينقدر مهم و ارزشمند توصيف كرده.
تصوير5: صحبت های علاءالدين و جزمن داره به ثمر ميرسه و سيب هم در تصوير ديده ميشه.
تصوير 6: پيشنهاد جعفر در لباس مبدل به علاء الدين برای ملحق شدن به اون و پيدا كردن گنج (رنگبندی رو ببينيد)
ورود علاء الدين به محل چراغ جادو: در اين مكان به غير از چراغ نبايد به جسم ديگه دست بزنيد.
تصوير7: جواهرات نظر ابو رو جلب ميكنه اما قبل از دست زدن به اونها علاء الدين جلوشو ميگيره (رنگ قرمز)
تصوير8: سرانجام ابو طاقت نميآره و يكی از جواهرات رو بلند ميكنه (توجه به رنگ)
بعد از لمس جواهر دروازه بسته ميشود و علاءالدين، ابو و قاليچه پرنده در آنجا حبس می شوند.
تصوير9: آزاد شدن جينی توسط علاء الدين
تصاوير زير مربوط به جشنيست كه جينی بعد از آزادی خود می گيرد(تصاوير كاملا گوياست و نياز به توضيح اضافه ی نيست فقط در تصوير 11 به دست چپ علاء الدين دقت كنيد و در بقيه تصاوير حالت صورت رو مدنظر قرار بديد):
(مجددا آپ خواهد شد)
تصوير14: پايان جشن (انفجار نور بالای سر جينی و همين طور به ياقوت پايين تصوير)
![[تصویر: 6.JPG]](http://cartoons.persiangig.com/image/aladdin/6.JPG)
تصوير15: ديو و دلبر! (اين حركت در بسياری از انيميشن های شركت والت ديزنی مشاهده میشود و بيشترين توجه به ميكی موس است)
تصوير16: ورود پرنس علی به شهر (قسمت ورود پرنس علی به شهر تا تموم شدن اون به كاخ دارای بينهايت موضوع است اما به دلايلی از بحث پيرامونش خودداری ميكنيم.) حالات و استايل ها + نوع پوشش در تصوير زير بحث برانگيز است.
(مجددا آپ خواهد شد)
تصاوير17 و 18 و 19:
تصاوير 17 و 18 مربوط به قرار جزمن و علاء الدين بر روی بالكن است.
تصوير 17 زمانيست كه فوكوس دوربين روی چهره پرنس علی و تصوير بعد وقتی كه به حالت نورمال برمیگرده
![[تصویر: 9.JPG]](http://cartoons.persiangig.com/image/aladdin/9.JPG)
تصوير 19، بعد از گردش و روی پشت بام رو نشون ميده (بازهم سيب و اين دفعه به محل قرارگيریش دقت كنيد)
تصاوير زير تماما" مربوط به صحنه های آخر داستان هستند. (بررسی از نظر رنگ و باز هم وجود سيب و نحوه قرارگيری دست)
(مجددا آپ خواهد شد)
صحنه پايانی، خداحافظی جينی در حالی كه كلاه گوفی بر سر دارد:
![[تصویر: 19.JPG]](http://cartoons.persiangig.com/image/aladdin/19.JPG)
كليت داستان در مورد جوان فقيری كه عاشق پرنسی ميشه و بعد از اون با بدست آوردن چراغ جادو و با استفاده از غول اون يا همون جينی تبديل به پرنس علی پولدار ميشه و بعد از فراز و نشيب های بسيار به معشوقه خودش می رسه.
خوب بعد از افسانه ديو و دلبر امروز نوبت كنكاوش كارتون زيبا و فراموش نشدنی علاءالدين هست.
نقد كوتاه:
كليت داستان در مورد جوان فقيری كه عاشق پرنسی ميشه و بعد از اون با بدست آوردن چراغ جادو و با استفاده از غول اون يا همون جينی تبديل به پرنس علی پولدار ميشه و بعد از فراز و نشيب های بسيار به معشوقه خودش می رسه.
اما در پس اين داستان زيبا چه چيزی نهفته است؟
در سكانس ها اول يك عرب شتر سوار رو ميبينيم كه بنا به تقدير از قد كوتاهی هم برخورداره، اما آيا اين قدر كوتاه تصادفی است؟ يا در قسمتی كه جعفر(ابر شخصيت بد داستان) با دزدی خرده پا به نام كاظم به محل چراغ جادو می روند، در قسمت مذكور نيز كاظم از جعفر بنا به دلايلی كوتاه تر است، حاكم داستان ما هم از كوتاهی قد رنج میبرد! در هر سه مورد شخصيت ها دارای ساده لوحی خاصی هستند. حالا به شخصيت های قد بلند داستان توجه كنيد، اشخاصی مثل جعفر، سردسته نگهبانان قصر، مرد بازاری كه جزمن از اون سيب ميدزدد، همگی افراد خشن(در هر حالتی نشان داده شدند) به طور كلی يكی از موارد القای اين بخش نشان دادن اعراب به اشكال يا بسيار ساده لوح و احمق و يا بسيار خشن است.
در تمامی سكانس ها دو چيز كاملا مشهود است، استفاده مكرر و غليظ از رنگ قرمز و همچنين سيب. لازم بذكر نيست كه سيب جزوء ميوه های مقدس فرماسون هاست(در اين مورد میتونيد به گوگل رجوع كنيد) همچنين رنگ قرمز هم از جمله علاقه مندی های اين دسته است(مجددا به گوگل رجوع كنيد) و اگر دقت كنيد شايد يك يا دوبار سيبی به زنگ سبز ببينيد، اما سيب قرمز در اكثر صحنه ها حضور فعال دارد.
در اغلب سكانس ها كه شخص سيب حضور دارد، محيط بسيار عاطفی و همه چيز بسيار خوب است، همچنين از سيب در برخی سكانس ها به شكل كاملا مشهود برای شستشوی مغزی(مانند سكانس آخر كه جعفر جزمن و حاكم رو اسير خودش كرده) استفاده می شود.
اما يكی از مهمترين موارد القایی اين كارتون چيست؟ نشان دادن زن به عنوان يك ابزار و همين طور ساده بينی جنس مونت، برای فهم بيشتر شما با نگاه به علاء الدين يك شخص با باطن بسيار خوب و قلب رئوف را خواهيد ديد، اين مورد در سكانس های ابتدایی زمانی كه تكه نانی را دزديده كاملا مشهود است كه بعد از همه ی تعقيب و گريز ها نان مذكور را به دختر و پسری فقير میبخشد. اما در همين سكانس قسمتی را ميبينيم كه علاء الدين به خانه وارد ميشود كه سه دختر در آن به همراه مادر خود زندگی ميكند در لحظه آخر يكی از اين افراد علاء الدين را از پنجره به بيرون پرت ميكنن(نشانه ی اينكه دخترها بايد ظاهر رو مدنظر قرار دهند) حالا در زمانی كه پرنس علی وارد ماجرا می شود شما سيل عظيمی از دختران رو مشاهده می كنيد(دختران رقاص، دخترانی كه بر روی فيل او را باد می زنند، دختران نشسته بر روی طاووس بزرگ) حال در سكانسی ديگر سه دختر روی بالكن حضور دارند(همان سه دختر) اينبار به صورت ايما و اشاره به هر شكل به پرنس علی ابراز علاقه می كنند و زمانی كه جينی با جادوی خود برای چند لحظه هيبتی عظيم به پرنس علی میدهد اين آتش بيشتر زبانه میكشد و در نهايت با يك حركت علاء الدين جينی كه پشت سه دختر و به شكلی زنی قرار دارد دختران را از بالكن به بيرون پرت میكند و به بيان سادهتر فدای علاء الدين می شوند(دختران در اين سكانس با رقبت اين عمل جينی را میپذيرند و واكنشی نشان نمیدهند، گویی كه از خدايشان است).
تصوير 1 تا 3 در شروع داستان تعقيب و گريز ماموران حاكم و علاءالدين:
(مجددا آپ خواهد شد)
به طور واضح در تصوير 1 و 2 استفاده خصمانه از ارتباط چشمی رو ميبينيم.
در تصوير سوم به شكل لباس شلوار يا حالا دامن خاصشون توجه كنيد. (جداسازی رنگ ها رو ميبينيد؟)
در تصاوير 3 و 4(اتفاقات در بازار و بعد اون ميافتن): ماجرای اين قسمت از اين قراره كه جزمن به يك پسر بچه يكی از سيب های ميوه فروش رو ميده بعد ميوه فروش ميخواد دستش رو قطع كنه و علاء الدين واسطه ميشه كه اين خواهر منه و يه مقدار ديوونس و ميمون ميپرسته و...
تصوير 4: ابو ميمون علاء الدين رو ميبينيد كه علاوه بر سرقت پول و انگشتر و اشيا قيمتی چند سيب هم دزديده، يعنی سيب رو در رديف اين اشياء و اينقدر مهم و ارزشمند توصيف كرده.
تصوير5: صحبت های علاءالدين و جزمن داره به ثمر ميرسه و سيب هم در تصوير ديده ميشه.
تصوير 6: پيشنهاد جعفر در لباس مبدل به علاء الدين برای ملحق شدن به اون و پيدا كردن گنج (رنگبندی رو ببينيد)
ورود علاء الدين به محل چراغ جادو: در اين مكان به غير از چراغ نبايد به جسم ديگه دست بزنيد.
تصوير7: جواهرات نظر ابو رو جلب ميكنه اما قبل از دست زدن به اونها علاء الدين جلوشو ميگيره (رنگ قرمز)
تصوير8: سرانجام ابو طاقت نميآره و يكی از جواهرات رو بلند ميكنه (توجه به رنگ)
بعد از لمس جواهر دروازه بسته ميشود و علاءالدين، ابو و قاليچه پرنده در آنجا حبس می شوند.
تصوير9: آزاد شدن جينی توسط علاء الدين
تصاوير زير مربوط به جشنيست كه جينی بعد از آزادی خود می گيرد(تصاوير كاملا گوياست و نياز به توضيح اضافه ی نيست فقط در تصوير 11 به دست چپ علاء الدين دقت كنيد و در بقيه تصاوير حالت صورت رو مدنظر قرار بديد):
(مجددا آپ خواهد شد)
تصوير14: پايان جشن (انفجار نور بالای سر جينی و همين طور به ياقوت پايين تصوير)
تصوير15: ديو و دلبر! (اين حركت در بسياری از انيميشن های شركت والت ديزنی مشاهده میشود و بيشترين توجه به ميكی موس است)
تصوير16: ورود پرنس علی به شهر (قسمت ورود پرنس علی به شهر تا تموم شدن اون به كاخ دارای بينهايت موضوع است اما به دلايلی از بحث پيرامونش خودداری ميكنيم.) حالات و استايل ها + نوع پوشش در تصوير زير بحث برانگيز است.
(مجددا آپ خواهد شد)
تصاوير17 و 18 و 19:
تصاوير 17 و 18 مربوط به قرار جزمن و علاء الدين بر روی بالكن است.
تصوير 17 زمانيست كه فوكوس دوربين روی چهره پرنس علی و تصوير بعد وقتی كه به حالت نورمال برمیگرده
![[تصویر: c54kzdsfpe3a6e397ykn.jpg]](http://up.iranblog.com/images/c54kzdsfpe3a6e397ykn.jpg)
تصوير 19، بعد از گردش و روی پشت بام رو نشون ميده (بازهم سيب و اين دفعه به محل قرارگيریش دقت كنيد)
![[تصویر: ooxlro1sxsd70wouawwl.jpg]](http://up.iranblog.com/images/ooxlro1sxsd70wouawwl.jpg)
تصاوير زير تماما" مربوط به صحنه های آخر داستان هستند. (بررسی از نظر رنگ و باز هم وجود سيب و نحوه قرارگيری دست)
(مجددا آپ خواهد شد)
صحنه پايانی، خداحافظی جينی در حالی كه كلاه گوفی بر سر دارد:

![[تصویر: 96625147031555642037.jpg]](http://img4up.com/up2/96625147031555642037.jpg)
![[تصویر: 07796200572451646776.jpg]](http://img4up.com/up2/07796200572451646776.jpg)
![[تصویر: 46770902739737910052.jpg]](http://img4up.com/up2/46770902739737910052.jpg)
![[تصویر: 40690372548469698362.jpg]](http://img4up.com/up2/40690372548469698362.jpg)
![[تصویر: 98065925009174278136.jpg]](http://img4up.com/up2/98065925009174278136.jpg)
![[تصویر: 71093684466489166131.jpg]](http://img4up.com/up2/71093684466489166131.jpg)
![[تصویر: 88094285097431719488.jpg]](http://img4up.com/up2/88094285097431719488.jpg)
![[تصویر: 27791365704815055007.jpg]](http://img4up.com/up2/27791365704815055007.jpg)
![[تصویر: 49108624103856647443.jpg]](http://img4up.com/up2/49108624103856647443.jpg)
![[تصویر: 60137991651333630795.jpg]](http://img4up.com/up2/60137991651333630795.jpg)
![[تصویر: 98641483275904158998.jpg]](http://img4up.com/up2/98641483275904158998.jpg)
![[تصویر: 64410127619462759146.jpg]](http://img4up.com/up2/64410127619462759146.jpg)
![[تصویر: 51304889045825979461.jpg]](http://img4up.com/up2/51304889045825979461.jpg)