تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شناخت گناهان (برگرفته از کتابهای گناهان کبیره و قلب سلیم)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
12- خشم و غضب

پیامبر صلی الله علیه وآله: «جهنّم را درى است كه فقط كسانى كه خشم خود را به معصيت خدا فرو نشانده باشند در آن داخل مى‌شوند.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «هيچ بنده اى، جرعه اى نياشاميد كه اجر آن بيشتر باشد از جرعه غيظى كه براى خداى تعالى فرو برده است.»

امام صادق علیه السلام: « هر كه خشمي را فرو خورد كه اگر بخواهد مي‌تواند آن را به كار بندد (و از طرف خود انتقام گيرد) خداوند در روز قيامت، دلش را از خشنودي خود پر مي‌سازد.»

امام علی علیه السلام: « از خشم بپرهيزيد كه آغازش جنون و پايانش پشيمانى است

امام علی علیه السلام: « غضب آتشى است مشتعل، كسيكه خشم خود را فرو نشاند، آن آتش را خاموش كرده است و آنكس كه غضب را به حال خودش آزاد گذارد، خود اوّلين كسى است كه در شعله هاى آن خواهد سوخت.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: « هرگاه يكى از شما خشمگين شد، با آب سرد وضو بگيريد، زيرا خشم از آتش است.»

امام صادق علیه السلام: «حلم در 5 محل به کار میرود:

1- کسی که عزت و بزرگی داشته و هم اکنون خوار و کوچک شده است.
2- کسی که راست میگوید و متهم به دروغ شده است.
3- کسی که دعوت به حق کند و مردم او را اهانت کنند.
4- کسی که بی گناه آزارش کنند.
5- آنکه مطالبه حق کند و در آن مخالفت شود.»


13- قطع رحم

امام باقر علیه السلام: « صله رحم اعمال را پاكيزه، اموال را بسيار، بلا را دفع، حساب (قيامت) را آسان میكند و مرگ را به تأخير مى‌اندازد.»

امام علی علیه السلام: «با ارحام خود ارتباط داشته باشید گر چه به سلامى باشد، زیرا خدای تبارک و تعالى میفرماید:

«... بترسید از خدا زیرا بازپرسى میشوید از او و از ارحام ...» (النساء، آیه 1)».

کمترین مراتب صله رحم، سلام کردن است و کمتر از آن پیغام سلام برایش فرستادن و در نبودنش، برایش دعا کردن است.

قطع رحم مسلمان و کافر ندارد. در عین حال صله رحم کافر، با بغض کافر منافاتی ندارد. صله و قطع رحم عرفی است که طوری که جامعه بگوید قطع رحم کرده. همین طور ارحام دور و نزدیک داریم که صله آنها مختلف است و لزومی ندارد همگی در یک مرتبه باشند.


14- خیانت در امانت:

امانت را باید برگرداند حتی به دشمنان.

از امانات مهم: امانت خدا که بندگی و اطاعت اوست. امانت پیامبر که قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام است و امانت مردم، که حکم امانت شرعی را دارد و تا یکسال فرد وظیفه دارد به دنبال صاحبش بگردد و بعد از یکسال از طرف صاحبش صدقه دهد.

راز دیگران را نباید فاش کرد که مصداق خیانت در امانت است.

ادامه دارد ان شاءالله...

15- حب دنیا

حب دنیا ریشه بسیاری از گناهان دیگر است. اما دوست داشتن دنیا از این جهت که فرصتی است برای جمع آوری تقوی و اعمال صالح، مورد تاکید روایات ماست.

امام علی علیه السلام: «هر که به دیده عبرت به دنیا نگریست، بینایش کرد. پس دنیا را به فنا شناخته و دل از آن بریده و آخرت را به بقا دانسته و دل به آن بسته است و دنیایش را وسیله آخرتش قرار داده است. و هر که به دیده استقلالی و خریداری به دنیا نگریست، کورش خواهد کرد. یعنی فنا و عیبهای دنیا را نخواهد دید. پس به آن دل بسته و از سرای باقی غافل گشته. چنین شخصی از بصیرت که دیدن حقیقت است، محروم خواهد بود.»

باید که دین خدا را نیز دوست داشت طوریکه به زیان و ضرر دیدن در زندگی دنیوی اش راضی تر باشد تا زیان رسیدن به اعتقادات و دینداری اش.

20 خصلت دوستی اهل بیت از زبان پیامبر که 10 مورد آن در دنیا و 10 مورد آن در آخرت است.

10 خصلت دنیوی محبین اهل بیت سلام الله علیهم:

1- زهد (بیرغبتی و دل نبستن به دنیا) 2- حرص بر کار شایسته 3- پرهیز از گناه 4- شوق به عبادت 5- توبه پیش از مرگ 6- شوق در شب زندهداری 7- ناامیدی از آنچه نزد مردم است 8- مواظبت در اطاعت امر خدا و پرهیز از نهی او 9- دشمن داشتن دنیا 10- سخاوت

10 خصلت اخروی محبین اهل بیت سلام الله علیهم:

1- نامه عملش بررسی نمیشود 2- اعمالش سنجیده نمیشود 3- نامه عملش را به دست راستش دهند 4- برات آزادی از دوزخ برایش نوشته میشود 5- صورتش سفید است 6- از لباسهای بهشتی پوشانیده میشود 7- صد نفر از بستگان خود را شفاعت میکند 8- خداوند به او نظر رحمت میفرماید 9- تاج بهشتی بر سرش گذارند 10- بی‌حساب به بهشت میرود.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: «در روز قیامت گروه هایی فرود می آیند که برایشان کردارهای شایسته ای است که در پر وزنی مانند کوه‌های مکه است. پس امر میشود آنها را به دوزخ برند. اینها نماز گذارند و روزه می گرفتند و پاره ای از شب تا نصف آن را عبادت می‌کردند لکن هرگاه چیزی از دنیا برایشان نمودار میشد (حرامی برایشان پیش میآمد) خود را به روی آن می انداختند (از آن صرفنظر نمیکردند و آخرت را فدای دنیا نموده عین گربه ای که اگرچه از آب بیزار است اما با دیدن ماهی در آب، خود را به آب میاندازد)».

«جز این نیست که خداوند تنها از متقین میپذیرد» مائده 27

امام سجاد علیه السلام: «نخست چیزی که به وسیله آن خداوند نافرمانی شد، کبر بوده و آن گناه ابلیس است. سپس حرص و آن گناه آدم و حواست. سپس حسد بوده و آن گناه قابیل است و از شعبه های حب دنیا، زن دوستی، ریاست خواهی، راحت طلبی، حب سخنوری و برتری و ثروت است و ریشه های همه آنها، حب دنیا است.»

تنها نجات یافتگان از حب دنیا کسانی هستند که حب ضعیفی به دنیا و حب قوی به آخرت دارند. نشانه چنین ایمانی آن است که اگر زیانی به دنیایش رسد، تا اندازه ای ناراحت میشود و اگر به آخرتش زیان رسد مثل اینکه گناهی از او سر زند یا از کار خیری محروم شود، چندین برابر پریشان حال و ناراحت و گریان خواهد شد و تا توبه نکرده و جبران آنچه از او فوت شده ننماید، آرام و قرار نمیگیرد.

اما در هر حال این مرتبه ضعیف حب دنیا، منافی با کمال ایمان و مانع ترقی والای انسانی است.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «در شب معراج خداوند فرمود یا احمد، اگر بنده ای نماز و روزه اهل آسمان و زمین را داشته باشد و شکمش را از طعام خالی و لباس عبادت پوشیده باشد، سپس ببینم که در دل او، ذره ای از دوستی دنیا یا خوشنامی یا ریاست طلبی یا شهرت خواهی یا زینت دنیا است، او را به بهشت جای نمیدهم و دوستی خودم را از دلش جدا کنم و دلش را تاریک سازم تا فراموشم کند و شیرینی دوستی خودم را به او نمی چشانم.»

امام صادق علیه السلام: «به خدا سوگند! دوست نداشته است خدا را کسی که دنیا را دوست داشته است.»

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: «آرزو نکند یکی از شما مرگ را به سبب سختی و فشار زندگی که به او رسیده (جزع و ناخشنودی از قضای الهی) لکن بگوید خدایا زنده ام دار مادامیکه زندگی، خیر من باشد و بمیرانم زمانیکه مرگ من، خیر من باشد

امام صادق علیه السلام: «هر که بیشتر آلوده به دنیا است، هنگام جدا شدن از آن افسوسش بیشتر و سختتر است (مرگ سختتری دارد.)»

جهان آن به که دانا تلخ گیرد
که شیرین زندگانی، سخت میرد

امام صادق علیه السلام: «جز این نیست که مردم در قیامت بر نیت هایشان محشور میشوند.»

چنانچه فردی عزم گناهی کند ولی شرایط انجام گناه برایش فراهم نشود، به خاطر همان عزم مورد بازخواست قرار میگیرد مثل اینکه قصد خوردن شراب کند اما بفهمد در ظرف آب بوده و نه شراب.

امام صادق علیه السلام: «همانا دوزخیان در دوزخ جاویدند برای آنکه نیت دارند در دنیا که اگر جاوید بمانند در آن، همیشه نافرمانی خدا کنند و بهشتیان هم به طور مشابه. پس دوزخیان و بهشتیان به وسیله نیتهایشان جاوید بمانند.»

امام علی علیه السلام (نقل به مضمون): «هر که راضی شود به کار گروهی از افراد، مانند این است که در آن کار، با آنها شریک باشد. کسی که به گناه دیگری راضی باشد، به خاطر رضایتش بر گناه، مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت.»

پس خشنودی به گناه خود و دیگران حرام است و عزم بر گناه که پس از رضایت است نیز حرام و گناه است اما میل به گناه، به صورت خاطره نفسانی است و با عزم بر گناه متفاوت است که میل بر گناه، مؤاخذه ندارد.

گناه مراحلی دارد: خطور، میل، اعتقاد، عزم که عزم همیشه اختیاری است. اگر عزم گناه شد مثلا عزم کرد بر خوردن شراب، مادامیکه برای کسب و بدست آوردن شراب حرکتی نکرده، مورد عفو است اما اگر حرکت کرد و برداشت ولو اینکه بفهمد آب بوده باز مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت.

ادامه دارد ان شاءالله...

16- سوء ظن

تا یقین کامل پیدا نشده نباید سوء ظن داشت حتی اگر فردی دهانش بوی شراب بدهد، بسا که به گمان اینکه آب بوده، خورده یا فراموش کرده نخورد یا به زور به او خورانده شده یا ....

کسی که از دیگری توقع و انتظاری دارد، هر گاه خلاف میل خود از او ببیند ممکن است به او بدبین شده و دچار گناه سوء ظن شود مثلا توقع احسان و احترامی از کسی داشت و ندید یا کمتر از حد انتظارش بود. پس آن را حمل بر بخل و غرض شیطانی کند. چنین فردی گناه و معصیت کرده که حمل بر حسن ظن نکرده است.

سوء ظن نسبت به خداوند مراتبی دارد از کفر تا گناه کبیره. در مصائب و سختیهای دنیا، از دست دادن نعمتها، استجابت دعا و ... در همه اینها بایستی به خداوند حسن ظن داشت.

هر گفتار و کردار مسلمانی که بتوان آن را بر صحت و خوبی حمل کرد، اگر بر بدی و نادرستی حمل کرد و بدان معتقد شد، فعل حرام انجام داده است. البته به صورت خطورات قلبی و وساوس، مورد مؤاخذه نیست اما اگر در دل بماند گناه است. لا تقف ما لیس لک به علم.

«چرا آنگاه که مسلمانان، آن سخن دروغ را شنیدند، مردان و زنان با ایمان به خودشان گمان نیک نبردند و چرا نگفتند این سخن، دروغی آشکار است» ( نور 12)
امام باقر علیه السلام: «نزدیکترین وضع بنده به حالت کفر این است که با کسی برادر دینی باشد و لغزشها و خطاهای او را بشمارد تا روزی او را به آنها، سرزنش و سرکوب نماید.»

امیر المومنین علیه السلام: «بدانید ای بندگان خدا، بنده مومن در شبانگاه داخل نمیشود و در صبح در نمی آید مگر که نفسش نزد او متهم است به جنایت و تقصیر در طاعت. پس همیشه آن مومن، بر نفس خود عیب کننده است. خوشا به حال کسی که مشغول ساخت او را عیب خودش از عیوب مردمان

امام علی علیه السلام: «به راستی بدی گمان و سوء ظن، عبادت را فاسد میکند و گناه را بزرگ میگرداند.»

علت این است که چون به خلق بدبین است، پس به خود خوش بین است. پس عبادتش با عُجب همراه است که عملش تباه خواهد بود.

فرد باید اینقدر نفس را در موارد مختلف عادت به حسن ظن بدهد تا خوش گمانی به تدریج عادتش بشود.


17- مال حرام

کسب روزی حلال کن که «فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب». در کسب روزی حلال، بایستی نهایت رعایت و دقت شود.

مصادیق مال حرام:

  • انواع استفاده های شخصی از بیت ‏المال.
  • کم فروشی و فریب در معامله، اینکه عیب جنس معیوب گفته نشود.
  • مصرف وامهای بانکها غیر از موارد کاربرد آنها.
  • ندادن خمس و زکات مال
  • رشوه دادن و گرفتن.
  • ربا در معاملات.
  • دزدی، خوردن مال یتیم، کسب مال به واسطه ظلم کردن و دروغ گفتن و پارتی بازی و ...

در طعام و متاع دیگران اگر ظاهری به صلاح دارند نبایستی تجسس شود و بنا بر حلال بودن کسب آنها باید گذاشت.

در کاسبان حرام بایستی از آنها دوری کرد مگر اینکه از ارحام باشند که در آن صورت بایستی در صورت امکان نصیحت نمود. اگر نصیحت سودی نداد، بایستی معاشرت را کم کرد تا آنجا که خویشاوندی بریده نشود و در ملاقاتها و مهمانی هایشان، بایستی تا آنجا که به نگرانی نکشد کم خورد و چون فرد از میوه ها و خوراکیها در خانه چنین فردی بخورد چنانچه مال و روزی میزبان حرام باشد، بایستی به قیمت آن، رد مظالم داد و چنانچه آن فرد از دادن خمس پرهیز دارد، بایستی خمس متاع مصرفی را پرداخت و از نماز خواندن در خانه و ملک ایشان بایستی صرفنظر نمود.
(برگرفته از کتاب تخلی استاد کریم محمود حقیقی)

ادامه دارد ان شاءالله...

18- اصرار بر گناه (کبیره یا صغیره)

اصرار به این معناست که فرد مرتکب گناه بشود و پشیمان نشود و استغفار نطلبد و عزم بر ترک آن نداشته باشد.

چنانچه فرد، گناه صغیره خود را کوچک شمارد، یا از انجام آن خوشحال و راضی باشد به جای اینکه پشیمان باشد، یا گناه را آشکار انجام دهد، یا برای دیگران نقل کند (مگر برای درمان)، یا گناه صغیره را در حالی انجام دهد که الگوی دیگران است، مصداق کبیره است.

امام صادق علیه السلام: «کسی که قصد گناه کرد نباید آن را به جای آورد. به درستی که گاهی بنده گناهی میکند، پس پروردگار عالم می فرماید: «به عزت و جلالم سوگند تو را بعد از این هرگز نخواهم آمرزید»».
چون هر گناهی ممکن است مصداق روایت فوق باشد، باید از اقدام هر گناهی، ترسناک بود. گناهی که آمرزیده نخواهد شد، آن است که مرتکب، آن را کوچک شمارد، مثلا بگوید، من که کاری نکردم، دیگران را ببین چه کارها می کنند.

هر گناهی که از انسان سر می زند هر چند صغیره باشد، به همان اندازه نور فطرتش را می پوشاند و بین او و شناخت خدایش فاصله می‌اندازد. وقتی نگاه ناروا، تیر زهرآلودی است از تیرهای شیطان، گناهان بزرگتر و بالاتر با دل و روان آدم چه کار میکند؟

نتیجه کوچک شمردن گناه این میشود که انسان از انتقام پنهانی و ناگهانی و قهر خفی خدا، ایمن و راحت نشیند و در دل از اینکه به واسطه گناه، دچار عذاب گردد، ترسی نداشته باشد. هر چه گناهکار ترس بیشتری داشته باشد، به مغفرت نزدیکتر و هر چه بیباکتر باشد، دورتر از رحمت خداست.


19- پیمان شکنی و نقض عهد

نقض عهد و پیمان، چه با خدا و چه با مردم گناه کبیره است. وفای به عهد حتی با مشرکین هم واجب است.

امام على عليه ‏السلام: « به خدا يقين ندارد كسیکه عهد و پيمان خود را رعايت نكند.»


20- اسراف

امیرالمومنین علی علیه السلام: «برای اسراف کننده سه نشانه است: یکی آنکه میخورد آنچه را که سزاوارش نیست و میپوشد آنچه را که سزاوارش نیست و در حال و شأن او نیست و میخرد آنچه سزاوارش نیست

امام صادق علیه السلام: «لباسی را که برای حفظ آبرو و پوشیدن در انظار خلق تهیه کرده اید، اگر آن را در موقع کار کردن یا جاییکه مناسب پوشیدن آن نیست، مصرف کنید اسراف است.»

اسرافی که همیشه حرام است:

  • ضایع کردن مال و بی فایده کردن آن هر چند کم باشد. مانند نگه داشتن خوراکی و به دیگری ندادن تا ضایع شود. مانند روشن کردن چراغ در روشنایی روز و دادن مالی به صغیر و سفیهی که قدر آن را نمیداند و آن را تلف میکند. یا دور ریختن اضافه میوه و طعام و نان.
  • صرف مال در آنچه به بدن ضرر میرساند از خوردنی و آشامیدنی و ... البته اگر برای بدن نافع و صلاح است، مصداق اسراف نیست و اسراف، در چیزی است که مضر باشد.
در انفاق کردن، اسراف نیست مادامیکه حق فرزند و اولاد رعایت شود.

21- کمک به ستمگر و یاری نکردن مظلوم

«و میل نکنید به سوی کسانیکه ستم نمودند...» هود 115

و میل نکردن یعنی اختلاط نکردن و اظهار محبت نکردن و طمع نداشتن در هدایا و فرمان برداری نکردن و ...

اقسام ستمگران، کسانی هستند که از حدود خدا و عقل و شرع تجاوز کنند و یا تجاوز میکنند از حقوق و حدود خدا مثل مشرک شدن و کافر شدن به دین و قرآن یا تجاوز میکنند از حقوق مردم مثل دروغ و غیبت و ... در موارد بالا حتی اگر قلمی به ظالم داده شود تا ظلمی انجام دهد، این کمک به ظلم، گناه کبیره است.

از ستمگر نباید منصب و مقامی پذیرفت هر چند در آن منصب جهت ظلمی نباشد. البته چنانچه اضطرار و تهدید جانی و مالی بزرگ وجود داشته باشد، مشکلی وجود ندارد. البته اگر میداند به واسطه گرفتن منصب میتواند دفع مفسده بزرگ از دین کند، واجب است پذیرفتن آن منصب.

سعی شود ستمگر را از ستمش منصرف کنیم. تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان...

امام باقر علیه السلام: «کسی که نزد او عیب برادر مومنش ذکر شود، پس او را یاری نکند، و از عیب او دفاع نکند در حالیکه میتواند، خداوند او را در دنیا و آخرت رسوا میفرماید».

حتی اگر مظلوم حیوان و یا حتی اگر کافر غیر حربی باشد، کمک کردن واجب است.

ادامه دارد ان شاءالله...

22- گله و شکایت از خداوند (نداشتن رضا به قضای الهی)

امام صادق علیه السلام: «من در شگفتم از مرد مسلمان. خداوند چیزی برای او مقدر نکند جز اینکه خیر اوست و اگر با مقراض او را ببرند و ریز ریز کنند، خیر اوست و اگر مشارق و مغارب را هم مالک شود، باز خیر اوست.»

یکــی درد و یکــی درمـان پســـندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از هجران و وصل و درد و درمان
پسندم آنچه را جــــــانان پسـندد

از امام صادق علیه السلام پرسیدند صبر جمیل چیست. فرموند: «صبری که در آن گِلِه و شکایت نزد مردم نباشد

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم نخور

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «خداوند فرمود: چون مصیبتی به بنده خودم دادم و او با صبر از آن استقبال کرد، فردای قیامت حیا میکنم اعمال او را در ترازو نهم و دیوان اعمالش گشایم.»

در اخبار داود عليه السلام آمده است كه خداوند متعال به داود عليه السلام فرمود: «اى داود چه می‏شود دوستان مرا كه در گرفتاری‏هاى دنيا اندوهگين می ‏شوند؟ زيرا غم و اندوه براى دنيا، شيرينى مناجات مرا از قلوب بندگان بيرون می ‏برد. اى داود، محبت من از آن كسانى است كه روحانى شوند و غم و اندوه متاع دنيوى را نخورند.»

خداوند به حضرت موسى‏ عليه السلام میفرماید: «... پس كسى كه در برابر مقدرات الهى تسليم باشد و اعتراض و چون و چرا نكند، محبوب خدا است و كسى كه تسليم مقدرات الهى نباشد و به قضاء و قدر الهى اعتراض و چون و چرا كند مغبوض خداست.»

خداوند متعال فرمود: «من خدایى هستم كه جز من خدایى نيست. كسى كه بر بلای من صبر نكند و به قضا و قدر من راضى نمی ‏شود، پس بايد خدایى غير از من اتخاذ كند.»


23- نگاه به نامحرم و تصاویر و فیلمهای برهنگی

امام باقر علیه السلام: «هر چشمی در روز رستاخیز گریان است جز سه چشم: چشمی که در راه خدا بیداری کشیده، چشمی که از ترس خدا اشک ریخته، و چشمی که از آنچه خدایش حرام کرده فرو خفته

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است. هر کس آن را از خوف خدا ترک کند، خداوند حلاوت ایمان را به او می چشاند


24- شرکت در مجلس معصیت

«و ذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاه الدنیا ...» انعام، 70

«و كسانى را كه دين خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنيا آنان را فريفته است رها كن...»
از مجلس معصیت حذر کن و در هر دعوت و مجالست، اول رضای خدا را بطلب بعد رضایت مخلوق. در مجالست ها برای خوشامد مردم سخن مگوی که بیشتر مردم سخن حق را خوش ندارند و ناحق می پسندند.

از مجلس معصیت حذر کن و در هر دعوت و مجالست، اول رضای خدا را بطلب بعد رضایت مخلوق. در مجالست ها برای خوشامد مردم سخن مگوی که بیشتر مردم سخن حق را خوش ندارند و ناحق می پسندند.

امام صادق علیه السلام: «سزاوار نیست برای مومن که در مجلسی نشیند که معصیت خدا میشود و او هم نمیتواند تغییری در آن بدهد.»

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: «همنشین خوب از تنهایی بهتر است و تنهایی، از همنشین بد بهتر است.»


25- آرزوهای طولانی

امام علی علیه السلام
: «ترسناکترین چیزی که بر شما میترسم دو چیز است، یکی هواپرستی و دیگر درازی آرزو. اما پیروی از هوای نفس، پس باز میدارد از پیروی حق. و اما آرزوی دراز، پس انسان را از آخرت به فراموشی می اندازد.»

در کودکی به بازی نازی، در جوانی به هوس پردازی و سپس کهولت به زن و فرزند بازی، حال خواهی که علائقی دیگر با نوه ها آغازی، اگر مرگ امروز در رسید با آن چه سازی؟


26- ترک یکی از واجبات یا کوتاهی در انجام آن

مصداق آیه «تومنون ببعض و تکفرون ببعض...» بقره 84

واجبات: نماز، روزه، حج، زکات، خمس، امر به معروف، نهی از منکر، تولی و تبری (حب و بغض)

چنانچه نماز را اهمیت ندهد و در انجام آن کوتاهی کند و به عمد و بدون عذر موجه، آن را در اول وقت به جای نیاورد، اگر در پرداخت خمس و زکات کوتاهی کند، اگر در داشتن حب نسبت به مومنین و دوستداران اهل بیت و دشمنی و بغض نسبت به دشمنان خدا و اهل بیت کوتاهی کند و در انجام امر به معروف و نهی از منکر با شرایط خاص آنها کوتاهی کند، مصداق این گناه است.

همینطور رعایت نکردن حق الناس و حق الله و سهل انگاری نسبت به واجبات و محرمات که در رساله های مراجع شیعه آمده است.


تا اینجا پایانی بود بر گناهان قلبی و بدنی. از این به بعد می پردازیم به گناهان زبانی.

ادامه دارد ان شاءالله...

و اما گناهان زبان:

27- دروغ:


امام باقر علیه السلام: «از دروغ بپرهیز، چه کوچک و چه بزرگ، جدی باشد یا شوخی

دروغ بر خدا و پیغمبر این است که در ترجمه و تفسیر به رأی خود اشتباه کند و چیزی را به آیات قرآن و احادیث نسبت دهد که غلط باشد. بنابراین کسانی که میخواهند وعظ کنند باید مراقب باشند که فقط آیات واضح را ترجمه یا بیان کنند.

امیرالمومنین علیه السلام: «نقل نکن برای مردم هر چه را که شنیدی که همین (بی مبالاتی در نقل)، کافی است برای دروغگویی.»

امام سجاد علیه السلام: «از هر نوع دروغ بپرهیزید، کوچک یا بزرگ، هزل(شوخی) یا جد.»

اگر به شما تعارف خوراکی شد و میل داشتید، اما بگویید میل ندارم، قطعا دروغ گفته اید. همچنین از تعارفهای دروغ بایستی پرهیز کرد. مثل اینکه بگویید بفرمایید منزل ما در حالی که در دل نمی خواهید که او وارد خانه شما شود.

توریه، گفتن سخنی است که دارای دو معنی راست و دروغ است که گوینده معنی راست را در نظر دارد، اما شنونده معنی دروغ را برداشت میکند. توریه زمانی بهتر است استفاده شود که دفع ضرر و مفسده کند. مثلا اگر گناهی از شما سر زده و کسی از شما بپرسد، آیا چنین گناهی مرتکب شدهاید، در جواب بگویید، استغفرالله یا پناه میبرم بر خدا اگر چنین گناهی کنم، یا این که سخن ناروایی در حق کسی گفته اید و میخواهید با انکار آن، رفع ملال و کدورت نمایید، می گویید احترام و شخصیت شما بیشتر از آن است که چنین سخنی در حق شما گفته شود.

جاهایی که دروغ جایز است:

- هر گاه ضرر جانی، مالی، آبرویی متوجه خود یا برادر مسلمانی باشد و با دروغ گفتن دفع آن ضرر بشود، دروغ جایز است، حتی اگر لازم شود، فرد قسم بخورد مانعی ندارد.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله: «قسم دروغ به خداوند یاد کن و جان برادر مسلمانت را نجات بده».

امام صادق علیه السلام: «قسم دروغی که کفاره ندارد بلکه برای صاحبش اجر و ثواب ثبت میشود، قسمی است که برای خلاصی جان یا مال مسلمانی از شر ظالمان مانند دزد و ... یاد شود».

البته بهتر است مال آنقدر زیاد و قابل توجه باشد که ارزش قسم دروغ را داشته باشد. در چنین مواردی اگر فرد بتواند بهتر است با توریه، قضیه را اصلاح نماید نه با دروغ.

- اصلاح ذات البین: برای رفع نزاع بین برادران مسلمان یا زن و شوهر، میتوان دروغی گفت که منجر به اصلاح و دوستی بین آنها شود. اگر کسی پیغام تندی به شما داد تا به دیگری برسانید، اگر برای آزرده نشدن گیرنده پیغام و اصلاح بین آنها، خلاف آنچه که پیغام بوده بگویی، مورد پسند خداوند بوده و دروغ نیست. بنابراین، دروغی که منجر به اصلاح شود، مستحب و گاها واجب میشود.

حضرت علی علیه السلام: «بترسید و بپرهیزید از دروغ گفتن در مقام خوف و رجا زیرا هر کس امید به ثواب الهی دارد، لازمه‌اش سعی در اعمال صالحه است و کسی که خوف از خدا دارد، لازمه اش ترک گناه است و چنانکه اینها در شما نباشد، دروغگو خواهید بود». همینطور در مورد صبر و رضا و شکر و تواضع و ...

گفت و حال باید یکی باشد. در اذکار و تکبیره الاحرام نماز و ذکر «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و یا در دعا و مناجات مثلا «رضیت بالله ربا و ...» و فرازهای دعایی چون «اذا رایت مولای ذنوبی فزعت و اذا رایت کرمک طمعت» و یا دروغ با امام معصوم مثلا در فرازهایی چون «آخذ بقولکم، آمر بامرکم، مطیع لکم، » و ... همه اینها مصداق دروغ هایی است بر خدا و پیامبر و معصومین. البته اینها به معنای یأس و نخواندن ادعیه و .... نیست بلکه تذکری است به مومنین که به دنبال تزکیه نفس بوده و نسبت به گناهان بی تفاوت نباشند. ایمان مومنین مراتب دارد...

اگر از فردی بخواهند گواه باشد بر انجام کار و معامله ای، واجب است بپذیرد. هرگاه بدون درخواست طرفین، شاهد و گواه چیزی بود یا چیزی شنید بدون اینکه او را گواه گرفته باشند، چنانچه گواهی دادنش، دفع ضرر از مسلمانی کند یا مسلمانی به حقش برسد، گواهی آنچه میداند واجب است در غیر این صورت، مختار است گواهی دهد یا ندهد.

در مواردی که صاحب حق بخواهد بر "مشهود علیه" ظلم کند، و بر خلاف دستور خدا و پیامبر عمل کند، بهتر است و حتی واجب است کتمان حقیقت کنید و گواهی ندهید. البته چنانچه برادر مسلمان مستحق ضرر باشد باید گواهی داد اما اگر مستحق آن ضرر نبود، باید کتمان کرد.

ادامه دارد ان شاءالله...

28- غیبت

غیبت ممکن است با زبان یا مکاتبه و حتی کنایه و اشاره باشد.

پیامبر صلی الله علیه وآله: «دوری کنید از غیبت که از زنا بدتر است، چون اگر زناکار توبه کند، خداوند آن را می آمرزد، اما غیبت کننده را خدا نمی آمرزد تا غیبت شونده از او بگذرد. پس بکوش تا میتوانی غیبت را رد کنی و از آبروی مسلمان دفاع کنی

پیامبر صلی الله علیه وآله: «خوشا به حال آن مسلمان که عیب خودش، او را از عیب مردم باز دارد.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «هر که زبان از غیبت مردم باز دارد، خداوند از لغزش روز قیامتش باز دارد و از گناهش درگذرد.»

امام علی علیه السلام: « منفورترین مخلوقات نزد خدا، غیبت کننده است.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: « ترک غیبت، از ده هزار رکعت نماز مستحبی پیش خدا محبوبتر است.»

فرقی در حکم غیبت نیست که به زبان باشد یا اشاره یا کنایه. مثلا موقع یاد از شخص غایبی بگوید خدا را شکر که ما دچار حب ریاست و ... نیستیم. بعضیها حتی ابتدا تعریف میکنند، مثلا میگویند فلانی خیلی خوب است ولی حیف که فلان جور است و گاهی اظهار غم و غصه که چقدر دلم سوخت فلانی چنین کاری کرد یا چنین اخلاقی دارد.

اگر بگویید یکی از پسران فلانی چنین کاری کرده، با وجودیکه به شخص خاصی اشاره نشده، باز حرام است چون اگر بشنوند همه ناراحت میشوند.

اینکه بگویی بعضی از شیرازی ها چنین و چنانند، جایز است، اما اگر بگویی شیرازی ها چنین هستند، جایز نیست. بهتر است اکثر شیرازی ها هم گفته نشود.


29- تهمت

گفتن یا نسبت دادن چیزی یا عیبی به دیگری در حالیکه اطمینان نیست آن چیز یا عیب در وی باشد. کسانیکه میشنوند، وظیفه دارند انکار کنند. تهمت یا بهتان، به کافر هم حرام است.

دیدن مرد و زنی با هم و ظن بردن به بدکاره بودن آنها، «سوء ظن» است و اگر جایی گفته شود «تهمت» است که از «غیبت» بدتر است چه اینکه غیبت واقعیت دارد اما تهمت نه.


30- ریختن آبروی مومن

امـام صادق عليه السلام: «هر كه بر ضرر مؤمن داستانى بگويد و قصدش عيب او و ريختن آبرويش باشد كه از چشم مردم بيفتد، خداوند او را از دوستى خود، به دوستى شيطان براند و شيطان هم او را نپذيرد.»

ریختن آبرو میتواند به اشکال مختلف باشد مثل تمسخر، دشنام، طعنه، خوار کردن، اهانت، سرزنش، هجو، اذیت، تهمت و غیبت و ...


31- نفاق و دو زبانی
اینکه به مزاج مردم سخن بگویی. با فاسق از فسق و با زاهد از زهد بگویی.


32- سرزنش کردن

نصیحت و اندرز گویند تا مسلمان به دام نیافتد اما چون افتاد از سرزنش چه سود؟ اینجا جای دستگیری و دلداری است نه شماتت و سرزنش.

امام صادق علیه السلام: «هر که مومنی را سرزنش کند، خدا در دنیا و آخرت او را ملامت و سرزنش خواهد نمود.»


33- نمیمه و سخن چینی

از گناهانی که کبیره بودنش، به واسطه وعده عذاب در قرآن و اخبار مسلم شده، سخن چینی (نمیمه) است.

«وَ یقطَعونَ ما أمرَ اللهُ بهِ أن یوصلَ و یفسدونَ فی الارضِ أولئکَ لهُم اللعنهُ و لهُم سوءُ الدارِ» رعد 25

«و کسانیکه پيوندهائي را كه خدا دستور برقراري آن را داده قطع مي‏كنند و در روي زمين فساد مينمايند، لعنت براي آنهاست و بدي سراي آخرت».
و روشن است که نمّام معنی سخن چین، و کسی که حرفی را از یک نفر درباره کسی شنیده و برای آنکس نقل میکند، قطع کرده آنچه خدا امر به وصل آن فرموده و در زمین فساد کرده، زیرا عوض این که بین مؤمنین ایجاد محبت و الفت نماید و اتحادشان را محکم سازد، نفرت و تفرقه و دشمنی ایجاد کرده است پس برای او است لعنت خداوند و عذاب آخرت.

پیامبر صلی الله علیه وآله: «شما را به بدترین خودتان آگاه کنم؟ گفتند: بله ای پیامبر خدا. فرمود: آنها که به سخن چینی روند و در میان دوستان جدایی افکنند و برای پاکان عیبها جویند.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: « کسی که برای سخن چینی بین دو نفر حرکت کند، خداوند بر او در قبرش، آتشی را مسلط میفرماید که او را می سوزاند و چون از قبرش بیرون میآید، ماری بزرگ و سیاه را بر او مسلط می فرماید که گوشت او را میخورد تا داخل جهنم شود.»


34- بد اخلاقی و بد زبانی

پیامبر صلی الله علیه وآله: «از سوء خُلق بپرهيزيد كه اين عمل سرانجام در آتش است.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «بدخلقی لجامی از عذاب الهی بر سر شخص بداخلاق است که زمامش در دست شيطان است و او را به سوی شر می کشاند و شر نيز او را به سوی آتش خواهد کشيد.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «خداوند از پذيرش توبه افراد بد اخلاق ابا دارد.». عرض كردند: يا رسول الله! چرا و چگونه؟ فرمود: «زيرا هنگامى كه از گناهى توبه كند در گناه بزرگترى واقع می شود.»

ممكن است منظور از اين سخن اين باشد كه افراد بد اخلاق، هنگامى كه در موردى توبه میكنند، در حالیكه بد اخلاقى از وجود آنها ريشه كن نشده، عقده آن را در جاى ديگر و به صورت شديدتر باز می كنند، و به همين دليل هرگز موفق به توبه كامل نمی شوند، مگر اينكه اين رذيله اخلاقى را از وجود خود ريشه كن سازند.

ادامه دارد ان شاءالله...

35- لغو در سخن گفتن و پرگویی

لغو آن باشد که نه فایده دنیا داشته باشد و نه فایده آخرت. یکی از شرایط فلاح و رستگاری رویگرداندن از لغو است:

«الذین هم عن اللغو معرضون» (مومنون، آیه 3)

«مومنان از لغو روی گردان هستند...»
«وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلینَ» (قصص 55)

«و هر گاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی بر میگردانند و میگویند اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن خودتان، سلام بر شما، ما خواهان جاهلان نیستیم»


حضرت عیسی علیه السلام: «جز در ذکر خداوند، سخن بسیار نگویید چرا که زیاد سخن گفتن به جز ذکر خدا، سختی دل و قساوت آورد در حالیکه شخص خودش نمی داند.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «پرگویان و پرچانه ها، بدهای امت من هستند.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «کسیکه سخن خود را جزو اعمالش به حساب نیاورد [و بیپروا حرف بزند]، لغزشهایش بسیار و عذابش نزدیک شده است.»


36- مجادله

مجادله نور را ببرد و دل را زایل کند.

امر به معروف و نهی از منکر، با آن کن که سر شنوایی دارد نه عناد و دشمنی.

نفست در مجادله میگوید مبادا در بحث شکست بخوری و آبرو و اعتبارت پیش جمع کاسته شود و تو را وادار میکند به جدال ادامه دهی. اینجاست که میبینی دیگر هدفت رضایت خدا نیست بلکه هوی نفس را دنبال میکنی.

امام علی علیه السلام: «بپرهیز از خودنمایی در بحث و ستیزه گری. زیرا این هر دو، دلها را تیره میکند و نفاق و دو رویی در دلها بکارد.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: «برای رضای خدا، جدال را ترک کن گرچه حق با تو باشد


37- استهزا و تمسخر

بیان کردن وصف ظاهری، گفتار یا کردار کسی بر وجهی که سبب خنده دیگران شود. به گفتار یا عمل یا ایماء و اشاره.

خداوند در قرآن می فرماید: «مسخره نکنید شاید آنها از شما بهتر باشند.»


38- دشنام

امام صادق علیه السلام: «هرزه گویی و بدزبانی از جفاکاری است و جفاکار در آتش است.»

فحش و کلمات زشت و ناروا حرام است. خواه به مومن باشد خواه کافر. کوچک باشد یا بزرگ، به بچه کوچک باشد یا بزرگ، بلکه گفته اند از فحش دادن به حیوانات نیز پرهیز کنید.

و در روايت ديگر است كه از بزرگترين گناهان كبيره، فحش دادن مرد به پدر و مادر خود است، عرض كردند اى رسول خدا، رحمت و درود خدا بر شما باد، چگونه می ‏شود كه مرد به پدر و مادر خود دشنام دهد؟ حضرت فرمود: شخص به ديگرى فحش مي‌دهد پس او (در مقابل) پدر و مادر وى را دشنام میدهد.

امام صادق عليه السلام: «دشنام گويى و بـد زبانى و دريدگى، از (نشانه هاى) نفاق است.»

پیامبر صلی الله علیه وآله: « خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بی شرمى كه باكى ندارد چه گويد و چه شنود، حرام كرده است.»


39- شوخی با نامحرم

پیامبر صلی الله علیه وآله: «شیطان به حضرت موسی علیه السلام گفت: ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست، خلوت مکن (تنها مباش) به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمیکند، مگر اینکه من همراه آن دو هستم.» (تحریک و وسوسه)

در حدیثی آمده حضرت علی علیه السلام کراهت داشت تا به زنان جوان آغاز به سلام کند، و پیرامون حکمت آن فرمود: «ترس از آن دارم که تحت تأثیر صدای او واقع شوم و ضرر آن، از ثوابی که از سلام می‌برم بیشتر شود.»

و در حدیث دیگری پیرامون شوخی و مزه‌پرانی زن و مرد نامحرم آمده است: «ابوبصیر می‌گوید: به زنی روخوانی قرآن یاد می‌دادم. کمی با او شوخی کردم؛ وقتی خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم به من فرمود: آنکه (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود، خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن.»


40- سایر گناهان
اینها گناهانی است که اگرچه بعید است کسی که میخواهد تزکیه نفس کند مرتکب آنها باشد اما ممکن است خدایی ناکرده استثنائاتی باشد. شناخت این گناهان نیز خالی از فایده نیست:

زنا، شراب، قذف، خوردن مال یتیم، لواط، رباخواری، قمار، دزدی، موسیقی حرام (غنا)، کمفروشی، حرامخواری، فرار از جهاد، سحر و جادو، جنگ با مسلمانان، ترک عمدی نماز، ندادن زکات (خمس هم مراتب مشابه دارد)، استخفاف حج، احتکار، دشمنی با مومن، مساحقه، استمنا، بدعت، حکم ناحق، کارزار در ماههای حرام، دیوثی و قیادت، هتک مقدسات (قرآن، کعبه، مسجد، مشاهد مشرفه، تربت حسینی)، کفران نعمت (علاوه بر خدا که منعم است، باید از واسطه نعمت یعنی خلق خدا نیز تشکر کرد)


پایان

صلواتی نثار کنید به روح بزرگ شهید محراب، استاد بزرگ اخلاق، «شهید آیت الله دستغیب»

خوب الحمدلله که کار انتقال تمام شد. دوستان فقط بنده موقع انتقال مطالب از فایل word به محیط تالار بعضی متون رو رنگی کردم برای خوانایی بیشتر که خود فایل اصلی رنگی نیست. فرصت نمیکنم متون رنگی رو داخل word ببرم اگر کسی دوست داشت خودش زحمتش رو بکشه هر چند پیشنهاد بنده اینه که یک نسخه پرینت شده از اون همراهمون باشه هر از گاهی چندباره مرورش کنیم.

لیست گناهان به همراه اشاره ای کوتاه در مورد اون رو هم آماده کردم که یک صفحه شده. اون صفحه رو هم می تونین پرینت بگیرین داشته باشین برای محاسبه اعمال روزانه چون با نگاه به لیست گناهان مطرح شده بهتر و سریعتر میشه محاسبه اعمال کرد.


دانلود مقاله شناخت گناهان (برگرفته از کتابهای قلب سلیم و گناهان کبیره شهید دستغیب رحمه الله علیه) (28 صفحه)

التماس دعا ...
بسم الله الرحمن الرحیم
یه کتاب پیدا کردم،توپ.قشنگ دقت کنید،تـــــوپ Big Grin
به زبان ساده و قابل فهم و کامل. در مورد واجبات و محرمات.البته کامل نخوندم.ولی یه نگاه که انداختم عالی بود.(همون چیزی که من میخواستم.خوندنش در اولویت کارهامه!) Smile
واجبات و محرمات در شرع اسلام
نوشته مرحوم آیت الله مشکینی


http://www.bookvc.com/Library/Book/23642
برای شادیه روحش صلوات بفرستید.


هر کسی دانلود کرد تشکر کنه.اونایی هم که ثبت نام نکردن ثبت نام کنن.حتما اگر دانلود کردید تشکر کنید.میخوام ببینم چند نفرتون دانلود کردین.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع