۵/دی/۹۰, ۱۴:۵۴
آقا اول این که من یه سری جملات اشتباه به کار بردم توی پست قبلی که چون ارسالم کمی عجولانه بود اون اتفاق افتاد و سعی می کنم با فکر بیشتری پست بزنم تا جمع نقیضین نشود به قول شما!
دوم این که فکر می کنم باید عقل تعریف شود تا یک سری موضوعات روشن بشن :
به نظر من : (( عقل انسان یک جور قوه و یا شاید یک نیروی درونی باشد که ماموریت مدیریت افعال انسان در موقعیت های مختلف رو داره!! ))
یعنی در واقع یکی از وسایلی و منابعی هست که میتونه انسان رو به شناخت برسونه و البته نیاز به اطلاعات خارجی به عنوان دانش داره و به طور مستقل نمی تونه انسان رو به سعادت برسونه!!
این از تعریف عقل . . .
مساله ی بعدی اینه که من گفتم توی دو تا شرایط کلی انسان در هر لحظه قرار داره ( اگر موافق نیستید بگید : )
1.دستور مستقیم ولی امر و یا به قول شما متخصص که بحث دسترسی انسان پیش می آید.
مثلا امام معصوم به شما میگه : (( دو ساعت اینجا بایست و هیچ کاری نکن!! )) اینجا حرف ولی امر خدا به همه چیز مقدمه و این به خاطر اینه که بصیرتش بالاست و این اعتماد شما هم کاملا عقلانی است. مثل زمانی میمونه که شما به دکتر مراجعه می کنی و دیگه اونجا نمیشینی ازش ریز به ریز توضیح بابت هر کاری بخوای و چون بهش ایمان داری بهش اتکا می کنی!
2.عدم وجود متخصص و عدم وجود دستور مستقیم توسط ولی امر.
اینجا شما میای با کمک عقل خودت و با استفاده از رهنمودهای کلی دین و مقایسه ی شرایط تصمیمی می گیری که ممکنه هم لزوما درست نباشه اما باید سعی کنی قبلش بینشت رو افزایش داده باشی و اطلاعاتت از دین و شرایط امام معصومت رو بالا برده باشی.
این از این!
بحث بعدی مربوط میشه به این که شما میگی عقل در برابر دین هست یا نه؟؟
من میگم اصلا قرار دادن این دوتا رو به روی هم اشتباه است!!! چون دو تا مقوله ی جدا هستن و نباید اصلا با هم مقایه بشن و دو تا وظیفه ی جداگونه دارن و مقایسه ی آنها مع الفارق است.
عقل در واقع داره با استفاده از کلیتی به نام دین و پردازش این دانش خارجی تصمیم نهایی رو برای انسان در هر لحظه میگیره!!!
مثلا شما میبینی یه جایی یه امام معصوم حج رو نیمه کاره رها می کنه و به سمت جهاد میره!!!!
در صورتی که هر دو واجبند!!! اینجا چیزی به نام بینش و بصیرت معنا پیدا می کنه و تصمیم عقل بر اینه که الان تشخیص میده کدوم کار رو باید انجام بدی تا منجر به رضایت خدا بشه!!!
در واقع عقل داره تصمیمات لحظه ای میگیره در جایی که دسترسی به اما معصوم نیست!!!!
یه جایی مثلا شما تشخیص میدی که الان امام معصومت توی کربلا به تو نیاز داره و بدون این که کسی مستقیم به تو گفته باشه و با کمک عقل خودت تشخیص میدی که الان از همه چی برای تو مهم تره و چیزیه که حقیقتا منجر به رضایت خدا میشه!! و میری و بدون این که امامت از تو مستقیم خواسته باشه، یاری اش می کنی!!! و این میشه بصیرت و بینش!!!
و اما آخرین نکته در مورد نیاز دین به انسان :
جزئیات رو که امامان معصوم تا حد امکان میگن!!!! اما سوال اینه که آیا فقه دین میتونه همه ی شرایط ریز انسان رو در هر لحظه بررسی کنه و دقیقا و مستقیم بهش بگه چی کار بکن و چی کار نکن!!!
یعنی مثلا آیا فقه خدا میتونه به من و شما بگه که فردا صبح که از خواب بلند شدی کی رو دیدی چی بگو و یا از کدوم مسیر رد شو و یا چی بخور و یا چی بپوش؟؟؟؟؟
یه سری کدهای نزدیک به جواب، به من و شما داده میشه و با پردازش عقل دقیقا تصمیم میگیرم که چه کاری رضایت خدا رو در پیش داره!!! ( غیر از این هست؟
)
در واقع این انسان هست که داره دین رو از یک مفهوم انتزاعی به عینیت در میاره توی جهان و به طور منحصر به فردی به نمایش میذاره!
در غیر این صورت همه ی انسان ها کپی پیست همدیگه میشدن!!!!
و این که از قوانین : احتمالا می خوام به یه گزاره ی کلی در برابر همه ی قوانین اجتماعی و چیزی به نام قانون گرایی برسم.
یا حق


دوم این که فکر می کنم باید عقل تعریف شود تا یک سری موضوعات روشن بشن :
به نظر من : (( عقل انسان یک جور قوه و یا شاید یک نیروی درونی باشد که ماموریت مدیریت افعال انسان در موقعیت های مختلف رو داره!! ))
یعنی در واقع یکی از وسایلی و منابعی هست که میتونه انسان رو به شناخت برسونه و البته نیاز به اطلاعات خارجی به عنوان دانش داره و به طور مستقل نمی تونه انسان رو به سعادت برسونه!!
این از تعریف عقل . . .

مساله ی بعدی اینه که من گفتم توی دو تا شرایط کلی انسان در هر لحظه قرار داره ( اگر موافق نیستید بگید : )
1.دستور مستقیم ولی امر و یا به قول شما متخصص که بحث دسترسی انسان پیش می آید.
مثلا امام معصوم به شما میگه : (( دو ساعت اینجا بایست و هیچ کاری نکن!! )) اینجا حرف ولی امر خدا به همه چیز مقدمه و این به خاطر اینه که بصیرتش بالاست و این اعتماد شما هم کاملا عقلانی است. مثل زمانی میمونه که شما به دکتر مراجعه می کنی و دیگه اونجا نمیشینی ازش ریز به ریز توضیح بابت هر کاری بخوای و چون بهش ایمان داری بهش اتکا می کنی!
2.عدم وجود متخصص و عدم وجود دستور مستقیم توسط ولی امر.
اینجا شما میای با کمک عقل خودت و با استفاده از رهنمودهای کلی دین و مقایسه ی شرایط تصمیمی می گیری که ممکنه هم لزوما درست نباشه اما باید سعی کنی قبلش بینشت رو افزایش داده باشی و اطلاعاتت از دین و شرایط امام معصومت رو بالا برده باشی.
این از این!
بحث بعدی مربوط میشه به این که شما میگی عقل در برابر دین هست یا نه؟؟
من میگم اصلا قرار دادن این دوتا رو به روی هم اشتباه است!!! چون دو تا مقوله ی جدا هستن و نباید اصلا با هم مقایه بشن و دو تا وظیفه ی جداگونه دارن و مقایسه ی آنها مع الفارق است.
عقل در واقع داره با استفاده از کلیتی به نام دین و پردازش این دانش خارجی تصمیم نهایی رو برای انسان در هر لحظه میگیره!!!
مثلا شما میبینی یه جایی یه امام معصوم حج رو نیمه کاره رها می کنه و به سمت جهاد میره!!!!
در صورتی که هر دو واجبند!!! اینجا چیزی به نام بینش و بصیرت معنا پیدا می کنه و تصمیم عقل بر اینه که الان تشخیص میده کدوم کار رو باید انجام بدی تا منجر به رضایت خدا بشه!!!
در واقع عقل داره تصمیمات لحظه ای میگیره در جایی که دسترسی به اما معصوم نیست!!!!
یه جایی مثلا شما تشخیص میدی که الان امام معصومت توی کربلا به تو نیاز داره و بدون این که کسی مستقیم به تو گفته باشه و با کمک عقل خودت تشخیص میدی که الان از همه چی برای تو مهم تره و چیزیه که حقیقتا منجر به رضایت خدا میشه!! و میری و بدون این که امامت از تو مستقیم خواسته باشه، یاری اش می کنی!!! و این میشه بصیرت و بینش!!!
و اما آخرین نکته در مورد نیاز دین به انسان :
جزئیات رو که امامان معصوم تا حد امکان میگن!!!! اما سوال اینه که آیا فقه دین میتونه همه ی شرایط ریز انسان رو در هر لحظه بررسی کنه و دقیقا و مستقیم بهش بگه چی کار بکن و چی کار نکن!!!
یعنی مثلا آیا فقه خدا میتونه به من و شما بگه که فردا صبح که از خواب بلند شدی کی رو دیدی چی بگو و یا از کدوم مسیر رد شو و یا چی بخور و یا چی بپوش؟؟؟؟؟
یه سری کدهای نزدیک به جواب، به من و شما داده میشه و با پردازش عقل دقیقا تصمیم میگیرم که چه کاری رضایت خدا رو در پیش داره!!! ( غیر از این هست؟
)در واقع این انسان هست که داره دین رو از یک مفهوم انتزاعی به عینیت در میاره توی جهان و به طور منحصر به فردی به نمایش میذاره!
در غیر این صورت همه ی انسان ها کپی پیست همدیگه میشدن!!!!

و این که از قوانین : احتمالا می خوام به یه گزاره ی کلی در برابر همه ی قوانین اجتماعی و چیزی به نام قانون گرایی برسم.
یا حق

