تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اصالت قوانین الهی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
رضای خدا که صد در صد!!Smile

و ملاک این که بتونم تشخیص بدم عملی منجر به رضایت خدا می شود یا نه که البته تشخیصش آسون نیست!

دو حالت کلی به ترتیب اولویت :

1.اگر حرف مستقیم ولی امر باشد که دیگر هیچ!!! ( که با این شرایط امروز ارتباط نزدیک با ولی امر برای کمتر کسی مقدوره! )

2.در بقیه ی موارد باید سعی کنم بینش خودم رو با توجه به رهنمودهای کلی ولی امر و نگاه به زندگی گذشته ی معصومین و تفقه در کتاب خدا و احادیث و روایات اولیاء خدا تقویت کنم و بدونم در هر لحظه تکلیفم چیه!!!

و حالا با این سوال قراره به چی برسیم؟Smile

یا علی
دین خدا و قوانین دین خدا و دستورات دین خدا ملاک است
خدا رضای خود را با دستورات دینش مشخص کرده
واگذار نکرده به تشخیص خودمان و میل و برداشت خودمان
اینکه یک معامله چگونه مورد رضای دین خداست
باید برود ببیند احکام معامله چیست
اینکه دستشویی رفتن چگونه مورد رضای خداست باید ببیند احکام دستشویی رفتن چیست
اینکه هر عملی را که میخواهد انجام دهد باید ببیند حکم و نظر خدا چیست و بر طبق آن عمل کند
معنای عمل بر طبق تقوا
عمل به دستورات و قوانین دین خداست
امیر المومنین ، امام العارفین سر سوزنی از عمل به احکام بسیار پر شاخ و برگ دین تختی نکرده است!!!!!!!!!!!!
این که توهم کنیم که حقیقت معرفت خدا از راهی جز عمل به احکام بسیار پر شاخ و برگ دین در سرتاسر اعمال انسان از کوچکترین تا بزرگترین تصمیمها حاصل میشود
توهمی بیش نیست!!!!!!!
و انحرافی عظیم است!!!!!!!!

شما در هیچ حوضه ای به برداشت شخصی و نظر شخصی خودت نمیتوانی عمل کنی و بعد ادعا کنی بندگی خدا را میکنی
معنا و تجلی تحت ولایت خدا بودن یعنی عمل به دستورات و قوانین دین که شامل تمام افعال انسان میشود!!!!!!!!!!!!!!

آنها كه طريقت را در عرض شريعت قرار داده و خيال كرده‏اند طريقت راهى است و شريعت راهى ديگر، در مسيرى گام برداشته‏اند كه دير يا زود نشانه‏هاى بطلان راه آنان ظاهر خواهد شد.[/u]
(۵/دی/۹۰ ۰:۳۷)Admirer نوشته است: [ -> ]1.اگر [b]حرف مستقیم ولی امر باشد که دیگر هیچ!!! ( که با این شرایط امروز ارتباط نزدیک با ولی امر برای کمتر کسی مقدوره! )

2.در بقیه ی موارد باید سعی کنم بینش خودم رو با توجه به رهنمودهای کلی ولی امر و نگاه به زندگی گذشته ی معصومین و تفقه در کتاب خدا و احادیث و روایات اولیاء خدا تقویت کنم و بدونم در هر لحظه تکلیفم چیه!!!

و حالا با این سوال قراره به چی برسیم؟Smile

یا علی

کتابهای فقه و قوانین اسلام هم از رجوع به کتاب خدا و کلام و سیره ی اهل بیت تدوین میشوند با روشی علمی که توسط امام صادق پایه گذاری و تدریس شده
و در زمان ظهور بسیار بیشتر هم خواهد شد
چون در آن زمان ولی امر حاکم هم می باشد و دستورات خدا و قوانین خدا را از کتاب خدا استخراج و تبیین خواهد کرد و در تمام عرصه های تصمیم گیری در زندگی فردی و اجتماعی لازم الاجراست
چرا که تا مطابق این احکام و قوانین عمل نشود
شما طبق رضای خدا عمل نکرده اید
تحت ولایت خدا و ولی خدا هم نیستید
عبد خدا هم نیستید
از نور به سمت ظلمات در حرکتید
در نهایت هم راهتان به سمت تقرب به درگاه خدا نخواهد بود

اصول دین را هر شخص با عقل خود باید به آن برسد
اما بعد از پذیرش حقانیت دین اسلام و ولایت ولی اعظم خدا در ادامه برای طی طریق در صراط مستقیم
در هر عملی باید مطابق دستورات دین خدا عمل کند تا تحت رضای او عمل کرده باشد
عبودیت و عمل به این دستورات مقدمه ی طی طریق حقیقی است و تا آخرین نفس حیات طی طریق بدون عمل به این قوانین و دستورات دین خدا امکان پذیر نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ابداً!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حرف شما رو مبنی بر استفاده از قوانین فقهی صددرصد قبول دارم و جایی هم نفیش نکردم!Blush

اما یه سوال مهم :

مگر خداوند همه ی ریز به ریز شرایطی که برای زندگی انسان به وجود میاد رو پیش بینی کرده؟؟؟ پس حوزه ی استفاده از عقل چی میشه؟؟؟ مگر در حال حاضر که بنده مثلا دارم جنسی رو خریداری می کنم در کتاب فقه نوشته شده که الان ریز به ریز چه کار کنم و چه کار نکنم؟؟؟؟ فقط یک سری موارد کلی گفته شده که انسان با عقل خودش تطبیق میده و درستی عمل خودش رو تشخیص میده!!!! اگر اینطور بود که اساسا همه ی انسان های کره ی زمین باید یک شکل و یک ریخت می شدند و همگی کپی پیست دیگری!!!!!!!

اگر حوزه ی استفاده از عقل رو باهاش کنار بیایم همه چی حله به نظرم!Blush

یا حق
روایت از امام رضا علیه السلام داریم که فقط نماز چهار هزار باب فقهی دارد
باب فقهی فراتر از مسئله ی فقهی است
(۵/دی/۹۰ ۱:۱۹)Admirer نوشته است: [ -> ]مگر خداوند همه ی ریز به ریز شرایطی که برای زندگی انسان به وجود میاد رو پیش بینی کرده؟؟؟


جزئی ترین مسائل هم در دین خدا حکم دارد
هر چیز را که فکرش را بکنید
اصلاً علت اینکه در روز غدیر خدا میفرماید الیوم اکملتم لکم دینکم هم به همین خاطر است
دین با وجود مفسر و تبیین کننده ی قرآن و احکام خدا که امام و ولی و حجت خداست کامل است
که در تمام موارد جزئ به جزئ حکم خدا را تبیین کند
هیچ مسئله ای تفویض به عقل نشده
عقل باید خودش به تک تک اصول دینش یعنی توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل برسد و بعد از آن خود عقل پذیرفته که کمال و سعادتش در تبعیت محض از احکام و قوانین دین خداست که توسط ولی خدا تبیین و ابلاغ میشود
و بعد از ظهور و حاکمیت ولی اعظم این امر گسترده تر هم میشود چون فقه حکومتی هم شاملش میشود
یک مثال ساده
برای کسی که قصدش جدل نباشد روشنگر خواهد بود!


مناظره ی امام جواد علیه السلام با یحی بن اکثم!
در مجلسی که بنی عباس با اجازه مأمون برای آزمایش مقام علمی امام جواد علیه السلام برگزار کرده بودند، یحیی بن اکثم بزرگترین قاضی آن روزگار برای مناظره حضور داشت. امام جواد علیه السلام نیز در حالی که نُه سال بیشتر نداشت وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی که به سفارش مأمون برایش درست کرده بودند نشست. گروه‌های مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.

در آن مجلس يحيي رو به مأمون كرد و گفت: «اجازه مي‎دهي سؤالي از اين جوان بنمايم؟»
مأمون گفت: «از خود او اجازه بگير.»
يحيي از امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ اجازه گرفت: امام فرمود‌: «هر چه خواهي بپرس.»
يحيي گفت: «دربارة شخصي كه مُحْرِم بوده و در آن حال حيواني را شكار كرده است چه مي‎گوئيد؟[2]»

امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:
«آيا اين شخص، شكار را در حِلّ (خارج از محدودة حرم) كشته است يا در حرم؟
عالم به حرمت، شكار در حال احرام بوده يا جاهل؟
عمداً كشته يا به خطا،
آزاد بوده يا برده؟
صغير بوده يا كبير؟
براي اولين بار چنين كاري كرده يا براي چندمين بار؟
شكار او از پرندگان بوده يا غير پرنده؟
از حيوانات كوچك بوده يا بزرگ؟
باز هم از انجام چنين كاري اِبا ندارد يا از كردة خود پشيمان است؟
در شب شكار كرده يا در روز؟
در احرام عمره بوده يا در احرام حج؟!»

يحيي بن اكثم از اين همه فروع كه امام براي اين مسأله مطرح نمود، متحير شد و آثار ناتواني و زبوني در چهره‎اش آشكار گرديد و زبانش به لكنت افتاد به طوري كه حضار مجلس ناتواني او را در مقابل آن حضرت نيك دريافتند.
مأمون گفت: «خداي را بر اين نعمت سپاسگزارم كه آنچه من انديشيده بودم همان شد.»
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: «آيا اكنون آنچه را كه نمي‎پذيرفتيد دانستيد؟!»
آنگاه پس از مذاكراتي كه در مجلس صورت گرفت، مردم پراكنده گشتند و جز نزديكان خليفه، كسي در مجلس نماند.
مأمون رو به امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ كرد و گفت: «قربانت گردم خوب است احكام هر يك را كه در مورد كشتن صيد در حال احرام مطرح گرديد، بيان كنيد تا استفاده كنيم.»
امام جواد ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:
«بلي،
اگر شخص مُحْرِم در حِلّ (خارج از احرام) شكار كند و شكار از پرندگان باشد، كفاره‎اش يك گوسفند است
و اگر در حرم بكشد كفاره‎اش دو برابر است؛
و اگر جوجة پرنده‎اي را در بيرون حرم بكشد، كفاره‌اش يك برّه است كه تازه از شير گرفته شده باشد،
و اگر آن را در حرم بكشد هم برّه و هم قيمت آن جوجه را بايد بدهد؛
و اگر شكار از حيوانات وحشي باشد، چنانچه گورخر باشد، كفاره‌اش يك گاو است و اگر شتر مرغ باشد كفاره‎اش يك شتر است و اگر آهو باشد كفارة آن يك گوسفند است
و اگر هر يك از اينها را در حرم بكشد كفاره‎اش دو برابر مي‎شود.

و اگر شخص مُحْرِم كاري بكند كه قرباني بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد بايد قرباني را در «مني» ذبح كند
و اگر در احرام عمره باشد بايد آن را در «مكّه» قرباني كند.
كفاره شكار براي عالم و جاهل به حكم، ‌يكسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب كفاره) گناه نيز كرده است، ولي در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است.
كفارة شخص آزاد بر عهدة خود اوست و كفارة برده، ‌بر عهدة صاحب اوست
و بر صغير، ‌كفاره نيست ولي بر كبير، واجب است
و عذاب آخرت از كسي كه از كرده‎اش پشيمان است برداشته مي‎شود، ولي آنكه پشيمان نيست كيفر خواهد شد.»

مأمون گفت: «احسنت اي ابا جعفر! خدا به تو نيكي كند! حال خوب است شما نيز از يحيي بن اكثم سؤالي بكنيد، همان طور كه او از شما پرسيد.»

در اين هنگام ابوجعفر ـ عليه‎السّلام ـ به يحيي فرمود: «بپرسم؟»
يحيي گفت: «اختيار با شماست فدايت شوم،‌ اگر توانستم پاسخ مي‎گويم و گرنه از شما بهره‎مند مي‎شوم.»

ابو جعفر ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:
«به من بگو در مورد مردي كه در بامداد به زني نگاه مي‎كند
و آنگاه حرام است،
و چون روز بالا مي‌آيد آن زن بر او حلال مي‌شود،
و چون ظهر مي‎شود باز بر او حرام مي‎شود،
و چون وقت عصر مي‎رسد بر او حلال مي‎گردد،
و چون آفتاب غروب مي‎كند بر او حرام مي‎شود،
و چون وقت عشاء مي‎شود بر او حلال مي‎گردد
و چون شب به نيمه مي‎رسد بر او حرام مي‎شود،
و به هنگام طلوع فجر بر وي حلال مي‎گردد؟
اين چگونه زني است و با چه چيز حلال و حرام مي‎شود؟»

يحيي گفت: «نه به خدا قسم؛ من به پاسخ اين پرسش راه نمي‎برم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نمي‎دانم،‌اگر صلاح مي‎دانيد از جواب آن، ما را مطلع سازيد.»
ابو جعفر ـ عليه‎السّلام ـ فرمود:‌ «اين زن، كنيز مردي بوده است.
در بامدادان، مرد بيگانه‎اي به او نگاه مي‎كند و آنگاه حرام بود،
چون روز بالا مي‎آيد، كنيز را از صاحبش مي‎خرد و بر او حلال مي‎شود،
چون ظهر مي‎شود او را آزاد مي‎كند و بر او حرام مي‎گردد،
چون عصر فرا مي‎رسد او را به حبالة نكاح خود در مي‎آورد و بر او حلال مي‎شود،
به هنگام مغرب او را «ظهار» مي‎كند[3] و بر او حرام مي‎شود،
موقع عشا كفارة ظهار مي‎دهد و مجدداً بر او حلال مي‎شود
چون نيمي از شب مي‎گذرد او را طلاق مي‎دهد و بر او حرام مي‎شود
و هنگام طلوع فجر رجوع مي‎كند و زن بر او حلال مي‎گردد.[4]»
(۵/دی/۹۰ ۱:۱۹)Admirer نوشته است: [ -> ]فقط یک سری موارد کلی گفته شده که انسان با عقل خودش تطبیق میده و درستی عمل خودش رو تشخیص میده!!!!
یا حق


اینکه ما جاهل به احکام خدا هستیم معنایش این نیست که خدا در ریز به ریز موارد زندگی انسان حکم در دینش ندارد!!!!!!!
به قدر کفایت در این بحث شرکت کردم
خوانندگان خود میتوانند با مطالب رد و بدل شده نتیجه گیری کنند
دیگر به این بحث ادامه نخواهم داد
خداوند هادی و نگهدار همه ی ما
آقا اول این که خدا شاهد هست که من قصدم جدل نیست!Smile

چون دغدغه ی ذهنی خیلی عمیقی بابت این ماجرا داشتم موضوع رو توی تالار مطرح کردم و این که می بینی بحث رو ادامه میدم به خاطر این هست که حقیقتا قانع بشم و سرسری مطلب رو رها نمی کنم و تا به نتیجه نرسم بی خیال نمیشم!Blush

دوم این که جاهلیت رو هم قبول دارم و اصلا برای همین نظراتم رو بی پروا می گم تا به اشکالات کار خودم پی ببرم و از جاهلیتم کاسته بشه!Blush

و اما بعد :

یه نکته ای هست!!! این که فقه دین به قول شما هر لحظه داره چاق تر میشه!! اما واقعیت اینه که همیشه شرایط جدید برای زندگی انسان به وجود میاد! یعنی اول انسان به اون شرایط جدید بر می خوره و بعد از مدتی عالم دینی حکم مربوط به اون رو صادر می کنه!! اگر غیر از این هست بفرمایید! می دونید منظور من از ریز چیه؟ ( مطالبی که شما گفتید مد نظرم نبود! ) یعنی مثلا امروز خدا توی دینش مستقیما گفته باشه که سوار چه ماشینی بشم و از کدوم مسیر برم و ناهار چی بخورم و با چه کسی و با چه اسمی برخورد کردم چی بگم و قس علی هذا!!! خدا یه سری کد به من و شما داده مثلا این که دوستت رو اینجوری انتخاب کن و این ویژگی ها رو داشته باشه و یا مثلا چه غذاهایی رو بخور و با چه شرایطی! درسته؟ ولی حالا دیگه نیومده مستقیم به من بگه که مثلا فلانی امروز کباب بخور! یا مثلا امروز از فلان خیابون رد شو! اینجا تو باید به عقل خودت رجوع کنی و مساله ی مورد نظر رو با فقه هرچند ریز خدا تطبیق بدی و برنامه ی زندگیت رو بچینی!

نکته ی بعدی هم اینه که وقتی من میگم انسان منظورم من نوعی نیست و این انسان همه رو در می گیره و شامل مجتهد و متخصص دینی هم میشه!

قبول داری که علاوه بر این که انسان به دین نیاز داره دین هم به انسان نیاز داره؟؟ ( البته منظور از انسان من نوعی نیست!Smile )

یا حق
سلام
اقا این رو خلاصه مینویسم وقت نیست

عقل چند جا کاربرد داره ...

اولین مرحله در پذیرفتن دین و قبول اصول دینه . مثل قبول خدا و ....
وقتی پذیرفتی خدا عالم حکیم خبیر رحمان و رحیم و ... عقلا به دستوراتش عمل میکنی

دومین مرحله در زندگی اینه که در هر کاری با عقلت تتشخیص بدی چه چیز رحمانیه و چه چیز شیطانی بهش عمل کنی تا سود و ضرر عقلایی رو رعایت کنی .
و...
و عقل و قوه عاقله با هم جداست .
عقل با دانش با هم جداست .
عقل محض و عقل کل و عالم عقل و ....
مباحث مفصلی داره این عقل

اما به زبون ساده قوه عاقله مثل سی پی یو کامپیوتره که منابعی رو میگیره (دین . دانش. تجربه...)و از اینها یک رفار. نتیجه فکری و ... رو بروز میده
حالا عقل یعنی همون تشخیص راه درست . عقل کل هم همون خداست که هم مواد اولیش کامله(چون خالقه) . هم سی پس یو بی نهایته و مسلما نتیجه هم کامل و ۱۰۰٪ صحیح
در حوزه دین هم از الطاف خداست که برای خیلی چیزها قانون قرار داده تا سر در گم نشی .
یا علی (علیه السلام)
سلام وحید جان!Blush

آقا ما هم به خدا همین چیزی که شما گفتی رو در جواب علی110 گفتیم!Smile

اما ایشون کلا عقل رو بعد از این که دیگه فهمیدی خدا چیه داره نفی می کنه!Huh

یعنی دیگه بنده و شما از فردا شروع کنیم بند به بند رساله رو حفظ کنیم ( که من نمیگم یاد نگیریم!!! ) و دیگه کلهم در عقل رو ببندیم و بندازیمش دور!!!!!!!!!!!! پس من نمی دونم خدا برای چی گفته که هر کسی به طور مستقل میتونه قرآن بخونه و درش تعقل کنه؟؟؟؟ ( یعنی الان اینطور نتیجه گیری میشه که ما کلا باید هر مطالعه ای رو تعطیل کنیم و تعقل رو کنار بذاریم و فقط حفظ کنیم!!! )

به نظر من جایی که ولی امر مستقیم دستور نداده، عقل با کمک دین باید تصمیم درست رو بگیره!!! یعنی حتما باید به همدیگه کمک کنن و یکی بدون اون یکی معنا نداره!!!

حالا اگر دارم اشتباه می کنم به من بگید!!

و آخر این که وحید جان شما قبول داری که دین هم به انسان نیاز داره؟؟ ( از نظر عقلی و نه نقلی! )

یا علیHeart
ببین
عقل میگه در امور تخصصی به عالم رجوع کن . پس عمل به رساله عقلانیه . مگر اینکه خودت در این امر صاحب تخصص باشی که مشخصه در چه صورت میتونی در هر علمی اجتهاد کنی (پروفسور)
اجتهاد در فقه هم اصولی داره

اما عقل در تشخیص موضوعی اینجا کاربرد داره .
چون در دین حکم بیان میشه و تشخیص موضوعی با شماست . (کلا زندگی همینه )

در زندگی هم نبرد عقل و جهل یا جنود الهی و شیطانی پیوسته بر قراره در واقع عقل مقابل عاطفه (نفس) همیشه قرار داده میشه . میگن این کار عقلانی بود یا نفسانی .

دین از چه جهت به انسان نیاز داره ؟
اگر منظورتون اینه که بدون انسانها در عرصه عمل نمیاد خوب بدیهیه چون دین برای انسان تبیین شده .
ولی انسانه که به دین نیاز داره . دین رو شما الان چی دارید تعریف میکنید؟

یا حق
یک نکته دیگه اینکه عقل یعنی تشخیص .
نه یعنی خلق

ما در این دنیا فقط تشخیص میدیم .
مثلا
در سوره بقره انجا که میفرماید اجباری در دین نیست راه درست از بد جدا شده و اگر انتخاب عقلانی شما ظالمت به نور بود رستگارید و اگر نور به ظلمت در عذاب ابدی داخل میشید .

حقیقت توسط خداوند مشخص شده و ما با عقلمون (موهبت الهی ) تشخیصش میدیم .
و چون خدا ارحم الراحمین هست کار را با تشریع برای ما راحت کرده .
چون چه بدانیم یا ندانیم دنیا دنیای سبب است و اتش دست را خواهد سوزاند .

و چون باز انسان در امور مادی و معنوی نمیتواند (جهل . نبود دانش . و عقل متصل به خدا) تشخیص کامل دهد خداوند لطف فرموده و ان را مشخص کرده و عقل میتواند انتخاب کن
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی
حالا هر تشخیصی بدی یقینا نتیجه خاصی میگیری . چه دانسته یا ندانسته . که دین . اینجا هم نتیجه را نشان میدهد هم راه رسیدن را

یا حق
در مورد رجوع به متخصص که حرف شما درست و شکی نیست!

اما آیا این دلیل میشه که ما عقل رو تعطیل کنیم؟؟؟

ببین یه جمله ی ظریفی میگم در مورد عقیدم ببین درست هست یا نه؟

(( انسان در هر لحظه فکر و تعقل می کند، آنگاه به متخصص رجوع می کند تا ببیند فکرش الهی است یا شیطانی!! ))

و نه این که : ((تعقل را تعطیل کند و شبیه انسان های فاشیستی به تفکرات گروهی بگراید!! ))

اینجا تفاوت ریزی بین این دو نوع نگرش وجود دارد که یکی انسان رو به تفکرات گروهی و عدم استفاده از خلاقیت سوق میده و دیگری باعث پویایی و خلاقیت انسان در عرصه های مختلف زندگی می شود!!

بحث رجوع به متخصص درست است اما به شرط این که تعقل فراموش نشود و به سمت حفظ کردن انسان تمایل پیدا نکنه!!!

بحث دیگه اینه که همیشه انسان توی شرایط جدید قرار می گیره!!!! به نظر شما اونجا باید قدم از قدم برنداره تا ببینه متخصص چی میگه؟؟؟ اما اگر فکر کلی را از پیرو مکتبش گرفته باشد می تواند از عقلش استفاده کند و نتیجه گیری کند!!! ( دسترسی به متخصص همیشه امکان پذیر نیست!! )

تشخیص موضوعی هم دقیقا بفرمایید با ذکر مثال منظور شما چیست؟؟

در مورد تشخیص هم دقیقا با شما هم عقیده ام!!! ولی این رو در نظر بگیر که اساسا همیشه و در همه جا دسترسی مستقیم به ولی امر و متخصص دینی امکان پذیر نیست!!! اونجا هست که من میگم عقل با کمک دین مساله رو حل می کنه و منتظر حرف متخصص نمیشه!!!

تعریف من هم از دین :

(( برنامه ی کلی ای که خدا در اختیار انسان قرار داده تا به کمک عقل آن را به فعلیت برساند!! ))

از همین جهت است که من می گویم دین برای اجرای جزئیات و چگونگی و کیفیت اجرا به انسان نیاز داره!

یا حق
خوب
محمد جان شما میخوای قاءده کلی رو بیان کنی یا در جزییات ریز بشی؟

تعریفت از عقل چیه؟

نقل قول: اما آیا این دلیل میشه که ما عقل رو تعطیل کنیم؟؟؟
یعنی رجوع نکنیم ؟

خوب عقل میگه باید راهی پیدا کنی و بدانی راه های دانستن مشخصه .
حالا اما و اگر های شما به حکم کلی ربط نداره ولی همین هم در دین تبیین شده و براش راه هایی در نظر گرفته شده

نقل قول:(( انسان در هر لحظه فکر و تعقل می کند، آنگاه به متخصص رجوع می کند تا ببیند فکرش الهی است یا شیطانی!! ))

و نه این که : ((تعقل را تعطیل کند و شبیه انسان های فاشیستی به تفکرات گروهی بگراید!! ))

خوب فکر و تعقل رو اینجا نیاز داریم تعریف کنیم . همانطور که گفتم قوه عاقله با عقل فرق داره .

فرق اسلام با فاشیست اینه که شما خودت رو دربست در اختیار خدا قرار میدی و عقلا میدونی راهت درسته ولی در اون تفکر خودت رو در اختیار انسانی مثل خودت قرار میدی
در حوزه دین باید بگیری ببینی خدا چی گفته و این یعنی عقل ...

نقل قول:اینجا تفاوت ریزی بین این دو نوع نگرش وجود دارد که یکی انسان رو به تفکرات گروهی و عدم استفاده از خلاقیت سوق میده و دیگری باعث پویایی و خلاقیت انسان در عرصه های مختلف زندگی می شود!!
خوب دین به جای شما تصمیم نمیگیره . شما مختاری . ولی عقل خودت رو قاضی کن الان من بگم فلان کار رو بکن و خدا بگه فلان کار کدوم رو انجام میدی؟!!

نقل قول: بحث رجوع به متخصص درست است اما به شرط این که تعقل فراموش نشود و به سمت حفظ کردن انسان تمایل پیدا نکنه!!!
مجددا احساس مسکنم نیازه عقل تعریف بشه . چون خود این عمل عقلانیه پس از عمل عقلانی نمیشه نتیجه غیر عقلانی گرفت . و این جمع نقیضینه.
مثال: شما سرما خوردی عقلت میگه چی کار کن؟! خوب اگه بری دکتر عقل خودت تعطیل میشه؟! خودت باید راه علاج رو پیدا کنی!

نقل قول:بحث دیگه اینه که همیشه انسان توی شرایط جدید قرار می گیره!!!! به نظر شما اونجا باید قدم از قدم برنداره تا ببینه متخصص چی میگه؟؟؟ اما اگر فکر کلی را از پیرو مکتبش گرفته باشد می تواند از عقلش استفاده کند و نتیجه گیری کند!!! ( دسترسی به متخصص همیشه امکان پذیر نیست!! )

خوب باید طبق یک سرس اصول عمل کنه اما اینجا چون متخصص و راهنما نداری و باید به یک کاری عمل کنی ۲ حالت پیش میاد . یا کار درست رو انجام میدی و یا غلط و جهل و موقعیت شما نمیتونه جلوگیری کنه از نتیجه (موفقیت یا شکست)

این یک موضوع بدیهیه و ربطی به بحث نداره
ما قرار نیست شرایط رو ازمایشگاهی کنیم . وگر نه شما میتونی ۱۰۰ ها مثال بیاری که یه جاهایی متخصص نیست
علوم جدید بوجود اومده و ...
بحث کلیه نه موضوعی

نقل قول: تشخیص موضوعی هم دقیقا بفرمایید با ذکر مثال منظور شما چیست؟؟
ما یک حکم داریم که میگه حرام نخور
موضوع اینه که شما بعد از این که تشخیص دادی شارع درست میگه تشخیص بدی الان این ۱۰۰۰ تومنی که در دست داری حلاله یا حرام و چی کارش باید بکنی .

نقل قول:ولی این رو در نظر بگیر که اساسا همیشه و در همه جا دسترسی مستقیم به ولی امر و متخصص دینی امکان پذیر نیست!!! اونجا هست که من میگم عقل با کمک دین مساله رو حل می کنه و منتظر حرف متخصص نمیشه!!!

به قاءده عسر و حرج مراجعه شود !



و یک نکته دیگه اینکه شما عقل رو در برابر دین میدونی؟ ناقض هم میدونی؟
بنده دین رو عقل کل و عقل کامل میدونم ... چون از ناحیه پروردگاره . حالا اگر شما به این نتیجه رسیدی که بهتر از خدا میدونی ....
خوب بسم الله

ما نمیگیم کجا باید عقل داشت کجا نداشت کجا فکر کرد کجا نکرد . بلکه میخواهیم مسیر عقلانی را نشان دهیم . دین همان مسیر عقلانی برای زندگیست
لینک

اما در مورد قانون

قوانین دینی به عبادات و معاملات تقسیم میشه . عبادات که خوب تایین شده هست و چون و چرا بر نمیداره . خدا هست و مصلحتش...

در مورد قوانین اجتماعی هم باز قوانین چند بخشه تجارت . کیفری . مدنی . خانواده و ... کدوم رو میخوای برسی کنی ؟
خوب در مورد نیاز باز توضیحت ناقصه . یعنی پیامبر و معصومین بیان کنند ؟
ما بیان کنیم ؟
ما که حق تشریع نداریم! میتونیم اجتهاد کنیم بر اساس اصول قرانی و سنت ...
فکر کنم یک دوره فقه و اصول بخونی و کتاب شرح لمعه کلا سوالاتت جواب داده میشه .
کتاب فلسفه حقوق دکتر کاتوزیان و رساله علم و دین علامه حسن زاده هم خوبه ...
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع