روایت از امام رضا علیه السلام داریم که فقط نماز چهار هزار باب فقهی دارد
باب فقهی فراتر از مسئله ی فقهی است
(۵/دی/۹۰ ۱:۱۹)Admirer نوشته است: [ -> ]مگر خداوند همه ی ریز به ریز شرایطی که برای زندگی انسان به وجود میاد رو پیش بینی کرده؟؟؟
جزئی ترین مسائل هم در دین خدا حکم دارد
هر چیز را که فکرش را بکنید
اصلاً علت اینکه در روز غدیر خدا میفرماید الیوم اکملتم لکم دینکم هم به همین خاطر است
دین با وجود مفسر و تبیین کننده ی قرآن و احکام خدا که امام و ولی و حجت خداست کامل است
که در تمام موارد جزئ به جزئ حکم خدا را تبیین کند
هیچ مسئله ای تفویض به عقل نشده
عقل باید خودش به تک تک اصول دینش یعنی توحید و نبوت و معاد و امامت و عدل برسد و بعد از آن خود عقل پذیرفته که کمال و سعادتش در تبعیت محض از احکام و قوانین دین خداست که توسط ولی خدا تبیین و ابلاغ میشود
و بعد از ظهور و حاکمیت ولی اعظم این امر گسترده تر هم میشود چون فقه حکومتی هم شاملش میشود
یک مثال ساده
برای کسی که قصدش جدل نباشد روشنگر خواهد بود!
مناظره ی امام جواد علیه السلام با یحی بن اکثم!
در مجلسی که بنی عباس با اجازه
مأمون برای آزمایش مقام علمی
امام جواد علیه السلام برگزار کرده بودند،
یحیی بن اکثم بزرگترین قاضی آن روزگار برای مناظره حضور داشت. امام جواد علیه السلام نیز در حالی که نُه سال بیشتر نداشت وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی که به سفارش مأمون برایش درست کرده بودند نشست. گروههای مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.
در آن مجلس يحيي رو به مأمون كرد و گفت: «اجازه ميدهي سؤالي از اين جوان بنمايم؟»
مأمون گفت: «از خود او اجازه بگير.»
يحيي از امام جواد ـ عليهالسّلام ـ اجازه گرفت: امام فرمود: «هر چه خواهي بپرس.»
يحيي گفت: «دربارة شخصي كه مُحْرِم بوده و در آن حال حيواني را شكار كرده است چه ميگوئيد؟[2]»
امام جواد ـ عليهالسّلام ـ فرمود:
«آيا اين شخص، شكار را در حِلّ (خارج از محدودة حرم) كشته است يا در حرم؟
عالم به حرمت، شكار در حال احرام بوده يا جاهل؟
عمداً كشته يا به خطا،
آزاد بوده يا برده؟
صغير بوده يا كبير؟
براي اولين بار چنين كاري كرده يا براي چندمين بار؟
شكار او از پرندگان بوده يا غير پرنده؟
از حيوانات كوچك بوده يا بزرگ؟
باز هم از انجام چنين كاري اِبا ندارد يا از كردة خود پشيمان است؟
در شب شكار كرده يا در روز؟
در احرام عمره بوده يا در احرام حج؟!»
يحيي بن اكثم از اين همه فروع كه امام براي اين مسأله مطرح نمود، متحير شد و آثار ناتواني و زبوني در چهرهاش آشكار گرديد و زبانش به لكنت افتاد به طوري كه حضار مجلس ناتواني او را در مقابل آن حضرت نيك دريافتند.
مأمون گفت: «خداي را بر اين نعمت سپاسگزارم كه آنچه من انديشيده بودم همان شد.»
سپس به بستگان و افراد خاندان خود نظر انداخت و گفت: «آيا اكنون آنچه را كه نميپذيرفتيد دانستيد؟!»
آنگاه پس از مذاكراتي كه در مجلس صورت گرفت، مردم پراكنده گشتند و جز نزديكان خليفه، كسي در مجلس نماند.
مأمون رو به امام جواد ـ عليهالسّلام ـ كرد و گفت: «قربانت گردم خوب است احكام هر يك را كه در مورد كشتن صيد در حال احرام مطرح گرديد، بيان كنيد تا استفاده كنيم.»
امام جواد ـ عليهالسّلام ـ فرمود:
«بلي،
اگر شخص مُحْرِم در حِلّ (خارج از احرام) شكار كند و شكار از پرندگان باشد، كفارهاش يك گوسفند است
و اگر در حرم بكشد كفارهاش دو برابر است؛
و اگر جوجة پرندهاي را در بيرون حرم بكشد، كفارهاش يك برّه است كه تازه از شير گرفته شده باشد،
و اگر آن را در حرم بكشد هم برّه و هم قيمت آن جوجه را بايد بدهد؛
و اگر شكار از حيوانات وحشي باشد، چنانچه گورخر باشد، كفارهاش يك گاو است و اگر شتر مرغ باشد كفارهاش يك شتر است و اگر آهو باشد كفارة آن يك گوسفند است
و اگر هر يك از اينها را در حرم بكشد كفارهاش دو برابر ميشود.
و اگر شخص مُحْرِم كاري بكند كه قرباني بر او واجب شود، اگر در احرام حج باشد بايد قرباني را در «مني» ذبح كند
و اگر در احرام عمره باشد بايد آن را در «مكّه» قرباني كند.
كفاره شكار براي عالم و جاهل به حكم، يكسان است؛ منتها در صورت عمد، (علاوه بر وجوب كفاره) گناه نيز كرده است، ولي در صورت خطا، گناه از او برداشته شده است.
كفارة شخص آزاد بر عهدة خود اوست و كفارة برده، بر عهدة صاحب اوست
و بر صغير، كفاره نيست ولي بر كبير، واجب است
و عذاب آخرت از كسي كه از كردهاش پشيمان است برداشته ميشود، ولي آنكه پشيمان نيست كيفر خواهد شد.»
مأمون گفت: «احسنت اي ابا جعفر! خدا به تو نيكي كند! حال خوب است شما نيز از يحيي بن اكثم سؤالي بكنيد، همان طور كه او از شما پرسيد.»
در اين هنگام ابوجعفر ـ عليهالسّلام ـ به يحيي فرمود: «بپرسم؟»
يحيي گفت: «اختيار با شماست فدايت شوم، اگر توانستم پاسخ ميگويم و گرنه از شما بهرهمند ميشوم.»
ابو جعفر ـ عليهالسّلام ـ فرمود:
«به من بگو در مورد مردي كه در بامداد به زني نگاه ميكند
و آنگاه حرام است،
و چون روز بالا ميآيد آن زن بر او حلال ميشود،
و چون ظهر ميشود باز بر او حرام ميشود،
و چون وقت عصر ميرسد بر او حلال ميگردد،
و چون آفتاب غروب ميكند بر او حرام ميشود،
و چون وقت عشاء ميشود بر او حلال ميگردد
و چون شب به نيمه ميرسد بر او حرام ميشود،
و به هنگام طلوع فجر بر وي حلال ميگردد؟
اين چگونه زني است و با چه چيز حلال و حرام ميشود؟»
يحيي گفت: «نه به خدا قسم؛ من به پاسخ اين پرسش راه نميبرم، و سبب حرام و حلال شدن آن زن را نميدانم،اگر صلاح ميدانيد از جواب آن، ما را مطلع سازيد.»
ابو جعفر ـ عليهالسّلام ـ فرمود: «اين زن، كنيز مردي بوده است.
در بامدادان، مرد بيگانهاي به او نگاه ميكند و آنگاه حرام بود،
چون روز بالا ميآيد، كنيز را از صاحبش ميخرد و بر او حلال ميشود،
چون ظهر ميشود او را آزاد ميكند و بر او حرام ميگردد،
چون عصر فرا ميرسد او را به حبالة نكاح خود در ميآورد و بر او حلال ميشود،
به هنگام مغرب او را «ظهار» ميكند
[3] و بر او حرام ميشود،
موقع عشا كفارة ظهار ميدهد و مجدداً بر او حلال ميشود
چون نيمي از شب ميگذرد او را طلاق ميدهد و بر او حرام ميشود
و هنگام طلوع فجر رجوع ميكند و زن بر او حلال ميگردد.
[4]»
(۵/دی/۹۰ ۱:۱۹)Admirer نوشته است: [ -> ]فقط یک سری موارد کلی گفته شده که انسان با عقل خودش تطبیق میده و درستی عمل خودش رو تشخیص میده!!!!
یا حق
اینکه ما جاهل به احکام خدا هستیم معنایش این نیست که خدا در ریز به ریز موارد زندگی انسان حکم در دینش ندارد!!!!!!!
به قدر کفایت در این بحث شرکت کردم
خوانندگان خود میتوانند با مطالب رد و بدل شده نتیجه گیری کنند
دیگر به این بحث ادامه نخواهم داد
خداوند هادی و نگهدار همه ی ما