۱۲/دی/۹۰, ۲۱:۳۰
هو الحق
اگر تساهل اخلاقی را یکی از شاخه های تساهل بدانیم و آن را چنین تعریف کنیم:
«تساهل اخلاقی» عبارت است از چشم پوشی از خطای دیگران و گذشت و بزرگواری با وجود قدرت بر انتقام و مجازات و تعقیب، در آن صورت با صراحت میتوان علی علیه السلام را نمونه ی اعلای تساهل به حساب آورد. اینکه امام علی علیهالسلام پس از دستیابی بر دشمنان مسلح خویش از آنان گذشت میکرد (نظیر آنچه درباره ی عایشه، مروان و ابن ملجم شاهد هستیم) یا حد امکان از به کارگیری قوه ی قهریه امتناع میکرد و پیش از آغاز هر درگیری، تا آخرین لحظه به گفت و گو به استدلال پرداخت، نشانگر تساهل و آسانگیری او در برخورد با مخاطبان و مخالفان است. به برخی از این موارد اشاره میکنیم.
1 ـ عفو عایشه در جنگ جمل
عایشه، دختر ابوبکر و همسر پیامبر به همراه طلحه و زبیر، سه رکن اصلی برپایی جنگ جمل بودند که با شکستن بیعت خود، خونهای بسیاری از مسلمانان را بر زمین ریختند و در همان سال نخست خلافت علی علیهالسلام، مشکلات بسیاری برای حکومت آن حضرت ایجاد کردند.1
با این حال علی علیهالسلام، پس از جنگ جمل او را مورد عفو و بخشش قرار میدهد.2
2 ـ دستور منع تعقیب و قتل مجروحان
پس از پایان جنگ جمل، امام علی علیه السلام دستور داد تا کسی را تعقیب نکنند، هرکس تسیلم شد، او را نکشند و مجروحی را از بین نبرند.3
عبدالفتاح عبدالمقصود با قلم زیبای خود، بزرگ منشی علی علیه السلام را چنین تصویر میکند:
«شب چادر خود را بر همگان، پیروز و شکست خورده می گسترد و سرمای زمستان در هوایش جریان پیدا میکرد. اما علی هنوز به حصارهای شهری که دست دوستی خود را به سوی وی دراز کرد، پناه نبرده است. ترجیح داد همچنان در میدان بماند تا یک باره کار اسیران و سلاح و غنیمتها به سامان رسد و مردم هم به کار دفن مردگان و نجات زخمیان خود بپردازند. گروهی از یاران پنداشتند پس از این که خدا او را بر دشمنان پیروز گردانیده است، یک تن از آنان را هم زنده نخواهد گذاشت. یکی از یاران خدمتش رسید و گفت:
یا امیرالمؤمنین! اسیران را بکشم؟ حضرت در جواب فرمود: هیچ اسیری از اهل قبله را که از نظر خود برگردد و دست بکشد نمیکشیم».4
3 ـ عفو موسی بن طلحه
در همین ساعات، موسی بن طلحه را که اسیر شده بود، خدمت حضرت آوردند. بین مردم شایع شده بود که «این نخستین کسی است که کشته میشود». هرگز گمان نمی کردند حضرت، نسبت به فرزند رهبر مخالفان حکومت (طلحه) که اکنون گردنش زیر تیزی شمشیر اوست، اندک نرمشی به خرج دهد. اما آن جوان پیش آمد و بیعت کرد و چنان مدارا و نرمشی از علی دید که دل او را آرام ساخت».5
بنابر نقل ابن قتیبه6 حضرت به او فرمود: امید آن داشتم که من و پدرت از کسانی باشیم که خداوند درباره ی آنها فرموده است: «و نزعناما فی صدورهم من غل اخوانا علی سررٍ متقابلین؛ ما کینه های آنان را از سینه هاشان بیرون میکنیم تا برادرانه روبه روی هم بر تختها تکیه زنند».7
آری اگر علی علیهالسلام مردی کینه توز و ریاست طلب بود و به معیارهای انسانی و اخلاقی و الهی پایبندی نداشت و برای ملک و حکومت شمشیر میزد، می بایست به نشانه ی فرادستی خود، موسی را از پای در میآورد، اما علی علیهالسلام که همیشه در پی حفظ خون مسلمانان و حرمت انسانها بود، چنین کاری نکرد تا نشانه ای بر حقیقت جویی او باشد.
4 ـ مخالفت با بردگی اسیران
گروهی از یاران امام اصرار می ورزیدند که با ناکثان، همچون مشرکان معامله کنند؛ یعنی دستگیرشدگان برده و کنیز محسوب شده و اموالشان قسمت شود، امام علی علیه السلام با این درخواست مخالفت کرد. ابتدا بر کشتگان ناکثان نماز خواند. سپس دستور داد همه ی اموال مردم را به خودشان برگردانند به جز اسلحه ای که در آنها علامت حکومت باشد. بدین ترتیب برای مردم یک حکم فقهی جدید بیان کرد و آن این که از مال مسلمان مرده و مقتول، جز به وارثان قانونی آنها چیزی به دیگر مسلمانان نمی رسد. «لایحلُّ لِمُسلمٍ من المسلم المتوفّی شیء».8سپس برای توجیه غلام و کنیز نبودن اسیران به یارانش فرمود: اَیُّکُمْ یَأْخُذُ اُمَّ الْمُؤْمِنینَ فی سَهْمِه؟
اگر قرار باشد زنان آنها کنیز باشند، ام المؤمنین عایشه سهم چه کسی خواهد بود؟ یعنی آیا ممکن است مسلمانی، زن پیغمبر خود را هرچند فتنه گر باشد، به عنوان کنیزی ببرد؟ دیگر زنان نیز، همسران برادران ایمانی ما هستند و نباید برده محسوب شوند.
بنابرنقل ابن قتیبه، در این هنگام مردی به پا خاست و گفت: ای امیرمؤمنان! چگونه اموال (جنگی) آنان بر ما حلال است و زنان و فرزندانشان برای ما جایز نیست؟ امام فرمود: (به هر حال) بر شما حلال نیست و چون سخن در این باره زیاد شد، حضرت فرمود: قرعه بیاندازید، با تیرهایتان قرعه بیاندازید. سپس فرمود: کدامیک از شما مادرتان عایشه را با سهم خود میبرد؟ گفتند: به خدا پناه میبریم و از او آمرزش می طلبیم. حضرت گفت: من نیز از خدا آمرزش میطلبم».9
ادامه دارد ان شاءالله...
اگر تساهل اخلاقی را یکی از شاخه های تساهل بدانیم و آن را چنین تعریف کنیم:
«تساهل اخلاقی» عبارت است از چشم پوشی از خطای دیگران و گذشت و بزرگواری با وجود قدرت بر انتقام و مجازات و تعقیب، در آن صورت با صراحت میتوان علی علیه السلام را نمونه ی اعلای تساهل به حساب آورد. اینکه امام علی علیهالسلام پس از دستیابی بر دشمنان مسلح خویش از آنان گذشت میکرد (نظیر آنچه درباره ی عایشه، مروان و ابن ملجم شاهد هستیم) یا حد امکان از به کارگیری قوه ی قهریه امتناع میکرد و پیش از آغاز هر درگیری، تا آخرین لحظه به گفت و گو به استدلال پرداخت، نشانگر تساهل و آسانگیری او در برخورد با مخاطبان و مخالفان است. به برخی از این موارد اشاره میکنیم.
1 ـ عفو عایشه در جنگ جمل
عایشه، دختر ابوبکر و همسر پیامبر به همراه طلحه و زبیر، سه رکن اصلی برپایی جنگ جمل بودند که با شکستن بیعت خود، خونهای بسیاری از مسلمانان را بر زمین ریختند و در همان سال نخست خلافت علی علیهالسلام، مشکلات بسیاری برای حکومت آن حضرت ایجاد کردند.1
با این حال علی علیهالسلام، پس از جنگ جمل او را مورد عفو و بخشش قرار میدهد.2
2 ـ دستور منع تعقیب و قتل مجروحان
پس از پایان جنگ جمل، امام علی علیه السلام دستور داد تا کسی را تعقیب نکنند، هرکس تسیلم شد، او را نکشند و مجروحی را از بین نبرند.3
عبدالفتاح عبدالمقصود با قلم زیبای خود، بزرگ منشی علی علیه السلام را چنین تصویر میکند:
«شب چادر خود را بر همگان، پیروز و شکست خورده می گسترد و سرمای زمستان در هوایش جریان پیدا میکرد. اما علی هنوز به حصارهای شهری که دست دوستی خود را به سوی وی دراز کرد، پناه نبرده است. ترجیح داد همچنان در میدان بماند تا یک باره کار اسیران و سلاح و غنیمتها به سامان رسد و مردم هم به کار دفن مردگان و نجات زخمیان خود بپردازند. گروهی از یاران پنداشتند پس از این که خدا او را بر دشمنان پیروز گردانیده است، یک تن از آنان را هم زنده نخواهد گذاشت. یکی از یاران خدمتش رسید و گفت:
یا امیرالمؤمنین! اسیران را بکشم؟ حضرت در جواب فرمود: هیچ اسیری از اهل قبله را که از نظر خود برگردد و دست بکشد نمیکشیم».4
3 ـ عفو موسی بن طلحه
در همین ساعات، موسی بن طلحه را که اسیر شده بود، خدمت حضرت آوردند. بین مردم شایع شده بود که «این نخستین کسی است که کشته میشود». هرگز گمان نمی کردند حضرت، نسبت به فرزند رهبر مخالفان حکومت (طلحه) که اکنون گردنش زیر تیزی شمشیر اوست، اندک نرمشی به خرج دهد. اما آن جوان پیش آمد و بیعت کرد و چنان مدارا و نرمشی از علی دید که دل او را آرام ساخت».5
بنابر نقل ابن قتیبه6 حضرت به او فرمود: امید آن داشتم که من و پدرت از کسانی باشیم که خداوند درباره ی آنها فرموده است: «و نزعناما فی صدورهم من غل اخوانا علی سررٍ متقابلین؛ ما کینه های آنان را از سینه هاشان بیرون میکنیم تا برادرانه روبه روی هم بر تختها تکیه زنند».7
آری اگر علی علیهالسلام مردی کینه توز و ریاست طلب بود و به معیارهای انسانی و اخلاقی و الهی پایبندی نداشت و برای ملک و حکومت شمشیر میزد، می بایست به نشانه ی فرادستی خود، موسی را از پای در میآورد، اما علی علیهالسلام که همیشه در پی حفظ خون مسلمانان و حرمت انسانها بود، چنین کاری نکرد تا نشانه ای بر حقیقت جویی او باشد.
4 ـ مخالفت با بردگی اسیران
گروهی از یاران امام اصرار می ورزیدند که با ناکثان، همچون مشرکان معامله کنند؛ یعنی دستگیرشدگان برده و کنیز محسوب شده و اموالشان قسمت شود، امام علی علیه السلام با این درخواست مخالفت کرد. ابتدا بر کشتگان ناکثان نماز خواند. سپس دستور داد همه ی اموال مردم را به خودشان برگردانند به جز اسلحه ای که در آنها علامت حکومت باشد. بدین ترتیب برای مردم یک حکم فقهی جدید بیان کرد و آن این که از مال مسلمان مرده و مقتول، جز به وارثان قانونی آنها چیزی به دیگر مسلمانان نمی رسد. «لایحلُّ لِمُسلمٍ من المسلم المتوفّی شیء».8سپس برای توجیه غلام و کنیز نبودن اسیران به یارانش فرمود: اَیُّکُمْ یَأْخُذُ اُمَّ الْمُؤْمِنینَ فی سَهْمِه؟
اگر قرار باشد زنان آنها کنیز باشند، ام المؤمنین عایشه سهم چه کسی خواهد بود؟ یعنی آیا ممکن است مسلمانی، زن پیغمبر خود را هرچند فتنه گر باشد، به عنوان کنیزی ببرد؟ دیگر زنان نیز، همسران برادران ایمانی ما هستند و نباید برده محسوب شوند.
بنابرنقل ابن قتیبه، در این هنگام مردی به پا خاست و گفت: ای امیرمؤمنان! چگونه اموال (جنگی) آنان بر ما حلال است و زنان و فرزندانشان برای ما جایز نیست؟ امام فرمود: (به هر حال) بر شما حلال نیست و چون سخن در این باره زیاد شد، حضرت فرمود: قرعه بیاندازید، با تیرهایتان قرعه بیاندازید. سپس فرمود: کدامیک از شما مادرتان عایشه را با سهم خود میبرد؟ گفتند: به خدا پناه میبریم و از او آمرزش می طلبیم. حضرت گفت: من نیز از خدا آمرزش میطلبم».9
ادامه دارد ان شاءالله...