دوست عزیزم
آخر به حرف که نیست
یکسری چیزها با علم و دانستن اکتسابی نیست عزیزم
باید اهلش شد
ما وقتی توی انجام واجب و ترک حرام لنگ میزنیم
نمیتوان خیلی در این امور سخن گفت
ببین دوست عزیز
کسی که لذت انس و مناجات با خدا و تجلیات حق تعالی بر روح را نچشیده اصلاً نمیتوان در مورد آن سخن گفت
اگر ابوذر که در مرتبه ی 9 ایمان است آنچه سلمان که در مرتبه ی 10 میدانست میفهمید....
باید اول ظرف دریافت یک مراتبی از معرفت را در خود ایجاد کنیم تا آنها را بدست بیاوریم
نمیشه بدون انجام واجبات و ترک محرمات وارد این مباحث شد برادرم خیلی
اصلاً به سایز ما نمیخوره
یک توضیحی نقل کنم از یکی از علمای ربانی در باب مراتب ایمان
***ص81:{أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ }"عنکبوت-2" ((آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند؟ )) همان طور که افراد در کلاس های صوری از هر کلاس که بخواهند ارتقا یابند، باید کلاس فعلی خود را امتحان دهند و چنانچه به وظایف آن عمل کرده باشند پس از امتحان دادن به کلاس بالاتر می روند، مدارج ایمان نیز چنین است... برای ورود به هر درجه از ایمان ضروری است که نمونه ای از صفات حمیده که مربوط به درجات قبلی است همراه انسان باشد.[/i] و این ممکن نیست مگر با داشتن عقیده ای صحیح که حقیقتاً به لوازم آن عمل نماییم.
خوب برای فهم آن مراتب حقیقی توکل باید امتحانات همین مراتب خودمان را پاس کنیم
ما مشکلات بسیار اساسی تری داریم
یک نقل قول دیگر:
****ص145: بالاخره حقیر با اینکه در آن وقت بیش از بیست و دو سال از عمرم نگذشته بود عرض کردم: بنده بالوجدان میبینم که اگر در مقابل شخص بزرگی قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعی میبینم و هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیه تر باشد دگرگونی حال بیشتر میشود، اما در عین حال که معتقدم و همه ما معتقدیم که خدای متعال از هر بزرگی و صاحب جاهی بزرگتر و وجیه تر است، پس [b]چرا وقتی به نماز می ایستم با اینکه یقیناً خود را در مقابل حق – جل و علا - قرار میدهم هیچ تأثیری و تفاوتی و تغییر حالی در خود نمی یابم؟ {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ} (( همانا مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود[/u]، دلهاشان لبریز از خوف خدا ميگردد و [u]هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مىشود، ايمانشان فزونتر مىگردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.)) " انفال-2" از اینجا میفهمم که این ایمان، ایمان واقعی نیست؛ لذا میکوشم که خود را به مرحله ای برسانم که قدری از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.
برای اینکه بفهمیم عرفا و مسلمین حقیقی چگونه عمل میکنند باید اعمال و رفتار و گفتار و اعتقاداتمان مانند آنها شود
و باز
گویا نکته ی اصلی را نگرفتی
در هر مرتبه از توکل و ایمان استفاده از ابزار نه تنها مشکلی ندارد که ترک آن از نشانه های استکبار است!!!!!!!!!!!!!!!!!
مهم اطمینان داشتن به اثر بخشی انحصاری خدا در امور است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی اسباب را مستقلاً دارای اثر نبینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حقیقت توکل هم همین است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(۲۶/دی/۹۰ ۲۳:۴۷)stranger00 نوشته است: [ -> ]برای همه دوستان پیش اومده که مشهد مشرف شده باشند. شما وقتی زیارت آقا میرید. فرضا حاجاتی هم دارید و از آقا می خواید. حالا مجاورین حرم آقا هم افرادی هستند که در زمان حیات و بعد از اون کرامات زیادی داشته اند . آیا بی ادبی نیست که در محضر آقا که حاجات رو مطرح کردیم، در زیارت قبور این افراد هم حاجات رو مطرح کنیم؟
نه عزیز برادر
عرض حاجت نشان از فقر ما است و غنای بالعرض بودن کسانی که ما به ایشان عرض حاجت میکنیم
خدا به ما امر کرده که به در خانه ی اهل بیت برویم
از کوچکترین تا بزرگترین نیازها را هم میتوانید از اهل بیت بخواهید
در سیره زندگی ایشان هم ، هیچگاه هیچ حاجتمندی را به علت عرض حاجات کوچک منع نکرده اند
چه کوچک چه بزرگ کاسه ی گدایی ما نزد غنی باید باشد
انبیا و ائمه و اولیای خدا غنی هستند، غنی بالعرض و نه بالذات
هیچ ایرادی هم ندارد
البته در روایات داریم که هر یک از 14 معصوم با اینکه کلهم نور واحد هستند اما به هر تقدیر برای برخی امور بهتر است به بعضی از آنها روی آورد
به طور مثال اگر کسی طالب معرفت و علم است باید نزد مولا علی برود
یا اگر کسی طالب غلبه بر دشمن است باز باید در خانه ی مولا علی را بزند
یا اگر کسی حاجت دنیوی و مادی میخواهد توصیه شده ایم که در خانه ی جوادالائمه برویم
و...
و البته برای جمیع حاجات خوب است و توصیه شده ایم که به در خانه ی امام زمان علیه السلام برویم که حجت کنونی خدا بر خلقند
(۲۶/دی/۹۰ ۲۳:۳۱)انصارالمهدی نوشته است: [ -> ]فرضا اگر مراتبی را برای ایمان در نظر بگیریم , آخرین مرتبه جایی است که فقط به خدا باید متوکل بود ؟! همان بحث سفارش منتفی می شود ؟
نه برادرم منتفی نمیشود ابداً
این عالم عالم اسباب است
از رسول اکرم و مولا علی که بالاتر نداریم برادر
این بزرگان هم از اسباب استفاده میکردند برای انجام امورشان
مسئله استفاده نیست
استفاده یک امر ظاهری است
مسئله توجه به این است که تا خدا اذن ندهد هیچ اسبابی اثربخشی ندارد
و ما نباید توجهمان به سبب ساز و سبب سوز از بین برود
کسی که میداند و باور قلبی دارد که احدی جز خدا و بی اذن خدا نمیتواند به او سود رساند یا دفع ضرر کند حقیقتاً متوکل و موحد است
مولا علی میفرمایند:
حاجات خود را عزتمندانه بیان کنید که براورده شدن آن به دست خداست!!!!!!!!!!
این حدیث را باید با طلا نوشت
میدونید یعنی چی؟
یعنی اون کسی که باید بیاندازد به دل طرف مقابل شما که به شما بگه آره یا نه اوست کریم است که قلوب در تصرفش است
کسی که حقیقتاً این حدیث را باور کند به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی پاچه خواری نمیکند!!!!!!