|
فقط توکل بر خدا p#
|
|
۱۹:۴۴, ۲۱/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یا الله
توکل بر خدا در هر کاری توصیه موکد شده و در انجام هر کاری باید از خدای رحمان کمک بگیریم . فرض کنید من در یه اداره , کاری داشته باشم و می دونم که شخص آشنایی در این اداره هست که می تونه کار منو انجام بده , اگر به ایشون سفارش کنم که اخوی کار منو راه بنداز یعنی شفارش این شخص بر توکل خدا مقدم دانسته ام ؟ اگر قبل اینکه سفارش کنم با خدای خود رازو نیاز کنم که ای خدای بزرگ تو خودت یه وسیله در این اداره برای من جور کردی و من با توکل بر تو به اون میگم که کار منو راه بندازه . لطفا این قضیه برای بنده جا بندازید موفق و موید باشید |
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۲۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
چشم
عرض شود که توکل بر خدا یعنی اینکه بدون کمک گرفتن از هیچ بنده ای کار خودمو انجام بدم ؟یعنی هر وقت توکل بر خدا کردم باید بحث کمک از دیگران کلا باید بذارم کنار ؟ فرضا تو یه کاری قبلش به خدا توکل می کنم میرم جلو . خوب امکان داره کار راه نیافته (فرضا کار اداری ) آیا در اینصورت باید بگم خدایا پس حتما قسمت نبوده .و دیگه بی خیال بشم ؟ اگه یه نفر تو این اداره باشه که من میدونم ایشون اگه بدونن مشکل من چی هشت حتما کار منو راه میندازه . چون توکل بر خدا کردم دیگه حق ندارم با ایشون(آشنا) صحبت کنم ؟ |
|||
|
|
۲۲:۳۵, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۱/دی/۹۰ ۱۹:۴۴)انصارالمهدی نوشته است: یا الله بسم الله الرحمن الرحیم سلام انصار المهدی عزیز عالم ، عالم اسباب است و اشکالی در استفاده ی از اسباب وجود ندارد اشکالی که بر ما آدمها وارد است این است که گاهی مسبب الاسباب و سبب ساز را فراموش میکنیم برادرم یعنی اگر معتقد باشیم که احدی در عالم مستقلاً و بی اذن خدا و بدون مدد از حول و قوه ی الهی میتواند به ما خیری برساند و یا از ما ضرری را دفع کند این جا توکل به غیر خدا کرده ایم و مرتبه ای از شرک است توکل به خدا البته مبحث بسیار گسترده ای است برادرم که غالباً با این چیزی که در بین اکثر مردم جا افتاده بسیار متفاوت است مراتب بسیار بی شماری هم دارد به تعداد مراتب ایمان مراتب توکل هم متفاوت میشه برادرم توکل در حقیقت یعنی وکیل گرفتن شما وفتی وکیل میگیری چه میکنی؟ فقط به حرف وکیلت گوش میدید و میگذاری تا وکلیت اون کارهایی رو که میخواستی انجام بدی انجام بده در هر موردی که توکل میکنیم باید ببینیم حکم خدا در اون مورد چه چیز است بعد از اطاعت از اون حکم که میشه گوش کردن به حرف وکیل باقی کارها را به وکیل میسپاریم یعنی چی به طور مثال در امر معاش باید ببینیم خدا چه وظایفی معین کرده به طور یک نمونه امام صادق می فرمایند هر کس که طالب موفقیت در کار خود است باید سه خصلت داشته باشد 1- تخصص در کاری که دارد انجام میدهد 2- وفای به عهد و خوش قولی در امر کاری خود با مشتریانش 3- تلاش برای راضی نگهداشتن ارباب رجوعش (در حد رعایت حلال خدا) و یا در امر ازدواج باز در آیات و روایات توصیه هایی شده که باید رعایت شود اگر ما حرف گوش کن بودیم خدا باقی کارها رو جور میکنه راستش این مبحث خیلی گسترده است برادر دو جمله ی کلیدی یک: اینکه ما چیزی را به طور استقلالی و ذاتی موثر در کسب و سود و دفع ضرر خود در زندگی بدانیم مخالف توکل و مرتبه ای از شرک است دو: موحد حقیقی در زندگی اش تکلیف محور است و نه نتیجه گرا میبیند که در هر امری خدا چه تکلیفی برایش مشخص کرده و تلاش میکند تا به تکلیفش عمل کند، اینکه چه میشود دیگر به ما ربطی ندارد |
|||
|
|
۲۳:۳۱, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ممنون از لطف شما
نقل قول: مراتب بسیار بی شماری هم دارد علت زدن پست برای توکل هم همین مطلب بود که ذکر کردید و به علت اطلاعات کم بنده پیرامون موضوع از گفتن مراتب ایمان عاجز بودم ! فرضا اگر مراتبی را برای ایمان در نظر بگیریم , آخرین مرتبه جایی است که فقط به خدا باید متوکل بود ؟! همان بحث سفارش منتفی می شود ؟ اگر می شود رفتار یک عارف و یک مسلمان در این مورد چگونه هست ؟هر دو به یک نحو برخورد می کنند ؟ یعنی هر دو با سفارش مشکل ندارند ؟ |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
در مورد سوال شما : خدا دوست داره کارها از طریق اسباب و علل و نظامی که خلق کرده پیش بره .
اما یه سوال برای خود من . برای همه دوستان پیش اومده که مشهد مشرف شده باشند. شما وقتی زیارت آقا میرید. فرضا حاجاتی هم دارید و از آقا می خواید. حالا مجاورین حرم آقا هم افرادی هستند که در زمان حیات و بعد از اون کرامات زیادی داشته اند . آیا بی ادبی نیست که در محضر آقا که حاجات رو مطرح کردیم، در زیارت قبور این افراد هم حاجات رو مطرح کنیم؟ = السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا؛ السلطان... |
|||
|
|
۲۳:۵۶, ۲۶/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۹۰ ۰:۰۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
دوست عزیزم
آخر به حرف که نیست یکسری چیزها با علم و دانستن اکتسابی نیست عزیزم باید اهلش شد ما وقتی توی انجام واجب و ترک حرام لنگ میزنیم نمیتوان خیلی در این امور سخن گفت ببین دوست عزیز کسی که لذت انس و مناجات با خدا و تجلیات حق تعالی بر روح را نچشیده اصلاً نمیتوان در مورد آن سخن گفت اگر ابوذر که در مرتبه ی 9 ایمان است آنچه سلمان که در مرتبه ی 10 میدانست میفهمید.... ![]() باید اول ظرف دریافت یک مراتبی از معرفت را در خود ایجاد کنیم تا آنها را بدست بیاوریم نمیشه بدون انجام واجبات و ترک محرمات وارد این مباحث شد برادرم خیلی اصلاً به سایز ما نمیخوره یک توضیحی نقل کنم از یکی از علمای ربانی در باب مراتب ایمان ***ص81:{أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ }"عنکبوت-2" ((آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند؟ )) همان طور که افراد در کلاس های صوری از هر کلاس که بخواهند ارتقا یابند، باید کلاس فعلی خود را امتحان دهند و چنانچه به وظایف آن عمل کرده باشند پس از امتحان دادن به کلاس بالاتر می روند، مدارج ایمان نیز چنین است... برای ورود به هر درجه از ایمان ضروری است که نمونه ای از صفات حمیده که مربوط به درجات قبلی است همراه انسان باشد.[/i] و این ممکن نیست مگر با داشتن عقیده ای صحیح که حقیقتاً به لوازم آن عمل نماییم. خوب برای فهم آن مراتب حقیقی توکل باید امتحانات همین مراتب خودمان را پاس کنیم ما مشکلات بسیار اساسی تری داریم یک نقل قول دیگر: ****ص145: بالاخره حقیر با اینکه در آن وقت بیش از بیست و دو سال از عمرم نگذشته بود عرض کردم: بنده بالوجدان میبینم که اگر در مقابل شخص بزرگی قرار بگیرم در حال خود تغییر و شرم و خضوعی میبینم و هر قدر آن شخص بزرگتر و وجیه تر باشد دگرگونی حال بیشتر میشود، اما در عین حال که معتقدم و همه ما معتقدیم که خدای متعال از هر بزرگی و صاحب جاهی بزرگتر و وجیه تر است، پس [b]چرا وقتی به نماز می ایستم با اینکه یقیناً خود را در مقابل حق – جل و علا - قرار میدهم هیچ تأثیری و تفاوتی و تغییر حالی در خود نمی یابم؟ {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ} (( همانا مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود[/u]، دلهاشان لبریز از خوف خدا ميگردد و [u]هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مىشود، ايمانشان فزونتر مىگردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند.)) " انفال-2" از اینجا میفهمم که این ایمان، ایمان واقعی نیست؛ لذا میکوشم که خود را به مرحله ای برسانم که قدری از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم. برای اینکه بفهمیم عرفا و مسلمین حقیقی چگونه عمل میکنند باید اعمال و رفتار و گفتار و اعتقاداتمان مانند آنها شود و باز گویا نکته ی اصلی را نگرفتی در هر مرتبه از توکل و ایمان استفاده از ابزار نه تنها مشکلی ندارد که ترک آن از نشانه های استکبار است!!!!!!!!!!!!!!!!! مهم اطمینان داشتن به اثر بخشی انحصاری خدا در امور است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یعنی اسباب را مستقلاً دارای اثر نبینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حقیقت توکل هم همین است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۲۶/دی/۹۰ ۲۳:۴۷)stranger00 نوشته است: برای همه دوستان پیش اومده که مشهد مشرف شده باشند. شما وقتی زیارت آقا میرید. فرضا حاجاتی هم دارید و از آقا می خواید. حالا مجاورین حرم آقا هم افرادی هستند که در زمان حیات و بعد از اون کرامات زیادی داشته اند . آیا بی ادبی نیست که در محضر آقا که حاجات رو مطرح کردیم، در زیارت قبور این افراد هم حاجات رو مطرح کنیم؟ نه عزیز برادر عرض حاجت نشان از فقر ما است و غنای بالعرض بودن کسانی که ما به ایشان عرض حاجت میکنیم خدا به ما امر کرده که به در خانه ی اهل بیت برویم از کوچکترین تا بزرگترین نیازها را هم میتوانید از اهل بیت بخواهید در سیره زندگی ایشان هم ، هیچگاه هیچ حاجتمندی را به علت عرض حاجات کوچک منع نکرده اند چه کوچک چه بزرگ کاسه ی گدایی ما نزد غنی باید باشد انبیا و ائمه و اولیای خدا غنی هستند، غنی بالعرض و نه بالذات هیچ ایرادی هم ندارد البته در روایات داریم که هر یک از 14 معصوم با اینکه کلهم نور واحد هستند اما به هر تقدیر برای برخی امور بهتر است به بعضی از آنها روی آورد به طور مثال اگر کسی طالب معرفت و علم است باید نزد مولا علی برود یا اگر کسی طالب غلبه بر دشمن است باز باید در خانه ی مولا علی را بزند یا اگر کسی حاجت دنیوی و مادی میخواهد توصیه شده ایم که در خانه ی جوادالائمه برویم و... و البته برای جمیع حاجات خوب است و توصیه شده ایم که به در خانه ی امام زمان علیه السلام برویم که حجت کنونی خدا بر خلقند (۲۶/دی/۹۰ ۲۳:۳۱)انصارالمهدی نوشته است: فرضا اگر مراتبی را برای ایمان در نظر بگیریم , آخرین مرتبه جایی است که فقط به خدا باید متوکل بود ؟! همان بحث سفارش منتفی می شود ؟ نه برادرم منتفی نمیشود ابداً این عالم عالم اسباب است از رسول اکرم و مولا علی که بالاتر نداریم برادر این بزرگان هم از اسباب استفاده میکردند برای انجام امورشان مسئله استفاده نیست استفاده یک امر ظاهری است مسئله توجه به این است که تا خدا اذن ندهد هیچ اسبابی اثربخشی ندارد و ما نباید توجهمان به سبب ساز و سبب سوز از بین برود کسی که میداند و باور قلبی دارد که احدی جز خدا و بی اذن خدا نمیتواند به او سود رساند یا دفع ضرر کند حقیقتاً متوکل و موحد است مولا علی میفرمایند: حاجات خود را عزتمندانه بیان کنید که براورده شدن آن به دست خداست!!!!!!!!!! این حدیث را باید با طلا نوشت میدونید یعنی چی؟ یعنی اون کسی که باید بیاندازد به دل طرف مقابل شما که به شما بگه آره یا نه اوست کریم است که قلوب در تصرفش است کسی که حقیقتاً این حدیث را باور کند به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی پاچه خواری نمیکند!!!!!! |
|||
|
|
۰:۲۳, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
فکر کنم شما متوجه نشدید یا من خوب منظور رو نرسوندم .
حرف من این بود : ما حاجاتی رو خدمت امام رضا عرضه می کنیم. در رواق های مجاور حرم هم افراد بزرگی مثل شیخ حسنعلی نخودکی و ... هستند که چه قبل از وفات چه بعد از وفات کراماتی داشته اند. آیا این صحیح است که بعد از زیارت و عرضه حاجات خدمت امام رضا ؛ به این افراد هم عرضه حاجات کنیم؟ |
|||
|
|
۰:۳۲, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:چرا وقتی به نماز می ایستم با اینکه یقیناً خود را در مقابل حق – جل و علا - قرار میدهم هیچ تأثیری و تفاوتی و تغییر حالی در خود نمی یابم؟....از اینجا میفهمم که این ایمان، ایمان واقعی نیست؛ لذا میکوشم که خود را به مرحله ای برسانم که قدری از آثار جمال و عظمت حق را در قلب خود بیابم.سلام علیکم. چطور باید این کار را انجام دهیم؟ اگر با ترک محرمات و رعایت واجبات هم این احساس را هنگام سخن گفتم با خدا پیدا نکردیم چه کنیم؟ : ( (۲۶/دی/۹۰ ۲۳:۴۷)stranger00 نوشته است: در مورد سوال شما : خدا دوست داره کارها از طریق اسباب و علل و نظامی که خلق کرده پیش بره . سلام علیکم بنده کاملا فرمایشات جناب علی110 را قبول دارم اما با دیدن سوال شما یاد یک خاطره ای که استاد اندیشه مان تعریف می کرد افتادم.چون دقیق یادم نیست نقل به مضمون می کنم... داستان اینه که مردی با ایمان و با تقوا که علاقه مند به دختری شده بود ولی توانایی مالی برای ازدواج نداشت بارها به مشهد سفر کرده بود و هر بار از امام رضا (علیه السلام) درخواست می کرد که دل دختر خانم را نرم کند تا رضایت ازدواج این دو را بدهد. در یکی از این سفر ها یکی از دوستان وی به او میگوید اینبار به آرامگاه شیخ... (چون مطمئن نیستم که اسم رو درست یادم باشه ترجیح میدم نگم!) برو و حاجت خود را از او نیز طلب کن چون شنیده ام در امر ازدواج خیلی سریع حاجت می دهد... ایشون هم همین کار را کردند و در برگشت به تهران دوباره به دیدار پدر دختر رفته و جواب مثبت را دریافت کردند...(حاجت خود را از شیخ .. گرفتند نه از امام رضا) اما مدت زیادی از ازدواج ایشان نگذشته بود که با دختر خانم به مشکلاتی برخوده و مجبور به طلاق شدند!!! برادر به نظر بنده مشکلی نیست اگر از غیر از معصومین حاجت خود را بطلبیم. موضوع این است که معصومین (علیه السلام) به شخصیت و به زندگی ما بیشتر از خود ما و بیشتر از علمای بزرگ دینی آگاه هستند.صلاح ما را بهتر از خودما و بهتر از علمای دینی بزرگ می دانند. پس بهتر است از چه کسی درخواست کنیم؟؟ و اینو مطمئن باشید محبت معصومین نسبت به دوستدارانشان به قدری زیاد است که اگر بخواهیم و به صلاحمان بود واسطه این خیر برای ما قرار می گیرند... |
|||
|
|
۰:۳۹, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
انجام واجب و ترک حرام میشه همان رعایت تقوای الهی
پیشنهاد میکنم بروید ببیینید که خدا در قرآن چه وعده های خفنی به کسانی که تقوا پیشه کنند داده وعده ی خدا هم که تخلف پذیر نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یکی از اونها هم همونی هست که شما میخواید |
|||
|
|
۲:۱۱, ۲۷/دی/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
علی آقا این که فرمودید خدا به ما امر کرده که به در خانه ی اهل بیت برویم،یا توجه به اینکه خداوند از طریق قران دستوراتش رو بیان کرده،منبع فرمایشتون کدوم آیات هستند
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











