(۳۰/دی/۹۰ ۱۹:۴۱)اکبر.ع نوشته است: [ -> ]این چه حرفیه خانم کتاب های جبران خلیل جبران رو در مورد موسیقی خوندید؟
موسیقی برای تسکین درد روحه نه غذابش این بستگی به نوع موسیقی داره!
من که چیز بدی از قمیشی نشنیدم حتی جمله ای!
اگه شما دلیل دارید بگید ما هم بدونیم شاید نظرمون عوض شد!
برادر من شما انگار اصلا متوجه عرض بنده نشدید...
مگه من گفتم چیز بدی می خونه؟ من گفتم فکرتونو به چیز دیگری جز معنویات مشغول می کنه...
بنده آیت الله بهجت (رحمة الله علیه) رو هزاران برابر بیشتر از جبران خلیل جبران و امثالهم قبول دارم(هرچند مطمئنم منظور ایشان نیز نوع موسیقی متعالی است که قبلا در موردش بحث کردم)
ایت الله بهجت (رحمة الله علیه) می فرمایند : موسیقی به کل حرام است!!!
خیلی از علما موسیقی که غنا نداشته باشد را حلال اعلام کرده اند ولی حقیقتش را بخواهید هر کار حلالی هم ارزش انجام دادن ندارد... (مثلا کتاب خواندن حلال است ولی آیا هر کتابی را میتوان خواند؟ فیلم دیدن حلال است ولی آیا هر فیلم بی محتوایی را می بینیم؟)
نظر آیت الله بهجت (رحمة الله علیه) در مورد موسیقی خیلی جالبه :
لعب یعنی: اگر کاري به هدف صحيح و راست و درستي نبوده و نتيجه درست و ثابتي نداشته باشه، آن کار را لعب(بازي کردن) گويند. مثل کودکان که دور هم جمع ميشوند و با آب و گل کارهايي انجام ميدن که هيچ ثمري جز گذشت زمان نداره...
لهو یعنی : هر کاري که انسان بوسيله آن کار از کار مهم تر ديگري باز بماند آن را لهو(سرگرمي) ميگويند. مثل کودکي که سرگرم بازي بچه گانه ميشود و از درسهايش عقب ميماند و يا سرگرمي هاي ديگري که از کار آخرت و سرانجام اصلي، انسان را بازميدارد. پس يعني هرچه که انسان را از ياد خدا باز ميدارد. چيزهايي که از ياد خدا انسان را دور کند، از شيطان است و به افکار شيطاني منتهي ميشود!!!...
آيا معيار حرمت موسيقى فقط مطرب و لهوى بودن آن است يا اين كه ميزان تحريك و تهييج آن هم تأثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حكمى دارد؟ ج. مطرب بودن قيدى است كه در غنا مطرح است نه در موسيقى و اصل اطراب شأنى، معيار حرمت است و نيز هر تحريك و تهييجى كه سبب فرح يا حزن شود اما در موسيقى تلهّى (نواختن موسيقى لهوى) با آلات معدّهى (دستگاهها و ابزار ويژهى موسيقى) مطلقا جايز نيست، بلكه استعمال آنها در غير لهو هم بنابر احتياط واجب جايز نيست.
كدام موسيقى حرام است و آيا گوش دادن به آن براى رفع خستگى ناشى از كار يا افسردگى و مانند آن اشكال دارد؟
ج. آنچه مطرب است، از حيث غناى حرام است و از حيث لهو با آلات موسيقى، پس مطلقا حرام است و اگر استعمال آنها در غير لهو باشد، بنابر احتياط جايز نيست.
گوش كردن موسقى باعث چه تحولاتى در روح انسان مىشود؟ آيا حكم موسيقى تابع اين امور است؟
ج. گوش دادن موسيقى آثار منفى فراوانى در روح انسان دارد، ولى حكم شرعى آن داير مدار آن آثار نيست.
آيا موسيقى درمانى جايز است؟
ج. استفاده موسيقى براى درمان نيز همانند موارد ديگر آن جايز نيست.
آيا استفاده و آموزش موسيقى در مواردى مثل هنر و طبابت و افزايش شير دام و رشد گياه و... ، جايز است؟
ج. موارد استفاده از موسيقى موجب تغيير حكم شرعى آن نمىشود.
اگر شنيدن موسيقى و يا غنا انسان را به ياد خداوند متوجه كند، آيا شنيدن آن مانعى دارد؟
ج. انسان با عملى كه مورد رضاى خداوند نيست، نمىتواند به ياد خداوند باشد و چنين امورى نمىتواند موجب تغيير حكم شرعى موسيقى و غنا باشد.
آيا داشتن مجوز از وزارت ارشاد دليل بر مجاز بودن صداى خواننده يا ترانهى او مىباشد؟
ج. مجوّز آن وزارتخانه، نمىتواند مجوّز شرعى براى نوارهاى موسيقى و ترانه باشد.
راى رفع خستگى روح و جانم آهنگهاى شاد گوش مىكنم، زيرا خدا آزار رساندن به روح توسط خود انسان را محكوم مىكند، پس گمان نمىكنم رفع خستگى روح با آهنگ اشكالى داشته باشد؟
ج. موسيقى بزرگترين و بيشترين آسيب را به روح انسان وارد مىسازد و او را از قرب پروردگار متعال دور مىسازد، بنابراين شما كه نگران روح خود هستيد، بايد از شنيدن موسيقى حرام خوددارى نماييد.
آيا شنيدن ترانهى غمگين جايز است؟
ج. تفاوتى با انواع ديگر موسيقى ندارد و غمگين بودن سبب حلال بودن نمىشود.