۶/بهمن/۹۰, ۱۴:۵۴
استادی در دانشگاه می گفت که در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان (علیه السلام) هیچ موقع در مسأله حجاب برخورد شدیدی که امروزه شاهد آن هستیم نمی شد فقط در حد ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر بود و هیچ گونه بر خوردی همراه با دستگیری نبود و حتی اصراری هم به ارشاد نداشتند چون خداوند وحی فرمودند که بر تو تکلیفی نیست فقط دعوت زبانی کافی است و این خداوند است که هر کس را بخواهیم هدایت و گمراه می کنیم. حال نظر شما با این تفاسیر چیست؟ آیا با توجه به وضع موجود قابل تأمل نیست؟
دانشجوی عزیز ، تلاش شما برای تشخیص عالمانه و صحیح احکام و مسائل دینی، ستودنی و قابل احترام است . در پاسخ به ایراداتی که فرمودید توجه به مطالب ذیل مفید می باشند:
پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمی تواند در آن تردید کند، زیرا هم قرآن کریم بدان تصریح نموده و هم روایات فراوان بر وجوب آن دلالت دارد. از همین رو فقهای شیعه و سنی به اتفاق به وجوب آن فتوا داده اند، همان گونه که نماز و روزه و سایر معارف اسلامی، به دورانی خاص اختصاص ندارد دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی دلیل و غیر کارشناسانه می نماید، هر چند در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام علی(علیه السلام) زنان بدحجاب وجود داشته است اما قرآن با این پدیده برخورد کرده، به دنبال آن دیگر آنها نمی توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، این مطلب از آیات حجاب که بر لزوم پوشش و پرهیز از تبرج، خودنمایی، تحرک و بی حجابی زمان جاهلیت تأکید می نماید، به خوبی قابل استفاده است:
1. «وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولى؛ ای زنان پیامبر! در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید. اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.»(1)
مراد از جاهلیت اولی همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده و به طوری که در تاریخ آمده آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری خود را به پشت سر می انداختند به گونه ای که گلو و قسمتی از سینه و گردن بند و گوشواره آنان نمایان بود و به این ترتیب قرآن همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می دارد. البته بدون شک این حکم عام و تکیه آیات بر زنان پیامبر به عنوان تأکید بیشتر است.(2)
2. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ... ؛ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.»(3)
3. «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ ... ؛ به زنان با ایمان بگو چشم های خود را فرو گیرند و از نگاه به مردان نامحرم خودداری کنند و دامان خود را حفظ نمایند و نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است و اطراف روسری های خود را بر سینه خود افکند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)»(4)
روایات که دلالت بر وجوب حجاب دارد
در این زمینه روایات متواتری وجود دارد که در کتب حدیثی شیعه از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از این روایات در ارتباط با تفسیر آیات ذکر شده می باشد و برخی هم حکم زنان سالخورده را در مورد حجاب بیان داشته و برخی در مورد اِماء و کنیز وارد شده است و بعضی نیز زمان وجوب حجاب را بیان می دارد. در کل اصل وجوب حجاب را مسأله مسلم و ضروری دانسته، به شرایط، خصوصیات، زمان و استثنائات آن پرداخته است، به طور نمونه به موارد از آنها اشاره می نماییم:
1. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کل آیته فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا إلا هذه الآیته فإنها من النظر؛ هر آیه که در قرآن مجید سخن از حفظ فروج به میان می آورد منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران می باشد.»(5)
2. فضیل بن یسار می گوید: «سألت ابا عبدالله(علیه السلام) عن الذراعین من المرائته، هما من الذینته التی قال الله: «و لا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن»؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزینته و ما دون السوارین؛ از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم آیا دو تا ذراع زن از مارد زینت است که خداوند می فرماید: برای غیر شوهر نشان داده نشود؟» فرمود: بلی ونیز سر و موهای سر و گردن و مقداری از سینه که با روسری پوشانده می شود هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت (مراد محل زینت است) است و برای غیر محارم نمی تواند نشان بدهد.»(6)
3. روایات که اصل حجاب را مسلم گرفته و زمان آن را مطرح می سازد:
الف. محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می کند: «لا یصلح للجاریته إذا حاضت إلا أن تختمر؛ دختر زمانی که به حد بلوغ شرعی رسید، باید روسری داشته باشد.»(7)
ب. از امام هشتم(علیه السلام) روایت شده است: «لا تفطی المرأئته رأسها من الفلام حتی یبلغ الفلام؛ پسر وقتی به حد بلوغ رسید زن باید حجاب را رعایت کرده و سر خود را از وی بپوشاند.»(8)
بنابراین بر لزوم حجاب علاوه بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی آن، آیات و روایات فراوانی دلالت دارد. و اصولا پوشش امر غریزی و فطری برای بشر است و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند. با این حال، موارد برخورد پیامبر با بدحجابی به دست نیامد و به طور کلی جزئیات دقیق زندگی عصر پیامبر روشن نیست.
هرچند در زمان پیامبر و امام علی(علیه السلام) زنان بد و بی حجاب وجود داشته است اما این بدین معنا نیست که آنها میتوانستند هر جور که دلشان میخواست در اجتماع ظاهر شوند اثبات این مدعا مشکل است چونکه کسانی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکردند قوانین اسلامی را به ظاهر رعایت میکردند حتی اقلیتهای مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بودهاند و این مطلب در کتب فقهی آمده است آنچه که در زمان پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) معمول بوده حجاب نداشتن کنیزگان بوده است آن هم در حدسرو گردن لذا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شده که حجاب اسلامی را کاملاً رعایت کنند تا از کنیزگان شناخته شوند ؛
بر این اساس ادعای اینکه حجاب در زمان پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه الزامی نبود حرفی بدون دلیل و منطق بوده و دلایل قرانی و روایی خلاف آن را ثابت می کند.
نظام جمهوری اسلامی با هدف حاکمیت احکام و ارزشهای اسلامی در جامعه شکل گرفت و رای مردم به نظام جمهوری اسلامی بیانگر خواست آنان در پذیرش ارزشها و اصول اسلامی و اجرای آن در کشور و عرصه اجتماع بوده و مردم با آگاهی کامل نظا م جهوری اسلامی را برگزیدند و از آنجا که حجاب به عنوان یکی از احکام و دستورات اجتماعی اسلام نقش مهمی در حفظ سلامت جامعه و حریم خانواده و جلوگیری از مفاسد داشته و کوتاهی و بی توجهی به آن اثرات نامطلوب و زیانباری برای جامعه دارد ،چیزی که متاسفانه امروز در جامعه کم و بیش شاهد آن هستیم ،حکومت اسلامی وظیفه دارد زمینه ها وشرایط لازم را برای رعایت این حکم الهی فراهم کند و با متخلفان برخورد نماید و مقابله با بی حجابی و دستور به رعایت آن هر چند نوعی محدود کردن آزادی تلقی می گردد اما این در حقیقت محدود کردن آزادیهای مخربی است که بنیان جامعه و خانواده را سست نموده و سلامت جامعه را به خطر می اندازند و نتیجه آن بدست آوردن آزادیهای مطلوبتر و امنیت و آسایش افراد جامعه خواهد بود همانند محدودیت در استفاده از بعضی از غذاها برای حفظ سلامت جسم ،آیا هیچ منطقی می پذیرد که تحت عنوان آزادی استفاده از هر نوع غذا ،سلامت مجموعه بدن رابه دلیل استفاده از برخی از غذاهایی که برای بدن ضرر دارد ، به خطر بیندازیم؟ علاوه برخی از احکام شرعی هست که اگر کسی انجام نداد ضررش بیشتر متوجه خودش می شود مثل ترک نماز در اینجا اجبار مطلوب نیست اما برخی دیگر مانند رعایت نکردن حجاب موجب فساد جامعه می شود در این جا حکومت اسلامی نمی تواند کوتاه بیاید بلکه باید افراد متخلف را مجبور به رعایت مقررات نماید زیرا از آن جا که انسان یک موجود اجتماعى است جامعه بزرگى که در آن زندگى مىکند از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب مىشود پاکى جامعه به پاکى او کمک مىکند و آلودگى آن به آلودگیش روى همین اصل در اسلام با هر کارىکه جو جامعه را مسموم یا آلوده کند شدیدا مبارزه شده است ؛ چرا که گناه همانند آتش است هنگامى که در نقطهاى از جامعه این آتش روشن شود باید سعى و تلاش کرد که آتش خاموش یا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنیم و آن ار از نقطهاى به نقطه دیگر ببریم حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسى قادر بر کنترل آن نخواهد بود و از این گذشته عظمت گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیها خود سد بزرگى در برابر فساد است اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع این سد را مىشکند گناه را کوچک مىکند و آلودگى به آن را ساده مىنماید. لذا حکومت اسلامى موظف است جلو منکرات را بگیرد و این به معناى اجبار به حجاب نیست بلکه نوعى واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماریهاى روانى است و در جامعه اسلامى احاد محروم وظیفه دارند به بهداشت روانى و سلامت روحانى توجه کنند واین همان امر به معروف و نهى از منکر و نظارت ملى است. و حاکمان اسلامى موظفند عوامل مزاحم رشد فضائل انسانى را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازى براى سلامت روانى جامعه است. و در حکومت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام على(علیه السلام) نیز چنین بوده است پوشش اسلامی یک حکم شرعی است و زنان مسلمان ومتعهد بدستورات دین همواره ودر سخت ترین شرائط هم به پوشش خود اهتمام داشته واین دستور نجات بخش رامراعات می کردند,با پیروزی انقلاب اسلامی طبعاٌ انتظار بود که این حکم الهی بهتر رعایت شود وبصورت خواست عمومی مطرح بود زیرا حکومت طاغوتی ساقط شده بود وموانع دین داری از بین رفته بود ومردم می خواستند نتیجه انقلاب خود را که پیاده شدن احکام اسلام بود ,با چشم خود ببینند.
بد حجابی هم از نظر آموزه های اسلامی و هم از نظر قوانین موضوعه و قانون مجازات اسلامی، به عنوان گناه و یک جرم اجتماعی است که برای مرتکبین آن مجازات مشخص گردیده است.
-------------------------
پی نوشت ها:
1. احزاب، آیه 33.
2. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 14.
3. احزاب، آیه 59.
4. نور، آیه 31.
5. بحارالانوار، ج 97، ص 33.
6. وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.
7. وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.
8. همان، ح 4.
دانشجوی عزیز ، تلاش شما برای تشخیص عالمانه و صحیح احکام و مسائل دینی، ستودنی و قابل احترام است . در پاسخ به ایراداتی که فرمودید توجه به مطالب ذیل مفید می باشند:
پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمی تواند در آن تردید کند، زیرا هم قرآن کریم بدان تصریح نموده و هم روایات فراوان بر وجوب آن دلالت دارد. از همین رو فقهای شیعه و سنی به اتفاق به وجوب آن فتوا داده اند، همان گونه که نماز و روزه و سایر معارف اسلامی، به دورانی خاص اختصاص ندارد دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی دلیل و غیر کارشناسانه می نماید، هر چند در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام علی(علیه السلام) زنان بدحجاب وجود داشته است اما قرآن با این پدیده برخورد کرده، به دنبال آن دیگر آنها نمی توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، این مطلب از آیات حجاب که بر لزوم پوشش و پرهیز از تبرج، خودنمایی، تحرک و بی حجابی زمان جاهلیت تأکید می نماید، به خوبی قابل استفاده است:
1. «وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولى؛ ای زنان پیامبر! در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید. اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.»(1)
مراد از جاهلیت اولی همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده و به طوری که در تاریخ آمده آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری خود را به پشت سر می انداختند به گونه ای که گلو و قسمتی از سینه و گردن بند و گوشواره آنان نمایان بود و به این ترتیب قرآن همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می دارد. البته بدون شک این حکم عام و تکیه آیات بر زنان پیامبر به عنوان تأکید بیشتر است.(2)
2. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ... ؛ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.»(3)
3. «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ ... ؛ به زنان با ایمان بگو چشم های خود را فرو گیرند و از نگاه به مردان نامحرم خودداری کنند و دامان خود را حفظ نمایند و نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است و اطراف روسری های خود را بر سینه خود افکند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)»(4)
روایات که دلالت بر وجوب حجاب دارد
در این زمینه روایات متواتری وجود دارد که در کتب حدیثی شیعه از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از این روایات در ارتباط با تفسیر آیات ذکر شده می باشد و برخی هم حکم زنان سالخورده را در مورد حجاب بیان داشته و برخی در مورد اِماء و کنیز وارد شده است و بعضی نیز زمان وجوب حجاب را بیان می دارد. در کل اصل وجوب حجاب را مسأله مسلم و ضروری دانسته، به شرایط، خصوصیات، زمان و استثنائات آن پرداخته است، به طور نمونه به موارد از آنها اشاره می نماییم:
1. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کل آیته فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا إلا هذه الآیته فإنها من النظر؛ هر آیه که در قرآن مجید سخن از حفظ فروج به میان می آورد منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران می باشد.»(5)
2. فضیل بن یسار می گوید: «سألت ابا عبدالله(علیه السلام) عن الذراعین من المرائته، هما من الذینته التی قال الله: «و لا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن»؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزینته و ما دون السوارین؛ از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم آیا دو تا ذراع زن از مارد زینت است که خداوند می فرماید: برای غیر شوهر نشان داده نشود؟» فرمود: بلی ونیز سر و موهای سر و گردن و مقداری از سینه که با روسری پوشانده می شود هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت (مراد محل زینت است) است و برای غیر محارم نمی تواند نشان بدهد.»(6)
3. روایات که اصل حجاب را مسلم گرفته و زمان آن را مطرح می سازد:
الف. محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می کند: «لا یصلح للجاریته إذا حاضت إلا أن تختمر؛ دختر زمانی که به حد بلوغ شرعی رسید، باید روسری داشته باشد.»(7)
ب. از امام هشتم(علیه السلام) روایت شده است: «لا تفطی المرأئته رأسها من الفلام حتی یبلغ الفلام؛ پسر وقتی به حد بلوغ رسید زن باید حجاب را رعایت کرده و سر خود را از وی بپوشاند.»(8)
بنابراین بر لزوم حجاب علاوه بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی آن، آیات و روایات فراوانی دلالت دارد. و اصولا پوشش امر غریزی و فطری برای بشر است و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند. با این حال، موارد برخورد پیامبر با بدحجابی به دست نیامد و به طور کلی جزئیات دقیق زندگی عصر پیامبر روشن نیست.
هرچند در زمان پیامبر و امام علی(علیه السلام) زنان بد و بی حجاب وجود داشته است اما این بدین معنا نیست که آنها میتوانستند هر جور که دلشان میخواست در اجتماع ظاهر شوند اثبات این مدعا مشکل است چونکه کسانی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکردند قوانین اسلامی را به ظاهر رعایت میکردند حتی اقلیتهای مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بودهاند و این مطلب در کتب فقهی آمده است آنچه که در زمان پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) معمول بوده حجاب نداشتن کنیزگان بوده است آن هم در حدسرو گردن لذا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شده که حجاب اسلامی را کاملاً رعایت کنند تا از کنیزگان شناخته شوند ؛
بر این اساس ادعای اینکه حجاب در زمان پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه الزامی نبود حرفی بدون دلیل و منطق بوده و دلایل قرانی و روایی خلاف آن را ثابت می کند.
نظام جمهوری اسلامی با هدف حاکمیت احکام و ارزشهای اسلامی در جامعه شکل گرفت و رای مردم به نظام جمهوری اسلامی بیانگر خواست آنان در پذیرش ارزشها و اصول اسلامی و اجرای آن در کشور و عرصه اجتماع بوده و مردم با آگاهی کامل نظا م جهوری اسلامی را برگزیدند و از آنجا که حجاب به عنوان یکی از احکام و دستورات اجتماعی اسلام نقش مهمی در حفظ سلامت جامعه و حریم خانواده و جلوگیری از مفاسد داشته و کوتاهی و بی توجهی به آن اثرات نامطلوب و زیانباری برای جامعه دارد ،چیزی که متاسفانه امروز در جامعه کم و بیش شاهد آن هستیم ،حکومت اسلامی وظیفه دارد زمینه ها وشرایط لازم را برای رعایت این حکم الهی فراهم کند و با متخلفان برخورد نماید و مقابله با بی حجابی و دستور به رعایت آن هر چند نوعی محدود کردن آزادی تلقی می گردد اما این در حقیقت محدود کردن آزادیهای مخربی است که بنیان جامعه و خانواده را سست نموده و سلامت جامعه را به خطر می اندازند و نتیجه آن بدست آوردن آزادیهای مطلوبتر و امنیت و آسایش افراد جامعه خواهد بود همانند محدودیت در استفاده از بعضی از غذاها برای حفظ سلامت جسم ،آیا هیچ منطقی می پذیرد که تحت عنوان آزادی استفاده از هر نوع غذا ،سلامت مجموعه بدن رابه دلیل استفاده از برخی از غذاهایی که برای بدن ضرر دارد ، به خطر بیندازیم؟ علاوه برخی از احکام شرعی هست که اگر کسی انجام نداد ضررش بیشتر متوجه خودش می شود مثل ترک نماز در اینجا اجبار مطلوب نیست اما برخی دیگر مانند رعایت نکردن حجاب موجب فساد جامعه می شود در این جا حکومت اسلامی نمی تواند کوتاه بیاید بلکه باید افراد متخلف را مجبور به رعایت مقررات نماید زیرا از آن جا که انسان یک موجود اجتماعى است جامعه بزرگى که در آن زندگى مىکند از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب مىشود پاکى جامعه به پاکى او کمک مىکند و آلودگى آن به آلودگیش روى همین اصل در اسلام با هر کارىکه جو جامعه را مسموم یا آلوده کند شدیدا مبارزه شده است ؛ چرا که گناه همانند آتش است هنگامى که در نقطهاى از جامعه این آتش روشن شود باید سعى و تلاش کرد که آتش خاموش یا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنیم و آن ار از نقطهاى به نقطه دیگر ببریم حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسى قادر بر کنترل آن نخواهد بود و از این گذشته عظمت گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیها خود سد بزرگى در برابر فساد است اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع این سد را مىشکند گناه را کوچک مىکند و آلودگى به آن را ساده مىنماید. لذا حکومت اسلامى موظف است جلو منکرات را بگیرد و این به معناى اجبار به حجاب نیست بلکه نوعى واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماریهاى روانى است و در جامعه اسلامى احاد محروم وظیفه دارند به بهداشت روانى و سلامت روحانى توجه کنند واین همان امر به معروف و نهى از منکر و نظارت ملى است. و حاکمان اسلامى موظفند عوامل مزاحم رشد فضائل انسانى را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازى براى سلامت روانى جامعه است. و در حکومت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام على(علیه السلام) نیز چنین بوده است پوشش اسلامی یک حکم شرعی است و زنان مسلمان ومتعهد بدستورات دین همواره ودر سخت ترین شرائط هم به پوشش خود اهتمام داشته واین دستور نجات بخش رامراعات می کردند,با پیروزی انقلاب اسلامی طبعاٌ انتظار بود که این حکم الهی بهتر رعایت شود وبصورت خواست عمومی مطرح بود زیرا حکومت طاغوتی ساقط شده بود وموانع دین داری از بین رفته بود ومردم می خواستند نتیجه انقلاب خود را که پیاده شدن احکام اسلام بود ,با چشم خود ببینند.
بد حجابی هم از نظر آموزه های اسلامی و هم از نظر قوانین موضوعه و قانون مجازات اسلامی، به عنوان گناه و یک جرم اجتماعی است که برای مرتکبین آن مجازات مشخص گردیده است.
-------------------------
پی نوشت ها:
1. احزاب، آیه 33.
2. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 14.
3. احزاب، آیه 59.
4. نور، آیه 31.
5. بحارالانوار، ج 97، ص 33.
6. وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.
7. وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.
8. همان، ح 4.
