تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پرسمان حجاب
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
استادی در دانشگاه می گفت که در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان (علیه السلام) هیچ موقع در مسأله حجاب برخورد شدیدی که امروزه شاهد آن هستیم نمی شد فقط در حد ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر بود و هیچ گونه بر خوردی همراه با دستگیری نبود و حتی اصراری هم به ارشاد نداشتند چون خداوند وحی فرمودند که بر تو تکلیفی نیست فقط دعوت زبانی کافی است و این خداوند است که هر کس را بخواهیم هدایت و گمراه می کنیم. حال نظر شما با این تفاسیر چیست؟ آیا با توجه به وضع موجود قابل تأمل نیست؟

دانشجوی عزیز ، تلاش شما برای تشخیص عالمانه و صحیح احکام و مسائل دینی، ستودنی و قابل احترام است . در پاسخ به ایراداتی که فرمودید توجه به مطالب ذیل مفید می باشند:
پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمی تواند در آن تردید کند، زیرا هم قرآن کریم بدان تصریح نموده و هم روایات فراوان بر وجوب آن دلالت دارد. از همین رو فقهای شیعه و سنی به اتفاق به وجوب آن فتوا داده اند، همان گونه که نماز و روزه و سایر معارف اسلامی، به دورانی خاص اختصاص ندارد دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی دلیل و غیر کارشناسانه می نماید، هر چند در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام علی(علیه السلام) زنان بدحجاب وجود داشته است اما قرآن با این پدیده برخورد کرده، به دنبال آن دیگر آنها نمی توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، این مطلب از آیات حجاب که بر لزوم پوشش و پرهیز از تبرج، خودنمایی، تحرک و بی حجابی زمان جاهلیت تأکید می نماید، به خوبی قابل استفاده است:
1. «
وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولى‏؛ ای زنان پیامبر! در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید. اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.»(1)
مراد از جاهلیت اولی همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده و به طوری که در تاریخ آمده آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری خود را به پشت سر می انداختند به گونه ای که گلو و قسمتی از سینه و گردن بند و گوشواره آنان نمایان بود و به این ترتیب قرآن همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می دارد. البته بدون شک این حکم عام و تکیه آیات بر زنان پیامبر به عنوان تأکید بیشتر است.
(2)
2. «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ... ؛ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند.»
(3)
3. «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ ... ؛ به زنان با ایمان بگو چشم های خود را فرو گیرند و از نگاه به مردان نامحرم خودداری کنند و دامان خود را حفظ نمایند و نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است و اطراف روسری های خود را بر سینه خود افکند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)»
(4)
روایات که دلالت بر وجوب حجاب دارد
در این زمینه روایات متواتری وجود دارد که در کتب حدیثی شیعه از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از این روایات در ارتباط با تفسیر آیات ذکر شده می باشد و برخی هم حکم زنان سالخورده را در مورد حجاب بیان داشته و برخی در مورد اِماء و کنیز وارد شده است و بعضی نیز زمان وجوب حجاب را بیان می دارد. در کل اصل وجوب حجاب را مسأله مسلم و ضروری دانسته، به شرایط، خصوصیات، زمان و استثنائات آن پرداخته است، به طور نمونه به موارد از آنها اشاره می نماییم:
1. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کل آیته فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا إلا هذه الآیته فإنها من النظر؛ هر آیه که در قرآن مجید سخن از حفظ فروج به میان می آورد منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران می باشد.»
(5)
2. فضیل بن یسار می گوید: «سألت ابا عبدالله(علیه السلام) عن الذراعین من المرائته، هما من الذینته التی قال الله: «و لا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن»؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزینته و ما دون السوارین؛ از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم آیا دو تا ذراع زن از مارد زینت است که خداوند می فرماید: برای غیر شوهر نشان داده نشود؟» فرمود: بلی ونیز سر و موهای سر و گردن و مقداری از سینه که با روسری پوشانده می شود هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت (مراد محل زینت است) است و برای غیر محارم نمی تواند نشان بدهد.»
(6)
3. روایات که اصل حجاب را مسلم گرفته و زمان آن را مطرح می سازد:
الف. محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می کند: «لا یصلح للجاریته إذا حاضت إلا أن تختمر؛ دختر زمانی که به حد بلوغ شرعی رسید، باید روسری داشته باشد.»
(7)
ب. از امام هشتم(علیه السلام) روایت شده است: «لا تفطی المرأئته رأسها من الفلام حتی یبلغ الفلام؛ پسر وقتی به حد بلوغ رسید زن باید حجاب را رعایت کرده و سر خود را از وی بپوشاند.»
(8)
بنابراین بر لزوم حجاب علاوه بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی آن، آیات و روایات فراوانی دلالت دارد. و اصولا پوشش امر غریزی و فطری برای بشر است و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند. با این حال، موارد برخورد پیامبر با بدحجابی به دست نیامد و به طور کلی جزئیات دقیق زندگی عصر پیامبر روشن نیست.
هرچند در زمان پیامبر و امام علی(علیه السلام) زنان بد و بی حجاب وجود داشته است اما این بدین معنا نیست که آنها میتوانستند هر جور که دلشان میخواست در اجتماع ظاهر شوند اثبات این مدعا مشکل است چونکه کسانی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکردند قوانین اسلامی را به ظاهر رعایت میکردند حتی اقلیت‏های مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده‏اند و این مطلب در کتب فقهی آمده است آنچه که در زمان پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) معمول بوده حجاب نداشتن کنیزگان بوده است آن هم در حدسرو گردن لذا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شده که حجاب اسلامی را کاملاً رعایت کنند تا از کنیزگان شناخته شوند ؛
بر این اساس ادعای اینکه حجاب در زمان پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه الزامی نبود حرفی بدون دلیل و منطق بوده و دلایل قرانی و روایی خلاف آن را ثابت می کند.
نظام جمهوری اسلامی با هدف حاکمیت احکام و ارزشهای اسلامی در جامعه شکل گرفت و رای مردم به نظام جمهوری اسلامی بیانگر خواست آنان در پذیرش ارزشها و اصول اسلامی و اجرای آن در کشور و عرصه اجتماع بوده و مردم با آگاهی کامل نظا م جهوری اسلامی را برگزیدند و از آنجا که حجاب به عنوان یکی از احکام و دستورات اجتماعی اسلام نقش مهمی در حفظ سلامت جامعه و حریم خانواده و جلوگیری از مفاسد داشته و کوتاهی و بی توجهی به آن اثرات نامطلوب و زیانباری برای جامعه دارد ،چیزی که متاسفانه امروز در جامعه کم و بیش شاهد آن هستیم ،حکومت اسلامی وظیفه دارد زمینه ها وشرایط لازم را برای رعایت این حکم الهی فراهم کند و با متخلفان برخورد نماید و مقابله با بی حجابی و دستور به رعایت آن هر چند نوعی محدود کردن آزادی تلقی می گردد اما این در حقیقت محدود کردن آزادیهای مخربی است که بنیان جامعه و خانواده را سست نموده و سلامت جامعه را به خطر می اندازند و نتیجه آن بدست آوردن آزادیهای مطلوبتر و امنیت و آسایش افراد جامعه خواهد بود همانند محدودیت در استفاده از بعضی از غذاها برای حفظ سلامت جسم ،آیا هیچ منطقی می پذیرد که تحت عنوان آزادی استفاده از هر نوع غذا ،سلامت مجموعه بدن رابه دلیل استفاده از برخی از غذاهایی که برای بدن ضرر دارد ، به خطر بیندازیم؟ علاوه برخی از احکام شرعی هست که اگر کسی انجام نداد ضررش بیشتر متوجه خودش می شود مثل ترک نماز در اینجا اجبار مطلوب نیست اما برخی دیگر مانند رعایت نکردن حجاب موجب فساد جامعه می شود در این جا حکومت اسلامی نمی تواند کوتاه بیاید بلکه باید افراد متخلف را مجبور به رعایت مقررات نماید زیرا از آن جا که انسان یک موجود اجتماعى است جامعه بزرگى که در آن زندگى مى‏کند از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب مى‏شود پاکى جامعه به پاکى او کمک مى‏کند و آلودگى آن به آلودگیش روى همین اصل در اسلام با هر کارىکه جو جامعه را مسموم یا آلوده کند شدیدا مبارزه شده است ؛ چرا که گناه همانند آتش است هنگامى که در نقطه‏اى از جامعه این آتش روشن شود باید سعى و تلاش کرد که آتش خاموش یا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنیم و آن ار از نقطه‏اى به نقطه دیگر ببریم حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسى قادر بر کنترل آن نخواهد بود و از این گذشته عظمت گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیها خود سد بزرگى در برابر فساد است اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع این سد را مى‏شکند گناه را کوچک مى‏کند و آلودگى به آن را ساده مى‏نماید. لذا حکومت اسلامى موظف است جلو منکرات را بگیرد و این به معناى اجبار به حجاب نیست بلکه نوعى واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماریهاى روانى است و در جامعه اسلامى احاد محروم وظیفه دارند به بهداشت روانى و سلامت روحانى توجه کنند واین همان امر به معروف و نهى از منکر و نظارت ملى است. و حاکمان اسلامى موظفند عوامل مزاحم رشد فضائل انسانى را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازى براى سلامت روانى جامعه است. و در حکومت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام على(علیه السلام) نیز چنین بوده است پوشش اسلامی یک حکم شرعی است و زنان مسلمان ومتعهد بدستورات دین همواره ودر سخت ترین شرائط هم به پوشش خود اهتمام داشته واین دستور نجات بخش رامراعات می کردند,با پیروزی انقلاب اسلامی طبعاٌ انتظار بود که این حکم الهی بهتر رعایت شود وبصورت خواست عمومی مطرح بود زیرا حکومت طاغوتی ساقط شده بود وموانع دین داری از بین رفته بود ومردم می خواستند نتیجه انقلاب خود را که پیاده شدن احکام اسلام بود ,با چشم خود ببینند.
بد حجابی هم از نظر آموزه های اسلامی و هم از نظر قوانین موضوعه و قانون مجازات اسلامی، به عنوان گناه و یک جرم اجتماعی است که برای مرتکبین آن مجازات مشخص گردیده است.
-------------------------
پی نوشت ها:
1. احزاب، آیه 33.
2. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 14.
3. احزاب، آیه 59.
4. نور، آیه 31.
5. بحارالانوار، ج 97، ص 33.
6. وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.
7. وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.
8. همان، ح 4.
ببخشید پست ارسالی توسط شما بسیار طولانی است لطفا مطالبتان به گونه ای باشد که وقت خواندن تمام ان را داشته باشیم یعنی شیره و عصاره ی کلام را درج کنید
با تشکر
بعضی آدم ها هستند که شاید بد حجاب باشند ولی دل پاکی دارند حتی از بعضی ها که به نظر می رسد مؤمن تر هستند اعتقادشون بیشتر، به نظر شما این درسته، می تونه همچین چیزیی وجود داشته باشه؟

ما هم قبول داریم که همه چیز به نماز و روزه نیست و ملاک خوبى افراد فقط نماز و روزه تنها نیست اما این نباید بهانه شود براى ترک نماز و روزه و یا ارتکاب گناهان دیگر بلکه انسان مؤمن اعم از زن و مرد باید تمام اوامر الهى را گردن نهد و از محرّمات و گناهان پرهیز نماید.
به چنین انسانى باید گفت هم آن آدم که فقط نماز و روزه را اهمیت مى‏دهد ولى کارهاى دیگرش مطابق شرع نیست در اشتباه است و هم شما که موهاى خودتان را در معرض دید نامحرم قرار مى‏دهید و یا حجاب خود را رعایت نمى‏کنید و باعث آلوده شدن جوانان به گناه مى‏شوید
بدیهى است که اگر یک فردى اهل نماز و روزه و عبادت خدا نباشد و با یاد خدا دلش را محکم نکند هرگز نمى‏تواند در مقابل نفس اماره و شیطان مقاومت کند زیرا عبادت و ارتباط با خداست که انسان را در مقابل گناه بیمه مى‏کند و محالّ است کسى اهل نماز و بندگى نباشد و بگوید من دین نداریم اما پاک هستم این حرف‏ها خیالات واهى و از وسوسه‏هاى شیطانى است زیرا شیطان هر کسى را بنحوى و از راهى اغوا و گمراه مى‏کند و این هم یکى از دام‏هاى شیطان است بهرحال از خداوند میخواهیم که ما و شما و همه مسلمانان را از وساوس شیطان و نفس اماره حفظ نماید.
مسلمان و مومن متعادل و مقبول آن است که به ظاهر و باطن دین و به اصطلاح به شریعت و حقیقت اهمیت دهد و به هر دو توجه داشته باشد . عده ای در این راه دچار افراط و تفریط شده اند ؛ برخی همه تلاش و کوشش خود را صرف عمل به ظاهر دین و عبادات و اعمال دینی کرده به کلی از روح و باطن و حقیقت آن غافل شده اند وگروهی بر عکس ، ظواهر دین و شریعت را به کلی کنارگذاشته اند و به قول خودشان به دنبال روح و باطن دین و عبادات هستند .
شریعت در لغت به معنای راهی درکنار رودخانه است که دستیابی به آب را آسان می سازد . مجموعه قوانین مربوط به اعمال ظاهری که علم فقه متکفل بحث در باره آن است و یا به عقیده بعضی در دایره ای وسیع تر جنبه ظاهری همه اموری که بر رسول خدا –ص- وحی شده است شریعت نام دارد . بر این اساس همه جنبه های ظاهری و قشری و پوستی احکام ، اخلاق و عقاید، در حوزه شریعت جای می گیرد و باطن آنها طریقت و حقیقت است .
( الفتوحات المکیه ، ج4 ، ص 731-734)
عارفان راستین معتقدند احکام شریعت بر یک سلسله مصالح حقیقی مبتنی است و عمل به آنها با شرایط آن ، انسان را به کمال و سعادت می رساند . بنا بر این راه رسیدن به کمالات و حقایق ، عبادت و عمل به شریعت است و از آنجا که این کمالات لازمه عمل به احکام است ، عمل به شریعت در آغاز راه یا در طول مسیر ، شرط رسیدن به کمالات است . مرحوم علامه طباطبایی در کتاب ارزشمند الولایه ، ص 46 می فرماید : واجب و محرمات شریعت احکام عمومی برای همه طبقات است . افراد هر چه به خداوند تقرب بیشتری داشته باشند تکلیفشان سنگین تر است .
به چند دلیل عارفان راستین و حقیقی ، شریعت را امری ضرروی و لازم می دانند :
1- ریاضت ؛ اساس عرفان بر سلوک استوار است و سلوک چیزی جز ریاضت نمی باشد و ریاضت هم جز با با اعمال و رفتار تحقق نمی یابد و اعمال چیزی جز شریعت نیست .
2- شوق بندگی : مشاهده نتیجه اعمال و عبادات ، ذوق و شوق بندگی و عمل به شریعت را در سالک شدت می بخشد و او را روز به روز به عبادت و بندگی راغب تر می سازد .
3- شریعت تجلی باطن معرفت در ابعاد جسمانی انسان است . امام خمینی –ره – به نقل از ایت الله شاه ابادی –ره- میگوید : عبادات سریان دادن ثنای حق به جنبه و مقام جسمانی و مادی انسان است . همان گونه که بطن ها و مراتب دیگر وجود انسان همانند عقل و صدر حظ و بهره خود را از معرفت و ثنای رب خود دارند مرتبه جسمانی انسان و ملک بدن او نیز باید حظ و بهره خود را از معرفت و ثنای حق داشته باشد و همین مناسک و اعمال حظ بدن است .
( سر الصلوه، مقدمه ، فصل دوم ).
از این رو برای هماهنگی میان باطن و ظاهر ، شریعت امری لازم و بایسته است .
از طرف دیگر توجه صرف به ظاهر و جسم اعمال و عبادات و غفلت و بیگانه بودن با روح و و حقیقت آن ، عمل را از درون و محتوا تهی می سازد و آن را هم چون پیکری بی روح قرار می دهد .
علت اصلی عمل چنین افرادی نا آگاهی از نقش روح و حقیقت اعمال و عبادات در تاثیر آنها است . هر چند تمام مراتب عمل دارای اثر است و هیچ مرتبه ای از آن بدون تاثیر نمی باشد ولی تاثیر کامل و مطلوب و تمام عیاری که عبادت به خاطرآن تشریع و جعل شده است متعلق به عبادت و عملی است که میان ظاهر و باطن و جسم و روح آن توافق و هماهنگی باشد .
انسان ها از طرفی می خواهند متدین و اهل عمل به شریعت باشند و از طرف دیگر به دلیل گرایش بیش از حد نیاز به مادیات و امور دنیایی و اطلاع نداشتن از آثار توجه به حقیقت و روح و باطن عمل و عبادت ، به آن اهمیتی نمی دهند و از کنار آن به سادگی می گذرند .
در خصوص راهکارهای عملی حفظ عفاف در دوران قبل از ازدواج در شرایط پر خطر توضیح دهید.

پاسخ: دانشجوی گرامی شما در موقعیت سنی خاصی هستید که غریزه جنسی در آن به اوج شکوفایی می رسد و در حال حاضر این غریزه به خصوص با تحریکاتی که در زندگی و محیط امروزی وجود دارد, شما را در فشار و مضیغه قرار داده است. به منظور خلاصی از این فشار و حفظ خود از گناه, دو راهکار واقعی وجود دارد
1- راهکار ازدواج
2- راهکار کنترل غریزه و تقویت معنویت. توضیح بیشتر: یگانه راه کنترل واقعی شهوت و تامین عفاف و نجات از تحریکاتی که در اثر روابط در محیط های آلوده و نامناسب عارض انسان می شود, ازدواج است, باید تمام همت خود را در این جهت به کار گیرید ولی اگر به هر دلیل نمی توانید ازدواج کنید, چاره ای جز استفاده از روشهای کنترلی و تقویت معنویت نیست. با این روشها آشنا هستید, ولی در عین حال در ادامه پاسخ مطلبی برایتان ارسال نمودم که تقریبا به صورت جامع بحث کنترل غریزه و تامین عفاف را پی دارد. هر انسانی باید با عزم و همتی سترگ به مبارزه با گناه برخیزد و همواره کوشش کند که برای اولین بار که میل به گناه آمد با جدیت تمام در برابر آن مقاومت کند آن گاه به تدریج مبارزه آسان خواهد شد. گاهی اوقات ممکن است برای بعضی از افراد واقعا امکان ازدواج به هیچ وجه فراهم نشود، در این صورت، قرآن کریم دستور به پاکدامنی و عفاف می دهد و می‏فرماید: «ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنهم‏الله من فضله» ، خداوند در این آیه، صریحاً دستور به عفاف و خودنگهداری می‏دهد و این بهترین شیوه و روشی است که با به کار بستن آن روح ایمان و تقوا در انسان پرورش می‏یابد و سبب تقویت اراده و تسلط بر نفس می‏شود و روحیه عفت در انسان زنده می‏گردد. موثرترین راهکار: ازدواج گاهی بر انسان واجب می شود، در این صورت اقدام به ازدواج به صورت یک وظیفه شرعی در می آید که تخطی از آن گناه محسوب می شود. در مورد ازدواج تمامی مراجع عظام تاکید می کنند که اگر چه اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحبّاتی است که به آن بسیار سفارش شده است؛ ولی اگر کسی به واسطه نداشتن همسر، به حرام و گناه بیفتد، ازدواج بر او واجب می‏گردد و حق ندارد مجرد بماند. ممکن است بگویید: به لحاظ اقتصادی و شرایط تحصیلی و یا خانوادگی فعلا امکان این کار نیست، این ممکن است ناشی از نوعی ترس از فقر منفی باشد. توجه داشته باشید که مؤمن؛ یعنی کسی که به خدا و توانایی او اعتماد دارد و در مشکلات زندگی به او توکل می کند، هرگز نسبت به انجام وظایف شرعی خود به خاطر ترس از فقر و اینکه شاید شغلی گیرم نیاید و یا هزینه آن را چگونه تهیه کنم، کوتاهی نمی کند. شما به وظیفه خود به خاطر خدا اقدام می کنید، خدای متعال هم وظیفه خود را که روزی رسانی به بندگان است می داند و هرگز بنده مؤمن خود را رها نمی کند. کسانی که ازدواج می کنند اکثرا امکانات کاملی برای زندگی نداشته اند، ولی به تجربه دریافته اند که مشکلات حل می شود و حتی به صورتی که شاید قابل محاسبه و پیش بینی هم نبوده، امکانات ازدواج و ادامه زندگی برایشان فراهم شده است. قرآن کریم در سوره نور پس از اینکه به مؤمنان دستور ازدواج می دهد، می فرماید: اگر فقیر باشند خدای متعال از فضل و کرم خویش ایشان را بی نیاز می کند و خداوند وسعت دهنده و بسیار دانا است. «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم» چند نکته و دستور مهم در این آیه شریفه وجود دارد:
1. زنان و مردان مجرد باید ازدواج کنند.
2. در راه ازدواج از فقر نترسند؛ زیرا خداوند آنها را از فضل خودش غنی و بی‏نیاز خواهد ساخت. بدون شک کسی که برای حفظ ایمان و پاکی نفس خود اقدام به ازدواج نماید امدادهای الهی به کمک او می آیند و خداوند گره از مشکلات او خواهد گشود «من یتق الله یجعل له مخرجا». و باز تجربه نشان داده تا زمانی که شخص مجرد است احساس مسؤولیت نمی‏کند و ابتکار و نیروی خود را به اندازه کافی برای کسب درآمد مشروع به کار نمی‏گیرد و همچنین اگر درآمدی پیدا کرد در راه حفظ و بارور ساختن آن و مصرف صحیح نمی‏کوشد اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می‏شود و خود را شدیدا مسؤول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی می‏بیند و بدین سبب است که پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «رزق همراه زنان است زن بگیرید تا روزی شما فراوان گردد.» و ازدواج بر خلاف تصوراتی که در ذهن وجود دارد کار چندان مشکلی نیست مشروط به اینکه از آداب و رسوم دست و پاگیر و هزینه‏های تشریفاتی پرهیز شود و برای این منظور می‏توان همسر خود را از خانواده‏های مؤمن و عفیف و متوسط اجتماع و کم توقع انتخاب کرد و به طور قطع انتخاب همسر شایسته و با ایمان و عفیف هیچ گاه پشیمانی به دنبال نخواهد داشت پشیمانی وقتی پیش می‏آید که ازدواج از روی هوا و هوس و با معیارهای غیرمنطقی انجام گیرد. و چنان چه ازدواج الآن و در شرایط کنونی مقدور نباشد می توان با اجرای عقد امر عروسی و ازدواج را تا فراهم شدن شرایط مساعد به تأخیر انداخت و از مزایای دوران شیرین نامزدی بهره مند شد و راه حل دوم در آیه شریفه این است که اگر به هر دلیلی قدرت بر ازدواج فراهم نشد باید عفاف را پیشه خود ساخت و خود را از آلوده شدن به گناه حفظ کرد تا خداوند گشایشی در کارها حاصل نماید. راه حل مشکلات: ما همه می دانیم که جوان برای ازدواج با مشکلات عدیده ای مانند شغل, مسکن, تحصیل, آداب و رسوم و مهریه های سنگین روبرو است. بدون تردید برای حل اساسی مشکلات ازدواج جوانان، باید موانع ازدواج که به برخی از آنها اشاره شد از سر راه جوانان برداشته شود و انجام چنین کاری نیاز به یک عزم ملی و برنامه ریزی صحیح از ناحیه همه مسئولین نظام اسلامی بویژه قوه مجریه دارد. البته این بدان معنا نیست که خود جوانان، خانواده ها و سایر نهادهای فرهنگی- مذهبی مسئولیتی نسبت به ازدواج جوانان ندارند بلکه خود جوانان مهمترین نقش را می توانند در حل این بحران داشته باشند در این جا به برخی از راه کارها اشاره می شود:
1. پرهیز از تشریفات غیر ضروری و کنار گذاشتن برخی از رسم و رسومات دست و پاگیر.
2. کاهش سطح توقعات و انتظارات.
3. تقویت فرهنگ ازدواج های ساده و کم خرج.
4. تقویت ایمان و اعتقاد جوانان به آموزه های دینی درباره ازدواج. به عنوان مثال: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «کسانی که تنگ دست اند دلهره فقر و مشکلات مادی نداشته باشند زیرا خداوند وعده داده است که از فضل و رحمتش جوانان نیازمند را در امر ازدواج کمک کند.» 5. کاهش مهریه ها.
6. تشکیل صندوق های قرض الحسنه فامیلی برای کمک به ازدواج جوانان.
7. تقویت باورهای دینی، روحیه امید و توکل در جوانان.
راهکار ازدواج موقت: در صورت امکان بهترین راه برای ارضا صحیح و مشروع غریزه جنسی، ازدواج دائم است.
راهکار تقویت اراده برای کنترل غرایز:
1. هر کاری که می خواهید انجام دهید با دقت آن را ارزیابی کنید و سپس برای انجام آن تصمیم بگیرید.
2. از تقلید و پیروی کورکورانه از دیگران در هر کاری جداً اجتناب کنید.
3. از بیان جمله «نمی توانم» خودداری و بجای آن به خود تلقین کنید که «من به خوبی از عهده این کار بر می آیم».
4. برای شروع کار و تقویت اراده خود از کارهای کوچک شروع کنید مثلا تصمیم بگیرید صبح ها در یک ساعت معینی از خواب بیدار شوید.
5. بعد از بیدار شدن از خواب و خواندن نماز صبح تصمیم بگیرید 10 دقیقه قرآن بخوانید.
6. اگر در انجام کارها موفق شدید حتما به خودتان جایزه بدهید و آن را در دفتر کارهای روزانه خود به عنوان یک موفقیت ثبت کنید.
7. بعد از هر موفقیتی خدا را شکر کنید و با خود عهد ببندید که به شکرانه موفقیتی که نصیب شما شده آن کار را ادامه دهید.
8. بعد از موفقیت در کارهای فوق تصمیم جدیدی اتخاذ کنید مثلا با خود شرط کنید که هر روز 20 دقیقه باید ورزش کنم.
9. در صورت موفقیت در تصمیم جدید یک علامت مثبت دیگر در کارنامه خود ثبت کنید.
10. اگر در تصمیم جدید ناکام شدید علل آن را بررسی کنید در صورت تنبیلی و کاهلی خود را جریمه کنید مثلا یک روز روزه بگیرید.
11. به همین ترتیب هر روز چند کار ارادی برای خود در نظر بگیرید و انجام دهید البته مراقب باشید انتخاب کارها از روی واقع بینی باشد و از تصمیم گیری های بلند پروازانه خودداری کنید و سعی نمائید درجه مشکلی کارها را بتدریج افزایش دهید تا با تحمل نفس شما همخوانی داشته باشد.
12. بعد از این که خود را در انجام برخی از کارهای ایجابی مثل صبح زود بیدار شدن، نماز سر وقت، تلاوت قرآن و ورزش صبحگاهی، موفق شدید برای انجام کارهای سلبی تصمیم بگیرید یعنی تصمیم بگیرید کارهایی که نباید انجام دهید را بتدریج ترک کنید مثلا به عنوان نمونه می خواهید غرایز جنسی خود را مهار کنید.
در اینجا باید رفتارهایی که باعث شعله ور شدن شهوات می شود را ترک کنید.
أ‌. ابتدا نگاه خود را کنترل کنید و تصمیم بگیرید در برخورد با جنس مخالف نگاه خود را فرو بیندازید.
ب‌. از گفتگو با جنس مخالف مگر در مواقع ضروری و در حد ضرورت اجتناب کنید.
ت‌. از پوشیدن لباس های تنگ که موجب تحریک شهوت جنسی می شود خودداری کنید.
ث‌. از دست ورزی با خود پرهیز کنید.
ج‌. از پرخوری بویژه غذاهای مهیج شهوت مثل سیر، پیاز، فلفل، تخم مرغ و ... اجتناب کنید.
ح‌. افکار خود را بتدریج کنترل کنید زیرا افکار منشاء رفتارند.
خ‌. هر شب، اعمال خود را محاسبه کنید. رفتارهای ارادی که باید انجام می دادید را در صورت انجام یادداشت کنید و رفتارهایی که باید ترک می کردید را نیز در صورت موفقیت یادداشت کنید.
د‌. در انجام همه مراحل تقویت اراده جهت کنترل شهوات از خداوند استعانت جویید زیرا همه نیروهای ما از خداست. پس باید در برابر موانع از خداوند کمک بگیرید. نیروی اراده ما نیز از خداست سعی کنید اراده خود را در جهت اراده الهی قرار دهید یعنی چیزی را اراده کنید که مورد رضایت حق تعالی است.
ذ‌. با کسانی همنشینی و معاشرت کنید که دارای اراده قوی و نظم در انجام مسئولیت ها و تکالیف خود هستند و از معاشرت با افراد سست اراده و ضعیف الایمان که اهل معصیت اند جدا خودداری کنید.
ر‌. روزه نقش عجیبی در کنترل شهوات و تقویت اراده دارد سعی کنید هر هفته حداقل یک روز روزه بگیرید.
ز‌. معرفت و ایمان به خدا و مبدأ و معاد، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت، هویت یابی و تقویت اراده دارد. با تفکر در آثار و آیات الهی ایمان خود را تقویت کنید.
س‌. مواظب نگاه خود باشید و از تماشای مناظر شهوت برانگیز مثل فیلم های مبتذل و قرار گرفتن در محیط هایی که آلوده به گناه است اجتناب کنید. بسیاری از گناهان از یک نگاه ساده آغاز می شود.
ش‌. همواره برای خود کرامت قائل شوید و پیروی از غرایز شهوانی را در غیر موارد حلال اهانت به خود و سقوط از مقام و منزلت انسانی تلقی کنید.
ص‌. زشتی گناه را همواره مانند آبی آلوده و کثیف فرض کنید همانطور که حاضر نیستنید آب آلوده را بنوشید به خود تلقین کنید که من نفس و جان خود را با گناه آلوده نمی کنم.
ض‌. هرگاه در کنترل شهوات با شکست مواجه شدید اولا خود را جریمه کنید سپس بدون یأس و ناامیدی از درگاه خداوند توبه نمائید و آنگاه تصمیم بر جبران آن بگیرید.
ط‌. همواره با یک مشاوره اخلاقی در ارتباط باشید و در انجام مراحل فوق با او مشورت کنید.
ظ‌. مراقب باشید در تقویت اراده برای کنترل غرایز موازین شرعی را رعایت کنید و از هر گونه افراط و تفریط و انجام کارهایی که دین آن را تجویز نکرده است خودداری کنید.
راهکار تقویت معنویت در کنترل غرایز:
در منابع دینی، راه های نجات انسان از بند هوا پرستی و شهوت و رسیدن به معنویت و تحول درونی و روحی و معنوی به خوبی و روشنی برای ما ترسیم شده است. هر کدام از احکام دینی و دستورات شرعی و اخلاقیات و معارف اسلام، راهی برای نیل به معنویت و صفای روح است. اگر در آموزه های دینی برای نیل به معنویت هیچ سفارش و دستوری جز نماز وجود نداشت، همین کافی بود که انسان با قرار گرفتن بر سکوی پرش نماز که معراج مؤمن و نزدیک کننده هر فرد متقی به خداوند است به اوج قله کمال و معنویت برسد. نماز معجون عجیب و نیروبخشی است که بال پرواز به آسمان معنا و حقیقت را به انسان هدیه می کند و راه وصول به اوج کمال و معنویت را برای او هموار می سازد. وضو گرفتن، غسل کردن، لباس نظیف پوشیدن و عطر زدن در وقت نماز همگی زمینه ساز این پرواز و صعود معنوی می باشند. مشکل ما نبودن راهکار نیست، بلکه مشکل ما عدم استقامت و استواری در عمل به دستورات روح بخش اسلام و تداوم نبخشیدن به این اعمال است. هر عملی اگر شرعا مطلوب و مورد رضایت و خشنودی حق باشد و از آفات و امراض در امان باشد و به طور مستمر و مداوم بجا آورده شود دارای نورانیت و معنویتی است که گاهی به طور محسوس و گاهی به صورت غیرمحسوس در روح و جان انسان تأثیر می گذارد و حال و وضع انسان را دگرگون می سازند. شرکت در مراسم مذهبی مانند دعا، نماز جماعت، مجالس سخنرانی و موعظه و یا ذکر زندگی، سیره، مدح و مصائب اهل بیت(علیه السلام)، زیارت اهل بیت(علیه السلام) و قرائت قرآن به صورت مداوم در هر روز و مانند آن نورانیتی را در انسان پدید می آورد، که باعث می شود آدمی از تاریکی گناه بگریزد و به آسانی به سمت آن نرود. همه دستورات و احکام الهی دارای این خاصیت و ویژگی می باشند و اخلاقیات و احکام و معارف و مجموعه معارف دین، همگی همین هدف یعنی رسیدن انسان به اوج بندگی و کمال و معنویت و صفا و تلطیف روح و جان را دنبال می کنند. ولی البته اراده قوی و همت عالی و استقامت در راه هدف و نهراسیدن از مشکلات و پافشاری و ادامه عمل خیر و عبادت و توجه به خداوند و احساس حضور او شرط بهره بردن از این دستورات نورانی و رسیدن به نتایج خوب و شیرین خود سازی و نجات از فشار غریزه و گمراهی است زیرا معنویت برخواسته از معارف دین نورانیتی را در دل انسان پدید می آورد که موجب می شود انسان زشتی گناه و پیروی از غرایز حیوانی را ببیند و دنبال گناه و ارضا غرایز از طریق غیر مشروع نرود. چند توصیه
1. هیچ گناهی را کوچک نشمارید.
2. در ابتدای روز با خدای متعال شرط کنید که گناه نکنید.
3. در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید.
4. در پایان روز از خویش حساب بکشید. اگر از عملکرد خویش راضی بودید، خدای را شکر گویید و در صورتی که راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید.
5. خود را همواره در محضر خدای بزرگ ببینید، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
6. با دعا و نیایش از خداوند متعال استعانت و استمداد بجویید، زیرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ کدام به فضیلت و تزکیه روی نمی آوردید.
7. اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید; مانند شرکت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. قرآن کریم می فرماید: خوبی ها سرانجام میدان را بر بدی ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بین خواهد برد.
8. مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقی را فراموش نکنید.
می خواستم بدانم تعریف کامل حجاب از دیدگاه اسلام چیست ؟آیا به نظر شما این تعریف کامل است:"مجموعه حرکات و رفتارهایی(ازقبیل راه رفتن ، لباس پوشیدن، صحبت کردن و ...) که وقتی بین دو جنس مخالف اتفاق افتاد ، آنها را به سمت توجه(ناخودآگاه) به تفاوت های جسمی یکدیگر سوق ندهد ." اگر این تعریف اشکال یا کمبودی دارد خواهشمندم متذکر شوید .
ضمنا آیا ما در قرآن صحبت از "چادر" داریم یا نه؟! می خواهم بدانم ما مسلمانان (علی الخصوص شیعیان) پوشش چادر را از چه منبعی استخراج کردیم ؟ آیا مدرکی دال بر استفاده حضرت زهرا (سلام الله علیها) از چادر هست ؟ آیا چادر آن زمان با چادرهایی (سیاه رنگ) که امروزه خانمها استفاده می کنند (از نظر شکل کلی یا رنگ) تفاوتی دااشته است؟


با سلام
دوست محترم
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
(5)؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ
(6)؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ
(7)؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ
(8)؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
فلسفه حجاب رو می خواهم تو دین زرتشت؟ چه کتابی در این مورد وجود دارد؟ لطفا تشریح کنید چون خیلی برام مهمه!
از تاریخ استفاده می‏شود که آن‏ها هم نوعی حجاب داشتند. منتها حجاب‏های آنان با حجاب‏های مسلمین فرق داشته. شاید این‏که در روایات اسلامی داریم کنیزها واجب نیست سرشان را بپوشانند، به خاطر این بوده که اینان مسلمان نبودند، تحت حکومت اسلامی آمدند و حجاب را در تمام بدن رعایت می‏کنند، منتها در موهای سر رعایت نمی‏کردند. این در حالی است که ما می‏بینیم بعضی از اهل کتاب هم پوشش سر را رعایت می‏کردند. در مورد حکومت اسلامی که نسبت به این‏ها چگونه رفتار کردند، به یقین حکومت اسلامی، فشار زیادی روی اهل کتاب و اهل ذمه نداشته و شاید در میان آن‏ها زنانی بودند که موهای خود را نمی‏پوشاندند و در اجتماع ظاهر می‏شدند؛ ولی گاهی می‏شود اگر تبعیضی میان زنان مسلمان و غیر مسلمان در یک جامعه واقع شود، به عنوان ثانوی، منشأ مشکلات می‏شود؛ مثل زنان عصر ما، حکومت اسلامی می‏تواند از آن‏ها هم بخواهد برای رعایت احترام جامعه اسلامی و همرنگ شدن با مسلمین و برای این‏که در محیط تبعیضی نباشد، احتراماً ارزش‏های کشوری را که در آن زندگی می‏کنند، رعایت کنند که یکی از آن ارزش‏ها حجاب است.
طبق تصریح قرآن کریم، نماز و روزه در همه ادیان الهى وجود داشته است و بر طبق تورات و انجیل و حتى گفته‏هاى باقى‏مانده از زرتشت، حجاب بر زنان واجب بوده و نگاه به نامحرم حرام بوده است. البته حجاب در ادیان الهى گذشته کمى سخت‏تر از حجاب اسلامى بوده است.
به استناد قرائن موجود اعم از نمونه‏هاى لباسى که در گذشته استفاده مى‏شده است و شمایل قدیمى حضرت مریم و فرهنگ و تمدن آن زمان در فلسطین مى‏توان به اطمینان گفت که حضرت مریم حداقل همین حجابى را که مامى‏شناسیم داشته است.
چنان که خود اشاره کرده اید آیه 31 سوره ی نور حدود پوشش را مشخص می کند:
اقلیت های مذهبی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی می کند موظفند مقررات و قوانین کشور اسلامی را رعایت کنند از جمله مواردی که اقلیت های مذهبی در جامعه اسلامی باید رعایت کنند عبارتند از:
1- رعایت کلیه مقررات و قوانین اسلامی , کشورهای محل اقامت
2- احترام به مقررات و شعائر دینی
3- عدم تظاهر به منکرات , (جواهر الکلام ج 21 کتاب جهاد صفحه 271 و 270 و 269 و 268 شیخ محمد حسن نجفی (ره ) انتشارات دارالکتاب الاسلامیه ). اقلیت های مذهبی نمی توانند سنت های حاکم بر جامعه اسلامی را بشکنند طبق قراردادشان با حکومت اسلامی نباید به حدود و احکام اسلامی تجاوز کنند.
حجاب زنان , از سنن قدیمی تمدن های بشری بوده است و در ادیان الهی دین به خصوص زرتشت , یهود و مسیحیت مسئله حجاب و رعایت آن مطرح بوده است در بعضی از ادیان مثل دین یهود, مسئله حجاب سخت تر از حجابی است که اسلام می گوید.
البته حجاب در بعضی از ادیان الهى گذشته کمى سخت‏تر از حجاب اسلامى بوده است، هر چند امروزه به آن پای بند نیستند.
بنابر گواهی متون تاریخی، دراکثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب دربین زنان معمول بوده است؛ هرچند در طول تاریخ، فراز ونشیب های زیادی راطی کرده وگاهی با اعمال سلیقه حاکمان،تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل ازبین نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر می شدند،یاد می کنند.
دانشمندان، تاریخ حجاب وپوشش زن رابه دوران ما قبل ازتاریخ وعصر حجر نسبت می دهند، کتاب «زن درآینه تاریخ» پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب، می نویسد : باتوجه به علل ذکر شده وبررسی آثارونقوش به دست آمده،پیدایش حجاب به دوران پیش ازمذاهب مربوط می شود، وبه این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که دردگرگونی و تکمیل آن بسیار موثر بوده است .
1
1- پوشش زن دریونان وروم باستان:
دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف وبسیار زیبا بود، درجزایر کورس وامرجوس ودیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی «بنیلوب» ( همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک ) نیز با حجاب بوده است . زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان رانیزبا پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که برجای مانده، حکایت می کند که زنان سررا می پوشانده، ولی صورت هایشان بازبوده است، ووقتی به بازارمی رفتند ، برآنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری وساکنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نیزوجود داشته است. زنان رومانی ازحجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی ازخانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند وچیزی ازبرآمدگی های بدن مشخص نمی شد.
2
یکی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بروجود حجاب دربین زنان یونان وروم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی ازخدایان یونان باستان است، می گوید : «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه ( والگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده وچابک وبه زیور عفت وتقوا آراسته است.
3
همچنین درباره مردم یکی ازقبائلی که نهصد سال قبل ازمیلاد زندگی می کرده اند، آمده است: «بالاتر ازارمیان ودرکنار دریای سیاه، «سکاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند وزنان خود راسخت در پرده نگاه می داشتند.
4
این مورخ درجای دیگر می گوید: «زنان فقط درصورتی می توانند خویشان ودوستان خود راملاقات کنند ودرجشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملا درحجاب باشند.5
همچنین ازقول یکی ازفلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند : نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید درخانه پنهان داشت.
6
2- پوشش زن درایران باستان:
درمورد پوشش زنان ایران باستان،مطالب زیادی درتاریخ وجود دارد . ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان واین که حجاب بسیار سختی دربین آنان رایج بوده است، می گوید : «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دارازخانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش ( اختلاط) کنند. زنان شوهردارحق نداشتند هیچ مردی را،ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند . در نقش هایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود ونامی از ایشان به نظر نمی رسد.
7
ازدایراه المعارف لاروس نیزبه دست می آید که حجاب دربین مادها وپارس ها وجود داشته است.
8 همچنین درتفسیر اثنی عشری 9 آمده است : «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است.» درکیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد،آیه 90 گوید : زن خواهید و جفت گیرید وهم خوابه دیگری را نبینید و براو منگرید و با او میامیزید.»
نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان دردوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها ( هخامنشیان )، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب وپوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود :
دوره مادها:
درکتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده : «اصلی که باید درنظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ماقبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره ( مادها ) ازلحاظ شکل ( باکمی تفاوت ) با پوشاک مردان یکسان است.
10
وی درادامه برای توضیح نقوش برجای مانده می نویسد : «مرد وزن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، ازهم تمیز داده می شوند . به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سرخود گذارده اند واز زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
11
دوره پارسی ها ( هخامنشیان ):
پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته وسلسله هخامنشی را تاسیس کردند . آنها ازنظر لباس همانند مادها بودند . درمورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است : «ازروی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده وبلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است . به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند . اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده ودرزیر آن، یک پیراهن بادامن بلند ودرزیر آن نیز،پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
12
دوره اشکانیان:
دراین دوره نیز هماهنند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است . دراین باره چنین می خوانیم : «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است . پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند وقد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بوده است . روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند .»
13
درجای دیگر آمده است : «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی ویا سفید بوده است. گوشه چادر درزیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است . این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه ( نوعی کلاه زنانه ) را درقسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است .»
14
درکتاب «پارتیان» نیزآمده است : «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو برتن می کردند، با شنلی که برافکنده می شد ونیز نقابی داشتند که معمولا به پس سرمی آویختند.»
دوره ساسانیان:
در این دوره اردشیر پسر، بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد ودین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود . زنان دراین دوره که احکام دینی زرتشتیان درکشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند . درمورد پوشاک زنان چنین آمده است : «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، دراین دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است .»
15
حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پاکشیده شده است .»
16
برای اثبات توجه زنان دراین دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را ازمنابع اسلامی مرور کنیم : هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی ازاموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی رادربرابر عمر درحالی که با پوشش ونقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستورداد، با آوازی بلند برآنان فریاد کشند که : پوشش ازچهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند وخریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند . دوشیزگان ایرانی ازبرهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت برسینه نماینده عمرزدند وآنان راازخود دور ساختند . خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان رابیازارد، درحالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند . حضرت علی ( علیه السلام ) به عمر فرمودند : دررفتارت مدارا کن؛ ازپیغمیر خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هرقومی را که خوار وفقیر شده، گرامی بدارید» عمر پس ازشنیدن فرمایش حضرت علی ( علیه السلام ) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت اضافه کرد : «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری ( کنیزان ) کرد .»
17
3- پوشش زن در ادیان بزرگ الهی
حجاب در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام ):
درآئین مقدس حضرت ابراهیم ( علیه السلام ) مساله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است . درکتاب تورات چنین می خوانیم : «رفقه»چشمان خود را بلند کرده واسحاق را دید واز شتر خود فرود آمد، زیرا ازخادم پرسید : این مرد کیست که درصحرا به استقبال ما می آید ؟ خادم گفت : آقای من است . پس برقع خود را گرفته، خود را پوشانید .»
18
ازاین بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم ( علیه السلام وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، ازشتر پیاده شدو خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد .
حجاب در آیین یهود:
دراصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و درحقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده : «اگرزنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلا بی آنکه چیزی برسر داشت به میان مردم می رفت ویا در شارع عام نخ می رشت یا با هرسنخی ازمردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون درخانه اش تکلم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، درآن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اوراطلاق دهد .»
19
حجاب در آیین مسحیت:
در کتاب انجیل آمده است : پولس دررساله خودبه قدنتیان تصریح می کند :
«اما می خواهم شما بدانید که سرهرمرد، مسیح است و سرزن، مرد وسر مسیح، خدا. هرمردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود رارسوا می نماید . اما هرزنی که سربرهنه دعا کند، سرخود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد اززن نیست، بلکه زن ازمرد است و نیز مرد اززن نیست، بلکه زن ازمرد است ونیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد . ازاین جهت زن می باید عزتی برسرداشته باشد، به سبب فرشتگان ... دردل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن نا پوشیده نزد خدا دعا کند.»
20 پس در جایی که برای دعا باید سرزن پوشیده باشد، به هنگام روبه روشدن با نامحرم پوشش سرلازم تر خواهد بود.
ونیز درانجیل، دررساله پولس، به تیمو تاوس می گوید : «وهمچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا وپرهیز، نه به زلف ها وطلا و مروارید ورخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه .»
21
---------------------
پی نوشت ها:
1- علی اکبر علویقی، زن در آیینه تاریخ؛ اگر منظور نویسنده این است که حجاب یک امر فطری است وبراثر یک رسم اکتسابی به وجود نیامده، ما هم قبول داریم، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است؛ زیرا اولا دوران پیش ازمذاهب، پیش فرض باطلی است .چون بنا برآموزه های دینی، اولین انسان خود پیامبر ودارای مذهب بوده است، ثانیا اگرحجاب را جزئی ازتعلیمات مذهب بدانیم، به فطری بودن آن نقصی وارد نکرده ایم، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد، چنانچه آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.
2-به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین، 1923
3- ویل دورانت، تاریخ تمدن، ص 520
4- همان، ص 336
5-همان، ص 340
6-همان
7-همان، ص 434
8- به نقل ازدایره المعارف القرن العشرین، 1923
9- تفسیر اثنی عشری، ج 10، ص 490
10-ضیاء پور، پوشاک باستانی ایرانیان، ص 51
11-همان، ص 54
12-همان، ص 56
13-لیل ضیاء پور، پوشاک زنان ایرانی، ص 194
14- همان، ص 197
15-همان، ص 114
16-علی سامی، تمدن ساسانی، ج 1، ص 186
17-السیره الحلبیه، ج 2، ص 234
18- سفرپیدایش، باب 24،آیه 64 و 65
19- ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 4 ص 461 .
20- باب 11،آیه 3 تا 14
21- باب دوم، آیه 9 تا 11.
برگرفته از «www.heyatblog.ir/archives/000031.php»
برای آگاهی بیشتر ر.ک :
1-محمد محمدی آشنانی , حجاب در ادیان الهی.
تفاوت موی مرد با موی زن در چیست که زنان باید موی خود را پنهان کنند در حالی که برخی پسران با موهای زیبا و چهره زیبا که توجه زیادی را به خود جلب می کند و یک زن بد قیافه باید در هر حال موی خود را بپوشاند؟
درپاسخ این سوال توجه به نکات زیرحایز اهمیت است :
الف) زنان اعم ازسیاه وسفید مظهر زیبای وجمال اند وبدون شک موی سریکی اززیبایی های است که مردان وزنان (سیاه وسفید )از آن بهره مند اند کرامت وحرمت زنان ایجاب می کند که با پوشش مناسب بدن وموهای خودرا ازمرد ان بیگانه بپو شاند وبدین ترتیب ازبروز فساد وانحراف های اخلاقی جلو گیری نمایند.
ب ) لذت بردن ازموی سر می تواند یکی ازعلل ودلایل پوشش باشد نه علت تامه آن که با انتفا ی علت ، حکم نیز منتفی گردد.حجاب تنها مربوط به موی سر نیست، بلکه علاوه بر موی سر، خود سر را نیز باید بپوشانند. تنها گردی صورت و دستها تا مچ استثناء است. حتی اگر خانمی موی سر خودرا تراشیده باشد باز واجب است که سر خود را بپوشاند. ازاین رو, امکان دارد این حکم اساسی فلسفه وعلت های دیگر د اشته باشد که برای ما نا مکشوف است زیرا فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلى روشن نیست و آگاهى از آن دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى مى‏طلبد. لیکن به طور اجمال، روشن است که همه احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنهاست. بنابراین در صورتى که فلسفه حکمى را بالخصوص ندانیم، بنا بر قاعده کلى فوق باید از آن پیروى کنیم؛ زیرا در آن یقین به وجود مصلحتى هست، هر چند بر ما ناشناخته باشد. در یافتن فلسفه احکام، نباید همیشه به دنبال علوم تجربى رفت و دلیلى مادى و فیزیولوژیک برایش جست و جو نمود. این فرایند که همواره در پى یافتن مصلحت یا مفسده‏اى طبى یا ... باشیم، برخاسته از نگرشى مادى گرایانه است؛ در حالى که بسیارى از احکام، مصالحى معنوى دارند که در حوزه هیچ یک از علوم بشرى قابل تحقیق نیست و آنها با متد تجربى خود، قادر به دادن حکمى - نفیا یا اثباتا - پیرامون آن نیستند و اگر نظرى هم بدهند، بسیار سطحى است؛ زیرا چه بسا مسأله حکمتى برتر و بالاتر داشته باشد؛ مثلاً در مورد روزه علوم به خواص بهداشتى آن پرداخته است، ولى قرآن مجید فلسفه‏اى بالاتر را بیان فرموده و آن «تقوایابى» است. بنابراین درباره فلسفه احکام علاوه بر منافع و ضررهاى مادى و جسمى باید به آثار مثبت و منفى آن بر «روح و معنویت» انسان توجه کرد و گذشته از جنبه فردى باید به تأثیر آن در هنجار یا ناهنجارى اجتماع نیز توجه کرد و از آن جا که ابعاد سه‏گانه «جسمى و روحى و اجتماعى» آدمى رابطه ارگانیک و به هم پیوسته با یکدیگر دارند و از آنجا که آخرت انسان جدا از دنیاى او نیست، «احکام الهى» با توجه به تمامى این جوانب تشریع شده است. ازاین‏رو در فلسفه احکام باید با نگاهى گسترده به تمام ابعاد انسان و زاویه‏هاى آشکار و پنهان آن نظر افکند تا در انتخاب زیبایى‏ها و راه‏هاى آرامش و آسایش دچار خطا نگردیم .
ج) فلسفه حجاب بانوان
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است. اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
استاد مطهری در زمینه وجوب پوشش زنان می فرماید : «اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».
(1)
به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است ؛ بنابراین جذابیت مو و دیگر اندام ها در مورد زن و مرد یکسان نیست و همین طور تحریک پذیری زنان و مردان به یک صورت نمی باشد و این مسئله از نظر علمی نیز کاملا پذیرفته است.
البته این بدان معنا نیست که مردان با هر وضعیتی و با هر نوع پوششی می توانند درون جامعه ظاهر شوند ، بلکه برای آنان نیز محدودیت در نظر گرفته شده ، اما همان گونه که بیان شد در حد پوشش زنان نیست .
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏
1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى و پیوند خانواده را مى‏سوزاند.
3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او
حیا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
حجاب موجب می شود که زنان تنها از نگاه جنسیتی و زیبائی جسمی نگریسته نشوند و این مسئله موجب احیاء حیثیت و حرمت زن و توجه بیشتر به شایستگی اخلاقی و روحی و استعداد های دیگر در وجود زنان می شود.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى و استفاده ابزاری از زنان را منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و از طرفی مصونیت و حفظ شخصیت زنان از دست این گروه از مردان است.
در عین حال در اسلام برای مردان نیز پوشش در حد معقول قرار داده و مردان نیز آزادی بی حد و حصر در پوشش ندارند . و از طرف دیگر آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و کنترل شهوت در نگاه تکلیف کرده است که کنترل نگاه برای مردان در نسبت با زنان سخت تر است.
پی‌نوشت‌ها:
1. مطهری ،مرتضی ، مجموعه آثار ج19 ص 436- 43
برای اگاهی بیشتر ر.ک : دکتر محمود بهزاد، تفاوت‏هاى زن و مرد از نظر فیزیولوژى و روانشناسى، مجله نگین، شماره 134، تیر 1355، ص 24.
آیا در جایی آمده که رنگ چادر حضرت زهرا سلام الله علیها مشکی بوده است؟ آیا در جایی آمده که حضرت زهرا سلام الله علیها صورت خود را با پارچه ای یا چادر می پوشاندند؟

پاسخی از آیت الله مکارم شیرازی:
چادر به صورتی که در میان ایرانیان معمول است - چادر بلند که تا پایین پا می‏رسد - در میان جامعه عرب معمول نبوده، ولی چیزی شبیه «نیمه چادر» رایج بود که ظاهراً منظور از «جلباب» هم که در آیات قرآن آمده، اشاره به همین است. چیزی نه مثل مقنعه و روسری کوتاه و نه مثل چادر ما خیلی بلند؛ این چادر شاید تا کمر و کمی پایین‏تر می‏رسیده است و آن بزرگواران از آن استفاده می‏کردند. بعلاوه عرب‏ها دو نوع پوشش دیگر نیز داشتند که نام‌ آن‌ها عبارت است از: «درع» که پیراهن وسیع است و «ملحفه» که همان چادر بوده است. از روایات استفاده می‏شود این بزرگواران هر سه پوشش فوق را داشتند. مقنعه را سر می‏کردند و درع هم پیراهن وسیع بوده که تا پشت پا می‏رسیده و آستین‏هایش بلند و گشاد بوده و ملحفه آن چادری بوده که به خودشان می‏پیچند.
در آداب نماز گزار هم آمده که زن در موقع نماز اگر بخواهد حجاب کاملی داشته باشد، از مقنعه و درع و ملحفه استفاده کند.
گفتنی است از قرائن و شواهد بر می آید که حجاب حضرت فاطمه زهرا «شبیه چادر کنونی» بوده است و ایشان یک مقنعه داشتند که با آن سر و گردن و گلو و سینه خود را می پوشاندند و علاوه بر این یک پوشش سراسری هم داشتند.
استفاده ایشان از مقنعه را می‌توان از این خبر تاریخی استفاده کرد که:
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پس از آن که توانست سند فدک را از دست ابوبکر (لعنت خدا بر او باد) بگیرد به سمت خانه بازگشت. در راه بازگشت به خانه با عمر برخورد کرد. عمر با دیدن سند فدک، آن را از ایشان باز خواست اما فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از دادن سند امتناع ورزید. ناگهان عمر (لعنت خدا بر او باد) به خشم آمده چنان با سیلی بر صورت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کوبید که گوشواره از زیر مقنعه ایشان آشکار شد.
همچنین استفاده ایشان از چادر در این خبر به روشنی آمده است:
آورده‌اند که چون آیه: « ان جهنم لموعدهم اجمعین. لها سبعه ابواب لکل باب منهم جز مقسوم(2) نازل شد پیامبر سخت گریست و اصحاب با گریستن او به گریه افتادند و نمی‌دانستند که جبرئیل چه چیز بر او نازل کرده است و هیچ یک از اصحاب در چنین حالتی نمی‌توانست با پیامبر سخن بگوید. فقط ایشان چون فاطمه (سلام الله علیها) را می‌دید شادمان می‌شد. این بود که یکی از اصحاب (سلمان فارسی) به در خانه فاطمه (سلام الله علیها) رفت و او را دید که مشغول آسیاب کردن جو است و می‌گوید: «وما عند الله خیر و ابقی» پس بر او سلام کرد و خبر گریستن پیامبر را به او رسانید. فاطمه (سلام الله علیها) برخواست و با چادر کهنه‌ای که داشت خود را به پوشاند که دوازده جای آن با لیف خرما وصله شده بود. چون بیرون رفت سلمان فارسی به چادر نگاه کرد و گریست و گفت: وا مصیبتا دختران قیصر و کسری سندس و حریر برتن دارند و دختر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روپوشی کهنه دارد که دوازده جای آن وصله شده است... .
برای آگاهی بیشتر به کتاب «حجاب زن و حقوق» نوشته دکتر خلیل محمدزاده و زهرا سلیمانی, مراجعه کنید.
-----------------------------------------------------------
. شیخ مفید، الاختصاص، تحقیق: غفاری و زرندی، بیروت، دار الطباعة و النشر، 1414ق، چ2، ص185، ذیل «حدیث فدک».
.حجر،43-44.
. آنچه نزد خدا است نیکوتر و ماندنی‌تر است (قصص،60).
. سید بن طاووس، الدروع الواقیة، ص275-276؛ مجلسی، بحار الانوار، ج8 ، ص203؛ میرزا حسین نوری، نفس الرحمان فی فضائل السلمان، ص518-519.

(۳۰/دی/۹۰ ۰:۰۴)netlog36 نوشته است: [ -> ]
.
آنچه مهم است اصل پوشش است اگر مانتو بتواند پوشش را تامین کند کفایت می کند .واین اصل مهم بدون چادر وپوشش کامل بدن بغیر از وجه و کفین (دست‏ها تا مچ) معمولا با مانتو یا سایر پوشش ها تامین نمی شود .
از این رو بی شک چادر حجاب برترمحفوظ تر وکامل تر است .وبدون چادر حجاب کامل تحقق نمی یاید ،چرا که پوشیدن مانتو های تنگ حجم فیزیکی بدن را بیشتر نمایان می کند تا پوشش آن.
علاوه برآن الحمدلله فضای جامعه برخی شهرها مخصوصا شهرهای مذهبی وحتی فضای حاکم دربین روابط اجتماعی خانواده های متدین واقوام وخویشان آنها در شهرهای غیر مذهبی به گونه ای است که غیر ازچادر،دیگر پوشش ها برای آنها ،حجابی تلقی نمی شود وبه زعم آنان حجاب یعنی پوشیدن چادر.بنابراین چادر حجاب کامل است .
عذز میخوام که اینو میگم و خدا شاهده به هیچ وجه قصد اختلال در روند تاپیک یا بحث و جدل انداختن ندارم
اما...
اگر اصل پوشش است و اگر مانتو بتواند پوشش را تامین کند کفایت میکند پس چطور نتیجه گرفتید بذون چادر رعایت این مسئله ممکن نیست!؟
و چطور دوباره گفتید بدون چادر حجاب کامل تحقق نمیابد؟!
و کی گفته در شهرهای مذهبی یا غیر مذهبی غیر از چادر بقیه ی پوشش ها حجاب تلقی نمیشه؟؟؟Huh
سلام آرین (الهه.ع).

اگر اصل پوشش است و اگر مانتو بتواند پوشش را تامین کند کفایت میکند پس چطور نتیجه گرفتید بذون چادر رعایت این مسئله ممکن نیست!؟ و چطور دوباره گفتید بدون چادر حجاب کامل تحقق نمیابد؟!
در انجام امور روزمره (خرید ،بغل کردن بچه ،و...)امکان بالا رفتن آستین مانتو و در برخی حالات امکان نمایش بدن زن وجود دارد که با داشتن چادر وجود این امر خیلی خیلی کم میشودو میتوان گفت که داشتن حجاب کامل فقط با چادر ممکن میشود.
کی گفته در شهرهای مذهبی یا غیر مذهبی غیر از چادر بقیه ی پوشش ها حجاب تلقی نمیشه؟
خانوادهای مذهبی که من میشنام با استناد به دلایلی که برایتان ارسال شد در انها حجاب کامل فقط چادر تلقی میشود و مانتو وسایر پوشش ها را به عنوان حجاب کامل قبول ندارند.
دوستان لطف بفرمایند اگر سوالی پیش امد بصورت پیام خصوصی ارسال بفرمایند تا به صورت کامل جواب برایشان ارسال شود.




در این چند وقت نمی دانم که سوالاتی از جانب دوستان مطرح می شود که در بعضی موارد جوابم قانع کننده نیست من در ذهنم حل شده است ولی زیاد نمی توانم توضیح دهم و الان می خواستم چندین را از شما بپرسم اگر می شود در حد قانع کننده و سریع جواب دهید ؛
? - مثلا پرسیدند که چرا اصلا زنان باید این قدر سختی بکشند و خود را بپوشانند ؟ چرا آقایان طوری خلق نشدند که اینقدر زنان برایشان محرک نباشد ؟
?-گفتند که چرا نماز را اول وقت خواند ما در حال تنهایی صحبت می کنیم برای ما زیباتر است چرا؟
?-چه کنم که بتوانم زیبا در بحث ها موفق باشم سعی می کنم بسیار مطالعه کنم اما زیاد در خاطرم نمی ماند ؟
با تشکر


پاسخ : با سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
به اجمال مطالبی عرض می شود. اگر در هر مورد ابهامی بود در میان بگذارید.
1. سختی و آسانی اموری ذهنی و نسبی هستند. امری برای انسان ـ و بلکه هر موجود جانداری ـ سخت است که با طبیعت او ناسازگار باشد، و کاری برای او آسان است که طبیعتش او را به آن دعوت کند.
با این حساب وقتی در مقام مقایسه رفتار و تکالیف زن و مرد می نشینیم، باید با توجه به طبیعت این دو موجود انسانی در باره سختی و آسانی تکالیفشان قضاوت کنیم.
بیایید مثالی بزنیم. تنفس موجودات آبزی در آب آسان، و در خشکی سخت و حتی غیر ممکن است؛ در حالی که همین امر در موجودات دارای شش ـ و نه آبشش ـ آسان، و آن دیگری سخت است. حال آیا می توانیم بگوییم تنفس موجودات دارای آبشش مثلا سخت تر است، چرا که باید در آب تنفس کنند؟!
دوست خوب!
طبیعت و روحیه زن و مرد متفاوت است. طبیعت زن حیای فطری بیشتری دارد تا مرد، و به همین خاطر هم تکلیف به حجاب برای او به مراتب آسان تر است از تکلیف مرد به آن.
اگر به تاریخ حیات بشر نگاه کنید می بینید که زنان ـ چه متدین و چه غیر متدین ـ همیشه پوششی بیشتر از مردان داشته اند؛ مگر دنیای امروز غرب که با تبلیغات زن را به عنوان کالا می طلبد و فطرت او را نادیده گرفته، و نگذاشته تا او برای خود تصمیم بگیرد.
2. اولا که نماز اول وقت را هم می توان در تنهایی خواند، مگر مرادتان نماز جماعت باشد.
ثانیا، به این دوستانتان بگویید هر چقدر می خواهند نماز نافله را در تنهایی بخوانند؛ همانطور که خواندن نافله در خانه و در تنهایی استحباب دارد. ولی نماز واجب به شکل جماعت، یک نمایش عمومی مذهبی هم هست، که در آن برکات اجتماعی عدیده ای وجود دارد.
همین که در سه یا پنج وقت مؤمنین همدیگر را در عملی عبادی ملتزم و هم عقیده ببینند، در تقویت روحیه و ایمان از یک سو، و در رسیدگی به حال یکدیگر از سوی دیگر بسیار مؤثر است. برکات دیگری هم در جماعت هست که فعلا در مقام بیان آن نیستیم.
3. از این که در فکر هدایت دیگران هستید خوشنودیم و این روحیه الهی را به شما تبریک می گوییم؛ ولی این را بدانید که هدایت همه بر عهده شما نیست. شما به مقداری وظیفه دارید که در توان شما هست.
علاوه بر این که هدایت دست خدا است، و شما تنها وظیفه ابلاغ را دارید. بعضی از انحرافات فکر ناشی از شبهات نظری نیست، بلکه منشأ آن شهوات عملی است. شما وظیفه تان را تا حد مقدور انجام دهید، و بعد از آن دعا کنید که کلام شما مؤثر باشد؛ همین و بس.
برای تقویت تأثیر کلام هم یکی از عوامل این است که انسان وقتی مثلا در حال مطالعه کتابی است، برای آن نخواند که آن را برای دیگری بازگو کند، بلکه برای این بخواند که خود هدایت شود. وقتی ما در فکر حل مشکل ذهنی خود باشیم جواب در جان ما می نشیند. آن وقت ضعف حافظه نمی تواند محتوای اصلی جواب را از جان ما ببرد. بله، تعابیر از ذهن می روند، ولی اصل مطلب می ماند.

با آرزوی موفقیت و بهروزی شما.
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع