۱۴/بهمن/۹۰, ۱۸:۳۵
من در یک خانواده ای که زیاد به حجاب اعتقاد ندارند، زندگی می کنم چند بار اراده کردم و تا حدودی حجاب را رعایت کردم اما رفتار دیگران مانع از ادامه آن شد و دوباره به بی حجابی برگشتم. چگونه اعتقاد کامل به حجاب پیدا کنم تا با اراده و حتی با وجود قرار گرفتن در محیط خانواده بتوانم حجاب خود را کامل رعایت کنم؟ با ذکر منابع معتبر و ساده و روان.
خواهر گرامی؛ احساسات و توجه شما نسبت به امر حجاب قابل تقدیر و ستایش است، امیدواریم همواره این گونه بوده و این حدیث شریف را سرمشق زندگی تان قرار بدهید که فرمود: مؤمن به سان کوه ثابت و استوار است. بادهای شدید و ناموزون(تلقینات و تبلیغات گمراه کننده) ذرهای در او تأثیر نمی گذارد و با اراده ای قوی و استوار و مصمم تر از قبل بر رعایت حدود الهی پافشاری میکند.
جهت اطلاع بیشتر در ارتباط با پوشش بانوان, ضرورت و فلسفه حجاب و کارکردهای آن، به مطالبی اشاره می کنیم که جهت آگاهی بخشی در این زمینه مفید است و انگیزه و اراده انسان را برای رعایت این واجب مهم الهی بیشتر میکند .
پوشش اسلامى در قرآن
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است. اصل قانون حجاب اسلامى، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه اینکه نصّ صریح قرآن بر آن گواهى مىدهد و هیچ مسلمانى نمىتواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مىدهد. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى، به اتّفاق به آن فتوا دادهاند. همان طور که نماز و روزه، به دورانى خاص اختصاص ندارد؛ دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن، بىدلیل و غیر کارشناسانه مىنماید.
خداوند متعال در آیهى نور، نخست به مردان و در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مىدهد از چشم چرانى پرهیز کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»؛ نور(24)، آیه 30. ؛ « به مردان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگىشان بهتر است و خداوند بدان چه مىکنند، آگاه است».
خداوند متعال، فلسفه این آموزه را نظافت و پاکى روح مىداند و مىگوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر است. سپس در آیه بعد مىفرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ « به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرىهاى خویش را به گریبانها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوشها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مىکنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن! همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید».
این آیه، در خصوص پوشش بانوان، به دو مورد اشاره دارد:
1. پوشیدگى سر و گردن؛
2. پوشاندن زینتها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش، و «جیوب» (از واژه «جیب») به معناى سینه و گریبان است. در تفسیر مجمع البیان آمده است: زنان مدینه، اطراف روسرىهاى خود را به پشت سر مىانداختند و سینه، گردن و گوشهاى آنان آشکار مىشد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبانها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.
در خصوص «زینت» نیز این پرسش مطرح است که آیا زینتهاى جدا از بدن (مانند جواهرات) را نیز در بر مىگیرد، یا تنها آرایشهاى متصل به بدن (مانند سرمه و خضاب) را شامل مىشود؟مسئله حجاب، ص 131.
در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى، جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است. آرایش، امرى فطرى و طبیعى استعلامه طباطبائىرحمه الله در تفسیر آیه 32 سوره اعراف مىنویسد: خداى متعال در این آیه زینتهایى را معرفى مىکند که براى بندگان ایجاد نموده و آنان را فطرتاً به وجود آن زینتها و استعمال و استفاده از آنها ملهم کرده است. روشن است که فطرت جز به چیزهایى که وجود و بقاى انسان نیازمند آن است، الهام نمىکند (ر.ک: المیزان، ج 8، ص 79.)
خواهر گرامی؛ احساسات و توجه شما نسبت به امر حجاب قابل تقدیر و ستایش است، امیدواریم همواره این گونه بوده و این حدیث شریف را سرمشق زندگی تان قرار بدهید که فرمود: مؤمن به سان کوه ثابت و استوار است. بادهای شدید و ناموزون(تلقینات و تبلیغات گمراه کننده) ذرهای در او تأثیر نمی گذارد و با اراده ای قوی و استوار و مصمم تر از قبل بر رعایت حدود الهی پافشاری میکند.
جهت اطلاع بیشتر در ارتباط با پوشش بانوان, ضرورت و فلسفه حجاب و کارکردهای آن، به مطالبی اشاره می کنیم که جهت آگاهی بخشی در این زمینه مفید است و انگیزه و اراده انسان را برای رعایت این واجب مهم الهی بیشتر میکند .
پوشش اسلامى در قرآن
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است. اصل قانون حجاب اسلامى، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه اینکه نصّ صریح قرآن بر آن گواهى مىدهد و هیچ مسلمانى نمىتواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مىدهد. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى، به اتّفاق به آن فتوا دادهاند. همان طور که نماز و روزه، به دورانى خاص اختصاص ندارد؛ دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن، بىدلیل و غیر کارشناسانه مىنماید.
خداوند متعال در آیهى نور، نخست به مردان و در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مىدهد از چشم چرانى پرهیز کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»؛ نور(24)، آیه 30. ؛ « به مردان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگىشان بهتر است و خداوند بدان چه مىکنند، آگاه است».
خداوند متعال، فلسفه این آموزه را نظافت و پاکى روح مىداند و مىگوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر است. سپس در آیه بعد مىفرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ « به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرىهاى خویش را به گریبانها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوشها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مىکنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن! همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید».
این آیه، در خصوص پوشش بانوان، به دو مورد اشاره دارد:
1. پوشیدگى سر و گردن؛
2. پوشاندن زینتها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش، و «جیوب» (از واژه «جیب») به معناى سینه و گریبان است. در تفسیر مجمع البیان آمده است: زنان مدینه، اطراف روسرىهاى خود را به پشت سر مىانداختند و سینه، گردن و گوشهاى آنان آشکار مىشد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبانها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.
در خصوص «زینت» نیز این پرسش مطرح است که آیا زینتهاى جدا از بدن (مانند جواهرات) را نیز در بر مىگیرد، یا تنها آرایشهاى متصل به بدن (مانند سرمه و خضاب) را شامل مىشود؟مسئله حجاب، ص 131.
در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى، جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است. آرایش، امرى فطرى و طبیعى استعلامه طباطبائىرحمه الله در تفسیر آیه 32 سوره اعراف مىنویسد: خداى متعال در این آیه زینتهایى را معرفى مىکند که براى بندگان ایجاد نموده و آنان را فطرتاً به وجود آن زینتها و استعمال و استفاده از آنها ملهم کرده است. روشن است که فطرت جز به چیزهایى که وجود و بقاى انسان نیازمند آن است، الهام نمىکند (ر.ک: المیزان، ج 8، ص 79.)
و حسّ زیبایى دوستى، سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مىشود. این گرایش طبیعى، به تحقّق آثار گرانبهاى روانى در شخص آراسته مىانجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى، در نظام فکرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، شخصیت افراد را در نگاه دیگران خوار مىسازد و زبان طعن و توهین دشمن را مىگشاید.
صبور اردوبادى، احمد، آیین بهزیستى در اسلام، ج 1، ص 57.
بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهرهگیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش به هنگام عبادت و معاشرت با مردم، از مستحبات مؤکد و برنامههاى روزانه مسلمانان است.
بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهرهگیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش به هنگام عبادت و معاشرت با مردم، از مستحبات مؤکد و برنامههاى روزانه مسلمانان است.
مجلسى، محمدباقر، حلیة المتقین، صص 3 - 5 و 10 - 12 و 91 - 107.
امام حسن مجتبىعلیه السلام بهترین جامههاى خود را در نماز مىپوشید و در پاسخ سؤال دیگران، مىفرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى»؛ «خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد؛ پس خود را براى پروردگارم زیبا مىسازم».
مجمع البیان، ج 4 - 3، ص 673.
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمىکند؛ بلکه آنچه در شرع مقدس ممنوع شده، خودنمایى و تحریک به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است:«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى»؛ احزاب (33)، آیه 33. و «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» نور (24)، آیه 31.
زنان عرب معمولاً خلخال به پا مىکردند و براى اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمین مىکوفتند! آیه شریفه از این کار آنان نهى مىکند. شهید مطهرى مىگوید: «از این دستور مىتوان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مىگردد - مانند استعمال عطرهاى تند و نیز آرایشهاى جلب نظر کننده در چهره - ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد».
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمىکند؛ بلکه آنچه در شرع مقدس ممنوع شده، خودنمایى و تحریک به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است:«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى»؛ احزاب (33)، آیه 33. و «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» نور (24)، آیه 31.
زنان عرب معمولاً خلخال به پا مىکردند و براى اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمین مىکوفتند! آیه شریفه از این کار آنان نهى مىکند. شهید مطهرى مىگوید: «از این دستور مىتوان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مىگردد - مانند استعمال عطرهاى تند و نیز آرایشهاى جلب نظر کننده در چهره - ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد».
مطهرى، مرتضى، مسئله حجاب، ص 146 - 147.
قرآن مىفرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» نور(24)، آیه 31.
زینتهاى زن دو گونه است:
1. زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست.
2. زینتى که پنهان است، مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد (مانند گوشواره و گردن بند.) پوشانیدن این نوع زینت واجب است.
قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده - که امید زناشویى ندارند - سهلگیرى کرده، به آنان اجازه داده، روسرىها را برگیرند؛
زینتهاى زن دو گونه است:
1. زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست.
2. زینتى که پنهان است، مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد (مانند گوشواره و گردن بند.) پوشانیدن این نوع زینت واجب است.
قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده - که امید زناشویى ندارند - سهلگیرى کرده، به آنان اجازه داده، روسرىها را برگیرند؛
وسائل الشیعه، ج 14، ص 140.
ولى در عین حال آنها نیز اجازه خودنمایى و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِى لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ» نور (24)، آیه 60.
آیه دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مىکند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ، ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً» ؛ «اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششها (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته گردند و اذیت نشوند، نزدیکتر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است».احزاب (33)، آیه 59.
آیه دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مىکند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ، ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً» ؛ «اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششها (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته گردند و اذیت نشوند، نزدیکتر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است».احزاب (33)، آیه 59.
با این حال، ممکن است گروهى از اهل فساد، به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند! در این صورت، حاکم اسلامى وظیفه دارد به شدت، با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان، تنها یک توصیه اخلاقى نیست و حکمى اسلامى و حکومتى به شمار مىآید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً» ؛ «اگر منافقان و بیماردلان و کسانى که در شهر نگرانى به وجود مىآورند، از کارهاى خود دست برندارند، ما تو را علیه آنان برخواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط مىکنیم تا جز مدتى اندک در همسایگى تو زندگى نکنند. از رحمت خدا دور گردیدند و هر کجا یافت شوند، دستگیر و به سختى کشته خواهند شد».همان، 60 و 61.
در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه است: معناى «جلباب» و نزدیک کردن آن، «فلسفه» پوشش اسلامى و «مجازات» افراد مزاحم.مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامى تبعید شوند؛
در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه است: معناى «جلباب» و نزدیک کردن آن، «فلسفه» پوشش اسلامى و «مجازات» افراد مزاحم.مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامى تبعید شوند؛
(مسئله حجاب، ص 164)
و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامى جاى مىگیرند و به حکم قرآن اعدام مىگردند. (المیزان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361 و 362)
پوشش مطلوب
(معنای جلباب): با توجّه به کتابهاى لغت، «جلباب»، ملحفه و پوششى چادر مانند است؛ نه روسرى و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که: منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچهاى است که همه بدن را مىپوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ (مانند شیخ طوسى و طبرسى) گفتهاند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرىهاى کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مىنامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مىکردند و روسرىهاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مىآمد. زنان با این روسرى بزرگ - که جلباب خوانده مىشد و از «مقنعه» بزرگتر و از «رداء» کوچکتر بود و به چادر امروزین شباهت داشت - مو و تمام بدن خود را مىپوشاندند.درباره جلباب گفتهاند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مىروند، سر و روى خود را با آن مىپوشند
پوشش مطلوب
(معنای جلباب): با توجّه به کتابهاى لغت، «جلباب»، ملحفه و پوششى چادر مانند است؛ نه روسرى و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که: منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچهاى است که همه بدن را مىپوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ (مانند شیخ طوسى و طبرسى) گفتهاند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرىهاى کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مىنامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مىکردند و روسرىهاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مىآمد. زنان با این روسرى بزرگ - که جلباب خوانده مىشد و از «مقنعه» بزرگتر و از «رداء» کوچکتر بود و به چادر امروزین شباهت داشت - مو و تمام بدن خود را مىپوشاندند.درباره جلباب گفتهاند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مىروند، سر و روى خود را با آن مىپوشند
(التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 8 - 7، ص 578).
نزدیک ساختن جلباب که در آیه آمده بود، کنایه از پوشاندن چهره و سر و گردن با آن است؛مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
نزدیک ساختن جلباب که در آیه آمده بود، کنایه از پوشاندن چهره و سر و گردن با آن است؛مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
یعنى، چنان نباشد که چادر یا رو پوشهاى بزرگ (مانتو)، تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشد و همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد، از معاشرت با مردان بیگانه یا از نگاه چشمهاى نامحرم نمىپرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات»زنانى که ظاهراً پوشیده هستند؛ ولى در واقع برهنهاند! شمرده می شوند. از پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله وسلم روایت شده است: «صنفان من اهل النار لمأرهما، قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس، و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة لا یدخلن الجنة ولا یجدن ریحها... یعنی: دو گروه اهل دوزخ هستند و من در روز قیامت آنها را نمیبینم: ... و گروه دوم، زنانى هستند که پوشش دارند اما برهنهاند، کجراهه مىروند و دیگران را به کجروى تشویق مىکنند، سرهایشان همچون کوهان شتر فروهشته است، اینان به بهشت نمىروند، و بوى بهشت را که از فاصله چندان و چندان به مشام مىرسد استشمام نمىکنند...»
(رى شهرى، محمد، میزان الحکمة، ج 2، ص 994، ح 3206.
قرآن فرمان مىدهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گیرند و آن را رها نکنند، تا نشان دهد که اهل عفاف و حفظ به شمار مىآیند. از تعلیل پایانى آیه به دست مىآید که پوشش مطلوب، آن است که خود به خود، دورباش ایجاد کند و ناپاک دلان را ناامید مىسازد.
مسئله حجاب، ص 160 و 161.
علت ضرورت پوشش
خداوند متعال، درباره علت ضرورت پوشش اسلامى مىفرماید: «ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ » ؛ «بدین وسیله شناخته مىشوند پس با آزار و تعقیب نمىشوند». برخى مىگویند: در عصر حاضر - که مسئله بردگى از میان رفته - این حکم نیز منتفى است!:
آسیبشناسى حجاب، ص 19.
پاسخ این است که ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. آنچه مهم است، بانوان در عصر پیامبرصلى الله علیه وآله داراى حجاب بودند و از فواید آن این است که وقتى زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون مىرود و جانب عفاف و پاک دامنى را رعایت مىکند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمىیابند. بیمار دلانى که در پى شکار مىگردند، فرد داراى حریم را شکارى مناسب نمىبینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانة»
وسائل الشیعه، ج 14، ص 120.
«زن همچون ریحانه یا است». بىتردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دست گلچین مصون نمىماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جاى دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه مىکند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» واقعه (56)، آیه 23.علاوه بر این، آنها را به جواهرات اصیلى، چون یاقوت و مرجان - که جواهر فروشان در پوششى ویژه قرار مىدهند تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس این و آن قرار نگیرد و ارزش و قدرشان کاستى نپذیرد - تشبیه مىکند.
عامرى، حمیده، گستره عفاف به گستردگى زندگى، کتاب زنان، شوراى فرهنگى اجتماعى زنان، ش 12، ص 117.
علامه طباطبایى المیزان، ج 8، ص 361. همین تفسیر را بر مىگزیند. شهید مطهرى در این باره مىگوید: «حرکات و سکنات انسان گاهى زباندار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن،و سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بىزبانى مىگوید: دلت را به من بده، در آرزوى من باش و مرا تعقیب کن. گاهى بر عکس، با زبان بىزبانى مىگوید: دست تعرّض، از این حریم کوتاه است».
علامه طباطبایى المیزان، ج 8، ص 361. همین تفسیر را بر مىگزیند. شهید مطهرى در این باره مىگوید: «حرکات و سکنات انسان گاهى زباندار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن،و سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بىزبانى مىگوید: دلت را به من بده، در آرزوى من باش و مرا تعقیب کن. گاهى بر عکس، با زبان بىزبانى مىگوید: دست تعرّض، از این حریم کوتاه است».
مسئله حجاب، ص 163.
البته بیشتر نوشتههاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف نموده و کمتر به پوشش مرد توجه کردهاند! این امرى عادى و طبیعى است؛ چرا که زن مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است. البته پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى و اجتماعى حائز اهمیت است. از این رو قرآن براى ثبات و پایدارى جامعه، درباره پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است: «یا بَنِى آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِى سَوْآتِکُمْ وَ رِیشاً»؛ «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مىپوشاند و مایه زینت شما است»اعراف (7)، آیه 26.
در حق مردان مىفرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» نور (24)، آیه 30.؛ «به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند» و در حق زنان مىفرماید:«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» ؛ «و به زنان با ایمان بگو: چشمهاى خود را فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».همان، آیه 31.
ضرورت پوشش بانوان در نظام اسلامی:
از آنجا که انسان موجود اجتماعی است، جامعه بزرگی که در آن زندگی میکند، از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب میشود. پاکی جامعه به پاکی او کمک میکند و آلودگی آن، به آلودگیاش میافزاید! روی همین اصل در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند به شدّت مبارزه شده است؛ چرا که گناه، همانند آتش است. هنگامی که در نقطهای از جامعه این آتش روشن شود، بکوشیم آن را خاموش یا محاصره کنیم. اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطهای به نقطه دیگر ببریم و یا آن را به حال خود واگذاریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر بر کنترل آن نخواهد بود! از این گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیهای خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعة فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع، این سد را میشکند و گناه را در اذهان کوچک و آلودگی به آن را ساده مینماید. بر همین مبنا حکومت اسلامی، موظف است جلوی منکرات را بگیرد. این به معنای تحمیل به حجاب نیست؛ بلکه نوعی واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماریهای روانی و معنوی است. در جامعه اسلامی همه وظیفه دارند به بهداشت روانی و سلامت روحانی توجه کنند. این همان امر به معروف و نهی از منکر و نظارت ملی است. حاکمان اسلامی موظفاند موانع رشد فضایل انسانی را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازی برای سلامت روانی جامعه است و در زمان پیامبر و امام علی(علیه السلام) نیز هرچند زنان بدحجاب وجود داشته؛ اما قرآن با این پدیده برخورد کرده است، به دنبال آن دیگر آنها نمیتوانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند؛ حتی اقلیتهای مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بودهاند.
در آیات 31 سورة «نور» و 34 و 59 سورة «احزاب» کیفیت رفتار اجتماعی زن مورد توجه قرار گرفته است. نیز از آیات امر به معروف و نهی از منکر میتوان استفاده کرد که جلوی هر گونه منکر و زشت، باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد.
در هر صورت هنجارهای دینی در جامعه را باید به اجرا گذاشت و نمیتوان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. فکر کنید چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روی اعتقاد، از رشوهگرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا آنها را آزاد گذاشت که در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند!؟ این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشوری یک سلسله دستوراتی است که به اجبار آنها را به اجرا میگذارند. در کشوری مثل فرانسه ـ که آن را مهد آزادی میشمارند ـ چگونه به اجبار دختران را وادار به بیحجابی میکنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند! تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارها است؛ نه چگونگی برخورد با آنها.
بسیاری از حکمتها و فلسفههای حجاب امروزه روشن شده است؛ از جمله:
1. پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است. کاوشهای باستان شناسی نشان میدهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسئله پوشش اهتمام ورزیده است و همة صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار دادهاند.
2. مستور بودن زیبایی ها و جاذبههای جنسی زن و مرد، آنها را از معرض دید و طمعورزی شهوت پرستان هرزه محافظت میکند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تأمین میکند.
3. برهنگی راهبر به سوی بیبند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد:
3ـ1. گسترش فساد و ناهنجاریهای اجتماعی،
3ـ2. شیوع بیماریهایی چون سفلیس، سوزاک، ایدز و...،
3ـ3. سست شدن بنیان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و فزونی عقدههای روحی در کودکان،
3ـ4. زیاد شدن فرزندان نامشروع.
اینها و دهها مشکل اجتماعی دیگر، عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته است و ستارة تمدنش را به افول میکشاند تا آنجا که حتی فریاد متفکران ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. اما مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایتهای نورانیاش (همچون حجاب) از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیبهای بیشمار قرار داده است. از همین رو است که استعمارگران برای تخدیر جوانان و در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش، از بیحجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود میجویند.
در هر صورت، موضوعاتی نظیرحفظ نظام اجتماعی، بقای نسل وخانواده، تأمین سلامت فکری و روحی ـ روانی افراد جامعه وفراهم کردن بستری مناسب و محیطی سالم برای پرورش وتکامل مادی ومعنوی انسان و بالآخره پرهیز از عواقب شومی که جوامع دیگر به دلیل رعایت نکردن این قبیل محدودیت ها گرفتار آن شده ویادر آن دست و پا می زنند و... نظام اسلامی را ملزم به اجرای این حکم ارزشمند الهی کرده است.لباس پوشیدن سابقهاى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى - که بر برهنه زیستى پاى مىفشارند
البته بیشتر نوشتههاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف نموده و کمتر به پوشش مرد توجه کردهاند! این امرى عادى و طبیعى است؛ چرا که زن مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است. البته پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى و اجتماعى حائز اهمیت است. از این رو قرآن براى ثبات و پایدارى جامعه، درباره پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است: «یا بَنِى آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِى سَوْآتِکُمْ وَ رِیشاً»؛ «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مىپوشاند و مایه زینت شما است»اعراف (7)، آیه 26.
در حق مردان مىفرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» نور (24)، آیه 30.؛ «به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند» و در حق زنان مىفرماید:«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» ؛ «و به زنان با ایمان بگو: چشمهاى خود را فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».همان، آیه 31.
ضرورت پوشش بانوان در نظام اسلامی:
از آنجا که انسان موجود اجتماعی است، جامعه بزرگی که در آن زندگی میکند، از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب میشود. پاکی جامعه به پاکی او کمک میکند و آلودگی آن، به آلودگیاش میافزاید! روی همین اصل در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند به شدّت مبارزه شده است؛ چرا که گناه، همانند آتش است. هنگامی که در نقطهای از جامعه این آتش روشن شود، بکوشیم آن را خاموش یا محاصره کنیم. اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطهای به نقطه دیگر ببریم و یا آن را به حال خود واگذاریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر بر کنترل آن نخواهد بود! از این گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیهای خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعة فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع، این سد را میشکند و گناه را در اذهان کوچک و آلودگی به آن را ساده مینماید. بر همین مبنا حکومت اسلامی، موظف است جلوی منکرات را بگیرد. این به معنای تحمیل به حجاب نیست؛ بلکه نوعی واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماریهای روانی و معنوی است. در جامعه اسلامی همه وظیفه دارند به بهداشت روانی و سلامت روحانی توجه کنند. این همان امر به معروف و نهی از منکر و نظارت ملی است. حاکمان اسلامی موظفاند موانع رشد فضایل انسانی را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازی برای سلامت روانی جامعه است و در زمان پیامبر و امام علی(علیه السلام) نیز هرچند زنان بدحجاب وجود داشته؛ اما قرآن با این پدیده برخورد کرده است، به دنبال آن دیگر آنها نمیتوانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند؛ حتی اقلیتهای مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بودهاند.
در آیات 31 سورة «نور» و 34 و 59 سورة «احزاب» کیفیت رفتار اجتماعی زن مورد توجه قرار گرفته است. نیز از آیات امر به معروف و نهی از منکر میتوان استفاده کرد که جلوی هر گونه منکر و زشت، باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد.
در هر صورت هنجارهای دینی در جامعه را باید به اجرا گذاشت و نمیتوان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. فکر کنید چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روی اعتقاد، از رشوهگرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا آنها را آزاد گذاشت که در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند!؟ این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشوری یک سلسله دستوراتی است که به اجبار آنها را به اجرا میگذارند. در کشوری مثل فرانسه ـ که آن را مهد آزادی میشمارند ـ چگونه به اجبار دختران را وادار به بیحجابی میکنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند! تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارها است؛ نه چگونگی برخورد با آنها.
بسیاری از حکمتها و فلسفههای حجاب امروزه روشن شده است؛ از جمله:
1. پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است. کاوشهای باستان شناسی نشان میدهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسئله پوشش اهتمام ورزیده است و همة صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار دادهاند.
2. مستور بودن زیبایی ها و جاذبههای جنسی زن و مرد، آنها را از معرض دید و طمعورزی شهوت پرستان هرزه محافظت میکند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تأمین میکند.
3. برهنگی راهبر به سوی بیبند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد:
3ـ1. گسترش فساد و ناهنجاریهای اجتماعی،
3ـ2. شیوع بیماریهایی چون سفلیس، سوزاک، ایدز و...،
3ـ3. سست شدن بنیان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و فزونی عقدههای روحی در کودکان،
3ـ4. زیاد شدن فرزندان نامشروع.
اینها و دهها مشکل اجتماعی دیگر، عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته است و ستارة تمدنش را به افول میکشاند تا آنجا که حتی فریاد متفکران ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. اما مکتب گرانقدر اسلام در پرتو هدایتهای نورانیاش (همچون حجاب) از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیبهای بیشمار قرار داده است. از همین رو است که استعمارگران برای تخدیر جوانان و در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش، از بیحجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود میجویند.
در هر صورت، موضوعاتی نظیرحفظ نظام اجتماعی، بقای نسل وخانواده، تأمین سلامت فکری و روحی ـ روانی افراد جامعه وفراهم کردن بستری مناسب و محیطی سالم برای پرورش وتکامل مادی ومعنوی انسان و بالآخره پرهیز از عواقب شومی که جوامع دیگر به دلیل رعایت نکردن این قبیل محدودیت ها گرفتار آن شده ویادر آن دست و پا می زنند و... نظام اسلامی را ملزم به اجرای این حکم ارزشمند الهی کرده است.لباس پوشیدن سابقهاى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى - که بر برهنه زیستى پاى مىفشارند
مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص 129.
همه افراد به نوعى آن را تجربه مىکنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست کم به سه نیاز وى پاسخ مىدهد:
1. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران،نحل (16)، آیه 80.
2. حفظ عفت و شرم،نور (24)، آیات 31، 30 و 59؛ احزاب (33)، آیه 59 و 60.
3. آراستگى، زیبایى و وقار.اعراف (7)، آیه 26.
فلسفه حجاب (پوشش) مىتواند ناشى از امور زیر باشد:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.
یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشهدارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مىتواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسانها را فراهم کند.
در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسمهاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است.
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرتهاى تعریف نشده و بىبندوبار (با آرایشهاى گوناگون)، هیجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مىبخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرىناپذیر درمىآورد.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوتآمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبههاى بیشتر - وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایشهاى تحریکآمیز، ظاهر نشوند و به جلوهگرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمىتواند به هر شکل و اندازهاى باشد و باید حد و ضابطهاى داشته باشد. بىبندبارى در پوشش و لباس ، موجب بىبندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرکهاى چشمى شهوتانگیز، حساستر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیشترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایینتر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیتهاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است... .مردان بالغ به محرکهاى بینایى شهوانى حساسیت بیشتر مىداند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مىرود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرکهاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مىتواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مىشود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمونهاى جنسى زن به صورتى دورهاى ترشح مىشوند و به طور متناوب عمل مىکند، تأثیر محرکهاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژنها در آنها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمىکند. مردان به صورتى گستردهتر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مىگیرند و از این نظر فعالترند.
2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده
خانواده با اهمیّتترین نهاد اجتماعی است. «خانواده» کانون عشق و امید و تحقّق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهای که هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الهی خانواده، مهمترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن کریم همسران را «لباس» یکدیگر میداند و بدین ترتیب نقش هر یک را معیّن میکند. زن و شوهر نزدیکترین افراد به یکدیگرند و همچون لباسی، یکدیگر را از آفات و آسیبهای عفت سوز و ایمان برانداز حفظ میکنند.
فلسفه حجاب (پوشش) مىتواند ناشى از امور زیر باشد:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.
یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشهدارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مىتواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسانها را فراهم کند.
در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسمهاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است.
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرتهاى تعریف نشده و بىبندوبار (با آرایشهاى گوناگون)، هیجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مىبخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرىناپذیر درمىآورد.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوتآمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبههاى بیشتر - وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایشهاى تحریکآمیز، ظاهر نشوند و به جلوهگرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمىتواند به هر شکل و اندازهاى باشد و باید حد و ضابطهاى داشته باشد. بىبندبارى در پوشش و لباس ، موجب بىبندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرکهاى چشمى شهوتانگیز، حساستر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیشترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایینتر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیتهاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است... .مردان بالغ به محرکهاى بینایى شهوانى حساسیت بیشتر مىداند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مىرود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرکهاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مىتواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مىشود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمونهاى جنسى زن به صورتى دورهاى ترشح مىشوند و به طور متناوب عمل مىکند، تأثیر محرکهاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژنها در آنها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمىکند. مردان به صورتى گستردهتر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مىگیرند و از این نظر فعالترند.
2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده
خانواده با اهمیّتترین نهاد اجتماعی است. «خانواده» کانون عشق و امید و تحقّق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهای که هیچ جامعهای نمیتواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الهی خانواده، مهمترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن کریم همسران را «لباس» یکدیگر میداند و بدین ترتیب نقش هر یک را معیّن میکند. زن و شوهر نزدیکترین افراد به یکدیگرند و همچون لباسی، یکدیگر را از آفات و آسیبهای عفت سوز و ایمان برانداز حفظ میکنند.
محمدحسین طباطبائی، المیزان، ج 3
افزون بر این، آنان مانند لباس، مایة وقار و آراستگی یکدیگرند. بیتردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شکل میگیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمیتوانند برای یکدیگر چون لباس به شمار آیند و عفّت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بیحجابی با آن تعارض آشکار دارد؛ زیرا بیبند و باری در پوشش، بیبند و باری در تحریک و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعلهور، بنیاد خانواده را نشانه میرود.
غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی
غریزة جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداریاش کافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان، اهداف جدیدی شکل میگیرد؛ خواستههای زیستی و جنسی اندک اندک جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی میدهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواستهها کافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواستهای جدید، آن است که زن و شوهر از هویّت و خواستهای فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی، گام بردارند. چنانچه هر کس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ یعنی، زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد و از آن سوی مرد در اندیشة رسیدن به تمکینهای نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدری را فراموش کند، بنیان خانواده بر باد میرود!! بیتردید کانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفی کردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش کردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایههای خانواده را متزلزل میسازد.
3. پیشگیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهاى بىحجابى و آزادىهاى بىحد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بىحجابى نیست؛ بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبهرشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بىحجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مىکنند.
4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى
یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بىتوجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبهروز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسىاش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهانگردان و مانند اینها قرار دهد، در چنین جامعهاى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بىارزش سقوط مىکند و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مىشود و به این ترتیب، زن، وسیلهاى براى اشباع هوسهاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مىشود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیتهاى اجتماعى دور نمىکند، بلکه زمینههاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مىکند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مىبخشد.
روایات که دلالت بر وجوب حجاب دارد
در این زمینه روایات متواتری وجود دارد که در کتب حدیثی شیعه از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از این روایات در ارتباط با تفسیر آیات ذکر شده می باشد و برخی هم حکم زنان سالخورده را در مورد حجاب بیان داشته و برخی در مورد اِماء و کنیز وارد شده است و بعضی نیز زمان وجوب حجاب را بیان می دارد. در کل اصل وجوب حجاب را مسأله مسلم و ضروری دانسته، به شرایط، خصوصیات، زمان و استثنائات آن پرداخته است، به طور نمونه به موارد از آنها اشاره می نماییم:
1. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کل آیته فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا إلا هذه الآیته فإنها من النظر؛ هر آیه که در قرآن مجید سخن از حفظ فروج به میان می آورد منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران می باشد.»(1)
2. فضیل بن یسار می گوید: «سألت ابا عبدالله(علیه السلام) عن الذراعین من المراه، هما من الذینته التی قال الله: «و لا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن»؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزینته و ما دون السوارین؛ از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم آیا دو تا ذراع زن از موارد زینت است که خداوند می فرماید: برای غیر شوهر نشان داده نشود؟» فرمود: بلی ونیز سر و موهای سر و گردن و مقداری از سینه که با روسری پوشانده می شود هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت (مراد محل زینت است) است و برای غیر محارم نمی تواند نشان بدهد.»(2)
3. روایات که اصل حجاب را مسلم گرفته و زمان آن را مطرح می سازد:
الف. محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می کند: «لا یصلح للجاریته إذا حاضت إلا أن تختمر؛ دختر زمانی که به حد بلوغ شرعی رسید، باید روسری داشته باشد.»(3)
ب. از امام هشتم(علیه السلام) روایت شده است: «لا تغطی المرأئته رأسها من الغلام حتی یبلغ الغلام؛ پسر وقتی به حد بلوغ رسید زن باید حجاب را رعایت کرده و سر خود را از وی بپوشاند.»(4)
بنابراین بر لزوم حجاب علاوه بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی آن، آیات و روایات فراوانی دلالت دارد. و اصولا پوشش امر غریزی و فطری برای بشر است و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.
در ادامه توجهتان را به دو نکته در زمینه حجاب جلب می کنیم:
1- حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی):
از نظر روانشناسی، قطعیترین عامل رشد انسان، «میزان ارزشی» است که هر فرد برای خود قائل است.The Antecedents of self freeman sunfran cisco.196 .Esteemبه عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتی انسان، سطح حرمت خود (esteem ـ Self) او است. درجة ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده میشود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار میآید. این قضاوت در قالب رفتارهای کلامی و غیر کلامی بروز میکند و گسترهای است که فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بیارزش میداند.
سید حسن سلیمی، بررسی حرمت خود در نوجوانان...، مجله روانشناسی، شمارة 2
چنان که گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین کنندة اساسی در شکلدهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونهای که تردید افراد در ارزشمندیشان، به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون میانجامد. این افراد همواره از آشکار شدن ناتوانیشان هراسناک اند و صحنه را ترک میکنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه کاملاً مستقیم دارد.
مرتضی مطهری، مسألة حجاب، صدرا
به راستی آیا برهنه شدن و کشاندن رفتارهای جنسی به کوچه و خیابان، به آدمی ارزش میدهد و انسان را از احساس ارزش مندی بهرهمند میسازد؟ البته شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد؛ ولی کمتر کسی است که بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی کند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند! افزون بر این، تأمین هر خواستهای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعهای که برهنگی تمام شریانهای آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههای خویش هستند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو میروند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ مینماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوّع طلبی حریصانه کشیده میشود. بیتردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آکنده است، فرصتی برای بروز خلاّقیت و ابتکار باقی نمیماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمیتابد و نمیتواند یافتهای تازه عرضه کند. او در پی آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود؛ نه آنکه وضعیت را تغییر دهد و با ابتکار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آنجا که احساس بیارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پی جبران این کمبود بر میآیند و چون آسانترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود، در این مسیر گام بر میدارند تا به شکلی، احساس ارزشمندی از کف رفته خود را جبران کنند. در حالی که شخص برخوردار از حجاب، هرگز چنین نیازی را احساس نمیکند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزش مندی، آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد.
مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، صدرا
گویا از همین رو است که ویل دورانت میگوید: زنان دریافتند که دست و دل بازی مایة طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادی هم ارزش مندی را از کف دادهاند و هم در جبران آن به بیراهه رفتهاند. راه رسیدن به احساس ارزش مندی پایدار، رفتن در پی کسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان برخوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزش مندی خود را ارتقا میبخشد تا آنجا که مرد، نیازمندانه به آستان وی روی میآورد. بیتردید اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیکر خویش بیشتر گرایش نشان میدهند
مرتضی مطهری، مسألة حجاب، صدرا
و پی خواهند برد که راه احساس ارزش مندی، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل میگوید: از لحاظ هنری، مایة تأسف است که بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز میگوید: آنچه میجوییم و نیابیم، عزیز و گران بها میگردد.
مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، صدرا
ویلیام جیمز به صراحت توصیه میکند: زنان عزّت و احترامشان به این است که به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و خود را از دسترس مردان، دور نگه دارند. پس حجاب احساس ارزش مندی است که موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید میآورد و مردان را در محدودیت فرو میبرد. اگر چه در بیان به زنان گفته میشود که پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است که به مرد گفته میشود: بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع است؛ چون راه چشم را ـ که نافذترین کانال حسی مردان است ـ نمیتوان سد کرد.
2- حجاب و مسئولیت پذیری:
هر کس در برابر خود و دیگران مسئول است. انجام موفقیتآمیز مسئولیت به استعداد و برخورداری از توانمندیهای متناسب و ظرفیتهای روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پارهای از مسئولیتها و حتّی سپردن برخی از مسئولیتها، به حجاب تکیه دارد و افرادی که بیحجابی پیشه میکنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و ـ چنان که امروزه مشاهده میکنیم ـ چارهای ندارند جز آنکه انجام آن مسئولیتها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند.
2- حجاب و مسئولیت پذیری:
هر کس در برابر خود و دیگران مسئول است. انجام موفقیتآمیز مسئولیت به استعداد و برخورداری از توانمندیهای متناسب و ظرفیتهای روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پارهای از مسئولیتها و حتّی سپردن برخی از مسئولیتها، به حجاب تکیه دارد و افرادی که بیحجابی پیشه میکنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و ـ چنان که امروزه مشاهده میکنیم ـ چارهای ندارند جز آنکه انجام آن مسئولیتها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند.
مجموعه مقالات کنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی
زنانی که در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیکر خود به چیزی نمیاندیشند، هرگز نمیتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسئولیت کنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند! این افراد، افزون بر آنکه خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی کردن از انجام دادن مسئولیتهای فردی باز میمانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش، محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسئولیت پذیرانه نامساعد میسازند. بر این اساس، بازدهی فعالیتهای خانوادگی و اجتماعی را کاهش میدهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال میکنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان میمانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیتهایشان باز میدارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهشهای میدانی، حاکی از افت تولید و کاهش سطح کیفیت در مراکز آلوده به افراد بیحجاب، بر درستی این سخن گواهی میدهد. اسلام که عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمیپسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسئولیتهای فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم میداند که رعایت پوشش خاص یکی از آنها به شمار میآید. فرد بیحجاب با رعایت نکردن این شرط، در واقع از قبول مسئولیت خودداری ورزیده، در پی خواستههای خود میرود و حتّی دیگران را از انجام دادن تعهدهای پذیرفته شده باز میدارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود کردن حوزه مسئولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسئولیتها و سپردن برخی مسئولیتها است. انسان، با انتخاب «بیحجابی» از قبول مسئولیتهای حساس و سنگین شانه خالی میکند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران میشود و مسئولیتها را به دیگران وا میگذارد.
سخن پایانی:
خواهر گرامی: ارزش و کرامت آدمى در آن است که خود با اراده و شناخت، تصمیم بگیرد و عمل بکند اگر بخواهیم به اراده و خواست دیگران زندگى کنیم، از مقام و ارزش انسانى خود فرو مىافتیم.. در هر کارى افراد مخالفى وجود دارند رفتار شما را نمىپسندند و عملکرد شما را زیر سؤال مىبرند. اگر بخواهید با اندک نیروى مخالفى صحنه را ترک کنید و رفتار خود را تغییر دهید، دیگر شخصیت و استقلالى براى شما باقى نمىماند. وقتى خوبى رفتارى براى شما اثبات شد، نباید به حرف دیگران توجه کنید. لازم نیست در برابر مخالفان جبههگیرى کنید. اگر آنها از حرف شما متأثر مىشوند، شما نیز به آنها پند و اندرز دهید؛ ولى اگر حرف شما بىاثر است، یا حتى اگر احتمال مىدهید رفتار آنها بر عملکرد شما تأثیر بگذارد، هرگز به سخنان آنها گوش ندهید و حتى اجازه ندهید نگاه تمسخرآمیز آنها در نگاه شما بیفتد. البته به آنها بىاحترامى نکنید و حرف زشت و سخن ناروا بر زبان نیاورید. خواهر عزیز، توصیه میکنیم به صورت حساب شده و به دور از افراط و تفریط، حجاب را رعایت کنید. خاطر نشان میکنیم حجاب نباید باعث جبههگیرى، تعارض و بگومگو شود. در حالى که حجاب خود را رعایت مىکنید، با دیگران معاشرت نیکو داشته باشید و به آنها احترام بگذارید، حتى با آنها صمیمىتر از گذشته رفتار کنید و در کارهاى شخصى نیز به آنها کمک برسانید. سعى کنید خوبىهاى حجاب و اخلاق اسلامى را براى خود تکرار کنید تا تأثیر القائات دیگران خنثى شود.
--------------------------
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 97، ص 33.
2. وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.
3. وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.
4. همان، ح 4.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
: 1- پاسداران حجاب،محمد مهدى تاجلنگرودى
سخن پایانی:
خواهر گرامی: ارزش و کرامت آدمى در آن است که خود با اراده و شناخت، تصمیم بگیرد و عمل بکند اگر بخواهیم به اراده و خواست دیگران زندگى کنیم، از مقام و ارزش انسانى خود فرو مىافتیم.. در هر کارى افراد مخالفى وجود دارند رفتار شما را نمىپسندند و عملکرد شما را زیر سؤال مىبرند. اگر بخواهید با اندک نیروى مخالفى صحنه را ترک کنید و رفتار خود را تغییر دهید، دیگر شخصیت و استقلالى براى شما باقى نمىماند. وقتى خوبى رفتارى براى شما اثبات شد، نباید به حرف دیگران توجه کنید. لازم نیست در برابر مخالفان جبههگیرى کنید. اگر آنها از حرف شما متأثر مىشوند، شما نیز به آنها پند و اندرز دهید؛ ولى اگر حرف شما بىاثر است، یا حتى اگر احتمال مىدهید رفتار آنها بر عملکرد شما تأثیر بگذارد، هرگز به سخنان آنها گوش ندهید و حتى اجازه ندهید نگاه تمسخرآمیز آنها در نگاه شما بیفتد. البته به آنها بىاحترامى نکنید و حرف زشت و سخن ناروا بر زبان نیاورید. خواهر عزیز، توصیه میکنیم به صورت حساب شده و به دور از افراط و تفریط، حجاب را رعایت کنید. خاطر نشان میکنیم حجاب نباید باعث جبههگیرى، تعارض و بگومگو شود. در حالى که حجاب خود را رعایت مىکنید، با دیگران معاشرت نیکو داشته باشید و به آنها احترام بگذارید، حتى با آنها صمیمىتر از گذشته رفتار کنید و در کارهاى شخصى نیز به آنها کمک برسانید. سعى کنید خوبىهاى حجاب و اخلاق اسلامى را براى خود تکرار کنید تا تأثیر القائات دیگران خنثى شود.
--------------------------
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 97، ص 33.
2. وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.
3. وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.
4. همان، ح 4.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
: 1- پاسداران حجاب،محمد مهدى تاجلنگرودى
2- فلسفه حجاب،شهید مطهرى
3- حجاب از دیدگاه قرآن و سنت،فتحیه فتاحىزاده
4- حجاب،محمد مهریزى
5- حجاب بیانگر شخصیت زن،مهدى اشتهاردى
6- مسأله حجاب،محمدى آشنانى
7- حجاب در ادیان الهى،محمدى آشنانى
8- حجاب غنچهها، ج 1 - 4 (کودکان)،رضا شیرازى
9- حجاب میوه شناخت،سید مسعود آقایى
10- حجاب و کشف حجاب در ایران،فاطمه استاد ملک
11- مروارید عفاف - فرهنگ حجاب،جعفر شیخالاسلامى
12- واقعه کشف حجاب،مطالعات تاریخ معاصر ایران
[align=JUSTIFY][color=#daa520][size=small]13- واقعه کشف حجاب،سازمان مدارک انقلاب اسل[