تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پرسمان حجاب
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
من در یک خانواده ای که زیاد به حجاب اعتقاد ندارند، زندگی می کنم چند بار اراده کردم و تا حدودی حجاب را رعایت کردم اما رفتار دیگران مانع از ادامه آن شد و دوباره به بی حجابی برگشتم. چگونه اعتقاد کامل به حجاب پیدا کنم تا با اراده و حتی با وجود قرار گرفتن در محیط خانواده بتوانم حجاب خود را کامل رعایت کنم؟ با ذکر منابع معتبر و ساده و روان.

خواهر گرامی؛ احساسات و توجه شما نسبت به امر حجاب قابل تقدیر و ستایش است، امیدواریم همواره این گونه بوده و این حدیث شریف را سرمشق زندگی تان قرار بدهید که فرمود: مؤمن به سان کوه ثابت و استوار است. بادهای شدید و ناموزون(تلقینات و تبلیغات گمراه کننده) ذره‏ای در او تأثیر نمی گذارد و با اراده ای قوی و استوار و مصمم تر از قبل بر رعایت حدود الهی پافشاری می‌کند.
جهت اطلاع بیشتر در ارتباط با پوشش بانوان, ضرورت و فلسفه حجاب و کارکردهای آن، به مطالبی اشاره می کنیم که جهت آگاهی بخشی در این زمینه مفید است و انگیزه و اراده انسان را برای رعایت این واجب مهم الهی بیشتر می‌کند .
پوشش اسلامى در قرآن‏
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است. اصل قانون حجاب اسلامى، صرفاً از ضروریات فقه نیست؛ بلکه از ضروریات دین مبین است؛ چه اینکه نصّ صریح قرآن بر آن گواهى مى‏دهد و هیچ مسلمانى نمى‏تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مى‏دهد. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى، به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور که نماز و روزه، به دورانى خاص اختصاص ندارد؛ دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن، بى‏دلیل و غیر کارشناسانه مى‏نماید.
خداوند متعال در آیه‏ى نور، نخست به مردان و در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى پرهیز کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»؛ نور(24)، آیه 30. ؛ « به مردان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگى‏شان بهتر است و خداوند بدان چه مى‏کنند، آگاه است».
خداوند متعال، فلسفه این آموزه را نظافت و پاکى روح مى‏داند و مى‏گوید: این پوشش به منظور طهارت روح بشر است. سپس در آیه بعد مى‏فرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ « به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرى‏هاى خویش را به گریبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‏ها پوشیده باشد و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مى‏کنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن! همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید».
این آیه، در خصوص پوشش بانوان، به دو مورد اشاره دارد:
1. پوشیدگى سر و گردن؛
2. پوشاندن زینت‏ها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش، و «جیوب» (از واژه «جیب») به معناى سینه و گریبان است. در تفسیر مجمع البیان آمده است: زنان مدینه، اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سینه، گردن و گوش‏هاى آنان آشکار مى‏شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبان‏ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد.
در خصوص «زینت» نیز این پرسش مطرح است که آیا زینت‏هاى جدا از بدن (مانند جواهرات) را نیز در بر مى‏گیرد، یا تنها آرایش‏هاى متصل به بدن (مانند سرمه و خضاب) را شامل مى‏شود؟
مسئله حجاب، ص 131.
در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى، جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است. آرایش، امرى فطرى و طبیعى است‏علامه طباطبائى‏رحمه الله در تفسیر آیه 32 سوره اعراف مى‏نویسد: خداى متعال در این آیه زینت‏هایى را معرفى مى‏کند که براى بندگان ایجاد نموده و آنان را فطرتاً به وجود آن زینت‏ها و استعمال و استفاده از آنها ملهم کرده است. روشن است که فطرت جز به چیزهایى که وجود و بقاى انسان نیازمند آن است، الهام نمى‏کند
(ر.ک: المیزان، ج 8، ص 79.)
و حسّ زیبایى دوستى، سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى‏شود. این گرایش طبیعى، به تحقّق آثار گران‏بهاى روانى در شخص آراسته مى‏انجامد. آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى، در نظام فکرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، شخصیت افراد را در نگاه دیگران خوار مى‏سازد و زبان طعن و توهین دشمن را مى‏گشاید.
صبور اردوبادى، احمد، آیین بهزیستى در اسلام، ج 1، ص 57.
بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره‏گیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش به هنگام عبادت و معاشرت با مردم، از مستحبات مؤکد و برنامه‏هاى روزانه مسلمانان است.
مجلسى، محمدباقر، حلیة المتقین، صص 3 - 5 و 10 - 12 و 91 - 107.
امام حسن مجتبى‏علیه السلام بهترین جامه‏هاى خود را در نماز مى‏پوشید و در پاسخ سؤال دیگران، مى‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى‏»؛ «خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد؛ پس خود را براى پروردگارم زیبا مى‏سازم».
مجمع البیان، ج 4 - 3، ص 673.
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمى‏کند؛ بلکه آنچه در شرع مقدس ممنوع شده، خودنمایى و تحریک به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است:«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏»؛ احزاب (33)، آیه 33. و «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» نور (24)، آیه 31.
زنان عرب معمولاً خلخال به پا مى‏کردند و براى اینکه بفهمانند خلخال گران‏بها دارند، پاى خود را محکم به زمین مى‏کوفتند! آیه شریفه از این کار آنان نهى مى‏کند. شهید مطهرى مى‏گوید: «از این دستور مى‏توان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مى‏گردد - مانند استعمال عطرهاى تند و نیز آرایش‏هاى جلب نظر کننده در چهره - ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد».
مطهرى، مرتضى، مسئله حجاب، ص 146 - 147.
قرآن مى‏فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» نور(24)، آیه 31.
زینت‏هاى زن دو گونه است:
1. زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست.
2. زینتى که پنهان است، مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد (مانند گوشواره و گردن بند.) پوشانیدن این نوع زینت واجب است.
قرآن کریم، با همین معیار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از کار افتاده - که امید زناشویى ندارند - سهل‏گیرى کرده، به آنان اجازه داده، روسرى‏ها را برگیرند؛
وسائل الشیعه، ج 14، ص 140.
ولى در عین حال آنها نیز اجازه خودنمایى و تهییج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِى لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ» نور (24)، آیه 60.
آیه دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مى‏کند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ، ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً» ؛ «اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏ها (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آنکه شناخته گردند و اذیت نشوند، نزدیک‏تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است».احزاب (33)، آیه 59.
با این حال، ممکن است گروهى از اهل فساد، به هتک حیثیت زنان مؤمن ادامه دهند! در این صورت، حاکم اسلامى وظیفه دارد به شدت، با این افراد بیمار دل برخورد کند. بنابراین، حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان، تنها یک توصیه اخلاقى نیست و حکمى اسلامى و حکومتى به شمار مى‏آید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً» ؛ «اگر منافقان و بیماردلان و کسانى که در شهر نگرانى به وجود مى‏آورند، از کارهاى خود دست برندارند، ما تو را علیه آنان برخواهیم انگیخت و تو را سخت بر آنان مسلط مى‏کنیم تا جز مدتى اندک در همسایگى تو زندگى نکنند. از رحمت خدا دور گردیدند و هر کجا یافت شوند، دستگیر و به سختى کشته خواهند شد».همان، 60 و 61.
در این آیات، سه مطلب مهم قابل توجّه است: معناى «جلباب» و نزدیک کردن آن، «فلسفه» پوشش اسلامى و «مجازات» افراد مزاحم.مجازات این گونه افراد از نظر اسلام بسیار شدید است و بعد از ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر، چنانچه این بیماردلان از عمل زشت خویش دست برندارند، باید از جامعه اسلامى تبعید شوند؛
(مسئله حجاب، ص 164)
و در صورت استمرار، در ردیف محاربان با حکومت اسلامى جاى مى‏گیرند و به حکم قرآن اعدام مى‏گردند. (المیزان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361 و 362)
پوشش مطلوب
(معنای جلباب): با توجّه به کتاب‏هاى لغت، «جلباب»، ملحفه و پوششى چادر مانند است؛ نه روسرى و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روایت شده که: منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اى است که همه بدن را مى‏پوشاند. ضمناً همان طور که مفسران بزرگ (مانند شیخ طوسى و طبرسى) گفته‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مى‏نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏کردند و روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با این روسرى بزرگ - که جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء» کوچک‏تر بود و به چادر امروزین شباهت داشت - مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.درباره جلباب گفته‏اند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند
(التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 8 - 7، ص 578).
نزدیک ساختن جلباب که در آیه آمده بود، کنایه از پوشاندن چهره و سر و گردن با آن است؛
مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
یعنى، چنان نباشد که چادر یا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو)، تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشد و همه پیکرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند که نشان دهد، از معاشرت با مردان بیگانه یا از نگاه چشم‏هاى نامحرم نمى‏پرهیزند و از مصادیق «کاسیات عاریات»زنانى که ظاهراً پوشیده هستند؛ ولى در واقع برهنه‏اند! شمرده می شوند. از پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله وسلم روایت شده است: «صنفان من اهل النار لم‏أرهما، قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس، و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة لا یدخلن الجنة ولا یجدن ریحها... یعنی: دو گروه اهل دوزخ هستند و من در روز قیامت آنها را نمی‌بینم: ... و گروه دوم، زنانى هستند که پوشش دارند اما برهنه‏اند، کجراهه مى‏روند و دیگران را به کجروى تشویق مى‏کنند، سرهایشان همچون کوهان شتر فروهشته است، اینان به بهشت نمى‏روند، و بوى بهشت را که از فاصله چندان و چندان به مشام مى‏رسد استشمام نمى‏کنند...»
(رى شهرى، محمد، میزان الحکمة، ج 2، ص 994، ح 3206.
قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گیرند و آن را رها نکنند، تا نشان دهد که اهل عفاف و حفظ به شمار مى‏آیند. از تعلیل پایانى آیه به دست مى‏آید که پوشش مطلوب، آن است که خود به خود، دورباش ایجاد کند و ناپاک دلان را ناامید مى‏سازد.
مسئله حجاب، ص 160 و 161.



علت ضرورت پوشش‏
خداوند متعال، درباره علت ضرورت پوشش اسلامى مى‏فرماید: «ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ » ؛ «بدین وسیله شناخته مى‏شوند پس با آزار و تعقیب نمى‏شوند». برخى مى‏گویند: در عصر حاضر - که مسئله بردگى از میان رفته - این حکم نیز منتفى است!:
آسیب‏شناسى حجاب، ص 19.
پاسخ این است که ایجاد مزاحمت و آزار کنیزان نیز روا نیست. آنچه مهم است، بانوان در عصر پیامبرصلى الله علیه وآله داراى حجاب بودند و از فواید آن این است که وقتى زن پوشیده و با وقار از خانه بیرون مى‏رود و جانب عفاف و پاک دامنى را رعایت مى‏کند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتک حیثیت او را در خود نمى‏یابند. بیمار دلانى که در پى شکار مى‏گردند، فرد داراى حریم را شکارى مناسب نمى‏بینند. در روایات آمده است: «المرأة ریحانة»
وسائل الشیعه، ج 14، ص 120.
«زن همچون ریحانه یا است». بى‏تردید اگر باغبان او را پاس ندارد، از دست گلچین مصون نمى‏ماند. قرآن کریم، زنان ایده آل را که در بهشت جاى دارند، به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه مى‏کند: «کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» واقعه (56)، آیه 23.علاوه بر این، آنها را به جواهرات اصیلى، چون یاقوت و مرجان - که جواهر فروشان در پوششى ویژه قرار مى‏دهند تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس این و آن قرار نگیرد و ارزش و قدرشان کاستى نپذیرد - تشبیه مى‏کند.
عامرى، حمیده، گستره عفاف به گستردگى زندگى، کتاب زنان، شوراى فرهنگى اجتماعى زنان، ش 12، ص 117.
علامه طباطبایى
المیزان، ج 8، ص 361. همین تفسیر را بر مى‏گزیند. شهید مطهرى در این باره مى‏گوید: «حرکات و سکنات انسان گاهى زبان‏دار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن،و سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بى‏زبانى مى‏گوید: دلت را به من بده، در آرزوى من باش و مرا تعقیب کن. گاهى بر عکس، با زبان بى‏زبانى مى‏گوید: دست تعرّض، از این حریم کوتاه است».
مسئله حجاب، ص 163.
البته بیشتر نوشته‏هاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف نموده و کمتر به پوشش مرد توجه کرده‏اند! این امرى عادى و طبیعى است؛ چرا که زن مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است. البته پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى و اجتماعى حائز اهمیت است. از این رو قرآن براى ثبات و پایدارى جامعه، درباره پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است: «یا بَنِى آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُوارِى سَوْآتِکُمْ وَ رِیشاً»؛ «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شما است»اعراف (7)، آیه 26.
در حق مردان مى‏فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» نور (24)، آیه 30.؛ «به مؤمنان بگو: چشم‏هاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند» و در حق زنان مى‏فرماید:«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ» ؛ «و به زنان با ایمان بگو: چشم‏هاى خود را فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».همان، آیه 31.
ضرورت پوشش بانوان در نظام اسلامی:
از آنجا که انسان موجود اجتماعی است، جامعه بزرگی که در آن زندگی می‏کند، از یک نظر همچون خانه او است و حریم آن همچون حریم خانه او محسوب می‏شود. پاکی جامعه به پاکی او کمک می‏کند و آلودگی آن، به آلودگی‏اش می‏افزاید! روی همین اصل در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند به شدّت مبارزه شده است؛ چرا که گناه، همانند آتش است. هنگامی که در نقطه‏ای از جامعه این آتش روشن شود، بکوشیم آن را خاموش یا محاصره کنیم. اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه‏ای به نقطه دیگر ببریم و یا آن را به حال خود واگذاریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر بر کنترل آن نخواهد بود! از این گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‏های خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعة فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در این موضوع، این سد را می‏شکند و گناه را در اذهان کوچک و آلودگی به آن را ساده می‏نماید. بر همین مبنا حکومت اسلامی، موظف است جلوی منکرات را بگیرد. این به معنای تحمیل به حجاب نیست؛ بلکه نوعی واکسینه کردن جامعه در مقابل بیماری‏های روانی و معنوی است. در جامعه اسلامی همه وظیفه دارند به بهداشت روانی و سلامت روحانی توجه کنند. این همان امر به معروف و نهی از منکر و نظارت ملی است. حاکمان اسلامی موظف‏اند موانع رشد فضایل انسانی را از بین ببرند و این در حقیقت بستر سازی برای سلامت روانی جامعه است و در زمان پیامبر و امام علی(علیه السلام) نیز هرچند زنان بدحجاب وجود داشته؛ اما قرآن با این پدیده برخورد کرده است، به دنبال آن دیگر آنها نمی‏توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند؛ حتی اقلیت‏های مذهبی نیز موظف به رعایت مقررات اسلامی در جامعه اسلامی بوده‏اند.
در آیات 31 سورة «نور» و 34 و 59 سورة «احزاب» کیفیت رفتار اجتماعی زن مورد توجه قرار گرفته است. نیز از آیات امر به معروف و نهی از منکر می‏توان استفاده کرد که جلوی هر گونه منکر و زشت، باید ایستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد.
در هر صورت هنجارهای دینی در جامعه را باید به اجرا گذاشت و نمی‏توان تنها به عقیده و میل مردم اکتفا کرد. فکر کنید چقدر از مردم حاضرند با میل و رغبت و از روی اعتقاد، از رشوه‏گرفتن و اختلاس اجتناب کنند؟ چقدر حاضرند از شراب و زنا با میل و رغبت احتراز نمایند تا آنها را آزاد گذاشت که در عمل هم با میل و رغبت وظایف خویش را اجرا کنند!؟ این موضوع منحصر به کشور ما نیست. در هر کشوری یک سلسله دستوراتی است که به اجبار آنها را به اجرا می‏گذارند. در کشوری مثل فرانسه ـ که آن را مهد آزادی می‏شمارند ـ چگونه به اجبار دختران را وادار به بی‏حجابی می‏کنند تا به مدرسه یا دانشگاه راه یابند! تفاوت در جامعه اسلامی و غیراسلامی در نوع هنجارها است؛ نه چگونگی برخورد با آنها.
بسیاری از حکمت‏ها و فلسفه‏های حجاب امروزه روشن شده است؛ از جمله:
1. پوشش امری غریزی و فطری برای بشر است. کاوش‏های باستان شناسی نشان می‏دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسئله پوشش اهتمام ورزیده است و همة صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند.‏
2. مستور بودن زیبایی ها و جاذبه‏های جنسی زن و مرد، آنها را از معرض دید و طمع‏ورزی شهوت پرستان هرزه محافظت می‏کند و امنیت و بهداشت روانی جسمی آنان را تأمین می‏کند.
3. برهنگی راهبر به سوی بی‏بند و باری و لجام گسیختگی جنسی است که عواقب شوم و زیانباری دارد:
3ـ1. گسترش فساد و ناهنجاری‏های اجتماعی،
3ـ2. شیوع بیماری‏هایی چون سفلیس، سوزاک، ایدز و...،
3ـ3. سست شدن بنیان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و فزونی عقده‏های روحی در کودکان،
3ـ4. زیاد شدن فرزندان نامشروع.
اینها و ده‏ها مشکل اجتماعی دیگر، عواقب شومی است که جهان غرب را سخت برآشفته است و ستارة تمدنش را به افول می‏کشاند تا آنجا که حتی فریاد متفکران ماتریالیستی چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ کرده است. اما مکتب گران‏قدر اسلام در پرتو هدایت‏های نورانی‏اش (همچون حجاب) از اساس با این جریان ویرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژی استوار برای صیانت فرد وجامعه از آسیب‏های بی‏شمار قرار داده است. از همین رو است که استعمارگران برای تخدیر جوانان و در بند کشیدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خویش، از بی‏حجابی و برهنگی به عنوان ابزاری قوی سود می‏جویند.
در هر صورت، موضوعاتی نظیرحفظ نظام اجتماعی، بقای نسل وخانواده، تأمین سلامت فکری و روحی ـ روانی افراد جامعه وفراهم کردن بستری مناسب و محیطی سالم برای پرورش وتکامل مادی ومعنوی انسان و بالآخره پرهیز از عواقب شومی که جوامع دیگر به دلیل رعایت نکردن این قبیل محدودیت ها گرفتار آن شده ویادر آن دست و پا می زنند و... نظام اسلامی را ملزم به اجرای این حکم ارزشمند الهی کرده است.لباس پوشیدن سابقه‏اى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى - که بر برهنه زیستى پاى مى‏فشارند
مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص 129.
همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست کم به سه نیاز وى پاسخ مى‏دهد:
1. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران،نحل (16)، آیه 80.
2. حفظ عفت و شرم،نور (24)، آیات 31، 30 و 59؛ احزاب (33)، آیه 59 و 60.
3. آراستگى، زیبایى و وقار.اعراف (7)، آیه 26.
فلسفه حجاب (پوشش) مى‏تواند ناشى از امور زیر باشد:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.
یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان‏ها را فراهم کند.
در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است.
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعریف نشده و بى‏بندوبار (با آرایش‏هاى گوناگون)، هیجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى‏ناپذیر درمى‏آورد.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بیش‏تر - وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‏هاى تحریک‏آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شکل و اندازه‏اى باشد و باید حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى‏بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک‏هاى چشمى شهوت‏انگیز، حساس‏تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش‏ترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین‏تر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست؛ بلکه از زمان کودکى آشکار است... .مردان بالغ به محرک‏هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مى‏رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک‏هاى بینایى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است؛ یعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى‏شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏کند، تأثیر محرک‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى‏کند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مى‏گیرند و از این نظر فعال‏ترند.
2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده‏
خانواده با اهمیّت‏ترین نهاد اجتماعی است. «خانواده» کانون عشق و امید و تحقّق آرزوهای آدمی و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونه‏ای که هیچ جامعه‏ای نمی‏تواند بدون خانواده پایدار بماند. در معارف الهی خانواده، مهم‏ترین جایگاه پرورش انسان است. قرآن کریم همسران را «لباس» یکدیگر می‏داند و بدین ترتیب نقش هر یک را معیّن می‏کند. زن و شوهر نزدیک‏ترین افراد به یکدیگرند و همچون لباسی، یکدیگر را از آفات و آسیب‏های عفت سوز و ایمان برانداز حفظ می‏کنند.
محمدحسین طباطبائی، المیزان، ج 3
افزون بر این، آنان مانند لباس، مایة وقار و آراستگی یکدیگرند. بی‏تردید این نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شکل می‏گیرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگی رها باشند، نمی‏توانند برای یکدیگر چون لباس به شمار آیند و عفّت و وقار و شخصیت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان یافتن چنین بنیادی است و بی‏حجابی با آن تعارض آشکار دارد؛ زیرا بی‏بند و باری در پوشش، بی‏بند و باری در تحریک و احساس نیاز را در پی دارد و تأمین نیازهای شعله‏ور، بنیاد خانواده را نشانه می‏رود.
غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی
غریزة جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا برای پایداری‏اش کافی نیست. بعد از ازدواج به تدریج با گذر زمان، اهداف جدیدی شکل می‏گیرد؛ خواسته‏های زیستی و جنسی اندک اندک جای خود را به نیازهای روانی و امنیتی و عاطفی و شناختی می‏دهد و دیگر سرمایه عشق ورزی به تنهایی برای تأمین اهداف خانواده و خواسته‏ها کافی نیست. نخستین شرط دستیابی بدین اهداف و تأمین خواست‏های جدید، آن است که زن و شوهر از هویّت و خواست‏های فردی دست شویند و به سوی پی ریزی هویتی جمعی، گام بردارند. چنانچه هر کس فقط خواهش خویش را پی گیرد؛ یعنی، زن در جهت تجمل و خودنمایی و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبولیت خویش فرو رود و نقش مادری را به فراموشی سپارد و از آن سوی مرد در اندیشة رسیدن به تمکین‏های نوتر و پر رونق‏تر به سر برد و نقش پدری را فراموش کند، بنیان خانواده بر باد می‏رود!! بی‏تردید کانون خانواده با اموری چون توجّه به لباس و بدن و روی و موی و انگشت نما شدن و مشخص‏تر معرفی کردن خود، پیوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدین امور و فراموش کردن اهداف خانواده و نیازهای برتر، پایه‏های خانواده را متزلزل می‏سازد.


3. پیش‏گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک‏ترین پیامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نیست؛ بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى‏کنند.
4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى‏
یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه‏روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسى‏اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند این‏ها قرار دهد، در چنین جامعه‏اى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بى‏ارزش سقوط مى‏کند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به این ترتیب، زن، وسیله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مى‏شود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت‏هاى اجتماعى دور نمى‏کند، بلکه زمینه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى‏کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى‏بخشد.
روایات که دلالت بر وجوب حجاب دارد
در این زمینه روایات متواتری وجود دارد که در کتب حدیثی شیعه از جمله وسائل الشیعه ذکر شده است که برخی از این روایات در ارتباط با تفسیر آیات ذکر شده می باشد و برخی هم حکم زنان سالخورده را در مورد حجاب بیان داشته و برخی در مورد اِماء و کنیز وارد شده است و بعضی نیز زمان وجوب حجاب را بیان می دارد. در کل اصل وجوب حجاب را مسأله مسلم و ضروری دانسته، به شرایط، خصوصیات، زمان و استثنائات آن پرداخته است، به طور نمونه به موارد از آنها اشاره می نماییم:
1. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کل آیته فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا إلا هذه الآیته فإنها من النظر؛ هر آیه که در قرآن مجید سخن از حفظ فروج به میان می آورد منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران می باشد.»
(1)
2. فضیل بن یسار می گوید: «
سألت ابا عبدالله(علیه السلام) عن الذراعین من المراه، هما من الذینته التی قال الله: «و لا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن»؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزینته و ما دون السوارین؛ از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم آیا دو تا ذراع زن از موارد زینت است که خداوند می فرماید: برای غیر شوهر نشان داده نشود؟» فرمود: بلی ونیز سر و موهای سر و گردن و مقداری از سینه که با روسری پوشانده می شود هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت (مراد محل زینت است) است و برای غیر محارم نمی تواند نشان بدهد.»(2)
3. روایات که اصل حجاب را مسلم گرفته و زمان آن را مطرح می سازد:
الف. محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می کند: «لا یصلح للجاریته إذا حاضت إلا أن تختمر؛ دختر زمانی که به حد بلوغ شرعی رسید، باید روسری داشته باشد.»
(3)
ب. از امام هشتم(علیه السلام) روایت شده است: «لا تغطی المرأئته رأسها من الغلام حتی یبلغ الغلام؛ پسر وقتی به حد بلوغ رسید زن باید حجاب را رعایت کرده و سر خود را از وی بپوشاند.»
(4)
بنابراین بر لزوم حجاب علاوه بر ضرورت و کارکردهای فردی و اجتماعی آن، آیات و روایات فراوانی دلالت دارد. و اصولا پوشش امر غریزی و فطری برای بشر است و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل قرار داده اند.
در ادامه توجهتان را به دو نکته در زمینه حجاب جلب می کنیم:
1- حجاب و حرمت خود (احساس ارزشمندی):
از نظر روان‏شناسی، قطعی‏ترین عامل رشد انسان، «میزان ارزشی» است که هر فرد برای خود قائل است‏.The Antecedents of self freeman sunfran cisco.196 .Esteemبه عبارت بهتر، نافذترین عامل رشد روانی و شخصیتی انسان، سطح حرمت خود (esteem ـ Self) او است. درجة ارزیابی فرد از خود، حرمت خود خوانده می‏شود و در واقع باز خوردی از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار می‏آید. این قضاوت در قالب رفتارهای کلامی و غیر کلامی بروز می‏کند و گستره‏ای است که فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و یا ناموفق و بی‏ارزش می‏داند.
سید حسن سلیمی، بررسی حرمت خود در نوجوانان...، مجله روان‏شناسی، شمارة 2
چنان که گذشت، «سطح حرمت خود» در سازش یافتگی هیجانی، اجتماعی و عاطفی تأثیر بسیار دارد و از عوامل تعیین کنندة اساسی در شکل‏دهی الگوهای رفتاری و عاطفی است؛ به گونه‏ای که تردید افراد در ارزشمندی‏شان، به ناتوانی در رسیدن به زندگی عاطفی موزون می‏انجامد. این افراد همواره از آشکار شدن ناتوانیشان هراسناک اند و صحنه را ترک می‏کنند. از طرفی خلاقیت با «سطح حرمت خود» رابطه کاملاً مستقیم دارد.
مرتضی مطهری، مسألة حجاب، صدرا
به راستی آیا برهنه شدن و کشاندن رفتارهای جنسی به کوچه و خیابان، به آدمی ارزش می‏دهد و انسان را از احساس ارزش مندی بهره‏مند می‏سازد؟ البته شاید احساس رضایت آنی و زود گذر پدید آورد؛ ولی کمتر کسی است که بر خورداری از این حالت و رفتار را ارزش تلقی کند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند! افزون بر این، تأمین هر خواسته‏ای همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعه‏ای که برهنگی تمام شریان‏های آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشته‏ها و نداشته‏های خویش هستند، انسان‏ها در تشویش مستمر و دلهره همیشگی فرو می‏روند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانی رخ می‏نماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمی به تنوّع طلبی حریصانه کشیده می‏شود. بی‏تردید تا وقتی این اندیشه فضای ذهن آدمی را آکنده است، فرصتی برای بروز خلاّقیت و ابتکار باقی نمی‏ماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمی را بر نمی‏تابد و نمی‏تواند یافته‏ای تازه عرضه کند. او در پی آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود؛ نه آنکه وضعیت را تغییر دهد و با ابتکار و خلاقیت، طرحی نو در اندازد. از سوی دیگر، از آنجا که احساس بی‏ارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پی جبران این کمبود بر می‏آیند و چون آسان‏ترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود، در این مسیر گام بر می‏دارند تا به شکلی، احساس ارزشمندی از کف رفته خود را جبران کنند. در حالی که شخص برخوردار از حجاب، هرگز چنین نیازی را احساس نمی‏کند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزش مندی، آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد.
مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، صدرا
گویا از همین رو است که ویل دورانت می‏گوید: زنان دریافتند که دست و دل بازی مایة طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادی هم ارزش مندی را از کف داده‏اند و هم در جبران آن به بیراهه رفته‏اند. راه رسیدن به احساس ارزش مندی پایدار، رفتن در پی کسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان برخوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزش مندی خود را ارتقا می‏بخشد تا آن‏جا که مرد، نیازمندانه به آستان وی روی می‏آورد. بی‏تردید اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشیده داشتن و مخفی ساختن پیکر خویش بیشتر گرایش نشان می‏دهند
مرتضی مطهری، مسألة حجاب، صدرا
و پی خواهند برد که راه احساس ارزش مندی، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. راسل می‏گوید: از لحاظ هنری، مایة تأسف است که بتوان به آسانی به زنان دست یافت. ویل دورانت نیز می‏گوید: آنچه می‏جوییم و نیابیم، عزیز و گران بها می‏گردد.
مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، صدرا
ویلیام جیمز به صراحت توصیه می‏کند: زنان عزّت و احترامشان به این است که به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نکنند و خود را از دسترس مردان، دور نگه دارند.‏ پس حجاب احساس ارزش مندی است که موقعیتی بلند مرتبه برای زنان پدید می‏آورد و مردان را در محدودیت فرو می‏برد. اگر چه در بیان به زنان گفته می‏شود که پوشیده بیرون آیید؛ ولی واقعیت آن است که به مرد گفته می‏شود: بهره برداری جنسی در همه جا ممنوع است؛ چون راه چشم را ـ که نافذترین کانال حسی مردان است ـ نمی‏توان سد کرد.
2- حجاب و مسئولیت پذیری‏:
هر کس در برابر خود و دیگران مسئول است. انجام موفقیت‏آمیز مسئولیت به استعداد و برخورداری از توانمندی‏های متناسب و ظرفیت‏های روان شناختی و جسمی نیاز دارد. توفیق در پاره‏ای از مسئولیت‏ها و حتّی سپردن برخی از مسئولیت‏ها، به حجاب تکیه دارد و افرادی که بی‏حجابی پیشه می‏کنند، توان انجام آن را ندارند. این گروه ناگزیر باید به خویش پردازند و ـ چنان که امروزه مشاهده می‏کنیم ـ چاره‏ای ندارند جز آنکه انجام آن مسئولیت‏ها را به دیگران و حتّی مردان بسپارند.
مجموعه مقالات کنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادی
زنانی که در پی دلربایی و جلب نظر دیگرانند و جز عرضه پیکر خود به چیزی نمی‏اندیشند، هرگز نمی‏توانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسئولیت کنند و به معنویت خود و اعضای خانواده و جامعه بیندیشند! این افراد، افزون بر آنکه خود به دلیل ناتوانی یا شانه خالی کردن از انجام دادن مسئولیت‏های فردی باز می‏مانند، با روحیه و وضعیت بدنی خاص خویش، محیط را آلوده و موقعیت را برای فعالیت مسئولیت پذیرانه نامساعد می‏سازند. بر این اساس، بازدهی فعالیت‏های خانوادگی و اجتماعی را کاهش می‏دهند و حتّی دقّت عمل را دچار اختلال می‏کنند؛ به عبارت دیگر، این افراد خود ناتوان می‏مانند و دیگران را نیز از انجام دادن تعهدات و مسئولیت‏هایشان باز می‏دارند. تحقیقات گسترده و به ویژه پژوهش‏های میدانی، حاکی از افت تولید و کاهش سطح کیفیت در مراکز آلوده به افراد بی‏حجاب، بر درستی این سخن گواهی می‏دهد. اسلام که عاطل و باطل ماندن نیروهای عظیم انسانی و غیر انسانی را نمی‏پسندد، برای رسیدن به موفقیت در انجام تعهدات و مسئولیت‏های فردی و اجتماعی، استعداد و شرایطی را لازم می‏داند که رعایت پوشش خاص یکی از آنها به شمار می‏آید. فرد بی‏حجاب با رعایت نکردن این شرط، در واقع از قبول مسئولیت خودداری ورزیده، در پی خواسته‏های خود می‏رود و حتّی دیگران را از انجام دادن تعهدهای پذیرفته شده باز می‏دارد. بنابراین، حجاب هرگز به معنای محدود کردن حوزه مسئولیت زن نیست. حجاب شرط موفقیت در انجام دادن مسئولیت‏ها و سپردن برخی مسئولیت‏ها است. انسان، با انتخاب «بی‏حجابی» از قبول مسئولیت‏های حساس و سنگین شانه خالی می‏کند؛ آزاد از هر تعهدی سر بار دیگران می‏شود و مسئولیت‏ها را به دیگران وا می‏گذارد.
سخن پایانی:
خواهر گرامی: ارزش و کرامت آدمى در آن است که خود با اراده و شناخت، تصمیم بگیرد و عمل بکند اگر بخواهیم به اراده و خواست دیگران زندگى کنیم، از مقام و ارزش انسانى خود فرو مى‏افتیم.. در هر کارى افراد مخالفى وجود دارند رفتار شما را نمى‏پسندند و عملکرد شما را زیر سؤال مى‏برند. اگر بخواهید با اندک نیروى مخالفى صحنه را ترک کنید و رفتار خود را تغییر دهید، دیگر شخصیت و استقلالى براى شما باقى نمى‏ماند. وقتى خوبى رفتارى براى شما اثبات شد، نباید به حرف دیگران توجه کنید. لازم نیست در برابر مخالفان جبهه‏گیرى کنید. اگر آنها از حرف شما متأثر مى‏شوند، شما نیز به آنها پند و اندرز دهید؛ ولى اگر حرف شما بى‏اثر است، یا حتى اگر احتمال مى‏دهید رفتار آنها بر عملکرد شما تأثیر بگذارد، هرگز به سخنان آنها گوش ندهید و حتى اجازه ندهید نگاه تمسخرآمیز آنها در نگاه شما بیفتد. البته به آنها بى‏احترامى نکنید و حرف زشت و سخن ناروا بر زبان نیاورید. خواهر عزیز، توصیه می‌کنیم به صورت حساب شده و به دور از افراط و تفریط، حجاب را رعایت کنید. خاطر نشان می‌کنیم حجاب نباید باعث جبهه‏گیرى، تعارض و بگومگو شود. در حالى که حجاب خود را رعایت مى‏کنید، با دیگران معاشرت نیکو داشته باشید و به آنها احترام بگذارید، حتى با آنها صمیمى‏تر از گذشته رفتار کنید و در کارهاى شخصى نیز به آنها کمک برسانید. سعى کنید خوبى‏هاى حجاب و اخلاق اسلامى را براى خود تکرار کنید تا تأثیر القائات دیگران خنثى شود.

--------------------------
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 97، ص 33.
2. وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.
3. وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.
4. همان، ح 4.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
: 1- پاسداران حجاب،محمد مهدى تاج‏لنگرودى
2- فلسفه حجاب،شهید مطهرى
3- حجاب از دیدگاه قرآن و سنت،فتحیه فتاحى‏زاده
4- حجاب،محمد مهریزى
5- حجاب بیانگر شخصیت زن،مهدى اشتهاردى
6- مسأله حجاب،محمدى آشنانى
7- حجاب در ادیان الهى،محمدى آشنانى
8- حجاب غنچه‏ها، ج 1 - 4 (کودکان)،رضا شیرازى
9- حجاب میوه شناخت،سید مسعود آقایى
10- حجاب و کشف حجاب در ایران،فاطمه استاد ملک
11- مروارید عفاف - فرهنگ حجاب،جعفر شیخ‏الاسلامى
12- واقعه کشف حجاب،مطالعات تاریخ معاصر ایران
[align=JUSTIFY][color=#daa520][size=small]13- واقعه کشف حجاب،سازمان مدارک انقلاب اسل[
من می خوام بدونم کیفر بی حجابی چیه.
یکی از دوستام موهاش خیلی مشخص بود.بهش گفتم درستش کن اینا همه تو جهان آخرت مار می شه.آخه بچه که بودم همه می گفتن موهات اگه معلوم باشه اینجوری می شه.
دوستم قبول نکرد گفت اصلا به حجاب و این چیزها ربطی نداره.می گه کی گفته که آدم باید با حجاب باشه.من گفتم تو قران حتما نوشته.گفت اگه پیدا کردی به من بگو.من الان خودم دقیق نمی دونم.
اول بگید ادم بی حجاب عذابش چیه.
دوم اینکه من از کجا براش دلیل بیارم.توی قران یا احادیث و...
دوستم می گه کی اون دنیا رو دیده.می گم این همه خوابنما می شن.گفت از کجا معلوم شاید دروغ بگن.من می دونم توی قرآن در مورد قیامت و بهشت و جهنم توضیح داده ولی بی حجابی رو دیگه نمی دونم.
ممنون می شم اگه توضیح بدید.


پاسخ : با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
در مورد حجاب و اصل حجاب در قرآن در پرسش های قیل به تفصیل سخن گفته ایم که می توانید به آن مراجعه کنید.
اما در مورد عذاب زنان بی حجابی روایتی است که پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که قسمتی از آن، برای پاسخ به سؤال شما کافی است، ولی ذکر تمامی آن بی فایده نیست.
امام هشتم(علیه السلام) از پدران معصومشان(علیه السلام) از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل می‌کنند: روزی من و فاطمه(سلام الله علیها) بر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شدیم، او را شدیداً گریان یافتیم. گفتم: پدر و مادرم فدایت گردد یا رسول الله! شما را چه چیزی به گریه آورده است؟ فرمودند: یا علی! شبی که مرا به معراج می‌بردند گروهی از زنان امّتم را در عذاب شدید و سخت دیدم. برای من تعجّب آور شد و باور نمی‌کردم؛ از این رو سخت گریستم؛ زیرا گروهی زن را دیدم که به موی سر آویخته‌اند و مغز سرشان می‌جوشد. زنانی را دیدم به زبان آویخته و آب جوش به حلقشان ریخته می‌شود. زنانی به پستان‌ها آویزان شده و زنی را دیدم که از گوشت جسدش می‌خورد، در حالی که آتش از زیر او زبانه می‌کشید. زنانی را دیدم که دست و پاهاشان بسته بود و مار و عقرب‌ها به جانشان ریخته بودند. زنی را دیدم کر، کور، و گنگ در تابوتی از آتش که مغز سر وی از بینی او سرازیر بود، در حالی که بدن او پر از جذام و بَرَص (پیسی) بود. زنانی را دیدم در تنور آتش به پاها آویخته، زنانی را دیدم که گوشت‌های جلو و پشت آنها را با قیچی‌های آتشین می‌بریدند. زنی را دیدم صورت و دست‌هایش می‌سوخت و رود‌ه‌هایش را می‌خورد. زنی را دیدم که سر او چونان سر خوک و بدنش چون خر با هزار هزار رنگ عذاب. زنانی را دیدم به شکل سگ و آتش از مقعدشان داخل و از دهانشاش خارج می‌گشت، در حالی که فرشتگان با گرزهای آتشین به سر و بدنشان می‌زدند.
فاطمه زهرا(سلام الله علیها) عرض کرد: حبیب من و نور چشمان من! کردار و سیره‌ اینان چه بوده است که خدا بر آنها این عذاب را نهاده است؟
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: زنانی که به موی سر آویخته بودند کسانی هستند که موی سرشان را از نامحرمان نمی‌پوشانند. آنان که به زبان آویخته بودند شوهرانشان را آزار می‌دادند. آن‌که به پستان آویخته بود زنی است که از هم‌بستر شدن شوهر با او مانع می‌شود. آن‌که به پاها آویخته بود زنی است که بدون اذن شوهر از خانه خارج می‌گردد. زنی که گوشت بدن خود را می‌خورد کسی است که بدنش را برای نامحرمان آرایش می‌کند. زنانی که دست‌هایشان به پاهایشان بسته و مار و عقرب بر آنان تسلط دارند زنانی هستند که نسبت به طهارت جامه و وضویشان بی ‌مبالات و لاابالی هستند، و از جنابت و حیض غسل نمی‌کنند، به نظافت بدن نمی‌کوشند و نسبت به نماز کاهلند. امّا زنانی که کور، کر و گنگ دیده شدند همان زنان بدکار و هرجایی هستند که فرزندان نامشروع خود را به شوهرانشان نسبت می‌دادند. زنانی که گوشت بدن‌هایشان را با قیچی‌های آتشین می‌بریدند کسانی هستند که خودشان را بر مردان عرضه می‌کنند. امّا آن گروه زنانی که صورت و بدنشان می‌سوخت و از درون بدن خود می‌خوردند زنان واسطه‌گر بین مرد و زن زنا‌کارند، و آن زنانی که سرشان چون خوک و بدنشان چون خر شده بود همان زنان سخن چین و دروغگویانند و آن دسته زنانی که به شکل سگ درآمده بودند و آتش از پایین بدنشان داخل و از دهانشان خارج می‌گشت زنان آوازه خوان و حسودند...
("بحارالانوار"، ج 8، ص 309)
شهید مطهری در کتاب «مسأله حجاب» چگونه به دو ایرادی که بر حجاب گرفته می شود در رابطه با رکود فعالیتها و سلب آزادی، جواب می دهد؟

پاسخ شهید مطهری به اشکال حجاب وسلب آزادی :
فرق است بین زندانی شدن زن در خانه و پوشیده بودن او.در اسلام بحثی درباره محبوس ساختن زن وجود ندارد.حجاب وظیفه خاصی برای زن در چگونگی معاشرت است که نه منافی کرامت اوست ونه از جانب مرد بر او تحمیل گشته است.رعایت قوانین اجتماعی،مخصوص به اسلام وحجاب نیست،بلکه در همه کشورهای متمدن هم وجود دارد ومسلما رعایت هر قانونی موجب مقید ساختن افراد در معاشرتهای اجتماعیمی شود.هدف اسلام کرامت بخشیدن به زن است که با وقار و متین باشد وبه گونه ای رفتار کند که مورد توجه نگاههای شهوت آلود مردان قرار نگیرد.حال قانونی به نام حجاب با چنین هدفی ،از چه کسی سلب آزادی می کند؟ مرد،زن،اجتماع،یا هیچ یک؟
اسلام خروج زن از خانه،خرید کردن ودیگر فعالیتهای اجتماعی او را منع نکرده،بلکه تنها برای تامین آزادی همه اقشار جامعه،حدودی برای رفتار اجتماعی زن در نظر گرفته که عبارت است از پوشیده بودن و پرهیز از خود نمایی و همچنین اجازه خواستن از شوهر در اموری که به مصالح وقوام رابطه خانوادگی مربوط می شود.


پاسخ شهید مطهری به اشکال حجاب ورکود فعالیتها:
این اشکال بر حجاب نوع هندی یا یهودی یا ایران باستان وارد است،در حالی که حجاب اسلامی هیچ گاه حکم به حبس زن در خانه نمی دهد تا جامعه رااز وجود و استعدادهای او محروم نماید،بلکه حدودی را تعیین می کند که زن با عمل به آن حدود،از چشم چرانی و فساد اخلاق مردان در امان باشد وخود نیز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نکته عجیب آنکه مخالفین به بهانه این که حجاب نیمی از افراد اجتماعی را فلج کرده است با ترویج بی حجابیو بی بندوباری نیروی تمام افراد جامعه رافلج می کنند.
نتیجه این می شود که در جوامع مسلمان متجدد مآب ،فقط در روستاها و خانواده های بسیار متدین،زنان بالباس ساده در اجتماع ظاهر می شوند و به فعالیت اقتصادی مفید می پردازند وگر نه سایر زنان برای خود آرایی وآرایش،جز استهلاک ثروت ووقت،و فاسد کردن اخلاق اجتماع وخانواده،کار دیگری نمی کنند وعده ای جاهل،نام این را فعالیت وآزادی زن می گذارند.

منبع:
مساله حجاب/استاد مطهری/صص 122-97/بحث پاسخ به ایرادها و اشکالهای وارد بر مساله حجاب
2-خلاصه آثار استاد/دفتر4/مقام زن/ص111-109/
خواهری دارم که 19 سال دارد و علیرغم اصرار فراوان خانواده چادر سر نمی کند. در موارد دیگر اعتقادی مشکل ندارد ولی تحت تأثیر همسالانش چادر را دست و پا گیر می داند. با او بسیار صحبت کرده ایم ولی بی فایده بوده است. لطفا ما را راهنمایی فرمایید که به عنوان خانواده با او چه برخوردی داشته باشیم؟
برای موفق شدن در این خواسته توصیه می کنیم:
1. سعی کنید رابطه صمیمی تری با او داشته باشید و با محبت و مهربانی به او نزدیک تر شوید. انسان ها تشنه محبت اند اگر برخورد شما با او تند و آمرانه باشد، فاصله او از شما بیشتر و در عوض به کسانی که او را تأیید می کنند نزدیکتر می شود پس کاری کنید که اعتماد او را به خود جلب کنید به طوری که مجذوب شما شود و رازهایش را با شما در میان بگذارد و چیزی از شما مخفی نکند.
2. از زبان، انتظار معجزه نداشته باشید به ویژه آنکه دنیای روانی او با شما تفاوت های زیادی دارد بنابراین سعی کنید از روش های غیرمستقیم بیشتر استفاه کنید مثلا رمان های خوبی در این باره تدوین شده که می توانید آنها را در اختیار او قرار دهید و مطمئن باشید که تأثیر آنها بسیار بیشتر از توصیه های صریح شما خواهد بود.
3. نوجوانان به شدت تحت تأثیر گروه همسال خود است اگر شما به او می گویید که با فلان دوستانش ارتباط نداشته باشد حتما باید شخصی با معیارهای جذابتر و در عین حال مؤمن و متعهد را به او معرفی کنید و سعی کنید که بین آن دو ارتباط دوستانه ایجاد شود. در این ارتباط می توانید از دیگران نیز کمک بگیرید.
4. وقتی با او صحبت می کنید همه استدلاهایش را رد نکنید بلکه آن قسمت که قابل پذیرش است را بپذیرید و در آن قسمت هایی که با او هم عقیده نیستید، با زبان ملایم، تشکیک ایجاد کنید.
5. هر گونه رشد و کار مثبتی را با تشویق مورد تأیید قرار دهید.
6. بدانید که نوجوانی دوران ویژه ای است که در آن شخص نه کودک است و نه بزرگ بنابراین ظاهری بزرگ ولی عقلی در حال رشد دارد. در این دوران نوجوان تلاش می کند که استقلال خود را به اثبات برساند. او می خواهد به خانواده ثابت کند که بزرگ شده بنابراین اثبات، گاهی با هنجار شکنی اعلام می شود مثلا نوجوان پسر با تقلید از بزرگترها به کشیدن سیگار رو می آورد و دختران با پرداختن افراطی به ظاهر و مد لباس خود و مخالفت با نظر خانواده در صدد اثبات استقلال خود برمی آیند با این حال میل به معنویت در آنها به شدت قوی می شود و شما با حفظ احترام نسبت به استقلال خواهی او،‌ می توانید با تشویق ایشان به شرکت در جلسات مذهبی سیر زندگی او را به سمت معنویات هموار کنید. متأسفانه شاهدیم که خانواده ها برای کلاس زبان و کامپیوتر و ... کلاس هایی که فعلا به هیچ وجه جزء نیازهای روز فرزندانشان محسوب نمی شود، هزینه های کلان می کنند ولی نسبت به دین و باورهای مذهبی او کمترین هزینه را در نظر نمی گیرند. بنده شاهد بوده ام که در یک اردوی مذهبی به شهری مانند قم یا مشهد برخی از دانشجویان و دانش آموزانی که تمایل به چادر نداشتند، با انقلابی که در روح و روان آنها شکل گرفت، چادر را به عنوان حجاب برتر انتخاب کرده اند.
7. توجه داشته باشید که کارهای تربیتی و فرهنگی دیر بازده است بنابراین در این موضوع به هیچ وجه عجله به خرج ندهید چرا که ممکن است نتیجه عکس بگیرید.
8. حتما در دعایتان از خداوند بخواهید که بر توفیقات معنوی بر ایشان بیفزاید و در این دوران حساس نوجوانی که سرزمین انتخاب است حتما ایشان را یاری بفرمایید.
9. ابتدا خوب است برای ایشان یک چادر از انواع جدید آن که به چادر دانشجویی و مانند آن مشهور است توصیه کنید و چادر زیبایی برای ایشان تهیه و هدیه کنید تا کم کم نسبت به آن علاقه مند شوند و چادرهای معمولی هم برایشان قابل پذیرش باشد.
آیا در بهشت حجاب و عفاف وجود دارد؟ با توجه به حدیثی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که فرموده اند در شب معراج زنانی را دیدم که به موها آویخته شده بودند به خاطر بیرون گذاشتن موها و یا حتی از پستانهایشان آویزان بوده اند و آیا غض بصر دیگر آنجا مطرح نیست؟

حجاب در آخرت :

انسان برای آزادی و حرکت در بین دیگر انسانها نیاز به پوشش دارد همانطور که پروردگار می فرماید،انبیاء برای انسان لباس آورده اند و این لباس تقواست که انسانها را از شر گناه آزادی می کند و در قیامت تنها صاحبان تقوا ملبسند و ما بقی از شرم عریانی سر به زیر دارند.
آیا عریان بودن بمعنی دست خالی بودن از اعمال صالح است یا برهنه بودن ظاهری,که هر دوآنهامطرح است.
در روایت آمده که در روز حشر کفار برهنه اند ومومنین بوسیله نوری که اطراف آنها را احاطه نموده است,مستور هستند.وبوسیله این نور جسم آنها دیده نمی شود.بحارالانوار ج7ص109ح35ودر مورد دیگری آمده که بوسیله کفن پوشیده هستند وکسی که بدون کفن دفن شده ,خداوند اورا می پوشاند.همان ,همان ص110ح41
در نقل دیگری آمده که:در قیامت قومی وارد می شود که لباسهائی از نور در بر دارندودر ادامه دارد که اینها شیعیان ما هستندوعلی(علیه السلام)امام آنها است.بحارالانوار ج7ص180ح19
در نقلهای متعدد دیگری آمده که:شیعیان مستور العوره وارد صحنه قیامت می شوند.همان ,ص184 ح35و36ودر حدیث37آمده که لباسهائی سفیدتر از شیر بر تن دارندوص194ح61
در مجموع باید گفت هر گونه پوششی که لازم است (مادی ,معنوی)برای انسان, می بایست در همین دنیا فراهم شود زیرا از جمع بندی روایت بدست می آید که برهنگی وپوشیدگی قیامت امری همگانی نیست بلکه تابع اعمال انسان است,لذا باید با اعمال صالح ودوری از پرده دری به فکر برهنگی قیامت بود.این بحث دامنه داری است که تلاش شد محورهائی برای پیگیری ارائه گردد.

حجاب در بهشت:

خداوند متعال می فرماید: « خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند به بهشت های که در آن نهر جاری است داخل می سازد. در آنجا به ستبندهایی از طلا و مروارید آراسته شوند و لباسشان از حریر است.»(حج/23)
از این آیه استفاده می شود که اهل بهشت دارای لباس هستند و لباس حجاب است. توجه داشته باشید که حجاب فقط پوشاندن سر در خانمها نیست بلکه لباس مرد نیز حجاب است لذا از این آیه می توان استفاده کرد که در بهشت حجاب هست ولی حد آن از این آیه معلوم نمی شود.
با خداوند متعال می فرماید: « در آنجا(بهشت) زنانی هستند که جز به شوهران خویش ننگرند و پیش از بهشتیان هیچ انسان و جنی به آنها دست نزده است.»(الرحمن/56) « در آنجا(بهشت) زنانی هستند نیک سیرت و زیباروی .... حورانی مستور در خیمه ها»(الرحمن/71و73)
از این آیات نیز برمی آید که اولا در بهشت مسأله حجاب مطرح است ثانیا استفاده می شود که مردان بهشتی از مستور بودن زنانشان در التذاذند ثانیا حیا و غیرت در بهشت نیز از کمالات است.
اساسا آخرت محل ظهرو باطن دین است. «
مالک یوم الدین»، واجب و مستحب و مکروه و حرام و حلال در روز قیامت ظهور می یابد. همان طور که نماز ظهور می کند، ولایت ظاهر می شود سایر عبادات نیز ظاهر می شود از جمله حجاب.
حقیقت حجاب همان حیاء و عفت است یعنی در دار دنیا حیا و عفت چه در زنان و چه در زنان و چه در مردان با حجاب و پوشیدگی نمودار می شود. همان طور که شجاعت و غیرت دینی با جهاد و خضوع در برابر خدا با سجده و جود و کرم با انفاق نمودار می شود. یعنی حجاب عملی است که حکایت از صفتی باطنی دارد و انسان در روز قیامت با همان ملکات و صفات باطنی خویش محشور می شود و این ملکات- چه ملکات خوب و چه ملکات بد- در وجود انسان ظاهر می شود مؤمن از ملکات خویش محفوظ می شود غیر مؤمن از ملکات خویش در عذاب است. حیا و عفت به تبع آن حجاب نیز در بهشت ظهور می یابد و بهشتی از آن در التذاذ است. کما اینکه سایر عبادات نیز در بهشت ظاهر می شوند.
لکن در آخر تکلیف نیست و بهشتی، عبادت پروردگار را با کمال شوق انجام می دهد و از آن لذت می برد و بهترین لذت اهل بهشت ذکر خداست. « إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ یَهْدیهِمْ رَبُّهُمْ بِإیمانِهِمْ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ اْلأَنْهارُ فی جَنّاتِ النَّعیمِ؛ دَعْواهُمْ فیها سُبْحانَکَ أَللّهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فیها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبّ‏ِ الْعالَمینَ»(یونس/9و10) البته اینها بخشی از اذکار اهل بهشت است نه همه آنها.
چرا در عربستان هیچ زنی چادر نمی پوشد؟ با توجه به آیه 31 سوره نور توضیح دهید.

در پاسخ به چند نکته توجه نمایید :
1- وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
(نور - 31)
و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان یا بردگانشان (کنیزانشان) یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفتن پاى‏هاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود. (و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤمنان تا رستگار شوید.
در این آیه چند حکم الهی برای زنان بیان شده که یکی از آنها چنین است که: آنها باید خمارهاى خود را بر سینه‏هاى خود بیفکنند (وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ).
خمر جمع خمار (بر وزن حجاب) در اصل به معنى پوشش است، ولى معمولا به چیزى گفته مى‏شود که زنان با آن سر خود را مى‏پوشانند (روسرى).
جیوب جمع جیب (بر وزن غیب) به معنى یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان مى‏شود و گاه به قسمت بالاى سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق مى‏گردد.
از این جمله استفاده مى‏شود که زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسرى خود را به شانه‏ها یا پشت سر مى‏افکندند، به طورى که گردن و کمى از سینه آنها نمایان مى‏شد، قرآن دستور مى‏دهد روسرى خود را بر گریبان خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است مستور گردد.
2- ظاهرا در مورد پرسش شما آیه 59 احزاب مناسبتر است که می فرماید :
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً
(احزاب- 59)
اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب ها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى اینکه (از کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و (اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده) خداوند همواره غفور و رحیم است.
در اینکه منظور از جلباب چیست مفسران و ارباب لغت چند معنى براى آن ذکر کرده‏اند:
1- ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى که از روسرى بلندتر است و سر و گردن و سینه‏ها را مى‏پوشاند.
2- مقنعه و خمار (روسرى).
3- پیراهن گشاد «1».
گرچه این معانى با هم متفاوتند ولى قدر مشترک همه آنها این است که بدن را به وسیله آن بپوشاند (ضمنا باید توجه داشت جلباب به کسر و فتح جیم هر دو قرائت مى‏شود).
اما بیشتر به نظر مى‏رسد که منظور پوششى است که از روسرى بزرگتر و از چادر کوچکتر است چنان که نویسنده لسان العرب روى آن تکیه کرده است.
و منظور از یدنین (نزدیک کنند) این است که زنان جلباب را به بدن خویش نزدیک سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اینکه آن را آزاد بگذارند به طورى که گاه و بیگاه کنار رود و بدن آشکار گردد، و به تعبیر ساده خودمان لباس خود را جمع و جور کنند.
3- آن در مورد حجاب مهم است پوشیده بودن کامل و جلب نظر نا محرمان نکردن است و تحقق این امر بر حسب فرهنگ ها و رسوم ملت های مسلمان مختلف است و اختصاصی به چادر ندارد ولی در بین همه این حجاب ها چادر از نظر میزان و کیفیت پوشش جایگاهی خاص دارد .
4- لباس زنان در عربستان از چادر خانم های ایرانی چیزی کم ندارد علاوه بر این که آنها روبند و نقاب نیز دارند که صورت آنها را می پوشاند .
میخواستم بدونم چه عواملی باعث از بین رفتن حیا در جامعه میشود

با تشکر فرآوان و آرزوی توفیق برای شما
پاسخ : باسلام.
حیاء در لغت یعنى شرم داشتن از ارتکاب به زشتیها و در اصطلاح حیا یک حالت روانى خاصى است که موجب متانت و وقار در رفتار و تمام حرکات و سکنات انسان مى‏شود و در نتیجه هر چه این حالت در انسان قوى‏تر باشد رفتار آدمى سنجیده‏تر و شخصیت او وزین‏تر خواهد بود و از آنچه که موجب سبکى و منافى با آراستگى شخصیت است بیشتر اجتناب مى‏کند.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «حیا از ایمان است و ایمان در بهشت» و نیز: «حیا و ایمان در یک رشته و همدوش یکدیگرند، چون یکی از آن دو رفت، دیگری هم می رود». بنابراین حیا ثمره ایمان است و هر چه ایمان انسان بیشتر باشد، در رفتارش حیا بیشتر دیده می شود و از ارتکاب کارهای زشت بیشتر احساس شرمندگی می کند. در مقابل هر چه ایمان ضعیف تر باشد گستاخی برای انجام گناه بیشتر خواهد بود.
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: «آن که حیا ندارد، دین ندارد» یعنی، حیاء معادل و همردیف دین است واین امر ارزش حیا و جایگاه بلند آن در معارف دینی را نشان می دهد.
گاه مردم به سب جهل و عدم آشنایی با تعالیم دینی، امور ناپسند را پسندیده می پندارند. از این رو پیامبر گرامی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان معصوم(علیه السلام) در جهت بیان معنای واقعی کلمات و واژه ها کوشیده اند .
پیامبر گرامی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: حیا بر دو قسم است؛ حیای عقل و حیای حمق. حیای عقل علم و حیای حمق نادانی است. حیای عقلانی همان حیای پسندیده است که معادل ایمان و دین معرفی شده است. انسان مؤمن با حیاست ولی حیا مانع پرسش او نمی شود. بدین جهت هر چه را نمی داند می پرسد و با کمال متانت و جرأت از میزان جهل و نادانی خود می کاهد. کم رویی سبب می شود، افراد نتوانند از توانایی هایشان به خوبی استفاده کنند، جرأت سؤال کردن نداشته باشند و در جهل باقی بمانند. این نوع حیا امری ناپسند است و همان چیزی است که روان شناسان آن را اختلال ارتباطی می گویند.
برای رسیدن به مرز اعتدال در روابط فردی و ایجاد حالت حیا، راه کارهای زیر سودمند است
( نقطه مقابل این امور موجب بی حیایی است):
1- دوری از گناه، حتی گناهان کوچک.
2- اهتمام و توجه به تکالیف دینی.
3- دوستی با افراد با حیا و اجتماعی.
4- قطع ارتباط با افراد گناهکار و بی پروا.
5- سنجیده و با احتیاط سخن گفتن.
6- کنترل چشم و گوش و زبان( در همه ی احوال چه درون جامعه و چه در خلوت های دیداری مانند سایت و ماهواره و ....و چه شنیداری و چه گفتاری)
7- تقویت ایمان از راه عبادات با توجه و توسلات و قرآن خواندن با تدبر.
8- لازم به تذکر است که کسب صفات پسندیده به تدریج حاصل می شود و اگر کسی راهکارهای فوق را به طور جدی مد نظر قرار داده به آنها عمل نماید امید است که هر چه زودتر آراسته به صفات پسندیده انسانی شود.
طبق 2 سوره مبارکه قرآن (نور - 31 و احزاب - 59) اینطور که حق تعالی اشاره و تاکید موکدش بعد از زنان و دختران پیامبر اکرم زنان مومنه است ایا نمیتوان اثبات کرد که زنان مسلمان اجبار به حجاب نیستند ؟ و اگر به نظر شیعیان اینطور نیست و حجاب را کلاً اجباری میدانند، آیا در کشورهایی چون عربستان که با وجود حکومت اسلامی باز حجاب برای توریستها اجباری نیست، اثبات ایشان چطور است ؟ با تشکر و عرض خسته نباشید مجدد

پاسخ : با سلام و احترام
دوست گرامی
آیاتی که دستوری را به اهل بیت می دهد و یا اشاره می کند فقط برای آنها نبوده هر چند به ظاهر خطاب اصلی اهل بیت آنها است ولی این یک دستور الاهی برای تمام مسلمانان است مثل آیه 59 سوره احزاب که در ظاهر مرتبت به اهل بیت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است ولی این آیه یک دستور الهی برای همه مسلمانان است و در پاسخ سوال دوم شما باید گفت که همانطور که قبول دین اسلام اختیاری است ولذا مقدار و نوع پوشش هر کس نیز اختیاری است ولی باید حداقل حجاب رعایت شود و کشورهای چون عربستان که حجاب را اجباری نمی دانند باید گفت که در ایران نیز خیلی سخت نمی گیرند همانطور که به خود مردم و زنان ایرانی خیلی سخت گرفته نمی شود ولی در کل باید در مورد عربستان و حاکمان آن گفت که آنها فقط به ظاهر مسلمان هستند و به دلایل مختلف واقعا بوی از اسلام را نبورده اند. و برای راهنمایی بیشتر چند کتاب برای شما در رابطه با حجاب معرفی می گردد که می تواند مفید واقع شود :

کتابهای فراوانی در زمینه حجاب نوشته شده که از باب نمونه به چند مورد اشاره می شود:
مسأله حجاب استاد شهید مطهری
نظام اسلامی و مسأله حجاب به کوشش سید جعفر حق‌شناس ناشر: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
جوادی آملی ، عبدالله ، آئینه جمال و جلال ، نشر اسراء ،نوبت چاپ 19 .
حجاب و آزادی ، مجموعه مقالات کنگره اسلام و زن ، نشر سازمان تبلیغات اسلامی ، تهران ، چاپ اول ، 1367.
محسن عزیزی، حجاب آثار دنیوی واخروی مجله آفتاب یزد
محمد رضا اکبری ، کتاب حجاب در عصر ما
سید حمید میر خندان ، حجاب در فرهنگ اسلامی
کتاب با موضوع حجاب از آقای شفیعی سروستانی
و من الله توفیق
چرا خانم ها در خانه و با وجود محارم در هنگام نماز باید حجاب داشته باشند؟


- حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفه‏هاى متعددى دارد؛ که به برخی از ان ها اشاره می گردد :
الف) این خود نوعى تمرین مستمر و همه روزه براى حفظ حجاب مى‏باشد و یکى از عواملى است که در پاس‏داشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگیرى از آسیب‏پذیرى آن، نقش مهمى ایفا مى‏کند.
ب ) وجود پوششى یک‏پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بیشتر مى‏کند و از التفات ذهن به تجملات و چیزهاى رنگارنگ مى‏کاهد و ارزش نماز را صد چندان مى‏کند.
ج ) داشتن پوشش کامل در پیشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. ازاین‏رو براى مرد نیز در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است. افزون بر آن، حکم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم تفاوت‏هایى دارد و با آن قابل مقایسه نیست؛ مثلاً پوشاندن روى پا در برابر نامحرم واجب است؛ ولى در نماز - بدون حضور نامحرم - واجب نیست.
د ) در عین حال باید بدانیم که اصل این احکام تعبدى است و چنان نیست که دقیقا فلسفه آنها براى ما روشن باشد، بلکه چه بسا ده‏ها حکمت خفى داشته باشد ولى اساس آن تعبد در پیشگاه حق‏تعالى است.

در سوالاتی که در باب فلسفه حجاب و پاسخ به آن دیده میشود گفته اید (و گفته اند و هنوز هم میگویند!) فلسفه حجاب برای حفظ زن از آزار دیگران و مصونیت اوست.و اینکه نبود حجاب و بی بند و باری و برهنگی موجب هرج و مرج اخلاقی در یک جامعه میشود.مطهری هم میگوید برهنگی و بی حجابی نیروی کار و فعالیت را از جامعه میگیرد در حالی که حجاب این نیرو را به جامعه تزریق میکند (نقل به مضمون.جمله دقیقش خاطرم نیست).حال اجازه بدهید از توهم بیرون بیاییم و با چشمان باز به دنیا نگاه کنیم.در بسیاری از کشورهای جهان حجاب وجود ندارد و برهنگی(البته آنچه منظور شماست) رواج دارد اما نه هرج و مرج اخلاقی به راه افتاده نه نیروی اجتماع هرز رفته.کشورهایی مثل فنلاند،سوید،نروژ،دانمارک،ایسلند و... که کمترین آمار تجاوز و بزهکاریهای جنسی و بالاترین سطح رفاه اقتصادی و بازده کاری را دارا هستند.اما در ایران عزیز اسلامی ما که در آن حجاب اجباری (و نه مثل بقیه کشورهای اسلامی متداول) است چطور؟ مطمئنم واقع بین هستید.آمار بالای تجاوز به نوامیس مردم و جنایتهای جنسی،سطح پایین بازده کاری و ....
دقیقا بر خلاف تئوری کاملا غیر علمی امثال مطهری.(من برای مطهری احترام زیادی قایلم اما معتقدم او هرچقدر در فلسفه تبحر داشته در روانشناسی و جامعه شناسی و ... فرد نا آشنایی بوده و متاسفانه خطاهای بسیاری کرده) آیا وقت آن نرسیده بپذیریم حجاب یک قاعده دست چندمی برای جامعه عقب مانده عرب حجاز 1400 سال پیش بوده و اجبار آن در دنیا متمدن امروز امری کاملا اشتباه است؟

با سلام
دوست محترم!
به چند نکته توجه کنید:
1. نوشته شما سؤال است یا یک بیانیه اعتقادی؟! اگر مسئله برای شما روشن است و مثل مرحوم مطهری فردی ناآشنا و پراشتباه است، و مسئله حجاب هم دیگر جای بحث ندارد، و دنیای غرب امن و امان است و ما در توهم بسر می بریم و بالاخره قرآن و متون دینی هم کهنه شده اند و باید بپذیریم تعالیم دینی قواعد دست چندمی برای جامعه عقب افتاده حجاز 1400 سال پیش است، دیگر سؤال از چه دارید؟!
اگر هم معتقدید که این مسائل هنوز هم جای کنکاش دارد و باید باز هم در باره آن گفت و شنید، ادبیات مناسبی برای نوشته تان انتخاب نکرده اید.
2. اشتباه بسیاری این است که وقتی می خواهند تمدن غربی را ارزیابی کنند، آن را با جامعه خودمان قیاس می کنند و مثلا می گویند ما که وضعمان بدتر است!
اولا، به فرض که وضع ما بدتر باشد، این دلیل بر خوب بودن وضع غربیان نیست.
ثانیا، اصلا این مبنای باطلی است که گمان کنیم جوامع ما ـ و به طور کلی کشورهای اسلامی ـ آیینه تعالیم دینی هستند. واقع امر این است که امروزه تفوق تمدن غرب در زمینه های متعدد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تبلیغاتی در تار و پود همه جوامع شرقی، از جمله جوامع اسلامی نفوذ کرده است. جوامع ما ـ و به طور کلی کشورهای جهان سوم ـ نه با سنتهای شرق زندگی می کنند و نه با دستاوردهای غرب؛ بلکه در بحران هویتی بسر می برند که کنش و واکنششان را به سختی تحت تأثیر خود قرار داده است. بدترین خطر برای یک جامعه آن است که احساس خود کم بینی کند، و به خود اعتماد نداشته باشد. این حالی است که بر جامعه ما می گذرد.
بنا بر این آن چه در جوامع شرق می بینیم نتیجه تفکر شرقی نیست، بلکه ناشی از بی هویتی فرهنگی است. از این روحیه امیدی نمی توان داشت، مگر تغییر کند.
3. این سخن مرحوم مطهری و مثل او نیست که غرب دچار مشکل اخلاقی است، بلکه سخن خود آنها است.
بگذارید نگارنده خاطره را برای شما نقل کند. نمی دانم شما دکتر احسان نراقی را می شناسید یا نه؟ او جامعه شناس برجسته ایرانی است که بعد از انقلاب در یونسکو مشغول شده و رئیس یکی از بخشهای آن است. در سفری که به ایران داشت، یکی از دوستان نگارنده از او پرسید چه چیز در شرق و جوامع اسلامی برای غربیان جذاب است. او به طور خاص گفت استحکام خانواده در کشورهای شرقی و اسلامی برای غربیان بسیار جذاب و مورد توجه است. آنها بسیار نگرانند که خانواده هایشان شکل سنتی خود را از دست داده، و به تبع آن اخلاق عمومی دستخوش تغییر و انحطاط شده است.
این سخن کسی که انگیزه ای برای دفاع از جامعه اسلامی ما ندارد. این وضعیت ناشی از همین اختلاط ها و همین عریانی ها است.
دوست خوب!
جامعه غرب را وقتی می شود به درستی شناخت که برای مدت طولانی در میانش زندگی کرد، والا جامعه ای که از نظر اقتصادی و سیاسی به سامان است، آن قدر اقتدار دارد که بتواند از بروز بحران در جامعه خود جلوگیری کند، و با به کار گیری مدیریت علمی بروز فاجعه را به تأخیر بیندازد؛ ولی هرگز نمی تواند واقعیتی را که مردم آن در زندگی رزومره شان به تدریج احساس خواهند کرد، از بین ببرد؛ ولی این دریافت زندگی در متن زندگی آنها را می طلبد.
استواری و استحکام سیاسی و اقتصادی در آن جوامع هرگز قابل قیاس با شرائط جوامعی مثل ما نیست. در این جا هر تلاطمی می تواند بحران ساز باشد؛ و اگر ثبات نسبی در جامعه خودمان می بینید نه به اقتدار حاکمیت بازمی گردد ـ که حاکمیت ملی در ایران، به معنای واقعی کلمه، جوان است ـ بلکه آنچه از اعتقادات مذهبی و ملی خود مردم باقی است، از بروز خیلی مشکلات جلوگیری می کند.
آن چه عرض کردیم، به معنای انکار همه دستاوردهای غرب نیست، که همان اقتدار اقتصادی و سیاسی ناشی از حاکمیت عقل جمعی در میان آنها است، و این کم چیزی نیست؛ ولی نباید بر اساس آن در باره تمامیت فرهنگ غرب قضاوت کرد.
4. البته این که چرا حجاب ـ به معنای خاص آن ـ تا این حد مورد عنایت ادیان، و از جمله اسلام است، بحث مفصلی است که ترکیبی از بحثهای روانشناختی و فلسفه اخلاق را می طلبد. گمان نمی کنیم شما منظورتان از این سؤال ورود به این مباحث بوده باشد.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.

صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع