۷/بهمن/۹۰, ۲۳:۵۵
از كسانى مباش كه
و درود خدا بر او، فرمود: (مردى از امیرالمومنین در خواست اندرز كرد.)
مولا در جواب فرمودند:
از كسانى مباش كه :
بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، ...
در دنيا چونان زاهدان، سخن مىگويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است،..
ديگران را پرهيز مىدهد اما خود پروا ندارد؛....
اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مىخواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مىگرداند، ...
براى ديگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميدوار است.
اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود.
چون كار كند در آن كوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد،
چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز،...
عبرت آموزى را طرح مىكند امّا خود عبرت نمىگيرد؛
در پند دادن مبالغه مىكند امّا خود پند پذير نمىباشد.
سخن بسيار مىگويد، امّا كردار خوب او اندك است!
براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مىگذرد؛
سود را زيان، و زيان را سود مىپندار؛
از مرگ هراسناك است امّا فرصت را از دست مىدهد؛
گناه ديگرى را بزرگ مىشمارد، امّا گناهان بزرگ خود را كوچك مىپندارد،
طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مىداند؛
مردم را سرزنش مىكند، امّا خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه بر خورد مىكند؛
خوشگذرانى با سرمايهداران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد،
به نفع خود بر زيان ديگران حكم مىكند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد،...
حق خود را به تمام مىگيرد امّا حق ديگران را به كمال نمىدهد،
از غير خدا مىترسد، امّا از پروردگار خود نمىترسد!
فرازی از حكمت 150[/b] نهج البلاغه
خدا میداند که هر بار این حکمت را میخوانم احساس میکنم.........
[/font]
[font=B Homa]
احساس شما چه بود بعد از خواندن این کلام مولا؟؟؟؟؟
و درود خدا بر او، فرمود: (مردى از امیرالمومنین در خواست اندرز كرد.)
مولا در جواب فرمودند:
از كسانى مباش كه :
بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، ...
در دنيا چونان زاهدان، سخن مىگويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است،..
ديگران را پرهيز مىدهد اما خود پروا ندارد؛....
اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مىخواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مىگرداند، ...
براى ديگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميدوار است.
اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود.
چون كار كند در آن كوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد،
چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز،...
عبرت آموزى را طرح مىكند امّا خود عبرت نمىگيرد؛
در پند دادن مبالغه مىكند امّا خود پند پذير نمىباشد.
سخن بسيار مىگويد، امّا كردار خوب او اندك است!
براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مىگذرد؛
سود را زيان، و زيان را سود مىپندار؛
از مرگ هراسناك است امّا فرصت را از دست مىدهد؛
گناه ديگرى را بزرگ مىشمارد، امّا گناهان بزرگ خود را كوچك مىپندارد،
طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مىداند؛
مردم را سرزنش مىكند، امّا خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه بر خورد مىكند؛
خوشگذرانى با سرمايهداران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد،
به نفع خود بر زيان ديگران حكم مىكند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد،...
حق خود را به تمام مىگيرد امّا حق ديگران را به كمال نمىدهد،
از غير خدا مىترسد، امّا از پروردگار خود نمىترسد!
فرازی از حكمت 150[/b] نهج البلاغه
خدا میداند که هر بار این حکمت را میخوانم احساس میکنم.........

[/font]
[font=B Homa]
احساس شما چه بود بعد از خواندن این کلام مولا؟؟؟؟؟