|
از کسانی نباش که....!!!!!!(مهم)
|
|
۲۳:۵۵, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
از كسانى مباش كه
و درود خدا بر او، فرمود: (مردى از امیرالمومنین در خواست اندرز كرد.) مولا در جواب فرمودند: از كسانى مباش كه : بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، ... در دنيا چونان زاهدان، سخن مىگويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است،.. ديگران را پرهيز مىدهد اما خود پروا ندارد؛.... اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مىخواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مىگرداند، ... براى ديگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميدوار است. اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود. چون كار كند در آن كوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز،... عبرت آموزى را طرح مىكند امّا خود عبرت نمىگيرد؛ در پند دادن مبالغه مىكند امّا خود پند پذير نمىباشد. سخن بسيار مىگويد، امّا كردار خوب او اندك است! براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مىگذرد؛ سود را زيان، و زيان را سود مىپندار؛ از مرگ هراسناك است امّا فرصت را از دست مىدهد؛ گناه ديگرى را بزرگ مىشمارد، امّا گناهان بزرگ خود را كوچك مىپندارد، طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مىداند؛ مردم را سرزنش مىكند، امّا خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه بر خورد مىكند؛ خوشگذرانى با سرمايهداران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حكم مىكند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد،... حق خود را به تمام مىگيرد امّا حق ديگران را به كمال نمىدهد، از غير خدا مىترسد، امّا از پروردگار خود نمىترسد! فرازی از حكمت 150[/b] نهج البلاغه خدا میداند که هر بار این حکمت را میخوانم احساس میکنم......... ![]() [/font] [font=B Homa] احساس شما چه بود بعد از خواندن این کلام مولا؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۰:۵۶, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام آقا علی یه سوال؟ من هرچی از این احادیث میخونم،سیر نمیشم.ولی مشکلی که هست کمبود وقته. یه راهنمایی کن که هم از این معارف استفاده کنیم هم وقت کم نیاریم. یه کتابی،یه نصیحتی یه چیزی. |
|||
|
|
۱:۰۵, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:احساس شما چه بود بعد از خواندن این کلام مولا؟؟؟؟؟ یادم به این نصیحت جناب لقمان افتاد: عالم بی عمل به چه ماند؛به زنبور بی عسل.................. یاحق |
|||
|
|
۱:۴۲, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۸/بهمن/۹۰ ۰:۵۶)shafagh_mah نوشته است: یه کتابی،یه نصیحتی یه چیزی. کل اگر طبیب بودی (حالا نمیدونم درست نوشتم یا نه اما منظور رو گرفتی دیگه) آخه حقیر که مصداق این کلام جناب لقمان هستم: (۸/بهمن/۹۰ ۱:۰۵)rastin نوشته است: یادم به این نصیحت جناب لقمان افتاد: چه بگویم برادر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جز اینکه گویا هیچ راهی نداریم جز تضرع به درگاه خدا و توسل به اهل بیت و اینکه در حق هم دعا کنیم تا مگر عنایتی از بالا بشود و مقادیری متخلق به خلق متقین بشویم |
|||
|
|
۸:۴۵, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
احساس می کنم دینم مانند یک لباس آراسته است که به تن خود کرده ام. از بیرون زیبا است اما خود می دانم که مشغول بازی کردن و ادا درآوردن هستم و خود را در ذی اهل صلاح جا زدم و "حقیقت دین" هرگز وارد سینه ام نشده است. داستان غریبی است که "ایمان" را هم مانند باقی چیزها در زندگی، "نقش" بازی می کنم. در جواب "انا عارف بحقکم، مومن بسرکم و جهرکم" اول نهیب را نفس بر خود می زند که: ای دروغگو و بسیار دروغگو!!!
حقیقتا به چه درد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می خورم؟ |
|||
|
|
۱۱:۱۵, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۷/بهمن/۹۰ ۲۳:۵۵)علی 110 نوشته است: [url=http://yusofezahra313.blogfa.com/post-198.aspx][/url] مخاطبش من بودم. هرچی گفت به من گفت. داشت بهم تیکه مینداخت.و... |
|||
|
|
۳:۱۲, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوستان من کوچکتر ازین هستم که بخوام به شما راه حل نشون بدم اما همینقدر اینو خوب فهمیدم و محض یاد آوری شما دوستان بزرگوار عزیزم یادآوری میکنم: بعد عرفانی دین، دلدادگی ویژهای است که میان بنده و خالق پدید میآید و نتیجه آن، «صبر»، «رضا»، «تسلیم»، «شوق»، «اخلاص»، «یقین»، «اطمینان نفس»، «قرب به حق»، و اینگونه جلوههای مقدس است. در سایه این تجلی الهی است که بنده، «خود» را نمیبیند و جز «او» را نمیشناسد و جز «پسند» او را نمیجوید. منم خودم خیلی چاله چل توی وجودم زیاد هست که باید از محضر شما دوستان یاد بگیرم پس این حقر را هم از دعاهاتون فراموش نکنین و خداوند کمک کنه انشاالله همیشه بتونم بصورت مدام در کنار شما عزیزان باشم تا ظهور آقا. یا حق التماس دعا |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۱۶/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۳:۵۵ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
۰:۰۶, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
به این حس رسیدم که زیاد حرف میزنم و کم عمل میکنم.متاسفانه
|
|||
|
|
۳:۵۷, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
کلاهمو قاضی کردم.پیش خودم و خدای خودم....
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |














