تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فصل الخطابی بر اختلاف شیعه و سنی (مقاله ی ویژه)#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
در بخش اصول عقاید در بیان مسائل اعتقادی و معارف اعتقادی نه مبنا عاشقانه بودن است نه مبنا عاقلانه بودن
مبنای اعتقادات و معارف اعتقادی استناد داشتن به آیات و روایات است
نهایتاً هر دریافت عقلی و قلبی برای تأیید صحت باید به امضای قرآن و اهل بیت برسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(۲۵/مرداد/۹۱ ۲۳:۲۱)علی ابوتراب نوشته است: [ -> ]توضیح :
متوجه منظورتان نشدم، شاید منظورم را بد بیان کردم اما به این جمله اعتقاد دارم : "همه کاره عالم علی(علیه السلام) است"

بازم می گم جمله فوق بیشتر یک جمله عاشقانه است تا عاقلانه.

درسته که خداوند خواسته همه چیز تحت ولایت ائمه (علیه السلام)باشه، ولی این رو هم فراموش نکن:
"علی (علیه السلام) خدا نیست"
دعای کمیل رو بخونید که چقدر حضرت علی (علیه السلام) (خودمون و پدر و مادرمون به فداش) در مقابل خداوند خاضع و ضعیف هستند:

"
يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ لِي (بِي) وَ أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ"
"
اى سيد من پس من بنده ناتوان ذليل و حقير و فقير و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم"

حالا ببین ما چقدر ضعیفیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به شکل بسیار مفصل و مبسوط در این خصوص قبلاً در این تاپیک توضیحات ارائه شده است:
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند!
سلام به دوستان عزیز
منم با نظر شما موافقم
از روزی که این کتاب منتشر شد، گروهی از محققان و علمای بزرگ شیعه به نقد این کتاب و مخالفت و اعتراض شدید با مؤلف آن پرداختند.
برخی از آنان عبارتند از:
۱. فقیه محقق شیخ محمود فرزند شیخ ابوالقاسم معروف به معرّب تهرانی ( متوفای ۱۳۱۳ ه )، کتابی در رد بر فصل الخطاب در ۳۰۰ صفحه به نام « کشف الارتیاب فی عدم تحریف الکتاب » نوشت و در آن، با دلایل روشن عدم تحریف قرآن را ثابت نمود، تا آنجا که مرحوم محدث نوری پس از مطالعه این کتاب، برخی از نظریات خود را تعدیل کرد.
۲. سید محمد حسین شهرستانی ( متوفای ۱۳۱۵ ه ) کتابی ارزشمند در نقد آن نوشت و آن را « حفظ الکتاب الشریف عن شبهة القول بالتحریف » نامید.
۳. علّامه شیخ محمد جواد بلاغی ( ۱۲۸۴ ـ ۱۳۵۱ ) مؤلف کتاب « آلاء الرحمن » در مقدمه کتاب خود نقدی روشن بر فصل الخطاب نوشته است.

۴. مرجع شهیر ابوالقاسم خوئی ( ۱۳۱۷ ـ ۱۴۱۱ ه ) در کتاب « البیان » فصلی به نام ( صیانة القرآن عن تحریف ) دارد و در آن روایات دالّ بر تحریف را که شیخ نوری گردآوری کرده به نحو احسن ارزیابی نموده است.
با نام ویاد خدا

درود بر دوستان ووقت بخیر

اگر اجازه دهید من هم نظری را بنویسم تا ببینم نظرتان دراین باره چیست؟

فرض کنیم پیامبر گرامی اسلام ص در غدیر خم امام علی ع را برای جانشینی خود هم درامامت وهم خلافت معرفی کردند و همه مردم موجوددرغدیر هم آنرا تائید کردند.آیا براین فرض امام علی ع خلیفه بلافصل ایشان بودند وپس از رحلت میبایست امر خلافت را برعهده گیرند؟ بنظر بنده خیر چون

1-با حضور پیامبر امکان جانشینی وجودندارد (دوامام ویا دو خلیفه معصوم دریک زمان نمیشود) تنها میتواند پیشنهاد خلافت برای بعد ازرحلت باشد که همان بقول امروزی ها ولایتعهدی است.

2-مردمیکه درغدیر بودند تعلق به اطراف حجاز بودند که پس ازآن همه بسرزمین های خویش بازگشتند وبخشی هم به مدینه برگشتند طبیعی است که بیعت چند نفر از اهل مدینه برای امر خلافت کافی نبود وباید پس از رحلت مردم مدینه با امام علی ع بیعت میکردند .

3-امر بیعت امری آزادانه است نه اجباری ولذا مردم مدینه اکثریت سرانجام با خلیفه اول بیعت کردند وامام هم یا پذیرفتند ویا اینکه سکوت کردند وهمراه مردم شدند.

4- این امر مربوط به14 قرن پیش است فرض کنیم که الان امام معصوم غایبند و مردم باید در عصر غیبت با یک فقیه جامع الشرایط بیعت کنند مثلا مانند ایران که با امام راحل چنین کردند.آیا ملت ما آزادانه بیعت کرد یا بالاجبار؟ وآیا مردم سایر نقاط جهان مجبورند با ولی فقیه ما بیعت کنند ؟ اگر این آزادی دربیعت پذیرفته شود آنگاه مشکلات درتاریخ نیز فیصله می یابد مگر آنکه بخواهیم بردیدگاه خود پای فشاریم موفق باشید.
(۶/شهریور/۹۶ ۱۸:۵۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا

درود بر دوستان ووقت بخیر

اگر اجازه دهید من هم نظری را بنویسم تا ببینم نظرتان دراین باره چیست؟

فرض کنیم پیامبر گرامی اسلام ص در غدیر خم امام علی ع را برای جانشینی خود هم درامامت وهم خلافت معرفی کردند و همه مردم موجوددرغدیر هم آنرا تائید کردند.آیا براین فرض امام علی ع خلیفه بلافصل ایشان بودند وپس از رحلت میبایست امر خلافت را برعهده گیرند؟ بنظر بنده خیر چون

1-با حضور پیامبر امکان جانشینی وجودندارد (دوامام ویا دو خلیفه معصوم دریک زمان نمیشود) تنها میتواند پیشنهاد خلافت برای بعد ازرحلت باشد که همان بقول امروزی ها ولایتعهدی است.

2-مردمیکه درغدیر بودند تعلق به اطراف حجاز بودند که پس ازآن همه بسرزمین های خویش بازگشتند وبخشی هم به مدینه برگشتند طبیعی است که بیعت چند نفر از اهل مدینه برای امر خلافت کافی نبود وباید پس از رحلت مردم مدینه با امام علی ع بیعت میکردند .

3-امر بیعت امری آزادانه است نه اجباری ولذا مردم مدینه اکثریت سرانجام با خلیفه اول بیعت کردند وامام هم یا پذیرفتند ویا اینکه سکوت کردند وهمراه مردم شدند.

4- این امر مربوط به14 قرن پیش است فرض کنیم که الان امام معصوم غایبند و مردم باید در عصر غیبت با یک فقیه جامع الشرایط بیعت کنند مثلا مانند ایران که با امام راحل چنین کردند.آیا ملت ما آزادانه بیعت کرد یا بالاجبار؟ وآیا مردم سایر نقاط جهان مجبورند با ولی فقیه ما بیعت کنند ؟ اگر این آزادی دربیعت پذیرفته شود آنگاه مشکلات درتاریخ نیز فیصله می یابد مگر آنکه بخواهیم بردیدگاه خود پای فشاریم موفق باشید.

با سلام خدمت برادر فروتقه گرامی . شبتون بخیر . تسلیت میگم این شب شهادت امام معصوم شهادت امام محمد باقر علیه السلامعلیه السلام .
با تشکر از نگاه اصلاحی و نوین شما ، جناب فروتقه سر این بحث باشما چندین بار صحبت شد ولی جالبه که هنوز شما نگاه رد شده خودتون رو بازنشر میکنین .

عزیز دل ، واقعه غدیر فقط پیشنهاد نبود اگه پیشنهاد بود ببخشید پیامبر خدا مردم رو اونهمه نگهنمیداشتن که بگن این مومنین ، من بازم دارم پیشنهاد میدم که ایشون فرد خوبی هست و دوست انتخابش کنین نکنه رهاش کنین .

نظر شما برای خودتون محترم هست ولی نمیتونین به همه اون رو نسبت بدین که گرامی .
گرامی وقتی نقل تاریخ خلاف نظر شما از دید فرق اسلامی خلاف نگاه شما رو ثبت کردن.
جناب کسانی که با خلیفه بیعت کردن مگه چند نفر بودن Big Grin جناب توی ماجرای بیعت اول که خیلیها تامدتها بیعت نکردن Blush بخثاش توی تالار هم موجوده . حالا یه نگاه به بخاری بندازین
حِينَ تَوَفَّي اللَّهُ نَبِيَّهُ - صلي الله عليه وسلم - إِلاَّ أَنَّ الأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ فِي سَقِيفَةِ بَنِي سَاعِدَةَ ، وَخَالَفَ عَنَّا عَلِيٌّ وَالزُّبَيْرُ وَمَنْ مَعَهُمَا . صحيح بخاري ، ج8 ، ص 26 ، كتاب المحاربين .

احتمالا شما خطبه غدیر رو یکبار مطالعه دقیق بفرما ببین ایا پیشنهادبود یا امر .

بیعت امری اختیاری یا احباری ؟ جناب دستور امرنا باشه اختیار کجا قرار میگیره ؟ امر دلالت بر وجوب میکنه گرامی .
فقط یه قسمت رو برای شما نقل میکنم البته بقیه رو خودتون بخونین
نقل قول:مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدى، مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى
،
ما اَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ.

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ یُوافِقْهُ.

اَلا اِنَّ جَبْرَئیلَ خَبَّرَنى عَنِ اللَّهِ تَعالى بِذالِكَ وَ یَقُولُ: مَنْ عادى عَلِیّاً وَ لَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى
،

وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها اِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ .
...


اَللَّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى قَدْ بَلَّغْتُ.

...


مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ.

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى نَبىٌّ وَ عَلِىٌّ وَصِیّى.
مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْاِمامُ وَ الْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى، وَ الْاَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ.

گرامی این ها پیشنهاد بود ؟ یا امر بود ؟ پیامبر پیشنهاد میده که بیایین بیعت کنین اگه نه بیخیال و بیعت نکینین ؟ پس چرا چند روز اونجا بیعت طول کشید ؟ یا اون بیعت نبود یا اینکه ببخشین میگم یه دورهمی بود برای مشغول کردن ملت بادیه نشین .

یه تحدید نظر لطف کنین درباره واقعه غدیر

یچی دیگه مثلا توی واقعه بیعت با خلیفه اول ، مردم از غیر اومدن و بیعت کرده بودن ؟ یا اینکه اهل همونجا ؟ تازه اونم که مردم اونجا نبودن خلیفه دوم بیعیت کرد اونم با یه شرایط ... _ حیف که جاش نیست وگرنه براتون توضیح میدادم _ بعد بعیت گرفتن از امیرالمومنین چرا به اجبار بود _ تازه اونم که خلیفه بیعت کرد نه امیر المومنین Big Grin خلیفه ای که مثلا بیعت گرفته بود اخرش با امیر المومنین بیعت کرد .

دادا مردم مدینه همه بیعت کردن ؟ یکم تاریخ مطالعه بفرمایید البته میدونم اهل مطالعه هستین ولی اگه خواستین براتون اسامی بگم که مخالف بودن
(۶/شهریور/۹۶ ۱۸:۵۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]3-امر بیعت امری آزادانه است نه اجباری ولذا مردم مدینه اکثریت سرانجام با خلیفه اول بیعت کردند وامام هم یا پذیرفتند ویا اینکه سکوت کردند وهمراه مردم شدند.
ایا امیر المومنین جزو افراد مدینه بودن ؟ چرا بیعیت نکردن ؟
توی ماجرای حمله به خانه اهل بیت ، شما ببین که چه رخ داد و واقعا بیعت اجبار بود یا اختیار ؟
فراموا بأجمعها فتحها فلم يقدروا فمسحوا عليها ابوبكر و هي مضمومة. اثبات الوصية، مسعودي، ص146

ایا از مردم مدینه بانوی دوعالم هم بودن ؟ چرا پس بیعت نکردن ؟
فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ - صلي الله عليه وسلم - فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّي تُوُفِّيَت .صحيح البخاري ، ج4 ، ص42، ح 2862.
الان شما بفرما ایا اجباری بود یا ازاد ؟

(۶/شهریور/۹۶ ۱۸:۵۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]این امر مربوط به14 قرن پیش است فرض کنیم که الان امام معصوم غایبند و مردم باید در عصر غیبت با یک فقیه جامع الشرایط بیعت کنند مثلا مانند ایران که با امام راحل چنین کردند.آیا ملت ما آزادانه بیعت کرد یا بالاجبار؟ وآیا مردم سایر نقاط جهان مجبورند با ولی فقیه ما بیعت کنند ؟ اگر این آزادی دربیعت پذیرفته شود آنگاه مشکلات درتاریخ نیز فیصله می یابد مگر آنکه بخواهیم بردیدگاه خود پای فشاریم موفق باشید.
عزیزم ، بحث که به جای بی پاسخی میرسه میگین که الان . وقتی از هرطرف کم میاد میگین که اون موقع چطور بود . خیلی حرفاتون متناقض میزنه جناب فروتقه گرامی .
اگه دلایلی بر رد کلام داشتین بفرمایید منطقی و مستند بریم جلو .البته رفتیم ولی بجای پیشرفت ... .
موفق باشین
بانام ویادخدا

درود بربرادرعزیزم وشب بخیروعرض تسلیت متقابل وتشکر از زحمتی که کشیدید

1-رسول اکرم ص یک سمت رسالت داشتند که برای آن مبعوث شدند واین رسالت ونبوت در امامت استمرار می یابد. این دو منصب نصب الهی است وپیامبر ما برای ابلاغ این امر بمردم مامورشدند .در مساله نبوت وامامت نیاز به بیعت نیست وحتی نیاز به تشکیل حکومت نیز نمیباشد وشاهدیم درتاریخ که ازمیان آن همه پیامبرتنها سه نفر حکومت کردند و درمیان امامان تنها یک نفر آن هم اندکی حکومت کرد اما نبوت وامامت درطول تاریخ ادامه داشته ودارد. اصل غدیر برای این امر بود .برای دلیل از خود شما سند میاورم
مَعاشِرَ النّاسِ،

اَلا وَ اِنّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ


.

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى نَبىٌّ وَ

عَلِىٌّ وَصِیّى

.

مَعاشِرَ النّاسِ،

اَلا وَ اِنّى رَسولٌ
عَلِىٌّ الْاِمامُ وَ الْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى وَ الْاَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ
ملاحظه بفرمائید که آن حضرت از نبوت ورسالت وامامت سخن فرموده اند نه خلافت که نیاز به بیعت دارد ونمیتوان انتظار داشت که خداوند مردم را به بیعت با پیامبر وامام علی درخلافت مجبور کند؟ زیرا با اصول مندرج درقرآن منافات دارد.
بهمین خاطر برای درک بهتر مطلب که درتاریخ پیچیده شده است به عصر غیبت اشاره کرده ام. مگر الان چه می کنیم؟ مگر امام زمان زنده نیستند؟ آیا ایشان خلیفه مردمند؟ کدام بیعت صورت پذیرفته است ؟ درحالیکه ایشان امام روی زمین هستند وهمه را هدایت میکنند روزیکه ظاهر شوند آنگاه بیعت عملی روی داده وحکومت ایشان بوقوع می پیوندد. جمهوری اسلامی ایران در سایه حکومت ایشان ایجاد شده است ورهبری که خلیفه ایران محسوب میشوند با انتخاب غیر مستقیم مردم است .
در نتیجه آنچه درعمل مشاهده میشودمارا به حقیقت آنچه درغدیر روی داد آگاه میسازد.مردمی که با ابوبکر بیعت کردند بعدها با علی ع بیعت نمودند . حال اینکه مردم غافل بودند از خلیفه صالح ویا اینکه مجبور شدند به خلیفه ناصالح تن بدهند امری دیگر است کما اینکه همین امر میتواند در جمهوری اسلامی هم اتفاق بیفتد.
بنظرم همه مطالب شمارا بنوعی پاسخ داده ام. اگر موردی ازقلم افتاده حتما اشاره بفرمائید چون تلاش میکنم کوتاه بنویسم پیروز باشید
(۶/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]بانام ویادخدا

درود بربرادرعزیزم وشب بخیروعرض تسلیت متقابل وتشکر از زحمتی که کشیدید

1-رسول اکرم ص یک سمت رسالت داشتند که برای آن مبعوث شدند واین رسالت ونبوت در امامت استمرار می یابد. این دو منصب نصب الهی است وپیامبر ما برای ابلاغ این امر بمردم مامورشدند .در مساله نبوت وامامت نیاز به بیعت نیست وحتی نیاز به تشکیل حکومت نیز نمیباشد وشاهدیم درتاریخ که ازمیان آن همه پیامبرتنها سه نفر حکومت کردند و درمیان امامان تنها یک نفر آن هم اندکی حکومت کرد اما نبوت وامامت درطول تاریخ ادامه داشته ودارد. اصل غدیر برای این امر بود .برای دلیل از خود شما سند میاورم
مَعاشِرَ النّاسِ،

اَلا وَ اِنّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ


.

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا وَ اِنّى نَبىٌّ وَ

عَلِىٌّ وَصِیّى

.

مَعاشِرَ النّاسِ،

اَلا وَ اِنّى رَسولٌ
عَلِىٌّ الْاِمامُ وَ الْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى وَ الْاَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ
ملاحظه بفرمائید که آن حضرت از نبوت ورسالت وامامت سخن فرموده اند نه خلافت که نیاز به بیعت دارد ونمیتوان انتظار داشت که خداوند مردم را به بیعت با پیامبر وامام علی درخلافت مجبور کند؟ زیرا با اصول مندرج درقرآن منافات دارد.
بهمین خاطر برای درک بهتر مطلب که درتاریخ پیچیده شده است به عصر غیبت اشاره کرده ام. مگر الان چه می کنیم؟ مگر امام زمان زنده نیستند؟ آیا ایشان خلیفه مردمند؟ کدام بیعت صورت پذیرفته است ؟ درحالیکه ایشان امام روی زمین هستند وهمه را هدایت میکنند روزیکه ظاهر شوند آنگاه بیعت عملی روی داده وحکومت ایشان بوقوع می پیوندد. جمهوری اسلامی ایران در سایه حکومت ایشان ایجاد شده است ورهبری که خلیفه ایران محسوب میشوند با انتخاب غیر مستقیم مردم است .
در نتیجه آنچه درعمل مشاهده میشودمارا به حقیقت آنچه درغدیر روی داد آگاه میسازد.مردمی که با ابوبکر بیعت کردند بعدها با علی ع بیعت نمودند . حال اینکه مردم غافل بودند از خلیفه صالح ویا اینکه مجبور شدند به خلیفه ناصالح تن بدهند امری دیگر است کما اینکه همین امر میتواند در جمهوری اسلامی هم اتفاق بیفتد.
بنظرم همه مطالب شمارا بنوعی پاسخ داده ام. اگر موردی ازقلم افتاده حتما اشاره بفرمائید چون تلاش میکنم کوتاه بنویسم پیروز باشید

عزیزم فروتقه گرامی سلام
عرض کردم خدمت شما قسمتی رو میارم . زحمت خوندن کل با شما ولی دوست دارید لفظ خلیفه هم ببینین چشم تقدیم میکنم براتون
اَنَّ عَلِىَّ ابْنَ اَبى‌طالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى عَلى‏ اُمَّتى وَ الْاِمامُ مِنْ بَعْدي الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ اِلاَّ اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
برادر گرامی اینهمه منسب وقتی ذکر میشه ایا حرفی باقی خواهد ماند ؟ بله چون سر حرف ک بشه گفته میشه وصی : کارهای وصی و برای کفن و دفن انجام بده ، اخی : برادر پیامبر هستن چون توی ماجرای عقد اخوت ... . خلیفتی : خو خلیفه شدن حالا یکم دیرتر ولی شدن Big Grin اون علی امتی رو هم شما اصلا نگاه نکن یبار Dodgy امت فکر کنم همون چندین هزار ادم بودن که بیعت شکستن و یا کل بلاد اسلامی و شایدم اون اصحاب رده و شایدم اهل بیت ؟ برادران ما گاهی اینهارو به ما میگن . و درخالی که امت رو تا قیامت درنظر بگیریم ، درسته فروتقه جان ؟
امام من بعدی : اینجا دیگه جالب میشه که امام بعد از من ، پس کسی که باهش اون چندین هزار نفر پیمان بستن _ بگیم عهد بستن _ علی بن ابیطالب رو به عنوان وصی ، برادر ، خلیفه و امام _پیشوا _ بعد از رسول خدا پیمان بستن . اگه شکستن که عهد شکنی کردن . نمونش شخصیتهای بزرگ جهان اسلام اونموقع گه بقول دوستان صحابه که عادل هستن و کار اشتباهی نمیکنن و اونهایی هم که اونجا بودن همه رو باید بگیم صحابه بودن حداقل برخیشون که دیگه بودن Big Grin اونها چرا عهد شکنی کردن ؟ ادم یاد این بساز بفروشا میندازن که یه ملک رو به 10 نفر سند میزنن .
فروتقه جان این رو هم توی همون پیمان قید شده که : وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ.
فروتقه گل اینو چه کنیم در شرایط عهد و عقدی که بسته شد :

فَاَوْحى اِلَىَّ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ
،
یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ فى عَلِىٍّ یَعْنى فِى الْخِلَافَةِ لِعَلِىّ بْنِ اَبى طالِبٍ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ
اینو هم ندید بگیریم ، قسمت بعد رو چه کنیم ؟

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذالِكَ فيهِ وَ افْهَموهُ وَ اعْلَمُوا [b]اَنَّ اللَّهَ قَدْنَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَ اِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَي الْمُهاجِرينَ وَ الْاَنْصارِ وَ عَلَي التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ، وَ عَلَى الْبادى وَ الْحاضِرِ، وَ عَلَي الْعَجَمِىِّ وَ الْعَرَبىِّ، وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلوكِ وَ الصَّغيرِ وَ الْكَبيرِ، وَ عَلَي الْاَبْيَضِ وَ الاَسْوَدِ،
وَ عَلي كُلِّ مُوَحِّدٍ، ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ اَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْغَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ اَطاعَ لَهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ اَقُومُهُ فى هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ اَطيعوا وَ انْقادوا لِاَمْرِ (اللَّهِ) رَبِّكُمْ، فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَ اِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ‌دونِهِ رَسولُهُ وَ نَبِيُّهُ المُخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ‌بَعْدى عَلىٌّ وَلِيُّكُمْ وَ اِمامُكُمْ بِاَمْرِ اللَّهِ رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْاِمامَةُ في ذُرِّيَّتي مِنْ وُلْدِهِ اِلى يَوْمٍ تَلْقَوْنَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ.
لا حَلالَ اِلّا ما اَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَ لا حَرامَ اِلّا ما حَرَّمَهُ اللَّهُ (عَلَيْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِى الْحَلالَ وَ الْحَرامَ وَ اَنَا اَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَنى رَبِّى مِنْ كِتابِهِ وَ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ اِلَيْهِ.

اینم بگیم خدا ببخشین نمیدونست این مردم رو چطور یکم توی اون هوا نگهداره گفت یکم مطولش کنم شاید کمی حوصلشون سر نره یا اینکه بفهمونه به ایندگان که ایراد برای پیشینان نگیرن . و اینکه میگیرن چون تحریف میکنن کلام رو .
خوب نصب رو که خودتون هم قبول دارین نصب الهی باید باشه .
اینو دیگه توضیح نمیدم بقیشم اینقد اظهر من الشمس هست که گفتنش دقت کم میکنه . فقط دقت کنین

(۶/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]در نتیجه آنچه درعمل مشاهده میشودمارا به حقیقت آنچه درغدیر روی داد آگاه میسازد.مردمی که با ابوبکر بیعت کردند بعدها با علی ع بیعت نمودند .
گل من ، کسانی که ریختن با امیر المومنین بعد از قتل عثمان _ برید تاریخ نگاه کنین که عثمان رو کی کشد و برای چه اهدافی جالبه پیشنهاد میکنم حتما مطالعه دقیق داشته باشین + این خطاب به عام بود نه فقط فروتقه گل + _ بیعت کردن ایا به عنوان امیر المومنین که در غدیر با او بیعت شد یا به عنوان اینکه فقط خلیفه باشد ؟ چطور ؟ خلیفه بودن اینجا مراد این هست که مثل قبلیا بیاد حکومت داری کنه و به نوعی کارهای خلفای پیشین رو انجام بده نه به عنوان امیرالمومنینی که پیامبر معرفی کرده بود . مراجعه کنین به نهج البلاغه لطفا . برداشت شخصی هم ممنوع

اگر بیعت کردن و اون بیعت رو توی تاریخ به نوعی بیعت خودجوش بود چرا پس زدنش ؟ چون بعد از اونهمه مدت عاذت به خلافت ... داشتن . پس اول لطف کنین بگین مردمی که بیعت کردن ایا اهل کل بلاد اسلامی بودن یا همونطوری که با اولی بیعت کردن بیشتر از اون با امیر المومنین بیعت کردن / بیعت اولی که با یک نفر اونم توسط خلیفه ثانی بود و بقیه رو هم که با ... بیعت گرفتن . پس تو وادی افراد نباشین که همیشه توی این وادی هوا بدجور مه الوده برای شما .
توی غدیر همه یادشون مونده بود که چیکار کردن ، همونطور که خیلا مخالفت کردن با بیعت خودش نشون میده داستان چیه .
(۶/شهریور/۹۶ ۲۲:۰۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]حال اینکه مردم غافل بودند از خلیفه صالح ویا اینکه مجبور شدند به خلیفه ناصالح تن بدهند امری دیگر است کما اینکه همین امر میتواند در جمهوری اسلامی هم اتفاق بیفتد.
خوشم میاد قشنگ دوستان میل دارن از هر سمتی به نظام کار داشته باشن Smile گرامی ، شما که حقوق بلدی و اهل تفسیری شما دیگه چرا ؟ نظر هایی که درباره انتخاب مطرح میشه رو از اساتیدتون بپرسین و اگه نظری داشتن بفرماییند
داداش مردم غافل نبودن ، اگه غافل بودن نمیگفتن توی صحبتهایی که بانوی دوعالم با اونها میکردن و میگفت در پاسخ «ای دخـتر پیـغمبر!ا با ابو بکر‌ بیعت‌ کرده‌ایم،اگر علی جلوتر آمده بود،از او عدول نمیکردیم، علی(علیه السلام) نیز جواب می‎داد:آیـا‌ پیغمبر‌ را دفن نکرده درباره خلافت نزاع کنم؟. شما یه نگاه به احتجاجاتیکه حضرت داشتن بکنین بعد بگین غافل بودن یا نه .
حوبه از واقعه غدیر تا 28 صفر چند سال طول نکشیده بود ، مگه همینا راویان غدیر نبودن ؟ چطور شد یادشون رفت ؟ غافل نبودن فقط طماع بودن .
همونطور که یه شبه همه سفیر امام حسین علیه اسلام رو در کوچه ها تنها گذاشتن بخاطر یک کیسه بیمقدار ، علی بن ابیطالب رو هم بخاطر مشتی دنیا پرستی کنار گذاشتن . هونطور که به امام خرده میگرفتن چرا قیام نمیکنین ما میاییم ولی فردا روزکه میشد 4 نفر هم نمیامدند ! دادا این غفلت نیس ، خودمونو با این حرفا گوش نزنیم.
از طرفی وقتی میبینی توی سقیفه چه بلایی سر سعد بن عباده اومد بعد بگین بیعت ازاد Big Grin طرف مخالفت کرد زدن دنده هاش شکوندن اخرشم توسط ... کشته شد _ پیدا کنید پرتقال فروش را _ . ایشون که با خلیفه اول و دوم بیعت نکرد . رئیس انصارم بود تازه رویس قبیله خرزج هم بود Cool ، قبیلشم بیعت نکرد . وقتی ایشون با پیامبر بیعت میکنه سر رسالت نبی خاتم همراه 70 نفر بقیه افراد قبیله به تبعیت از این فرد بیعت کردن دیگه این یه نمونه . حالا شما بیا بازم داستان حسین کرد شبستری توضیح بده Wink /
نقل قول:قولون سعد شقت الجن بطنه الا ربما حققت فعلک بالغدر
و ماذنب سعد انه بال قائماً و لکن سعداً لم یبایع ابابکر

فکر کنم واژه امام و کارکرد اون در امور خلیفه رو توی بخش _ فروع دین _ احکام حکومت داری و امور سیاسی وارد میکنین نه در اصول دین . اختلافی که شیعه بااهل سنت _ اهل تسنن بهتره _ داره از وجوهش همینه . شیعه قبول داره که هر شانی که نبی خاتم داشته رو شخص منصوب بعد از اون _ از طرف خدا نصب الهی _ دارا میباشد مگر اینکه نبی نیست ، همونطور که خود نبی خاتم هم اشاره فرمودند : الَّذِي مَحَلُّهُ مِنِّي مَحَلُّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى اِلَّا اَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي
نقل قول:
مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْلیغِ ما اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى اِلَىَّ،
وَ اَنَا اُبَیِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْایَةِ: اِنَّ جَبْرَئیلَ هَبَطَ اِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوَ السَّلامُ - اَنْ اَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ

فَاُعْلِمَ كُلَّ اَبْیَضَ وَ اَسْوَدَ: اَنَّ عَلِىّ بْنَ اَبى طالِبٍ اَخى وَ وَصِیّى وَ خَلیفَتى عَلى اُمَّتى وَ الْاِمامُ مِنْ بَعْدى.

الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى، اِلّا اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى.

وَ هُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ،

وَ قَدْ اَنْزَلَ اللَّهُ - تَبارَكَ وَ تَعالى - عَلَىَّ بِذالِكَ آیَةً مِنْ كِتابِهِ هِىَ : اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
،
وَ عَلِىّ بْنُ اَبى طالِبٍ الَّذى اَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ هُوَ راكِعٌ
،
[/b]
یُریدُ اللَّهَ - عَزَّوَجَلَّ - فى كُلِّ حالٍ.
...


مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِىٌّ أخى وَ وَصیّى، وَ واعى عِلْمى
،
وَ خَلیفَتى فى اُمَّتى، عَلى مَنْ آمَنَ بى، وَ عَلى تَفْسیرِ كِتابِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ -

وَالدّاعى اِلَیْهِ، وَ الْعامِلُ بِما یَرْضاهُ، وَ الْمُحارِبُ لِاَعْدائِهِ، وَ الْمُوالى عَلى طاعَتِهِ، وَ النّاهى عَنْ مَعْصِیَتِهِ.
دادا بازم حرفی باقی میمونه؟ اگه بازم بحث اختیار مردم هست ما بگیم خدا بحث نصب رو حذف کنه .Dodgy مردم خیلی چیزا نمیخوان ولی این بین برخی میخوان . در زمان معصوم خیلیاز شعیان بخاطر اینکه بقیه نمیخواستن ضرر کردن ولی بازم امام بر اونها امام بود بر بقیه هم بود چون اگه نبود زمین اهل خودش رو درخودش هضم میکرد . امام امان و حجت هست . سعی کنین واژه ها رو خلط نکنین . همونطور که خلیفه و ولی رو توی بحث غدی میشه میگن دوست و انتخابی ولی توی نامه های خلیفه میشه امری حکومتی و سرپرست Dodgy تاریخ حافظش عالی ثبت میکنه .


گرامی خلیفه رسول خدا اگه قرار باشه جانشین رسول خدا باشه ، نباید هم سطح باشه ؟ اره دیگه میازی نیست همونطور که مردم نیاز ندیدن و امام خودش لب به سخن گشودند که : برید ماجرای خطبه شقشقیه رو بخونین خودش گواه بر خیلی مطالبه .

(۶/شهریور/۹۶ ۱۸:۵۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]1-با حضور پیامبر امکان جانشینی وجودندارد (دوامام ویا دو خلیفه معصوم دریک زمان نمیشود) تنها میتواند پیشنهاد خلافت برای بعد ازرحلت باشد که همان بقول امروزی ها ولایتعهدی است.
دادا یه نگاه بنداز ببین بحث خلیفه پیامبر بودن چیه
امیدوارم من بد برداشت کرده باشم در نگاه شما همون ولیعهدی رو هم بگیریم بازم مردم راه رسیدن به حقانیت رو _ علی مع الحق _ رها کردن و به مسیر دیگه رفتن _ البته نه همه _ همونطور که امام حسن تا بودند امام حسین مطیع امر امام زمان خودشون بودند . تا پیامبر در قید حیات بودند امیرالمومنین مطیع فرمایشات ایشون بودن ولی با قبض روح شدن ایشون ولایت امیر المومنین اغاز میشه . یکی از شئون که خلافت هست رو از ایشون غصب میکنن ولی امامت ایشون سر جاش هست .

ساعت 4 صبح هست که براتون مینویسم . امیدوارم با دقت بخونین چون من هیچ پاسخی از شما درباره مطلبم نگرفتم بلکه بیشتر ایراداتون نمایانتر شد .
کانکه طرح بیعت شورا فکند خود همانجا طرح عاشورا فکند
چرخ در یثرب رها کرد از کمان تیر کاندر نینوا شد بر نشان

طولانی شد ولی نیاز بود گفته بشه . اگه کلامی صحیح موجود هست بفرمایید وگرنه فرسایشی برخورد کردن بی فایده هست .موفق باشید
با نام ویاد خدا

درود برشما برادر عزیز وصبح بخیر وتشکر

بنده وشما در مبدا بحث یک اختلاف داریم که باید اول آن حل شود تا بتوانیم بحث را تعقیب کنیم؟ وآن دومساله امامت وخلافت است که آن دورا باهم درنظر میگیریم ودرنتیجه دچار مشکل میشویم.

بنده قبلا عرض کنم که درباورم امام علی ع وفرزندان ایشان شایسته ترین اشخاص برای خلافت بوده اند اما درعمل جور دیگری شد.این عقیده من است که قطعا با عقیده شما تفاوتی ندارد.اما چندسوال؟

اگرپیامبردرمدینه مورد بیعت مردم قرار نمیگرفتند خلافتی درکاربود؟

اگر درغدیرمردم دست بیعت نمیدادند تکلیف چه میشد؟

اگر پس ازعثمان مردم با علی بیعت نمیکردند خلافتی برای ایشان وجودداشت؟

واگر روزی امام عصرع ظاهر شوند واکثریت مردم با ایشان بیعت نکنند چه خواهدشد؟آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟

نظر حقیر درموارد بالا اینستکه اگر بیعت نمیشد هیچ خلافتی تشکیل نمیشد ویا درعصر امام زمان هم نمیشود.چون مساله خلافت امری اجتماعی ومربوط به پذیرش مردم است کما اینکه درکشورمان عمل میشود.حال برگردیم به بحثمان

1-درغدیر پیامبرگرامی علی ع را مولای مردم اعلام کردند واین امر الهی بود یعنی پس ازپیامبر امر نبوت درلباس امامت تداوم می یابد وامر خلافت درصورت بیعت تداوم خواهد یافت.

2-اگر چه این روایت ویا عبارت مربوط به حدیث غدیر نیست(خَليفَتى عَلى‏ اُمَّتى) اما اگر پیامبر فرموده اند که خلیفه بعد ازمن علی هستند مراد اینستکه با رضایت شما این امر خواهد بود چرا که خود پیامبر خلافتش با بیعت مردم آغاز شد وقاعدتا درمورد جانشین ایشان نیز همین قاعده حاکم است.

3-فرمان خداوند در مورد نصب به پیامبر اجرا شد اما بخشی ازآن فرمان منوط به پذیرش مردم است تا تحقق یابد ومردم نیز درانتخاب حاکم طبق ایات دیگر قرآن آزادند ومیتوانند سرنوشت خودرا رقم بزنند وهمین امر درعصر ماهم جاری است چرا که امر امامت وخلافت ازآغاز آفرینش انسان یا پایان راه ادامه دارد ویکسان است.موفق باشید
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع