(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]با نام ویاد خدا
درود برشما برادر عزیز وصبح بخیر وتشکر
بنده وشما در مبدا بحث یک اختلاف داریم که باید اول آن حل شود تا بتوانیم بحث را تعقیب کنیم؟ وآن دومساله امامت وخلافت است که آن دورا باهم درنظر میگیریم ودرنتیجه دچار مشکل میشویم.
بنده قبلا عرض کنم که درباورم امام علی ع وفرزندان ایشان شایسته ترین اشخاص برای خلافت بوده اند اما درعمل جور دیگری شد.این عقیده من است که قطعا با عقیده شما تفاوتی ندارد.اما چندسوال؟
اگرپیامبردرمدینه مورد بیعت مردم قرار نمیگرفتند خلافتی درکاربود؟
اگر درغدیرمردم دست بیعت نمیدادند تکلیف چه میشد؟
اگر پس ازعثمان مردم با علی بیعت نمیکردند خلافتی برای ایشان وجودداشت؟
واگر روزی امام عصرع ظاهر شوند واکثریت مردم با ایشان بیعت نکنند چه خواهدشد؟آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟
نظر حقیر درموارد بالا اینستکه اگر بیعت نمیشد هیچ خلافتی تشکیل نمیشد ویا درعصر امام زمان هم نمیشود.چون مساله خلافت امری اجتماعی ومربوط به پذیرش مردم است کما اینکه درکشورمان عمل میشود.حال برگردیم به بحثمان
1-درغدیر پیامبرگرامی علی ع را مولای مردم اعلام کردند واین امر الهی بود یعنی پس ازپیامبر امر نبوت درلباس امامت تداوم می یابد وامر خلافت درصورت بیعت تداوم خواهد یافت.
2-اگر چه این روایت ویا عبارت مربوط به حدیث غدیر نیست(خَليفَتى عَلى اُمَّتى) اما اگر پیامبر فرموده اند که خلیفه بعد ازمن علی هستند مراد اینستکه با رضایت شما این امر خواهد بود چرا که خود پیامبر خلافتش با بیعت مردم آغاز شد وقاعدتا درمورد جانشین ایشان نیز همین قاعده حاکم است.
3-فرمان خداوند در مورد نصب به پیامبر اجرا شد اما بخشی ازآن فرمان منوط به پذیرش مردم است تا تحقق یابد ومردم نیز درانتخاب حاکم طبق ایات دیگر قرآن آزادند ومیتوانند سرنوشت خودرا رقم بزنند وهمین امر درعصر ماهم جاری است چرا که امر امامت وخلافت ازآغاز آفرینش انسان یا پایان راه ادامه دارد ویکسان است.موفق باشید
فروتقه عزیز ، مطالب خیلی روشن هست که نیازی به تکرار نمیبینم ، اگه شما در وردی بحث مشکل دارید که با شما همراه میشم دوباره اما امیدوارم که از در خلاف بحث دوباره بازگشت نکنین.
جایگاه امامت و رهبری حکومت _ کسی که جانشین پیامبر خواهد شد _ رو اهل سنت در فروع میارن که میشه در دایره احکام قضاوت و حکومت _ ولی شیعه این جایگاه رو در اصول معرفی میکنه . فکر نکنم از این واضحتر بشه گفت اختلافی که در این دو دیدگاه وجود داره . وقتی بشه در دایره فروع پر و بالش رو میزنن که اندازه خودشون کنن و هیج راهی برای توجیحش بسته نیست ولی اگه بیاد توی اصول نه اینکه نمیشه دست کاری کرد بلکه اصل دین هست و چون چرا نداره . فکر نکنم توضیح درکش سنگین باشه .
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]این عقیده من است که قطعا با عقیده شما تفاوتی ندارد.اما چندسوال؟
اگرپیامبردرمدینه مورد بیعت مردم قرار نمیگرفتند خلافتی درکاربود؟
اگر درغدیرمردم دست بیعت نمیدادند تکلیف چه میشد؟
عدم عمل و گردن نهادن به دستور پیامبر ایا امر شده یا عکسش ؟ امر شده به دستورات پیامبر گردن بگذارید و او هرچه به شما گفت سمعا و طاعتة .
اگر در غدیر بیعت نمیکردن ؟ ببخشین میشه ایا امر الهی رو انجام نداد ؟ سعی کنین بحث ها رو به خاکی نزنین گرامی .
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]اگر پس ازعثمان مردم با علی بیعت نمیکردند خلافتی برای ایشان وجودداشت؟
خوب اونهایی که کردن چه تاجی به سر مبارک حضرت گذاشتن ؟ جنگ با ناکثین و مارقین و ... سالها جنگهایی که بر حضرت تحمیل شد بخاطر اینکه مسیری که 25 سال منحرف شده بود رو میخواستن برگردونن . جناب فروتقه ، گفتم برید تاریخ رو ببنین که چطور با حضرت بیعت کردن . اگه بخوام براتون شخصا بگم از حوصله شما خارج میشه .
کسی که بیعت میکنه ، یعنی چیکار میکنه ؟ میگه من در تحث امر شما قرار میگیرم . کاری که عبد با مولای خودش میکنه . خدا میفرمد نماز بخوان . شما مگه بیعت کردی با خدا که نماز بخونی؟ بلکه با رسول اون بیعت میکنی . رسول هم میفرماد خلیفه بعد از من امام بعد از من جانشین تام الاختیار بعد از من رو من توی غدیر دارم به دستور خدا معرفی میکنم . ای مردم بیایین بیعت کنین . نیازی به بیعت نبود بلکه خواستن امثال برخی دوفردای دیگه نگن که پیامبر که بیعت نگرفته بود . جالبه که توی تاریخ اسلام _ حاکم زمان که نامشروع بود برای اینکه حکومت رو نگهداره برای بچه خودش از مردم بیعت گرفت _
شما یک سند لطف کن که بیان کنه خلافت باید توسط ارای مردم صورت بگیره . اونم در دوران نبی خاتم . وگرنه بعدش کههم شورای 6 نفره بود هم وصایت هم مثلا بیعتی . .........یعنی خود این بیعت هم 2 نسل طول نکشید

عجب بیعتی بود توی سقیفه ....
اصلا اینم بزاریم کنار حدیث 12 خلیفه رو چطور میخوایین کنار بیایین؟ اون که دیگه معین هست . داداش دست من پره برای رد تک تک کلامتون ولی نمیخوام خستت کنم .
یه سر بزن ببین اگه بحث خلافت بیعتی هست که تا نباشه مشروعیت پیدا نمیکنه این رو با این کلام نبی خاتم چطور میخوای جور کنی؟
جابر بن سمره مي گويد: همراه پدرم بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شديم، شنيديم كه حضرت مي فرمود:
امر خلافت اسلامي به پايان نخواهد رسيد مگر اين كه دوازده جانشين در ميان آنها حكومت كند. سپس كلامي را فرمود كه برايم معلوم نشد، به پدرم گفتم: حضرت چه فرمود ؟ پدرم گفت: حضرت فرمود:
تمام اين دوازده خليفه از قريش هستند.
توی صحیح مسلم بود که ترجمه گذاشتم براتون
نقل قول:حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا جَرِيرٌ عن حُصَيْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: سمعت النبي صلي الله عليه وسلم يقول وحدثنا رِفَاعَةُ بن الْهَيْثَمِ الْوَاسِطِيُّ واللفظ له حدثنا خَالِدٌ يَعْنِي بن عبد اللَّهِ الطَّحَّانَ عن حُصَيْنٍ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال: دَخَلْتُ مع أبي علي النبي صلي الله عليه وسلم فَسَمِعْتُهُ يقول: إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتي يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً. قال: ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قال: فقلت لِأَبِي: ما قال؟ قال: كلهم من قُرَيْشٍ
... يقول لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً.
رسول خدا فرمود: اسلام همواره عزيز است تا دوازده خليفه بر شما حكومت كند.
... لَا يَزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِيزًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً.
پوسته اين امر عزيز است تا دوازده خليفه بر مردم حكومت كند.
... لَا يَزَالُ هذا الدِّينُ عَزِيزًا مَنِيعًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً.
همواره اين دين عزيز و نيرومند است تا دوازده جانشين بر مردم حكومت كند.
... لَا يَزَالُ أَمْرُ الناس مَاضِيًا ما وَلِيَهُمْ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا.
كار مردم پيوسته پيش مي رود مادامي كه دوازده نفر بر آنها حكومت نمايد
لايزال هذا الامر عزيزاً يُنصرون علي من ناواهم عليه،
اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش
پیامبر چطور بیان میکنن 12 خلیفه ؟ اونم از قریش اونم مبنی بر اینکه اسلام
لايزال امر امتي صالحاً حتي يمضي
اثنا عشر خليفة، كلهم من قريش
همه اینها مستنداتش موجود و معتبر هست و اهل تسنن هم سعی کردن خلفا رو جور بیارن ولی نمیشه کم و زیاد میزنه

مثلا توی تاریخ خلفا بین چی میاره بقیم خواستی میگن
نقل قول:1ـ ابوبكر 2 ـ عمر3 ـ عثمان4 ـ معاويه5 ـ يزيد6 ـ سفاح7 ـ منصور8 ـ جابر9 ـ امين10 ـ سلام11 ـ مهدي12 ـ اميرالعصب
جالبی این هست که علی بن ابیطالب رو توی خلفا راه نداده
عزیزم خلافت و ولایت بحثش بیعتی که شما میگی نیست بلکه بر کسی که بیعت میکنه واجب میشه که امر مولا رو اطاعت کنه نه اینکه بعد از 2ماه و چند روز یادش بره و برن دنبال امری که پیامبر پیشتر کارش رو انجام داده بود ولی عده ای ... بخاطر تصاحب میزش قیام کردن.
مگر نه اینکه در تاریخ هست که به حضرت خرده میگیرن چرا نیومدی و نگفتی که تو خلیفه هستی و حضرت پاسخ دادن که امر کفن و دفن پیامبر رو رها کنم و بیام به امر دنیا برسم ؟ درحالی که در غدیر همه چیز معین شد .
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]واگر روزی امام عصرع ظاهر شوند واکثریت مردم با ایشان بیعت نکنند چه خواهدشد؟آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟

خو نکنن مگه حضرت نیاز به بیعت با این مرد کج فهم داره ؟ دعوت میکنن و اگه پذیرفتن که احسنت اگه نه هم باید بمونین ببنین حضرت نوع برخوردشون چی هست . حضرت حکومت خودشون رو تشکیل خواهند داد و نیازی به تایید و مشروعیت گرفتن از مردم ندارن . الان که امام هستن ایا شما به ایشون مشروعیت بخشیدین؟ پدرم حضرت ادم علی نبینا علیه السلام ، بدون داشتن رای مردم خلیفه روی زمین بود

چه کسانی با ایشون بیعت کردن ؟ عزیز دل ، اون که از نار بود از دستور واجب خدای منان که اطاعتش واجب هست سر باز زد ، این ملت که از اون بالاتر نبودن که سرباز نزنن غدیر رو .
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ] آیا امام بزور برمردم خلافت خواهدکرد؟
خودتون چی فکر میکنین ؟
بعدشم اگر روزی ؟؟؟؟ این حمله شما مشکل داره . یعنی معلوم نیست امام تشریف بیارن ؟ به نوعی اصل مهدویت رو میخوایین ریز اشکال بگیرید ؟
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]نظر حقیر درموارد بالا اینستکه اگر بیعت نمیشد هیچ خلافتی تشکیل نمیشد ویا درعصر امام زمان هم نمیشود.چون مساله خلافت امری اجتماعی ومربوط به پذیرش مردم است کما اینکه درکشورمان عمل میشود.حال برگردیم به بحثمان
نظر شما هست و محترم . بنده به نگاه شما احترام میزارم . همونطور که به نظر اهل تسنن احترام میزارم .
فقط خدمت شما بگم ، اگر منکر ولایت و جانشینی ولی الله اعظم امیر المومنین اسد الله الغالب ، حیدر کرار بشیم باید فاتحه اسلام رو خونده شده فرض کرد در نگاه اون شخص /
در احادیث متواتر و استخون دار معصوم نفرمود هرکس خلیفه زمانش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلی مرده بلکه از لفظ امام استفاده شده تا به همه بفهمونه که جایگاه امامت والاتر از بقیه هست و اگه کسی این جایگاه رو رد کنه تکلیفش معلومه .
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]1-درغدیر پیامبرگرامی علی ع را مولای مردم اعلام کردند واین امر الهی بود یعنی پس ازپیامبر امر نبوت درلباس امامت تداوم می یابد وامر خلافت درصورت بیعت تداوم خواهد یافت.
جالبه که تکرار سخنان اهل تسنن رو فقط دارین اینجا از زبان شما میشنوم .
نقل قول:واجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول: « من كنت مولاه فعلي مولاه » فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مولي فهذا تسليم ورضي وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوي تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي فعادوا إلي الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا. سر العالمين وكشف ما في الدارين، ج 1، ص 18، باب في ترتيب الخلافة والمملكة
نقل قول:حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِيُّ بن زَيْدٍ عن عَدِيِّ بن ثَابِتٍ (وأبي هارون العبدي) عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال كنا مع رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم في سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِيرِ خُمٍّ فنودي فِينَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ وَكُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم تَحْتَ شَجَرَتَيْنِ فَصَلَّي الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِيَدِ علي رضي الله عنه فقال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ اني أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَي قال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ اني أَوْلَي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَي قال فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فقال من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولي كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.
میتونین این حدیث رو رد کنین _ بزرگان اهل تسنن این رو نقل و در کتب معتبر خودشون اوردن .
اون ابن کثیر سلفی هم میاد نقل میکنه توی البداية والنهاية و میگه :
نقل قول:وقال عبد الرزاق : أنا معمر ، عن علي بن زيد بن جدعان ، عن عدي بن [ ص: 73 ] ثابت ، عن البراء بن عازب قال : خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى نزلنا غدير خم فبعث مناديا ينادي ، فلما اجتمعنا قال : " ألست أولى بكم من أنفسكم ؟ " قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " ألست أولى بكم من أمهاتكم ؟ " . قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " ألست أولى بكم من آبائكم ؟ " قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " ألست ، ألست ، ألست ؟ " قلنا : بلى يا رسول الله . قال : " من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه " . فقال عمر بن الخطاب : هنيئا لك يا بن أبي طالب ، أصبحت اليوم ولي كل مؤمن . وكذا رواه ابن ماجه من حديث حماد بن سلمة ، عن علي بن زيد بن جدعان . ورواه أبو يعلى عن هدبة بن خالد وإبراهيم بن الحجاج السامي ، عن حماد بن سلمة ، عن علي بن زيد وأبي هارون العبدي ، عن عدي بن ثابت ، عن البراء به . وهكذا رواه موسى بن عثمان الحضرمي عن أبي إسحاق ، عن البراء به .
اگه شما هم میخواید دوست بگیرید معنا رو بگیرین ولی دیگه هیچ سخنی باقی نمیمونه که دوروز دیگه بگین نه اونجا توی معنا اشتباه شد .
(۷/شهریور/۹۶ ۸:۱۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]2-اگر چه این روایت ویا عبارت مربوط به حدیث غدیر نیست(خَليفَتى عَلى اُمَّتى) اما اگر پیامبر فرموده اند که خلیفه بعد ازمن علی هستند مراد اینستکه با رضایت شما این امر خواهد بود چرا که خود پیامبر خلافتش با بیعت مردم آغاز شد وقاعدتا درمورد جانشین ایشان نیز همین قاعده حاکم است.
دادا برو خطبه غدیر بخون . شما این رضایت رو از کجا میاری؟ تفسیر و تاویل و لفاظی ... . نصی قرینه ای چیزی دارین؟ نداری که برادر من .
مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِىٌّ أخى وَ وَصیىّ وَ واعی عِلْمى، وَ
خَلیفَتى فى اُمَّتى عَلى مَنْ آمَنَ بى وَعَلى تَفْسیرِ کِتابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِما یَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلى طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ
واسه ما که این متن رو داره حالا شما نداری اون یچیز دیگس .

سعی کنین دست از تاویل بردارید .
پیامبر از مردم برای امیر المومنین بیعت میگرن به دستور خدا بعد پیامبر بگه من دارم به دستور خدا بیعت میگیرم ولی شما بعدا هرکاری خواستین بکنین ، فقط الان بیایین دل خدا نشکنه ؟
ادم اهل تحقیق این حرفا از شما بعید نیست چون تفکر تسنن توی کلامتون کاملا موج میزنه .
با این گفته شما پیامبر تا مقبولیت مردم رو بدست نمیاورد حکومت تشکیل نمیداد .
ببخشین ولی حرفتون وارونه هست . مثل این میمونه که تا مردم ایشون رو به پیامبری قبول نمیکردن ایشون پیامبر محسوب نمیشد ، حال اینکه ایشون چه امامتشون چه رسالتشون الهی و نصب خدایی بود .
جناب ، مردم مختار هستن هرکاری کنن ولی وقتی دستور خدا رو اطاعت نمیکنن اون اسمش عدم اطاعت هست نه اختیار در اطاعت .
مردم اون زمان و به پیروی از اونها نسلشون ، رو به سمت خلاف صراط مستقیم رفتن و برای خودشون تاویل و توضیحاتی دادن که رسما و شرعا مخالفت با نص صرح مبین قران بود .
موفق باشید .
اگه دوباره میل دارید همینها رو بگید ، تکرار کنید ولی دیگه پاسخی به مسائل تکراری داده نمیشه به شما در این بحث .
. جنابعمار94 براتون صبری جمیل ارزو دارم