شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
در عشق حقیقی که فانی کننده ی منیت است شما خود را تغییر میدهید مطابق میل محبوب
در عشق غیر حقیقی که منیت تجلی داره شما به اصطلاح محبوب خودت رو میخوای تغییر بدی مطابق میل خودت!!!!!!!!
ببخشید پریدم وسط بحثتون
به نظرم چون ما مخلوقیم پس بدیهی است که نیازمندیم
انسان فطرتا خداجو است. ما فطرتا نیاز داریم به سمتش بریم. اومدیم اینجا تا عیارمون مشخص بشه
شاید الان برامون پوشیده باشه ولی وقتی از این عالم فانی به دیار باقی رفتیم تازه میفهمیم که رو کردن به خدا چه قدر برامون مفید بوده
زندگی در اونجا هم ادامه داره، علم، تحصیل، کمال....
ولی در صورتی قابلیت گرفتن فیوضات رو داریم که اینجا به فکر خوب و بد اعمالمون بوده باشیم، قدمی مثبت در راه خودسازی برداشته باشیم
در ضمن خدای ما اونقدر مهربونه که اومدن ما رو بی پاسخ نمیذاره، حتی اگه توقع هم نداشته باشیم باز هم بی پاسخ نمیمونه
درسته که ما نیازمندیم ولی
او به ما مشتاق تره
من هم میدونم که خدا قبول میکنه و پاداش میده اما میگیم چطوری اخلاص داشته باشیم اصلا نمیشه چنین چیزی. من هر جور فکر میکنم میبینم اخرش پای خودم وسط هست
شما اگه به شما مزدی ندهند زیارت امام رضا نمیروید؟
رهرو آن نیست که گه تند وگهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
داشتن اخلاص که به این راحتی ها نیست. این مشکل خیلی ها مثل خودمم هست. باید سعی در بهتر شدن کرد. عیب های خودمونو بر طرف کنیم مثل دروغ، غیبت، تهمت(در کل ترک معصیت)کاهلی در نماز، اهمیت به نماز اول وقت و .....
یه جا از آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) خوندم که فرمودن:
هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست و هیچ ذکر عملی بالاتر از ترک معصیت نیست
اگه آدم خسته نشه و عجول نباشه و ثابت قدم باشه انشاءالله اخلاص هم حاصل میشه
من به زیارت امام رضا میروم چون حاجت میدهد و گناهان را پاک میکند و من را شفاعت میکند اگر من را شفاعت نکند و بگوید من هیچ کاری با تو ندارم دیگر برای چه بروم این همه راه را. دیگر چه فایده دارد. خود شما اگر امامان بگویند برو ما با تو هیچ کاری نداریم و شفاعتت نمیکینم خودت میروی زیارت؟ پس دیگر امام به چه درد میخورد؟
آهان!!!!!!!!!!!!!
الان معلوم شد اختلاف ما در کجاست
چون بنده هیچ حاجتی ندارم گاهی اوقات و فقط صرفاً به علت زیارت امامم که محبوبم هست میروم مشهد
هیچ حاجتی هم ندارم اصلاً وقتی میرم حاجاتم یادم میره فقط دلم میخواد در محضر حضرت باشم به تعبیری نهایت حاجتم این است که در محضر امامم باشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خیلی وقتا زیارت عاشورا میخوانم فقط چون دلم برای امام حسین تنگ شده
دوستانی دارم که هستی خود را میدهند تا سر سوزنی رنج امام زمانشان کم شود بدون اینکه چیزی بخواهند در ازای دادن تمام هستیشان
باز هم که خودتان مطرح شدید و این که اخلاص نیست. میگوید من دلم میخواهد پس برای دلتان رفتید زیارت برایدل خودتان است که دوست دارید در محضر امام رضا باشید نه خودش
اخلاص برای محبوب کار کردن است
من برای محبوب کار میکنم برای رضای محبوب توقعی هم ندارم در ازای این کار
یک ایثار داریم یک خود خواهی
خود خواه همه چیز را برای خودش میداند
فرد ایثار گر همه چیز خودش را میدهد برای دیگران
با نوع برخورد شما در بحث ایثار گر هم نوعی خود خواه است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسئله بدیهی است
اصل مطلب مبهم بودن نیست
اصل مطلب چیز دیگری است و به همان دلیل بحث رو بنده ادامه نخواهم داد
به عنوان حسن ختام کلامم استناد میکنم به یک حدیث قدسی کلام را:
«أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ لِمُوسَى هَلْ عَمِلْتَ لِي عَمَلًا قَطُّ»؛
خداوند به موسی گفت آیا تا به حال کاری برای من انجام دادهای؟
حضرت موسی که پیغمبر مرسل است، گفت: «قَالَ صَلَّيْتُ لَكَ»؛ برای تو نماز خواندهام.
«وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقْتُ وَ ذَکَرتُ لَکَ»؛ روزه گرفتم، صدقه دادم و ذکر گفتم.
«قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ: أَمَّا الصَّلَاةُ فَلَكَ بُرْهَانٌ»؛
خداوند فرمود نمازی که خواندی دلیل این است که تو دین داری
«وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ»؛ روزه هم سپری است که در جهنم نروی.
«وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ»؛ صدقههایی هم که دادی برای این است که در روز قیامت زیر سایهبان آنها قرار بگیری و از حرارت روز قیامت که میگویند چهقدر زیاد است و طولانی، در امان بمانی.
«وَ الذِّکرُ نُورٌ»؛ ذکر هم که برای این است که نورانیّت پیدا کنی.
«فَأَيَّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِي»؛ چهکار برای من کردی؟
[/font]
حضرت موسی در پاسخ درماند.
«قَالَ مُوسَى دُلَّنِي عَلَى الْعَمَلِ الَّذِي هُوَ لَكَ»؛ عرض کرد خدایا، خودت مرا راهنمایی کن تا من آن را انجام دهم.
«قَالَ يَا مُوسَى هَلْ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً»؛ خداوند فرمود ای موسی!
آیا پیوند دوستی با دوستان من برقرار کردهای؟ یعنی آیا شده که به خاطر من کسی را دوست بداری؟ رفاقت برای خدا و رابطه برای خدا، عملی است که برای خدا است. قطع رابطه برای خدا هم هست که آن هم باید باشد. «وَ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً قَطُّ»؛ آیا با کسی به خاطر من قطع رابطه کردهای؟ «فَعَلِمَ مُوسَى أَنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّه». پس موسی دانست که بافضیلتترین عمل، دوستی برای خدا، و جدایی برای خدا است.
[font=Arial]دوست داشتن دوستان و محبوبان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا و دشمنان دوستان خدا و عمل بر طبق این حب و بغض بالاترین مصداق عمل خالص برای خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصل مطلب چیست مگر؟ خوب اقا شما کم اوردی بگو کم اوردم دیگر. در رفتن به امام رضا که ایثار مطرح نیست خودت داری میگوی من دلم میخواهد بروم دیگر از این تابلو تر چیست. داری برای دل خودت میروی دیگر اقا جان. چرا ناراحت میشی. ان کسی هم که در جبهه مثلا میجنگد و ببرای خدا جان میدهد و ایثار میکند. این کار را میکند چون دلش میخواهد که برای خدا جان بدهد باز هم دل خودش مطرح است. دقیقا مثل همانهای که دلشان نخواست برای خدا کشته بشوند. والا میدانستند که خدا خوب است. باشه اشکالی ندارد جواب ندهید ممنون از همین اندازه