تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ^.::عدم تحریف قرآن::.^
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله





.
.
«اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
«همانا ما قرآن را فرو فرستاديم و به يقين آن را حفظ خواهيم نمود. »
.
.
.
.
.
.
.
در این تاپیک قرار است بفهمیم قرآن تحریف نشده و ادعاهایی که در طول تاریخ شده است ، گزافه گویی بیش نیست.
(میگن قرآن چون قرائت های متفاوتی داره پس تحریف شده و ....)
از آنجایی که در این روزگار هم این ادعاها می شود ، باید خودمان را واکسینه کنیم.پس دانستن این مطالب اهمیت پیدا می کند.
.
.
.
.
خواهشی که دارم اینه که دوستان تا وقتی که پایین پست بنده کلمه "ادامه دارد" وجود داره سعی کنند پست نذارن.
چرا که مطلب کمی طولانی است و همچنین پیوسته.
بنابر این کم کم پیش می رویم که خواندن مطالب کسل کننده نشود.
در انتها هم این پست ها در قالب فایل pdf در تاپیک گذاشته خواهد شد.
ان شاء الله...
.
.
.
.
.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
----------------------------
.
.
.
.
.
ابتدا با قرائت های موجود قرآن آشنا بشیم بهتره:
.
.
قرائتهاى قرآن مجيد، به هفت نفر قارى مشهور مى رسد، كه چهار نفر از آنها شيعه و سه نفر از اهل سنت است .
که عبارتند از:
.
.

1 - ((عاصم بن ابى الجنود)) او قرآن را بر ابوعبدالرحمن سلمى ، خوانده و او نيز بر اميرالمؤمنين - عليه السلام - خوانده است . (با یک واسطه به امیر المومنین می رسد)
قرائت عاصم از نظر شيعه و اهل سنت مقبول و همه قرآنهاى روى زمين با قرائت عاصم نوشته شده ،
.
.
2 - ((ابوعمرو بصرى (زبان بن علاء)))؛ او از شيعه مى باشد و قرآن را بر سعيد بن جبير شهيد، خوانده است .
.
.
3 - ((حمرة بن حبيب زيات ))؛ او از شيعيان است و قرآن را بر امام صادق - صلوات الله عليه - خوانده است در رجال (35) خويش ، او را از اصحاب امام صادق - عليه السلام - شمرده است .(بدون واسطه به امام صادق میرسد)
.
.
4 - ((على بن حمزه كسايى )) او شيعه مى باشد و قرآن را بر شيوخ شيعه خوانده است از قبيل حمزه و ابان بن تغلب ، و حمزه نيز بر امام صادق - عليه السلام - خوانده است و او در سال 189 در شهر رى ، و به قولى در طوس از دنيا رفته است .
.
.
5 - ((عبدالله بن عامر دمشقى )) رئيس اهل مسجد در زمان وليد عبدالملك مروان بود. او قرآن را بر مغيره بن ابى شهاب خواند، و او بعد از بلال بن ابى الدرداء، قاضى دمشق بود. اهل شام در قرائت ، او را امام و پيشواى خود نمودند.
.
.
6 - ((عبدالله بن كثير مكى )) او در اصل ايرانى و در سال 45 هجرى در مكه متولد شده و در 120 وفات يافته است .
.
.
7 - ((نافع بن عبدالرحمن المدنى )). او يكى از قراء هفتگانه و از اصفهان است . قرائت قرآن را از عده اى از تابعان اهل مدينه فرا گرفته و در سال 169 هجرى از دنيا رفته ، و در عصر خويش ، معلم قرآن بوده است .
.
غير از اين هفت نفر، سه نفر ديگر وجود دارند كه البته در حد آن هفت نفر نيستند. و آنها عبارتند از: خلف بن هشام ، يعقوب بن اسحاق و يزيد بن قعقاع.
.
.
.
.
ادامه دارد ان شاء الله ....
بسم الله
.
.
.
.
.
پس از آنكه احوال قاريان مشهور و غير مشهور و نامهاى آنها معلوم گرديد اينك لازم است در اين باره ، دو مطلب را يادآورى كنيم :
.
.
اول:اختلاف قراآت ، فقط در تركيب كلمات است ؛ مثلا يكى ((مالك يوم الدين )) خوانده و ديگرى ((ملك يوم الدين )) و يا يكى ((لنحرقنه )) را از باب افعال خوانده و ديگرى از باب تفعيل . یا مثلاً: در سوره حمد قرائت مالك و ملك، صراط و سراط هر دو صحيح است و معناي آن هم تفاوت چنداني ندارد.
خلاصه : اختلاف ، از تركيب كلمات بيرون نرفته است . و اين ، سبب زيادى و يا نقصى در قرآن مجيد نمى گردد.
.
.
.
.
دوم : آية الله خوئى در البيان مى فرمايد: اهل بيت - عليهم السلام - شيعيان خويش را به يكى از قراآت منحصر نكرده اند.
اين قرائتها در زمان آنها- عليهم السلام - معروف بوده است و از هيچ يك منع نفرموده اند و اگر منع كرده بودند با تواتر ولااقل با خبر واحد، نقل مى شد. بلكه از آنها نقل شده كه همه را امضا كرده و فرموده اند: (( اقرء كما يقرء الناس ، اقراءوا كما علمتم)) .
.
.
و خلاصه سخن آنكه : جايز است قرائت در نماز، با هر قرائتى كه در زمان ائمه - عليهم السلام - متعارف بوده است .
.
آية الله خمينى - قدس سره - مى فرمايد: احتياط در آن است كه از قرائتهاى هفتگانه ، تخلف نشود، و نماز با يكى از آنها خوانده شود. چنانكه احوط آن است كه از قرآنهاى موجود، تخلف نشود.
.
ناگفته نماند كه : از قرائتهاى هفتگانه ، فقط قرائت عاصم و حمزه به معصوم - عليهم السلام - مى رسد؛ قرائت عاصم ، با يك واسطه به اميرالمؤ منين - عليه السلام - و قرائت حمزه ، بدون واسطه به امام صادق - عليه السلام - مى رسد. بعضى ديگر هم اگر به معصوم - عليهم السلام - برسد با واسطه زياد مى رسد.
و نيز ناگفته نماند كه : همه قرآنهاى موجود طبق قرائت عاصم نوشته شده اند كه از نظر شيعه و اهل سنت ، مورد قبول است .
.
.
.
.
ادامه دارد ان شاء الله...
بسم الله
.
.
.
.
تحريف در اصطلاح به هفت معنا آمده است

:
.
1.تحريف معنوى: يعنى گفتار، به غير طريق آن تفسير شود .
این نوع تحریف همان تفسیر به رای است.
پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مى فرمايد: «هر كس قرآن را به رأى [و ديدگاه شخصى] خود تفسير كند، جايگاه خود را در آتش فراهم مى نمايد.»




2.تحريف موضعى: بدين معنا كه ثبت آيه يا سوره بر خلاف ترتيب نزول آن باشد.
اين امر در آيات به باور بيشتر مفسران و قرآن پژوهان رخ نداده و برخى در آيات انگشت شمارى به جابه جايى قائل شده اند،
ولى ترتيب سوره ها به اتفاق علما بر اساس ترتيب نزول نبوده و در توقيفى بودن يا عدم توقيفى بودن ترتيب فعلى بين دانشمندان اختلاف نظر است

.

3. تحريف در قرائت قرآن: يعنى كلمه اى بر خلاف قرائت متداول بين عموم مسلمانان تلاوت گردد.
اين نوع تغيير رخ داده، ولى به تحريف قرآن نينجاميده است.




4. تحريف در نحوه اداى كلمات: مانند لهجه هاى قبايل عرب كه هنگام تكلم در نحوه حركات و اداى يك حرف يا كلمه با هم اختلاف داشتند.
اين اختلاف مادامى كه بناى اصلى كلمه فرد نباشد و معنايش دگرگون نشود، رواست، ولى اگر موجب خطا شود و با قواعد عربى ناسازگار باشد، مجاز نيست;
هم چنين اگر تحريف در لهجه موجب تغيير در معناى كلمه گردد، جايز نيست




.
5.تحريف به تبديل كلمه: اين نوع تحريف نيز نيست و در طول تاريخ اسلام نيز رخ نداده و اگر هم از سوى بعضى چنين تغييراتى انجام شده باشد، در حاشيه و حالت انزوا بوده و با گذر زمان به طور كلى از ميان رفته است و جز خاطره، هيچ اثرى از آن باقى نمانده است


.
6. تحريف به زيادت: اين نوع تحريف به اتفاق دانشمندان و مفسران رخ نداده و اگر كلمه يا عبارتى در برخى روايات نقد شده كه بين آيات آمده، توضيح ها و تفسيرهايى بوده كه مفسر يا راوى براى آگاهى مخاطبانش بر آيه افزوده است. (مانند تفسيرهاى مزجى)




7. تحريف به كاستى: يعنى چيزى از قرآن حذف و ساقط شده باشد.
اين نوع تحريف محل بحث است و به اعتقاد اكثر قريب به اتفاق علماى شيعه و سنّى و محققان قرآن پژوه و نيز به دلايل عقلى و نقلى و تاريخى رخ نداده است.
.
.
.
.
.
ان شاء الله ادامه دارد...
سلام
بسیار ممنون
موضوع خوب و مناسبی را شروع کرده اید
در این مورد حضرت علامه حسن زاده آملی کتابی دارند به نام "قرآن هرگز تحریف نشده "کتاب مختصری است
دوستان می توانند برای مطالعه ی بیش تر به این کتاب ارزشمند هم مراجعه کنند.
بسم الله
.
.
.
.
.
دلایل نفی تحریف :
.
.
هفت دلیل اینجا مطرح میشود
.
.

1.گواهی تاریخ:
.
قرآن از همان ابتدا خیلی مورد تاکید بوده و صدر امور بوده و خود پیامبر و ائمه و دانشمندان جهان اسلام کاملا از قرآن حراست می کردند.
تمام مردم سعی در حفظ آن داشتند .
حالا با این همه توجه چطور می شود که قران تحریف شود و هیچ کس نفهمد. پس اگر قران تحریف شده بود باید از بزرگان نقل می شد یک همچین اتفاقی.
.
.
سید مرتضی علم الهدی در این زمینه چنین می گوید :
.
.
یقین به صحت نقل قرآن، مانند یقین به شهرهای بزرگ جهان و حادثه های بزرگ تاریخ و کتاب های مشهور از نویسندگان معروف و نیز اشعار و قصاید از بزرگان شعر است که در طول تاریخ هم چنان استوار مانده و از گزند حوادث در امان بوده است.مسلما توجه به قرآن نسبت به موارد مذکور هم واره بیش تر و داعیه بر حفظ و حراست آن افزون تر بوده است، زیرا قرآن معجزه اسلام و دلیل صدق نبوت است و نیز منبع و مأخذ همه معارف دینی و احکام شریعت است.و......
.
.
.
.
.
2.ضرورت تواتر قرآن:
.
.
علامه حلی، در زمینه نفی تحریف می نویسد:
.
اتفاق علما بر آن است که هر چه از قرآن متواترا به ما رسیده است حجت و در غیر این صورت فاقد اعتبار است، زیرا قرآن سند نبوت و معجزه جاوید اسلام است، لذا تا به سر حد تواتر نرسد، نمی تواند نسبت به صحت نبوت یقین آور باشد، بنا بر این امکان ندارد آن چه راویان در این باره از مسموعات خود به صورت غیر متواتر روایت کرده اند بپذیریم، زیرا راوی واحد هر چند راست گو باشد اگر آن چه نقل کرده، با عنوان قرآنی نقل کرده باشد، قطعا خطا کرده است و اگر با غیر این عنوان باشد مردود است، زیرا یا روایتی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شنیده است یا نظر شخصی خود اوست که هرگز به عنوان آیات قرآنی حجیت شرعی نخواهد داشت»
.
.
.
.
.
.
.
3.مسأله اعجاز قرآن:
.
قرآن معجزه است و اگر بپذیریم که چیزی از قرآن کم شده یا به آن اضافه شده معجزه بودن قران زیر سوال میرود.
با توجه به این موضوع که خود قرآن دعوت به آوردن سوره و آیه ای همانند آن کرده و کسی نتوانسته این کار را انجام دهد پس تحریف مردود است.
.
.
.
.
ادامه دارد ان شاء الله....
.
بسم الله
.
.
.
ادامه دلایل نفی تحریف:
.
.
.
.
.
4.ضمانت الهی:
.
یکی از روشن ترین دلایل بر سلامت قرآن و رد شبهه تحریف، ضمانتی است که خداوند عهده دار شده تا قرآن را پیوسته مورد عنایت خود قرار دهد و از گزند آفات مصون بدارد،..
.
إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون
این آیه سلامت قرآن را کاملا تضمین می کند.آری، مقتضای قاعده «لطف» نیز چنین است، زیرا قرآن سند زنده اسلام و دلیل استوار صحت نبوت است، بایستی همواره از گزند آفات مصون و محفوظ بماند.هر گونه احتمال دست برد به قرآن، یعنی تزلزل پایه و اساس اسلام که بر خلاف ضرورت عقل و دین است .
.
البته همین قرآن که در دست مسلمانان است، تضمین شده است و همین دلیل اعجاز است، نه آن گونه که امثال حاجی نوری گمان برده اند که قرآن در لوح محفوظ یا در سینه پیامبر و اوصیایش محفوظ مانده است، زیرا هنری در آن گونه حفظ وجود ندارد، هنر در حفاظت و حراست از این قرآن موجود حاضر است که خداوند با چنین جلال و عظمت از حراست آن یاد می کند.خداوند فرموده است:
.
و انه لکتاب عزیز لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید
، و به راستی که آن کتابی شکست ناپذیر است که هیچ گونه باطلی نه از پیش رو و نه از پشت سر به سویش نمی آید، [چرا که ] از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
...
5.عرضه روایات بر قرآن :
.
از دلایل دیگر سلامت قرآن و عدم تغییر آن در طول تاریخ، روایاتی است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است.
از جمله فرموده: "إن علی کل حق حقیقة و علی کل صواب نورا، فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه ،"
برای رسیدن به هر حقی، حقیقتی است که آن حق را آشکار می کند و برای پی بردن به هر درستی و راستی، نوری وجود دارد که به آن راه نمایی می کند [و قرآن همان حقیقت و نوری است که روشن گر حقیقت ها و صواب ها است ] پس هر چه [از احادیث ] با قرآن موافق باشد آن را برگزینید و هر چه با آن مخالف باشد واگذارید.
.
.
اکنون این پرسش مطرح می شود که اگر احتمال آن می رفت که قرآن مورد دست برد قرار گیرد و از اعتبار ساقط گردد، آیا جای آن بود که معیار سنجش قرار گیرد و دلیل روشن بر صحت و سقم روایات باشد؟ هرگز! پس قرآن بایستی همواره راه سلامت را در پیش داشته باشد تا بتواند اعتبار خویش را ثابت نگه داشته و معیار سنجش حق و باطل باشد.
..
.
.
.
.
.
.
ادامه دارد ان شاء الله...
.
بسم الله
.
.
.
ادامه دلایل نفی تحریف:
.
.
.
.

6.نصوص اهل بیت :
[b].
در زمینه نفی تحریف، روایات خاصی از ائمه معصومین علیهم السلام در دست است که به طور کلی احتمال تحریف یا شبهه تحریف را در قرآن منتفی می سازد و شیعه امامیه به پیروی از اهل بیت معتقدند قرآن هم واره از هر گونه تحریف مصون و محفوظ بوده است.اینک چند نمونه از این روایات:
.
روایت اول :
در نامه ای که امام باقر علیه السلام به سعد الخیر نگاشته، چنین آمده است :
و کان من نبذهم الکتاب أن أقاموا حروفه و حرفوا حدوده...،
و یک نمونه از پشت سر افکندن قرآن، آن بود که حروف و کلمات آن را استوار، ولی حدود و احکام آن را تحریف و تغییر دادند .
در این روایت شریف، از دست برد به معانی و تفاسیر منحرف سخن به میان آمده است، ولی الفاظ و عبارات قرآن هم چنان دست نخورده شمرده شده است.در حدیث مشابه به جای تحریف حدود، تضییع حدود آمده است: و رجل قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضیع حدوده ، حفظ حروف ] درستی تلاوت ] نموده، ولی حدود و مقررات آن را تضییع نموده است .
.
.
روایت دوم :
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام می پرسد، مردم می گویند چرا خداوند فرموده است:
اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم
.
ولی نامی از علی و خاندان او نبرده است؟
حضرت فرمود: «در قرآن فریضه نماز نازل گردید، ولی از رکعات و شرایط آن نامی برده نشد تا آن که پیامبر صلی الله علیه و آله خود بیان نمود»
.
در این روایت شریف، این اصل تثبیت شده است که قرآن جای بیان اصول و کلیات فرائض و احکام است و بیان فروع و جزئیات بر عهده پیامبر است.در نتیجه امام علیه السلام تقریر فرمود که در قرآن هرگز نامی از علی و خاندان او برده نشده است، زیرا این وظیفه پیامبر بوده تا مانند بیان رکعات و شرایط نماز، آن را نیز بیان کند، لذا هر گونه روایت ضعیف السند که حاکی از بودن اسم علی و خاندان او در قرآن و سپس ساقط شدن آن ها از قرآن است، طبق این روایت مردود شناخته شده است.
.
.
روایت سوم :
شیخ مفید از جابر و او از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود :
.
موقع ظهور، حضرت مهدی به مردم قرآن می آموزد.آن گاه مشکل ترین کار در این أمر مسأله ترتیب مصحف شریف است، زیرا ترتیب مصحف حضرت با ترتیب مصحف فعلی تفاوت دارد.
.
به عبارت دیگر قرآنی که حضرت ارائه می دهد، به جز در ترتیب و نحوه تألیف آیات و سوره ها، هیچ گونه تفاوتی با مصحف موجود ندارد.
.
.
.
.
7.نظر علمای بزرگ شیعه :[/b]
.
علمای بزرگ شیعه هم تحریف قرآن را نفی کرده اند. که از آوردن سخن آنان میگذریم.
.
.
.
.
.
ادامه دارد ان شاء الله....
..
بسم الله
.
.
.
.
.
آيا اختلاف قرائت ها مى تواند دليلى بر تحريف قرآن به شمار آيد؟
.
.
.
خير; اختلاف قرائت ها نه از ديدگاه شيعيان و نه از ديدگاه اهل سنت، موجب تحريف قرآن نيست.
خبرهاى واحد كه قرائت هاى مختلف را گزارش مى كنند، دليل بر تحريف نيستند، زيرا قرآن و قرائت هاى ياد شده دو حقيقت متمايزند; به عبارت ديگر،
حقيقت قرآن سواى قرائت ها است و قرائت ها نمى تواند در نصّ قرآنى تأثيرگذار باشد.
.
توضيح: قرآن كريم كه سخن خداوند و آخرين كتاب آسمانى است، از صدر اسلام تا كنون مورد اهتمام جدى مسلمانان بوده است. پيامبر گرامى اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت به قرائت، حفظ و جمع آورى آن، سفارش هاى اكيد داشته، مسلمانان آن را محور و اساس دين خود تلقى كرده و قرائت آن را از وظايف روزمرّه دينى خود مى دانستند. متن قرآن در طول تاريخ اسلام، سينه به سينه و دست به دست، از نسلى به نسل بعد منتقل مى شده و به اين دليل، همواره قاريان و حافظان فراوانى از صدر اسلام تا كنون، در بين مسلمانان وجود داشته، از ارج و منزلت والايى برخوردار بوده اند. از امور ياد شده و بررسى مصاحف بر جاى مانده از گذشته هاى دور، به اين نتيجه مى رسيم كه قرآن با همان الفاظ و قرائت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در طول تاريخ رواج داشته است و عواملى از قبيل ابتدايى بودن خط در زمان كتابت قرآن و خالى بودن از نقطه و اعراب و اختلاف لهجه هاى قبايل عرب و احياناً اجتهادهاى شخصى و مسائل ديگر، خللى در قرائت رايج ايجاد نكرده وتنهابرخى قرائت هاى شخصى و نادر اشتباهاتى به وجود آورده كه مورد اعتناى جامعه اسلامى نبوده است.
.
عثمان هم براى عدم رواج اين قرائت هاى داراى اشتباه و حفظ قرائت رايج، پس از مشورت با اميرالمؤمنين(علیه السلام) به جمع آورى مصاحف و تكثير نسخه واحد مورد پذيرش مسلمانان، اقدام كرد و همين پذيرش عمومى، خود دليلى بر هماهنگى نسخه تكثير شده با قرائت رايج مردم بود. مطابقت قرآن موجود كه سينه به سينه از سوى انبوهى از جمعيت مسلمانان نقل شده و فوق تواتر است، نيز از آن جهت است كه قرائت عاصم با قرائت مشهور ثبت شده در قرآنِ موجود، موافق بوده است; نه اين كه قرآن موجود طبق قرائت عاصم نوشته شده باشد.
در نتيجه در موارد اختلاف قرائت، قرائت صحيح تنها همين قرائت كنونى است كه با اعراب و حروف فعلى قرآن كريم موافق است.
.
.
.
.
.
ادامه دارد ان شاء الله....
بسم الله
.
.
.
.
با توجه به اين كه قرآن كريم پس از رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعراب گذارى شده است، چگونه مى توان يقين كرد كه اعراب گذارى درست انجام شده باشد؟
.
.
تا نيمه اول قرن اول هجرى قمرى ،تنها راه قرائت قرآن سماعى (شنیدنی) بوده است.
قاريان و حافظان فراوانى، قرائت خويش را سينه به سينه از قاريان پيش از خود مى گرفتند و سند اين قرائت ها به قاريان مشهور صدر اسلام و پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) مى رسيد.
.
در اوايل نيمه دوم قرن اول هجرى قمرى كه پاى بيگانگان ناآشنا به زبان عربى در اجتماع اسلامى باز شد، به وضع علايم و نشانه هايى براى كلمات قرآن نياز مبرم احساس گرديد و در همان سال ها بود كه يكى از شاگردان حضرت على(علیه السلام) به نام «ابوالاسود دئلى» اعراب گذارى قرآن را عهده دار شد و اين كار را با دقت فراوانى به انجام رساند.
.
ابوالاسود علاوه بر تسلط به قرائت قرآن، به زبان عربى و قواعد آن تسلط كافى داشت و او بود كه به اشاره و راهنمايى حضرت على(علیه السلام) به تدوين علم نحو همت گماشت. اضافه بر آن، اعراب گذارى او دور از ديد قاريان و حافظان قرآن نبود; به طورى كه جلوى هرگونه اشتباه و خطاى احتمالى را مى بست.
.
اعراب گذارى ابوالاسود گر چه به كار ناآشنايان به زبان عربى فصيح و قرائت قرآن مى آمد، ولى قاريان و حافظان بسيارى بودند كه هم چنان بر اساس شنيدن از قارى قبل، به قرائت قرآن مى پرداختند; چنان كه مى بينيم قاريان مشهور تاريخ قرائت هر يك سندى قرائتى دارند; يعنى قرائت آنها به قاريان مشهور صدر اسلام و خود پيامبرگرامى اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و يا حضرت على(علیه السلام) كه او نيز از پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گرفته بود، مى رسد; گرچه برخى از سندها از اعتبار بيش ترى برخوردار است، مانند روايت حفص از عاصم كه قرائتى شيعى است;
.
بنابراين در اعراب گذارى بعدى (استنساخ از اعراب گذارى ابوالاسود و تكامل آن) همواره اعراب گذارى با قرائت هاى مقبول تطبيق داده مى شده تا اعراب قرآن به حد تكامل خويش رسيد و علايمى مانند: سكون، تشديد، مد و غير آنها نيز بدان اضافه شد.
.
بسم الله
.
.
.
.
ببخشید که مطلب طولانی بود.
دوستانی که حال خوندن تمام تاپیک را ندارند حداقل قسمت های رنگی را بخوانند.
..
.
کل تاپیک به صورت مقاله در فایل زیر با فرمت pdf قرار دارد:
تحریف
.
.
.
.
کتابی که خانم mahabno_247 معرفی کردند کتاب خیلی خوبیه .
فایل pdf کتاب رو برای بنده فرستادند که در زیر می آید:

قرآن هرگز تحریف نشده
.
.
.
.
التماس دعا....
.
.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع