تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ادعیه منسوبه از ناحیه حضرت مهدی علیه السلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
مرهم فراق

دعاها و زیارت‏های مربوط به ساحت مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بخش مهمی از فرهنگ شیعه را به خود اختصاص داده است. این گستردگی، به دلیل آن است که آن حضرت، خاتم اوصیا و امید امت‏هاست. دعا و زیارت‏های مربوط به حضرت، در واقع انیس دل‏هایی است که در عصر غیبت، انیسی جز مولایشان ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر زبان می‏آورند، از اعماق وجود، آن محبوب دل‏ها را دعا می‏کنند و از دور و نزدیک بر او درود می‏فرستند .

دعا برای سلامت حضرت مهدی (عج )

یکی از وظایف منتظران، دعا کردن برای سلامت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعا کردن برای سلامت حضرت، آثار و برکات فراوانی دارد که از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره کرد :
دعا کردن، موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه، موجب تقویت ایمان می‏شود؛ دعا، اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان نیز شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام و یاری رساندن او با نثار جان و مال می‏باشد؛ دعا، سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران می‏شود؛ دعا، موجب فرج آن حضرت و نیز گشایش در زندگی مؤمنان می‏شود. کسی که برای سلامت امام دعا می‏کند، به یقین به اعمالی دست می‏زند که موجب خشنودی حضرت و در نتیجه رسیدن به مقام رضوان الهی می‏گردد .

دعا برای فرج

دعا برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نه تنها با حکمت‏های غیبت منافات ندارد، بلکه خود می‏تواند از شمار همین حکمت‏ها باشد. دعا برای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به عنوان وظیفه و تکلیف در عصر غیبت، در روایات بسیاری مورد تأکید قرار گرفته است. این تأکید، نشان می‏دهد که خواسته‏های شیعه چشم انتظار فرج، در سایه «دعا برای فرج» قابل دسترسی است. امنیت ایمان، رشد اندیشه، آرامش روحی، کمالات معنوی و بهره‏های بی‏پایان دوران پس از ظهور را، با عنایت الهی می‏توان در دوران غیبت با اتکا به «دعا برای ظهور» به دست آورد. دعا کننده برای فرج، چون می‏داند یکی از عوامل غیبت آماده نبودن شرایط برای حکومت جهانی آن بزرگوار است، می‏کوشد تا در حد توان خویش، در ایجاد چنین زمینه‏ای مؤثر باشد .

دعای افتتاح

از دعاهای مشهور شب‏های ماه مبارک رمضان، «دعای افتتاح» است. این دعای شریف، به وسیله محمد بن عثمان بن سعید عمری، دومین نایب خاص حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) صادر شده است . مضامین عالی خداشناسی، حمد و ثنای الهی، بر شمردن صفات خداوند، برخی از علل تأخیر برآورده شدن دعا و بیان مهم‏ترین نعمت‏های الهی، سرآغاز این دعای شریف است. در این دعا، به ویژگی‏های حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان دولت کریمه اشاراتی شده است. علامه مجلسی (رحمة الله علیه) درباره این دعا می‏نویسد: «امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را برای شیعیان نوشته است که هر شب ماه رمضان بخوانند. فرشتگان آن را می‏شنوند و برای خواننده آن استغفار می‏کنند ».

دعای عهد

از دعاهای مشهور که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بسیار سفارش گردیده، « دعای عهد» است که از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است. درود خاص بر حضرت و تجدید پیمان و بیعت با ایشان، و نیز پایداری بر این پیمان تا روز قیامت، از جمله مضامین این دعای شریف به شمار می‏آید. مهم‏ترین آثار مداومت بر این دعا سه چیز است : پاداش کسانی را که در زمان ظهور درخدمت امام هستند خواهد داشت؛ تجدید عهد، مایه ثبات و کمال محبت و اخلاص و ایمان شخص می‏شود؛ موجب توجه خاص و نظر رحمت کامل آن حضرت به بنده می‏گردد .

دعای فرج

کلمه «فرج» یعنی آسودگی از اندوه و غم و بیماری، و به معنای گشایش نیز آمده است . « دعای فرج» دعایی است که امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را به یکی از شیعیان (محمد بن احمد بن ابی اللیت) آموخت. دعای فرج، دعایی است که برای طلب ظهور آن حضرت خوانده می‏شود . چندین دعا به دعای فرج معروف است. علامه مجلسی رحمه‏الله در کتاب ارزشمند بحار الانوار، با عنوان باب «ادعیة الفرج»، 39 دعا را با این نام آورده است .

دعای ندبه

از جمله دعاهای بسیار مشهور که مستحب است در چهار عید ـ روز جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر ـ خوانده شود، «دعای ندبه» است . ندبه، به معنای فراخوانی و نیز گریه و ناله است. این دعای شریف، استغاثه و یاری‏طلبی از حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نیز تأسف بر غیبت و گریه از فراق آن بزرگوار را شامل می‏شود؛ از این رو، به این نام شهرت یافته است. این دعا، در حقیقت بیانگر تاریخ فشرده‏ای از حضور حجت‏ها و اولیای الهی بر پهنه خاک است؛ سلسله‏ای که از حضرت آدم علیه‏السلام آغاز و تا آخرین حجت خدا، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه می‏یابد. دعای ندبه، از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است .

زیارت آل یاسین

زیارت آل یاسین، از مشهورترین زیارت نامه‏هایی است که در توقیع شریف حضرت مهدی ( عج) به محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری صادر شده است. در مقدمه این زیارت چنین آمده است: «هر گاه خواستید به وسیله من به سوی خدا توجه کنید و به ما روی آورید، پس همان گونه که خداوند فرموده است، بگویید: سلامٌ علی آل یاسین...». سلام و درود بر عترت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، اقرار به اصول اعتقادی صحیح، گواه گرفتن امام مهدی ( عج) بر آنها و نیز تجدید عهد وفاداری با اولیای دین، مضامین این زیارت است. این زیارت به تصریح بعضی علما، جامع و کامل، و از بهترین زیارت‏های آن حضرت است که در همه اوقات و در هر مکانی می‏شود آن را خواند .

زیارت ناحیه مقدسه

زیارت ناحیه مقدسه، خون‏گریه و سوگ‏نامه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مرثیه بلند آن حضرت بر رنج‏های جدّش، امام حسین علیه‏السلام در عاشوراست. این زیارت، توصیف لحظه‏های شهادت امام حسین علیه‏السلام ، غربت و مظلومیت اهل بیت علیهم‏السلام ، و معتبرترین و بلندترین روضه‏ای است که از زبان معصوم خون خواه سیدالشهداء به ما رسیده است. هیچ زیارتی، عمق فاجعه کربلا را مانند زیارت ناحیه بیان نکرده است. این زیارت در کتاب مفاتیح الجنان ذکر نشده، ولی این مطلب، چیزی از آن عظمت نمی‏کاهد و همچنان مورد توجه بزرگان شیعه قرار دارد .
ذکرِ حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)


تسبیح صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) من الیوم الثّامن عشر إلی آخر الشّهر سبحان الله عدد خلقه سبحان الله رضا نفسه سبحان الله مداد کلماته سبحان الله زنة عرشه والحمد لله مثل ذلک
نقل شده است که حضرت صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از روز هیجدهم تا آخرِ هر ماه، ذکرِ ذیل را تکرار می‌کنند و می‌گویند:

منزّه است خدا به عدد همة مخلوقاتش، منزّه است خدا آن گونه که خود راضی شود (یعنی آن قدر می‌گویم تا او راضی شود.) منزّه است خدا به تعداد موجوداتش، منزّه است خدا به اندازة عظمت و ارزش عرش او و به همین اندازه که تسبیح گفتم، خدای را سپاس می‌گویم.


منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 261
دعا برایِ برطرف شدنِ مشکلات


در ذیل دعایی را می‌خوانید که از لحاظ مضامین و والا بودن معانی، با دیگر دعاها تفاوت دارد که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به خداوند عرض می‌کند:

اللهم إنی أسألک بعزیز تعزیز اعتزاز عزتک بطول حول شدید قوتک بقدرة مقدار اقتدار قدرتک بتأکید تحمید تمجید عظمتک بسمو نمو علو رفعتک بدیموم قیوم دوام مدتک برضوان غفران أمان رحمتک برفیع بدیع منیع سلطنتک بسعاة صلاة بساط رحمتک بحقائق الحق من حق حقک بمکنون السر من سر سرک بمعاقد العز من عز عزک بحنین أنین تسکین المریدین بحرقات خضعات زفرات الخائفین ب آمال أعمال أقوال المجتهدین بتخشع تخضع تقطع مرارات الصابرین بتعبد تهجد (تمجد) تجلد العابدین اللهم ذهلت العقول وانحسرت الأبصار و ضاعت الأفهام و حارت الأوهام و قصرت الخواطر و بعدت الظنون عن إدراک کنه کیفیة ما ظهر من بوادی عجائب أصناف بدائع قدرتک دون البلوغ إلی معرفة تلألؤ لمعات بروق سمائک اللهم محرک الحرکات و مبدی نهایة الغایات و مخرج ینابیع تفریع قضبان النبات یا من شق صم جلامید الصخور الراسیات و أنبع منها ماء معینا حیاة للمخلوقات فأحیا منها الحیوان والنبات و علم ما اختلج فی سر أفکارهم من نطق إشارات خفیات لغات النمل السارحات یا من سبحت و هللت و قدست و کبرت و سجدت لجلال جمال أقوال عظیم عزة جبروت ملکوت سلطنته ملائکة السبع سماوات یا من دارت فأضاءت و أنارت لدوام دیمومیته النجوم الزاهرات و أحصی عدد الأحیاء والأموات صل علی محمّد و آل محمّد خیر البریات وافعل بی کذا و کذا


خداوندا! به حقّ بزرگواری و سربلندی، و بزرگواری که تو را عزیز کرده است، و به حق و قدرتمندی‌ات، و به حقِّ جاذبة نیرومند قدرتت، و به حق استحکام واژه‌ها در ستایش‌گری و ستودن بزرگی‌ات، و به حقِّ دوام و ازلی بودنِ وجودت، و به حقِّ آن رضایت‌مندی، آمرزش و آسایشی که در رحمتِ تو نهفته است، و به حقِّ بلند مرتبگی، بی‌نظیری و استواریِ سلطنَتت، و به حقِّ کوشش‌کنندگان راهروانِ مسیرِ رحمتت، و به حقِّ حقیقت‌هایِ پذیرفته شده از سزاواریِ حقوقِ تو بر مخلوقات.
و به حقِّ اسرارِ پنهان از پنهانی‌های اسرارت، و به حقِّ جایگاهِ بزرگ از بزرگیِ عزّتت، و به حقّ بانگِ نالة آرامش دهندة مریدانَت، و به حقِّ گرمی و فروافتادگی، نفس‌هایِ عمیقِ بندگان خائفت، و به حقِّ آرزوهایِ کرداری گفتار به بار نشستة مجتهدی، و به حقّ عجز و از بین رفتن و قطعه قطعه شدن سختی‌ها در برابر صبرِ صابران، و به حقّ پذیرش بندگی و شب زنده‌داری و تحمّل سختی‌ها توسّط عبادت‌کنندگان، از تو می‌خواهم که حاجتِ من را برآوری!
پروردگارا! عقل‌ها بهت زده شد و دیده‌ها ناتوان ماند و ادراکات ضایع گردید و افکار حیرت‌زده شد و دل‌ها عاجز ماند. و گمانه زنی در مورد آن مقدار از کیفیّت وجود تو، از مناطق اقسام قدرت ظاهرة بدیع توست، چه رسد به این که انسان بتواند به درخشش نور برق‌های آسمانی‌ات، دسترسی پیدا کند.
پروردگارا! ای ایجادکنندة حرکت‌ها و به وجود آورندة نهایت اهداف و جاری‌کنندة چشمه‌های جدا شده از شاخه‌های گیاهان. ای خدایی که منطقة غیر قابل نفوذِ صخره‌هایِ سخت را شکافتی و از آن آبی را که پایه و اساس حیات مخلوقات است، جوشان ساختی. و از آن آب، حیوانات و گیاهان را زنده نگه داشتی و از آن گفتار اشاره‌گونه و پنهان که در درون ذهن مورچگان در فعالیت و رفت و آمد، خطور می‌کند آگاهی داری.
ای خدایی که به خاطر عظمت و خوش‌رویی و گفتار با عظمت و عزّت و جبروت و ملکوت زمامداریت، فرشتگان تو را تسبیح می‌گویند و به گفتنِ «لااله إلاّ الله» مشغول شده و تو را تقدیس می‌کنند و بزرگ می‌شمارند (به گفتن ذکر الله اکبر مشغول می‌شوند) و در برابرت به سجده می‌افتند.
ای خدایی که بر هستی احاطه کرده‌ای و درخشیدی و روشنی بخشیدی، تا حادث بودن و مخلوق بودن ستارگانِ درخشنده را به اثبات برسانی. و ای خدایی که تعداد زنده‌ها و مرده‌ها را می‌دانی، بر محمّد و خاندانَش که بهترین اشخاص هستند، درود فرست و برایِ من چنین و چنان انجام ده!
در روایت آمده است که به جای چنین و چنان، حاجات خویش را در نظر می‌گیرد و ذکر می‌کند.



منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 262-265
دعایِ حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برایِ گشایشِ کار


محمّد بن فضل با سندهایی که آورده است از امام حسین(علیه السلام) نقل کرده است که حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حدیثی طولانی در پاسخِ پرسِش اُبّی بن کعب در موردِ دعاهایِ مخصوص هر یک از امامان معصوم(علیه السلام) بیان داشته‌اند و یک قسمت از آن بیانات این است که فرمود: از جمله دعایی که حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امامِ دوازدهم معمولاً آن را می‌خواند، این است که آن حضرت در مناجاتَش به درگاهِ خداوند عرضه می‌دارد:

یا من إذا تضایقت الأمور فتح لنا بابا لم تذهب إلیه الأوهام فصل علی محمّد و آل محمّد وافتح لأموری المتضایقة بابا لم یذهب إلیه و هم یا أرحم الراحمین


ای خدایی که هرگاه اسباب فرام شود و مصلحتِ تو ایجاب کند، گشایشی در کارِ ما ایجاد می‌کنی. ای کسی که وهم و خیال در او راه ندارد. پس بر محمّد و خاندانش درود فرست. وای مهربان‌تر از مهربانان، برای کاری که به بن‌بست رسیده‌ام، راهی بگشا که هیچ وهمی و خیالی در آن راه نیابد.

منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 265



مهربانی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)


نقل عن ابن طاوسٍ رحمه الله أنّه سمع سحراً فی السّرداب عن صاحب الأمر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) أنّه یقول: اللّهمّ إنّ شیعتنا خلقت من شعاع أنوارنا و بقیّة طینتنا و قد فعلوا ذنوباً کثیرةً اتّکالاً علی حبّنا و ولایتنا فإن کانت ذنوبهم بینک و بینهم فاصفح عنهم فقد رضینا و ما کان منها فیما بینهم فأصلح بینهم وقاصّ بها عن خمسنا و أدخلهم الجنّة و زحزحهم عن النّار ولا تجمع بینهم و بین أعدائنا فی سخطک.

حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در نیایشی می‌فرماید:

پروردگارا! شیعیان ما از پرتو نور وجود ما و باقی ماندة سرشت ما خلق شده‌اند، امّا همین شیعیان، به خاطر مغرور شدن به دوستی با ما و داشتنِ ولایت و از روی بی‌توجّهی گرفتار گناهان بسیاری گشته‌اند.
حال اگر گناهانی که آنان انجام داده‌اند، جزء گناهانی است که بین تو و آن‌ها باید حل شود، پس به خاطر ما آن‌ها را ببخش و ما هم از آن‌ها راضی هستیم و امّا اگر گناهانی که انجام داده‌اند، حقّ‌الناس و جزءِ گناهانی است که بین خودشان است و باید حقّ دیگران پرداخت شود برای پرداختِ بدهی آنان، از خمسی که در اموال برایِ ما مقرّر کردی، به عنوان تقاصّ و تاوان بدهی آنان برداشت کن و به طلب کاران آن‌ها بده. و آن شیعیان را واردِ بهشت کن و از آتش جهنّم دور ساز و آن‌ها را با دشمنان ما که گرفتار غضب تو هستند، در یک مکان قرار نده.
منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 266
دعای مخصوص زمان غیبت

أبو محمّد الحسن بن أحمد المکتّب قال حدّثنا أبو علیّ بن همّامٍ بهذا الدّعاء و ذکر أنّ الشّیخ قدّس الله روحه أملاه علیه و أمره أن یدعو به و هو الدّعاء فی غیبة القائم(علیه السلام) اللّهمّ عرّفنی نفسک فإنّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فإنّک إن لم تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک اللّهمّ عرّفنی حجّتک فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللت عن دینی اللّهمّ لا تمتنی میتة الجاهلیّة ولا تزغ قلبی بعد إذ هدیتنی اللّهمّ فکما هدیتنی بولایة من فرضت طاعته علیّ من ولاة أمرک بعد رسولک صلواتک علیه و آله حتّی والیت ولاة أمرک أمیرالمؤمنین والحسن والحسین و علیّاً و محمّداً و جعفراً و موسی و علیّاً و محمّداً و علیّاً والحسن والحجّة القائم المهدیّ صلواتک علیهم أجمعین اللّهمّ فثبّتنی علی دینک واستعملنی بطاعتک و لیّن قلبی لولیّ أمرک و عافنی فبإذنک غاب عن بریّتک و أمرک ینتظر و أنت العالم غیر معلّمٍ بالوقت الّذی فیه صلاح أمر ولیّک فی الإذن له بإظهار أمره و کشف ستره و صبّرنی علی ذلک حتّی لا أحبّ تعجیل ما أخّرت و لا تأخیر ما عجّلت و لا أکشف عمّا سترته و لا أبحث عمّا کتمته و لا أنازعک فی تدبیرک و لا أقول لم و کیف و ما بال ولیّ أمر الله لا یظهر و قد امتلأت الأرض من الجور و أفوّض أموری کلّها إلیک اللّهمّ إنّی أسألک أن ترینی ولیّ أمرک ظاهراً نافذاً لأمرک مع علمی بأنّ لک السّلطان والقدرة والبرهان والحجّة والمشیّة والإرادة والحول والقوّة فافعل ذلک بی و بجمیع المؤمنین حتّی ننظر إلی ولیّک ظاهر المقالة واضح الدّلالة هادیاً من الضّلالة شافیاً من الجهالة أبرز یا ربّ مشاهده و ثبّت قواعده واجعلنا ممّن تقرّ عیننا برؤیته و أقمنا بخدمته و توفّنا علی ملّته واحشرنا فی زمرته اللّهمّ أعذه من شرّ جمیع ما خلقت و برأت و ذرأت و أنشأت و صوّرت واحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظک الّذی لا یضیع من حفظته به واحفظ فیه رسولک و وصیّ رسولک اللّهمّ و مدّ فی عمره و زد فی أجله و أعنه علی ما أولیته واسترعیته و زد فی کرامتک له فإنّه الهادی المهدیّ القائم المهتدی الطّاهر التّقیّ النّقیّ الزّکیّ الرّضیّ المرضیّ الصّابر المجتهد الشّکور اللّهمّ و لا تسلبنا الیقین لطول الأمد فی غیبته وانقطاع خبره عنّا و لا تنسنا ذکره وانتظاره والإیمان به و قوّة الیقین فی ظهوره والدّعاء له والصّلاة علیه حتّی لایقنّطنا طول غیبته من ظهوره و قیامه و یکون یقیننا فی ذلک کیقیننا فی قیام رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ما جاء به من وحیک و تنزیلک قوّ قلوبنا علی الإیمان به حتّی تسلک بنا علی یده منهاج الهدی والمحجّة العظمی والطّریقة الوسطی و قوّنا علی طاعته و ثبّتنا علی مشایعته واجعلنا فی حزبه و أعوانه و أنصاره والرّاغبین بفعله و لا تسلبنا ذلک فی حیاتنا و لا عند وفاتنا حتّی توفّانا و نحن علی ذلک غیر شاکّین و لا ناکثین و لامرتابین و لا مکذّبین اللّهمّ عجّل فرجه و أیّده بالنّصر وانصر ناصریه واخذل خاذلیه و دمدم علی من نصب له و کذّب به و أظهر به الحقّ و أمت به الجور واستنقذ به عبادک المؤمنین من الذّلّ و أنعش به البلاد واقتل به الجبابرة الکفرة واقصم به رءوس الضّلالة وذلّل به الجبّارین والکافرین و أبر به المنافقین والنّاکثین و جمیع المخالفین والملحدین فی مشارق الأرض و مغاربها و بحرها و برّها و سهلها و جبلها حتّی لا تدع منهم دیّاراً و لا تبقی لهم آثاراً و تطهّر منهم بلادک واشف منهم صدورک عبادک وجدّد به ماامتحی من دینک و أصلح به ما بدّل من حکمک و غیّر من سنّتک حتّی یعود دینک به و علی یده غضّاً جدیداً صحیحاً لاعوج فیه و لا بدعة معه حتّی تطفئ بعدله نیران الکافرین فإنّه عبدک الّذی استخلصته لنفسک وارتضیته لنصرة دینک واصفیته بعلمک و عصمته من الذّنوب و برّأته من العیوب و أطلعته علی الغیوب و أنعمت علیه و طهّرته من الرّجس و نقّیته من الدّنس اللّهمّ فصلّ علیه و علی آبائه الأئمّة الطّاهرین و علی شیعتهم المنتخبین و بلّغهم من آمالهم أفضل ما یأملون واجعل ذلک منّاً خالصاً من کلّ شکٍّ و شبهةٍ و ریاءٍ و سمعةٍ حتّی لا نرید به غیرک و لا نطلب به إلاّ وجهک اللّهمّ إنّا نشکو إلیک فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا و شدّة الزّمان علینا و وقوع الفتن بنا و تظاهر الأعداء و کثرة عدوّنا و قلّة عددنا اللّهمّ فافرج ذلک بفتحٍ منک تعجّله و بصبرٍ منک تیسّره و إمام عدلٍ تظهره إله الحقّ ربّ العالمین اللّهمّ إنّا نسألک أن تأذن لولیّک فی إظهار عدلک فی عبادک و قتل أعدائک فی بلادک حتّی لا تدع للجور عامةً إلاّ قصمتها و لا بنیةً إلاّ أفنیتها و لا قوّةٍ إلاّ أوهنتها و لا رکناً إلاّ هددته و لا حداً إلاّ فللته و لا سلاحاً إلاّ کللته و لا رایةً إلاّ نکّستها و لا شجاعاً إلاّ قتلته و لا حبّاً إلاّ خذلته ارمهم یا ربّ بحجرک الدّامغ واضربهم بسیفک القاطع و ببأسک الّذی لا یردّ عن القوم المجرمین و عذّب أعداءک و أعداء دینک و أعداء رسولک بید ولیّک و أیدی عبادک المؤمنین اللّهمّ اکف ولیّک و حجّتک فی أرضک هول عدوّه و کد من کاده وامکر بمن مکر به واجعل دائرة السّوء علی من أراد به سوءاً واقطع عنه مادّتهم و أرعب به قلوبهم و زلزل أقدامهم و خذهم جهرةً و بغتةً شدّد علیهم عقابک و أخزهم فی عبادک والعنهم فی بلادک و أسکنهم أسفل نارک و أحط بهم أشدّ عذابک و أصلهم ناراً واحش قبور موتاهم ناراً و أصلهم حرّ نارک فإنّهم أضاعوا الصّلاة واتّبعوا الشّهوات و أذلّوا عبادک اللّهمّ و أخی بولیّک القرآن و أرنا نوره سرمداً لا ظلمة فیه و أخی به القلوب المیّتة واشف به الصّدور الوغرة واجمع به الأهواء المختلفة علی الحقّ و أقم به الحدود المعطّلة والأحکام المهملة حتّی لا یبقی حقٌّ إلاّ ظهر و لا عدلٌ إلاّ زهر واجعلنا یا ربّ من أعوانه و ممّن یقوی بسلطانه والمؤتمرین لأمره والرّاضین بفعله والمسلّمین لأحکامه و ممّن لا حاجة به إلی التّقیّة من خلقک أنت یا ربّ الّذی تکشف السّوء و تجیب المضطرّ إذا دعاک و تنجّی من الکرب العظیم فاکشف الضّرّ عن ولیّک واجعله خلیفةً فی أرضک کما ضمنت له اللّهمّ و لا تجعلنا من خصماء آل محمّد و لا تجعلنا من أعداء آل محمّد و لا تجعلنی من أهل الحنق والغیظ علی آل محمّد فإنّی أعوذ بک من ذلک فأعذنی و أستجیر بک فأجرنی اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد واجعلنی بهم فائزاً عندک فی الدّنیا والآخرة و من المقرّبین
ابو محمّد حسن بن احمد مکتّب نقل کرده است که ابو علی بن همام گفت: جناب محمّد بن عثمان عَمری برایم دعایی را از طرفِ حضرت صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوشته است و دستور داده است که در زمانِ غیبت خوانده شود و آن دعایی است که در نوزده فراز، مضامینِ والایی را مورد بررسی قرار داده است.

ترجمة آن دعا به این شرح است:

پروردگارا! خود را به من بشناسان، زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، من نمی‌توانم رسولت را بشناسم.
پروردگارا! پیامبرت را به من بشناسان، زیرا اگر تو پیامبرت را به من نشناسانی، من نمی‌توانم حجّت تو، امامان معصوم(علیه السلام) را بشناسم.
پروردگارا! حجّت خود را به من بشناسان، زیرا اگر تو حجّت خود را به من معرّفی نکنی، از دینم منحرف می‌شوم.
پروردگارا! مرا در مرگی مانند مرگ مردم زمان جاهلیّت (مرگ در دینی) نمیران و پس از آن که مرا هدایت کردی، قلبم را منحرف نساز.
پروردگارا! همان طور که مرا با پیروی‌ام از کسانی، هم‌چون امامان و سرپرست‌های بعد از پیامبرت ـ که درود خدا بر او و بر خاندانش باد ـ هدایت کردی، به گونه‌ای که من ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) و امام حسن مجتبی(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و حضرت علی بن الحسین(علیه السلام) و حضرت محمّد بن علی(علیه السلام) و حضرت جعفر بن محمّد(علیه السلام) و حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) و حضرت علی بن موسی(علیه السلام) و حضرت محمّد بن علی(علیه السلام) و حضرت علی بن محمّد(علیه السلام) و حضرت حسن بن علی(علیه السلام) و حضرت حجّة بن الحسن مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که درود تو بر همة آنان باد، را پذیرفتم.
پروردگارا! اکنون که ولایت امامان دوازده‌گانه را پذیرفتم پس مرا در دین خویش ثابت قدم بدار و من را به پیروی از خودت وادار کن و قلبم را با حضرت صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مهربان گردان و مرا از حوادثی که به وسیلة آن، دیگران را امتحان کردی، معاف دار و مرا در پیروی از ولیّ امر خویش ثابت قدم بدار.
همان امامی که او را از دید مردم پنهان نمودی و به اذن تو از نظرها غایب شد و هنوز در انتظار فرمانت برای ظهور نشسته است و این تویی که بدون پرسیدن از کسی، می‌دانی که مصلحت ظهور او در چه زمانی است و چه زمانی اجازة ظاهر شدن و کنار زدن پردة غیبت را به او می‌دهی.
پس ای خدا! به من در این کار بردباری عنایت کن تا نسبت به آن چه که تو در تأخیر آن مصلحت دیدی، تعجیلِ بی‌جا نداشته باشم و نسبت به آن چه که تو در زود رسیدن آن مصلحت دیده‌ای، دوست دار تأخیر نباشم و دوست دار کشف آن چه که تو در پنهان ماندنش مصلحت دیدی، نباشم.
و نسبت به آن چه که تو آن را کتمان نموده‌ای، به بازرسی و جست‌وجویِ بی‌جا نپردازم و با تو در تدبیرت مخالفت نکنم و هر دم نگویم که چرا و چگونه و برای چیست که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نمی‌کند، با این که جهان پر از ظلم شد؟ بلکه آن چنان کن که همة امور را به دست با کفایت تو بسپارم.
پروردگارا! با توجّه به این که می‌دانم تو صاحب سلطنت، قدرت، دلیل، برهان، اراده و حول و قوّه هستی، از تو می‌خواهم ولیِّ امر خویش، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را که آشکارا به ادارة امور می‌پردازد و مردم هم از او پیروی می‌کنند، به من بنمایانی و چشمانَم را به جمالَش روشن کنی، پس در حقِّ من و همة مؤمنین این محبّت را بکن، در حالی که ولیِّ امرت ـ که درودِ تو بر او باد ـ با سختیِ آشکار و با ارشادی واضح، مردم را از گمراهی نجات می‌دهد و از بیماریِ نادانی شفا می‌بخشد، چهرة نورانی او را به طور واضح و روشن ببینم.
و بنیانِ کارهایش را استوار کن و ما را جزء کسانی که چشمانشان به دیدار آن مولا روشن می‌شود، قرار ده و ما را به خدمت برایش وادار کن و بر دین او بمیران و در قیامت ما را در گروه او محشور گردان.
پروردگارا! او را از شرّ همة آن چه که خلق کردی، آفریدی، آماده کردی، ایجاد نمودی و شکل و صورت دادی، محافظت فرما و در همة جوانب زندگی، از حوادث پیش رو و مشکلات پشت سر، و خطرهای چپ و راست با محافظت خاصّ خودت که هر کس را در آن محدوده قرار می‌دهی، مصون می‌ماند، پناه ده و به وسیلة ولیّ امرت، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جدّش حضرت محمّد ـ درود خدا بر او و بر خاندانش ـ و حضرت علی(علیه السلام) را جاوید و پایدار بدار.
پروردگارا! عمرش را دراز و مهلَتَش را زیاد کن و در اجرایِ اموری که سرپرستی‌اش را به عهدة او سپرده‌ای، کمکش کن و لطف و کَرَمت را بر او افزون کن، زیرا که او همان راهنمای راه یافته و قیام کنندة هدایت‌گر و همان عنصر پاک، با تقوا، خالص، راضی، پسندیده، بردبار، شکرگزار و کوشا است.
پروردگارا! همان گونه که به بعثتِ پیامبر تو ـ که درود خدا بر او و بر خاندانش باد ـ و آن چه که رسول تو از وحی و قرآن و قرآن آورده است، یقین داریم، اگر مدّت غیبت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) طولانی شد، و خبری از آن بزرگوار نداشتیم، یقین به وجودش را از ما نگیر و یادش را از ذهن ما بیرون نبر و همواره انتظار او و ایمان به او و شدّت یقین به ظهورش در آینده و دعا برای سلامتی‌اش و درود فرستادن بر او را در ذهن ما زنده نگه دار. تا این که طول غیبتش ما از از قیام آن قائم ناامید نکند.
پروردگارا! توفیق بده تا به همان گونه که شایسته است، به ظهور ولیّ امرت یقین داشته باشیم، پس در مؤمن ماندن به او به ما کمک کن، تا تحت سرپرستی او در راه روشن هدایت و شاهراهِ مستقیم دین راه بپیماییم و در مسیرِ اطاعت از او، ما را تقویت کن و در پیروی از او ما را ثابت قدم بدار و ما را از گروه او و از یارانش قرار بده و نیز جرء کسانی که راضی به کارهایش باشند، قرار بده.
و این حالت را هم در زمان حیات و هم در زمان مرگ ما، برایمان نگه دار، و ما را در حالی که هیچ شکّی در وجود او نداریم و نسبت به او پیمان‌شکنی نکرده‌ایم و هیچ شبهه‌ای در دل ما قرار نگرفته و او را تکذیب نکرده‌ایم، بمیران.
پروردگارا! در ظهورش تعجیل کن و به یاریِ خودت او را تقویت کن و یارانَش را یاری کن و بدخواهانش را خوار و ذلیل کن و هرکس را که به دشمنی با او برخیزد و او را تکذیب کند، نابود ساز و به وسیلة او حق را ظاهر ساز و باطل را بمیران.
و به وسیلة او بندگانِ مؤمنت را از خواری رهایی بخش و شهرها را آباد و زنده کن و با دست او، سران سرکش کفر را به قتل برسان و سران اصلی گمراهی را درهم بشکن و زورگویان و کافران را به وسیلة او نابود کن. و به وسیلة او شرق و غرب زمین و خشکی و دریا و کوه و دشت را از وجود منافقان و پیمان‌شکنان پاک کن، به گونه‌ای که در روی زمین هچ زنده‌ای از آنان باقی نماند و هیچ اثری از آنان بر جای نباشد.
خدایا! شهرهایت را از وجود آنان (منافقان) پاک کن و با این کار، دلِ دردمند بندگانت را شفا بخش و به وسیلة ولیّ امرت، بخش‌های به فراموشی سپرده شده از دین خویش را زنده کن و به وسیلة او هر تغییر نابجای ایجاد شده در قانون و احکامت را اصلاح کن تا این که به دست او دین تو به سبکی جدی، تازه و روان و سالم که هیچ‌گونه انحراف و بدعتی در آن نباشد، عرضه شود.
تا به وسیلة عدلِ او آتش فتنة کافران را خاموش گردانی، زیرا که او همان بنده‌ای است که تو او را مخصوص خویش کرده و برایِ یاریِ دینِ خویش او را پسندیدی و با آگاهیِ خودت او را برگزیدی و او را از نافرمانی و معصیت بازداشتی. و او را از هر عیبی دور کردی و با اراده و خواستِ خویش علمی از غیب به او عنایت کردی و به او نعمت دادی و او را از هر زشتی و پلیدی، پاک و پاکیزه ساختی.
پروردگارا! پس بر ولیِّ امرت و بر پدران پاکَش، همان امامان معصوم(علیه السلام) و بر شیعیانِ برگزیده‌اش درود فرست و آنان را به هر آرزویی که تمنّایش را دارند، برسان ایمان ما به آنان را از شکّ و شبهه و ریا و شهرت‌طلبی خالص گردان. تا ما با این اعتقادی که داریم، جز ذات تو در جست‌وجوی چیزی دیگری نباشیم.
پروردگارا! ما در از دست دادن پیامبرمان و غایب بودن اماممان و سختی روزگار و رو آوردن فتنه‌ها و اتّحاد دشمنان علیه ما و فراوانی دشمنان و کمی تعداد یاران، به سوی تو شکایت می‌آوریم و درد دل می‌کنیم.
پروردگارا! پس با پیروزی سریع از طرف خود و با آن صبری که خودت به ما می‌دهی، اندوه‌ها را برطرف کن و با ظهور آن امام عادل، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این اندوهِ فراوان را از دل‌هایِ ما دور کن.
پروردگارا! ای معبود بر حق! خدای جهانیان! از تو می‌خواهیم برای ظاهر شدن عدل خود بین بندگان و کشتن دشمنانت در همة شهرها، به ولیّ امر خویش امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اجازة ظهور عنایت فرمایی، تا به وسیلة او همة ستون‌هایِ ظلم و ستم را درهم شکنی و هر بنیانی از ستم را نابود کنی و هر نیرویی از آنان را سست کنی و هر رکنی از ارکان آنان را درهم کوبی و همة خاک ریزهای آنان را بشکنی و همة سلاح‌هایِ آنان را از کار بیندازی و هر پرچمی از آنان را سرنگون سازی و هر پهلوانی از آنان را به قتل برسانی و هر لشکری از آنان را تار و مار کنی.
پروردگارا! ظالمان و ستمگران را با سنگ‌هایِ کوبنده‌ات سنگسار کن و با شمشیر برّانت و آن انتقام سختت، که هیچ جنایت کاری راه گریز از آن را ندارد، ظالمان و ستمگران را نابود کن و دشمنانت و دشمنان ولیّ امرت، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دشمنان پیامبرت ـ که درود تو بر او و بر خاندانش باد ـ را به دستِ ولیِّ امرت و به دستِ بندگانِ مؤمِنَت عذاب کن!
پروردگارا! ولیّ امر و حجّت خویش در روی زمین را از هراسِ دشمن در امان بدار و به نفع او پاسخ‌گوی هر نیرنگی که علیهِ او تدارک دیده می‌شود، باش و هر حیله‌ای که علیه او می‌شود را خنثی کن و برایِ هر کس که نسبت به او سوء قصد کند، گردش بد روزگار را مقرّر کن.
و شرِّ آنان را از سر او دور کن و در دل‌هایِ آنان رعب و وحشت ایجاد کن و قدم‌هایِ آنان را بلرزان و در آشکار و نهان، آنان را در تنگنا قرار ده و عذابَت را بر آنان سخت کن و در بین مردم آنان را رسوا کن و آنان را مورد لعن و نفرین مردم همة شهرها قرار بده.
و در پایین‌ترین طبقات آتش آنان را جای ده. و سخت‌ترین عذابِ فراگیر خویش را بر آنان مقرّر دار و آنان را وارد آتش جهنّم کن. و قبرهای مردگان آنان را پر از آتش کن. زیرا آنان به نماز بی‌اعتنایی کردند و شهوت‌پرستی کردند و بندگانت را گمراه ساختند.
پروردگارا! به وسیلة ولیّ امر خویش قرآن را زنده کن و نور همیشگی آن حضرت را بر ما بتابان، به گونه‌ای که هرگز تاریکی در آن راه نیابد.
و به وسیلة او دل‌های مرده را زنده کن و سینه‌های سوخته را شفا بخش و به وسیلة او رأی‌های گوناگون بر محور حق را به وحدت برسان و حدود الهیِ تعطیل شده و احکام به فراموشی سپرده شده را به وسیلة او بپا دار، تا همة جوانب حق ظاهر شود و تمام غنچه‌های عدالت بشکفد.
پروردگارا! ما را از یارانِ امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و از تقویت‌کنندگانِ حکومتِ او و از فرمان بران دستوراتش و از راضیان به کردارش و از تسلیم‌شوندگان در برابر فرمان‌هایش و از کسانی که برایِ ابراز محبّت به او نیازمند تقیّه از مردم نباشند، قرار ده. تو همان خدایی هستی که گرفتاری‌ها را برطرف می‌کنی و دعایِ درمانده‌ای را که تو را بخواند، اجابت می‌کنی و هر درمانده را از اندوه بزرگ نجات می‌دهی، پس اندوه و غم را از ولیّ امر خویش دور بدار و همان گونه که تعهّد پذیرفتی، پس او را جانشین خود در زمین قرار بده.
پروردگارا! ما را از مخالفان با خاندانِ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار نده. خداوندا! ما را جزء دشمنان خاندان محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار نده و ما را اهل خشم و غضب نسبت به خاندان محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار نده، خدایا! من از قرار گرفتن در چنین وضعیّتی به تو پناه می‌برم. پس پناهم ده و از تو طلب کمک می‌کنم، پس کمکم کن.
پروردگارا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و به اعتبار آنان مرا در دنیا و آخرت رستگار گردان و از مقرّبان درگاهت قرار ده.



منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 272-283
نماز استغاثه به امام زمان(علیه السلام)


سیّد علی خان(رحمة الله علیه) در «الکلم الطّیب» می‌گوید: این، استغاثه به امام زمان(علیه السلام)، هرجا باشی دو رکعت نماز با حمد و سوره به جای آور، آنگاه رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو:
«
سلام الله الکامل التّامّ الشّامل العامّ، و صلواته الدّائمة و برکاته القائمة التّامّة، علی حجّة الله و ولیّه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده، و سلالة النّوّة، و بقیّة العترة و الصّفوة، صاحب الزّمان، و مظهر الایمان، و ملقّن أحکام القرآن، و مطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطّول و العرض، و الحجّة القائم المهدیّ، الإمام المنتظر المرضیّ، و ابن الأئمّة الطّاهرین، الوصیّ بن الأوصیاء المرضیّین، الهادی المعصوم بن الأئمّة الهداة المعصومین.
السّلام علیک یا معزّ المؤمنین المستضعفین، السّلام علیک یا مذلّ الکافرین المتکبّرین الظّالمین. السّلام علیک یا مذلّ الکافرین المتکبّرین الظّالمین. السّلام علیک یا مولای یا صاحب الزّمان، السّلام علیک یابن رسول الله، السّلام علیک یابن أمیر المؤمنین، السّلام علیک یابن فاطمة الزّهراء سیّدة نساء العالمین.
السّلام علیک یابن الأئمّة الحجج المعصومین و الإمام علی الخلق أجمعین، السّلام علیک یا مولای سلام مخلصٍ لک فی الولایة.
أشهد أنّک الإمام المهدیّ قولاً وفعلاً، وأنت الّذی تملأ الأرض قسطاًو عدلاً، بعد ما ملئت جوراً و ظلماً فعجّل الله فرجک، و سهّل مخرجک، و قرّب زمانک، و کثّر أنصارک و أعوانک، و أنجز لک ما وعدک، فهو أصدق القائلین «و نرید أن نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمّةً و نجعلهم الوارثین
».1
یا مولای یا صاحب الزّمان، یابن رسول الله، حاجتی کذا و کذا، فاشفع لی فی نجاحها، فقد توجّهت إلیک بحاجتی، لعلمی أنّ لک عند الله شفاعةً مقبولةً، و مقاماً محموداً، فبحقّ من اختصّکم بأمره، و ارتضاکم لسرّه، و باشّأن الّذی لکم عند الله بینکم و بینه، سل الله تعالی فی نجح طلبتی، و إجابة دعوتی، و کشف کربتی؛


سلام کامل، تمام، شامل و عامّ خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا، بر حجّت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانشین او بر آفریدگان او و بندگانش و بر نسل پاک نبوّت و باقی ماندة عترت و برگزیدگان، حضرت صاحب‌الزّمان و آشکار کنندة ایمان و آموزنده و تعلیم‌گر احکام قرآن و پاک‌کنندة زمین و نشردهندة عدل در طول و عرض (جهان) و حجّت قائم مهدی، امام منتظر پسندیده و فرزند پیشوایان پاک، وصی که فرزند اوصیای پسندیده است، راهنمای معصومی که فرزند امامان هدایت‌گر معصوم است.
سلام بر تو ای عزّت‌بخش مؤمنانی که آنها را ضعیف شمرده و به ناتوانی وا داشته‌اند، سلام بر تو ای خوارکنندة کافران متکبّر ستمگر؛ سلام بر تو ای مولای من، ای صاحب الزّمان؛ سلام بر تو ای فرزند رسول خدا؛ سلام بر تو ای فرزند امیرمؤمنان؛ سلام بر تو ای فرزند فاطمة زهرا سرور زنان جهانیان.
سلام بر تو ای فرزند امامان که حجّت‌های معصوم بودند و ای رهبر و پیشوای تمام خلایق؛ سلام بر تو ای مولای من؛ سلام کسی که در ولایت برای تو اخلاص دارد (تنها ولایت و محبّت تو را دارد).
شهادت می‌دهم که همانا تو پیشوای هدایت شده و هدایت‌گری از جهت گفتار و کردار و تو همان کسی هستی که زمین را از عدل و داد پر خواهی کرد بعد از آنکه از جور و ستم پر شده باشد؛ پس خدا در ظهورت تعجیل کند و خروجت را آسان و زمان ظهورت را نزدیک نماید و یاران و یاوران تو را زیاد گرداند و به آنچه به تو وعده داده است وفا کند، که او راستگوترین سخنگویان است (آنجا که می‌فرمایدSmile «می‌خواهیم بر اهل ایمانی که در زمین ضعیف شمرده شده‌اند منّت گذاشته، ایشان را پیشوایان خلق و وارثان زمین قرار دهیم».
ای مولای من ای صاحب الزّمان، ای فرزند رسول خدا؛ حاجتم چنین و چنان است (و به جای «کذا و کذا» حاجت خود را ذکر نماید)، تو در مورد بر آورده شدن آن برای من (در پیشگاه خدا) شفاعت کن، که من به شما برای رفع حاجتم روی آورده‌ام؛ چون می‌دانم که شما را به امر خودش اختصاص داد و برای اسرار خود برگزید و به آن شأن و مقامی که نزد خدا برای شما است و ارتباطی که میان شما و اوست از خدا بخواهید که خواسته‌هایم را برآورده ساخته، دعایم را مستجاب گرداند و اندوهم را بر طرف سازد».
و هر چه دوست داری، دعا کن و بخواه که ان‌شاءالله بر آورده می‌شود.2
علّامه شیخ محمود عراقی در کتاب «دارالسّلام» ـ که در آن جریان کسانی که به ملاقات و عرض سلام خدمت امام زمان(علیه السلام) تشرّف یافته‌اند، ذکر شده است، می‌نویسد: این عمل را خودم تجربه کرده و آثار عجیبی از آن مشاهده نموده‌ام، بعضی از علما از یاد دادن آن به نااهلان خودداری می‌کردند و از کارهایی بود که در گرفتاری‌های بزرگ آن را تجربه کرده بودند.3
ایشان در «دارالسّلام» می‌فرماید: به نظر می‌رسد سورة «فتح» و «نصر» برای بعد از سورة «حمد» تعیین شده و فاضل معاصر آن را معیّن فرموده است و بعید نیست که انجام این عمل در نیمة شب معیّن شده باشد؛ چون راوی در آن وقت مأمور به انجام شده بود و اطلاقی در کلام نیست تا غیر آن وقت را هم شامل شود، لذا قدر متیقّن و آن وقت حتمی و یقینی همان نیمة شب است.
فاضل معاصر از قول کفعمی قبل از نماز و زیارت علاوه بر تعیین این دو سوره، غسل را نیز افزوده است، هر چند در کتاب «مصباح الزائر» سوره معیّن نشده است. بنابراین، آنچه از فرمایشات این بزرگواران ظاهر می‌شود این است که تعیین سوره‌ها و تعیین وقت گرچه اقوی نیست ولی به احتیاط نزدیک‌تر می‌باشد و انجام دادن غسل شرط نشده گرچه آن هم مطابق با احتیاط است.4

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة قصص (28)، آیة 5.
2. مفاتیح الجنان، ص 177؛ الکلم الطیّب، ص 83.
3. التحفـ( الرضویّـ(، ص 134.
4. عراقی، دارالسّلام، ص 197.

دعاهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف برای خود و شیعیان


امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف به دوستان و شیعیان خود توجه ویژه ای دارند و در دعاها می خوانیم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف علاوه بر آن که برای فرج خویش دعا می فرمایند ، برای شیعیان خود هم از خدا در خواست خیر ، سعادت و گشایش می کنند .

مبحث یکم . فرازها

1. «وَامنُن عََلَینا برضاهُ وَهَب لَنا رَأفَتَهُ وَ دُعاوَهُ وَ خَیرَهُ ما تَنالُ بِهِ سَعَةً مِن رَحمَتِک وَ فَوزاً عَندَکَ ؛ خدایا ، برما به خشنودی آن حضرت منت گذار و رأفت و مهربانی و دعای خیر و برکت وجود مقدسش را به ما عطا فرما تا بدین وسیله ، ما به رحمت گسترده و سعادت نزد تو نایل شویم.»1
2. در دعای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف برای آمرزش گناهان شیعیانش آمده است : « اَللّهمَّ إنَّ شیعَتَنا خُلِقَت مِن شُعاعِ أنوارنا و بَقیّةِ طینتِنا وَ قَد فَعَلوُا ذُنُوباً کثیرةً اِتّکالاً علی حُبّنا و وِلایتنا . فَاِن کانت ذُنُوبُهم بَینک و بَینَهُم فَاصفَح عَنهُم فَقَد رضینا و ما کان مِنها فیما بَینَهم وَ قاص بها عن خُمسنا و اَدخِلهُمُ الجنّة و زَحزِحهُم عن النّارِو لا تَجمَع بَینَهُم و بَینَ اَعدائِنا فی سَخَطِکَ ؛ پروردگارا ، شیعیان ما از پرتو نورهای ما و باقیمانده گِل آفرینشِ ما آفریده شده اند و ایشان با تکیه بر محبت و و لایت ما گناهان بسیاری را انجلم داده اند . اگر گناهان شان بین تو و ایشان مانع ایجاد کرده است از آنان درگذر. ما از ایشان و خطاهایی که بین خودشان مرتکب شده اند ، درگذشتیم. آن را در برابر خمس ما بر ایشان ببخشای و آنان را وارد بهشت ساز و از دوزخ دور گردان و ایشان را شامل خشمی که بر دشمنان شان روا می دارد قرار مده .»2
3. « اَللّهُمَّ فَأذن بذلک وَ افتَح طُرُقاتِهِ وسَهِّل طُرُوحهَ و وَطّئ مَسالِکَهُ و اشرَع شرایَعَهُ و أِیّدجُندَهُ و اَعوانَهُ ؛ خدایا ، پس در آن امر به ما اذن ده و راه هایش را بگشای و نحوه بیرون آمدن از آن را آسان گردان و زمینه های پیمودنش را فراهم نما و راه های آن را به رویمان بگشای و سپاهیان و یاورانش را تأیید فرما.»3
4. « یا مَن یُخلِفُ المیعاد اَنجِزلی ما وَعَدتَنی واجمع لی أصحابی و صَبِّرهُم و انصُرنی علی أعدائک و أعداءِ رسولِکَ و لا تُخَیِّب دَعوَتی ؛ ای آن که خلف وعده نمی کنی ، وعده ای را که به من داده ای پدید آور و یارانم را برایم گرد آور و آنان را صبور گردان و مرا بر دشمنانت و دشمنان فرستاده ات یاری بخش و دعایم را ناامید مگردان .»4
5اللّهمَّ احجُبنی عَن عُیُونِ أعدائی واجمَع بَینی و بَینَ أولیائی و انجِزلی ما وَعَدتنی و احفظنی فی غَیبَتی الی اَن تأذَنَ لی فی ظُهوری ... فاِذا اذَنتَ فی ظهوری ،فَاَیّدنی بجُنُودک واجعل مَن یَتَّبِعُنی لِنُصرة دینک مؤیّدین و فی سبیلِکَ مُجاهدین و عَلی مَن أردانی و أرادهُم بِسُوءٍ مَنصورینَ ... وَ أورِد علیَّ مِن شیعِتی و أنصاری مَن تَقِرُّ بِهِمُ» العَینُ و یُشَدُّ بِهِمُ الأزرُ واجعَلهُم فی حَرزِک و اَمنِکَ برَحمتکَ یا أرحم الرّاحمینَ ؛ پروردگارا ، مرا از دیدگان دشمنانم پوشیده دارد و من و دوستانم را گرد هم آر و آن چه به من وعده داده ای را پدید آر و مرا در زمان غیبتم تا آن گاه که اجازه ظهور دهی حفظ فرما ... پس آن گاه که اجازه ظهور دادی مرا با لشگریانت یاری کن و هر که در یاری دینت با من همراهی کند و در راهت به جهاد برخیزد تأیید فرما و در برابر دشمنانم و دشمنان شان یاری فرما ... به شیعیان و یارانم آن چه ایشان را خوشحال می کند و بر پشتیبانی شان می افزاید عطا کن و ایشان را در حفاظت و حراست خود قرار ده . به حق رحمتت ای مهربان ترین مهربانان.»5
6. « اللّهم صلِّ علی محمدٍ و آل محمدٍ و أکرم أولیائک بِإنجاز وَعدک و بَلّغهُم دَرکَ ما یأمُلُون من نصرِکَ واکفُف عَنهم بأسَ مَن نَصَبَ الخِلافَ عَلَیکَ ... ؛ خدایا ، بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم و خاندان او درود فرست و دوستان خود را با انجام وعده خویش کرامت بخش و آن ها را به آرزوی نصرت خویش برسان و دشمنی آن ها را که در خلاف مسیر تو حرکت می کنند از آن ها دور بدار.»
6
7. دعای توفیقُ الطّاعَةِ7 .

مبحث دوم. اشاره ها

با نگاهی کوتاه به دعاهایی که گذشت به چند نکته می توان اشاره کرد :
1. بخشی از این دعاها درباره خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف است . حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف درباره وجود شریف شان از خدا دو تقاضای مهم دارند :
الف. حفظ سلامتی و طول عمر و حفظ جان از شر دشمن .
ب. دعا برای تعجیل فرج و فراهم شدن نیرو برای قیام و زنده شدن دین به ظهور .
در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام درباره علت غیبت سؤال می شود و حضرت می فرماید : « از ترس کشته شدن».8
2. بخشی از دعاها مربوط به شیعیان ، یاوران و سربازان حضرت است. با توجه به شناختی که از ائمه علیهم السلام – به خصوص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف در طول غیبت کبری – داریم و عشق و محبتی که دوطرفه است ، این دعاها و نشایش ها بسیار طبیعی به نظر می آید.

مبحث سوم . مستندات

1. با مراجعه به بعضی روایات برای هر دو مورد تقاضای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف برای خود می توان دلیل ارایه نمود ؛ از جمله :
در تفسیر برهان ذیل آیه 21 سوره شعراء که از قول حضرت موسی علیه السلام نقل می کند: ( فَفَرَرتُ مِنکُم لمّا خِفتُکُم ) ؛ آن زمان که از شما ترسیدم از شما فرار کردم ، از امام صادق علیه السلام نقل شده است : « زمانی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشّریف به پا خیزد ، این آیه را خطاب به مردم تلاوت می کند».
2. مستند دعاهایی که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشّریف برای شیعیان می کند در روایت ها ذکر شده است.
امام رضا علیه السلام در وصف امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشّریف می فرماید: « الامامُ السّحابُ الماطِر الغَیث الهاطِل و الشَّمسُ المُضیئَةُ و السَّماءُ الظَّلیلَة و الاَرضُ البَسیطَةُ و العَینُ الغَریزةُ والغدیرُ و الرَّوضةُ . الامامُ الانیسُ الرَّفیقُ و الوالدُ الشَّفیقُ و الاَخُ الشَّفیقُ و الاُمُّ البَرَّة بِالوَلدِ الصَّغیر و مَفزَعُ العَبادِ فیس الدّاهیةِ النّادِ ؛ امام ابری است بارنده ، بارانی است سیل آسا ، آفتابی است فروزان و آسمانی است سایه بخش و زمینی است گسترده و چشمه ای است جوشنده و غدیر و باغی است . امام امینی است یار و پدری است مهربان و برادری است دل سوز ، هم چون مادری مهربان است به فرزند کوچک خود پناه بندگان خداست هنگام ترس و پیشامدهای بد».9
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف در نامه ای به شیخ مفید رحمه الله می فرماید : « اِنّا غَیرُ مُهمِلین لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لِذِکرِکُم و لو لا ذلک لنَزلَ بِکُمُ اللَّاواء و اصطَلُکَکُم الاعداءُ ؛ ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی کنیم و در یاد کردن از شما فراموش کار نیستیم ، و اگر جز این بود شدت گرفتاری هایتان بیشتر می شد و دشمنان ، شما را در هم می شکستند ».10
امام صادق علیه السلام می فرماید : « صراط و میزان و حساب شیعیان ما به سوی ماست و البته که ما به شما از خودتان مهربان تریم ».11
مسلم است که دعای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف در مورد شیعیان و دوستانش موجب خیر ، برکت و رحمت الهی خواهد بود .
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف فرمود : « مثال من در زمان غیبت ، مانند نور خورشید پشت ابر است». به یقین نور ، حرارت و حیات بخشی خورشید ، موجب زندگی و پویایی زندگی است . به برکت وجود او موجودات روزی می خورند و به سبب هستی او آسمان و زمین ثابت است.
زمیله می گوید : در زمان امیر المؤمنین علیه السلام سخت بیمار شدم تا آن که در روز جمعه قدری احساس سبکی کردم . با خود گفتم : بهتر از هر چیز این است که آبی بر روی خود بریزم و پشت سر امیرالمؤمنین علیه السلام نماز بخوانم . همین کار را کردم . آن گاه به مسجد رفتم . هنگامی که حضرت امیر بالای منبر رفتند حال من دوباره سخت شد . آن گاه امیرالمؤمنین علیه السلام از مسجد برگشتند و داخل جایی به نام « قصر» شدند ، من همراه ایشان داخل شدم . ایشان به من فرمودند : « ای زمیله ، دیدم به خودت می پیچیدی !» عرض کردم : آری ، و جریان بیماری خود را برایشان تعریف و انگیزه حضور خود را در نماز بیان کردم . ایشان فرمودند : « ای زمیله ، هیچ مؤمنی بیمار نمی شود مگر این که ما هم در بیماری او بیمار می شویم ، و غمگین نمی شود مگر آن که ما هم در غم او غمگین می شویم ، و هیچ دعایی نمی کند مگر آن که به دعای او آمین می گوییم و سکوت نمی کند مگر آن که ما برایش دعا می کنیم».
عرض کردم : ای امیرالمؤمنان ، فدایت گردم ، این مربوط به کسانی است که با شما در « قصر» هستند؟ آن کسانی که در دیگر جاها هستند چطور ؟ فرمودند : « ای زمیله ، هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست».12


پی نوشت ها :

1- قمی ، ( شیخ ) عباس ( گردآوری ) ، مفاتیح الجنان ، دعای ندبه ، ص888.
2- قیومی اصفهانی ، جواد ( گردآوری ) ، صحیفة المهدی ، دعای امام عصر برای آمرزش گناهان شیعیان ، ص22.
3- همان ، دعای قنوت حضرت ، ص66.
4- همان ، ص72.
5- همان ، دعای حضرت در احتجاب ، ص180.
6- الطالعی ، عبدالحسین ، ربیع الانام فی ادعیة خیر الانام ، دعای قنوت ، ص109.
7- همان ، ص272 و 273.
8- صافی گلپایگانی ، ( آیت الله ) لطف الله ، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر ، ص269.
9- الکلینی ، (ثقة الاسلام ) محمد بن یعقوب ( ابوجعفر) ، اصول کافی ، ج1 ، ص387.
10- الطبرسی ، احمد بن علی ، الاحتجاج ، ج2 ، ص598.
11- موسوی اصفهانی ، محمد تقی ، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم ، ج1 ، ص82.
12- بنی هاشمی ، سید محمد ، معرفت امام عصر علیه السلام ، ص299.

سیماشناسی سیدالشهداء(علیه السلام) در آینه زیارت ناحیه مقدسه

آیینه ای از نور و حضور

آن چه مرا از میان زیارات گوناگون شیفته خود ساخته است، زیارتی است از فرزند او؛ قائمی به پاناخاسته و منتظری آشفته که هر صبح و شام بر او خون می گرید و پایان اندوهش را در ظهور می جوید. آن چنان زیارتی که علامه گرانپایه، مجلسی(رحمة الله علیه) آن را به نقل از چندین نفر از بزرگوارترین فقهای شیعه در کتاب ارزشمندش بحارالأنوار آورده است.
1 و در پایان پس از نقل سخن مؤلف المزار الکبیر، مبنی بر خروج این زیارت از ناحیه مقدسه امام عصر(علیه السلام) می نویسد:
و ظهر أنّ هذه الزیاره منقوله مرویّه.
روشن و آشکار است که این زیارت دارنده سند روایتی و نقل از امام معصوم است.
2
باری، پیش از ورود، این نکته بایسته یادآوری است که این گنج معنوی و دریای خروشان معرفت، عرصه غواصانی خبره و چیره دست است که با نگاه تیزخویش، عیار سخن را باز شناسند و آن را با صیقل معرفت خویش شفاف سازند. این جاست که جای دارد دست استدعا به پیشگاه حقیقت یابان خبره دراز نماییم و پاسدار حضور و ورود مؤثر ایشان در این وادی شویم که این عرصه ساحتی است بس غریب، شگرف، شریف و شایسته توجه. از این رو با بلم ادراکمان و یاری جستن از ستارگان درخشان قرآن، سیره و حدیث بر این اقیانوس معنا شناور می شویم تا شاید به قدر وسع خویش از عهده تکلیف برآییم که: لا یکلّف الله نفساً إلاّ وسعها.
3

مناظر گوناگون

بی گمان آن زمان که سخن از مردان بزرگ همت و عالی درجه پیش می آید، سکان قلم مضطرب می شود؛ چرا که جهات شخصیتی آنان به تعداد شعاعهای دایره، گاه بی شمار می شود. حال در کرانه شخصیت اکرم المستشهدین، حسین بن علی(علیه السلام) چگونه بایستی قلم راند؟ این نکته ای است سخت گران. زوایای پنهان و آشکار زندگانی وی، دوران امامتش و قیام گرانقدرش و... برای او وسعتی کم نظیر فراهم می سازد و از این وسعت که در گذریم، عمق این اقیانوس عمود بر زمین به راستی برای ما بسیار مبهم می نماید. از این رو، گریزی نداریم جز آن که با مصباح زبانش گام بر کیهان معرفتش بگذاریم و همتمان تنها شناسایی و تأمل در جنبه هایی محدود و کوتاه از سیمای او باشد. از همین منظر به مشاهده سیمای سیاسی، اجتماعی حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) در زیارت ناحیه مقدسه می پردازیم.

سیمای سیاسی - اجتماعی

پس از روزگاران پر آشوب عثمان، نوبت به امیر مؤمنان(علیه السلام) رسید. از او خواسته شد تا افسار شتر خلافت را به دست گیرد و آن را در مسیر اصلی اش براند. اما در همان روزهای آغازین سفره دردها و حسرتها را برگشود و در برابر مسلمانان از گذشته ها سخن راند: بندگان خدا در زمانی واقع شده اید که خیر و نیکویی به آن پشت کرده و شرّ و بدی بدان روی آور شده است و ابلیس هر روز بیش از گذشته در کار گمراهی مردم طمع می ورزد و... کجایند خوبانتان و وارستگان از شما، آنان که در کسبشان از حرام می گریختند و در کردار و اندیشه پاکی برمی گزیدند.
4 و پس از پدر اندکی بعد ریشه حیات سبط اکبر نیز در آتش جهالتها می سوزد و خونهای به دل برگرفته را در طشت فراغ از دردها می ریزد و اینک نوبت حسین است. امروز دوران فتنه ها و بدعتها است. زمانه ای ناامن است که در نامه دردناک و پر شور امام به معاویه این چنین انعکاس می یابد: آیا تو قاتل حجر و یاران او نیستی که اهل پرهیزگاری و بندگی بودند و برای از میان برداشتن بدعت و امر به معروف و نهی از بدیها قیام کردند؟... آیا تو کشنده عمر بن حمق که از بسیاری عبادت چهره و تن فرسوده بود، نیستی؟ آیا تو ادعای فرزندی زیاد برای ابوسفیان نکردی... و سپس او را بر مردمان سلطه بخشیدی تا بر مسلمانان سخت گرفته، دست و پای آنان بریده، بر شاخه های نخل به دار آویزد.5
او از جدش به یادگار داشت که: هر آن کس چنین احوالی ببیند و بر آن نخروشد و با کردار و گفتارش بر نیاشوبد همان شایسته که خداوند وی را به جایگاه ظالمان و بدعت گزاران بیندازد.
6
اما او حافظ حقوق ضعیفان بود و بهار یتیمان و پناهگاه مردمان به شمار می آمد:
و تأخذ للدنیّ من الشریف... کنت ربیع الأیتام و عصمه الأنام
7.
و در برابر دیدگانش دارا و ندار یکسان بودند:
تساوی فی الحکم بین القوی والضعیف
8.
و نسبت به اسلام و مسلمین مهربان بود:
للإسلام والمسلمین راحماً
9 .
مگر می شد چنین شخصی در برابر این طغیانها در گوشه ای زانوی سکوت در بغل بگیرد؟ پس بایستی به پا می خاست. سنتها را برپا، فتنه ها را خاموش، و راههای محکم حقیقت را باز می گفت و حق جهاد را ادا می نمود:
و سننت السنن و أطفأت الفتن و أوضحت سبل السداد و جاهدت فی الله حق الجهاد
10.
از این رو او می بایست ریشه مستکبران را بسوزاند و گردن گردنکشان را بشکند و بر سرشان بکوبد تا ستون دین پابرجا و استوار بماند:
و لعماد الدین رافعاً و للطغیان قامعاً و للطفاه مقارعاً
11 .

مبارزه، شیوه ها و روشها

از جمله ویژگیهای زیبای زیارت ناحیه، سیماشناسی تاریخی نهضت حسینی است. براساس این متن حماسه «ثارالله» تنها به قیام عاشورا خلاصه نمی شود بلکه قامت این حماسه به درازای مدت امامت حضرت است. به همین بهانه به روشهای مولا در طول این دوران نگاهی گذرا خواهیم انداخت.

الف) سکوت فعال:

پس از برادر، او نیز در کناره امن حرم پیامبر آرام گرفت و جلیس بیت و محراب گشت و ترک لذات گفت:و أنت فی حرم جدّک قاطن... جلیس البیت و المحراب. معتزل عن اللذات والشهوات
12 .
امابین او و ظالمان خط پر رنگی از تفاوت است. و للظالمین مباین
13.
او اگر چه بنا بر مصالح دست بر قبضه جهاد و شهادت ندارد، اما بر انکار قلبی و زبانی تا حدی ممکن پای می فشارد؛ چرا که او عابدی زندانی در کنج سجاده نیست: و تنکر المنکرات بقلبک و لسانک علی حسب طاقتک
14.
و از آن جمله می توان برشمرد:
اول، نامه اش به حکومت فتنه: در آن نامه نوشت:
به خدا سوگند من فتنه ای برای مردم بزرگ تر از حکومت تو نمی بینم... به خدا قسم من جهاد با تو را برترین کارها می دانم و به آن سبب تقرب خدایم را می جویم.
15
دوم، بیان کننده منزلت خاندان وحی: در مجلس بر علیه معاویه می شورد و خود را فرزند کسی که در پاکی به مانند آب آسمان است برمی شمرد. اهل و تبار خویش را نیکنام و شریف معرفی می کند و همه اینها را نه برای کسب افتخار و امتیاز جاهلی، بلکه در پیوندی با خدا به ارزیابی می نشیند: ن فرزند کسی هستم که خشنودیش، رضای خدای رحمان و خشمش غضب خداست.
16
سوم، کنگره حج: در آن کنگره در صحرای منی و در جمع تابعین و فرزندان صحابه می خروشد و معاویه را ستمکار و همه را به حق فراموش شده اش می خواند.
17
چهارم، مرزکشی بین خاندان ولایت و حکومت ظلمت: در میان سنتهای رایج قبیله ای که ازدواج خود می توانست راهی برای پیوند باشد، امام مبارزه ای ظریف را برمی گزیند و خواستگاری معاویه را از دختر عبدالله بن جعفر، برای فرزندش یزید ناکام می گذارد تا دستاویزی در دستان آن پیر زخم خورده قرار نگیرد و وسیله کسب اعتبار او و فرزندش فراهم نشود.
18
پنجم، کنایه از کفر: در مجلسی در پاسخ به آنچه معاویه از کشتار شیعیان بیان می دارد و قصدش تضعیف موقعیت و تهدید امام است، می فرماید: ما اگر ما پیروانت را بکشیم آنان را نه کفن و دفن می کنیم و نه بر آنان نماز می گزاریم.
19 این همان حمایت سکوت فعالی است که او بر حسب طاقت و امکانش بدان پرداخت.

ب) انکار کامل:

مرگ دژخیم حیله گر اموی و فرا رسیدن ایام حکمرانی فرزند سبکسر او، شرایط را به گونه ای دیگر تغییر داد و این احوال راهی دیگر را می طلبد:
ثم اقتضاک العلم للإنکار و لزمک أن تجاهد الفجّار
20.
و اینک زمان عمل بود و انکار عملی. اوضاع آن زمان از زبان امام این گونه شفاف گشته است:
مردم آگاه باشید! اینان فرمانبری از خدا را ترک و پیروی از شیطان را بر خویشتن واجب نموده اند. فساد و تباهی را ترویج و حدود خدا را به تعطیلی کشانده اند و سرمایه های اقتصادی را - که ویژه خاندان پیامبر است - به خود مخصوص گردانیده اند.
21
و در این زمان آیا جای هیچ سکوت است؟ پس با دلیری در برابر خواست ولید در بیعت با یزید، قد علم کرده از بیعتش سرباز می زند و خطاب می کند:ای فرماندار حکومت، ماییم خاندان نبوت و معدن رسالت. ما خاندان، محل آمد و شد فرشتگان و جایگاه نزول رحمت حقیم. خداوند اسلام را از ما آغاز کرده و با ما به پیش خواهد برد. و یزید فردی شرابخواره و کشنده بی گناهان است که حرمت تکالیف الهی نگاه نداشته و آشکارا فسق و فجور روا می دارد.
22
بدین سان امام گام در آخرین مرحله امر کردن به معروف و نهی کردن از پلیدیها می گذارد تا هم اینک مصداق گفتار پدر شود:و منهم المنکر للمنکر بیده و لسانه و قلبه
23.
چرا که او به نیکی می داند کارهای نیک همگی و نیز جهاد در راه خداوند در برابر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای است برابر دریای خروشان و گسترده اعمال محبوب: ما أعمال البرّ کلّها والجهاد فی سبیل الله عند الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر إلاّ کنفثه فی بحر لجّی
24.
پس در کنار امر جدش زبان به این کلام مترنم می سازد و خدای را مخاطب می سازد: أللّهمّ و إنّی أحبّ المعروف و أکره المنکر.
25 خداوندا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم.

ج) دعوت با حکمت:

جوّ مدینه سخت ملتهب است. امام می داند که از او در نخواهند گذشت. پس با خاندان و پیروانش راه سفر پیش می گیرد و به سوی مکه می راند:
فسرت فی اولادک و أهالیک و شیعتک و موالیک
26.
هدف او نه فرار و گریز از چنگال مرگ، بلکه تکمیل برنامه خویش است. همان که بارها و بارها گفته بود: «اصلاح» در تمام جنبه ها. و حال او به مکه رسیده است. در منی خواص را می یابد، زبان به حکمت می گشاید و لب به شکایت؛ چرا که تا خواص از مسیر حق منحرف نگردند، عوام بر پل راستی استقامت خواهند کرد:
و صدعت بالحقّ والبیّنه و دعوت إلی الله بالحکمه... و أمرت بإقامه الحدود والطاعه للمعبود
27.
و این چنین می گوید با آن خواص: مجاری کارها و احکام به دست عالمان به دین خداست که بر حلال و حرام خدا آگاه و امینند و از شما این منزلت ربوده شد، و آن از کفتان نرفت مگر به دوریتان از حق و اختلافتان در سنت پیامبر با این که دلیل روشن بر آن داشتید و اگر بر آزارها شکیبایی می کردید و هزینه هایش به جان می خریدید، زمام امور خدا با شما بود و از جانبتان جاری. شمایان، ظالمان را در جای خود نشاندید و امور خدا را به آنان واگذاشتید تا به شبهه بپردازند و در شهوت دلخواه خود راه بپیمایند... می بینید که پیمانهای خدا شکسته می شود و پریشان نمی گردید... نابینایان، از کارافتادگان و بی زبانان در شهرها رها شده اند و رحم نمی کنید و به مسئولیت خویش سر نمی سپارید و به متعهدان و آن کسان که در این راه کوشایند وقعی نمی گذارید و خود به سازش با ستمکاران آسوده اید.
28

د) دعوت به رشد و هدایت:

حسین خویش را خواستار هدایت می دانست و در هنگامه به یاری اش می شتافت:تحوط الهدی و تنصر
29.
وی هدایت را در کمال می یافت و همگی را به «سبیل رشاد» می خواند؛ چرا که وی علت العلل جهالتها و دور افتادگی از حق و فرو رفتن در منجلاب بدعتها را در نبود رشد معنوی و اسلامی جامعه جست وجو می کرد. پس دعوت به راه رشد و رستگاری را در پیش گرفت و به هر بهانه این کلام را باز گفت:دعوت إلی الرشاد و أوضحت سبل السداد.
و در نامه ای به مردمان بصره نوشت:
شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش می خوانم. شرایط چنان است که مرگ سنت را در بر گرفته و بدعت سر برآورده است. اگر سخنم را بشنوید به راه کمال و نیک بختی رهنمونتان خواهم گشت.
30

هـ) اندرز با تکرار:

با اندک کاوشی در وقایع حماسه جاودانه حسین این حقیقت به راحتی آشکار می?شود که مولا در هر جا و با کم تر بهانه ای به وعظ و اندرز می پردازد. این ماجرا به ویژه در آخرین لحظات زندگانی ایشان رنگ و بویی دیگر می گیرد. او امام است، مرهم زخمها و راحم مردمان. او فرزند کسی بود که قرآن در حقش فرموده بود:عزیز علیه ما عنتّم.
پس لب به اندرز می گشاید: هان ای مردم! به سخنم گوش فرا دهید و در پیکارم نشتابید تا حق اندرزتان را که بر دوش من است، ادا نمایم و عذر آمدنم را بیان... به درستی که ولیّ من خدای نازل کننده قرآن است. اوست که صالحان را سرپرستی می کند. اما بعد، اینک نسبم را بررسی کنید و بنگرید من کیستم؟ آنگاه به خود آیید و خویشتن را نکوهش کنید و بنگرید آیا شما را رواست که مرا کشته، حرمتم را هتک کنید؟
31
و تو ای مولای ما، تا آخرین دم بر این راه اصرار ورزیدی و باران پر رحمت اندرزت را بر آن خاک نشینان بی حاصل باریدی و دریغ از آن همهمه ها، هنوز فریادت را به گوش داریم که فرمودی: وای بر شما، شما را چه شده است که سکوت اختیار نمی کنید تا سخنانم را شنوده به رشد و سعادت و کامیابی رهسپار شوید. هر آن کس از من پیروی کند از راه یافتگان است و آن کس که نه، از هلاک شدگان.
32
و پس از این اندرز بسیار و تأکید بر آن، رهسپار میدان مجاهدت گشتی: فجاهدتهم بعد الإیعاز لهم و تأکید الحجه علیهم.
33

و) جهاد:

آن گاه که اندرزهایت بر دیواره سنگی قلبهایشان اثری نکرد رجز خوانان به صفوفشان تاختی.
الموت أولی من رکوب العار
والعار أولی من دخول النار
34
در دل آن گرد وغبار، مردانه می رزمیدی و ناملایمات را به جان می خریدی؛ آن چنان که فرشتگان از صبر تو به شگفت درآمدند: و أنت مقدم فی الهبوات. و محتمل للأذیات، قد عجبت من صبرک ملائکه السموات
35.
در آخرین رمق، حقاً که عالمی از آن مناجاتت به عجب آمد: صبراً علی قضائک یا ربّ لا إله سواک یا غیاث المستغیثین مالی ربّ سواک ولا معبود غیرک، صبراً علی حکمک.
36
و صد لعن و نفرین بر آنان باد که اسلام زنده را سر بریدند و مجسمه نماز و روزه و تندیس راهنما به سوی سنتها و احکام را برخاک افکندند.
فالویل للعصاه الفساق لقد قتلوا بقتلک الإسلام، و عطّلوا الصلوه والصیام، و نقضوا السنن والأحکام.
37

رهبری و عدالت

آنچه آمد، تنها روشنگر برخی اهداف و روشها در طول دوران حماسه و امامت بود. اما هدف مهم و ارزشمند امام، بسط عدالت اجتماعی و نشر آن بود: و تبسط العدل و تنشره
38.
و این مهم جز با به دست گرفتن رهبری جامعه نه ممکن بود و نه میسور. به همین دلیل در متن گفتار حضرت سیدالشهداء در مناجاتی با پروردگار خویش ضمن برائت جستن از بازی قدرت بر سرسرای دنیا، اهداف خود را به روشنی باز می گوید: پروردگارا! تو می دانی این حرکت نه برای رقابت بر سر حکومت و قدرت و نه به مقصود کسب مال بی مقدار دنیاست، بلکه به خاطر نمایاندن نشانه های دین توبه مردم و اجرای اصلاح در سرزمینهای تو است تا بندگان ستمدیده ات از چنگال ظالمان برهند و واجبات و احکامت و سنتهای تعطیل گشته ات دوباره جاری شوند.
39
خطکش و ترازهای او حتی برای رهبری خودش نیز سخت بی گذشت است:فلعمری ما الإمام إلاّ العامل بالکتاب والآخذ بالقسط والدائن للحق والحابس نفسه علی ذات الله.
40
به جانم سوگند پیشوای راستین آن کس است که کارگزار کتاب الهی باشد و پیشه ور عدل و قسط بوده از حق پیروی کرده، هستی اش را وقف خدا و فرمانش کند.و مگر پژوهش در آغاز و انتهای زندگانی و حماسه اش از او جز این معرفی می کند: و کنت... للحق ناصراً... و للدین کالئاً، و عن حوزته مرامیاً... و تنصرالدین و تظهره.
41
یاری دهنده حق، مدافع دین و پاسدار مرزهایش بودی، به یاری دین شتافتی و آن را آشکار ساختی.


پی نوشتها:

× بخشی از مقاله منتشر شده در مجله معرفت شماره 64، فروردین 1387.
1 . مانند سید شریف مرتضی، شیخ مفید در المزار و شیخ محمد در المزار الکبیر.
2 . بحارالانوار، ج98، ص328.
3 . سوره بقره(2)، آیه 286.
4 . نهج?البلاغه، خطبه 129.
5 . الإمامه والسیاسه، ج1، ص203.
6 . موسوعه کلمات الإمام الحسین، ص360.
7 تا 14. زیارت ناحیه مقدسه.
15. الامامه والسیاسه، ص203.
16. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص242.
17. الاحتجاج، ج2، ص19.
18. بحارالانوار، ج44، ص207. همچنین موسوعه کلمات الامام الحسین، ص242 به بعد.
19. بحارالانوار، ج44، ص129.
20. زیارت ناحیه.
21. تاریخ الامم والملوک (الطبری)، ج4، ص304.
22. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص283.
23 تا 24. نهج?البلاغه، حکمت 374، ص720.
25. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص285.
26 تا 27. زیارت ناحیه.
28. تحف العقول، ص238.
29. زیارت ناحیه.
30. تاریخ الامم والملوک (الطبری)، ج4، ص266.
31. موسوعه کلمات الامام الحسین، 419.
32. تحف العقول، ص240.
33. زیارت ناحیه.
34. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص499.
35. زیارت ناحیه ص50.
36. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص510.
37 تا 38. زیارت ناحیه.
39. تحف?العقول، ص239.
40 تا 41. تاریخ الامم والملوک (الطبری)، ج4، ص262.

دعایی برای رهایی از دشواری‌ها و گرفتنِ حاجت



از حضرت صاحب الزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای مال باخته‌ای که مالی را از دست داده است و یا حاجتمندی که در طلب حاجت خویش است و کسی که گرفتاری و سختی او را احاطه کرده است، دعایی رسیده است که بر تکرار در قرائت آن دعا تأکید بسیار شده است. و آن دعای کوتاهی است که در ذیل می‌آید:

أنت الله الّذی مبدئ الخلق و معیدهم و أنت الله الّذی لاإله إلاّ أنت مدبّر الأمور و باعث من فی القبور و أنت الله لاإله إلاّ أنت القابض الباسط و أنت الله الّذی لاإله إلاّ أنت وارث الأرض و من علیها أسألک باسمک الّذی إذا دعیت به أجبت و إذا سئلت به أعطیت و أسألک بحقّ محمّد و أهل بیته و بحقّهم الّذی أوجبته علی نفسک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تقضی لی حاجتی السّاعة السّاعة یا سیّداه یا مولاه یا غیاثاه.
أسألک بکلّ اسمٍ سمّیته به نفسک واستأثرت به فی علم الغیب عندک أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد و أن تعجّل خلاصنا من هذه الشّدّة، یا مقلّب القلوب والابصار یا سمیع الدّعاء برحمتک یا أرحم الرّاحمین إنّک علی کلّ شیءٍ قدیرٌ


آن خدایِ آغازگرِ هستی و منتهایِ آن، تویی. تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست. تدبیر امور به دست توست و تویی برانگیزندة همة مردمان از قبرها. و تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست.
به موقع سخت‌گیر و به موقع اهل گذشت هستی و تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست و تو وارث زمین و اهلِ آن هستی.
به آن اسمی از تو درخواست می‌کنم که اگر به آن نام خوانده شوی، اجابت می‌کنی و اگر به آن نام، موردِ پرسش قرار گیری، عطا می‌کنی. از تو می‌خواهم بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و به حق آن کسی که رعایت حقّش را بر خودت سزاوار دانستی، از تو می‌خواهم بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و هم اکنون، همین الان حاجت مرا برآوری، ای آقا و مولایِ من! ای پناهِ من!
به حقِّ هر اسمی که خودت را به آن نام خواندی و در علمِ غیبِ خود، آن را به خودت اختصاص دادی، از تو می‌خواهم در رهاییِ ما از این سختی تعجیل کنی. ای متحوّل سازندة دل‌ها و دیده‌ها! ای شنوندة نیایش‌ها! همانا تو بر هر کاری توانایی. به رحمتِ خودت، ای مهربان‌ترین مهربانان، بر ما ترحّم کن!

منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام 223-224
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع