تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: وظايف مردم در زمان غيبت امام(عليه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام دوستان
خواستم امروز تمام گونه هاي عجله مذموم شده رو كه چهارده تا هست بيان كنم اما خب برق رفت و نتونستم. ادامه رو در همين قسمت ان شاءالله قرار مي دم.
به اين دليل اين مطلب رو در يك قسمت جداگانه مطرح كردم كه متوجه شدم خيلي مهم هست و ما از آن غافليم.
دوستان توجه داشته باشين كه اين گونه هايي كه بيان مي كنم خيلي بهم شباهت دارن پس با دقت آنها را مطالعه كنيد.
بخش دوم:در بيان گونه هاي عجله مذموم و آنچه از مفاسد برآن مترتب مي شود و اينكه سبب كفر و الحاد است.
1- گاهي عجله كردن در اين امر، و از دست دادن صبر و تحمل سبب مي شود كه شخص از افراد گمراه كننده و ملحدي پيروي كند، كه ادعاي ظهور مي نمايند و جاهلان غافل از اخبار رسيده از امامان معصوم عليه السلام را گمراه مي سازند، كه با جلوه دادن خيال هاي فاسدشان مطلب را بر عوام مشتبه مي نمايند، و آنان را به خرافات و انحراف خود فرا مي خوانند، كه عجله كردن در اين امر او را برمي انگيزد تا از چنين افرادي بدون دليل و برهان پيروي كند.
2- بسا مي شود كه شتاب كردن در اين امر سبب مايوس شدن از وقوع آن مي گردد، كه نتيجه چنين عجله اي تكذيب پيغمبر و امامان عليهم السلام خواهد بود.
3- احيانا شتابردگي در اين امر مايه انكار كردن حضرت صاحب الزمان عليه السلام مي شود، و اين از گونه پيشين استعجال شديد تر است.
4-عجله كردني كه آدمي را در شك و ترديد مي اندازد، و اين نيز مانند گونه پيشين مايه بيرون رفتن از ايمان و داخل شدن در شمار ياران شيطان است.
5- آنچه سبب اعتراض كردن بر خداي تعالي نسبت به قضا و قدرش مي شود، و مايه اعتراض كردن بر امام در تاخير انداختن ظهورش مي گردد، آن است كه شخص بگويد: چرا آشكار نمي شود، و مانند اين سخنان را بر زبان جاري نمايد، كه عجله كننده در اين مورد به خاطر اعتراض و اشكال بر خداوند پيرو شيطان است، كه وقتي خداوند او را فرمود كه بر آدم سجده كند اعتراض كرد و گفت: (أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا)؛ آيا سجده كنم براي كسي كه او را از گل آفريدي؟ سوره اسراء آيه 61. در صورتي كه خداوند فرموده است: (وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ)؛ و هيچ مرد و زن مومن را نشايد كه هر گاه خدا و رسول او در موردي حكم كنند غير آن را برگزيند(و خلاف آن را رفتار نمايد).
6- گاهي عجله كردن سبب مي شود كه شخص، حكمت غيبت را انكار نمايد و اين در حقيقت انكار عدل خداي تعالي و نسبت دادن ناشايست به او است، كه خدا بسيار برتر از آن است.
7- اين كه گاهي عجله كردن و تسليم نبودن، سبب سبك شمردن احاديث ائمه معصومين عليهم السلام مي شود كه به انتظار امام غائب عليه السلام امر فرموده اند، پس شخص شتابزده از جهت عجله كردنش آن اخبار را سبك مي شمارد، و با اين كار در شمار كفار قرار مي گيرد، چون سبك شمردن سخنان امامان عليهم السلام در حقيقت سبك شمردن خود آنان است، و سبك شمردن آنان بي اعتنايي به خداوند است، و سبك شمردن خد اي عزوجل كفر ورزيدن به او، مي باشد، به خداي تعالي از گمراهي پس از هدايت پناه مي بريم.
در پناه حق
سلام
به نظرم هر وقت از احساس كرديم كه داريم براي ظهور امامون عجله و كمصبري مي كنيم خوبه كه يه نگاهي به اين چهارده مورد بندازيم و خودمون را از عواقب اين عجله و كم صبري آگاه كنيم.
8- بسا مي شود كه عجله كردن مايه رد اخباري كه در مورد فرج و ظهور مولايمان عليه السلام رسيده خواهد شد، چون شخص عجول و شتابزده به خاطر تنگي سينه و كم صبرش مدتي طولاني بر او مي گذرد و شيطان بر او مسلط مي گردد، و به او وسوسه مي كند كه:شايد اين اخبار از ائمه اطهار صادر نشده، و شايد گرويدگان به اين مذهب يا بعضي از راويان اين اخبار آن ها را ساخته باشند، به جهت مصالح و منافعي كه از اين كار به آنان مي رسيده است! و اين خيال و پندار در ذهنش پيوسته قوت مي گيرد تا جايي كه عاقبت كارش به رد كردن و نپذيرفتن اين اخبار منتهي مي گردد.
9- احيانا شتابزدگي در بعضي از اشخاص سبب مي شود كه اخبار رسيده از امامان عليهم السلام را به خواسته ها و هوس هاي خود تاويل و توجيه نمايد، به طوري كه برخلاف صريح يا ظاهر اخبار مي باشد، پس بدين ترتيب در رده ضلالت و گمراهي سقوط مي كند.
10- گاهي عجله كردن و كم صبري در اين امر سبب مي شود كه در دل تصميم بگيرد كه اگر فلان وقت واقع نگردد آن را انكار نمايد و به آن كفر ورزد، و اين حالت او را در شمار شكاكان هلاك شونده قرار مي دهد، يرا كه اين حالت از يكي از دو جهت سرچشمه مي گيرد؛
- يا شك در راست بودن گفته هاي امامان عليهم السلام دارد – العياذ بالله تعالي –
- و يا شك در راستگويي راويان مورد وثوق و اطمينان كه امامان عليهم السلام به ما امر فرمودهاند كه آنان را در آنچه از ايشان روايت مي كنند تصديق نماييم. و در توقيع شريفي كه به قاسم بن العلا رسيده و در چند كتاب معتبر از قبيل وسائل روايت گرديده چنين آمده است:«هيچ عذري براي كسي از پيروان ما نيست در اين كه ترديد كند در آنچه معتمدان ما از ما روايت مي كنند، دانسته اند كه ما سر خودمان را با آنان در ميان مي گذاريم و رازمان را به ايشان مي گوييم»(وسائل الشيعه 18/108،ح40.)»
11- گاهي بر اثر شتابزدگي، در ساير اخباري كه ازامامان عليهم السلام روايت نيز شك مي كند يا آن ها را رد مي نمايد، چون شخص عجول و شتابزده اي كه اعتقادش را بر مبناي محكم و پايه ثابتي استوار ننموده چنين مي پندارد كه اخباري كه در مورد وعده به فرج و ظهور رسده راست نيست، به جهت شك در اوي آن اخبار يا كسي كه از او روايات شده و اين پندار را نسبت به ساير اخباري كه امامان عليهم السلام در امور ديگر از ثواب و عقاب و وعده و وعيد و ... صادر گرديده نيز قياس مي كند، و بدين ترتيب در شمار گمراهان و كفار قرار مي گيرد، پناه بر خدا.
12- بسا مي شود كه شخص عجول شتابزده به سبب عدم اعتقاد يا شك، كه بر اثر كم صبري و تنگي سينه او است، مومنين اهل يقين كه منتظر ظهور و فرج مولايمان عليه السلام هستند را به تمسخر و استهزا مي گيرد، و با يان كار خداوند و اولياي او عليهم السلام را استهزا مي نمايد. و بدون ترديد چنين شخصي كافر است و با خداوند عناد ورزيده است، (اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ)؛ خداوند آن ها را استهزا مي كند و آنان را در طغيانشان سرگردان مي سازد.سوره بقره آيه 15
13- گاهي شتابزدگي موجب خشم بر خالق متعال و رضا ندادن به قضاي الهي مي شود و اين صفت مايه هلاكت و تيره بختي است. و از همين روي در دعاي روايت شده از عمري كه ار حضرت صاحب الزمان عليه السلام گرفته شده چنين آمده: بار خدايا! و تويي آن داناي بدون تعليم به ان وقتي كه صلاح است امر ظهور ولي ات را اذن دهي كه خود را آشكار سازد و پرده غيبت از روي برافكند، پس مرا بر آن صبر و شكيبايي ده كه دوست نداشته باشم آنچه با تاخير انداخته اي جلو بيفتد، و آنچه را تو تعجيل خواهي من به تاخيرش مايل نباشم. و هر چه تو در پرده قرار داده اي افشايش را نطبم، و در آنچه نهان ساخته اي كاوش ننمايم و در تدبير امور جهان با تو به نزاع نپردازم ... .
14- بسي مي شود كه شتابزدگي و بي صبري در بعضي از اشخاص مايه ترك دعا كردن براي تعجيل فرج صاحب الزمان عليه السلام مي گردد، و بر اثر آن از نتايج و فوايدي كه در دعا براي تعجيل فرج هست محروم مي شود، و به سبب اين كه شخص مدتي مديد به دعا كردن براي اين امر مشغول گرديده، و اهل دعا و دوستي آن حضرت را نيز مي بيند كه به اين دعا مشغولند، سپس مشهاده مي كند كه فرج و ظهور به تاخير افتاد و به خوشحالي و سرور نرسيد، لذا به سبب كم صبري و شتابزدگي در اين ا مر چنين مي پندارد كه آن دعاها در حاصل شدن مطلب او تاثيري ندارد، و اين باعث مي شود كه دعا براي تعجيل را ترك گويد، غافل از اينكه اين دعا نيز مانند ساير دعاها به شروط و صفاتي بستگي دارد كه اثرش آشكار نمي گردد مگر بعد از پيدايش آن شروط و ويژگي ها در آن.
در پناه حق
سلام دوستان
مي بخشيد نتونستم سريع تر اين قسمت رو قرار بدم.

11- صله شيعيان و دوستان صالح امامان عليه السلام به وسيله مال
در من لايحضره الفقيه آمده كه امام صادق عليه السلام فرمود:«هر كس نتواند ما را صله نمايد، بايد دوستان صالح ما را صله كند كه ثواب صله ما براي او نوشته مي شود، و هر كس نتواند ما را زيارت كند، صالحين از دوستانمان را ديدار نمايند ثواب زيارت ما برايش نوشته مي شود».
12- خوشحال كردن مومنين
چون كه اين كار مايه سرور و خرسندي مولايمان صاحب الزمان عليه السلام مي باشد، و خوشحال كردن مومنين هم با كمك كردن آن ها به وسيله مال انجام مي شود، و هم با كمك كردن به بدن، و گاهي با برآوردن حوائج و برطرف كردن غصه هاي آنان ، و با وساطت و شفاعت در حق ايشان، و به وسيله دعا كردن در حق آنان، و يا احترام نمودن آن ها، و هم با ياري خاندان و فرزندان ايشان، و نيز با قرض دادن به آن ها، يا به تعويق انداختن مطالبه قرض هايي كه بر عهده آن ها است، و يا به غير اين ها.
در كافي از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود:«كسي از شما نپندارد كه چنان كه مومني را شاد و مسرور نمايد تنها او را شادمان كرده، بلكه والله ما را خوشحال ساخته بلكه سوگند به خدا رسول خدا صل الله عليه و اله را خوشحال نموده است».
13- عالم بايد علمش را آشكار سازد
در كافي از پيغمبر اكرم صل الله عليه و آله آمده كه فرمودند:«هر گاه بدعت در امت من ظاهر شد، پس بايد كه عالم، دانش خود را آشكار نمايد، و هر كس اين كار را نكند لعنت خدا بر او باد».
و در همان كتاب به سند صحيحي از امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود:«هر گاه اهل ترديد و بدعت را پس از من ديديد، بيزاري خود را از آنان اظهار كنيد، و بسيار آنان را ناسزا بگوييد و بدگويي كنيد، كارهاي زشتي به آن ها نسبت دهيد تا به طمع ايجاد فتنه و فساد در اسلام نيفتند، و مردم از آنان بر حذر بمانند تا بدعت هايشان را ياد نگيرند. خداوند در برابر اين كار براي شما حسنات مي نويسد و به سبب آن درجات شما را در آخرت بالا مي برد».(اصول كافي 2/375)
اين در صورتي است كه از صدمه ديدن ايمن باشد، وگرنه تكليف او تقيه است.

در پناه حق
آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(علیه السلام)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در دو جلد بيان مي‌كند.


از زبان آيت‌الله آقا نجفي

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(علیه السلام)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در دو جلد بيان مي‌كند.

اكنون 25 وظيفة اوّل با اندكي تصرّف و تلخيص در پي مي‌آيد:

وظيفة اوّل، غمگين بودن به علّت مفارقت آن‌جناب و مظلوميّت آن حضرت.
در «كافي» از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است كه فرمود: «كسي‌كه مهموم باشد براي ما و غمناك باشد به جهت مظلوميّت ما، نفس كشيدن او، ثواب تسبيح دارد».

وظيفة دوم؛ منتظر فرج و ظهور آن حضرت بودن.
در جلد دوم «كمال‌الدّين وتمام‌النّعمـ↨» از امام محمّد تقي(علیه السلام) منقول است كه فرمودند: «قائم ما آن مهدي‌ است كه واجب است در زمان غايب بودن او انتظار او را داشتن و او سومي از اولاد من است...»
و از حضرت امير‌المؤمنين(علیه السلام) روايت شده است كه: «افضل عبادت‌ها، انتظار فرج است.»1
و در حديث ديگر از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است كه: «هر مؤمني بميرد در حالي‌ كه منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است كه در خيمة حضرت قائم(علیه السلام) بوده باشد».2

وظيفة سوم، گريه كردن در دوري آن‌ حضرت و به جهت مصيبت آن‌جناب.
در كمال‌الدّين از حضرت صادق(علیه السلام) روايت شده است كه فرمودند: «به‌خدا قسم غايب مي‌شود امام شما زماني از روزگار و آزموده مي‌شوند تا آنكه گفته مي‌شود، مرد و از دنيا رفت يا به ‌كدام وادي رفت و هر آينه ‌چشم‌هاي مؤمنان بر او گريان مي‌شود.»3
و از حضرت رضا(علیه السلام) مروي است كه: «هر مؤمني ياد كند مصيبت ما را ـ يعني مصيبت پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و هر يك از ائمه را ـ پس گريه كند يا كسي را به جهت ظلمي كه بر ما شده بگرياند، روز قيامت با ما و در درجة ما است.»

وظيفة چهارم، به امر امام، تسليم و مقيّد باشد و در امر ظهور عجله نكند.
يعني چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نكند و آنچه از جانب آن‌ حضرت مي‌رسد، صحيح و مطابق با حكمت بداند كه در كمال‌الدّين از حضرت امام محمّد تقي(علیه السلام) روايت شده است كه فرمود: «امام بعد از من، پسر من علي است. امر او، امر من است و قول او، قول من و طاعت او، طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است، امر او، امر پدر اوست و قول او، قول پدرش و طاعت او، طاعت پدرش.» آنگاه ساكت شدند. راوي گويد، پرسيدم: يابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن كيست؟ حضرت گرية شديدي كردند، آنگاه فرمودند: «امام بعد از امام حسن عسكري، پسر او قائم منتظَر است.» گفتم: يا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گويند؟ فرمود: «براي آنكه قائم مي‌شود بعد از آنكه ذكر او مرده باشد و بيشتر قائلان به امامتش مرتد شوند.» گفتم: چرا او را منتظَر ناميدند؟ فرمود: «به‌جهت آنكه روزهاي غيبت او بسيار باشد و زمان غايب بودنش، دراز مي‌شود. پس، مخلصان، انتظار خروج او [را] كشند و شك‌كنندگان او را انكار كنند و منكران به ‌ذكر او استهزاء كنند و كساني‌كه وقت براي ظهورش معيّن كنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌شوندگان هلاك شوند و تسليم‌شوندگان نجات يابند.»4

وظيفة پنجم، به مال خود، آن حضرت را صله كنند.
در «كافي» از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال، براي امام نيست و به درستي كه خداوند در عوض يك‌درهم كه مؤمن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازة كوه احد در بهشت به ‌او عطا مي‌فرمايد.» آنگاه فرمود: حق‌تعالي در قرآن كريم فرموده: «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً و َاللهُ يَقْبِضُ و َيَبْسُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.»5 سپس فرمود: به خدا قسم اين آيه به خصوص در صله كردن امام به مال نازل شد.»6
در «بحارالانوار» از «كامل‌الزّياراة»، ص 319 نقل شده است كه امام موسي كاظم(علیه السلام) فرمودند: «هر كس نتواند به ‌زيارت ما بيايد؛ بايد صالحان از دوستان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برايش نوشته شود و هر كس نتواند ما را صله كند، بايد نيكان از دوستان ما را صله كند تا ثواب صله كردن ما برايش نوشته شود.»

وظيفة ششم، صدقه دادن به قصد سلامت آن‌ ذات، چنانچه در «نجم الثّاقب»، ص 442 ذكر فرموده‌اند.
وظيفة هفتم، شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر ياري آن ‌جناب داشتن و در فراقش ندبه و زاري كردن.7
وظيفة هشتم، طلب كردن معرفت آن‌ حضرت از ذات اقدس الهي و خواندن اين دعا كه در كتاب كافي و كمال‌الدّين از حضرت صادق(علیه السلام) روايت شده است: «اللهمّ عرّفني نفسك، فانك إنْ لم تُعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك، اللهمّ عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم اعرفْ حجّتك، اللهمّ عرّفني حجتك فانّك انْ لم تعرّفني حجتك ضللتُ عن ديني.»8
وظيفة نهم، مداومت نمودن به خواندن اين دعا كه از حضرت صادق(علیه السلام) روايت شده است: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك.»9
وظيفة دهم، اگر بتواند به نيابت آن حضرت قرباني كند، چنانچه در «نجم‌الثّاقب» آمده است.
وظيفة يازدهم، نبردن نام اصلي آن حضرت كه نام حضرت رسول‌الله است. [ضرورت دارد] شيعيان، آن حضرت را به لقب ياد كنند؛ مثل: قائم، منتظَر، حجّت، مهدي و امام غايب و در اخبار متعدّد، فرموده‌اند كه بردن نام آن حضرت در زمان غيبت جايز نيست.10
وظيفة دوازدهم، برخاستن به جهت احترام نام آن بزرگوار به ‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در ص 444 نجم‌الثّاقب آمده است.
وظيفة سيزدهم، به هر ميزان كه ممكن است براي جهاد با دشمنان در ركاب آن‌ جناب، اسلحه مهيّا كند.
در بحارالانوار از كتاب «الغيبـ↨ نعماني» منقول است كه حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: «بايد مهيّا نمايد هر يك از شما براي ظهور حضرت قائم، آلت حربي اگر چه يك تير باشد، اميد است همين كه اين نيّت را داشته باشد، حق تعالي او را از اصحاب و ياران او قرار دهد.»

وظيفة چهاردهم، در مهمّات به آن حضرت متوسّل شود و عريضة توسّل بيندازد. چنانچه در جلد 22 بحار منقول است.
وظيفة پانزدهم، در دعا كردن، خدا را به حقّ آن حضرت قسم دهد و آن جناب را شفيع قرار دهد، چنانچه در كمال‌الدّين منقول است.
وظيفة شانزدهم، بر دين قويم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتي كه از هر گوشه‌اي برمي‌خيزد، نروند؛ زيرا تا خروج سفياني و صيحة آسماني بلند نشود، ظهور امام(علیه السلام)، واقع نمي‌شود.
در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غيبت شيخ طوسي» از حضرت امام رضا(علیه السلام) روايت شده است: «سه ندا از آسمان بلند مي‌شود كه همه كس مي‌شنود و اين نداها در ماه رجب ظاهر مي‌شود. اوّل، الا لعنة الله علي الظّالمين. دوم؛ ازفة ‌الازفة يا معشر المؤمنين. سوم؛ مي‌بينيد بدني محاذي خورشيد و ندا مي‌شود: اين است امير‌المؤمنين كه به تحقيق براي هلاك كردن ظالمان برگشته است.» و در جلد دوم كمال‌الدّين منقول است: «اوّل كسي كه با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بيعت مي‌كند؛ جبرئيل است. آنگاه يك پاي [خويش را] بر بيت‌الله [الحرام] مي‌گذارد و يك پاي بر بيت‌المقدّس و ندا مي‌كند به ندايي كه همة خلايق مي‌شنوند: أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».

وظيفة هفدهم، معاشرت و رفت و آمد بسيار با مردمان روزگار او را از ياد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باز ندارد.
در جلد اوّل كمال‌الدّين از امام محمّد باقر(علیه السلام) روايت شده است كه فرمودند: «مردم! زماني مي‌آيد كه امام غايب مي‌شود. خوشا به حال آنها كه بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان، كمترين ثوابي كه براي آنها در نظر مي‌گيرند؛ اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌فرمايد كه اي بندگان من! به سرّ من ايمان آورديد و حجّت غايب مرا تصديق كرديد. بشارت باد شما را به نيكويي ثواب، از شما قبول مي‌كنم اعمال خوب را و عفو مي‌كنم اعمال بد شما را و مي‌آمرزم گناهان شما را و به بركات شما باران مي‌بارم بر بندگانم و دفع بلا از آنها مي‌كنم، اگر شما نبوديد بر آنها عذاب مي‌فرستادم.»
در ادامه، راوي پرسيد كدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنيد: «نگاه داشتن زبان و ماندن در خانة خود»؛ يعني بدون ضرورت با مردم دنيا معاشرت و رفت و آمد نكند، كه او را از ياد امامش باز دارد.

وظيفة هجدهم، ذكر صلوات خاصّة آن حضرت؛ آن‌چنان كه در كتاب‌هاي بحارالانوار، «مكارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.
صلواتي كه در صفحة 284 مكارم‌الاخلاق از شيخ طبرسي نقل شده، ‌بدين شرح است: «اَللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُمَّ اِنَّ رَسُولَكَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّكَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ في شَيءٍ اَ نَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدي في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَاَكْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْني في نَفْسي وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.»

وظيفة نوزدهم، فضايل و كمالات آن حضرت را ذكر كردن؛ زيرا كه آن جناب وليّ‌نعمت و واسطه در جميع نعمت‌هاي خداوند است كه به ما مي‌رسد و طبق فرمودة امام سجاد(علیه السلام) كه در صفحة 422 مكارم‌الاخلاق ذكر شده، يكي از راه‌هاي شكر وليّ‌نعمت، گفتن فضايل و كمالات اوست.
وظيفة بيستم، اظهار كردن اشتياق واقعي به زيارت جمال مبارك امام زمان(علیه السلام).
چنانچه در جلد اوّل كمال‌الدّين وتمام‌النّعمه آمده است، حضرت امير‌المؤمنين(علیه السلام) به سينة خود اشاره مي‌كردند و آه مي‌كشيدند و اظهار شوق به لقاي امام دوازدهم را داشتند.

وظيفة بيست و يكم، مردم را به سوي معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت كردن.
در كافي از سليمان ‌بن ‌خالد، مروي است كه به حضرت صادق(علیه السلام) عرض كردم: مرا اهل بيتي است و آنها سخن مرا مي‌شنوند. آيا آنها را به سوي اين امر دعوت كنم؟ امام در پاسخ فرمودند: بلي! خدا در كتاب خويش مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛11 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن مردم و سنگ‌هاست؛‏ حفظ كنيد.»

وظيفة بيست و دوم، صبر داشتن در مقابل سختي‌ها و آزار دشمنان دين و سرزنش آنها در زمان غيبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف).
در جلد اوّل كمال‌الدّين از حضرت سيّد‌الشّهداء(علیه السلام) روايت شده كه فرمود: «هر مؤمني كه در زمان غايب بودن امام دوازدهم، بر اذيّت و تكذيب دشمنان صبر كند؛ به منزلة كسي است كه با كفّار در خدمت رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جهاد كرده باشد.»

وظيفة بيست و سوم، هديه كردن ثواب اعمال صالح خود مانند قرائت قرآن و غيره به امام زمان(علیه السلام).
وظيفة بيست و چهارم، داشتن طلب زيارت آن حضرت.
وظيفة بيست و پنجم، دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب كردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.
در توقيع شريفي از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند: «براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد، چرا كه گشايش و شادماني شما در آن است».12
و از حضرت امام حسن عسكري(علیه السلام) مروي است كه فرمود: «اين دعا باعث ثبوت بر ايمان است»
http://antiasrail.blogfa.com
از جـمــله مسائلى كه همواره شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام در دوران غيبت كبرى خواهان فهم آن هستند، شناخت وظايفى است كه در اين دوران به عهده آنان گذاشته شده است . در اين مقاله تلاش خواهيم كرد وظايف منتظران را هر چند به صورت مختصر بيان كنيم.
1- معرفت نسبت ‏به حضرت ولى عصر عليه السلام :
از حـضـرت امــام صـادق عليه السلام نقل شده است كه : روزى امام حسين عليه السلام بر اصحاب خود وارد شدند، بعد از حمد خدا و درود بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند :
اى مـردم ! خـداونــد بندگان را نيافريد مگر براى اينكه او را بشناسند ، زمــانى كه او را شناختند، او را پرستش كنند و هنگامى كه او را پرستش كردند ، با عبادت و پرستش او از بندگى غير او بى ‏نياز گردند. مردى عرض كرد : اى پسر پيامبر ! پدر و مادرم فداى شما باد ، مـعـرفـت‏ خــداونــد چيست؟ فرمود: شناخت اهل هر زمانى نسبت‏ به امامشان، امامى كه طاعت او بر آنان واجب است.» (1)

همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : «من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية (2)
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.»

تـوجه به مضامين دعاهايى كه خواندن آن‏ها در عصر غيبت توصيه شده است نيز ما را به اهميت مساله شناخت‏ حضرت ولى عصر عليه السلام راهنمايى مى‏ كند. در يكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شيخ صدوق آن را در كتاب كمال الدين نقل كرده است، مى ‏خوانيم :
«اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيك، اللهم عرفنى نبيك فانك ان لم تعرفنى نبيك لم اعرف حجتك، اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينى (3)

بارالها ! خـودت را بــه مــن بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت . بارالها! پيغمبرت رابه من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حـجـت تــو را نخواهم شناخت. بارالها! حجت‏ خـود را به من بشناسان كه اگر حجت ‏خود را به من نشناسانى از دينم گمراه مى ‏گردم.»
2- تمسك به ريسمان ولايت اهل بيت عليهم السلام : ولايت اهل بيت عليهم السلام دو گونه است: 1 . ولايت تكوينى 2 . ولايت تشريعى

ولايت تكوينى بدين معناست كــه حـضـرات معصومين عليهم السلام بــه اذن و اراده الهى ، مـى ‏توانند در مقام تكوين و عينيات خارجى ، دخل و تصرف كنند ، مــانـنـد معجزات انبياء عليهم السلام و كــرامــات اولياء عليهم السلام، و ولايت تشريعى، به معناى ولايت و سرپرستى جامعه و مؤمنين است. امــامــان معصوم عليهم السلام ، هــر كــدام در زمــان خود ، ولـى و سرپرست جامعه بوده و مردم را هدايت تشريعى مى ‏كنند.
از جمله وظايف مهم منتظران در زمان غيبت، چنگ زدن به ريسمان ولايت اهل بيت عليهم السلام است.
امام صادق عليه السلام فرمودند :
خوشا به حال شيعيان ما! آنان كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان [ولايت] ما تمسك مى‏ جويند.» (4)
همچنين امام سجاد عليه السلام فرمودند :
هـر كس در غيبت قـائـم مــا بـر دوستى [و عقيده به امامت ما] ثابت قدم باشد ، خداى متعال اجر هزار شهيد از شهداى بــدر و احــد به او عطا مى ‏كند.» (5)

و نيز امام صادق عليه السلام فرمود : زمانى بر مردم فرا رسد كه پيشوايشان از آنان غايب گردد.
زراره پرسيد : در آن زمان مردم چه كنند؟ امام عليه السلام فرمود:
به همان امر [ولايتى] كه برآنند چنگ زنند، تا برايشان آشكار شود.» (6)
3- انتظار فرج : يكى از وظايف مهم مردم در عصر غيبت، انتظار فرج است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: « با فضيلت‏ترين اعمال امت من، انتظار فرج است.» (7)

امام صادق عليه السلام فرمود:
زمانى بندگان به خداى بزرگ نزديك ترند و خدا از ايشان راضى‏ تر است كه حجت ‏خداى متعال از ميان آنان ناپديد گردد و ظاهر نشود و آنان جايش را [هم] ندانند . با اين همه بدانند كه حجت و ميثاق خدا باطل نشده است . در آن زمان، هر صبح و شام چشم انتظار فرج باشيد.» (8)

آنچه در روايات مربوط به انتظار فرج حضرت ولى عصر عليه السلام بسيار به آن پرداخته شده، مساله صبر در اين انتظار و پاداش صابران در اين دوران است . در ذيل به چند نمونه از اين روايات اشاره مى ‏شود :

الف: امام صادق عليه السلام به نقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
پس از شما كسانى بيايند كه يك نفر از ايشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد [ اصحاب] گفتند: اى رسول خدا ! ما در جنگ بدر و احد و حنين با تو بوديم و درباره ما آيه نازل شده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر آنچه [از حوادث ايام] به ايشان مى ‏رسد، به شما رسد، صبر آنان را نداريد.»

ب: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «انتظار الفرج بالصبر عبادة » (10)
انتظار فرج با صبر، عبادت است.

ج: امام رضا عليه السلام فرمود: «ما احسن الصبر و انتظار فرج (11) ؛ چه نيكوست‏ شكيبائى و انتظار فرج.»
د: امام حسين عليه السلام فرمود:
براى او [مهدى] غيبتى است كه اقوامى در آن از دين خارج شوند و گروهى بر دين ثابت قدم بمانند و آزار و اذيت مى ‏كشند و به آن‏ها گفته مى ‏شود: اين وعده [ظهور] چه وقت عملى مى‏ شود، اگر راست مى ‏گوييد؟ بى‏ ترديد صبر كننده در زمان غيبت در برابر آزار و تكذيب [مخالفان]، به منزله جهاد كننده با شمشير در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله است .» (12) 4- تهذيب نفس و اصلاح فردى :
يكى از وظايف مهم منتظران دولت‏ حق، پارسائى و آراستگى به اخلاق خوب و پسنديده است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر كس شادمان مى‏ گردد از اينكه از ياران حضرت مهدى عليه السلام باشد، بايد منتظر باشد و به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد و او منتظر [واقعى] است .» (13)
همچنين امام صادق عليه السلام فرمود:
به يقين براى صاحب اين امر غيبتى است، پس بنده خدا بايد تقواى الهى پيشه كند و به دينش چنگ زند.» (14)
5- اصلاح اجتماعى : (سایت مناجات :به عنوان این بخش ایراد هایی وارد است که بعدا مورد تحلیل قرار می گیرد.)
يكى از وظايف مهم مردم در دوران غيبت كبرى، داشتن روحيه اصلاح گرى در سطح جامعه است . هر فردى بايد در برابر آحاد جامعه اسلامى (!!!) احساس مسؤوليت كرده، در راه اصلاح و ساختن افراد تلاش نمايد، تا جامعه و افراد آن آماده پذيرش حكومت جهانى حضرت مهدى شوند.

اصلاح جامعه از راه امر به معروف و نهى از منكر تحقق مى ‏يابد و قانون امر به معروف و نهى از منكر در متن دين اسلام بسيار مورد تاكيد قرار گرفته است.

امام باقر عليه السلام در بيان وظايف شيعيان در دوران غيبت فرمودند:
توانمندان شما بايد به ضعيفانتان كمك كنند و اغنياء شما بايد به فقرايتان مهربانى كنند، هر كس بايد برادر [دينى] اش را نصيحت كند، نصيحتى كه به نفع برادرش باشد.» (15)

خداوند متعال مى ‏فرمايد:
«شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسان‏ها آفريده شده ‏اند; [چه اينكه] امر به معروف و نهى از منكر مى ‏كنيد و . . .» (16)
و امام صادق عليه السلام فرمود:
بى ‏ترديد امر به معروف و نهى از منكر راه انبيا عليهم السلام و طريقه صالحان است [ امر به معروف و نهى از منكر ] وظيفه ‏اى سترگ [و خطير] است كه به وسيله آن ساير واجبات انجام مى‏ پذيرد و راه‏ها امنيت مى ‏يابد و در آمدها حلال [و مشروع] مى‏ گردد، مظالم باز گردانده مى ‏شود، زمين آباد مى ‏شود و از دشمنان انتقام گرفته مى ‏شود و امور سامان مى ‏يابد .» (17)
آرى اگر همه مسلمانان خود را موظف به اجراى امر به معروف و نهى از منكر در جامعه اسلامى (!) بدانند، قدم ‏هاى اوليه براى نيل به جامعه ايده آل و مطلوب مهدوى برداشته مى ‏شود .
6- آمادگى نظامى براى ظهور امام زمان عليه السلام :
به تصريح روايات، آماده كردن سلاح و كسب مهارت نظامى كه مناسب با هر عصرى باشد، براى شركت در سپاه حضرت مهدى عليه السلام از وظايف منتظران است. (این آمادگی در عصر ما حداقل باید از لحاظ قوت و آمادگی بدنی حفظ شود.)
امام صادق عليه السلام فرمود:
هر يك از شما بايد براى خروج حضرت قائم عليه السلام هر چند به اندازه يك تير، مهيا كند . هر گاه خداى تعالى چنين نيتى از او ببيند، اميدوارم عمرش را طولانى كند تا آن حضرت را درك كند (و در زمره ياران و همراهانش قرار گيرد). (18) همچنين امام كاظم عليه السلام فرمود:
هر كس مركبى را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگين سازد در حالى كه خودش به ما منسوب باشد، خداوند روزيش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا كند، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواسته هايش او را يارى كند.» (19) 7- ياد حضرت ولى عصر عليه السلام :
از جمله وظايف مهم شيعيان و علاقمندان آن حضرت، فراموش نكردن او، و هميشه به ياد و ذكر او بودن است .
امام على عليه السلام فرمود:
هر كس چيزى را دوست‏ بدارد، همواره نام آن را بر زبان دارد.» (20) و امام كاظم عليه السلام درباره غيبت امام زمان عليه السلام فرمود:
خودش از ديدگان مردم پنهان مى ‏شود ولى ياد او از دل‏هاى مؤمنان مخفى نمى ‏شود.» (21)
دعاى ندبه زمزمه ‏اى است عاشقانه كه در آن هر صبح جمعه با معشوق خود ارتباط برقرار مى ‏كنيم و به ياد او سرشك از ديدگانمان جارى مى ‏گردد . چه زيباست نغمه‏ هاى عاشقان مهدى آنجا كه مى ‏گويند: «عزيز على ان ارى الخلق و لا ترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى; بسيار بر من سخت است كه خلق را ببينم و تو را نبينم و از تو صدايى نشنوم .»

«هل من معين فاطيل معه العويل و البكاء؟ هل من جزوع فاساعد جزعه اذا خلا؟ هل قذيت عين فساعدتها عينى على القذى؟ هل اليك يا ابن احمد سبيل فتلقى؟ هل يتصل يومنا منك بعدة فنحظى؟

آيا كسى هست كه مرا يارى كند تا به همراهى او ناله و گريه را طولانى كنم؟ آيا ناله كننده و بى ‏تابى هست كه من با زارى او را در هنگام تنهائيش يارى و همراهى كنم؟ آيا در چشمى خار رفته است كه چشم من [در ناراحتى و اشك] با او هم دردى نمايد؟ اى زاده احمد! آيا راهى به سوى تو هست كه به ملاقات تو منتهى گردد؟ آيا روز [جدايى] ما به فرداى [وصال ] مى ‏رسد كه از آن حظ بريم؟»
امام زمان عليه السلام نيز از ياد شيعيان خود غافل نيست و اگر ارتباط ما با امام زمان عليه السلام برقرار شود و در همه امور زندگى به ياد و ذكر آن حضرت باشيم، يقينا مورد عنايت و لطف ايشان قرار مى‏ گيريم، چنانكه در نامه امام زمان عليه السلام به شيخ مفيدقدس سره به اين موضوع اشاره شده است . آن حضرت مى‏ فرمايد:
ما از رسيدگى به حال شما كوتاهى نمى ‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى ‏بريم .» (22)
يارب آن مونس جان محرم اسرار كجاست
و آن طبيب دل بى‏طاقت‏بيمار كجاست
يك جهانند گرفتار فراقش يا رب
آن رهاننده اين جمع گرفتار كجاست (23)
8- محبت ‏به حضرت مهدى عليه السلام :
انسان وقتى به كسى علاقه داشته باشد، ياد و خاطره محبوب هميشه در فكر و ذهنش حضور دارد و اين موجب مى ‏شود كه زندگيش رنگ و بوى معشوق بگيرد . اگر محبوب انسان موجودى متعالى و ملكوتى باشد، اين الگو پذيرى زمينه رشد و تعالى او را فراهم مى ‏سازد و اگر محبوب و معشوق او موجودى پست و فرومايه باشد، اين الگو پذيرى موجب سقوط و هلاكت وى خواهد شد.
به خاطر اهميت محبت‏به اهل بيت عليهم السلام خداوند در قرآن كريم، مزد رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مودت و دوستى خاندان او قرار داده است و مى ‏فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى‏» (24)
«بگو من از شما در برابر رسالتم مزدى طلب نمى‏كنم، به جز دوستى و مودت نسبت ‏به اهل بيتم.»
همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
هيچ بنده ‏اى ايمان [واقعى] نمى ‏آورد مگر اينكه در نزد او من از خودش محبوب‏تر و اهل بيت من و خاندان من از اهل بيت و خاندان او محبوب‏تر باشند و ذات من از ذات خودش محبوب‏تر باشد .» (25) امام حسن عسكرى عليه السلام خطاب به حضرت مهدى عليه السلام فرمودند:
بدان كه دل‏هاى اهل بندگى و اخلاص به سوى تو پر مى ‏كشند; همچنان كه پرنده به سوى آشيانه ‏اش پر مى ‏كشد.» (26)
البته اين طور نيست كه محبت ‏يك طرفه باشد، بلكه امامان معصوم عليهم السلام نيز نسبت ‏به شيعيان واقعى ابراز علاقه و محبت كرده و مى‏ كنند، و در غم و شادى آنان شريكند .
امام رضا عليه السلام فرمود:
امام، امين و دوست است، و برادر دلسوز است، و مانند مادرى است كه نسبت‏به فرزند خردسال خود مهربان است.» (27) همچنين امام على عليه السلام فرمود: « ما در شادمانى شما شاد و براى اندوه شما اندوهگين مى ‏شويم.» (28) امام رضا عليه السلام فرمود:
هيچ كس از شيعيان ما . . . غم ديده نمى ‏شود مگر آن كه ما نيز در غم او غمگين مى ‏شويم و شاد نمى ‏شود مگر اينكه از شادى او شاد مى ‏شويم، و هيچ يك از شيعيان ما در مشرق و مغرب زمين از نظر ما دور نيستند.» (29) امام مهدى عليه السلام فرمود:
از ترديد گروهى از شما (شيعيان) در دين، و شك و سرگردانى در مساله واليان امرشان آگاه شدم، پس اين غم ما به خاطر شما است نه به خاطر خود ما، و براى شما متاثر شديم نه براى خودمان .» (30)
در اين روايت و امثال آن‏ها حضرت مهدى عليه السلام نسبت ‏به شيعيان ابراز محبت و علاقه نموده و اعلام كرده است كه از گمراه شدن آن‏ها شديدا ناراحت و متاثر مى ‏شود .
9- اندوهگين بودن در فراق حضرت :
يكى از نشانه‏ هاى دوستى، محزون بودن در فراق و دورى از دوست و محبوب است . بديهى است كه علاقمندان به امام زمان عليه السلام در دوران غيبت در فراق او اندوهگين هستند و اين حزن و اندوه را به گونه‏ هاى مختلفى بروز مى ‏دهند .
امامان معصوم نيز به خاطر غيبت امام زمان عليه السلام مى‏ گريستند.
به عنوان نمونه، سدير صيرفى مى‏ گويد: به خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام رفتيم و امام را در حال گريه و ناله ديديم. او آنگاه حالت امام را اين‏گونه تشريح مى ‏كند:
او همچون مادر فرزند از دست داده، مى ‏گريست، اندوه از گونه ‏هاى مباركش پيدا بود و رنگ چهره‏اش تغيير كرده بود .
اشك‏ هاى او لباسش را خيس كرده بود و در اين حالت مى‏ گفت :
مولاى من! غيبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمين را بر من تنگ نموده و آسايش دلم را از من گرفته است. مولاى من! غيبت تو، بلا و مصيبت مرا به فاجعه‏ هاى ابدى پيوند داده است.» (31)
شاعر عرب حزن و اندوه قلبى خود را در غم دورى از حضرت مهدى عليه السلام چنين بيان كرده است:

قلبى اليك من الاشواق محترق
ودمع عينى من الآماق مندفق
الشوق يحرقنى والدمع يغرقنى
فهل رايت غريقا وهو محترق ؟ (32)
و شاعرى پارسى گوى، ابيات فوق را چنين به فارسى در آورده است:

دل زشوق ديدنت ‏سوزد چو عود
از فراقت ديده بارد همچو رود
غرقه در سيلاب اشك و دل كباب
كس غريق شعله ور كى ديده بود
10- شناخت عظمت و مقام حضرت مهدى عليه السلام و نگه داشتن حرمت او :
از جمله وظايف مهم شيعيان، شناخت جايگاه رفيع حضرت مهدى عليه السلام و رعايت احترام آن حضرت است . امامان معصوم عليهم السلام بعد از مقام ربوبى و نبوى صلى الله عليه و آله، مقام و رتبه سوم را در عالم وجود دارند، و انسان ‏هاى عادى با آنان مقايسه نمى ‏شوند .

امام على عليه السلام فرمود:
نبايد احدى از اين امت را با آل محمد صلى الله عليه و آله مقايسه نمود و نبايد كسى را كه نعمت آل محمد صلى الله عليه و آله همواره بر او جريان داشته، با آنان برابر دانست، آنان اساس دين و ستون يقين هستند.» (33)

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در توصيف جايگاه حضرت مهدى عليه السلام در بهشت فرمود:
مهدى عليه السلام طاووس اهل بهشت است كه هاله ‏اى از نور او را احاطه كرده است.» (34)
و نيز فرمود:

ما هفت نفر از اولاد عبد المطلب هستيم كه سروران اهل بهشتيم: من و حمزه و على و جعفر و حسن و حسين و مهدى عليهم السلام.» (35)

امام على عليه السلام فرمود:
او (حضرت مهدى عليه السلام) والاترين قريش و گرامى ‏ترين بنى هاشم و تنها بازمانده ابراهيم خليل است.» (36)

و امام رضا عليه السلام فرمود:
او (حضرت مهدى عليه السلام) داناترين مردم، حكيم‏ترين مردم، پرهيزگارترين مردم، بردبارترين مردم و بخشنده ‏ترين مردم و عابدترين مردم است.» (37)
11- دعا براى فرج امام زمان عليه السلام :
در روايات معصومين عليهم السلام دعا براى فرج امام زمان عليه السلام به عنوان يكى از عوامل نجات انسان‏ها در دوران هلاكت ‏بخش غيبت كبرى مطرح شده است .
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود:
به خدا سوگند كه او غيبتى [سخت ] مى‏ كند . در آن غيبت، از هلاكت نجات نمى ‏يابد مگر كسى كه خداى عزوجل او را بر قول به امامت آن حضرت ثابت‏ بدارد و او را در عصر غيبت ‏بر دعاى به تعجيل فرج او موفق بدارد.» (38)
از سوى ديگر امام زمان عليه السلام در موارد زيادى شيعيان را به دعاى براى فرج خويش توصيه كرده است. به عنوان مثال ، آن حضرت در پايان توقيع به جناب اسحاق بن يعقوب مى ‏فرمايد:
براى تعجيل در فرج، زياد دعا كنيد كه همانا آن فرج شماست.» (39)

درباره زمان و نحوه دعا براى فرج امام زمان عليه السلام توصيه ‏هاى زيادى از سوى اولياى دين بيان شده است كه در ذيل به برخى از آن‏ها اشاره مى‏ شود:
الف) در منهاج العارفين آمده است: «مستحب است انسان پس از نماز صبح صد مرتبه بگويد : اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم. (40) »
ب) مرحوم شيخ بهائى نقل مى ‏كند: «پس از نماز صبح و در حالى كه با دست راست محاسن خود را گرفته و كف دست چپ را به سوى آسمان مى‏ گيرى، هفت مرتبه مى ‏گويى: يا رب محمد وآل محمد صل على محمد وآل محمد وعجل فرج محمد وآل محمد. (41) »

ج) علامه مجلسى در كتاب «المقباس‏» نقل كرده است كه: «در تعقيب نماز صبح قبل از آنكه با كسى صحبت كند صد بار بگويد: يا رب صل على محمد وآل محمد، وعجل فرج آل محمد واعتق رقبتى من النار. (42) »

د) كتاب «جمال الصالحين‏» از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه حضرت فرمودند: «از حقوق ما بر شيعيان اين است كه پس از هر نماز واجب دست‏ خود را به چانه گرفته و سه بار بگويند: يا رب محمد عجل فرج آل محمد يا رب محمد احفظ غيبة محمد، يارب محمد انتقم لابنة محمد صلى الله عليه و آله. (43) »

ه) مرحوم شيخ طوسى در كتاب «مختصر المصباح‏» در جايى كه وظيفه‏ هاى شب جمعه را ذكر مى ‏كند، صد بار اين دعا را سفارش مى‏ كند:
«اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم، واهلك عدوهم من الجن والانس من الاولين والآخرين . (44) »
12- دعا و زمزمه عاشقانه :
دعا بهترين وسيله ارتباط انسان با خداى خويش، ناشى از شناخت انسان از عجز خويش و اظهار كرنش در برابر آفريدگار است. انسان مؤمن اميد خود را از غير خدا قطع كرده و دست نياز به سوى خداى بى ‏نياز دراز مى‏كند و رفع مشكلات خويش را تنها از او مى ‏خواهد. در رابطه با موضوع امام ‏زمان عليه السلام دعاها و زيارت‏ هاى مخصوصى وارده شده است كه به برخى از آن‏ها اشاره مى ‏شود:
الف) دعاى ندبه :
مرحوم علامه مجلسى در «بحار الانوار» دعاى شريف ندبه را از سيد بن طاووس از بعضى از اصحاب نقل مى ‏كند و مى ‏گويد: محمد بن على بن ابو قره مى‏ گويد: دعاى ندبه از كتاب محمد بن حسين بن سفيان بزوفرى براى من نقل شد، و گفته شده كه آن دعا براى صاحب الزمان عليه السلام است و مستحب است در اعياد چهارگانه (جمعه، عيد فطر، قربان، غدير) خوانده شود (45) .
ب) دعاى عهد :
امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه چهل بامداد خداى را با دعاى عهد بخواند، از ياوران قائم ما خواهد بود . و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبر بيرون مى ‏آورد. (46)
پاورقی : 1) بحارالانوار، ج 5، ص 312 و كنز الفوائد، كراجكى، ص‏151

2) بحار الانوار، ج‏8، ص‏368 و ج‏32، ص‏321 و ينابيع الموده، القندوزى، ج‏3، ص‏372
3) كمال الدين، ج‏2، ص‏512
4) همان، ج‏2، باب 34، ح‏5
5) همان، ج‏1، ص‏439
6) همان، ج‏2، باب 33، ح‏44
7) مجمع البحرين، ص‏297
8) كافى، ج‏2، باب نادر فى الغيبه، ص‏127
9) كافى، ج‏8، ص‏37 و مكيال المكارم، ج‏2، ص‏290
10) الدعوات، قطب الدين راوندى، مدرسة الامام المهدى، ص‏41
11) بحار الانوار، ج‏52، ص‏129
12) كمال الدين، ج‏1، ص‏437
13) غيبت نعمانى، ص‏200، ح‏16
14) كافى، ج‏2، باب فى الغيبه، ص‏132

15) بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، عماد الدين طبرى الآملى الكنجى، چاپ نجف اشرف، ص‏113
16) آل عمران/110
17) الكافى، ج‏5، ص‏56; التهذيب طوسى، ج‏6، ص‏180 و تحف العقول، ص‏227
18) غيبت نعمانى، باب ماجاء فى ذكر الشيعه، ص‏173; بحارالانوار، ج‏52، ص‏366
19) الكافى، ج‏6، ص‏535، ح‏1
20) غرر و درر، ج‏1، ص‏231
21) كمال الدين، ج‏2، ص‏221، ح‏6
22) احتجاج، ج‏2، ص‏598
23) يار غائب از نظر، محمد حجتى، ص‏35
24) شورى/23
25) بحارالانوار، ج‏27، ص‏75; امالى، ص‏86، ح‏30
26) كمال الدين، ج‏2، ص‏348، ح‏19
27) تحف العقول، ص‏324
28) مكيال المكارم، ج‏1، ص‏94
29) همان، ج‏1، ص‏454
30) بحار الانوار، ج‏53، ص‏178
31) كمال الدين، ج‏2، باب 34، ص‏21
32) مكيال المكارم، ج‏2، ص‏250
33) نهج البلاغه فيض، خطبه دوم
34) منتخب الاثر، ص‏147; ينابيع الموده، ج‏3، ص‏164 و نور الابصار، ص‏170
35) غيبت‏شيخ طوسى، ص‏113; بحارالانوار، ج‏51، ص‏65; ينابيع الموده، ج‏1، ص‏91
36) الزام الناصب، ص‏11
37) همان، ص‏9
38) كمال الدين، ج‏2، ص‏260
39) همان، ص‏361
40) منهاج العارفين، ص‏108
41) مفتاح الفلاح، ص‏206; مصباح المتهجد، ص‏53
42) مكيال المكارم، ج‏2، ص‏13
43) همان، ص‏7
44) همان، ص‏31
45) صحيفه مهدية، ص‏217، به نقل از بحار الانوار
46) بحار الانوار، ج‏94، ص‏41

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(علیه السلام)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در دو جلد بيان مي‌كند.

از زبان آيت‌الله آقا نجفي


آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(علیه السلام)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در دو جلد بيان مي‌كند.
اكنون 25 وظيفة اوّل با اندكي تصرّف و تلخيص در پي مي‌آيد:
  • وظيفة اوّل، غمگين بودن به علّت مفارقت آن‌جناب و مظلوميّت آن حضرت.
در «كافي» از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است كه فرمود: «كسي‌كه مهموم باشد براي ما و غمناك باشد به جهت مظلوميّت ما، نفس كشيدن او، ثواب تسبيح دارد».
  • وظيفة دوم؛ منتظر فرج و ظهور آن حضرت بودن.
در جلد دوم «كمال‌الدّين وتمام‌النّعمـ↨» از امام محمّد تقي(علیه السلام) منقول است كه فرمودند: «قائم ما آن مهدي‌ است كه واجب است در زمان غايب بودن او انتظار او را داشتن و او سومي از اولاد من است...»
و از حضرت امير‌المؤمنين(علیه السلام) روايت شده است كه: «افضل عبادت‌ها، انتظار فرج است.»1
و در حديث ديگر از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است كه: «هر مؤمني بميرد در حالي‌ كه منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است كه در خيمة حضرت قائم(علیه السلام) بوده باشد».2
  • وظيفة سوم، گريه كردن در دوري آن‌ حضرت و به جهت مصيبت آن‌جناب.
در كمال‌الدّين از حضرت صادق(علیه السلام) روايت شده است كه فرمودند: «به‌خدا قسم غايب مي‌شود امام شما زماني از روزگار و آزموده مي‌شوند تا آنكه گفته مي‌شود، مرد و از دنيا رفت يا به ‌كدام وادي رفت و هر آينه ‌چشم‌هاي مؤمنان بر او گريان مي‌شود.»3
و از حضرت رضا(علیه السلام) مروي است كه: «هر مؤمني ياد كند مصيبت ما را ـ يعني مصيبت پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و هر يك از ائمه را ـ پس گريه كند يا كسي را به جهت ظلمي كه بر ما شده بگرياند، روز قيامت با ما و در درجة ما است.»
  • وظيفة چهارم، به امر امام، تسليم و مقيّد باشد و در امر ظهور عجله نكند.
يعني چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نكند و آنچه از جانب آن‌ حضرت مي‌رسد، صحيح و مطابق با حكمت بداند كه در كمال‌الدّين از حضرت امام محمّد تقي(علیه السلام) روايت شده است كه فرمود: «امام بعد از من، پسر من علي است. امر او، امر من است و قول او، قول من و طاعت او، طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است، امر او، امر پدر اوست و قول او، قول پدرش و طاعت او، طاعت پدرش.» آنگاه ساكت شدند. راوي گويد، پرسيدم: يابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن كيست؟ حضرت گرية شديدي كردند، آنگاه فرمودند: «امام بعد از امام حسن عسكري، پسر او قائم منتظَر است.» گفتم: يا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گويند؟ فرمود: «براي آنكه قائم مي‌شود بعد از آنكه ذكر او مرده باشد و بيشتر قائلان به امامتش مرتد شوند.» گفتم: چرا او را منتظَر ناميدند؟ فرمود: «به‌جهت آنكه روزهاي غيبت او بسيار باشد و زمان غايب بودنش، دراز مي‌شود. پس، مخلصان، انتظار خروج او [را] كشند و شك‌كنندگان او را انكار كنند و منكران به ‌ذكر او استهزاء كنند و كساني‌كه وقت براي ظهورش معيّن كنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌شوندگان هلاك شوند و تسليم‌شوندگان نجات يابند.»4
  • وظيفة پنجم، به مال خود، آن حضرت را صله كنند.
در «كافي» از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده كه فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال، براي امام نيست و به درستي كه خداوند در عوض يك‌درهم كه مؤمن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازة كوه احد در بهشت به ‌او عطا مي‌فرمايد.» آنگاه فرمود: حق‌تعالي در قرآن كريم فرموده: «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً و َاللهُ يَقْبِضُ و َيَبْسُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.»5 سپس فرمود: به خدا قسم اين آيه به خصوص در صله كردن امام به مال نازل شد.»6
در «بحارالانوار» از «كامل‌الزّياراة»، ص 319 نقل شده است كه امام موسي كاظم(علیه السلام) فرمودند: «هر كس نتواند به ‌زيارت ما بيايد؛ بايد صالحان از دوستان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برايش نوشته شود و هر كس نتواند ما را صله كند، بايد نيكان از دوستان ما را صله كند تا ثواب صله كردن ما برايش نوشته شود.»
  • وظيفة ششم، صدقه دادن به قصد سلامت آن‌ ذات، چنانچه در «نجم الثّاقب»، ص 442 ذكر فرموده‌اند.
  • وظيفة هفتم، شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر ياري آن ‌جناب داشتن و در فراقش ندبه و زاري كردن.7
  • وظيفة هشتم، طلب كردن معرفت آن‌ حضرت از ذات اقدس الهي و خواندن اين دعا كه در كتاب كافي و كمال‌الدّين از حضرت صادق(علیه السلام) روايت شده است: «اللهمّ عرّفني نفسك، فانك إنْ لم تُعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك، اللهمّ عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم اعرفْ حجّتك، اللهمّ عرّفني حجتك فانّك انْ لم تعرّفني حجتك ضللتُ عن ديني.»8
  • وظيفة نهم، مداومت نمودن به خواندن اين دعا كه از حضرت صادق(علیه السلام) روايت شده است: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك.»9
  • وظيفة دهم، اگر بتواند به نيابت آن حضرت قرباني كند، چنانچه در «نجم‌الثّاقب» آمده است.
  • وظيفة يازدهم، نبردن نام اصلي آن حضرت كه نام حضرت رسول‌الله است. [ضرورت دارد] شيعيان، آن حضرت را به لقب ياد كنند؛ مثل: قائم، منتظَر، حجّت، مهدي و امام غايب و در اخبار متعدّد، فرموده‌اند كه بردن نام آن حضرت در زمان غيبت جايز نيست.10
  • وظيفة دوازدهم، برخاستن به جهت احترام نام آن بزرگوار به ‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در ص 444 نجم‌الثّاقب آمده است.
  • وظيفة سيزدهم، به هر ميزان كه ممكن است براي جهاد با دشمنان در ركاب آن‌ جناب، اسلحه مهيّا كند.
در بحارالانوار از كتاب «الغيبـ↨ نعماني» منقول است كه حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: «بايد مهيّا نمايد هر يك از شما براي ظهور حضرت قائم، آلت حربي اگر چه يك تير باشد، اميد است همين كه اين نيّت را داشته باشد، حق تعالي او را از اصحاب و ياران او قرار دهد.»
  • وظيفة چهاردهم، در مهمّات به آن حضرت متوسّل شود و عريضة توسّل بيندازد. چنانچه در جلد 22 بحار منقول است.
  • وظيفة پانزدهم، در دعا كردن، خدا را به حقّ آن حضرت قسم دهد و آن جناب را شفيع قرار دهد، چنانچه در كمال‌الدّين منقول است.
  • وظيفة شانزدهم، بر دين قويم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتي كه از هر گوشه‌اي برمي‌خيزد، نروند؛ زيرا تا خروج سفياني و صيحة آسماني بلند نشود، ظهور امام(علیه السلام)، واقع نمي‌شود.
در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غيبت شيخ طوسي» از حضرت امام رضا(علیه السلام) روايت شده است: «سه ندا از آسمان بلند مي‌شود كه همه كس مي‌شنود و اين نداها در ماه رجب ظاهر مي‌شود. اوّل، الا لعنة الله علي الظّالمين. دوم؛ ازفة ‌الازفة يا معشر المؤمنين. سوم؛ مي‌بينيد بدني محاذي خورشيد و ندا مي‌شود: اين است امير‌المؤمنين كه به تحقيق براي هلاك كردن ظالمان برگشته است.» و در جلد دوم كمال‌الدّين منقول است: «اوّل كسي كه با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بيعت مي‌كند؛ جبرئيل است. آنگاه يك پاي [خويش را] بر بيت‌الله [الحرام] مي‌گذارد و يك پاي بر بيت‌المقدّس و ندا مي‌كند به ندايي كه همة خلايق مي‌شنوند: أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».
  • وظيفة هفدهم، معاشرت و رفت و آمد بسيار با مردمان روزگار او را از ياد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باز ندارد.
در جلد اوّل كمال‌الدّين از امام محمّد باقر(علیه السلام) روايت شده است كه فرمودند: «مردم! زماني مي‌آيد كه امام غايب مي‌شود. خوشا به حال آنها كه بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان، كمترين ثوابي كه براي آنها در نظر مي‌گيرند؛ اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌فرمايد كه اي بندگان من! به سرّ من ايمان آورديد و حجّت غايب مرا تصديق كرديد. بشارت باد شما را به نيكويي ثواب، از شما قبول مي‌كنم اعمال خوب را و عفو مي‌كنم اعمال بد شما را و مي‌آمرزم گناهان شما را و به بركات شما باران مي‌بارم بر بندگانم و دفع بلا از آنها مي‌كنم، اگر شما نبوديد بر آنها عذاب مي‌فرستادم.»
در ادامه، راوي پرسيد كدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنيد: «نگاه داشتن زبان و ماندن در خانة خود»؛ يعني بدون ضرورت با مردم دنيا معاشرت و رفت و آمد نكند، كه او را از ياد امامش باز دارد.
  • وظيفة هجدهم، ذكر صلوات خاصّة آن حضرت؛ آن‌چنان كه در كتاب‌هاي بحارالانوار، «مكارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.
صلواتي كه در صفحة 284 مكارم‌الاخلاق از شيخ طبرسي نقل شده، ‌بدين شرح است: «اَللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُمَّ اِنَّ رَسُولَكَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّكَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ في شَيءٍ اَ نَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدي في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَاَكْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْني في نَفْسي وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.»
  • وظيفة نوزدهم، فضايل و كمالات آن حضرت را ذكر كردن؛ زيرا كه آن جناب وليّ‌نعمت و واسطه در جميع نعمت‌هاي خداوند است كه به ما مي‌رسد و طبق فرمودة امام سجاد(علیه السلام) كه در صفحة 422 مكارم‌الاخلاق ذكر شده، يكي از راه‌هاي شكر وليّ‌نعمت، گفتن فضايل و كمالات اوست.
  • وظيفة بيستم، اظهار كردن اشتياق واقعي به زيارت جمال مبارك امام زمان(علیه السلام).
چنانچه در جلد اوّل كمال‌الدّين وتمام‌النّعمه آمده است، حضرت امير‌المؤمنين(علیه السلام) به سينة خود اشاره مي‌كردند و آه مي‌كشيدند و اظهار شوق به لقاي امام دوازدهم را داشتند.
  • وظيفة بيست و يكم، مردم را به سوي معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت كردن.
در كافي از سليمان ‌بن ‌خالد، مروي است كه به حضرت صادق(علیه السلام) عرض كردم: مرا اهل بيتي است و آنها سخن مرا مي‌شنوند. آيا آنها را به سوي اين امر دعوت كنم؟ امام در پاسخ فرمودند: بلي! خدا در كتاب خويش مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛11 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن مردم و سنگ‌هاست؛‏ حفظ كنيد.»
  • وظيفة بيست و دوم، صبر داشتن در مقابل سختي‌ها و آزار دشمنان دين و سرزنش آنها در زمان غيبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف).
در جلد اوّل كمال‌الدّين از حضرت سيّد‌الشّهداء(علیه السلام) روايت شده كه فرمود: «هر مؤمني كه در زمان غايب بودن امام دوازدهم، بر اذيّت و تكذيب دشمنان صبر كند؛ به منزلة كسي است كه با كفّار در خدمت رسول‌الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جهاد كرده باشد.»
  • وظيفة بيست و سوم، هديه كردن ثواب اعمال صالح خود مانند قرائت قرآن و غيره به امام زمان(علیه السلام).
  • وظيفة بيست و چهارم، داشتن طلب زيارت آن حضرت.
  • وظيفة بيست و پنجم، دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب كردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.
در توقيع شريفي از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند: «براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد، چرا كه گشايش و شادماني شما در آن است».12
و از حضرت امام حسن عسكري(علیه السلام) مروي است كه فرمود: «اين دعا باعث ثبوت بر ايمان است».13


ماهنامه موعود شماره 118


پي‌نوشت‌ها:

1. تحف العقول، ص 201.
2. بحارالانوار، ج 52، ص 125.
3. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 347.
4. همان، ص 378.
5. سورة بقره (2)، آية 245.
6. اصول كافي، ج 1، ص 537.
7. نجم‌الثّاقب، ص 424.
8. كمال‌الدّين وتمام ‌النّعمه، ج 2، ص 342.
9. همان، ص 352.
10. اصول كافي، ج 1، ص 332.
11. سورة تحريم (66)، آية 6.
12. احتجاج، ج 2، ص 284.
13. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 384.
همه مطالب زیبا بودن Heart
فقط...
لطفا اینقدر طولانی ننویسین گاهی تاثیر یه جمله کوتاه بیشتره...Blush
اراده و کوشش
امام علی (علیه السلام):
"بی کاری و جوانی ودارایی برای انسان بسیار مایه تباهی است"
در سیره امام علی (علیه السلام) آمده است که هر گاه از جهاد و دفاع باز می گشت به آموزش و قضاوت برای مردم می پرداخت و وقتی از آن دست می کشید در باغی کار می کرد و در همان حال به ذکر و یاد خدا سرگرم بود .
در سیره و فرهنگ امام علی (علیه السلام) بی کاری به معنی بی شغلی نیست و هر سکونی در زندگی باید تبدیل به حرکت شود .
منبع : روزنامه آرمان روابط عمومی
صدقه برای وجود مقدس ولي‌عصر(علیه السلام)

يكي از وظايفي كه در زمان غيبت كبرا براي منتظران عنوان گرديده، صدقه دادن جهت سلامتي وجود مقدس امام عصر(علیه السلام) است. قبل از آنكه روايات در اين موضوع را يادآور شويم سؤالي را مطرح مي‌كنيم و آن اينكه: وجود و بقاي آن امام بزرگوار با عنايت ذات اقدس الهي انجام گرفته و مي‌گيرد، حال چنين وجود مباركي كه ساليان سال است بر طبق اعتقاد شيعه به دنيا آمده و خداوند او را حفظ فرموده، چه نيازي به صدقه دارد؟!
در پاسخ به اين سؤال، ابتدا بيان مي‌كنيم كه صدقه براي حضرت به چه صورت‌هايي تصور مي‌شود:
1. صدقه از جانب ولي‌عصر(علیه السلام): انسان به نيابت از آن حضرت صدقاتي را مي‌دهد تا بدين وسيله براي آن حضرت ثواب و اجري حاصل گردد، همان‌طوري كه به نيابت آن حضرت حج انجام مي‌گيرد. در اين‌گونه نيابت‌ها هيچ اشكال و ايرادي نيست، زيرا سخني از سلامتي براي آن حضرت، مطرح نشده است.
2. صدقه براي سلامتي آن حضرت: در اين مورد است كه اشكال مطرح مي‌شود كه وجود آن حضرت چه نيازي به صدقه دارد؟ در جواب مي‌توان بيان داشت كه صدقه براي سلامتي آن حضرت مي‌تواند از بيماري‌ها باشد نه به خاطر تحفّظ از مرگ. توضيح اينكه آن وجود مقدس همانند انسان‌هاي ديگر مريض مي‌شوند و در معرض آفات قرار مي‌گيرند. در تاريخ زندگاني امام صادق(علیه السلام) چنين آمده كه بر حضرتش تبي عارض گشت، حضرت چندين بار «يا فاطمه» گفتند،1 يا در جاي ديگر آمده كه امام صادق(علیه السلام) در شب بيست و سوم ماه رمضان مريض بودند دستور دادند با همان حال بيماري، ايشان را به مسجد ببرند،2 ظاهراً به خاطر اهميت احياء شب بيست و سوم رمضان.
خلاصه در تاريخ زندگاني ائمه(علیه السلام) بسيار مشاهده مي‌شود كه امامان بزرگوار مريض مي‌شدند و در بعضي موارد دستور ذبح گوسفند و اطعام مي‌دادند. وجود مقدس امام زمان(علیه السلام) هم يكي از آن ائمة اثني‌عشر است و از آن قاعده مستثنا نيست. نكته‌اي كه هست اينكه ائمه(علیه السلام) در معرض آسيب‌هاي ديگر بوده‌اند و دشمنان آنان را از پاي درآوردند، ليكن ارادة خداوند بر اين قرار گرفته كه وجود مقدس ولي‌عصر(علیه السلام) حفظ شود تا ظهور برسد و بر همگان آشكار گردد.

دلايل روايي:

روايات مورد نظر دو دسته هستند:
ـ روايات راجع به نيابت از حج
ـ روايات صدقه
در اينجا رواياتي را متذكر مي‌شويم، ابتدا روايات مربوط به صدقه ذكر مي‌شود:
الف ـ امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: «صدقه در شب، خشم و غصب خداوند را خاموش، گناه بزرگ را محو، و حساب روز قيامت را آسان مي‌كند و صدقه در روز، موجب بركت در مال و زيادي عمر مي‌شود».3
ب ـ امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: «صدقه دادن آشكار، هفتاد نوع بلا را دفع، و صدقه دادن پنهان، خشم و غضب خداوند را برطرف مي‌سازد.»4
و اما روايات مربوط به انجام طواف، حج و صدقه به نيابت از ائمه(علیه السلام):
1. موسي بن قاسم مي‌گويد: به امام جواد(علیه السلام) عرض كردم تصميم داشتم كه به نيابت از شما و پدرتان ـ علي بن موسي الرضا(علیه السلام) ـ طواف نمايم، اما مردم مي‌گويند به نيابت امامان و اوصيا نمي‌توان طواف كرد. حضرت فرمودند: هر مقدار كه برايت ممكن است به نيابت از ما طواف كن و اين امر جايز است...
سپس از آن حضرت سؤال كردم كه آيا مي‌توانم از طرف مادرتان حضرت فاطمه(سلام الله علیها) طواف كنم؟ حضرت فرمودند: اين كار را بسيار انجام بده همانا اين بهترين چيزي است كه انجام خواهي داد.
2. علي بن ابي حمزه مي‌گويد: «به حضرت ابو ابراهيم ـ موسي بن جعفر(علیه السلام) ـ عرض كردم: آيا از طرف زندگان و مردگان از خويشان و دوستان، حج به جا آورم و نماز بخوانم و صدقه بدهم؟ حضرت فرمود: بله، از سوي آنها صدقه بده، و نماز بگزار و به خاطر صله و پيوندت با او پاداش ديگري [نيز] برايت خواهد بود.5
3. مرحوم حاج شيخ عباس قمي در كتاب خودش6 به وظايف بندگان در زمان غيبت پرداخته و از جملة آن وظايف، صدقه براي حفظ وجود مقدس آن حضرت و نيز حج به نيابت آن حضرت اشاره كرده و نوشته است: اين عمل (حج نيابتي) انجام مي‌گرفته و مورد تقدير حضرتش واقع شده است.
سيد اجل عليّ بن طاووس به فرزندش چنين سفارش كرده است:7 پس در پيروزي و وفاداري و تعلّق خاطر و دلبستگي نسبت به آن حضرت(علیه السلام) به گونه‌اي باش كه خداوند و رسول او(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پدران آن حضرت و خود او از تو مي‌خواهند و (هنگامي كه نماز حاجت به جاي مي‌آوري) حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‌هاي خود مقدم بدار و صدقه دادن از سوي آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوي خودت و عزيزانت قرار ده و دعا براي آن حضرت را مقدم بدار كه سبب مي‌شود به سوي تو توجه كند و به تو احسان نمايد.8
4. امام صادق(علیه السلام) مي‌فرمايد: چه چيز باز مي‌دارد شما را كه نسبت به والدين خود در حال زنده بودن و پس از مرگشان نيكي نمايد، از سوي آنان نماز بگزارد، از طرف ايشان صدقه بدهد، حج بجاي آورد و روزه بگيرد، پس آنچه انجام داده براي آنان خواهد بود و مثل آن ثواب براي او است. پس خداوند عزّوجلّ به خاطر نيكي و صله‌اش، خير بسياري براي او خواهد افزود.9
از مجموع اين روايات و نظاير آنها روشن مي‌شود كه صدقه دادن و نماز خواندن و حج به جا آوردن و انجام ديگر امور خير به نيابت از زندگان و مردگان جايز، بلكه مستحب است، و از آنجا كه امام(علیه السلام) نسبت به شيعيانشان اولي به نفس خودشان مي‌باشند و بايد در تمام امور آن حضرت را مقدم بر خودشان بدارند، پس به جاست كه در صدقه دادن هم مانند دعا كردن، آن حضرت را بر خود مقدم نمايند، حال فرق نمي‌كند كه بدون نيابت، اين صدقه را براي سلامتي آن وجود مقدس و به خاطر ثوابش به ايشان هديه كند يا به نيابت از آن بزرگوار، چه اين كه در سيره و روش?علماي رباني و سفارشات آنها، هر دو وجه وجود داشته است.
توضيح بيشتر: در اينجا ممكن است اشكالي بيان شود و آن اينكه بين دعا و صدقه چه فرق است همان‌طور كه دعا براي آن حضرت است صدقه هم مطلقاً جايز بلكه مستحب است.
در بعضي از ادعيه براي وجود و بقاي آن حضرت دعا مي‌شود يكي از آن دعاهايي است كه سيد بن طاووس و شيخ در مصباح و مرحوم حاج شيخ عباس قمي در مفاتيح‌الجنان ذكر كرده‌اند و اما آن قسمت دعا كه براي حفظ آن حضرت است اين است كه مي‌فرمايد:
«و أعذه من شرّ جميع ما خلقت و برأت و أنشأت و صوّرت و احفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظك الذي لا يضيع من حفظته به»
خدايا! او را پناه ده از شرّ همة آنچه كه آفريده‌اي و پديد آورده‌اي و ايجاد كرده‌اي و نقشه كشيده‌اي، و حفظ كن او را از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و ازطرف چپ و از بالاي سرش و زير پايش به نگهداري و حفظ خودت، آن‌چنان حفظي كه تباه نمي‌گردد و ضايع نمي‌شود آن كسي كه تو او را حفظ كني».
جواب از اين اشكال اين است كه شايد منظور از حفظ در دعاي وارده حفظ از بلاها باشد و اگر به فرازهاي قبل از اين جملات كه در دعا ذكر شده رجوع كنيم مطلب روشن‌تر مي‌شود، در اوّل دعا مي‌فرمايد: «اللّهم ادفع عن وليّك و خليفتك...؛ خدايادفع كن بلا را از وليّ خودت و خليفة خودت» بنابراين، جملات بعدي هم بر همان روال است، مي‌خواهد بفرمايد: « الله اعلم» خدايا! او را از همة اطراف محافظت فرما تا اينكه او را از هر گونه آسيبي در امان باشد. آسيب‌ها شامل هرگونه بلا، مريضي، سوء قصد و اهانت مي‌شود.
اگر بگوييد در دعاي وارده، كلمة بلا و گرفتاري نيست، جواب اينست كه مناسب با جملة « اللّهم ادفع عن وليّك...» همان دفع از بلايا خواهد بود؛ معمولاً وقتي مي‌خواهند از بيماري و مانند آن جلوگيري كنند با كلمة «دفع» عنوان مي‌شود.
در خاتمه مي‌خواهيم به عللي بگوييم كه اساس ايراد و اشكال بر هم مي‌ريزد و آن به اين خاطر است كه صدقه و همچنين دعا براي آن حضرت (مطلقاً) شايسته است يعني چه براي دفع بيماري‌ها و چه براي حفظ آن وجود مقدس؛ بيان اين مطلب آنست كه لزومي ندارد شيعيان و مسلمانان كه به دعا و صدقه در زمان غيبت موظف هستند توجه به غايت كنند و چون حفظ حضرتش را خداوند به عهده گرفته) بلكه ما مكلف هستيم براي آن حضرت صدقه دهيم و دعا كنيم (مطلقاً) يعني چه براي حفظ باشد و چه براي سلامتي آن حضرت از بيماري‌ها و به تعبير ديگر لازم نيست علت و حكمت ?ين وظيفه شايسته را لازم نيست بدانيم، ما بايد بر طبق دستورات شرع ـ چه واجب و چه مستحب ـ عمل كنيم.

پي نوشت ها :
1. بيت الاحزان، خلج شيخ عباس قمي.
2. مفاتيح الجنان، اعمال وارده در شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان.
3. ينابيع الحكمة، ج 3، ص 459.
4. ينابيع الحكمة، ج 3، ص 459.
5. وسايل الشيعه، ج 5، ص 367، ح 9.
6. منتهي الآمال.
7. كشف المحجة، علي بن طاووس، صص 152 ـ 151.
8. كشف المحجة، علي بن طاووس، صص 152 ـ 151، فصل 150.
9. اصول كافي، ج 2‌، ص 159، باب والدين، حديث 1.


ماهنامه موعود شماره 109
نویسنده : سيد محمد تقي جواهري

صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع