|
وظایف منتظران (مکیال المکارم)
|
|
۹:۴۰, ۱۳/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/بهمن/۹۱ ۱۳:۱۴ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت همه دوستان گرامی
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب به یاری خدا و توصیه یکی از دوستان قصد دارم از این به بعد وظایف منتظران از نگاه کتاب مکیال المکارم فی فوائد دعا للقائم براتون به طور مختصر شرح بدم. امیدوارم که بتونم با اینکار قسمت ناچیزی از حقوق و مراحم آن حضرت رو ادا کرده باشم. |
|||
|
|
۹:۵۶, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/بهمن/۹۱ ۱۱:۱۰ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
1- تحصيل شناخت صفات و آداب و ويژگيهاي آن جناب
شناخت صفات و آداب و ويژگيهاي آن جناب به دليل عقل و نقل لازم ميباشد : دليل عقل: چون ما به خاطر اين که به ديدار مولايمان و امام زمانمان مشرَّف نشدهايم از شناختن آن حضرت به صورت محروم ماندهايم، بنابراين اگر کسي در اين زمان ادعا کند که من صاحب الزمان هستم. راست و دروغش را جز به دو امر نميتوان دانست: يکي آشکار شدن معجزه به دست او، و ديگر ظاهر شدن نشانههايي که ائمّه اطهار براي امام قائمي که در انتظارش هستيم بيان کردهاند. دليل نقل: شيخ صدوق از حضرت ابوالحسن موسي بن جعفر (علیه السلام) روايت آورده که فرمود: هر کس در چهار چيز شک کند به تمام آنچه خداي - تبارک و تعالي - نازل فرموده کفر ورزيده است {که} يکي از آنها شناختن امام در هر زمان از جهت شخص و صفات او ميباشد. و بر وجوب شناخت مولايمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روايات و اخبار بسياري دلالت ميکند، از جمله: در کتاب {اصول کافی} به سند خود از فضيل بن يسار آورده که گفت: از حضرت امام صادق (علیه السلام) درباره فرموده خداي - تبارک و تعالي - پرسيدم : «يَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإمامِهِمْ»؛ [1] روزي که هر مردمي را به امامشان فرا ميخوانيم. فرمود: اي فضيل! امام خود را بشناس که اگر امامت را شناختي پيشتر شدن اين امر يا به تأخير افتادن آن، بر تو زيان نرساند، و هر کس امام خود را بشناسد سپس پيش از آنکه صاحب اين امر قيام کند بميرد، به منزله آن است که در ارتش آن حضرت نشسته باشد، نه، بلکه به منزله کسي است که زير پرچمش نشسته باشد. راوي گويد: بعضي از اصحاب آن حضرت گفتند: به منزله کسي است که با رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شهادت رسيده باشد. [2] شناخت جز به دو امر حاصل نميگردد : يکي: شناختن شخص امام (ع) به نام و نسب. دوم: شناخت صفات و ويژگيهاي او. و {همانطور که اشاره شد} به دست آوردن اين دو شناخت از اهمّ واجبات ميباشد. پس هرگاه فرد مؤمن آن نشانه ها را شناخت و از آن مکارمي که براي آن حضرت هست آگاه گرديد به هر صدايي گوش نخواهد داد، و بين راستگو و دروغگو فرق خواهد گذاشت. [1] سوره اسراء، آيه 71. [2] اصول کافي، 371:1. [3] الغيبة نعماني، 65. |
|||
|
|
۱۴:۳۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۱ ۹:۳۵ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
2- رعایت ادب نسبت به یاد او
به اينکه مؤمن، آن حضرت (علیه السلام) را ياد نکند مگر با القاب شريف مبارکش، مانند: حجّت، قائم، مهدي، صاحب الامر، صاحب الزمان و غير اينها و ترک تصريح به نام شريف اصلي آن حضرت که اسم رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است شيخ صدوقرحمه الله به سند صحيحي، از حضرت امام صادق (علیه السلام) روايت کرده که فرمود: «صاحب اين امر {حجّت از آل محمد} مردي است که هيچ کس با اسمش او را ياد نکند، مگر اينکه کافر باشد» شيخ کليني نيز به سند صحيحي اين خبر را چنين روايت نموده: «صاحب اين امر را کسي به نامش اسم نبرد مگر کافري»[1] [1] اصول کافي، 333:1 باب در نهي از اسم ح 4. |
|||
|
|
۹:۱۸, ۱۹/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۱ ۱۲:۲۳ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
3- محبت او بطور خاص
بدانکه در وجوب محبت تمام ائمه معصومین (علیه السلام) ترديدي نيست و اينکه دوستي ايشان بخشي از ايمان و شرط قبولي اعمال است. ولي در اهتمام به محبّت مولايمان حضرت حجّت (ع) خصوصيتي هست که سبب شده به طور خصوص به آن امر گردد و اين از دو جهت است : به جهت عقل : توضيح اينکه سرشتها بر محبّت کسي که به آنها نيکي کند و هرکه واسطه احسان به. آنها باشد، ساخته شده است، و در مجالس صدوقرحمه الله به سند خود، از ابن عباس آمده که گويد: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: خداوند را دوست بداريد، به جهت آنچه از نعمتهاي خويش به شما ميدهد و مرا به جهت دوستي خداي - عزّوجلّ - دوست بداريد و اهل بيتم را به خاطر دوستي من دوست بداريد. و به جهت نقل : سيد محدّث بحرانيرحمه الله در کتاب «غاية المرام» [1] به نقل از نعماني، به سند خود {بعد از شرح طولانی اتفاقات شب معراج) ، از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت آورده که فرمود: ... فرمود: اينان امامان هستند و اين قائم است حلالم را حلال و حرامم را حرام مينمايد و از دشمنانم انتقام ميگيرد. اي محمد! او را دوست بدار، که من او را و دوست دارنده او را دوست دارم. اين حديث دلالت دارد بر اينکه در محبّت آن حضرت ويژگياي هست که مقتضي امر مخصوص از سوي خداي تعالي گرديده، با اينکه محبّت همه امامان (ع) واجب است. [1] غاية المرام، 188 باب 23 ح 101. |
|||
|
|
۸:۳۳, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
4- محبوب نمودن او میان مردم
و اين امر دلالت دارد تمام آنچه در امر سوم بيان کرديم{پست قبلی}، به جهت دلالت عقل بر اينکه هر کس محبّتش واجب و نيکو است، سزاوار است او را محبوب نمود. و نيز دلالت ميکند بر آن محتواي فرموده خداي تعالي در حديث موسي (ع) که: مرا در ميان آفريدگانم محبوب ساز.... و به طور صريح بر آن دلالت ميکند، آنچه در «روضه کافي» به سند خود، از حضرت ابي عبد اللَّه صادق (ع) آورده که فرمود: خداوند رحمت کند بندهاي که ما را نزد مردم محبوب نمايد و ما را در معرض دشمني و کينهتوزي آنان قرار ندهد. همانا به خدا سوگند! اگر سخنان زيباي ما را براي مردم روايت ميکردند، به سبب آنان عزيزتر ميشدند و هيچ کس نميتوانست بر آنان وصلهاي بچسباند، ولي يکي از آنان کلمهاي را ميشنود، پس ده کلمه از پيش خود بر آن ميافزايد. [1] . و در مجالس صدوقرحمه الله به سند خود آورده، از امام صادق (ع) که فرمود: خداوند رحمت کند بندهاي را که مودّت مردم را به سوي ما کشاند و به آنچه ميشناسند، با آنان سخن بگويد و آنچه را منکرند، واگذارد. [2] . ----------------------------------------------------------------- [1] روضةالکافي، 229 ح 293. [2] أمالي، 61. |
|||
|
|
۹:۵۵, ۲۵/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۱ ۱۱:۵۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
5- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
سخن در اين باره در چند مبحث واقع ميشود : مبحث اول : فضيلت انتظار و ثواب منتظر و انتظار پيغمبران و امامان نسبت به اين امر در اين باره همين بس، که حضرت سيد الساجدين (ع) در دعاي عرفه بر منتظران درود فرستاده و براي آنان دعا کرده، بعد از دعا کردن براي مولايشان [امام زمان] (علیه السلام) و اضافه بر آن روايات بسياري بر اين مقصود دلالت دارد، از جمله در «کمال الدين» از حضرت ابي عبد اللَّه امام صادق (ع) آمده که فرمود: هر کس از شما بر اين امر در حال انتظار آن بميرد، همچون کسي است که در خيمه قائم (علیه السلام) بوده باشد. [1] مبحث دوم : در وجوب انتظار حضرت قائم بر همه افراد و بر اين مطلب دلالت ميکند روايتي که ثقة الاسلام کليني رحمه الله در اصول کافي به سند خود، از اسماعيل جعفي آورده که گفت: مردي بر حضرت ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) وارد شد و صفحهاي در دست داشت. حضرت باقر (علیه السلام) به او فرمود: اين نوشته مناظره کنندهاي است [2] که پرسش دارد از ديني که عمل در آن مورد قبول است. عرض کرد: رحمت خداوند بر تو باد! همين را خواستهام. حضرت ابوجعفر باقر (علیه السلام) فرمود: گواهي دادن به اينکه هيچ معبود حقّي جز خداوند نيست و اينکه محمد بنده و رسول او است و اينکه اقرار کني به آنچه از سوي خداوند آمده و ولايت {خاندان} ما و بيزاري از دشمن ما و تسليم به امر ما و پرهيزکاري و فروتني و انتظار قائم ما، که ما را دولتي است که هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد. [3] مبحث سوم : معني انتظاري که در اين اخبار به آن امر گرديده است انتظار حالتي است نفساني که آمادگي براي آنچه انتظارش را ميکشيم، از آن بر ميآيد و ضدّ آن يأس و نا اميدي است. پس هر قدر که انتظار شدیدتر باشد، آمادگی و مهیا شدن قوی تر خواهد. بنابراين مؤمني که منتظر آمدن مولايش ميباشد، هر قدر که انتظارش شديدتر است، تلاشش در آمادگي براي آن به وسيله پرهيز از گناه و کوشش در راه تهذيب نفس و پاکيزه کردن درون از صفات نکوهيده و به دست آوردن خويهاي پسنديده بيشتر ميگردد، تا به فيض ديدار مولاي خويش و مشاهده جمال انورش در زمان غيبتش رستگار شود، همچنانکه براي عده بسياري از نيکان اتفاق افتاده است. مبحث چهارم : در بيان حکم ضد انتظار يعني نااميدي نااميدي بر چند گونه تصور ميشود : گونه اوّل : يأس و نااميدي از اصل ظهور حضرت قائم (ع) به طور کلّي، و بدون شبهه همگي در حرام بودن آن اتّفاق نظر دارند، زيرا که ظهور و قيام حضرت قائم (ع) از ضروريات مذهب اماميه است. گونه دوم : نااميدي از ظهور حضرت قائم (ع) در مدّت معيّني، برحسب پندارها و حدسها، به اينکه مثلاً گفته شود: حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا پنجاه سال ديگر ظهور نخواهد کرد. [1] کمالالدين، 644:2 باب 55 ح 1. [2] احتمال دارد که کلمه (مخاصم) که در اين حديث آمده نام شخصي باشد که از مطلب مزبور پرسش کرده بود. (مترجم). [3] اصول کافي، 22:2 ح 13. |
|||
|
|
۱۱:۳۸, ۲۶/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۱ ۱۵:۲۰ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
6- اظهار اشتياق به ديدار آن بزرگوار
و اين از نشانههاي دوستان و مواليان آن جناب است و در خوبي و استحباب آن هيچ ترديدي نيست، چون در دعاهاي روايت شده براي آن حضرت، اين معني آمده است. و بر اين مطلب دلالت دارد آن که مولايمان امير المؤمنين علی (علیه السلام) اظهار اشتياق به ديدارش را داشت، چنانکه در حديث روايت شده از آن حضرت (ع) در وصف حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمود : از شما پناه دهندهتر است [يا بخشندهتر است] علمش از شما بيشتر و در صله رحم و پيوند خويشاوندي از همهتان کوشاتر است. بارخدايا! با تحقق بخشيدن بيعت او غم و اندوه را از ميان بردار و پراکندگي امت را به سبب او جمع گردان، پس اگر خداوند راه ديدارش را برايت گشود، تصميم خود را قطعي کن و اگر توفيق لقايش نصيبت گرديد ديگر به سوي هيچ روي مکن، و چون به دامنش دست فکندي ديگر از دست مده. آنگاه اشاره به سينه خود کرد و با آه کشيدن، شدّت اشتياق خود را بازگو نمود.[1] و نيز بر اين معني دلالت دارد آنچه در بحار به نقل از کتاب «مزار کبير»، به سند خود از احمد بن ابراهيم روايت آورده که گفت: به جناب ابوجعفر محمد بن عثمان اشتياقم را به ديدار مولايمان بيان کردم به من فرمود : با وجود اشتياق، مايل هستي او را ببيني؟ گفتم : آري. فرمود : خداوند پاداش شوق تو را عنايت فرمايد و ديدن رويش را به آساني و عافيت به تو روزي کند، اي ابوعبد اللَّه! التماس مکن که او را ببيني، زيرا که در ايام غيبت به او اشتياق داري و درخواست مکن که با او همنشين گردي، که اين از عزائم الهي است و تسليم بودن به آن بهتر است، ولي با زيارت به سوي او توجّه کن.... [2] [1] کمال الدين: 653:2. [2] بحار الانوار، 97:102 باب 7. |
|||
|
|
۹:۰۷, ۲۷/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۱ ۹:۱۱ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
7- ذکر مناقب و فضايل آن حضرت
ياد نمودن فضايل و مناقب آن حضرت و دليل بر استحباب اين کار، تمام اخبار و رواياتي است که در مورد تشويق و ترغيبِ يادآوري فضايل ائمه معصومين (علیه السلام) وارد شده است. از جمله: در اصول کافي از حضرت ابي عبد اللَّه صادق (ع) روايت شده که فرمود: همانا وظيفه جمعي از فرشتگان آسمان اين است که نگاه ميکنند بر يک و دو و سه نفري، در حالي که آنان درباره فضيلت آل محمد (علیه السلام) به گفتگو نشستهاند. پس فرشتهاي به فرشتگان ديگر ميگويد: آيا نميبينيد اينان را با همه کمي تعدادشان و بسياري دشمنانشان فضائل آل محمد (علیه السلام) را بيان ميکنند! [1] آنگاه گروه ديگري از فرشتگان ميگويند: «ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشآءُ وَاللَّهُ ذُوالفَضْلِ العَظِيمِ»؛ [2] اين فضل خداوند است که به هر کس بخواهد ميدهد و خداوند داراي فضل عظيم است. و در همان کتاب به سند خود، از ميسر، از حضرت ابي جعفر باقر (علیه السلام) آورده که گفت: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: آيا با هم خلوت ميکنيد [و دور از چشم دشمنان مينشينيد] و براي هم حديث ميگوييد و آنچه معتقد هستيد، براي هم بازگو مينماييد؟ عرضه داشتم: آري. به خدا سوگند! ما با هم در خلوت مينشينيم و براي هم حديث ميگوييم و آنچه معتقديم، براي هم باز ميگوييم. امام باقر (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند! که من دوست داشتم در بعضي از آنجاها با شما ميبودم، به خدا سوگند! که من بوي شما و جانهاي شما را دوست ميدارم و البته شما بر دين خداوند و دين فرشتگان او هستيد، پس با پرهيز از گناه و جديت در امر دين [ما را] ياري کنيد. [3] . و در همان کتاب از حضرت ابوالحسن موسي بن جعفر (علیه السلام) آمده که فرمود: هيچ چيز بر ابليس و لشکريانش دشوارتر نيست از اينکه برادران ايماني با يکديگر ديدار کنند و همانا دو مؤمن با يکديگر ديدار مينمايند که به ياد خدا باشند، آنگاه فضايل ما را يادآوري کنند، در اين حال گوشت سالمي بر صورت ابليس باقي نميماند، تا جايي که روح پليدش به التماس ميافتد از فرط آنکه درد ميکشد، پس فرشتگان آسمان و گنجوران بهشت متوجه ميشوند و او را لعنت ميکنند، تا اينکه هيچ فرشته مقرّبي باقي نماند، مگر اينکه بر او لعنت فرستد، که زبون و با حسرت و مردود ميافتد. [4] . و نيز بر اين مطلب دلالت ميکند، رواياتي که در مورد تلافي کردن کسي که به تو احساني نموده به وسيله ياد نيکو وارد شده، مانند فرموده مولايمان حضرت سيّد العابدين (علیه السلام) در رسالة الحقوق که در «مکارم الاخلاق» و «تحف العقول» و کتابهاي ديگر آمده که حضرت سجّاد (علیه السلام) فرمود: و امّا حق کسي که نسبت به تو نيکي و احساني نموده، آن است که او را سپاس بگذاري و کار خوبش را يادآور شوي و با سخن نيک او را در ميان مردم معرفي کني و دعاي خالصانه بين خود و خداي خود در حق او بنمايي، پس اگر اين کار را کردي، تشکر از او را پنهاني و آشکارا به جاي آورده باشي و اگر روزي توانستي عملاً کار نيکش را با نيکي تلافي کني، اين کار را انجام دِه. [5] . البته ما قسمتي از حقوق و مراحم آن حضرت را در بخشهاي سوم و چهارم اين کتاب {این تاپیک} مبارک بيان داشتيم، به آنجا مراجعه کن تا سينهات فراخ گردد و حالت صلاح يابد. و نيز بر اين مقصود دلالت دارد آنچه در شواهد لزوم محبوب نمودن آن بزرگوار در ميان مردم آورديم و آنچه در فضيلت دعوت کردن مردم به سوي آن جناب ان شاءاللَّه تعالي {در ادامه همین تاپیک} خواهد آمد. ----------------------------------------------------------------- [1] روضه کافي، 334 ح 521. [2] سوره جمعه، آيه 4. [3] اصول کافي، 187:2 ح 5. [4] اصول کافي، 188:2 ح 7. [5] مکارم الاخلاق، 422، باب 12. |
|||
|
|
۹:۵۰, ۱/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
8- اندوهگين بودن مؤمن از فراق آن حضرت
اينکه مؤمن از فراق و دور ماندن از آن حضرت اندوهگين و مهموم باشد {این تاپیک} و اين از نشانههاي دوستي و اشتياق به آن حضرت است. و از نشانهها، اين است که از شدّت شوقش همچون بيماري ديده شود که دلش از شدّت درد ميجوشد. و از نشانهها، اين است که از فرط اُنس گرفتن با محبوب ديده شود که از هر چه او را از وي مشغول ميدارد وحشت کند [و گريزان باشد] . و از نشانهها، خنديدنش در ميان مردم است، در حالي که دلش مالامال از اندوه است همچون زن جوان از دست داده. از جمله نشانههاي يک فرد شيعه!!! آن است که در اندوه و حزن امامان (ع) محزون و اندوهگين باشد و ترديدي در اين نيست که غيبت مولايمان حضرت حجّت (علیه السلام) و آنچه از حزنها و محنتها بر آن حضرت و بر شيعيانش وارد ميگردد، از بزرگترين و مهمترين علل حزن و اندوه امامان (ع) است، چنانکه از حديث آينده در فضيلت گريستن بر فراق آن جناب برايتان معلوم خواهد شد، ان شاء اللَّه تعالي : 1 - در کتاب «کمال الدين» به سند خود، از مولايمان حضرت ابوالحسن الرضا (علیه السلام) آورده که فرمود: چه بسيار زنان جگرسوخته مؤمنه، و چه بسيار مردان مؤمن اَسَفناک جگرسوخته خواهد بود آنگاه که ماء معين (=آب گوارا) مفقود و غايب گردد. [1] . 2- يکي از حقوق شخص مؤمن بر مؤمن ديگر، آن است که به خاطر اندوه او اندوهگين گردد، که بدون ترديد اين حق براي مولايمان حضرت صاحب الزمان (ع) بر تمامي افراد باايمان ثابت است، به طريق اولويت قطعي [يعني هرگاه افراد عادي از مؤمنين چنين حقّي را دارا باشند، امام و مولايمان حضرت حجّتعليه السلام که پيشواي آنان و رکن ايمان است، به طور قطع، سزاواري بيشتري در اين حق برايش ثابت ميباشد] . [2] . 3 - در مجلّد سوم بحار از مسمع کردين، از امام ابوعبد اللَّه صادق (ع) روايت آمده که فرمود: همانا آنکه دلش به خاطر ما به درد آيد، البته روزي که ما را هنگام مرگش ديدار کند، خوشحال خواهد شد، به طوري که آن خوشحالي و سرور، پيوسته در دلش باقي خواهد ماند، تا اينکه در کنار حوض کوثر بر ما وارد گردد ... [3] . 4- ... ----------------------------------------------------------------- [1] کمالالدين، 371:2. [2] اصول کافي، 226:2 باب کتمان ح 16. [3] بحارالانوار، 22:8 باب 20 ذيل ح 17. |
|||
|
|
۹:۰۱, ۲/خرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/خرداد/۹۱ ۹:۰۳ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
9- حضور در مجالس فضايل و مناقب آن حضرت
حضور يافتن و نشستن در مجالسي که فضايل و مناقب و ساير امور مربوط به آن حضرت، در آنها ياد ميشود و دليل بر اين - اضافه بر اينکه از لوازم و نشانههاي محبّت است و از مصاديق خيرات که مأمور شدهايم به آنها سبقت جوييم و پيشي گيريم که خداي تعالي فرموده: «فَاسْتَبِقُوا الخَيْراتِ»؛ [1] به سوي کارهاي خير سبقت گيريد - فرموده مولايمان حضرت امام رضا(علیه السلام) است که در امالي شيخ صدوق [2] و مجلّد دهم بحار از آن بزرگوار آمده، که فرمودند: هر کس در مجلسي بنشيند که امرِ ما در آن زنده ميگردد، روزي که دلها ميميرند دل او نخواهد مرد. [3] . و نيز بر اين مطلب دلالت دارد فرموده حضرت امام صادق (علیه السلام) به فُضيل، در حديث روايت شده در بحار و غير آن، که مينشينيد و حديث ميگوييد؟ فضيل عرضه داشت: آري. فدايت شوم! امام صادق (ع) فرمود: همانا من آن مجالس را دوست ميدارم، پس امر ما را اِحيا کنيد. اي فضيل! خداوند رحمت کند کسي که امر ما را احيا نمايد. [4] . و... اضافه بر اينکه نشستن در آن مجالس، زياد کردن افراد، دوستان و ياران و به اصطلاح سياهي لشکر درست کردن براي جمعيت نيکان است که نزد خداوند و امامان معصوم (علیه السلام) محبوب و مطلوب است، همچنان که سياهي لشکر شدن براي معاندين و اشرار نزد خداوند و امامان (علیه السلام) مبغوض و ناخوشايند ميباشد. بر اين مطلب دلالت ميکند آنچه در بحار، به نقل از مناقب آمده که: قاضي عبد الرحمن بن رياح، از يک نابينا علّت کورياش را سؤال کرد نابينا گفت: در واقعه کربلا حضور يافتم، ولي جنگ نکردم. پس از چندي در خواب شخص هولناکي را ديدم، به من گفت: رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تو را ميخواند. گفتم: توان ديدنش را ندارم. مرا کشيد و به خدمت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)برد، آن حضرت را اندوهگين يافتم و در دستش حربهاي بود و در پيشگاهش چرمي که زير محکومين گسترده ميشود،افکندهاند و فرشتهاي با شمشيري از آتش بپا ايستاده افرادي را گردن ميزند و آتش بر آنها ميافتد و آنان را ميسوزاند، سپس بار ديگر زنده ميشوند و باز آنها را همانطور به قتل ميرساند. عرضه داشتم: سلام بر تو باد، اي رسول خدا! قسم به خداوند! که من نه شمشيري زدم و نه نيزهاي به کار بردم و نه تيري افکندم. پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: آيا سياهي لشکر را زياد نکردي؟! آنگاه مرا به مأموري سپرد و از طشت خوني برگرفت، از آن خون بر چشمم کشيد، چشمانم سوخت و چون از خواب برخاستم، کور شده بودم. [5] . ----------------------------------------------------------------- [1] سوره بقره، آيه 148. [2] أمالي، مجلس 17، ح 4. [3] بحارالانوار، 278:44. [4] بحارالانوار، 282:44.[8] [5] بحارالانوار، 303:45. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کلیپ جدید وظایف منتظران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - استاد رائفی پور | 313rahro | 0 | 900 |
۲/اسفند/۹۶ ۱۶:۱۲ آخرین ارسال: 313rahro |
|
| آخرین وظایف منتظران | قلب | 8 | 3,068 |
۱۴/بهمن/۹۴ ۲۱:۰۷ آخرین ارسال: قلب |
|
| وظایف منتظران | ghoran | 7 | 2,932 |
۱۹/دی/۹۴ ۱۰:۴۳ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| فوائد دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (مکیال المکارم) | در جستجوی سختی | 75 | 46,331 |
۳۱/تیر/۹۴ ۹:۰۳ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| اوقات و حالات تأکيد شده دعا برای امام زمان (علیه السلام) (مکیال المکارم) | در جستجوی سختی | 14 | 8,386 |
۲۹/مرداد/۹۲ ۲۱:۵۳ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ...؟!! (مکیال المکارم) | در جستجوی سختی | 48 | 16,613 |
۱۸/فروردین/۹۲ ۱۵:۲۹ آخرین ارسال: در جستجوی سختی |
|
| وظایف منتظران - دانلود مستند "نقشه ی راه ظهور" | 59-11(یامهدی) | 1 | 2,427 |
۱۰/تیر/۹۱ ۱۳:۵۹ آخرین ارسال: aassdd |
|






