شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۱۳/فروردین/۹۱ ۲۳:۰۱)guided نوشته است: [ -> ][/font]
[font=B Nazanin]من با یک حالت تمسخر بعضی از این بندها رو میخوندم!! که مثلا با پای چپ وارد شوید و...
باور کنید به نظرم اومد این عالم بزرگوار جلوم نشسته و میگه :
ای نادون!
خدایی که حتی برای این کار هم تو رو رها نکرده ،چطور ممکنه توی باقی کارای زندگیت برات فکر نکرده باشه؟!
برات راه رو مشخص نکرده باشه؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
این مطلب هم چون تقریبا به موضوع مربوطه در اینجا قرار دادم.
جالبه بدونید که امروزه ارتباط مستقیم پای انسان با قلب او اثبات شده .
دانشمندان علم پزشکی یک اصل ثابت شده ای دارند که همه انسان ها هنگام سکته قلبی اگر وزن بدن شان روی پای راست باشد، به جلو می افتند و اگر وزن بدن شان روی پای چپ باشد به عقب می افتند. بنابراین وقتی که شخصی با پای چپ وارد دستشویی شود در صورت بروز مشکل به عقب پرت می شود و داخل دستشویی نمی افتد...
و هنگامی که وارد مسجد می شود اگر با پای راست داخل شود، اگر در همان حال سکته کند، به جلو یعنی داخل مسجد می افتد که بهترین مکان ها است، همچنین هنگام خارج شدن از مسجد اگر با پای چپ بیرون رود در صورت سکته کردن، چون سنگینی بدن او روی پای چپ است به پشت یعنی داخل مسجد می افتد،
البته احکام و قوانین اسلام علل متفاوتی دارند که علم ناقص بشری هنوز نتونسته به همشون دست پیدا کنه. این هم میتونه یکی از دلایل باشه...
(با استفاده از نثر
سایت حوزه )
حرکت خوبی رو شروع کردید در ذکر نکاتی که برایتان مهم بوده. منتظر ادامه مطالب هستیم
یا زهرا (سلام الله علیها)
سلام
در بخش سوم از فصل اول صفحه 37 مطلبی با عنوان (( عتاب خداوند به گنهکاران در روز قیامت )) آورده شده.
قبل از خوندن این مطلب یک صلوات بفرستید! فکرتون رو از همه چی خالی کنید، این چند خط توصیفی از روز قیامته.
پس هر جمله رو که می خونید خودتون رو تصور کنید که در این صحنه حضور دارید!
این مطلب رو کم کم قرار میدم تا فرصت داشته باشیم کمی در موردش فکر کنیم.
خلاصه اینکه سرانجام روز قیامت فرا میرسد و از سوی خداوند، آن چیزی که مردم گمانش را هم نمی کردند،آشکار میشود و زشتی اعمال نمایان می گردد و هر کس هر کاری که انجام داده را حاضر می بیند.
پرده از روی حقایق برداشته میشود و میزان نیکی ها و گناهان هر کسی معلوم می گردد.
در این وقت ، خداوند مهربان خطاب به یکی از بندگان خویش کرده و شکر نعمت هایی که به او بخشیده از او می خواهد و می فرماید
(( ای بنده ی من!
من تو را از هیچ به وجود آوردم، بی آنکه وجود تو اندک نفعی برای من داشته باشد، بلکه تو را آفریدم تا از من نفع ببری و پیش از آنکه تو را بیافرینم، تمامی مخلوقاتم را برای بر طرف کردن نیازها و خواسته های تو و برای رسانیدن تو به کمال ، به خدمتت گماشتم. تو بارها از فرامین من سرپیچی کردی و شکر نعمت های زیادی را که به تو داده بودم به جای نیاوردی و کفر نعمت کردی، اما این کارهای تو سبب نشد که من تو را حفظ و نگهداری ننمایم و تو را از نعمت هایم، که باعث رزق و تربیت و عزت و کمالت می گشت ، محروم نمایم.))
[b]
(۱۵/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۹)guided نوشته است: [ -> ]سلام
در بخش سوم از فصل اول صفحه 37 مطلبی با عنوان (( عتاب خداوند به گنهکاران در روز قیامت )) آورده شده.
قبل از خوندن این مطلب یک صلوات بفرستید! فکرتون رو از همه چی خالی کنید، این چند خط توصیفی از روز قیامته.
پس هر جمله رو که می خونید خودتون رو تصور کنید که در این صحنه حضور دارید!
این مطلب رو کم کم قرار میدم تا فرصت داشته باشیم کمی در موردش فکر کنیم.
من با الطاف بی کرانه ام و مهربانی گسترده ام تو را به سوی خویش فرا می خواندم تا بدانجایی که هر شب فرشته ای کریم را به سوی تو میفرستادم تا تورا به توبه و بازگشت به سوی من دعوت کند.آن فرشته هر شب تو را به سوی من فرا می خواند و از جانب من ، مژده ی قبولی توبه ات را اعلام می کرد و تورا با خبر می ساخت که هر گاه مرا صدا بزنی ، اجابتت میکنم و از توبه و بازگشتت مسرور و خوشحال میگردم.آن فرشته تو را به موانست و راز و نیاز و نزدیکی و وصال من دعوت میکرد، اما تو او را نمی پذیرفتی و از دشمن من (شیطان) اطاعت میکردی، ولی با وجود همه ی اینها ، باز نعمت و مهربانی ام را از تو دریغ نمی کردم.اما هر چه نعمت و خوبی از جانب من بیشتر می شد، رویگردانی و دوری تو از من بیشتر می گشت.
دلت را خانه ی ما کن، مُصفّا کردنش با من
به ما درد خود افشا کن، مداوا کردنش با من
بیاور قطره ی اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ی اخلاص، دریا کردنش با من
به ما گو حاجت خود را، اجابت می کنم آنی
طلب کن هر چه میخواهی، مهیّا کردنش با من
بیا قبل ازوقوع مرگ، روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را جمع، مِنها کردنش با من
اگر گم کرده ای ای دل، کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من
((من با الطاف زیاد و نعمت های بی شمار، مصرانه تورا به سوی خویش فرا می خواندم ، اما تو روی از من برگردانده و به راهی جز راه مستقیم من می رفتی.
تا کار بدانجا رسید که شبی از شبها یکی از غلامان و کنیزان نیازمندم را به در خانه ات فرستادم و او مقداری از نعمت هایی را که به تو بخشیده بودم در خواست کرد؛ اما تو به جای یاری او ، کفر نعمت کردی و او را نا امید از در خانه ات برگرداندی و او شب را با شکمی گرسنه به صبح رسانید،
و این در حالی بود که پیش از این به تو خبر داده بودم که اگر به فرد مستمندی کمک کنی، گویی که به من وام داده ای و من آن را از تو گرفته و در زمانی که به شدت بدان نیاز داری ، به تو بر می گردانم و اگر آن شخص نیازمند را دست خالی رد کنی ، در واقع خواسته ی مرا رد کرده ای
و تو با وجود دانستن این چیزها ، او را دست خالی از در خانه ات راندی.
ای بنده ی من!
چرا مرا از در خانه ات رد کردی؟ چرا به من قرض ندادی؟ آیا ترس آن را داشتی که من فقیر گردم یا اینکه می ترسیدی که خیانت کنم و به سخنی که گفته ام جامه ی عمل نپوشانم؟
ای بنده ی من!
چطور با بندگان من معامله می کردی ، اما از معامله با من ترسیدی؟ از من چه دیدی که ارزش مرا کمتر از تمامی آفریدگانم پنداشتی؟))
(( اگر دشمنانت با رویی گشاده پیش تو می آمدند، با اینکه یقین داشتی دل هایشان آکنده از بغض و دشمنی توست، اما باز خجتالت می کشیدی که جوابشان کنی،
اما در باره ی من از روبرگرداندن و پشت کردن حیا نکرده و نسبت به من کافر شدی،
در حالی که به اقبال من یقین داشتی و با اینکه می دانستی از همان نخستین لحظات خلقتت و حتی پیش از آن مراقبت بودم و نعمتهایم را برای تو آماده کرده بودم تا هر زمان که اراده نمایی از آن ها استفاده کنی.
من پیش از آن که تورا بیافرینم به خاطر تو آسمان و زمین و ماه و خورشید و آب و خاک و فرشتگان را آفریدم و آنها را مامور رفع نیاز های تو ساختم تا به تو در نعمت های اساسی ام ، که همانا خوردن و نوشیدن و پوشاک و خانه و دیگر نعمت هااست ، خدمت کنند،
اما تو با وجود این همه لطف و مهربانی که به تو ارزانی داشتم و با این اقبال کامل و بخشش زیاد و محبت فراوان ، با نافرمانی و سرپیچی از فرامین من و فرمانبرداری از دشمن من به دشمنی با من برخاستی))
مطلب بعدی در صفحه ی 42 نوشته شده . قبل از این مطلب در صفحات قبل مطالب مهمی گفته شده که ان شاالله دوستان خودشون کتاب رو مطالعه کنن و به طور کامل بخونن.
بنده سعی میکنم قسمت هایی از کتاب رو بنویسم.
عجیب تاثیر داره نوشته های ایشون!
گاهی اوقات انسان فکر میکنه مخاطب کتاب قرار گرفته و به طور مستقیم داره با این عارف بزرگوار صحبت میکنه.
به این چند سطر توجه کنید.
((حال که به این حقایق پی بردی، با خودت خلوت کن.
لحظه ی حضورت رادر روزی بزرگ و در محضری بزرگ به یاد آور که در آنجا برای موضوعی بزرگ حاضر می گردی.
عظمت ظهور سلطنت خداوند، که هیچ کس را توانایی تصور آن نیست و مردم از درکش ناتوانند را به یاد آور.
ناراحتی و حزن و اندوهت را در روز قیامت به خاطر آور .
به یاد ترس های بزرگ روز قیامت و سرزنش های خداوند و شرمندگی خویش و افسوس خوردنت و به یاد آتش دوزخ و زبانه کشیدن شعله های آن و درماندگی و گرسنگی و تشنگی ات بیفت.
کسانی را به خاطر آور که در روز قیامت با تو به دشمنی و مخاصمه بر می خیزند.
سپس به لطف و عزت و شرف و نعمت های دنیایی که خداوند به تو بخشیده بیندیش.و در حال کنونی ات فکری نما . ببین همان خدایی که مالک و سلطان روز جزاست، چگونه در این دنیا تو را اکرام نموده و به راز و نیاز و گفتگوی با خود و مجلس انس و نزدیکی و همجواری خویش فراخوانده ،
سپس اندکی در احادیث و روایاتی که در این باب رسیده درنگ کن و بدانها نظری بیفکن.))
احادیث باشه برای قسمت بعد
فعلا شما رو تنها میذارم با این جملات!
(۱۸/فروردین/۹۱ ۰:۳۶)guided نوشته است: [ -> ]آیا ترس آن را داشتی که من فقیر گردم
یا اینکه می ترسیدی که خیانت کنم ...؟
دو جمله ی بالا زندگی علی 110 را تغییر داد در سال 1384 هجری شمسی
(۱۹/فروردین/۹۱ ۱:۳۴)علی 110 نوشته است: [ -> ] (۱۸/فروردین/۹۱ ۰:۳۶)guided نوشته است: [ -> ]آیا ترس آن را داشتی که من فقیر گردم
یا اینکه می ترسیدی که خیانت کنم ...؟
دو جمله ی بالا زندگی علی 110 را تغییر داد در سال 1384 هجری شمسی
علی جان یه سوال مهم :
در هنگام بخشیده یا صدقات , یا اگر کسی ازت کمک بخواد , آیا نگران نیستی که ممکنه مستحق نباشه ؟
آیا هر کی کمک بخواد باید بهش کمک کرد ؟
اگه سوار موتور بودی و یه نفر مثلا خواست برسونیش و بعدا معلوم بشه طرف داره مواد حمل میکنه چی ؟
فقط یه مثال بود اما برام سوال اینه که :
آیا ما از نظر دینی موظف هستیم که مستحق را تشخیص بدیم یا نه !
ممنونم میشم نظرتو بگی
(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۰۲)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
بچه ها در بخش "توبه" اون قسمت هایی که مرحوم ملکی تبریزی (رحمت الله علیه) از یک نفر دیگه نقل می کنند یکم فهمش سخته.
اگر شما متوجه شدید ممنون می شم به زبان ساده تر توضیح بدید
حتی بعضی لغاتش هم توی لغت نامه جستجو کردم ولی براش معنی درستی پیدا نشد!
مثلا اسم یکی از گناهان کبیره تعرب بعد از هجرت بود که هرچی فکر کردم متوجه نشدم منظور چیه یا مواردی از این دست...
(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۵۳)guided نوشته است: [ -> ]برادر یه مقدار دقیق تر آدرس بده!!! 
(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۱۰)guided نوشته است: [ -> ]خوب انگار شماره صفحات کتاب بنده فرق میکنه!
فکر میکنم منظور شما این جمله اس:
اگر خواص به خاطر درک نقیصه ی گناه و معصیت رو به سوی توبه آورند، صفای مراقبتی که خاص آنان است تیره می شود.
(۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۱۵)یا ثارالله نوشته است: [ -> ] (۲۰/فروردین/۹۱ ۰:۱۰)guided نوشته است: [ -> ]خوب انگار شماره صفحات کتاب بنده فرق میکنه!
فکر میکنم منظور شما این جمله اس:
اگر خواص به خاطر درک نقیصه ی گناه و معصیت رو به سوی توبه آورند، صفای مراقبتی که خاص آنان است تیره می شود.
بله. این جمله + یک سری سوالاتی که از صفحات قبل دارم
درضمن اگر مدیر محترم بخش موافق باشند این ارسال ها رو ادغام کنند یا حذف کنند تا بنده در همان پست اولی آدرس کامل را قرار بدهم تا خوانندگان از خواندن تاپیک خسته نشوند