شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
امیدوارم این مطلب کمکتون بکنه:
آیا توسل شرك است
پاسخ این سؤال، در ضمن چند نكته زیر روشن مىشود:1. اقسام شرك
همچنان كه توحید اقسامى دارد، در برابر آن، شرك نیز داراى اقسامى است كه عبارتند از:
الف) شرك ذاتى؛ یعنى اعتقاد به دو، سه یا چند خدا و توحید ذاتى، یعنى اعتقاد به یگانگى ذات خداوند.
ب) شرك صفاتى؛ یعنى اعتقاد به این كه صفات خداوند زاید بر ذات اوست و توحید صفاتى، یعنى اعتقاد به این كه صفات خدا عین ذات اوست.
ج) شرك افعالى؛ یعنى اعتقاد به آفرینندهاى غیر از خداوند براى هستى (شرك در خالقیت) و یا اعتقاد به موجودى كه در فاعلیت و تأثیرگذارى، مستقل از اراده و قدرت خداوند باشد (شرك در ربوبیت).
د) شرك در عبادت و پرستش؛ یعنى پرستش غیر خدا (مانند پرستش چوب، سنگ، ستاره و خورشید). شناخت این نوع شرك، متوقف بر روشن شدن مفهوم عبادت و پرستش است.
2. عبادت و پرستش
«عبادت»، نهایت ذلت و خضوع، در برابر كسى است كه اعتقاد به الوهیت او داشته باشیم و یا او را فاعل استقلالى و غیر وابسته بدانیم. بنابراین، عبادت دو ركن دارد كه عبارتند از:
1. نهایت ذلت و خضوع.
2. اعتقاد به الوهیت یا فاعلیت استقلالى و غیروابسته.
هرگاه یكى از این دو ركن نباشد، دیگر مفهوم عبادت و پرستش صدق نمىكند. خداوند، خود به فرشتگان فرمان داده است تا در مقابل آدم سجده كنند؛ «و یاد كن آنگاه كه فرشتگان را گفتیم: آدم را سجده كنید».1 و یا فرزندان را به نهایت خضوع و تذلل در برابر والدین دستور داده است؛ «و بالهاى ذلت و خوارى را از روى مهربانى براى آن دو [پدر و مادر] بگستران».2 بدیهى است كه این اعمال، عبادت و پرستش غیر خدا محسوب نمىشود و گرنه خدا امر به آن نمىكرد.
3. توسّل و شرك
در توسّل، گاهى حاجت خود را از خدا مىخواهیم و هنگام دعا او را به حق اولیایش قسم مىدهیم كه حاجت ما را برآورده سازد. این روش را پیامبر اكرم صلىاللهعلیهوآله تعلیم فرمود و خود نیز بدان عمل مىكرد.3 در چنین روشى، هیچگونه احتمال شرك وجود ندارد.
در نوع دوم توسّل، خداوند را حاجت دهنده مىدانیم و از اولیاى الهى مىخواهیم تا برآمدن حاجت ما را از درگاه الهى درخواست كنند. درخواست دعا، نه تنها مؤثر دانستن غیرخدا نیست، بلكه اعتراف به این مطلب است كه تنها حاجت دهنده و مؤثر در عالم هستى، اوست.
در نوع سوم توسّل، به طور مستقیم حاجت خود را از اولیاى الهى طلب مىكنیم و این نیز شرك نیست؛ زیرا تأثیرگذارى آنها، به صورت غیراستقلالى و وابسته به اراده و قدرت الهى است. اسباب و واسطههاى فیض، همچنان كه در اصل وجود و بقاى خویش، وابسته و قائم به او هستند، در فاعلیت و تأثیرگذارى نیز وابسته به اراده و قدرت خداوند مىباشند. بنابراین، نه توحید در ربوبیت به معناى انكار نقش اسباب است و نه اثبات نقش اسباب و واسطههاى فیض، منافى با توحید ربوبى است. از این رو، تمسّك به آنها، منافاتى با توحید ربوبى ندارد.
بلى، اگر كسى اسباب و واسطههاى فیض را فاعل مستقل از اراده و قدرت خدا بداند و یا معتقد به مبدأ مؤثرى در عالم هستى باشد كه خدا آن را سبب و واسطه فیض قرار نداده، دچار شرك گشته است.
بنابراین، توسّل و حاجت خواستن از اولیاى الهى، تمسّك به رابطههاى فیض الهى و اسبابى است كه فاعل بودن آنان وابسته به قدرت و اراده خداوند است. در نتیجه، این حاجت خواستن، شرك در ربوبیت نیست؛ همچنان كه تمسّك به سایر اسباب (مثل پزشك و دارو)، شرك در ربوبیت نیست. از سوى دیگر، چون كسى آنان را «خدا» و «اللَّه» نمىداند، بلكه تمام افتخار اولیاى الهى این است كه بنده و مخلوق او هستند، شرك در الوهیت (شرك در ذات) هم نیست.
با توجه به آن چه در تبیین مفهوم عبادت گذشت، شرك در عبادت و پرستش نیز نخواهد بود؛ چون عبادت، خضوع و خشوع همراه با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت معبود است. بنابراین، هیچكدام از اقسام شرك، بر این نوع از توسّل، صدق نمىكند؛ بر خلاف پرستش بتها و شفاعتجویى مشركان كه خداوند درباره آنان مىفرماید:
«وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ».4
این آیه، مشركان را به دو جهت، مورد سرزنش و توبیخ قرار داده است كه عبارتند از:
1. عبادت و پرستش بتها.
2. اعتقاد به وساطت بتها.
مشركان مكه، اعتقاد به الوهیت بتها نداشتند و آنها را «اللَّه» نمىدانستند؛ زیرا مىگفتند: «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ»؛ اما دچار شرك در ربوبیت بودند؛ یعنى بتها را موجوداتى مىدانستند كه مستقل از اراده و قدرت خداوند، منشأ تأثیر و جلب خیر و دفع ضررند و به همین جهت، با قربانى كردن، خضوع و خشوع در برابر بتها، در صدد جلب رضایت آنها بودند.
در نتیجه عمل مشركان مكه از سه جهت مورد نكوهش است كه عبارتند از:
1. شرك در ربوبیت.
2. شرك در عبادت.
3.اعتقاد به ربوبیت و عبادت در برابر سنگ و چوبى كه با دست خود تراشیده بودند. تعبیر آیه «ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ»، اشاره به شدّت پستى این اعتقاد و این عمل دارد؛ در حالى كه توسّل به اولیاى الهى، اعتقاد به وساطت كسانى است كه خداوند به آنان چنین منزلتى داده است. ما اولیاى الهى را نه «اللَّه» مىدانیم و نه اعتقاد به ربوبیت و فاعلیت استقلالى آنان داریم؛ بلكه به نظر ما، هر گونه فاعلیت و تأثیرگذارى اسباب و واسطههاى فیض، وابسته به اذن، اراده و قدرت خداوند است.
پىنوشتها:1. بقره (2)، آیه 34.
2.اسراء(17)، آیه 24.
3. كنزالعمال، ج 12، ص 148، ح 34425؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138. براى تفصیل بیشتر ر.ك: پرسش 19.
4. یونس (10)، آیه 18.
منبع:
نشریه پرسمان
(۲۰/اسفند/۹۰ ۰:۴۰)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام موضوع خوبیست تشکر میکنم
یک سوال
...
مگر راه و رسم عبادت کردن را نباید از معصومین (علیه السلام) بیاموزیم؟
پس چرا در هیچ کدام از دعاها نداریم که درخواست ها از ائمه صورت بگیرد؟
مثلا در دعای عهد هر چه که میخواهیم و طلب می کنیم از خداست . چرا امامان باقر و صادق (علیه السلام) به ما یاد نگفته اند که بعضی از خواسته هایمان از خود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد؟ مثلا هیچ جا در دعاها به جای اللهم عجل لولیک الفرج به طور مستقیم از خود امام درخواست ظهور کردن نمی کنیم؟
...
یا حق.
با سلام
روشن و مشخص است که هر دعایی که در آن از غیر خدا چیزی بخواهیم درحالی که امید و ایمان به خدا نداریم و خدا را صاحب اصلی حاجات ندانیم شرک است.
اما گاهی از ائمه یا حتی اشخاصی حاجتی داریم می گوئیم مرا شفا بده، مرا ...
و درپس ذهن خود اعتقاد داریم که خداست که حاجت روا می کند این شرک نیست اما بیان مناسبی هم نیست و می تواند در اثر تکرار و استمرار به شرک تبدیل شود
لذا ائمه علیهم السلام به ما یاد داده اند که به ایشان توسل جوئیم و آنها را واسطه قرار دهیم نه آنکه مستقیم از آنها بخواهیم
البته فهم این مطالب و سیر در مقامات امامان و جایگاه ایشان بحثی پیچیده و سنگین است.
چنانکه به نرم افزارهای حدیثی دسترسی دارید کافی است عباراتی چون عبارات ذیل را در روایات جستجو کنید:
اتوسل الیک بخیرتک و صفوتک من العالمین.
اتوسل الیک بالبشیر النذیر و السراج المنیر.
فانی بمحمد و علی و اوصیائهما الیک اتوسل.
اتوسل الیک بالائمة الذین اخترتهم لسرک.
اتوسل الیک بالملائکتک المقربین و انبیائک المرسلین.
اتوسل الیک بمحمد و آله الطیبین.
اسئلک بحق محمد و آل محمد علیک.
اللهم بحق محمد و بحق الاوصیاء بعد محمد.
اللهم بحق محمد عبدک و رسولک ... و بحق امیر المؤمنین علی بن ابی طالب عبدک و اخی رسولک و بحق فاطمه... و بحق الحسن و الحسین و بحق الائمه الراشدین.
[b]
در روایات بسیاری سفارش شده که قبل و بعد از دعا، بر محمد و آل او صلوات فرستاده شود و این چیزی نیست جز توجه دادن به مقام ائمه نزد خداوند متعال.
ادعیه وزیارات ما مملو از توسل وتمسک به اهل بیت علیهم السلام است که از جهت تبرک چند قطعه کوتاه از زیارت شریف جامعه که از امام هادی علیه السلام نقل شده وعلماي سلف به آن اهتمام تام داشتند ، ودر قطعی الصدور بودن آن جای شک نیست ، می آوریم .
من لا يحضره الفقيه ج2 613 زيارة جامعة لجميع الأئمة ع ..... ص : 609
مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ ... مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَك ... سَعِدَ مَنْ وَالاكُمْ وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُمْ وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ ... أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَكُمْ فِيمَا مَضَى وَ جَارٍ لَكُمْ فِيمَا بَقِي ... مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِكُمْ مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ زَائِرٌ لَكُمْ لَائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْه ... فَثَبَّتَنِي اللَّهُ أَبَداً مَا حَيِيتُ عَلَى مُوَالاتِكُمْ وَ مَحَبَّتِكُمْ وَ دِينِكُمْ وَ وَفَّقَنِي لِطَاعَتِكُمْ وَ رَزَقَنِي شَفَاعَتَكُمْ وَ جَعَلَنِي مِنْ خِيَارِ مَوَالِيكُم ... مَوَالِيَّ لَا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُم ... اللَّهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ- الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي
پیشنهاد می کنیم یک بار با دقت این زیارت را مطالعه کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
بچه ها ایراد اصلی من این بود که مرز توحید و شرک در عبادت را به خوبی متوجه نشده بودم. برای عزیزانی که به همچین شبه ای گرفتار میشن مطالعه کتاب جهان بینی توحیدی شهید مطهری (رحمت الله علیه) رو توصیه می کنم.برای دوستانی که فرصت مطالعه ندارند هم قسمت هایی از کتاب رو از سایت تبیان کپی می کنم إن شاءالله که سودمند باشه
مقدمه کوتاه :
همونطور که میدونید توحید به خداوند چند مرتبه دارد که عبارتست از : توحید ذاتی ، توحید صفاتی ،توحید افعالی و توحید در عبادت . در هرکدام از اینها که دچار مشکل بشیم به شرک دچار شدیم (نعوذ بالله) بنابراین شرک هم دارای 4 مرتبه (شرک ذاتی ،صفاتی ، افعالی و شرک در عبادت) است.
تشخیص مرز بین توحید در عبادت و شرک در عبادت از زبان شهید مطهری (رحمت الله علیه) :
(عده ای معتقدند: ) از جنبه توحید عملی هرنوع توجه معنوی به غیر خداوند، یعنی توجهی که ...توجه کننده بخواهد نوعی رابطه قلبی و معنوی میان خود و طرف مقابل برقرار کند و او را بخواند و متوجه خود سازد و به او متوسل جوید و از او اجابت بخواهد- همه اینها شرک و پرستش غیر خداست، چون اینها شرک و پرستش غیر خداست چون عبادت جز اینها چیزی نیست و عبادت غیر خدا به حکم عقل و ضرورت شرع جایز نیست و مستلزم خروج از اسلام است . به علاوه انجام اینگونه مراسم مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراء الطبیعه برای شخصیت مورد توجه (پیغمبر یا امام) است. (نظریه وهابیان و وهابی مآبان عصر ما) .
ولی با توجه به موازین توحیدی این نظریه از لحاظ توحید ذاتی در حد نظریه اشاعره شرک آلود است و از نظر توحید در خالقیت و فاعلیت یکی از شرک آمیز ترین نظریه هاست...[/b]
اینها ناآگاهانه به نوعی استقلال ذاتی در اشیاء قائل شده اند و از این رو نقش مافوق حد عوامل معمولی داشتن را مستلزم اعتقاد به قطبی و قدرتی در مقابل خدا دانسته اند، غافل از آنکه موجودی که به تمام هویتش وابسته به اراده حق است وهیچ حیثیت مستقل از خود ندارد تأثیر مافوق الطبیعی او مانند تأثیر طبیعی او پیش از آنکه به خودش مستند باشد مستند به حق است و او جز مجرایی برای مرور فیض حق به اشیاء نیست.
آیا واسطه فیض وحی و علم بودن جبرئیل و واسطه رزق بودن میکائیل و واسطه احیاءبودن اسرافیل و واسطه قبض اواح بودن ملک الموت شرک است؟
از نظر توحید در خالقیت این نظریه بدترین انواع شرک است، زیرا به نوعی تقسیم کار میان خالق و مخلوق قائل شده است؛ کارهای ماوراءالطبعی را قلمرو اختصاصی خدا و کارهای طبیعی را قلمرو اختصاصی مخلوقات خدا یا اشتراکی خدا و مخلوق قرار داده است...
برخلاف تصور رایج وهابیگری تنها یک نظریه ضد امامت نیست بلکه پیش از آنکه ضد امامت باشد ضد توحید و ضد انسان است...از آن جهت ضد انسان است که استعداد انسانی انسان را درک نمی کند و او را در حد یک حیوان طبیعی تنزل می دهد.[ص73 و74]
حقیقت این است که مرز توحید و شرک در رابطه خدا و انسان و جهان، «از اویی» و «به سوی اویی» است. مرز توحید نظری و شرک نظری «از اویی» است. اعتقاد به وجود موجودی که موجودیتش از او نباشد شرک است. اعتقاد به تأثیر موجودی که مؤثریتش از او نباشد باز هم شرک است...مرز توحید عملی «به سوی اویی» است. توجه به هر موجود هرگاه به صورت توجه به یک راه برای رفتن به سوی حق باشد و نه یک مقصد توجه به خداست.
صلوات برای شادی روح شهید استاد مرتضی مطهری ( رحمت الله علیه)
(۱۹/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۸)علی 110 نوشته است: [ -> ]یکی از کاربران نوشته است:خواهشم اینست که اگر سخنی ، حدیثی یا آیه ای دارید که بتوانم مرز بین خداوند و معصومین رو کاملا پررنگ کنم و به شرک و کفر نیفتم و از طرفی از دست این شبهات خلاص شوم حقیر رو یاری کنید.
توضیحات تکمیلی در این پست مشاهده شود حتماً
مفهوم تأسف خوردن خدا در قرآن چیست؟ (پست فوق ویژه!)
سلام بر همگی
حدودا دو سال پیش بود که خدا توفیق خواندن سوره یس رو به صورت روزانه به من عطا کرده بود
در اون مدت کوتاه هر وقت به این آیه میرسیدم
((الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبد الشیطان))
مدام از خدا میپرسیدم خدایا آخه ما کی شیطان رو پرستیدیم
در جریان بوجود آمدن گروههای شیطان پرستی در غرب بودم
ولی به نظرم منطقی نبود که از هزار و چهارصد سال قبل به خاطر
بوجود آمدن گروه کوچکی در امریکا آیه نازل بشه
بعد از مدت کوتاهی سی دی های استاد رائفی پور به دستم رسید
و جواب همه سوالهام رو گرفتم
و اما غرض از اینهمه مقدمه چینی:
یه چند روزیه که همین سوالها(دقیقا همینها)ذهنم رو مشغول کرده
و حتم دارم که خدا منو به این تاپیک راهنمایی کرد
تازه دارم میفهمم آیه مبارکه
ادعونی استجب لکم
یعنی چی!!
یه سوال از علی آقا دارم
لطفا برای اینکه فرمودید ائمه تو دعاها از هم دیگه یاری میخواستن
مثال بزنید
مثلا ما میدونیم که وقتی حضرت فاطمه زهرا بعد از مرگ رسول الله مورد ظلم
خلیفه وقت قرار گرفتند بر سر مزار پیامبر رفتند و ناله و شکایت کردند
ولی اینه تو خونه نشسته باشن و متوسل شن
برام قابل هضم نیست
ایا در مورد ایشون یا هر کدوم از ائمه سندی هست که نشون
بده مستقیما به همدیگر متوسل میشدن تا برای شیعیان الگو بشه؟
با آرزوی توفبق
یا علی
بله بع عنوان نمونه در روایات داریم که رسول الله به مولا علی توسل میجستند
مولا میپرسند از رسول الله که علت اینکارشان چیست
رسول الله میفرمایند چرا که درهستی نظر کردم کسی را نزد خدا محبوبتر از تو نیافتم (البته پس از رسول الله)
و این کار یعنی توسل جستن برای تقرب حکم خدا در قرآن است و رسول الله خودشان اول عامل به فرامین خدا در قرآن است
و از آن واضح تر در سرتاسر صحیفه ی سجادیه و در بسیاری دعا های دیگر عبارتی تکرار میشود
خدایا به حق محمد و آل محمد...
که این هم توسل خود امام معصوم به رسول الله و باقی 14 معصوم است در دعا به درگاه خدا است
و یا رسول الله در سفارشی به مولا علی میفرمایند:
اى على: هر گاه كارى تو را به هراس افكند دعا كن و بگو: «اللّهمّ بحقّ محمّد و آل محمّد إلّا فرّجت عنّي»: بار إلها تو به حقّ محمّد و دودمانش قسم مىدهم كه از اين مشكل رهايم ساز.
تحف العقول-ترجمه جعفرى، ص: 20
مولا علی میفرمایند:
یک بار از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله خواستم تا از خدا برایم طلب مغفرت کند.
فرمود: [بسیار خوب] انجام میدهم.
سپس برخاست و نماز گزارد، آنگاه دستهایش را به دعا گشود،
و من به دعاى او گوش مى کردم، شنیدم که گفت: « پروردگارا! تو را به مقام قرب و منزلت على سوگند مى دهم که على را مشمول عفو و غفران خود سازى! »
گفتم: اى فرستادهی خدا! این چه دعایى است؟
فرمود: « مگر کسى هم گرامیتر از تو در پیشگاه الهى هست تا او را شفیع درگاهش نمایم؟ »
شرح نهج البلاغه ، ج 2، ص 316؛ جنه الماوى ، ص 299.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۵-مائده﴾
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقوای الهی پیشه کنید و وسيلهاى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (35)
در مواردی که فرمودید رسول الله مستقیما با خداوند صحبت میکنند
و برای اینکه حاجتشان برآورده شود او را به یکی از معصومین قسم میدهد
منظورم از ذکر مثال این بود که مثلا امیرالمومنین به جای درخواست از خدا
(بعد از فوت پیامبر)به جای خواستن حاجت خود از خدا مستقیما به روح پیامبر متوسل شوند
و طلب حاجت نمایند
همین کاری که ما میکنیم
بله به عنوان نمونه در زیارت ششم امیرالمومنین که در مفاتیح الجنان هم ذکر شده
امام صادق علیه السلام خود این دعا را انجام میداده اند:
إِنَّ بَيْنِي وَ بَيْنَ اللَّهِ تَعَالَى ذُنُوبا قَدْ أَثْقَلَتْ ظَهْرِي وَ لا يَأْتِي عَلَيْهَا إِلا رِضَاهُ
به درستى كه ميان من و خدا گناهانى است كه پشتم را سنگين كرده،و بر آنها بخشودگى نمى آيد جز خشنودى او،
فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكَ عَلَى سِرِّهِ وَ اسْتَرْعَاكَ أَمْرَ خَلْقِهِ
پس به حق كسى كه تو را بر رازش امين دانست، سرپرستى كار بندگانش را از تو درخواست،
كُنْ لِي إِلَى اللَّهِ شَفِيعا وَ مِنَ النَّارِ مُجِيرا وَ عَلَى الدَّهْرِ ظَهِيرا
مرا به درگاه خدا شفيع باش،و از آتش پناه ده،و از حوادث روزگار پشت و پناه باش،
فَإِنِّي عَبْدُ اللَّهِ وَ وَلِيُّكَ وَ زَائِرُكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ
كه من بنده خدا و دوست و زائر تو هستم،درود خدا بر تو باد.
در اینجا صراحتاً متوسل میشوند امام صادق علیه السلام به مولا علی
در ضمن شما مگر از پدر خود درخواست نمیکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا این کار را میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟
بدیهی است چون ایشان را توانا بر رفع حاجت خود میدانید!!!!!! (البته نه مستقلاً و ذاتاً بلکه به اذن خدا و با توجه به نعماتی که خدا در اختیار پدرتان قرار داده)
تقاضا از اهل بیت هم همین گونه است
ایشان توانا هستند بر این رفع حاجت به اذن خدا
تفاوتش با تقاضا کردن از پدر این است که :
توسل و تقاضا کردن به اهل بیت مورد رضایت خدا و از آداب بندگی خدا است و خواست خدا و جزوی از تولی جستن به ولایت الله است
(۲۰/اسفند/۹۰ ۴:۵۹)zarati313 نوشته است: [ -> ] (۲۰/اسفند/۹۰ ۰:۴۰)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام موضوع خوبیست تشکر میکنم
یک سوال
...
مگر راه و رسم عبادت کردن را نباید از معصومین (علیه السلام) بیاموزیم؟
پس چرا در هیچ کدام از دعاها نداریم که درخواست ها از ائمه صورت بگیرد؟
مثلا در دعای عهد هر چه که میخواهیم و طلب می کنیم از خداست . چرا امامان باقر و صادق (علیه السلام) به ما یاد نگفته اند که بعضی از خواسته هایمان از خود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد؟ مثلا هیچ جا در دعاها به جای اللهم عجل لولیک الفرج به طور مستقیم از خود امام درخواست ظهور کردن نمی کنیم؟
...
یا حق.
با سلام
روشن و مشخص است که هر دعایی که در آن از غیر خدا چیزی بخواهیم درحالی که امید و ایمان به خدا نداریم و خدا را صاحب اصلی حاجات ندانیم شرک است.
اما گاهی از ائمه یا حتی اشخاصی حاجتی داریم می گوئیم مرا شفا بده، مرا ...
و درپس ذهن خود اعتقاد داریم که خداست که حاجت روا می کند این شرک نیست اما بیان مناسبی هم نیست و می تواند در اثر تکرار و استمرار به شرک تبدیل شود
لذا ائمه علیهم السلام به ما یاد داده اند که به ایشان توسل جوئیم و آنها را واسطه قرار دهیم نه آنکه مستقیم از آنها بخواهیم
البته فهم این مطالب و سیر در مقامات امامان و جایگاه ایشان بحثی پیچیده و سنگین است.
چنانکه به نرم افزارهای حدیثی دسترسی دارید کافی است عباراتی چون عبارات ذیل را در روایات جستجو کنید:
اتوسل الیک بخیرتک و صفوتک من العالمین.
اتوسل الیک بالبشیر النذیر و السراج المنیر.
فانی بمحمد و علی و اوصیائهما الیک اتوسل.
اتوسل الیک بالائمة الذین اخترتهم لسرک.
اتوسل الیک بالملائکتک المقربین و انبیائک المرسلین.
اتوسل الیک بمحمد و آله الطیبین.
اسئلک بحق محمد و آل محمد علیک.
اللهم بحق محمد و بحق الاوصیاء بعد محمد.
اللهم بحق محمد عبدک و رسولک ... و بحق امیر المؤمنین علی بن ابی طالب عبدک و اخی رسولک و بحق فاطمه... و بحق الحسن و الحسین و بحق الائمه الراشدین.
[b]
در روایات بسیاری سفارش شده که قبل و بعد از دعا، بر محمد و آل او صلوات فرستاده شود و این چیزی نیست جز توجه دادن به مقام ائمه نزد خداوند متعال.
ادعیه وزیارات ما مملو از توسل وتمسک به اهل بیت علیهم السلام است که از جهت تبرک چند قطعه کوتاه از زیارت شریف جامعه که از امام هادی علیه السلام نقل شده وعلماي سلف به آن اهتمام تام داشتند ، ودر قطعی الصدور بودن آن جای شک نیست ، می آوریم .
من لا يحضره الفقيه ج2 613 زيارة جامعة لجميع الأئمة ع ..... ص : 609
مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ ... مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَك ... سَعِدَ مَنْ وَالاكُمْ وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُمْ وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ وَ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ ... أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَكُمْ فِيمَا مَضَى وَ جَارٍ لَكُمْ فِيمَا بَقِي ... مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِكُمْ مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ زَائِرٌ لَكُمْ لَائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْه ... فَثَبَّتَنِي اللَّهُ أَبَداً مَا حَيِيتُ عَلَى مُوَالاتِكُمْ وَ مَحَبَّتِكُمْ وَ دِينِكُمْ وَ وَفَّقَنِي لِطَاعَتِكُمْ وَ رَزَقَنِي شَفَاعَتَكُمْ وَ جَعَلَنِي مِنْ خِيَارِ مَوَالِيكُم ... مَوَالِيَّ لَا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُم ... اللَّهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيَارِ- الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِي
پیشنهاد می کنیم یک بار با دقت این زیارت را مطالعه کنید
آیا عقیدة شیعه دربارة «اهل بیت»، غلو آمیز نیست؟ پرسشی است که حضرت آیت الله العظمی سبحانی به آن در پایگاه خود پاسخ داده اند. متن پاسخ ایشان به این شرح است.
[/b]
«غلو» در فرهنگ عربی به معنای «تجاوز از حد و مرز» است؛ مثلاً پزشک عمومی، به عنوان متخصص قلب و عروق معرفی شود، یا در ستایش زیباییهای ظاهری و معنوی فردی، بیش از حدّ سخن گفته شود. و از آنجا که غلو یک امر نکوهیده است، خداوند اهل کتاب را پند میدهد که در دین خود زیاده روی نکنند؛ چنان که میفرماید:
«یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغلُوْا فِی دِینِکُم».[1]
«ای اهل کتاب، در دین خود غلو و زیاده روی نکنید»، (چه غلوی بالاتر از این که بشر را خدا و فرزند خدا بدانند).
امیرمؤمنان، رفتار و گفتار اهل بیت پیامبر را حد و مرز شریعت و عقیده معرفی میکند و میفرماید:
«ما جایگاه میانه و حد وسط هستیم. عقب ماندگان باید به ما ملحق شوند و تندروانِ غلو کننده، باید به سوی ما بازگردند».[2]
متهم کردن پیروان اهل بیت به غلو، اندیشة باطلی است که بر اثر ناآگاهی از عقاید آنان و یا مبانی و دلایل آنها پدید میآید.
در قلمرو توحید، غالی کسی است که امامان را از مقام عبودیت وبندگی فراتر ببرد و آنها را خدا و یا مصدر افعال خدا بپندارد؛ مثلاً بگوید : آنان خالق زمین و آسمانند(شرک در خالقیت)یا معتقد باشد که تدبیر نظام آفرینش ـ پس از ایجاد ـ به دست آنها است و آنها «رازق»، «محیی» و «ممیت» میباشند.(شرک در تدبیر).
یا بگوید: امر تشریع به آنان واگذار شده و تحریم و تحلیل در دست آنها است (شرک در تقنین).
پیروان اهل بیت در تمام مراتب توحید که برخی را یادآور شدیم، ذرّهای از مرز توحید حقیقی تجاوز نکرده، تنها خدا را خالق، مدبر و مشرّع میدانند و امامان را انسانهای برتر و والا میشمارند.
به عقیدة شیعیان، اگر در یک مورد خاص و در پرتو دعای آنان، تحوّلی در جهان آفرینش رخ دهد و یا بیماری شفا پیدا کند، همگی به اذن خدا بوده و شبیه کارهای معجزه آسای حضرت مسیح(علیه السلام) میباشد.
شفاعت آنان در روز رستاخیز هم به اذن خدا است و توسل به آنان، به خاطر موقعیتی است که آنان نزد خدا دارند. ذکر فضایل و مناقب آنان نیز نوعی اظهار مهر و مودت به خاندان رسالت است که مورد تأکید قرآن و سنت پیامبر میباشد. حب عترت و مودت ذوی القربی از اصولی است که قرآن و سنت بر آن تأکید دارند. [3]
اعتقاد به آگاهی آنان از غیب نیز به معنای آن است که آنان به اذن الهی و تعلیم وی از غیب خبر میدهند.
امیرمؤمنان پس از فتح بصره برفراز منبر رفت و از رویدادهای بزرگی که در آینده در شهر بصره رخ خواهد داد، خبر داد.
فردی از یاران گفت: «قد اُعطِیَت عِلمَ الغیب؟» : آیا به شما علم غیب داده شده؟ امام خندید و فرمود: آنچه گزارش میدهم علم غیب نیست، بلکه آموزشی از صاحب علم (پیامبر) است.[4]
بنابراین «علم غیب» ذاتی،(نه اکتسابی و آموزشی) از آنِ خدا است و آگاهی دیگران از غیب به صورت اکتسابی و آموزشی میباشد.
اگر قرآن، علم غیب را از آن خدا دانسته و میفرماید:
«قُلْ لا یَعْلَمُ الْغَیب فِی السَّماواتِ وَالأَرْض إِلاّ اللّه».[5]
«بگو کسانی که در آسمانها و زمین هستند، غیب را نمیدانند، جز خدا».
مقصود، علم غیب ذاتی و نامحدود است که از آنِ آفریدگار هستی است و غیر او، در همه چیز نیازمند او میباشند.
بنابراین، به هیچ عنوان نمیتوان این عقاید را نشانة غلو و زیاده روی درباره آنان دانست.
امامان ما پیوسته از غالیان تبرّی جسته و آنان را از ساحت خود طرد میکردند.
امام هشتم(علیه السلام)، در یکی از دعاهای خویش، از غالیان زمان خود تبرّی و دوری میگزیند. آن حضرت در این دعا از عقیدة غالیان، که خلقت جهان و روزی دادن بندگان را به دست امامان میدانستند، تبرّی میجوید. این دعا حاکی است که برخی از کوتهنظران با مشاهدة امور خارقالعاده از آنان، اندیشههای ناروا و غیر صحیحی را به خود راه میدادند ـ لذاـ امام برای تبرّی از اندیشههای باطل، دعایی به شرح زیر دارد:
«پروردگارا! من ازگفتار کسانی که در حق ما مطالبی را میگویند که ما نگفتهایم، تبرّی میجویم. پروردگارا! خلقت جهان و روزی بندگان از آن تو است. تو را میپرستیم و از تو کمک میطلبیم...».
«بارالها! تو آفریدگار ما و آفریدگار پدران و فرزندان ما هستی. پروردگارا! ربوبیت و الوهیت شایستة تو است، از کسانی که تصور میکنند که ما پروردگار آنها هستیم و یا میاندیشند که خالق و رازق آنها هستیم، برائت و بیزاری میجوییم. بارالها! ما این سخنان را به آنان نگفتهایم، ما را به گفتار آنان مؤاخذه نکن!».[6]
امام با این راز و نیاز، به انتقاد از آن اندیشههای باطل برخاسته و از کسانی که معتقدند سرپرستی و قیمومت جهان هستی به پیامبر و امامان تفویض شده و آنان از جانب خداوند، آفریننده زمین و آسمان، روزی دهندة بندگان و زنده کننده و میرانندة آنان در جهان و روز رستاخیز میباشند، بیزاری جسته است.
امامان و بهرهگیری از اسباب طبیعی
هیچ یک از افراد بشر ، هر چند که در مقام بالا قرار داشته باشد، جانشین هیچیک از واسطههای فیض نمیگردد، بلکه خود او فیض را از همان واسطهها میگیرد، اشعه خورشید، ریزش برف و باران و شکفته شدن غنچهها، همگی تأمین کنندة زندگی پیامبران و پیشوایان معصوم واولیای الهی است، همچنانکه وحی را فرشته به پیامبر میرساند و جان او را ملک الموت میگیرد[7] و از روز نخست حافظان و نگهبانان برای حفاظت جان او و تکمیل ملکات و فضایل اخلاقی او گمارده میشوند.[8]
بنابراین، تمام افراد بشر، حتی انسانهای کامل، از نظام علّی و معلولی گیتی بهرهمند بوده و هرگز جانشین هیچ یک از وسایط فیض مادی و معنوی نمیگردند، ولی این حقیقت، مانع از آن نیست که آنان گاهی بنا بر مصلحت و به دور از هوی و هوس، مبدأ کرامات و تصرفاتی در جهان گردند و به اشاره غیبی، در جهان خلقت، تصرفاتی انجام دهند.
[1] . نساء/171، مائده/77.
[2] . نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 109.
[3] . سنن ترمذی، کتاب مناقب، شمارههای 3772 و 37751; مستدرک حاکم:3/177.
[4] . نهج البلاغه، خطبه 128.
[5] . نمل/65.
[6] . بحار الأنوار، ج25، ص 243.
[7] . در این مورد قرآن کریم در سوره انعام آیه 61 چنین میگوید: «وَیُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا» : «نگهبانانی بر شما میگمارد و هنگامی که اجل شما فرا رسید مأموران ما جان او را میگیرند».
[8] . امیرمؤمنان علیه السَّلام در نهج البلاغه خطبه 234(قاصعه) میفرماید «وَلَقَدْ قَرَنَ اللّهُ بِهِ(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مِنْ لَدُنْ أَنْ کانَ فَطیماً أَعْظَمَ مَلَک مِنْ مَلائِکَته یَسْلُکُ به ِ طَریقَ الْمَکارِمِ وَمَحاسِنَ أَخلاقِ العالَمِ»: «از روزی که پیامبر از شیر گرفته شد، فرشتهای از جانب خدا مأمور گردید که او را به راههای بزرگواری و اخلاق نیکو رهبری کند».
[/B]
(۱۹/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۸)علی 110 نوشته است: [ -> ]و با توجه به آیات قرآن و روایات جایگاه 14 معصوم علیهم السلام را در هستی و نسبتشان را با خالق و مخلوقات تا حدی تبیین کنیم
از دو بعد مسئله باید بررسی شود
یکی از باب 14 معصوم و نسبتشان با خدا
یکی از باب 14 معصوم و نسبتشان با غیر خدا
نکته ی اول:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵-فاطر﴾
اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بىنياز ستوده است (۱۵)
شباهت 14 معصوم و تمام مخلوقات در این است که همه ی مخلوقات عالم هستی فقیر محض هستند به الله!!!!!!!!!!!
و اساساً یکی از ملاک هایی تعیین کننده ی درجه ی قرب مخلقات به خداوند در درک این شدت فقر و نیازشان به خداست!!!! و 14 معصوم بالاترین مرتبه در شناخت شدت فقرشان به خدای را دارند
(۱۹/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۸)علی 110 نوشته است: [ -> ]ما یک غنی بالذات داریم
یک غنی بالعرض!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
غنی بالذات موجودی است که در ذات خودش غنا و بی نیازی وجود دارد و در غنا و صمدیت و بی نیازی کاملاً از غیر خود بی نیاز است
وجه تمایز 14 معصوم با همه ی مخلوقات عالم این است که 14 معصوم برای رسیدن فیض خدا به ایشان نیازمند به هیچ مخلوقی نیستند اما سایر مخلوقات خداوند برای رسیدن به فیض الهی نیازمند به اهل بیت علیه السلام هستند!!!!!!!