تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: امام زمان محبوب واقعی شاعران ایران زمین
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم
شاید هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران شاعر برجسته نداشته باشه و این افتخار بسیار بزرگیست برای کشور عزیزمون اما این افتخار جایی شکوفا تر میشه که بفهمیم این اشعار زیبا در وصف چه کسی سروده شده

قبل از هرچیز یک نکته درباره شاعران ایران ذکر کنم. خیلی ها تصور میکنن که بیشتر شاعران ایران مثل سعدی سنی مذهب بودند که این کاملا اشتباهه چون اون زمان بیشتر مردم ایران سنی بوده اند و شیعیان در انزوا قرار داشتند به همین دلیل شاعران تقیه میکرند و در اشعارشون مستقیم به اهل بیت اشاره نمی کردند به همین دلیل تصور میشد که آنها سنی مذهب هستند در حالی که اینچنین نیست

اشعار سعدی در وصف امام زمان
ای که زدیده غایبی بر دل ما نشسته ای / حسن تو جلوه می کند این همه پرده بسته ای
خاطر عام برده ای خون خواص خورده ای / ما همه صید کرده ای خود ز کمند جسته ای

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد / ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
ای بوی آشنایی دانستم از کجایی / پیغام وصل جانان پیوند روح دارد

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا / گر تو شکیب داری طاقت نماند مارا
باری به چشم احسان بر حال ما نظر کن / کز خوان پادشاهان رحمت رسد گدارا

عمری ببوی یاری بردیم انتظاری / زان انتظار مارا نگشود هیچ کاری
از دولت وصالش حاصل نشد مرادی / وز محنت فراقش در دل بماند باری
هر دم غم فراقش بر دل نهاد دردی / هر لحظه راه هجرش در پا شکست خاری
ای زلف تو کمندی ابروی تو کمانی / ای قامت تو سروی ای روی تو بهاری
دانم که فارغی تو از حال و درد سعدی / کو را در انتظارت خون شد زدیده جاری

اینها تنها گوشه ای از اشعار سعدی در وصف امام زمان است و کتاب غزلیات سعدی بطور کامل در وصف امام زمان سروده شده
جالب است بدانید که سعدی این کتاب را به یک نفر تقدیم کرده که هیچ کس نمی داند ان یک نفر کیست!!! و بعضی ها میگوید ملک شمس الدین صاحب دیوان است اما اگر شما این کتاب را کامل خوانده باشید متوجه میشید که صاحب دیوان کسی نیست جز امام زمان

اشعار حافظ در وصف امام زمان
کتاب غزلیات حافظ دارای اشعار عاشقانه و عارفانه است که بسیاری تصور میکنند این غزلیات در وصف یک معشوقه زمینی سروده شده اما در حقیقت این اشعار برای امام زمان سروده شده. در واقع حافظ دنباله رو راه سعدی بود و همانند او اشعار خودش را بشکلی عاشقانه تر در وصف امام زمان سرود

درد عشقی کشیده ام که مپرس / زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و آخر کار / دلبری برگزیده ام که مپرس
آنچنان در هوای خاک درش / می رود آب دیده ام که مپرس

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد / چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

جالب است بدانید نرگس که حافظ بارها از این اسم تو غزلیاتش استفاده کرده نام مادر امام زمان هست
سلام رفقا
در این مقاله قصد داریم برخی از ابیاتی را که جناب حافظ دررسای امام زمان علیه السلام آورده اند را اختصاراً ذکر کنیم، ان شاالله اگر فرصتی دست داد آن را مقداری در حد وسع توضیح خواهیم داد.

گرچه شيرين دهنان پادشهانند، ولي
او سليمان زمانست كه خاتم با اوست
در احاديث شباهتهاي فراواني براي آن حضرت با انبيا ذكر شده است و از آن جمله در شباهت آن حضرت با سليمان، عليه السلام، آمده است: بادها به اذن خداوند مسخّر وي مي گردند و سلطنت او بر تمام زمين گسترده خواهد شد و امير مؤمنان در اين رابطه مي فرمايد:
»نخستين كاري كه قائم در انطاكيه انجام مي دهد اين است كه تورات را از غاري بيرون مي آورد كه عصاي موسي و انگشتر سليمان در آن است.«4
و نيز مي فرمايد:
»در بيت المقدس، تابوت سكينه و [انگشتر سليمان] و الواحي را كه بر موسي نازل شده بيرون مي آورد.«5
همچنين امام صادق، عليه السلام، مي فرمايد:
»عصاي موسي و انگشتر سليمان در دست او خواهد بود.«6


تو خود چه لعبتي اي شهسوار شيرين كار
كه در برابر چشمي و غايب از نظري


امير مؤمنان در اين رابطه مي فرمايد:
»هنگامي كه امام غايب از ديده ها پنهان شود و مردم از غيبت او ازحد شرع بيرون روند، توده مردم خيال مي كنند كه حجت خدا ازبين رفته و امامت باطل شده است. سوگند به خداي علي در چنين روزي »حجت خدا در ميان آنهاست«، در كوچه و بازار آنها گام برمي دارد و بر خانه هاي آنها وارد مي شود و در شرق و غرب عالم به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود بر اجتماعات آنها وارد شده سلام مي فرمايند...«7


در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت


روايت زير با مصرع دوم بيت مذكور مطابق است.
امام زين العابدين، عليه السلام، مي فرمايد:
»فتنه هايي چون امواج تاريك شب بر آنها هجوم مي آورد كه كسي از آنها رهايي نمي يابد، بجز افرادي كه خداوند از آنها پيمان گرفته است، آنها شعله هاي هدايت و سرچشمه هاي دانش و فضيلت هستند، كه خداوند آنها را از هر فتنه تاريك نجات مي دهد«.8


4. الزام الناصب، ص202.
5. منتخب الاثر، ص221.
6. بشاره الاسلام، ص37.
7. غيبت نعماني، ص84.
8. منتخب الاثر، ص151.

ماهنامه موعود شماره25


اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي
دل بي تو به جان آمد وقت است كه بازآيي


بنماي رخ كه خلقي واله شوند و حيران
بگشاي لب كه فرياد از مرد و زن برآيد


كجاست صوفي دجّال چشم ملحد شكل
بگو بسوز كه »مهدي« دين پناه رسيد!



گفتند خلايق كه تويي يوسف ثاني
چون نيك بديدم به حقيقت به از آني
سلام
غیر از بعضی ابیات که تقریبا به صورت مستقیم اشاره به این امر دارند ، من نمی توانم دیگر ابیات را به طور یقین مربوط به امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء بدانم ، چرا که امثال سعدی و حافظ ، معشوق های دیگری نیز داشته اند که در بعضی اشعارشان به صورت مستقیم به آن ها اشاره شده است.
همچنین بنده چند بار از اساتید ادبیات شنیده ام که استاد سخن سعدی ، در اشعار خود بسیار از معشوقه های زمینه بهره برده است.
همچنین،در بین اهل سنت ، معنای مهدی متفاوت با شیعیان است ، بعضی از آن ها مهدی موعودشان را یک کودک زاده شده یا نشده می دانند.
با سلام


دوست عزیز ،دل خسته


شعرایی مانند حافظ تقیه می کردند و به خاطر شرایط اجتماعی و سیاسی اون دوره مجبور بودند عقاید خودشونو پنهان کنند. دلیل قطعی برای سنی بودن حافظ وجود ندارد .
معشوق های زمینی چون شاخ نبات و ... را به حافظ بستند .
حافظ اشعارش رو در وصف امام زمان گفته و تو بسیاری از آنها کد داده .


می توانید برای مطالعه به کتاب دلبری برگزیده ام ، مجتبی معظمی (مرکز فرهنگی آبا) مراجعه کنید .
سلام
اگر دقت می کردید،من عشق زمینی (از نوع بیشتر مادی) رو برای سعدی گفتم.
حافظ هم معشوق زمینی (البته معنوی) داشته ، یادم نمی آد اسم دقیقش رو ، اما یکی از حاکمان شیراز بوده ، که بعد از رفتنش ، حافظ چند بار به خاطر ظلم حاکم جدید ، در دوری و غیبت اون براش شعر می گه.
ببینید شاعران ایران به مقامی رسیده بودند که جز خدا و اهل بیت چیز دیگه ی نمیدیند همین سعدی که شما واسش عشق زمینی مثال میزنی 1 بیتشو بگو تا بررسی کنیم عشق زمینی هست یا آسمانی وقتی خود سعدی تو شعرش میگه

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

بعد بیاد در رابطه با یک معشوقه زمینی شعر بگه!!! اصلا جور در نمیاد. نه فقط سعدی تمامی شاعران کهن ایران بیشتر در وصف اهل بیت و خدا شعر سروده اند که متاسافانه مردم به دلیل کوته بینیشون اونارو مربوط به یک انسان عادی میدونن البته خود حافظ اشعاری در وصف پیر طریقش داره مثلا این شعر معروف

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا / به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را

که این شعر کاملا مشخصه برای یک معشوق زمینی گفته شده اما تعداد این اشعار در غزلیات حافظ به 6 یا 7 تا هم نمیرسه و البته ایرادی هم نداره شما برای پیرت شعر بگی
سلام
این حرف حرف من نیست ، تا به حال از چند نفر که در ادبیات کار کردند شنیدم.
بعد هم شما نمی تونید از روی بیان یک نقر بگید شیعه بوده یا اهل تسنن ، ما نباید ظاهر بین باشیم.نمونه اش معاویه علیه الللعنه است که من بارها خوندم که انسانی به ظاهر زیبا سیرت بوده ، و به همین خاطر هم این همه طرفدار داشته ، که می دونید ، امیرالمومنین علیه السلام دوست داشتند چنین طرفدارانی داشته باشند.
ببینید ، من هم خوشحال می شم اگر بدونم مشاهیر ما شیعه بودند ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو دوست داشتند و .... ، اما خوب بیاید واقع بین باشیم.به قول علما ، نباید غیر معصوم رو این قدر بالا ببریم که بعضی ها حافظ رو تقدیس می کنند (در صورتی که خیلی ها بر این باورند اهل تسنن بوده). پس به نظر من ، بهتره بگید ، مجبوب احتمالی شاعران ایران زمین ، یا امثال این.
خوب میشه از روی اشعار اونا متوجه شد که مذهبشون چی بوده برای مثال در ابتدای کتاب بوستان سعدی چنین سروده شده

خدایا به حق بنی فاطمه / که بر قولم ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول / منو دست و دامان آل رسول

این بیت کاملا بیانگر شیعه بودن سعدی هست یا برای مثال حافظ در شعری بسیار زیبا در وصف امام حسین میگه

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم بی جنایت
(۲۲/اسفند/۹۰ ۹:۴۷)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
این حرف حرف من نیست ، تا به حال از چند نفر که در ادبیات کار کردند شنیدم.
بعد هم شما نمی تونید از روی بیان یک نقر بگید شیعه بوده یا اهل تسنن ، ما نباید ظاهر بین باشیم.نمونه اش معاویه علیه الللعنه است که من بارها خوندم که انسانی به ظاهر زیبا سیرت بوده ، و به همین خاطر هم این همه طرفدار داشته ، که می دونید ، امیرالمومنین علیه السلام دوست داشتند چنین طرفدارانی داشته باشند.
ببینید ، من هم خوشحال می شم اگر بدونم مشاهیر ما شیعه بودند ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رو دوست داشتند و .... ، اما خوب بیاید واقع بین باشیم.به قول علما ، نباید غیر معصوم رو این قدر بالا ببریم که بعضی ها حافظ رو تقدیس می کنند (در صورتی که خیلی ها بر این باورند اهل تسنن بوده). پس به نظر من ، بهتره بگید ، مجبوب احتمالی شاعران ایران زمین ، یا امثال این.


منبع این حرف یادم نیست اما جایی خوندم که حافظ رخصت سرودن اشعارش رو از خودم امام علی در عالم معنا کسب کرده.
در رابطه با امام زمان موردی رو نمیدنم ولی ..........

مرحوم کل احمد آقا ( کربلايي احمد ميرزا حسينعلي تهراني ) نقل مي کردند که: « روزي جناب شيخ رجبعلي خياط به من فرمودند: در عالم معنا، روح خواجه حافظ شيرازي را مشاهده کردم كه در همان خواب خواجه حافظ شيرازي رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منير بني هاشم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام سرودم. و از اين امر خيلي مسرور بود.»

شاه شمشاد قدان ، خسرو شيرين دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
مست بگذشت و نظر بر منِ درويش انداخت
گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان
تا کي از سيم و زرت کيسه تهي خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سيم تنان
کمتر از ذره نئي، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان
بر جهان تکيه مکن ور قدحي مِي داري
شادي زهره جبينان خور و نازک بدنان
پير پيمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهيز کن از صحبت پيمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
با صبا در چمن لاله ، سحر مي گفتم
که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان
گفت حافظ من و تو مَحرم اين راز نه ايم
از مي لعل حکايت کن و شيرين دهنان
« حافظ »



پير مغان در شعر حافظ
مريد پير مغانم زمن مرنج اى شيخ چرا كه وعده تو كردى، او بجا آورد

در آخرين سالى كه مرحوم درى (1) در قيد حيات بود، يك شب از دهه محرم (شب هشتم يا نهم) جوانى قبل از منبر از ايشان سؤال مى‏كند كه: مراد از اين شعر حافظ چيست؟

مرحوم درى مى‏گويد: جواب اين سؤال را در بالاى منبر مى‏دهم تا براى همه قابل استفاده باشد.

ايشان در فراز منبر قضيه نهى آدم ابوالبشر از خوردن گندم و داستان نان جوين خوردن اميرالمؤمنين (علیه السلام) را در تمام مدت عمر بيان مى‏نمايد، و حتى اين كه آن حضرت در تمام مدت عمر ابدا نان گندم نخورد و از نان جوين سير نشد. و سپس مى‏گويد:

مراد از شيخ در اين بيت، حضرت آدم (علیه السلام) است كه وعده نخوردن از شجره گندم را در بهشت داد ولى به آن وفا نكرد و از امر خداوند سرپيچى نمود و گندم را تناول كرد. و مراد از پير مغان حضرت اميرالمؤمنين (علیه السلام) است كه در تمام مدت عمر نان گندم نخورد، و وعده عدم تناول از شجره گندم را او ادا كرده و به اتمام رسانيد.

اين مجموع تفسير اين بيت‏بود كه وى برسر منبر شرح داد و منبرش را خاتمه داد.

قبل از پايان سال، مرحوم درى فوت مى‏كند; در سال بعد در دهه محرم در همان شبى كه اين جوان سؤال را از مرحوم درى مى‏كند، وى را در خواب مى‏بيند كه: مرحوم درى به نزد او آمد و گفت: اى جوان! تو در سال قبل در چنين شبى از من معنى اين بيت را پرسيدى و من آن طور پاسخ گفتم. اما چون بدين عالم آمده‏ام، معنى آن، به طور ديگرى براى من منكشف شده است:

مراد از شيخ، حضرت ابراهيم (علیه السلام) و مراد از پير مغان حضرت سيد الشهداء (علیه السلام) است. مراد از وعده، ذبح فرزند است كه حضرت ابراهيم بدان امر خداوند وعده وفا داد، اما حقيقت وفا را حضرت اباعبدالله الحسين (علیه السلام) در كربلا به ذبح فرزندش حضرت على اكبر (علیه السلام) انجام داد.

فرداى آن شب، اين جوان در آن مجلس معمولى همه ساله مرحوم درى مى‏آيد و آن خواب خود را بيان مى‏كند. (2)

پى‏نوشت‏ها:

1. مرحوم آقا سيد ضياءالدين درى استاد علوم عقلى و از وعاظ شهير تهران.

2. روح مجرد، يادنامه حاج سيد هاشم حداد، آيت الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى، ص 483 و 484.
این رو از این وبلاگ برداشتمatreyaar.blogfa.com/post-24.aspx(محضه قانون کپی رایت)
و همچنین از زبان یک سخنران معتبر شنیدم.


فقط تلاش کردم حافظ رو از تهمت اهل تسنن بودن تبرئه کنم.
(۲۲/اسفند/۹۰ ۱۷:۳۴)Imam12 نوشته است: [ -> ]خوب میشه از روی اشعار اونا متوجه شد که مذهبشون چی بوده برای مثال در ابتدای کتاب بوستان سعدی چنین سروده شده

خدایا به حق بنی فاطمه / که بر قولم ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول / منو دست و دامان آل رسول

این بیت کاملا بیانگر شیعه بودن سعدی هست یا برای مثال حافظ در شعری بسیار زیبا در وصف امام حسین میگه

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا / سرها بریده بینی بی جرم بی جنایت
سلام
خوب خیلی از اهل سنت نیکوکار هم علاقه بسیار زیادی به اهل بیت دارند ، حتی خیلی هاشون یکجورایی بر ضد اهل تسنن الآن هستند ، من خدام اهل سنتی رو می شناختم که می رفت حرم سلطان توس علیه السلام و مثل ما شیعه ها طلب حاجت می کرد ، البته می گم من تقحص کاملی در اشعار سعدی نداشتم ، اما از چند نفر از اساتید شنیدم.
در ضمن ، بیت دوم که فرمودید ، ایهام داره ، مثلا یک ترجمه که ما در ادبیات داشتیم (و واقعا قابل قبول هست) این هست که منظور از سر ، سر زلف ها است ، به قرینه به بیت اول ، که مراد اصلاح کردن مو (بریدن سر موها بدون جرم) هست.
در کل ممنون از نظراتتون ، ان شاء الله بیشتر تحقیق کنیم و نتیجه رو بیان کنیم.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع