۲۹/اسفند/۹۰, ۱۸:۱۳
صداي آهنگهاي پاپ و . . . آن قدر بلند است كه فرياده هاي «علی[/font]» لاي
[font=Arial]نيزارهاي اروند جا مي ماند و به گوش نمي رسد.
صداي « آهنگهای مجاز» و « فیلمهای هندی » «هالیودی » ناله ي ها
« روايت فتح» را خفه مي كند.
بر ديوارها ، روي پوستر شهيد ، عكس مرده هفتاد ساله مي چسبانند و نام شهيد
را بخاطر اينكه بچه هايمان خشونت طلب و جنگ طلب بار نيايند از كوچه ها
برداشته و نام سوسن وزنبق مي گذارند.
غيرت ، يك شب بي هوا از جيب مردها توي لجنزار غفلت مي افتد و . . . . گم مي شود.
مردها توي چراگاههاي خيابان راه مي افتند و گناه مي چرند .
زنها مثل دستفروشيها ، كنار خيابان مي ايستند و جواهرات بدلي عرضه مي كنند
و پوست گوزن مي پوشند و از زير روسريهاي نازك و . . . . رشته هاي جهنم
شعله مي كشد. آنها افتخار مي كنند كه بچه شان « همبرگر» را درست تلفظ
ميكند و به « پيتزا » علاقه پيدا كرده است. شكلاتهاي نارگيلي ، كار دستِ ما
ميدهد وبعضيها به اسم تمدن ، به گردنشان زنگوله مي اندازند و وقتشان را با
آدامس بادكنكي و جدول مي گذرانند.
آنها كه مي نشيند « ورود آقایان ممنوع» و « ستایش » را با كيف تماشا
مي كنند وبراي سيلي خوردن پسرحشمت فردوس سريال « ستایش » گريه مي كنند و
قربون صدقه فلان قاچاقچي« شوک » مي روند ديگر وقت ندارند كه به
سيلي خوردن حضرت زهرا(سلام الله عليها) فكر كنند و خون دل خوردنهاي امام
امت را بشناسند و كتابهاي شهيد مطهري را بخوانند و هشدارهاي رهبري را
جدي بگيرند.
آنها مي خواهند خوش باشند و زندگي خودشان را بكنند. كاري هم به كار كسي
نداشته باشند.اگر چنين نكنند ، چه كسي دنبال بهترين آنتن ماهواره بگردد.؟ چه
كسي فيلمهاي سرخ پوستي ببيند و عشق را از فيلمهاي هندي ياد بگيرد؟
كاش مردهايي كه غيرتشان را گم كرده اند ، به اندازه دفترچه بيمه شان به اندازه
كوپن قند و شكرشان براي پيدا كردنش به دست و پا مي افتادند. مردم به
استراحت پس از جنگ پرداخته اند . انصافها چرت مي زند و وجدانها آنفلانزا
گرفته و تابوت عاطفه برزمين مانده است.
كاش قحطي عفت تمام مي شد!
كاش عمليات چريكي چمران فراموش نمي شد!
كاش «حاجبی » ها و « ذاکری» هااز ياد نمي رفتند!
كاش طنين صداي شهيد آويني را با صداي نكره « مايكل جكسون » عوض
نمي كرديم .
كاش از بوي گلاب بيشتراز ادكلن شبهاي پاريس و . . . . خوشمان مي آمد
چه خوب گفت آنكه گفت :
« گل محمدي باش ، تا محتاج ادكلن فرانسوي نشوي »
به نقل :اسوه حسنه سردار شهید حاج علی حاجبی
اهل البصر
[font=Arial]نيزارهاي اروند جا مي ماند و به گوش نمي رسد.
صداي « آهنگهای مجاز» و « فیلمهای هندی » «هالیودی » ناله ي ها
« روايت فتح» را خفه مي كند.
بر ديوارها ، روي پوستر شهيد ، عكس مرده هفتاد ساله مي چسبانند و نام شهيد
را بخاطر اينكه بچه هايمان خشونت طلب و جنگ طلب بار نيايند از كوچه ها
برداشته و نام سوسن وزنبق مي گذارند.
غيرت ، يك شب بي هوا از جيب مردها توي لجنزار غفلت مي افتد و . . . . گم مي شود.
مردها توي چراگاههاي خيابان راه مي افتند و گناه مي چرند .
زنها مثل دستفروشيها ، كنار خيابان مي ايستند و جواهرات بدلي عرضه مي كنند
و پوست گوزن مي پوشند و از زير روسريهاي نازك و . . . . رشته هاي جهنم
شعله مي كشد. آنها افتخار مي كنند كه بچه شان « همبرگر» را درست تلفظ
ميكند و به « پيتزا » علاقه پيدا كرده است. شكلاتهاي نارگيلي ، كار دستِ ما
ميدهد وبعضيها به اسم تمدن ، به گردنشان زنگوله مي اندازند و وقتشان را با
آدامس بادكنكي و جدول مي گذرانند.
آنها كه مي نشيند « ورود آقایان ممنوع» و « ستایش » را با كيف تماشا
مي كنند وبراي سيلي خوردن پسرحشمت فردوس سريال « ستایش » گريه مي كنند و
قربون صدقه فلان قاچاقچي« شوک » مي روند ديگر وقت ندارند كه به
سيلي خوردن حضرت زهرا(سلام الله عليها) فكر كنند و خون دل خوردنهاي امام
امت را بشناسند و كتابهاي شهيد مطهري را بخوانند و هشدارهاي رهبري را
جدي بگيرند.
آنها مي خواهند خوش باشند و زندگي خودشان را بكنند. كاري هم به كار كسي
نداشته باشند.اگر چنين نكنند ، چه كسي دنبال بهترين آنتن ماهواره بگردد.؟ چه
كسي فيلمهاي سرخ پوستي ببيند و عشق را از فيلمهاي هندي ياد بگيرد؟
كاش مردهايي كه غيرتشان را گم كرده اند ، به اندازه دفترچه بيمه شان به اندازه
كوپن قند و شكرشان براي پيدا كردنش به دست و پا مي افتادند. مردم به
استراحت پس از جنگ پرداخته اند . انصافها چرت مي زند و وجدانها آنفلانزا
گرفته و تابوت عاطفه برزمين مانده است.
كاش قحطي عفت تمام مي شد!
كاش عمليات چريكي چمران فراموش نمي شد!
كاش «حاجبی » ها و « ذاکری» هااز ياد نمي رفتند!
كاش طنين صداي شهيد آويني را با صداي نكره « مايكل جكسون » عوض
نمي كرديم .
كاش از بوي گلاب بيشتراز ادكلن شبهاي پاريس و . . . . خوشمان مي آمد
چه خوب گفت آنكه گفت :
« گل محمدي باش ، تا محتاج ادكلن فرانسوي نشوي »
به نقل :اسوه حسنه سردار شهید حاج علی حاجبی
اهل البصر
