تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چهار توفیق که چهار نعمت الهی هستند
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
در الدر المنثور است كه ابن ابى الدنيا و بيهقى در كتاب" شعب الايمان" از ابى زهير يحيى بن عطارد بن مصعب، از پدرش روايت كرده‏اند كه گفت:

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: به هيچ كس چهار چيز ندادند كه از چهار چيزش دريغ كرده باشند:

به كسى توفيق شكر ندادند كه از زيادى نعمتش دريغ كرده باشند، زيرا خداى تعالى فرمود:" لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ"

و به كسى توفيق دعا ندادند كه اجابت را از وى دريغ كرده باشند چون خداى تعالى فرموده:" ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ"

و به كسى توفيق استغفار ندادند كه از آمرزشش دريغ كرده باشند، زيرا خداى تعالى فرموده:" اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً"

و به كسى توفيق توبه ندادند كه از قبول توبه‏اش دريغ كرده باشند، چون خداى تعالى فرموده:
" وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ" .



منبع:ترجمه تفسیر المیزان
ابو نعيم، در كتاب،" حليه" از طريق مالك ابن انس، از جعفر بن محمد بن على بن الحسين روايت كرده كه گفت: وقتى سفيان ثورى به جعفر بن محمد گفت: من از محضرت بر نمى‏خيزم تا اينكه مرا حديث كنى، جعفر بن محمد گفت:
پس گوش كن كه براى تو حديثى مى‏گويم كه از احاديث زيادى بهتر باشد، چون حديث زياد، براى تو خوب نيست:


وقتى خداوند به تو نعمتى داد و خواستى هميشه برايت بماند شكر و سپاس خداى را بر آن زياد به جاى آر چون خداى تعالى در كتاب مجيدش فرموده:

" لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ"،

و هر وقت محروميت از نعمتى طول كشيد زياد استغفار كن، چون خداى تعالى در كتاب مجيدش فرموده:" اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ
- يعنى در دنيا و آخرت - وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً"

اى سفيان اگر از ناحيه سلطان و يا كس ديگرى اندوهى به تو روى آورد زياد بگو" لا حول و لا قوة الا باللَّه"، كه اين كلمه، كليد فرج و گنجى از گنجهاى بهشت است .

منبع:ترجمه تفسیر المیزان
به نام خدا

سلام

دوستان میخوام تجربه ای از خودمو به اشتراک بزارم .

متاسفانه دچار اتفاقی شدم که بسیار آزارم میداد . حتی بعد از گذشت چند سال , متاسفانه گاهگاه میشد که ازش شکایت میکردم و تاسف میخوردم از اون اتفاق . دردش واقعا جانکاه بود . اینقدر با خودم راجع بهش حرف میزدم که سرم درد میکرد .

تا اینکه یک روز به ذهنم رسید که چرا شکر نکنم ؟ چرا فکر نکنم که اون اتفاق خواست خدا بوده ؟

و با خودم خیلی ناخودآگاه ( در حقیقت از سر لطف الهی Big Grin) شروع به اذکار شکر گزاری کردم .

لا حول و لا قوه .....

الحمد لله ...

باور نمیکنید که ناگهان سنگینی اون اتفاق بعد از چندی ازم برداشته شد ! چیزی که سالها زجرم میداد . و دیده بودم که کسایی برای رفع اینچنین حالاتی سراغ دکتر هم میرن .

دوستان فقط اینکه تا میتونید شکر کنید . استغفار کنید . تا جایی که ممکنه , هر چیزی رو خواست خدا بدونید .

در مورد خودم باید بگم که فقط جهل و نادانی و اشتباهاته که از منه و >>>> لا حول و لا قوه الا بالله Big GrinBig Grin
آدرس های مرجع